<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://iranology-e.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Nazanin</id>
	<title>ویکی ایران - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://iranology-e.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Nazanin"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Nazanin"/>
	<updated>2026-06-21T04:31:12Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.1</generator>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D9%86%D9%88&amp;diff=8912</id>
		<title>پیام نو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D9%86%D9%88&amp;diff=8912"/>
		<updated>2025-05-15T18:50:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[پیام نو]]،&#039;&#039;&#039; مجله ادبی، هنری، علمی [[پیام نوین|پیام]] نو ارگان رسمی [[انجمن آثار و مفاخر فرهنگی|انجمن]] روابط فرهنگی ایران و شوروی در 1323ش شروع به انتشار کرد. مجله مذکور ناشر افکار [[انجمن آثار و مفاخر فرهنگی|انجمن]] و نخستین صاحب امتیاز آن سعید نفیسی [1274- 1345ش] بود [افشار، ص175]&amp;lt;ref&amp;gt;افشار، ایرج. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نادره كاران.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: نشر قطره، 1383، ص175 &amp;lt;/ref&amp;gt;. پس از چند سال که نفیسی این مجله را اداره کرد، بزرگ علوی اداره آن را بر عهده گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجله پیام نو در تقویت روابط فرهنگی دو کشور ایران و شوروی نقش اساسی ایفا کرد. در این مجله مقالات متعددی در زمینه پژوهش‌های تاریخی و ادبی و علمی و اجتماعی به چاپ رسیده و آثار برخی از نویسندگان و شاعران شوروی ترجمه و در شماره‌های مختلف نشریه مذکور به طبع رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعضای هیأت تحریریه در سال نخست افراد زیر بودند خانم فاطمه سیاح، سعید نفیسی، صادق هدایت، دکتر ذبیح‌الله صفا، [[عبدالحسین نوشین]] و عیسی بهنام اما دبیر هیأت تحریریه سعید نفیسی بود. هیأت تحریریه در شماره نخست (مرداد 1323ش) مرام مجله را چنین توصیف کرده است: «مجله پیام نو ناشر افکار و مرام انجمن روابط فرهنگی ایران با اتحاد جماهیر شوروی است. ملل نیز مانند اشخاص ناگزیر از رفت و آمد و نشست و برخاست و آمیزش با یکدیگرند... . آمیزش‌هایی که در میان اقوام و ملل است تا بر پایه معنوی و هم اندیشگی استوار نباشد هر روز بیم آن می‌رود که چون امید نفع برخاست دوستی نیز زایل شود. ... در میان ایران و شوروی صدها وجه اشتراک معنوی هست که یک یا دو از آن‌ها بسنده است که ملل دیگر را از نزدیک به یکدیگر مربوط کند... [پیام نو، سال 1 شماره1 سرمقاله].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دوره اول پیام نو جمعاً 12 شماره منتشر گردید. نخستین شماره دوره دوم پیام نو از آذر 1324ش شروع به انتشار کرد. از این پس در سرمقاله‌های نخست هر سال بزرگ علوی که به عنوان سردبیر بود در مقاله مشی مجله را توصیف می‌کرد. از پیام نو مجموعاً هفت دوره منتشر شده است. از دوره هفتم فقط شش شماره منتشر گردید نخستین شماره در خرداد 1333ش و آخرین شماره در اسفند 1333ش منتشر گردیده است. از آن پس مجله پس از انتشار جمعاً 78 شماره در هفت دوره به کلی تعطیل شد. در این ادوار نویسندگان برجسته‌ای با پیام نو همکاری داشته و آثار خود را در آن درج نموده‌اند. خدمت فرهنگی این مجله پس از تعطیلی و پس از گذشت چند سال وقفه توسط نشریه پیام نوین&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; دنبال گردید. [پیام نوین س10 ش2، ص6-7]&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مجله پیام نوین.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; سال 10 ش2 [بهمن و اسفند 1351، ص1 – 7: س10 ش7، ص 75 به بعد &amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
سید علی آل داود&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA&amp;diff=8211</id>
		<title>سانسور در مطبوعات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA&amp;diff=8211"/>
		<updated>2025-05-11T20:52:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[سانسور در مطبوعات]]،&#039;&#039;&#039; چون مطبوعات ایران از آغاز توسط دولت یا تحت تصدی دولتیان دایر گردیده بود از همان آغاز با سانسور و خود سانسوری مواجه شدند. نخستین بار در عصر [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] و مقارن با شروع نسبتاً گسترده روزنامهنگاری، سانسور هم به وجود آمد، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات که خود مسئوولیت اداره سانسور را، که از دوائر آن وزرات‌خانه بود، بر عهده داشت در مآثروالآثار چنین نوشته است: «اداره سانسور که عبارت از تفتیش کتب و روزنامههای وارده از خارج است، چون بعضی از مطبوعات بعضی از ممالک که مشتمل بر طعن طریقی و یا قدح فریقی و یا هجاء شخصی و یا هزل فاحشی بود به لحاظ مبارک این پادشاه می‌رسید از انتشار آن همواره آثار کراهت بر جبین همایون هویدا بود... دایره تفتیشی ایجاد کردهاند و اسم آن سانسور است... [به نقل از صدرهاشمی، مقدمه، ج1/10]&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;. اصفهان: کمال، 1363، ج اول مقدمه&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس از گسترش کار چاپ و ایجاد درالطباعه و سپس وزارت انطباعات، سانسور رسمی شد. اداره مذکور اطلاعیهای خطاب به عموم صادر کرد و در آن صریحاً دستور داده بود که هر کتاب که می‌خواهد چاپ و منتشر شود باید نخست رئیس دارالطباعه آن را دیده و مجوز صادر کند. اولین فرمان سانسور را ناصرالدین شاه در ذی‌حجه 1287ق / ؟ م صادر نمود و براساس این فرمان روزنامه رسمی دولت علیه ایران زیر نظر دارالطباعه و رئیس آن اعتمادالسلطنه بایستی فرامین شاه را انجام داده و برخلاف میل او مطلبی درج نکند. [عقیلی، ص799]&amp;lt;ref&amp;gt;عقیلی، عبدالله. &#039;&#039;&#039;اولین فرمان سانسور مطبوعات در ایران&#039;&#039;&#039;. آینده، س17، ش9-12، [آذر- اسفند 1370]، ص 799- 800)&amp;lt;/ref&amp;gt;. از آن پس اعلانی در شماره 552 این روزنامه منتشر شد مبنی بر آن‌که چون میرزا ابوالحسن صنیع‌الملک نایب وزارت علوم شده بر حسب امر شاه مکلّف است از نشر کتاب‌ها و آثاری که مضر به اخلاق عمومی و فاسدکننده خلق و خوی خرد و بزرگ باشد جلوگیری نماید و کتاب‌هایی را که ظاهراً و باطناً سودمند باشد چاپ نماید. به دنبال آن، اداره سانسور زیر نظر وزارت انطباعات تشکیل شد (محیط طباطبائی، ص47- 48، آرین‌پور، ص1/249)&amp;lt;ref&amp;gt;آرین‌پور، یحیی. &#039;&#039;&#039;از صبا تا نیما&#039;&#039;&#039;. تهران: زوار، 1375، ج1/249-250&amp;lt;/ref&amp;gt;. در کتابچه قانون کنت دومونت فرت نخستین رئیس نظمیه ایران نیز مادهای برای مجازات متخلفان مطبوعاتی پیش‌بینی شده است (پروین 1/179)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;پروین، دکتر ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامهنگاری ایرانیان و&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;دیگر پارسی‌نویسان&#039;&#039;&#039;. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1377- 1379، ج1/179- 181، ج2/ صفحات مختلف؛&amp;lt;/ref&amp;gt;. سانسور در آغاز تنها متوجه چاپخانه ها و جرائد بود به تدریج جرائد خارجی که به ایران وارد می‌شدند مشمول این قانون شد. به موازات ایجاد سانسور، در رسالههای آزادی‌خواهان و آشنایان با تمدن غربی سخن از آزادی مطبوعات و عدم سانسور به میان آمد. در زمان صدارت میرزا حسین‌خان سپهسالار چون صدراعظم خود عقیده به آزادی مطبوعات داشت سخت‌گیری کمتری اعمال می‌گردید. سپس در 1302 واحد رسمی اداره سانسور تشکیل گردید که وظیفه آن جلوگیری از نشر کتب خلاف اخلاق و مذهب و نظارت بر چاپ کتاب و مطبوعات داخل کشور بود. براساس پیشنهاد اعتمادالسلطنه که مسئوولیت دایره سانسور را عهدهدار بود از ورود برخی نشریات خارجی چون اختر&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; و قانون جلوگیری به عمل می‌آمد [پروین، 1/180- 181]&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. شخص ناصرالدین شاه هم نسبت به مندرجات مطبوعات و کتاب‌ها حساس بود و جدا از وزارت انطباعات، خود او هم برخی کتاب‌ها و مطبوعات را می‌خواند و دستوراتی می‌داد چنان‌که اعتمادالسلطنه در یادداشت‌های روزانه خود بارها به مواردی اشاره می‌کند که شاه به پارهای مندرجات روزنامه انتقاد کرده و از پخش آن‌ها جلوگیری شده است (پروین 1/181)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. مطبوعات در عصر مظفرالدین شاه به نسبت آزادتر از عصر ناصری بودند. بیشتر جرائد این دوره در سرلوحه خود تصریح می‌کردند که آن‌ها آزادند و مقصود آن بود که نویسندگان و دارندگان آن‌ها می‌توانند به آزادی اندیشههای خود را بیان کنند. چنان‌که محمدحسین فروغی مدیر روزنامه تربیت&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; در شماره 424 این روزنامه اعلام کرده که درین عصر مطبوعات نسبت به دوره قبل از آزادی بیشتری برخوردارند. از روزنامههای روشنفکر این زمان یکی «احتیاج» بود که در آن علناً از وابستگی اقتصادی ایران به بیگانگان انتقادی می‌شد (پروین 2/427)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. با وقوع انقلاب مشروطه و صدور فرمان آن و تشکیل مجلس شورای ملی مبارزه با سانسور و حذف وزارت انطباعات به اوج خود رسید. مجلس و مردم کوشش‌های مستمری را برای حذف آن‌ها آغاز کردند (کهن، ص2/85- 87)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;؛ کهن، گوئل. &#039;&#039;&#039;تاریخ سانسور در مطبوعات ایران&#039;&#039;&#039;. تهران: آگاه، 1362، ج2/22- 23، 47، 48، 85- 96، 101، 229- 230.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در دو سه ماه اول اعلام نظام مشروطه تا پیش از افتتاح مجلس اول، مطبوعات همچنان تحت سانسور قرار داشتند و وزارت انطباعات به همان شیوه پیشین آن‌ها را تحت نظارت داشت. درین زمان نوع دیگری از مطبوعات به نام شب‌نامه رواج پیدا کرد که تعداد فراوانی منتشر می‌شدند و معروف‌ترین آن‌ها متعلق به سیدمحمدرضا مساوات شیرازی بود (کهن، همانجا ص22- 23). اما با گشایش رسمی مجلس اول، روزنامهنگاری در ایران تحول عمدهای پیدا کرد، هر چند وزارت انطباعات هنوز قدرت داشت اما روزنامهنگاران برای اعلام مواضع جدید مبنی بر رفع سانسور می‌کوشیدند. (همو 47- 48)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;. لغو کامل سانسور در 1325ق یک‌سال پس از پیروزی مشروطه با انحلال وزارت انطباعات به عنوان کارگزار سانسور رخ داد. در این سال با عقب‌نشینی محمدعلی شاه و فعالیت مستمر مجلس و انتقاد از دخالت‌های وزارت انطباعات، بالاخره مشروطهخواهان موفق به انحلال این وزارت‌خانه شدند. از این پس فعالیت‌های مطبوعات رشد و ارتقا پیدا کرد و ‌آزادی قلم قانونی شد. نخستین قانون مطبوعات هم یکسال بعد در 1326ق به تصویب مجلس رسید. (کهن 2/96- 97، 101)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;. از آن پس مطبوعات وارد مرحله نوینی شدند. موقتاً آگاهی و آزادی جای خود را به سانسور داده بود و روزنامهنگاران با بهرهگیری از فضای جدید به فعالیت پرداختند. امتیاز روزنامه مجلس در همین زمان به عنوان نخستین روزنامه آزاد در ایران به نام سیدمحمدصادق طباطبایی صادر شد. درسرلوحه این روزنامه همیشه عبارت «این روزنامه به کلی مطلق و آزادست» درج می‌گردید. (ذاکرحسین، ص66). گفته می‌‌شد که درین سال‌ها آزادی مطبوعات باعث افزایش عنوان‌ها و تیراژ آن‌ها شده و به گفته یکی از نویسندگان آن دوره «آزادی قلم در ایران در هیچ یک از ممالک فرنگ نیست» (همو، ص68). سانسور و توقیف جراید از 1300ش کمابیش شروع و ادامه پیدا کرد در سال‌های آخر سلطنت احمدشاه و با کم شدن قدرت سلطنت جرائدی که توهین به مقام سلطنت را آسان می‌دیدند چندی دچار توقیف شدند و چند روزنامه در این دوره برای مدتی از انتشار فروماندند (بیات، ص 12)&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;اسناد&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039; [1320- 1286]، جلد اول، به کوشش کاوه بیات&amp;lt;/ref&amp;gt;. با استقرار سلطنت رضاشاه و قدرت‌یابی او به تدریج سانسور مطبوعات شدت پیدا کرد چنان‌که در نیمه دوم سلطنت او هیچ نشریهای بدون سانسور و نظارت شهربانی قدرت انتشار نداشت. با سقوط رضاشاه دوره طلایی آزادی مطبوعات شروع شد که تا 1332ش ادامه پیدا کرد. پس از سقوط مصدق مطبوعات اندک اندک گرفتار سانسور شدند به گونهای که در دهه آخر دوران پهلوی از شمار نشریات آزاد کاسته و اکثر آن‌ها در 1353ش گرفتار توقیف دسته جمعی شدند. در این ادوار چند بار قانون مطبوعات اصلاح و یا تغییر یافت و با آن که حسب مواد مندرجه در آن‌ها، مطبوعات برای درج اخبار سیاسی و اجتماعی آزاد بودند اما در عمل همواره موانع عمدهای در راه انتشار آزاد آن‌ها ایجاد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
آرین‌پور، یحیی. &#039;&#039;&#039;از صبا تا نیما&#039;&#039;&#039;. تهران: زوار، 1375، ج1/249-250؛ &#039;&#039;&#039;اسناد&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039; [1320- 1286]، جلد اول، به کوشش کاوه بیات و مسعود کوهستانی‌نژاد، تهران: سازمان اسناد ملی ایران، 1372؛ پروین، دکتر ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامهنگاری ایرانیان و&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;دیگر پارسی‌نویسان&#039;&#039;&#039;. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1377- 1379، ج1/179- 181، ج2/ صفحات مختلف؛ صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;. اصفهان: کمال، 1363، ج اول مقدمه؛ عقیلی، عبدالله. &#039;&#039;&#039;اولین فرمان سانسور مطبوعات در ایران&#039;&#039;&#039;. آینده، س17، ش9-12، [آذر- اسفند 1370]، ص 799- 800)؛ کهن، گوئل. &#039;&#039;&#039;تاریخ سانسور در مطبوعات ایران&#039;&#039;&#039;. تهران: آگاه، 1362، ج2/22- 23، 47، 48، 85- 96، 101، 229- 230.&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
جمشید کیانفر&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA&amp;diff=8210</id>
		<title>سانسور در مطبوعات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA&amp;diff=8210"/>
		<updated>2025-05-11T20:51:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[سانسور در مطبوعات]]،&#039;&#039;&#039; چون مطبوعات ایران از آغاز توسط دولت یا تحت تصدی دولتیان دایر گردیده بود از همان آغاز با سانسور و خود سانسوری مواجه شدند. نخستین بار در عصر [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] و مقارن با شروع نسبتاً گسترده روزنامهنگاری، سانسور هم به وجود آمد، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات که خود مسئوولیت اداره سانسور را، که از دوائر آن وزرات‌خانه بود، بر عهده داشت در مآثروالآثار چنین نوشته است: «اداره سانسور که عبارت از تفتیش کتب و روزنامههای وارده از خارج است، چون بعضی از مطبوعات بعضی از ممالک که مشتمل بر طعن طریقی و یا قدح فریقی و یا هجاء شخصی و یا هزل فاحشی بود به لحاظ مبارک این پادشاه می‌رسید از انتشار آن همواره آثار کراهت بر جبین همایون هویدا بود... دایره تفتیشی ایجاد کردهاند و اسم آن سانسور است... [به نقل از صدرهاشمی، مقدمه، ج1/10]&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;. اصفهان: کمال، 1363، ج اول مقدمه&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس از گسترش کار چاپ و ایجاد درالطباعه و سپس وزارت انطباعات، سانسور رسمی شد. اداره مذکور اطلاعیهای خطاب به عموم صادر کرد و در آن صریحاً دستور داده بود که هر کتاب که می‌خواهد چاپ و منتشر شود باید نخست رئیس دارالطباعه آن را دیده و مجوز صادر کند. اولین فرمان سانسور را ناصرالدین شاه در ذی‌حجه 1287ق / ؟ م صادر نمود و براساس این فرمان روزنامه رسمی دولت علیه ایران زیر نظر دارالطباعه و رئیس آن اعتمادالسلطنه بایستی فرامین شاه را انجام داده و برخلاف میل او مطلبی درج نکند. [عقیلی، ص799]&amp;lt;ref&amp;gt;عقیلی، عبدالله. &#039;&#039;&#039;اولین فرمان سانسور مطبوعات در ایران&#039;&#039;&#039;. آینده، س17، ش9-12، [آذر- اسفند 1370]، ص 799- 800)&amp;lt;/ref&amp;gt;. از آن پس اعلانی در شماره 552 این روزنامه منتشر شد مبنی بر آن‌که چون میرزا ابوالحسن صنیع‌الملک نایب وزارت علوم شده بر حسب امر شاه مکلّف است از نشر کتاب‌ها و آثاری که مضر به اخلاق عمومی و فاسدکننده خلق و خوی خرد و بزرگ باشد جلوگیری نماید و کتاب‌هایی را که ظاهراً و باطناً سودمند باشد چاپ نماید. به دنبال آن، اداره سانسور زیر نظر وزارت انطباعات تشکیل شد (محیط طباطبائی، ص47- 48، آرین‌پور، ص1/249)&amp;lt;ref&amp;gt;آرین‌پور، یحیی. &#039;&#039;&#039;از صبا تا نیما&#039;&#039;&#039;. تهران: زوار، 1375، ج1/249-250&amp;lt;/ref&amp;gt;. در کتابچه قانون کنت دومونت فرت نخستین رئیس نظمیه ایران نیز مادهای برای مجازات متخلفان مطبوعاتی پیش‌بینی شده است (پروین 1/179)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;پروین، دکتر ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامهنگاری ایرانیان و&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;دیگر پارسی‌نویسان&#039;&#039;&#039;. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1377- 1379، ج1/179- 181، ج2/ صفحات مختلف؛&amp;lt;/ref&amp;gt;. سانسور در آغاز تنها متوجه چاپخانه ها و جرائد بود به تدریج جرائد خارجی که به ایران وارد می‌شدند مشمول این قانون شد. به موازات ایجاد سانسور، در رسالههای آزادی‌خواهان و آشنایان با تمدن غربی سخن از آزادی مطبوعات و عدم سانسور به میان آمد. در زمان صدارت میرزا حسین‌خان سپهسالار چون صدراعظم خود عقیده به آزادی مطبوعات داشت سخت‌گیری کمتری اعمال می‌گردید. سپس در 1302 واحد رسمی اداره سانسور تشکیل گردید که وظیفه آن جلوگیری از نشر کتب خلاف اخلاق و مذهب و نظارت بر چاپ کتاب و مطبوعات داخل کشور بود. براساس پیشنهاد اعتمادالسلطنه که مسئوولیت دایره سانسور را عهدهدار بود از ورود برخی نشریات خارجی چون اختر&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; و قانون جلوگیری به عمل می‌آمد [پروین، 1/180- 181]&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. شخص ناصرالدین شاه هم نسبت به مندرجات مطبوعات و کتاب‌ها حساس بود و جدا از وزارت انطباعات، خود او هم برخی کتاب‌ها و مطبوعات را می‌خواند و دستوراتی می‌داد چنان‌که اعتمادالسلطنه در یادداشت‌های روزانه خود بارها به مواردی اشاره می‌کند که شاه به پارهای مندرجات روزنامه انتقاد کرده و از پخش آن‌ها جلوگیری شده است (پروین 1/181)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. مطبوعات در عصر مظفرالدین شاه به نسبت آزادتر از عصر ناصری بودند. بیشتر جرائد این دوره در سرلوحه خود تصریح می‌کردند که آن‌ها آزادند و مقصود آن بود که نویسندگان و دارندگان آن‌ها می‌توانند به آزادی اندیشههای خود را بیان کنند. چنان‌که محمدحسین فروغی مدیر روزنامه تربیت&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; در شماره 424 این روزنامه اعلام کرده که درین عصر مطبوعات نسبت به دوره قبل از آزادی بیشتری برخوردارند. از روزنامههای روشنفکر این زمان یکی «احتیاج» بود که در آن علناً از وابستگی اقتصادی ایران به بیگانگان انتقادی می‌شد (پروین 2/427)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. با وقوع انقلاب مشروطه و صدور فرمان آن و تشکیل مجلس شورای ملی مبارزه با سانسور و حذف وزارت انطباعات به اوج خود رسید. مجلس و مردم کوشش‌های مستمری را برای حذف آن‌ها آغاز کردند (کهن، ص2/85- 87)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;؛ کهن، گوئل. &#039;&#039;&#039;تاریخ سانسور در مطبوعات ایران&#039;&#039;&#039;. تهران: آگاه، 1362، ج2/22- 23، 47، 48، 85- 96، 101، 229- 230.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در دو سه ماه اول اعلام نظام مشروطه تا پیش از افتتاح مجلس اول، مطبوعات همچنان تحت سانسور قرار داشتند و وزارت انطباعات به همان شیوه پیشین آن‌ها را تحت نظارت داشت. درین زمان نوع دیگری از مطبوعات به نام شب‌نامه رواج پیدا کرد که تعداد فراوانی منتشر می‌شدند و معروف‌ترین آن‌ها متعلق به سیدمحمدرضا مساوات شیرازی بود (کهن، همانجا ص22- 23). اما با گشایش رسمی مجلس اول، روزنامهنگاری در ایران تحول عمدهای پیدا کرد، هر چند وزارت انطباعات هنوز قدرت داشت اما روزنامهنگاران برای اعلام مواضع جدید مبنی بر رفع سانسور می‌کوشیدند. (همو 47- 48)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;. لغو کامل سانسور در 1325ق یک‌سال پس از پیروزی مشروطه با انحلال وزارت انطباعات به عنوان کارگزار سانسور رخ داد. در این سال با عقب‌نشینی محمدعلی شاه و فعالیت مستمر مجلس و انتقاد از دخالت‌های وزارت انطباعات، بالاخره مشروطهخواهان موفق به انحلال این وزارت‌خانه شدند. از این پس فعالیت‌های مطبوعات رشد و ارتقا پیدا کرد و ‌آزادی قلم قانونی شد. نخستین قانون مطبوعات هم یکسال بعد در 1326ق به تصویب مجلس رسید. (کهن 2/96- 97، 101)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;. از آن پس مطبوعات وارد مرحله نوینی شدند. موقتاً آگاهی و آزادی جای خود را به سانسور داده بود و روزنامهنگاران با بهرهگیری از فضای جدید به فعالیت پرداختند. امتیاز روزنامه مجلس در همین زمان به عنوان نخستین روزنامه آزاد در ایران به نام سیدمحمدصادق طباطبایی صادر شد. درسرلوحه این روزنامه همیشه عبارت «این روزنامه به کلی مطلق و آزادست» درج می‌گردید. (ذاکرحسین، ص66). گفته می‌‌شد که درین سال‌ها آزادی مطبوعات باعث افزایش عنوان‌ها و تیراژ آن‌ها شده و به گفته یکی از نویسندگان آن دوره «آزادی قلم در ایران در هیچ یک از ممالک فرنگ نیست» (همو، ص68). سانسور و توقیف جراید از 1300ش کمابیش شروع و ادامه پیدا کرد در سال‌های آخر سلطنت احمدشاه و با کم شدن قدرت سلطنت جرائدی که توهین به مقام سلطنت را آسان می‌دیدند چندی دچار توقیف شدند و چند روزنامه در این دوره برای مدتی از انتشار فروماندند (بیات، ص 12)&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;اسناد&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039; [1320- 1286]، جلد اول، به کوشش کاوه بیات&amp;lt;/ref&amp;gt;. با استقرار سلطنت رضاشاه و قدرت‌یابی او به تدریج سانسور مطبوعات شدت پیدا کرد چنان‌که در نیمه دوم سلطنت او هیچ نشریهای بدون سانسور و نظارت شهربانی قدرت انتشار نداشت. با سقوط رضاشاه دوره طلایی آزادی مطبوعات شروع شد که تا 1332ش ادامه پیدا کرد. پس از سقوط مصدق مطبوعات اندک اندک گرفتار سانسور شدند به گونهای که در دهه آخر دوران پهلوی از شمار نشریات آزاد کاسته و اکثر آن‌ها در 1353ش گرفتار توقیف دسته جمعی شدند. در این ادوار چند بار قانون مطبوعات اصلاح و یا تغییر یافت و با آن که حسب مواد مندرجه در آن‌ها، مطبوعات برای درج اخبار سیاسی و اجتماعی آزاد بودند اما در عمل همواره موانع عمدهای در راه انتشار آزاد آن‌ها ایجاد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
آرین‌پور، یحیی. &#039;&#039;&#039;از صبا تا نیما&#039;&#039;&#039;. تهران: زوار، 1375، ج1/249-250؛ &#039;&#039;&#039;اسناد&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039; [1320- 1286]، جلد اول، به کوشش کاوه بیات و مسعود کوهستانی‌نژاد، تهران: سازمان اسناد ملی ایران، 1372؛ پروین، دکتر ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامهنگاری ایرانیان و&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;دیگر پارسی‌نویسان&#039;&#039;&#039;. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1377- 1379، ج1/179- 181، ج2/ صفحات مختلف؛ صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;. اصفهان: کمال، 1363، ج اول مقدمه؛ عقیلی، عبدالله. &#039;&#039;&#039;اولین فرمان سانسور مطبوعات در ایران&#039;&#039;&#039;. آینده، س17، ش9-12، [آذر- اسفند 1370]، ص 799- 800)؛ کهن، گوئل. &#039;&#039;&#039;تاریخ سانسور در مطبوعات ایران&#039;&#039;&#039;. تهران: آگاه، 1362، ج2/22- 23، 47، 48، 85- 96، 101، 229- 230.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=8205</id>
		<title>روزنامه دولت علیه ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=8205"/>
		<updated>2025-05-11T20:39:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[روزنامه دولت علیه ایران]]،&#039;&#039;&#039; نخستین روزنامه مصوّر ایران که به مدیریت میرزا ابوالحسن‌خان صنیع‌الملک غفاری در 5 صفر 1277هـ.ق و به جای [[وقایع اتفاقیه|روزنامه وقایع ‌اتفاقیه]] منتشر می‌شد. روزنامه مذکور به توالی شماره مسلسل روزنامه وقایع ‌اتفاقیه چاپ می‌شد. بدین صورت که از روزنامه یاد شده 470 شماره منتشر شده بود و شماره 471 آن با عنوان «روزنامه وقایع» و از شماره 472 با عنوان روزنامه دولت علیه ایران به چاپ رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صنیع‌الملک سال‌ها در اروپا در رشته نقاشی تحصیل کرده و علاوه بر تکمیل رشته نقاشی در امور چاپ لیتوگرافی (= چاپ سنگی) نیز تحصیل کرده بود و اطلاعات مفیدی با خود به ایران آورد و پس از بازگشت به ایران در 1377هـ.ق چاپ و انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه بدو واگذار شد و او نام روزنامه را تغییر داده و با عنوان جدید و البته مصور به چاپ آن پرداخت و در هر شماره تصاویری از رجال، شاه، شخصیت‌های درباری و سیاسی، مناظر تهران و بعضی از وقایع و اتفاقات را نقاشی و چاپ می‌کرد. اولین شماره روزنامه دولت علیه ایران (ش472) تصویر «صورت سلام حضور مبارک اقدس» در عمارت نیاوران، شاهزاده نصرت‌الدوله (حاکم تهران) و تصویر ابوالحسن‌خان نقاشباشی که در ذیل آن عکسی از دستگاه چاپ لیتوگرافی را به قلم خود او به ارمغان داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صنیع‌الملک یا نقاشباشی با تغییر در کیفیت چاپ و قطع روزنامه غالباً در هفت‌ صفحه و گاه تا 12 صفحه مجموعاً 122 شماره (از 471-592) به تاریخ (پنج‌شنبه 5 صفر 1277 الی پنجم ؟ ربیع‌الثانی 1283ق) از روزنامه را منتشر کرد. ناصرالدین شاه قاجار در 1283 تصمیم گرفت که به جای یک روزنامه چهار روزنامه در هر ماه منتشر شود و فرمان آن در شماره 591 (پنج‌شنبه 6 ربیع‌الاول 1283هـ) چاپ شده است. در این فرمان مدیریت روزنامه‌ها با اعتضادالسلطنه وزیر علوم بود و صنیع‌الملک به عنوان نایب وی معیّن گردید. قرار بود که روزنامه دولت علیه ایران با عنوان «روزنامه دولتی مصور» به حیات خود ادامه دهد، اما با درگذشت صنیع‌الملک انتشار چنین روزنامه‌ای صورت نگرفت، گرچه روزنامه دولتی (ش593-638) بدون تصویر (با دو شماره مصور ش 596 و 599) چاپ می‌شد و از شماره 639-650 (پنج‌شنبه 2 ذی‌قعده 1286 الی پنچ‌شنبه 10 ذی‌حجه 1287ق) بار دیگر با عنوان روزنامه دولت علیه ایران منتشر می‌شد، در آغاز 1288ق روزنامه ایران به مدیریت محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه به جای روزنامه دولت علیه ایران نشر یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه دولت علیه ایران از نظر محتوا همانند روزنامه وقایع اتفاقیه بود و نخست اخبار مربوط به تهران یعنی شاه و دربار و بعد اخبار دارالخلافه (پایتخت) و قشون (سپاه) و بعد از تهران، اخبار مربوط به ایالات و ولایات (استان‌ها و شهرستان‌ها)، اخبار خارجه (غالباً ترجمه از روزنامه‌های فرنگی)، گاه اعلان و در بعضی مواقع مثلاً ایام ماه مبارک رمضان نرخ اجناس را چاپ می‌کرد. به عبارت دیگر در کم و کیف محتوای روزنامه تغییری حاصل نشد و تنها شکل ظاهری روزنامه‌ها تغییر یافته به صورت مصور و با کیفیت بهتر چاپ می‌شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها تغییری که در مطالب روزنامه مشاهده می‌شود این‌که از شماره 628 ترجمه‌های محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه به صورت پاورقی در روزنامه‌ چاپ می‌شد و از شماره 639 که روزنامه دولتی بار دیگر با عنوان روزنامه دولت علیه نشر می‌یافت در این روزنامه نیز چاپ آن ادامه یافت و همچنین اخبار مربوط به سفرهای ناصرالدین شاه به ایالات و ولایات، و ایضاً شرح مفصل ورود ناصرالدین شاه به بغداد (سفر به عتبات عالیات)، مراسم استقبال از شاه، دیدار با علما، تلگراف به پادشاه عثمانی و جوابیه او در شماره 549 را چاپ کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روزنامه دولت علیه ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تجدید چاپ به اهتمام جمشید کیان‌فر، عنایت‌الله رحمانی، تهران: کتابخانه ملی ایران، 1370-1372، مقدمه و جاهای مختلف. &amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مأخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
جمشید کیانفر&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=8204</id>
		<title>روزنامه دولت علیه ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=8204"/>
		<updated>2025-05-11T20:39:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[روزنامه دولت علیه ایران]]،&#039;&#039;&#039; نخستین روزنامه مصوّر ایران که به مدیریت میرزا ابوالحسن‌خان صنیع‌الملک غفاری در 5 صفر 1277هـ.ق و به جای [[وقایع اتفاقیه|روزنامه وقایع ‌اتفاقیه]] منتشر می‌شد. روزنامه مذکور به توالی شماره مسلسل روزنامه وقایع ‌اتفاقیه چاپ می‌شد. بدین صورت که از روزنامه یاد شده 470 شماره منتشر شده بود و شماره 471 آن با عنوان «روزنامه وقایع» و از شماره 472 با عنوان روزنامه دولت علیه ایران به چاپ رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صنیع‌الملک سال‌ها در اروپا در رشته نقاشی تحصیل کرده و علاوه بر تکمیل رشته نقاشی در امور چاپ لیتوگرافی (= چاپ سنگی) نیز تحصیل کرده بود و اطلاعات مفیدی با خود به ایران آورد و پس از بازگشت به ایران در 1377هـ.ق چاپ و انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه بدو واگذار شد و او نام روزنامه را تغییر داده و با عنوان جدید و البته مصور به چاپ آن پرداخت و در هر شماره تصاویری از رجال، شاه، شخصیت‌های درباری و سیاسی، مناظر تهران و بعضی از وقایع و اتفاقات را نقاشی و چاپ می‌کرد. اولین شماره روزنامه دولت علیه ایران (ش472) تصویر «صورت سلام حضور مبارک اقدس» در عمارت نیاوران، شاهزاده نصرت‌الدوله (حاکم تهران) و تصویر ابوالحسن‌خان نقاشباشی که در ذیل آن عکسی از دستگاه چاپ لیتوگرافی را به قلم خود او به ارمغان داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صنیع‌الملک یا نقاشباشی با تغییر در کیفیت چاپ و قطع روزنامه غالباً در هفت‌ صفحه و گاه تا 12 صفحه مجموعاً 122 شماره (از 471-592) به تاریخ (پنج‌شنبه 5 صفر 1277 الی پنجم ؟ ربیع‌الثانی 1283ق) از روزنامه را منتشر کرد. ناصرالدین شاه قاجار در 1283 تصمیم گرفت که به جای یک روزنامه چهار روزنامه در هر ماه منتشر شود و فرمان آن در شماره 591 (پنج‌شنبه 6 ربیع‌الاول 1283هـ) چاپ شده است. در این فرمان مدیریت روزنامه‌ها با اعتضادالسلطنه وزیر علوم بود و صنیع‌الملک به عنوان نایب وی معیّن گردید. قرار بود که روزنامه دولت علیه ایران با عنوان «روزنامه دولتی مصور» به حیات خود ادامه دهد، اما با درگذشت صنیع‌الملک انتشار چنین روزنامه‌ای صورت نگرفت، گرچه روزنامه دولتی (ش593-638) بدون تصویر (با دو شماره مصور ش 596 و 599) چاپ می‌شد و از شماره 639-650 (پنج‌شنبه 2 ذی‌قعده 1286 الی پنچ‌شنبه 10 ذی‌حجه 1287ق) بار دیگر با عنوان روزنامه دولت علیه ایران منتشر می‌شد، در آغاز 1288ق روزنامه ایران به مدیریت محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه به جای روزنامه دولت علیه ایران نشر یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه دولت علیه ایران از نظر محتوا همانند روزنامه وقایع اتفاقیه بود و نخست اخبار مربوط به تهران یعنی شاه و دربار و بعد اخبار دارالخلافه (پایتخت) و قشون (سپاه) و بعد از تهران، اخبار مربوط به ایالات و ولایات (استان‌ها و شهرستان‌ها)، اخبار خارجه (غالباً ترجمه از روزنامه‌های فرنگی)، گاه اعلان و در بعضی مواقع مثلاً ایام ماه مبارک رمضان نرخ اجناس را چاپ می‌کرد. به عبارت دیگر در کم و کیف محتوای روزنامه تغییری حاصل نشد و تنها شکل ظاهری روزنامه‌ها تغییر یافته به صورت مصور و با کیفیت بهتر چاپ می‌شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها تغییری که در مطالب روزنامه مشاهده می‌شود این‌که از شماره 628 ترجمه‌های محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه به صورت پاورقی در روزنامه‌ چاپ می‌شد و از شماره 639 که روزنامه دولتی بار دیگر با عنوان روزنامه دولت علیه نشر می‌یافت در این روزنامه نیز چاپ آن ادامه یافت و همچنین اخبار مربوط به سفرهای ناصرالدین شاه به ایالات و ولایات، و ایضاً شرح مفصل ورود ناصرالدین شاه به بغداد (سفر به عتبات عالیات)، مراسم استقبال از شاه، دیدار با علما، تلگراف به پادشاه عثمانی و جوابیه او در شماره 549 را چاپ کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روزنامه دولت علیه ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تجدید چاپ به اهتمام جمشید کیان‌فر، عنایت‌الله رحمانی، تهران: کتابخانه ملی ایران، 1370-1372، مقدمه و جاهای مختلف. &amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مأخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7&amp;diff=8203</id>
		<title>زین‌العابدین رهنما</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7&amp;diff=8203"/>
		<updated>2025-05-11T20:37:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[زین‌العابدین رهنما|رهنما، زین‌العابدین]]،&#039;&#039;&#039; (1311ق / 1893م ـ 1368ش)، فرزند شیخ‌ العراقین مازندرانی و از قدیم‌ترین روزنامه‌نگاران ایرانی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزگار جوانی او در عراق گذشت، چون به ایران بازگشت از همان ابتدا به کار مطبوعات پرداخت. وی مقاله‌نویسی برای نشریات را نخست از [[نوبهار|روزنامه &#039;&#039;نو‌بهار&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt;]] به مدیریت ملک‌الشعرای بهار آغاز کرد. پس از مدتی نخست مجله‌ای به نام &#039;&#039;رهنما&#039;&#039; تأسیس کرد و به دنبال آن روزنامه &#039;&#039;رهنما&#039;&#039; را انتشار می‌داد. مطالب روزنامه &#039;&#039;رهنما&#039;&#039; اغلب ترجمه از رویتر و دیگر خبرگزاری‌های مشهور جهانی بود و مقالات آن را کسانی چون جواد آشتیانی، نظام‌السلطنه مافی و شعاع‌السلطنه می‌نوشتند&amp;lt;ref&amp;gt;رهنما، زین‌العابدین. &#039;&#039;«خاطراتی از روزنامه‌نگاری ایران»، &#039;&#039;&#039;مجموعه گفتارهایی درباره چند تن از رجال ادب و تاریخ ایران.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; به کوشش قاسم صافی، تهران: کتابخانه مرکزی دانشگاه، 1357، ص438-442.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از چندی رهنما به عنوان مدیر روزنامه نیمه رسمی &#039;&#039;ایران&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; انتخاب شد. بوف کور صادق هدایت نخست بار در روزنامه &#039;&#039;ایران&#039;&#039; چاپ می‌شد و عکس‌العمل‌های شدیدی را در آن روزگار به وجود آورد&amp;lt;ref&amp;gt;تهران: کتابخانه مرکزی دانشگاه، 1357&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهنما پس از چند سال که مدیریت &#039;&#039;ایران&#039;&#039; را برعهده داشت، مغضوب گردید و روزنامه را از او گرفتند و خود او را به خارج کشور تبعید کردند. پس از شهریور 1320 وی چند گاه روزنامه &#039;&#039;ایران&#039;&#039; را با همکاری فرزندش حمید رهنما منتشر می‌کرد. زین‌العابدین رهنما چند بار به نمایندگی مجلس، معاونت وزارت راه و کشور و معاونت نخست‌وزیری رسید. مدتی هم وزیر مختار ایران در فرانسه و سفیر ایران در چند کشور بود. کتاب مشهور او &#039;&#039;پیامبر&#039;&#039; تاکنون بارها تجدید چاپ شده است&amp;lt;ref&amp;gt;افشار، ایرج. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نادره کاران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. به کوشش محمود نیکویه، تهران: قطره، 1383، ص671-672.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
پروین موسوی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7&amp;diff=8202</id>
		<title>زین‌العابدین رهنما</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7&amp;diff=8202"/>
		<updated>2025-05-11T20:36:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[زین‌العابدین رهنما|رهنما، زین‌العابدین]]،&#039;&#039;&#039; (1311ق / 1893م ـ 1368ش)، فرزند شیخ‌ العراقین مازندرانی و از قدیم‌ترین روزنامه‌نگاران ایرانی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزگار جوانی او در عراق گذشت، چون به ایران بازگشت از همان ابتدا به کار مطبوعات پرداخت. وی مقاله‌نویسی برای نشریات را نخست از [[نوبهار|روزنامه &#039;&#039;نو‌بهار&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt;]] به مدیریت ملک‌الشعرای بهار آغاز کرد. پس از مدتی نخست مجله‌ای به نام &#039;&#039;رهنما&#039;&#039; تأسیس کرد و به دنبال آن روزنامه &#039;&#039;رهنما&#039;&#039; را انتشار می‌داد. مطالب روزنامه &#039;&#039;رهنما&#039;&#039; اغلب ترجمه از رویتر و دیگر خبرگزاری‌های مشهور جهانی بود و مقالات آن را کسانی چون جواد آشتیانی، نظام‌السلطنه مافی و شعاع‌السلطنه می‌نوشتند&amp;lt;ref&amp;gt;رهنما، زین‌العابدین. &#039;&#039;«خاطراتی از روزنامه‌نگاری ایران»، &#039;&#039;&#039;مجموعه گفتارهایی درباره چند تن از رجال ادب و تاریخ ایران.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; به کوشش قاسم صافی، تهران: کتابخانه مرکزی دانشگاه، 1357، ص438-442.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از چندی رهنما به عنوان مدیر روزنامه نیمه رسمی &#039;&#039;ایران&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; انتخاب شد. بوف کور صادق هدایت نخست بار در روزنامه &#039;&#039;ایران&#039;&#039; چاپ می‌شد و عکس‌العمل‌های شدیدی را در آن روزگار به وجود آورد&amp;lt;ref&amp;gt;تهران: کتابخانه مرکزی دانشگاه، 1357&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهنما پس از چند سال که مدیریت &#039;&#039;ایران&#039;&#039; را برعهده داشت، مغضوب گردید و روزنامه را از او گرفتند و خود او را به خارج کشور تبعید کردند. پس از شهریور 1320 وی چند گاه روزنامه &#039;&#039;ایران&#039;&#039; را با همکاری فرزندش حمید رهنما منتشر می‌کرد. زین‌العابدین رهنما چند بار به نمایندگی مجلس، معاونت وزارت راه و کشور و معاونت نخست‌وزیری رسید. مدتی هم وزیر مختار ایران در فرانسه و سفیر ایران در چند کشور بود. کتاب مشهور او &#039;&#039;پیامبر&#039;&#039; تاکنون بارها تجدید چاپ شده است&amp;lt;ref&amp;gt;افشار، ایرج. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نادره کاران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. به کوشش محمود نیکویه، تهران: قطره، 1383، ص671-672.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1&amp;diff=8201</id>
		<title>روزنامه رهبر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1&amp;diff=8201"/>
		<updated>2025-05-11T20:33:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[روزنامه رهبر|رهبر، ارگان اصلی حزب توده ایران]]،&#039;&#039;&#039; نخستین شماره روزنامه رهبر در دهم بهمن 1321 منتشر شد. این روزنامه به جای روزنامه «سیاست» که ارگان پیشین [[حزب توده|حزب توده ایران]] بود منتشر گردید&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سالنامه توده&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. به مناسبت پنجاهمین سالگرد حزب کمونیست ایران و سی‌امین سالگرد حزب توده ایران. 1349، از انتشارات حزب توده ایران.&amp;lt;/ref&amp;gt;. صاحب امتیاز و مدیر مسئول آن ایرج اسکندری و سردبیر آن احسان طبری بود. برخی منابع، تاریخ انتشار نخستین شماره رهبر را 11 اردیبهشت 1322 نوشته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;2.    ساتن، الول‌وکهن، گوئل. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شهریور 20 و مطبوعات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. 1380، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ص 108؛ ابوترابیان، حسین (گردآورنده). &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطبوعات ایران از شهریور 1320 تا 1326.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; چاپ 1366، مؤسسه اطلاعات، 96.&amp;lt;/ref&amp;gt; که بی‌گمان هر دو اشتباه است، چرا که براساس اسناد شهربانی، این روزنامه در تاریخ 27/12/1321 در حال انتشار بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;سلامی، غلامرضا و روستایی، محسن. ا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سناد مطبوعات ایران (1332- 1320).&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; جلد اول، کلیات و قوانین، 1374، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، ص17.&amp;lt;/ref&amp;gt;. رهبر در طول مدت انتشار خود بارها توقیف و به جای آن روزنامه‌هایی چون افق، آسیا، رزم، ندای حقیقت، منشور، شعله‌ور و شمشیر امروز منتشر شد&amp;lt;ref&amp;gt;ساتن و کهن، ص 108؛ برزین، مسعود (گردآورنده). &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شناسنامه مطبوعات ایران از 1215 تا 1357&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. 1371، انتشارات بهجت، ص 219؛ ابوترابیان، ص 96.&amp;lt;/ref&amp;gt;. رهبر یکی از روزنامه‌های عضو جبهه آزادی و در واقع از ارکان اصلی آن و از پرخواننده‌ترین روزنامه‌های زمان خود بود و در طول مدت انتشار چهار ساله خود تیراژش از 500 به 5000 نسخه در روز رسید&amp;lt;ref&amp;gt;ساتن و کهن، ص 109؛ برزین، ص 219؛ ابوترابیان، ص 97.&amp;lt;/ref&amp;gt;.روزنامه رهبر در آذرماه 1325 توقیف و دیگر منتشر نشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه  کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
مسعود عرفانیان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1&amp;diff=8200</id>
		<title>روزنامه رهبر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1&amp;diff=8200"/>
		<updated>2025-05-11T20:32:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[روزنامه رهبر|رهبر، ارگان اصلی حزب توده ایران]]،&#039;&#039;&#039; نخستین شماره روزنامه رهبر در دهم بهمن 1321 منتشر شد. این روزنامه به جای روزنامه «سیاست» که ارگان پیشین [[حزب توده|حزب توده ایران]] بود منتشر گردید&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سالنامه توده&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. به مناسبت پنجاهمین سالگرد حزب کمونیست ایران و سی‌امین سالگرد حزب توده ایران. 1349، از انتشارات حزب توده ایران.&amp;lt;/ref&amp;gt;. صاحب امتیاز و مدیر مسئول آن ایرج اسکندری و سردبیر آن احسان طبری بود. برخی منابع، تاریخ انتشار نخستین شماره رهبر را 11 اردیبهشت 1322 نوشته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;2.    ساتن، الول‌وکهن، گوئل. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شهریور 20 و مطبوعات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. 1380، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ص 108؛ ابوترابیان، حسین (گردآورنده). &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطبوعات ایران از شهریور 1320 تا 1326.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; چاپ 1366، مؤسسه اطلاعات، 96.&amp;lt;/ref&amp;gt; که بی‌گمان هر دو اشتباه است، چرا که براساس اسناد شهربانی، این روزنامه در تاریخ 27/12/1321 در حال انتشار بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;سلامی، غلامرضا و روستایی، محسن. ا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سناد مطبوعات ایران (1332- 1320).&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; جلد اول، کلیات و قوانین، 1374، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، ص17.&amp;lt;/ref&amp;gt;. رهبر در طول مدت انتشار خود بارها توقیف و به جای آن روزنامه‌هایی چون افق، آسیا، رزم، ندای حقیقت، منشور، شعله‌ور و شمشیر امروز منتشر شد&amp;lt;ref&amp;gt;ساتن و کهن، ص 108؛ برزین، مسعود (گردآورنده). &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شناسنامه مطبوعات ایران از 1215 تا 1357&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. 1371، انتشارات بهجت، ص 219؛ ابوترابیان، ص 96.&amp;lt;/ref&amp;gt;. رهبر یکی از روزنامه‌های عضو جبهه آزادی و در واقع از ارکان اصلی آن و از پرخواننده‌ترین روزنامه‌های زمان خود بود و در طول مدت انتشار چهار ساله خود تیراژش از 500 به 5000 نسخه در روز رسید&amp;lt;ref&amp;gt;ساتن و کهن، ص 109؛ برزین، ص 219؛ ابوترابیان، ص 97.&amp;lt;/ref&amp;gt;.روزنامه رهبر در آذرماه 1325 توقیف و دیگر منتشر نشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه  کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%D9%87%D8%AE%D8%AF%D8%A7&amp;diff=8198</id>
		<title>علی اکبر دهخدا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%D9%87%D8%AE%D8%AF%D8%A7&amp;diff=8198"/>
		<updated>2025-05-11T20:28:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[علی اکبر دهخدا|دهخدا، علی‌اکبر]]&#039;&#039;&#039;: (درگذشت 17 اسفند 1334ش)، علامّه علی‌اکبر دهخدا، دانشمند نامدار، ادیب، لغت‌شناس، روزنامه‌نگار و شاعر برجسته ایران فرزند خانبابا خان قزوینی در 1297ق در محله سنگلج [[استان تهران|تهران]] دیده به جهان گشود و فعالیت‌ روزنامه‌نگاری خود را از دوران جوانی آغاز کرد. او نخست نام مستعار «دخو» را برای نگارش مقالات طنزآمیز خود برگزید. دهخدا پس از مراجعت از اروپا به ایران در 1323ق به روزنامه‌نگاری روی آورد و پس از اندکی با عنوان نویسنده و سردبیر روزنامه صوراسرافیل که مدیریت آن‌را میرزا جهانگیرخان شیرازی عهده‌دار بود منصوب شد. این روزنامه در دوران مشروطیت مقام پر ارجی داشت و هدفش «تکمیل معنی مشروطیت و حمایت مجلس شورای ملی و معاونت روستائیان و فقرا و مظلومین» بود. شماره اول صوراسرافیل روز پنج‌شنبه 17 ربیع‌الاول 1325ق مطابق 30 مه 1907م در 8 صفحه انتشار یافت. از این روزنامه در مدت 14 ماه جمعاً 32 شماره منتشر شد و پس از پیروزی محمدعلی شاه هنگامی که دهخدا به سوئیس رفت سرشماره دیگر با یاری معاضد‌السلطنه پیرنیا منتشر نمود. دهخدا در پایان هر شماره مقاله طنزی با عنوان «چرند و پرند» و با امضای دخو می‌نوشت. موضوع آن نقد سیاسی و نقد اعمال ستمگران جامعه بود. و با انشایی کاملاً نو و آسان‌ فهم نگارش می‌یافت. روزنامه صوراسرافیل در 1358ش در تهران تجدید چاپ شد. دهخدا به جز همکاری با صوراسرافیل، مدتی هم سردبیری روزنامه روح‌القدس به مدیریت سلطان العلمای خراسانی را عهده‌دار شد و ظاهراً یک یا دو شماره از این روزنامه را در اروپا منتشر نمود (گلین، ص495-496) &amp;lt;ref&amp;gt;گلبن، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روزنامه‌نگاری دهخدا در روزنامه روح‌القدس&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. مجله آینده. س5 ش7-9 [پائیز 1358] ص490-499&amp;lt;/ref&amp;gt;او از اروپا به استانبول رفت و در آن‌جا با یاری و همکاری آزادی‌‌خواهان ایرانی روزنامه هفتگی دیگری به نام «سروش» انتشار داد. اولین شماره سروش در 12 جمادی‌الآخر 1327 و چهاردهمین شماره در 10 ذی‌قعده 1327ق منتشر گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جز مطبوعات یاد شده، دهخدا مدتی در روزنامه مجلس که مدیریت آن‌ را سید محمدصادق طباطبایی عهده‌دار بود و همچنین روزنامه‌های: آفتاب، روزنامه شوری، ایران و پیکار مقالاتی می‌نوشت. همچنین بعدها با پاره‌ای مجلات از جمله مجله یغما همکاری قلمی داشت لیکن با آن‌که در دوران نهضت ملی ایران به یاری مصدق برخاست و فعالیت سیاسی می‌کرد، دیگر به مقاله‌نویسی توجهی نشان نداد. دهخدا روز 7 اسفند 1334ش در تهران درگذشت&amp;lt;ref&amp;gt;افشار، ایرج. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سال‌ شمار زندگانی دهخدا. آینده&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. 5ش، ص7-9 [پائیز 1358]، ص428-430&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;رضوانی، محمداسماعیل. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سروش روم و سروش ری&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. آینده، س5 ش7-9، ص501، 508؛ دهخدا، علی‌اکبر. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دیوان اشعار&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. به کوشش دکتر محمد دبیرسیاقی، تهران، تیراژه  1362، ص شش تا نوزده مقدمه&#039;&#039;&#039;.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
فاطمه ارغوان یعقوبی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%D9%87%D8%AE%D8%AF%D8%A7&amp;diff=8197</id>
		<title>علی اکبر دهخدا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%D9%87%D8%AE%D8%AF%D8%A7&amp;diff=8197"/>
		<updated>2025-05-11T20:28:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[علی اکبر دهخدا|دهخدا، علی‌اکبر]]&#039;&#039;&#039;: (درگذشت 17 اسفند 1334ش)، علامّه علی‌اکبر دهخدا، دانشمند نامدار، ادیب، لغت‌شناس، روزنامه‌نگار و شاعر برجسته ایران فرزند خانبابا خان قزوینی در 1297ق در محله سنگلج [[استان تهران|تهران]] دیده به جهان گشود و فعالیت‌ روزنامه‌نگاری خود را از دوران جوانی آغاز کرد. او نخست نام مستعار «دخو» را برای نگارش مقالات طنزآمیز خود برگزید. دهخدا پس از مراجعت از اروپا به ایران در 1323ق به روزنامه‌نگاری روی آورد و پس از اندکی با عنوان نویسنده و سردبیر روزنامه صوراسرافیل که مدیریت آن‌را میرزا جهانگیرخان شیرازی عهده‌دار بود منصوب شد. این روزنامه در دوران مشروطیت مقام پر ارجی داشت و هدفش «تکمیل معنی مشروطیت و حمایت مجلس شورای ملی و معاونت روستائیان و فقرا و مظلومین» بود. شماره اول صوراسرافیل روز پنج‌شنبه 17 ربیع‌الاول 1325ق مطابق 30 مه 1907م در 8 صفحه انتشار یافت. از این روزنامه در مدت 14 ماه جمعاً 32 شماره منتشر شد و پس از پیروزی محمدعلی شاه هنگامی که دهخدا به سوئیس رفت سرشماره دیگر با یاری معاضد‌السلطنه پیرنیا منتشر نمود. دهخدا در پایان هر شماره مقاله طنزی با عنوان «چرند و پرند» و با امضای دخو می‌نوشت. موضوع آن نقد سیاسی و نقد اعمال ستمگران جامعه بود. و با انشایی کاملاً نو و آسان‌ فهم نگارش می‌یافت. روزنامه صوراسرافیل در 1358ش در تهران تجدید چاپ شد. دهخدا به جز همکاری با صوراسرافیل، مدتی هم سردبیری روزنامه روح‌القدس به مدیریت سلطان العلمای خراسانی را عهده‌دار شد و ظاهراً یک یا دو شماره از این روزنامه را در اروپا منتشر نمود (گلین، ص495-496) &amp;lt;ref&amp;gt;گلبن، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روزنامه‌نگاری دهخدا در روزنامه روح‌القدس&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. مجله آینده. س5 ش7-9 [پائیز 1358] ص490-499&amp;lt;/ref&amp;gt;او از اروپا به استانبول رفت و در آن‌جا با یاری و همکاری آزادی‌‌خواهان ایرانی روزنامه هفتگی دیگری به نام «سروش» انتشار داد. اولین شماره سروش در 12 جمادی‌الآخر 1327 و چهاردهمین شماره در 10 ذی‌قعده 1327ق منتشر گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جز مطبوعات یاد شده، دهخدا مدتی در روزنامه مجلس که مدیریت آن‌ را سید محمدصادق طباطبایی عهده‌دار بود و همچنین روزنامه‌های: آفتاب، روزنامه شوری، ایران و پیکار مقالاتی می‌نوشت. همچنین بعدها با پاره‌ای مجلات از جمله مجله یغما همکاری قلمی داشت لیکن با آن‌که در دوران نهضت ملی ایران به یاری مصدق برخاست و فعالیت سیاسی می‌کرد، دیگر به مقاله‌نویسی توجهی نشان نداد. دهخدا روز 7 اسفند 1334ش در تهران درگذشت&amp;lt;ref&amp;gt;افشار، ایرج. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سال‌ شمار زندگانی دهخدا. آینده&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. 5ش، ص7-9 [پائیز 1358]، ص428-430&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;رضوانی، محمداسماعیل. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سروش روم و سروش ری&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. آینده، س5 ش7-9، ص501، 508؛ دهخدا، علی‌اکبر. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دیوان اشعار&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. به کوشش دکتر محمد دبیرسیاقی، تهران، تیراژه  1362، ص شش تا نوزده مقدمه&#039;&#039;&#039;.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%B4%D8%AA%DB%8C&amp;diff=8195</id>
		<title>علی دشتی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%B4%D8%AA%DB%8C&amp;diff=8195"/>
		<updated>2025-05-11T20:24:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[علی دشتی|دشتی، علی]]&#039;&#039;&#039; (کربلا 24 رمضان 1311 / 31 مارس 1894ـ [[استان تهران|تهران]] 26 دی‌ماه 1360ش). از فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران پایان عصر قاجار و اوایل حکومت پهلوی؛ و مترجم و دولتمرد و داستان‌نویس و منقد ادبی دوره پهلوی. آغاز روزنامه‌نگاری دشتی که از وی به دلیل تقدم در این حرفه در دوران معاصر با عنوان «پیر مطبوعات ایران» یاد شده است&amp;lt;ref&amp;gt;آرین‌پور، یحیی. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از نیما تا روزگار ما&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: زوار، 1374، ص318&amp;lt;/ref&amp;gt;،پس از مراجعت او از عتبات به ایران (اواخر 1334ق/ 1915م) با نوشتن مقالات اجتماعی بود که در روزنامه چاپ سنگی گلستان شیراز چاپ شده است (نیمه اول 1335ق/ 1295ش / 1916م)؛ مقالاتی که بعضی از آن بر مذاق عامه مردم خوش نیامد و موجب شورش آنان شد و اراده قتلش را کردند و به پناه بردن وی در منزل میرزا عبدالحسین فرمانفرما ـ والی فارس ـ انجامید&amp;lt;ref&amp;gt;  دشتی، علی. «چگونه وارد عالم سیاست شدند»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اطلاعات ماهانه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. سال نهم، شماره 95، تهران: 1333، ص 5؛ همو، «دشتی را بهتر بشناسید»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شفق سرخ&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. سال سوم، شماره 239، تهران: 1343ق، ص 1؛ رکن‌زاده آدمیت، محمدحسین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دانشمندان و سخن‌سرایان فارس&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1338، ج 2، ص 547. &amp;lt;/ref&amp;gt;. پس از این واقعه، دشتی به اصفهان رفت و با رویت متن قرارداد 1919م دولت وثوق‌الدوله با بریتانیا که در روزنامه &#039;&#039;رعد&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; به مدیریت سیدضیاءالدین طباطبایی منتشر شده بود، مقالاتی علیه این قرارداد در روزنامه &#039;&#039;میهن&#039;&#039; اصفهان به مدیریت ابوطالب شیروانی معروف به «بنان‌السلطنه» (یا بنان‌السلطان) نوشت. اما پس از دو شماره کلنل‌ هایک[1]، کنسول انگلیس ـ از ادامه چاپ این مقالات مانع شد&amp;lt;sup&amp;gt;3&amp;lt;/sup&amp;gt; و وی به ناچار با حاج آقا شیرازی راهی تهران شد و مقالات و شب‌نامه‌های تندی ضد دولت وثوق‌الدوله و قرارداد وی انتشار داد. او پس از چند ماه تبعید و زندان در دوران نخست‌ وزیری وثوق‌الدوله، میرزاحسن‌خان مشیرالدوله و محمدولی‌خان تنکابنی (از 1337 تا 1339ق/ 1919ـ1920م) در اوایل زمستان 1299ش در صدد برآمد تا امتیاز روزنامه‌ای به نام &#039;&#039;قرن بیستم&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; را بگیرد که موفق نشد&amp;lt;ref&amp;gt;3.    دشتی. «چگونه...». همانجا؛ شهبازی، عبدالله. «زندگی‌ و زمانه علی دشتی»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطالعات تاریخی.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; س 1، ش 2، تهران: 1383، ص 12.&amp;lt;/ref&amp;gt;. دشتی در اوایل 1300ش با رهایی از حبسی که سیدضیاءالدین طباطبایی نخست‌ وزیر نود روزه کودتای 1299ش محکومش کرده بود حدود سه ماه در روزنامه &#039;&#039;ستاره ایران&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; به مدیریت میرزاحسین‌خان کمال‌السلطان متخلص به «صبا» قلم زد و سردبیری این روزنامه را بر عهده گرفت و بعد از توقیف این روزنامه و تنبیه مدیر آن به دستور سردار سپه، در اسفند همین سال روزنامه &#039;&#039;شفق سرخ&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; را انتشار داد. از دیگر روزنامه‌هایی که وی در فواصل زمانی توقیف شفق سرخ منتشر کرد باید از روزنامه‌های &#039;&#039;عصر انقلاب&#039;&#039; و &#039;&#039;عهد انقلاب&#039;&#039; یاد کرد. دشتی بعدها (1309ش) با واگذار کردن مدیریت &#039;&#039;شفق سرخ&#039;&#039; به مایل تویسرکانی ـ همکار دیرین خود در روزنامه &#039;&#039;ستاره ایران&#039;&#039; ـ رسماً از حرفه روزنامه‌نگاری کناره گرفت، اما همواره در کنار دیگر فعالیت‌های قلمی در نشریاتی چون روزنامه &#039;&#039;امید&#039;&#039; (به مدیریت نصرالله فلسفی)، مجله &#039;&#039;راهنمای کتاب&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (به مدیریت احسان یارشاطر)، &#039;&#039;سخن&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (به مدیریت پرویز ناتل‌خانلری) ـ که از جمله نوشته‌های وی در این مجله باید به مقالاتی اشاره کرد با عنوان «نکته... نکته» که شامل طنزهایی می‌شد درباره کتاب‌هایی مبتذل که وی آن‌ها را متاب نامیده بود ـ روزنامه &#039;&#039;اطلاعات&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; و &#039;&#039;رستاخیز&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; قلم زد. حتی چند تألیف دشتی نیز که به صورت کتاب منتشر شد در آغاز سلسله مقالاتی بود که در نشریات به چاپ رسیده بود مانند: اعتماد به نفس ( به صورت پاورقی و با اسم مستعار ع. دشتی در روزنامه &#039;&#039;میهن اصفهان&#039;&#039;)، &#039;&#039;ایام محبس&#039;&#039; (به صورت پاورقی در روزنامه &#039;&#039;شفق سرخ&#039;&#039;) &#039;&#039;پرده پندار&#039;&#039; (در روزنامه &#039;&#039;اطلاعات&#039;&#039;)، &#039;&#039;کاخ ابداع&#039;&#039; (با عنوان «خلوتگه کاخ ابداع» در مجله &#039;&#039;یغما&#039;&#039;)، &#039;&#039;پنجاه و پنج&#039;&#039; ( به صورت پاورقی در روزنامه &#039;&#039;کیهان&#039;&#039;) &#039;&#039;تخت پولاد&#039;&#039; (در مجله &#039;&#039;خاطرات&#039;&#039;). دشتی از لحاظ مشی فکری در روزنامه‌نگاری که باید مهم‌ترین دلیل برگزیدن این حرفه را در آشوبگری‌های سیاسی او مانند موضع‌گیری علیه قرارداد 1919 دانست، بر طریقی ثابت استوار نماند و به تدریج از خیل روزنامه‌نگاران منقدِ دولت‌های آن روزگار جدا شد و با استقرار سلسله پهلوی به طرفداران و ستایش‌کنندگان آن پیوست. از نظر نثر روزنامه‌نگاری وی نویسنده‌ای خوش قلم بود که در نوشتن مقالات کوتاه و خوش‌ ساخت توانایی چشمگیر داشت. در شیوه بیان مطالب به مقتضای حال و ضرورت از استدلال یا پرخاشگری به خوبی کمک می‌گرفت. او که در آغاز این حرفه به تأثر از آشنایی با زبان عربی و فرانسوی کلماتی چون آنتریک، دوسیه، انگلوفیل، آئروپلان، تیب را در کنار شرب‌الیهودان، معاطله، ولی‌النعم، مندوب، وسیع‌الصدر و صماء می‌نشاند و برآمد صفت پیشین «یک» در نوشته‌هایش فراوان به چشم می‌آمد، بعدها شیوه‌های متعادل در پیش گرفت و از سره‌نویسان عربی ‌زدگان افراطی هم دوری جست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنیدبه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039; فرهاد طاهری&#039;&#039;&#039;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%B4%D8%AA%DB%8C&amp;diff=8194</id>
		<title>علی دشتی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%B4%D8%AA%DB%8C&amp;diff=8194"/>
		<updated>2025-05-11T20:24:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[علی دشتی|دشتی، علی]]&#039;&#039;&#039; (کربلا 24 رمضان 1311 / 31 مارس 1894ـ [[استان تهران|تهران]] 26 دی‌ماه 1360ش). از فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران پایان عصر قاجار و اوایل حکومت پهلوی؛ و مترجم و دولتمرد و داستان‌نویس و منقد ادبی دوره پهلوی. آغاز روزنامه‌نگاری دشتی که از وی به دلیل تقدم در این حرفه در دوران معاصر با عنوان «پیر مطبوعات ایران» یاد شده است&amp;lt;ref&amp;gt;آرین‌پور، یحیی. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از نیما تا روزگار ما&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: زوار، 1374، ص318&amp;lt;/ref&amp;gt;،پس از مراجعت او از عتبات به ایران (اواخر 1334ق/ 1915م) با نوشتن مقالات اجتماعی بود که در روزنامه چاپ سنگی گلستان شیراز چاپ شده است (نیمه اول 1335ق/ 1295ش / 1916م)؛ مقالاتی که بعضی از آن بر مذاق عامه مردم خوش نیامد و موجب شورش آنان شد و اراده قتلش را کردند و به پناه بردن وی در منزل میرزا عبدالحسین فرمانفرما ـ والی فارس ـ انجامید&amp;lt;ref&amp;gt;  دشتی، علی. «چگونه وارد عالم سیاست شدند»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اطلاعات ماهانه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. سال نهم، شماره 95، تهران: 1333، ص 5؛ همو، «دشتی را بهتر بشناسید»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شفق سرخ&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. سال سوم، شماره 239، تهران: 1343ق، ص 1؛ رکن‌زاده آدمیت، محمدحسین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دانشمندان و سخن‌سرایان فارس&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1338، ج 2، ص 547. &amp;lt;/ref&amp;gt;. پس از این واقعه، دشتی به اصفهان رفت و با رویت متن قرارداد 1919م دولت وثوق‌الدوله با بریتانیا که در روزنامه &#039;&#039;رعد&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; به مدیریت سیدضیاءالدین طباطبایی منتشر شده بود، مقالاتی علیه این قرارداد در روزنامه &#039;&#039;میهن&#039;&#039; اصفهان به مدیریت ابوطالب شیروانی معروف به «بنان‌السلطنه» (یا بنان‌السلطان) نوشت. اما پس از دو شماره کلنل‌ هایک[1]، کنسول انگلیس ـ از ادامه چاپ این مقالات مانع شد&amp;lt;sup&amp;gt;3&amp;lt;/sup&amp;gt; و وی به ناچار با حاج آقا شیرازی راهی تهران شد و مقالات و شب‌نامه‌های تندی ضد دولت وثوق‌الدوله و قرارداد وی انتشار داد. او پس از چند ماه تبعید و زندان در دوران نخست‌ وزیری وثوق‌الدوله، میرزاحسن‌خان مشیرالدوله و محمدولی‌خان تنکابنی (از 1337 تا 1339ق/ 1919ـ1920م) در اوایل زمستان 1299ش در صدد برآمد تا امتیاز روزنامه‌ای به نام &#039;&#039;قرن بیستم&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; را بگیرد که موفق نشد&amp;lt;ref&amp;gt;3.    دشتی. «چگونه...». همانجا؛ شهبازی، عبدالله. «زندگی‌ و زمانه علی دشتی»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطالعات تاریخی.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; س 1، ش 2، تهران: 1383، ص 12.&amp;lt;/ref&amp;gt;. دشتی در اوایل 1300ش با رهایی از حبسی که سیدضیاءالدین طباطبایی نخست‌ وزیر نود روزه کودتای 1299ش محکومش کرده بود حدود سه ماه در روزنامه &#039;&#039;ستاره ایران&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; به مدیریت میرزاحسین‌خان کمال‌السلطان متخلص به «صبا» قلم زد و سردبیری این روزنامه را بر عهده گرفت و بعد از توقیف این روزنامه و تنبیه مدیر آن به دستور سردار سپه، در اسفند همین سال روزنامه &#039;&#039;شفق سرخ&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; را انتشار داد. از دیگر روزنامه‌هایی که وی در فواصل زمانی توقیف شفق سرخ منتشر کرد باید از روزنامه‌های &#039;&#039;عصر انقلاب&#039;&#039; و &#039;&#039;عهد انقلاب&#039;&#039; یاد کرد. دشتی بعدها (1309ش) با واگذار کردن مدیریت &#039;&#039;شفق سرخ&#039;&#039; به مایل تویسرکانی ـ همکار دیرین خود در روزنامه &#039;&#039;ستاره ایران&#039;&#039; ـ رسماً از حرفه روزنامه‌نگاری کناره گرفت، اما همواره در کنار دیگر فعالیت‌های قلمی در نشریاتی چون روزنامه &#039;&#039;امید&#039;&#039; (به مدیریت نصرالله فلسفی)، مجله &#039;&#039;راهنمای کتاب&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (به مدیریت احسان یارشاطر)، &#039;&#039;سخن&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (به مدیریت پرویز ناتل‌خانلری) ـ که از جمله نوشته‌های وی در این مجله باید به مقالاتی اشاره کرد با عنوان «نکته... نکته» که شامل طنزهایی می‌شد درباره کتاب‌هایی مبتذل که وی آن‌ها را متاب نامیده بود ـ روزنامه &#039;&#039;اطلاعات&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; و &#039;&#039;رستاخیز&#039;&#039;&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; قلم زد. حتی چند تألیف دشتی نیز که به صورت کتاب منتشر شد در آغاز سلسله مقالاتی بود که در نشریات به چاپ رسیده بود مانند: اعتماد به نفس ( به صورت پاورقی و با اسم مستعار ع. دشتی در روزنامه &#039;&#039;میهن اصفهان&#039;&#039;)، &#039;&#039;ایام محبس&#039;&#039; (به صورت پاورقی در روزنامه &#039;&#039;شفق سرخ&#039;&#039;) &#039;&#039;پرده پندار&#039;&#039; (در روزنامه &#039;&#039;اطلاعات&#039;&#039;)، &#039;&#039;کاخ ابداع&#039;&#039; (با عنوان «خلوتگه کاخ ابداع» در مجله &#039;&#039;یغما&#039;&#039;)، &#039;&#039;پنجاه و پنج&#039;&#039; ( به صورت پاورقی در روزنامه &#039;&#039;کیهان&#039;&#039;) &#039;&#039;تخت پولاد&#039;&#039; (در مجله &#039;&#039;خاطرات&#039;&#039;). دشتی از لحاظ مشی فکری در روزنامه‌نگاری که باید مهم‌ترین دلیل برگزیدن این حرفه را در آشوبگری‌های سیاسی او مانند موضع‌گیری علیه قرارداد 1919 دانست، بر طریقی ثابت استوار نماند و به تدریج از خیل روزنامه‌نگاران منقدِ دولت‌های آن روزگار جدا شد و با استقرار سلسله پهلوی به طرفداران و ستایش‌کنندگان آن پیوست. از نظر نثر روزنامه‌نگاری وی نویسنده‌ای خوش قلم بود که در نوشتن مقالات کوتاه و خوش‌ ساخت توانایی چشمگیر داشت. در شیوه بیان مطالب به مقتضای حال و ضرورت از استدلال یا پرخاشگری به خوبی کمک می‌گرفت. او که در آغاز این حرفه به تأثر از آشنایی با زبان عربی و فرانسوی کلماتی چون آنتریک، دوسیه، انگلوفیل، آئروپلان، تیب را در کنار شرب‌الیهودان، معاطله، ولی‌النعم، مندوب، وسیع‌الصدر و صماء می‌نشاند و برآمد صفت پیشین «یک» در نوشته‌هایش فراوان به چشم می‌آمد، بعدها شیوه‌های متعادل در پیش گرفت و از سره‌نویسان عربی ‌زدگان افراطی هم دوری جست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنیدبه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039; فرهاد طاهری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
----&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87&amp;diff=8191</id>
		<title>مجله دانشکده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87&amp;diff=8191"/>
		<updated>2025-05-11T20:14:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[مجله دانشکده|دانشکده، مجلّه]]،&#039;&#039;&#039; نشریه‌ای که به مدیریت محمدتقی ملک‌الشعرا بهار (1265-1330ش) در [[استان تهران|تهران]] تأسیس، و نخستین شماره آن در اردیبهشت 1297ش منتشر شد. «انجمن دانشکده» که به همت بهار و گروهی از دوستان فاضلش چون عباس اقبال، سعید نفیسی، رشید یاسمی و جوانانی خوش طبع در زمستان 1295 تشکیل شد، به منظور «ترویج روح ‌ادبی و تعیین خط‌ مشی جدیدی در ادبیات» مجله‌ای نیز به راه انداختند. در سرمقاله نخستین شماره با عنوان «مرام‌ما»، بهار از شیوه و سیاست و محتویات مجله سخن می‌گوید. از این نشریه بیش از 12 شماره منتشر نشد و به سبب گرفتاری‌های سیاسی بهار پس از یک سال تعطیل شد. مندرجات «دانشکده» تاریخ ادبیات، آراء و نظرات، اشعار پیشینیان، نقد کتاب، اقتراح، ترجمه آثار شعرا و نویسندگان اروپایی و طرح بحث‌هایی برای تجدید ادبی در ایران است. مجله سعی می‌کرد از تندروی‌های سیاسی و ادبی احتراز کند و به ادب فارسی و ادب اروپایی به طور برابر توجه نماید. بهار خود درباره این مجله می‌نویسد: با نشر مجله دانشککده «مکتب تازه‌ای در نظم و نثر به وجود آمد و غالب رجال که مایه افتخار ایرانند در آن تأسیسات با من بودند»&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. ککمال. اصفهان: 1363،ص 4/312-313&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بهار.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;محمدتقی ملکک‌الشعرا. به ککوشش مهرداد بهار، تهران: 1368، دیباجـ؛ &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بهار و ادب فارسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. به ککوشش محمد گلبن، جیبی، تهران: 1351، ص2/432.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
مجدالدین کیوانی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87&amp;diff=8190</id>
		<title>مجله دانشکده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87&amp;diff=8190"/>
		<updated>2025-05-11T20:13:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[مجله دانشکده|دانشکده، مجلّه]]،&#039;&#039;&#039; نشریه‌ای که به مدیریت محمدتقی ملک‌الشعرا بهار (1265-1330ش) در [[استان تهران|تهران]] تأسیس، و نخستین شماره آن در اردیبهشت 1297ش منتشر شد. «انجمن دانشکده» که به همت بهار و گروهی از دوستان فاضلش چون عباس اقبال، سعید نفیسی، رشید یاسمی و جوانانی خوش طبع در زمستان 1295 تشکیل شد، به منظور «ترویج روح ‌ادبی و تعیین خط‌ مشی جدیدی در ادبیات» مجله‌ای نیز به راه انداختند. در سرمقاله نخستین شماره با عنوان «مرام‌ما»، بهار از شیوه و سیاست و محتویات مجله سخن می‌گوید. از این نشریه بیش از 12 شماره منتشر نشد و به سبب گرفتاری‌های سیاسی بهار پس از یک سال تعطیل شد. مندرجات «دانشکده» تاریخ ادبیات، آراء و نظرات، اشعار پیشینیان، نقد کتاب، اقتراح، ترجمه آثار شعرا و نویسندگان اروپایی و طرح بحث‌هایی برای تجدید ادبی در ایران است. مجله سعی می‌کرد از تندروی‌های سیاسی و ادبی احتراز کند و به ادب فارسی و ادب اروپایی به طور برابر توجه نماید. بهار خود درباره این مجله می‌نویسد: با نشر مجله دانشککده «مکتب تازه‌ای در نظم و نثر به وجود آمد و غالب رجال که مایه افتخار ایرانند در آن تأسیسات با من بودند»&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. ککمال. اصفهان: 1363،ص 4/312-313&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بهار.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;محمدتقی ملکک‌الشعرا. به ککوشش مهرداد بهار، تهران: 1368، دیباجـ؛ &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بهار و ادب فارسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. به ککوشش محمد گلبن، جیبی، تهران: 1351، ص2/432.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2&amp;diff=8189</id>
		<title>دانش آموز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2&amp;diff=8189"/>
		<updated>2025-05-11T20:09:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[دانش آموز|دانش‌آموز]]،&#039;&#039;&#039; نشریه ویژه دانش‌آموزان مدارس ابتدایی و متوسطه [[ایران]]. این نشریه به قطع رقعی و با جلد رنگی از 1331ش تقریباً به مدت 10 سال انتشار یافت. ناشر این مجله، اداره کل نگارش وزات فرهنگ بود و تقریباً آن‌ را برای بیشتر مدارس و دبیرستان‌های کشور ارسال می‌کرد. مدیر این مجله در دو سال نخست، عباس یمینی شریف از سرایندگان نامدار شعر کودک بود، امّا ظاهراً در این دو سال استقبالی از آن نشد. از سال سوم یعنی از دی ماه 1332ش مدیریت و سردبیری مجله بر عهده روان‌شاد اقبال یغمایی [1295-1376ش] قرار گرفت. او توانست مجله را به مدت هشت سال انتشار دهد. هر سال مجله بین 10 تا 14 شماره داشت. چنان‌که در سال چهارم از مهر 1333ش تا اردیبهشت 1334ش جمعاً 14 شماره منتشر گردید. این مجله تابستان‌ها و هنگام تعطیلی مدارس منتشر نمی‌شد. هر شماره 36 صفحه داشت و مطالب و محتویات آن شامل: قصه و داستان، بازنگاری داستان‌های کهن و مطالبی در تشویق دانش‌آموزان درس‌خوان و با استعداد بود. بر پشت جلد هر شماره بیشتر تصویر یکی از فرهنگیان علاقمند و کهن‌سال یا یکی از استاتید دانشگاه به چاپ می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانش‌آموز را می‌توان نخستین مجله مهم ویژه جوانان و دانش‌آموزان در ایران به شمار آورد که دوره انتشار آن‌ هم نسبتاً طولانی بود. مجله زبانی روشن و ساده و رسا داشت و در زمان انتشار مورد استقبال دانش‌آموزان قرار داشت. مطالب دانش‌آموز را اکثراً مدیر آن اقبال یغمایی تدارک می‌دید و برخی را با امضای دیگران به چاپ می‌رساند. دوره‌های این مجله به کلی نایاب است و گمان نمی‌رود هیچ یک از کتابخانه‌ها مجموعه کامل آن ‌را در اختیار داشته باشند&amp;lt;ref&amp;gt;برخی شماره‌های مجله &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«دانش‌آموز»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; سال چهارم و دهم. آل‌داود، سیدعلی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. نگاهی گذرا به زندگی و احوال اقبال یغمایی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. نامه اقبال، تهران: 1377ش، هیرمند، ص18-19.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;sub&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سیدعلی آل داود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/sub&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2&amp;diff=8188</id>
		<title>دانش آموز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2&amp;diff=8188"/>
		<updated>2025-05-11T20:09:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[دانش آموز|دانش‌آموز]]،&#039;&#039;&#039; نشریه ویژه دانش‌آموزان مدارس ابتدایی و متوسطه [[ایران]]. این نشریه به قطع رقعی و با جلد رنگی از 1331ش تقریباً به مدت 10 سال انتشار یافت. ناشر این مجله، اداره کل نگارش وزات فرهنگ بود و تقریباً آن‌ را برای بیشتر مدارس و دبیرستان‌های کشور ارسال می‌کرد. مدیر این مجله در دو سال نخست، عباس یمینی شریف از سرایندگان نامدار شعر کودک بود، امّا ظاهراً در این دو سال استقبالی از آن نشد. از سال سوم یعنی از دی ماه 1332ش مدیریت و سردبیری مجله بر عهده روان‌شاد اقبال یغمایی [1295-1376ش] قرار گرفت. او توانست مجله را به مدت هشت سال انتشار دهد. هر سال مجله بین 10 تا 14 شماره داشت. چنان‌که در سال چهارم از مهر 1333ش تا اردیبهشت 1334ش جمعاً 14 شماره منتشر گردید. این مجله تابستان‌ها و هنگام تعطیلی مدارس منتشر نمی‌شد. هر شماره 36 صفحه داشت و مطالب و محتویات آن شامل: قصه و داستان، بازنگاری داستان‌های کهن و مطالبی در تشویق دانش‌آموزان درس‌خوان و با استعداد بود. بر پشت جلد هر شماره بیشتر تصویر یکی از فرهنگیان علاقمند و کهن‌سال یا یکی از استاتید دانشگاه به چاپ می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانش‌آموز را می‌توان نخستین مجله مهم ویژه جوانان و دانش‌آموزان در ایران به شمار آورد که دوره انتشار آن‌ هم نسبتاً طولانی بود. مجله زبانی روشن و ساده و رسا داشت و در زمان انتشار مورد استقبال دانش‌آموزان قرار داشت. مطالب دانش‌آموز را اکثراً مدیر آن اقبال یغمایی تدارک می‌دید و برخی را با امضای دیگران به چاپ می‌رساند. دوره‌های این مجله به کلی نایاب است و گمان نمی‌رود هیچ یک از کتابخانه‌ها مجموعه کامل آن ‌را در اختیار داشته باشند&amp;lt;ref&amp;gt;برخی شماره‌های مجله &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«دانش‌آموز»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; سال چهارم و دهم. آل‌داود، سیدعلی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. نگاهی گذرا به زندگی و احوال اقبال یغمایی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. نامه اقبال، تهران: 1377ش، هیرمند، ص18-19.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4&amp;diff=8187</id>
		<title>دانش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4&amp;diff=8187"/>
		<updated>2025-05-11T20:07:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[دانش]]،&#039;&#039;&#039; نخستین نشریه علمی دانشگاهی و سومین نشریه علمی در تاریخ مطبوعات ایران که در دارالفنون [[استان تهران|تهران]] نشر یافت. این نشریه بهائی نداشت و به صورت مجانی میان استادان و شاگردان دارالفنون توزیع می‌شد و شماره‌هایی از آن در ولایات و ایالات مجاناً توزیع می‌شد. از این نشریه مجموعاً 14 شماره در طول شش ماه نشر یافت که نخستین شماره آن در 23 رجب 1299ق / ؟ و آخرین شماره آن 16 صفر 1300ق / ؟ بود. دانش یکی از نفیس‌ترین نشریات علمی بود چه از نظر محتوای مطالب و چه از نظر کیفیت چاپ. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نشریه زیر نظر علی‌ قلی‌خان مخبرالدوله و دستیاری محمدکاظم بن احمد معلم شیمی دارالفنون نشر می‌یافت. مسئولیت چاپ نشریه با میرزا عباس نامی بود که هم نقاش بود و هم به فن باسمه (چاپ) آشنا بود و اداره چاپخانه دارالفنون با وی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف از انتشار دانش درج اخبار مربوط به دارالفنون (شاگردان، معلمان ایرانی و فرنگی، فارغ‌ التحصیلان و...)، اخبار مربوط به وزارت علوم و چاپ مقالات علمی بود. از شماره دوم نشریه، رساله مفتاح‌ العلوم ترجمه جعفرقلی خان «رئیس مدرسه مبارکه دارالفنون» به صورت پاورقی در هر شماره چاپ می‌شد و عبارت «بقیه در نمره آتیه» خبر از ناتمام ماندن رساله مذکور می‌دهد و گویا قرار بوده که دانش به حیات نشر خود ادامه دهد اما به دلایل نامعلومی انتشار آن با شماره 14 پایان پذیرفت&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمدصدر. دوره نشریه &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دانش. تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. اصفهان: 1364، ج2/265-266.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مأخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
جمشید کیانفر&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4&amp;diff=8186</id>
		<title>دانش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4&amp;diff=8186"/>
		<updated>2025-05-11T20:07:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[دانش]]،&#039;&#039;&#039; نخستین نشریه علمی دانشگاهی و سومین نشریه علمی در تاریخ مطبوعات ایران که در دارالفنون [[استان تهران|تهران]] نشر یافت. این نشریه بهائی نداشت و به صورت مجانی میان استادان و شاگردان دارالفنون توزیع می‌شد و شماره‌هایی از آن در ولایات و ایالات مجاناً توزیع می‌شد. از این نشریه مجموعاً 14 شماره در طول شش ماه نشر یافت که نخستین شماره آن در 23 رجب 1299ق / ؟ و آخرین شماره آن 16 صفر 1300ق / ؟ بود. دانش یکی از نفیس‌ترین نشریات علمی بود چه از نظر محتوای مطالب و چه از نظر کیفیت چاپ. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نشریه زیر نظر علی‌ قلی‌خان مخبرالدوله و دستیاری محمدکاظم بن احمد معلم شیمی دارالفنون نشر می‌یافت. مسئولیت چاپ نشریه با میرزا عباس نامی بود که هم نقاش بود و هم به فن باسمه (چاپ) آشنا بود و اداره چاپخانه دارالفنون با وی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف از انتشار دانش درج اخبار مربوط به دارالفنون (شاگردان، معلمان ایرانی و فرنگی، فارغ‌ التحصیلان و...)، اخبار مربوط به وزارت علوم و چاپ مقالات علمی بود. از شماره دوم نشریه، رساله مفتاح‌ العلوم ترجمه جعفرقلی خان «رئیس مدرسه مبارکه دارالفنون» به صورت پاورقی در هر شماره چاپ می‌شد و عبارت «بقیه در نمره آتیه» خبر از ناتمام ماندن رساله مذکور می‌دهد و گویا قرار بوده که دانش به حیات نشر خود ادامه دهد اما به دلایل نامعلومی انتشار آن با شماره 14 پایان پذیرفت&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمدصدر. دوره نشریه &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دانش. تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. اصفهان: 1364، ج2/265-266.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مأخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D8%AF&amp;diff=8185</id>
		<title>روزنامه داد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D8%AF&amp;diff=8185"/>
		<updated>2025-05-11T20:05:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[روزنامه داد|خلیلی، عباس]]&#039;&#039;&#039; (1313ق / 1352ش)، روزنامه‌نگار برجسته اوائل [[سلسله پهلوی|دوره پهلوی]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در یک خاندان روحانی ایرانی تبار در نجف اشرف در خانواده‌ای اهل فضل و دانش زاده شد. تحصیلات خود را در نجف به انجام رساند و با علوم اسلامی و ادبیات عربی به خوبی آشنا شد. در دوران جوانی ترجمه و تحقیق و نوشتن را آغاز کرد و با مجلات معروف جهان عرب چون «الهلال» مصر و «المقتطف» همکاری قلمی داشت. در مجله المقتطف به تدریج بخشی از دیوان سعدی را که از فارسی به عربی برگردانده بود به چاپ رساند. پس از آن بود که طه حسین ادیب نامدار مصری از او درخواست نمود شاهنامه فردوسی را نیز به عربی ترجمه کند. عباس خلیلی به سبب مخالفت با انگلیسی‌ها از عراق رانده شد و به ایران آمد و با سید ضیاءالدین طباطبایی در انتشار روزنامه رعد&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; همکاری می‌کرد. سرانجام خود امتیاز نشر روزنامه اقدام&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; را گرفت. عباس خلیلی آثار قلمی بسیاری از داستان، مقاله و ترجمه دارد. مجموعه آثار او را محمد گلبن گردآوری کرده که به تدریج چاپ خواهد کرد. خلیلی در 78 سالگی در تهران درگذشت. سیمین بهبهانی شاعره نامدار معاصر ایران فرزند اوست&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; اصفهان: 1327، ج 1/ 227؛ گلبن، محمد. فهرست آثار خلیلی، مندرج در: &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«زنی با دامنی شعر»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; بزرگداشت‌نامه سیمین بهبهانی.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
نادره جلالی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D8%AF&amp;diff=8184</id>
		<title>روزنامه داد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D8%AF&amp;diff=8184"/>
		<updated>2025-05-11T20:05:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[روزنامه داد|خلیلی، عباس]]&#039;&#039;&#039; (1313ق / 1352ش)، روزنامه‌نگار برجسته اوائل [[سلسله پهلوی|دوره پهلوی]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در یک خاندان روحانی ایرانی تبار در نجف اشرف در خانواده‌ای اهل فضل و دانش زاده شد. تحصیلات خود را در نجف به انجام رساند و با علوم اسلامی و ادبیات عربی به خوبی آشنا شد. در دوران جوانی ترجمه و تحقیق و نوشتن را آغاز کرد و با مجلات معروف جهان عرب چون «الهلال» مصر و «المقتطف» همکاری قلمی داشت. در مجله المقتطف به تدریج بخشی از دیوان سعدی را که از فارسی به عربی برگردانده بود به چاپ رساند. پس از آن بود که طه حسین ادیب نامدار مصری از او درخواست نمود شاهنامه فردوسی را نیز به عربی ترجمه کند. عباس خلیلی به سبب مخالفت با انگلیسی‌ها از عراق رانده شد و به ایران آمد و با سید ضیاءالدین طباطبایی در انتشار روزنامه رعد&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; همکاری می‌کرد. سرانجام خود امتیاز نشر روزنامه اقدام&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; را گرفت. عباس خلیلی آثار قلمی بسیاری از داستان، مقاله و ترجمه دارد. مجموعه آثار او را محمد گلبن گردآوری کرده که به تدریج چاپ خواهد کرد. خلیلی در 78 سالگی در تهران درگذشت. سیمین بهبهانی شاعره نامدار معاصر ایران فرزند اوست&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; اصفهان: 1327، ج 1/ 227؛ گلبن، محمد. فهرست آثار خلیلی، مندرج در: &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«زنی با دامنی شعر»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; بزرگداشت‌نامه سیمین بهبهانی.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D8%B1&amp;diff=8183</id>
		<title>روزنامه تیاتر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D8%B1&amp;diff=8183"/>
		<updated>2025-05-11T20:03:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[روزنامه تیاتر|تیاتر، روزنامه]]&#039;&#039;&#039;. نخستین روزنامه مخصوص هنر تیاتر، به مدیری ادیب معارف‌خواه روشنفکر؛ میرزا رضاجان نائینی طباطبائی.&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; شماره‌ی اول این نشریه در 4 صفحه در تاریخ سه شنبه چهارم ربیع‌اولال 1326ق پنجم ماه مه 1908م در تهران منتشر شد. میرزا رضا خان نائینی درباره هدف از نشر این روزنامه را در شماره اول آن می‌نویسد: «این روزنامه بی‌غرضانه آئینه اعمال ‌نیک و بد سابقین ولاحقین است. مقالات عام‌المنفعه که مخالف با دین مقدس [[اسلام]] نباشد با امضاء و تعرفه کافی پذیرفته و درج می‌شود.» در همین شماره یک مقاله در شناخت جایگاه هنر نمایش در ایران آن دوره و فهم مسائل و مشکلات مربوط به اشاعه آن در جامعه و قسمت اول نمایشنامه‌ای به نام «تیاتر شیخ‌ علی میرزای حاکم ملایر و تویسرکان و عروسی با دختر پادشاه پریان» درج گردید. که نمایشنامه تا آخرین شماره آن ادامه می‌یابد&amp;lt;ref&amp;gt;ملک‌پور، جمشید: &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ادبیات نمایشی در ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;، تهران، انتشارات توس، زمستان 1363، ص 149-251 &amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نمایشنامه‌، نه برای صحنه‌ی نمایش، بلکه برای خواندن و عبرت گرفتن نوشته شده است و دلیل آن، بیان مقاصد سیاسی و انتقاد از اصول اداری و اجتماعی و برانگیختن نفرت و انزجار مردم نسبت به طرز قدیم حکومت و زندگی مردم ایران بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;آرین‌پور، یحیی: &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از صبا تا نیما&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی، چاپ چهارم 2535 (1355)، جلد دوم، ص 22&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طی دو اعلان در دو شماره از روزنامه‌، نائینی می‌گوید: «این روزنامه به اصرار برای احدی فرستاده نمی‌شود. عجالتاً برای اینکه سبک آن را بدانند، سه نمره برای آقایان عظام ارسال شده و می‌شود. هر یک که طالب اشتراکند، آدرس خود را بدهند و هرکس طالب نباشد، سه نمره را به اداره عودت دهند&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روزنامه‌ی تیاتر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;: شماره‌ی دوم، سه‌شنبه چهارم ربیع‌الاول 1326ق مطابق با 5 مه 1908م، ص چهارم. &amp;lt;/ref&amp;gt;.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«توزیع روزنامه تیاتر در طهران با مقرب الخاقان آقاسید میرزا است، طالبین به او رجوع نمایند&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روزنامه‌ی تیاتر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;: شماره‌ی ششم، یک‌شنبه بیست و سوم ربیع‌الثانی 1326ق مطابق با 24 ماه مه 1908م ، ص چهارم&amp;lt;/ref&amp;gt;.»    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین شماره‌ی «روزنامه‌ی تیاتر» با شماره مسلسل 11، در تاریخ 21 جمادی‌الاول 1326ق مطابق با 21 ژوئن 1908م به چاپ رسید&amp;lt;ref&amp;gt; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روزنامه‌ی تیاتر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;: شماره‌ی دوازدهم، 21 جمادی‌الاول 1326ق مطابق با 21 ژوئن 1908م، ص یکم&amp;lt;/ref&amp;gt; و با کودتای «محمدعلی میرزای قاچار» و برقرار استبداد صغیر، این روزنامه نیز همچون بقیه‌ی روزنامه‌های [[نهضت مشروطه|مشروطه]] طلب تعطیل شد.&amp;lt;ref&amp;gt;ملک‌پور، 2/25،حاشیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر هفته 2 شماره از این نشریه منتشر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
محمود عزیزی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D8%B1&amp;diff=8182</id>
		<title>روزنامه تیاتر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D8%B1&amp;diff=8182"/>
		<updated>2025-05-11T20:02:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[روزنامه تیاتر|تیاتر، روزنامه]]&#039;&#039;&#039;. نخستین روزنامه مخصوص هنر تیاتر، به مدیری ادیب معارف‌خواه روشنفکر؛ میرزا رضاجان نائینی طباطبائی.&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; شماره‌ی اول این نشریه در 4 صفحه در تاریخ سه شنبه چهارم ربیع‌اولال 1326ق پنجم ماه مه 1908م در تهران منتشر شد. میرزا رضا خان نائینی درباره هدف از نشر این روزنامه را در شماره اول آن می‌نویسد: «این روزنامه بی‌غرضانه آئینه اعمال ‌نیک و بد سابقین ولاحقین است. مقالات عام‌المنفعه که مخالف با دین مقدس [[اسلام]] نباشد با امضاء و تعرفه کافی پذیرفته و درج می‌شود.» در همین شماره یک مقاله در شناخت جایگاه هنر نمایش در ایران آن دوره و فهم مسائل و مشکلات مربوط به اشاعه آن در جامعه و قسمت اول نمایشنامه‌ای به نام «تیاتر شیخ‌ علی میرزای حاکم ملایر و تویسرکان و عروسی با دختر پادشاه پریان» درج گردید. که نمایشنامه تا آخرین شماره آن ادامه می‌یابد&amp;lt;ref&amp;gt;ملک‌پور، جمشید: &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ادبیات نمایشی در ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;، تهران، انتشارات توس، زمستان 1363، ص 149-251 &amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نمایشنامه‌، نه برای صحنه‌ی نمایش، بلکه برای خواندن و عبرت گرفتن نوشته شده است و دلیل آن، بیان مقاصد سیاسی و انتقاد از اصول اداری و اجتماعی و برانگیختن نفرت و انزجار مردم نسبت به طرز قدیم حکومت و زندگی مردم ایران بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;آرین‌پور، یحیی: &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از صبا تا نیما&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی، چاپ چهارم 2535 (1355)، جلد دوم، ص 22&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طی دو اعلان در دو شماره از روزنامه‌، نائینی می‌گوید: «این روزنامه به اصرار برای احدی فرستاده نمی‌شود. عجالتاً برای اینکه سبک آن را بدانند، سه نمره برای آقایان عظام ارسال شده و می‌شود. هر یک که طالب اشتراکند، آدرس خود را بدهند و هرکس طالب نباشد، سه نمره را به اداره عودت دهند&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روزنامه‌ی تیاتر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;: شماره‌ی دوم، سه‌شنبه چهارم ربیع‌الاول 1326ق مطابق با 5 مه 1908م، ص چهارم. &amp;lt;/ref&amp;gt;.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«توزیع روزنامه تیاتر در طهران با مقرب الخاقان آقاسید میرزا است، طالبین به او رجوع نمایند&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روزنامه‌ی تیاتر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;: شماره‌ی ششم، یک‌شنبه بیست و سوم ربیع‌الثانی 1326ق مطابق با 24 ماه مه 1908م ، ص چهارم&amp;lt;/ref&amp;gt;.»    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین شماره‌ی «روزنامه‌ی تیاتر» با شماره مسلسل 11، در تاریخ 21 جمادی‌الاول 1326ق مطابق با 21 ژوئن 1908م به چاپ رسید&amp;lt;ref&amp;gt; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روزنامه‌ی تیاتر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;: شماره‌ی دوازدهم، 21 جمادی‌الاول 1326ق مطابق با 21 ژوئن 1908م، ص یکم&amp;lt;/ref&amp;gt; و با کودتای «محمدعلی میرزای قاچار» و برقرار استبداد صغیر، این روزنامه نیز همچون بقیه‌ی روزنامه‌های [[نهضت مشروطه|مشروطه]] طلب تعطیل شد.&amp;lt;ref&amp;gt;ملک‌پور، 2/25،حاشیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر هفته 2 شماره از این نشریه منتشر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمود عزیزی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C_%D9%87%D8%A7&amp;diff=8179</id>
		<title>خواندنی ها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C_%D9%87%D8%A7&amp;diff=8179"/>
		<updated>2025-05-11T19:57:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[خواندنی ها|خلیلی، عباس]]&#039;&#039;&#039; (1313ق / 1352ش)، روزنامه‌نگار برجسته اوائل [[سلسله پهلوی|دوره پهلوی]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در یک خاندان روحانی ایرانی تبار در نجف اشرف در خانواده‌ای اهل فضل و دانش زاده شد. تحصیلات خود را در نجف به انجام رساند و با علوم اسلامی و ادبیات عربی به خوبی آشنا شد. در دوران جوانی ترجمه و تحقیق و نوشتن را آغاز کرد و با مجلات معروف جهان عرب چون «الهلال» مصر و «المقتطف» همکاری قلمی داشت. در مجله المقتطف به تدریج بخشی از دیوان سعدی را که از فارسی به عربی برگردانده بود به چاپ رساند. پس از آن بود که طه حسین ادیب نامدار مصری از او درخواست نمود شاهنامه فردوسی را نیز به عربی ترجمه کند. عباس خلیلی به سبب مخالفت با انگلیسی‌ها از عراق رانده شد و به ایران آمد و با سید ضیاءالدین طباطبایی در انتشار روزنامه رعد&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; همکاری می‌کرد. سرانجام خود امتیاز نشر روزنامه اقدام&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; را گرفت. عباس خلیلی آثار قلمی بسیاری از داستان، مقاله و ترجمه دارد. مجموعه آثار او را محمد گلبن گردآوری کرده که به تدریج چاپ خواهد کرد. خلیلی در 78 سالگی در تهران درگذشت. سیمین بهبهانی شاعره نامدار معاصر ایران فرزند اوست&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; اصفهان: 1327، ج 1/ 227؛ گلبن، محمد. فهرست آثار خلیلی، مندرج در: &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«زنی با دامنی شعر»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; بزرگداشت‌نامه سیمین بهبهانی.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C_%D9%87%D8%A7&amp;diff=8178</id>
		<title>خواندنی ها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C_%D9%87%D8%A7&amp;diff=8178"/>
		<updated>2025-05-11T19:57:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[خواندنی ها|خلیلی، عباس]]&#039;&#039;&#039; (1313ق / 1352ش)، روزنامه‌نگار برجسته اوائل [[سلسله پهلوی|دوره پهلوی]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در یک خاندان روحانی ایرانی تبار در نجف اشرف در خانواده‌ای اهل فضل و دانش زاده شد. تحصیلات خود را در نجف به انجام رساند و با علوم اسلامی و ادبیات عربی به خوبی آشنا شد. در دوران جوانی ترجمه و تحقیق و نوشتن را آغاز کرد و با مجلات معروف جهان عرب چون «الهلال» مصر و «المقتطف» همکاری قلمی داشت. در مجله المقتطف به تدریج بخشی از دیوان سعدی را که از فارسی به عربی برگردانده بود به چاپ رساند. پس از آن بود که طه حسین ادیب نامدار مصری از او درخواست نمود شاهنامه فردوسی را نیز به عربی ترجمه کند. عباس خلیلی به سبب مخالفت با انگلیسی‌ها از عراق رانده شد و به ایران آمد و با سید ضیاءالدین طباطبایی در انتشار روزنامه رعد&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; همکاری می‌کرد. سرانجام خود امتیاز نشر روزنامه اقدام&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; را گرفت. عباس خلیلی آثار قلمی بسیاری از داستان، مقاله و ترجمه دارد. مجموعه آثار او را محمد گلبن گردآوری کرده که به تدریج چاپ خواهد کرد. خلیلی در 78 سالگی در تهران درگذشت. سیمین بهبهانی شاعره نامدار معاصر ایران فرزند اوست&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; اصفهان: 1327، ج 1/ 227؛ گلبن، محمد. فهرست آثار خلیلی، مندرج در: &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«زنی با دامنی شعر»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; بزرگداشت‌نامه سیمین بهبهانی.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%AE%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C&amp;diff=8177</id>
		<title>عباس خلیلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%AE%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C&amp;diff=8177"/>
		<updated>2025-05-11T19:54:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[عباس خلیلی|خلیلی، عباس]]&#039;&#039;&#039; (1313ق / 1352ش)، روزنامه‌نگار برجسته اوائل [[سلسله پهلوی|دوره پهلوی]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در یک خاندان روحانی ایرانی تبار در نجف اشرف در خانواده‌ای اهل فضل و دانش زاده شد. تحصیلات خود را در نجف به انجام رساند و با علوم اسلامی و ادبیات عربی به خوبی آشنا شد. در دوران جوانی ترجمه و تحقیق و نوشتن را آغاز کرد و با مجلات معروف جهان عرب چون «الهلال» مصر و «المقتطف» همکاری قلمی داشت. در مجله المقتطف به تدریج بخشی از دیوان سعدی را که از فارسی به عربی برگردانده بود به چاپ رساند. پس از آن بود که طه حسین ادیب نامدار مصری از او درخواست نمود شاهنامه فردوسی را نیز به عربی ترجمه کند. عباس خلیلی به سبب مخالفت با انگلیسی‌ها از عراق رانده شد و به ایران آمد و با سید ضیاءالدین طباطبایی در انتشار روزنامه رعد&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; همکاری می‌کرد. سرانجام خود امتیاز نشر روزنامه اقدام&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; را گرفت. عباس خلیلی آثار قلمی بسیاری از داستان، مقاله و ترجمه دارد. مجموعه آثار او را محمد گلبن گردآوری کرده که به تدریج چاپ خواهد کرد. خلیلی در 78 سالگی در تهران درگذشت. سیمین بهبهانی شاعره نامدار معاصر ایران فرزند اوست.&amp;lt;ref&amp;gt;  صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; اصفهان: 1327، ج 1/ 227؛ گلبن، محمد. فهرست آثار خلیلی، مندرج در: &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«زنی با دامنی شعر»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; بزرگداشت‌نامه سیمین بهبهانی.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
محمد گلبن&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%AE%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C&amp;diff=8175</id>
		<title>عباس خلیلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%AE%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C&amp;diff=8175"/>
		<updated>2025-05-11T19:54:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[عباس خلیلی|خلیلی، عباس]]&#039;&#039;&#039; (1313ق / 1352ش)، روزنامه‌نگار برجسته اوائل [[سلسله پهلوی|دوره پهلوی]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در یک خاندان روحانی ایرانی تبار در نجف اشرف در خانواده‌ای اهل فضل و دانش زاده شد. تحصیلات خود را در نجف به انجام رساند و با علوم اسلامی و ادبیات عربی به خوبی آشنا شد. در دوران جوانی ترجمه و تحقیق و نوشتن را آغاز کرد و با مجلات معروف جهان عرب چون «الهلال» مصر و «المقتطف» همکاری قلمی داشت. در مجله المقتطف به تدریج بخشی از دیوان سعدی را که از فارسی به عربی برگردانده بود به چاپ رساند. پس از آن بود که طه حسین ادیب نامدار مصری از او درخواست نمود شاهنامه فردوسی را نیز به عربی ترجمه کند. عباس خلیلی به سبب مخالفت با انگلیسی‌ها از عراق رانده شد و به ایران آمد و با سید ضیاءالدین طباطبایی در انتشار روزنامه رعد&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; همکاری می‌کرد. سرانجام خود امتیاز نشر روزنامه اقدام&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; را گرفت. عباس خلیلی آثار قلمی بسیاری از داستان، مقاله و ترجمه دارد. مجموعه آثار او را محمد گلبن گردآوری کرده که به تدریج چاپ خواهد کرد. خلیلی در 78 سالگی در تهران درگذشت. سیمین بهبهانی شاعره نامدار معاصر ایران فرزند اوست.&amp;lt;ref&amp;gt;  صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; اصفهان: 1327، ج 1/ 227؛ گلبن، محمد. فهرست آثار خلیلی، مندرج در: &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«زنی با دامنی شعر»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; بزرگداشت‌نامه سیمین بهبهانی.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2_%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%84_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%84%D8%B1%DB%8C&amp;diff=8172</id>
		<title>پرویز ناتل خانلری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2_%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%84_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%84%D8%B1%DB%8C&amp;diff=8172"/>
		<updated>2025-05-11T19:48:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[پرویز ناتل خانلری|خانلری، پرویزناتل]]،&#039;&#039;&#039; (اسفند 1292 قمری و برابر آن میلادی ـ  اول شهریور 1369ش)، پژوهشگر، ادیب و شاعر، استاد دانشگاه و مدیر مجله ادبی سخن.خانلری به هنگام تحصیل در سال اول رشته ادبی مدرسه دارالفنون (1309ش) قدم به عالم مطبوعات گذاشت و به تشویق عبدالرحمن فرامرزی اولین مقاله خود را ـ که تکلیف درسی‌اش درباره تأثیر تعلیم و تربیت بود ـ در [[اقدام|روزنامه اقدام]]، به مدیریت عباس خلیلی، به چاپ رساند. وی در سال چهارم دبیرستان (حدود 1312ش) و در دوران دانشجویی خود در دانشسرای عالی و دانشگاه تهران (1313ش تا 1322ش) فعالیت مطبوعاتی خود را همچنان با چاپ مقالات و ترجمه‌ها و اشعارش در مجله مهر،&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; به مدیریت مجید موقر و مجله موسیقی ادامه داد&amp;lt;ref&amp;gt;ناتل‌خانلری، پرویز. «خاطرات». (به کوشش یدالله جلالی پندری)، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;آینده&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. سال شانزدهم، شماره‌های 5- 8، مرداد و آبان 1369؛ «مینوی: دوستی که از دست رفت»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پرویز ناتل خانلری&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. (نوشته منصور رستگارفسایی)، تهران: 1379&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;.&#039;&#039; گویا در همین سال‌ها، نظارت و مدیریت صفحه فارسی یکی از روزنامه‌های ارمنی چاپ تهران را نیز چندی به عهده داشته است &amp;lt;ref&amp;gt;افشار، ایرج. «دکتر پرویز ناتل خانلری»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;آینده.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; سال شانزدهم، شماره‌های 9- 12، آذر و اسفند 1369&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;.&#039;&#039; خانلری در خرداد 1322ش با همکاری ذبیح‌الله صفا مجله سخن را منتشر کرد &#039;&#039;(نک: سخن)&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نادرپور، نادر. خانلری و نثر جدید دبیری»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دنیای سخن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. شماره 34، مهرماه1369&amp;lt;/ref&amp;gt; و از شماره‌های هفتم و هشتم (بهمن و اسفند 1322ش) خود به یاری احمد بیرشک انتشار آن را از پی گرفت و تا پایان 1357ش با مساعدت کسان دیگری که به عنوان سردبیر همکار او بودند &#039;&#039;(نک: سخن)&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; به چاپ و انتشار سخن پرداخت. خانلری همچنین بر آن شد تا نشریه‌ای مستقل از مجله سخن درباره مسائل علمی و فنی منتشر کند که اهل علم و فن و استادان و دانشمندان رشته‌های علمی بتوانند حاصل پیشرفت‌ها و اختراعات خود را به زبانی ساده در اختیار خوانندگان گذارند. اولین شماره این مجله که در دوره‌های آغازین «مجله علمی سخن» و بعدها «سخن دانش و فن» نام داشت در بهمن 1340 چاپ شد و تا آخرین شماره آن ـ که در فروردین 1349ش منتشر شد ـ بی‌وقفه طی هشت سال 90 شماره از این مجله در 5500 صفحه به چاپ رسید. سردبیر شماره‌های اول و دوم مجله علمی سخن، رضا سیدحسینی و شماره‌های بعد پرویز شهریاری بود. مقالاتی که در سخن دانش و فن به قلم دانشمندانی چون دکتر عبدالکریم قریب، محمد بهزاد، احمد راد، احمد بیرشک و رضا اقصی به چاپ می‌رسید، در موضوعاتی مانند پزشکی، تاریخ دانش، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، زمین‌شناسی، شیمی و ریاضیات بود &#039;&#039;(نک: شهریاری، ص360- 361)&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;شهریاری، پرویز. «نشریه علمی سخن»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;قافله‌ سالار سخن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: 1370&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;.&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر فعالیت‌های مطبوعاتی خانلری باید به مقالات او اشاره کرد که در موضوعاتِ زبان‌شناسی، عروض، تصحیح متون، نقد کتاب، دستور زبان فارسی، تاریخ، موسیقی و هنر در نشریات سخن، راهنمای کتاب، مجله موسیقی، مجله دانشکده ادبیات تهران، پیام‌نو، مهر، یغما، شعر و هنر، تاریخ و فرهنگ ایران و نگین به چاپ رساند. مجموعه نوشته‌های وی نیز ـ که در مجله سخن عمدتاً به عنوان سرمقاله منتشر می‌شده است ـ طی سال‌های 1367 تا 1370ش در چهار جلد با عنوان هفتاد سخن (جلد اول: شعر و هنر؛ جلد دوم: فرهنگ و اجتماع؛ جلد سوم: از گوشه و کنار ادبیات؛ جلد چهارم: شیوه‌های نو در ادبیات جهان) با سرمایه انتشارات توس به چاپ رسیده است. خانلری در نثر مقالات مطبوعاتی خود (و نیز در تمام آثارش) ـ که با نام مستعار «پژوهنده»، «ت. آ» «پ. ن. خ» منتشر می‌شد ـ از کلمات و عبارات مهجور و متروک،‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ حشو و اطناب پرهیز می‌کرد و از واژه‌های ساده و حتی روزمره در کنار کاربرد مبتکرانه واژه‌ها و عبارات به کار رفته در متون قدیم نثر فارسی به خوبی بهره می‌برد و از آن‌جا که معتقد بود نثر فارسی پیش از آن‌که بیشتر مورد پسند افتد باید فهمیدنی‌تر باشد (ویژگی‌ که آن را متأثر از نثر احمد بهمنیار و سعید نفیسی دانسته‌اند) جملاتش را کوتاه و گویا و ساده و استوار می‌نوشت &amp;lt;ref&amp;gt;نادرپور، نادر. خانلری و نثر جدید دبیری»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دنیای سخن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. شماره 34، مهرماه1369&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نادرپور، نادر«مکتب سخن و نثر دبیری»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران‌شناسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. دوره سوم، شماره 2، تابستان 1370&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;.&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
فرهاد طاهری&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2_%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%84_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%84%D8%B1%DB%8C&amp;diff=8171</id>
		<title>پرویز ناتل خانلری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2_%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%84_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%84%D8%B1%DB%8C&amp;diff=8171"/>
		<updated>2025-05-11T19:47:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[پرویز ناتل خانلری|خانلری، پرویزناتل]]،&#039;&#039;&#039; (اسفند 1292 قمری و برابر آن میلادی ـ  اول شهریور 1369ش)، پژوهشگر، ادیب و شاعر، استاد دانشگاه و مدیر مجله ادبی سخن.خانلری به هنگام تحصیل در سال اول رشته ادبی مدرسه دارالفنون (1309ش) قدم به عالم مطبوعات گذاشت و به تشویق عبدالرحمن فرامرزی اولین مقاله خود را ـ که تکلیف درسی‌اش درباره تأثیر تعلیم و تربیت بود ـ در [[اقدام|روزنامه اقدام]]، به مدیریت عباس خلیلی، به چاپ رساند. وی در سال چهارم دبیرستان (حدود 1312ش) و در دوران دانشجویی خود در دانشسرای عالی و دانشگاه تهران (1313ش تا 1322ش) فعالیت مطبوعاتی خود را همچنان با چاپ مقالات و ترجمه‌ها و اشعارش در مجله مهر،&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; به مدیریت مجید موقر و مجله موسیقی ادامه داد&amp;lt;ref&amp;gt;ناتل‌خانلری، پرویز. «خاطرات». (به کوشش یدالله جلالی پندری)، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;آینده&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. سال شانزدهم، شماره‌های 5- 8، مرداد و آبان 1369؛ «مینوی: دوستی که از دست رفت»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پرویز ناتل خانلری&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. (نوشته منصور رستگارفسایی)، تهران: 1379&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;.&#039;&#039; گویا در همین سال‌ها، نظارت و مدیریت صفحه فارسی یکی از روزنامه‌های ارمنی چاپ تهران را نیز چندی به عهده داشته است &amp;lt;ref&amp;gt;افشار، ایرج. «دکتر پرویز ناتل خانلری»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;آینده.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; سال شانزدهم، شماره‌های 9- 12، آذر و اسفند 1369&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;.&#039;&#039; خانلری در خرداد 1322ش با همکاری ذبیح‌الله صفا مجله سخن را منتشر کرد &#039;&#039;(نک: سخن)&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نادرپور، نادر. خانلری و نثر جدید دبیری»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دنیای سخن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. شماره 34، مهرماه1369&amp;lt;/ref&amp;gt; و از شماره‌های هفتم و هشتم (بهمن و اسفند 1322ش) خود به یاری احمد بیرشک انتشار آن را از پی گرفت و تا پایان 1357ش با مساعدت کسان دیگری که به عنوان سردبیر همکار او بودند &#039;&#039;(نک: سخن)&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; به چاپ و انتشار سخن پرداخت. خانلری همچنین بر آن شد تا نشریه‌ای مستقل از مجله سخن درباره مسائل علمی و فنی منتشر کند که اهل علم و فن و استادان و دانشمندان رشته‌های علمی بتوانند حاصل پیشرفت‌ها و اختراعات خود را به زبانی ساده در اختیار خوانندگان گذارند. اولین شماره این مجله که در دوره‌های آغازین «مجله علمی سخن» و بعدها «سخن دانش و فن» نام داشت در بهمن 1340 چاپ شد و تا آخرین شماره آن ـ که در فروردین 1349ش منتشر شد ـ بی‌وقفه طی هشت سال 90 شماره از این مجله در 5500 صفحه به چاپ رسید. سردبیر شماره‌های اول و دوم مجله علمی سخن، رضا سیدحسینی و شماره‌های بعد پرویز شهریاری بود. مقالاتی که در سخن دانش و فن به قلم دانشمندانی چون دکتر عبدالکریم قریب، محمد بهزاد، احمد راد، احمد بیرشک و رضا اقصی به چاپ می‌رسید، در موضوعاتی مانند پزشکی، تاریخ دانش، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، زمین‌شناسی، شیمی و ریاضیات بود &#039;&#039;(نک: شهریاری، ص360- 361)&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;شهریاری، پرویز. «نشریه علمی سخن»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;قافله‌ سالار سخن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: 1370&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;.&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر فعالیت‌های مطبوعاتی خانلری باید به مقالات او اشاره کرد که در موضوعاتِ زبان‌شناسی، عروض، تصحیح متون، نقد کتاب، دستور زبان فارسی، تاریخ، موسیقی و هنر در نشریات سخن، راهنمای کتاب، مجله موسیقی، مجله دانشکده ادبیات تهران، پیام‌نو، مهر، یغما، شعر و هنر، تاریخ و فرهنگ ایران و نگین به چاپ رساند. مجموعه نوشته‌های وی نیز ـ که در مجله سخن عمدتاً به عنوان سرمقاله منتشر می‌شده است ـ طی سال‌های 1367 تا 1370ش در چهار جلد با عنوان هفتاد سخن (جلد اول: شعر و هنر؛ جلد دوم: فرهنگ و اجتماع؛ جلد سوم: از گوشه و کنار ادبیات؛ جلد چهارم: شیوه‌های نو در ادبیات جهان) با سرمایه انتشارات توس به چاپ رسیده است. خانلری در نثر مقالات مطبوعاتی خود (و نیز در تمام آثارش) ـ که با نام مستعار «پژوهنده»، «ت. آ» «پ. ن. خ» منتشر می‌شد ـ از کلمات و عبارات مهجور و متروک،‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ حشو و اطناب پرهیز می‌کرد و از واژه‌های ساده و حتی روزمره در کنار کاربرد مبتکرانه واژه‌ها و عبارات به کار رفته در متون قدیم نثر فارسی به خوبی بهره می‌برد و از آن‌جا که معتقد بود نثر فارسی پیش از آن‌که بیشتر مورد پسند افتد باید فهمیدنی‌تر باشد (ویژگی‌ که آن را متأثر از نثر احمد بهمنیار و سعید نفیسی دانسته‌اند) جملاتش را کوتاه و گویا و ساده و استوار می‌نوشت &amp;lt;ref&amp;gt;نادرپور، نادر. خانلری و نثر جدید دبیری»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دنیای سخن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. شماره 34، مهرماه1369&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نادرپور، نادر«مکتب سخن و نثر دبیری»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران‌شناسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. دوره سوم، شماره 2، تابستان 1370&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;.&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=8161</id>
		<title>سید اشرف الدین حسینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=8161"/>
		<updated>2025-05-11T19:09:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[سید اشرف الدین حسینی|حسینی، سیداشرف‌الدین گیلانی]]،&#039;&#039;&#039; (د 1313ش / 1933م) روزنامه‌نگار و مدیر روزنامه نام‌آور &#039;&#039;نسیم شمال&#039;&#039;. در قزوین دیده به جهان گشود. وی فرزند سیداحمد قزوینی بود و در کودکی پدر را از دست داد. در 5 سالگی به رشت آمد و در آن‌جا پس از کسب معلومات اولیه برای تکمیل تحصیلات عازم عتبات عالیات شد. اما اقامت او در آن‌جا دوران زیادی به طول نینجامید. به آذربایجان آمد. پس از چند سال اقامت در آذربایجان به [[استان گیلان|گیلان]] بازگشت و همانجا به سر می‌برد تا انقلاب مشروطه به وقوع پیوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در 1324ق در شهر رشت روزنامه &#039;&#039;نسیم شمال&#039;&#039; را تأسیس کرد و چون محمدعلی شاه پیروز شد و دوران استبداد صغیر آغاز گردید، روزنامه او هم توقیف شد. با پیروزی مجدّد مشروطه‌خواهان و فتح تهران، سیداشرف‌الدین موفق به تجدید انتشار روزنامه در تهران گردید. سیداشرف‌الدین همسر اختیار نکرد، محل اقامت او در تهران در مدرسه صدر جنب مسجد شاه بود و همه امور خود را شخصاً اداره می‌کرد&amp;lt;ref&amp;gt;باستانی‌پاریزی، محمدابراهیم. &#039;&#039;«گیلان و نسیم شمال»،&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مجموعه گفتارهایی درباره چند تن از رجال ادب و تاریخ ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. به کوشش قاسم صافی، تهران: کتابخانه مرکزی دانشگاه، 1357، ص179؛ صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جراید و مجلات ایران.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; اصفهان: کمال، 1364، ج4، ص298&amp;lt;/ref&amp;gt;. در پایان زندگی دچار جنون شد، گاه در تیمارستان و برخی اوقات بیرون از آن‌جا می‌زیست&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;  یغمائی، حبیب. &#039;&#039;«یادی از نسیم شمال»&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مجله یغما&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. س 28، ش1، فروردین 1354، ص 33&amp;lt;/ref&amp;gt;. در همانجا شعر هم می‌سرود و سروده‌هایش را چاپ می‌کرد. سیداشرف‌الدین سرانجام در فروردین 1313ش در تهران درگذشت&amp;lt;ref&amp;gt;  صدرهاشمی. ج 4، ص 299؛ رضوانی، محمداسماعیل. &#039;&#039;«نسیم شمال»، &#039;&#039;&#039;مجموعه گفتارهایی درباره...&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. ص 175 &amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تألیفات سیداشرف‌ به این شرح است: 1- دیوان اشعار موسوم به &#039;&#039;باغ بهشت&#039;&#039;، مجموعه اشعار اوست که از روزنامه &#039;&#039;نسیم شمال&#039;&#039; برگرفته شده است. 2- داستان عاشقانه &#039;&#039;عزیز و غزال&#039;&#039;. 3- &#039;&#039;تاریخ مختصر ایران&#039;&#039; به نظم که در حدود 700 بیت دارد و در 1333ق به چاپ رسیده است. اما مهم‌ترین اثر او دیوان است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداشرف‌الدین به مبانی دینی و مذهبی اعتقاد کامل داشت. معمولاً در اعیاد و مراسم مذهبی قطعه‌ای می‌سرود و در روزنامه خود درج می‌کرد. اشعاری که هر سال در ماه محرم و صفر در رثای امام‌ حسین&amp;lt;sup&amp;gt;(ع)&amp;lt;/sup&amp;gt; سروده و در روزنامه خود به چاپ رسانده اگر یکجا شود حجمی مناسب دارد. به این ترتیب او را می‌توان در شماره مرثیه‌سرایان بزرگ ایران محسوب کرد&amp;lt;ref&amp;gt;رضوانی &#039;&#039;«نسیم شمال»، &#039;&#039;&#039;مجموعه گفتارهایی درباره...&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; ص 173ـ174.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس از مرگ وی امتیاز نسیم شمال به حریرچیان ساعی سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ربابه افلاکی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ربابه افلاکی&#039;&#039;&#039;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=8160</id>
		<title>سید اشرف الدین حسینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=8160"/>
		<updated>2025-05-11T19:09:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[سید اشرف الدین حسینی|حسینی، سیداشرف‌الدین گیلانی]]،&#039;&#039;&#039; (د 1313ش / 1933م) روزنامه‌نگار و مدیر روزنامه نام‌آور &#039;&#039;نسیم شمال&#039;&#039;. در قزوین دیده به جهان گشود. وی فرزند سیداحمد قزوینی بود و در کودکی پدر را از دست داد. در 5 سالگی به رشت آمد و در آن‌جا پس از کسب معلومات اولیه برای تکمیل تحصیلات عازم عتبات عالیات شد. اما اقامت او در آن‌جا دوران زیادی به طول نینجامید. به آذربایجان آمد. پس از چند سال اقامت در آذربایجان به [[استان گیلان|گیلان]] بازگشت و همانجا به سر می‌برد تا انقلاب مشروطه به وقوع پیوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در 1324ق در شهر رشت روزنامه &#039;&#039;نسیم شمال&#039;&#039; را تأسیس کرد و چون محمدعلی شاه پیروز شد و دوران استبداد صغیر آغاز گردید، روزنامه او هم توقیف شد. با پیروزی مجدّد مشروطه‌خواهان و فتح تهران، سیداشرف‌الدین موفق به تجدید انتشار روزنامه در تهران گردید. سیداشرف‌الدین همسر اختیار نکرد، محل اقامت او در تهران در مدرسه صدر جنب مسجد شاه بود و همه امور خود را شخصاً اداره می‌کرد&amp;lt;ref&amp;gt;باستانی‌پاریزی، محمدابراهیم. &#039;&#039;«گیلان و نسیم شمال»،&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مجموعه گفتارهایی درباره چند تن از رجال ادب و تاریخ ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. به کوشش قاسم صافی، تهران: کتابخانه مرکزی دانشگاه، 1357، ص179؛ صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جراید و مجلات ایران.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; اصفهان: کمال، 1364، ج4، ص298&amp;lt;/ref&amp;gt;. در پایان زندگی دچار جنون شد، گاه در تیمارستان و برخی اوقات بیرون از آن‌جا می‌زیست&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;  یغمائی، حبیب. &#039;&#039;«یادی از نسیم شمال»&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مجله یغما&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. س 28، ش1، فروردین 1354، ص 33&amp;lt;/ref&amp;gt;. در همانجا شعر هم می‌سرود و سروده‌هایش را چاپ می‌کرد. سیداشرف‌الدین سرانجام در فروردین 1313ش در تهران درگذشت&amp;lt;ref&amp;gt;  صدرهاشمی. ج 4، ص 299؛ رضوانی، محمداسماعیل. &#039;&#039;«نسیم شمال»، &#039;&#039;&#039;مجموعه گفتارهایی درباره...&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. ص 175 &amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تألیفات سیداشرف‌ به این شرح است: 1- دیوان اشعار موسوم به &#039;&#039;باغ بهشت&#039;&#039;، مجموعه اشعار اوست که از روزنامه &#039;&#039;نسیم شمال&#039;&#039; برگرفته شده است. 2- داستان عاشقانه &#039;&#039;عزیز و غزال&#039;&#039;. 3- &#039;&#039;تاریخ مختصر ایران&#039;&#039; به نظم که در حدود 700 بیت دارد و در 1333ق به چاپ رسیده است. اما مهم‌ترین اثر او دیوان است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداشرف‌الدین به مبانی دینی و مذهبی اعتقاد کامل داشت. معمولاً در اعیاد و مراسم مذهبی قطعه‌ای می‌سرود و در روزنامه خود درج می‌کرد. اشعاری که هر سال در ماه محرم و صفر در رثای امام‌ حسین&amp;lt;sup&amp;gt;(ع)&amp;lt;/sup&amp;gt; سروده و در روزنامه خود به چاپ رسانده اگر یکجا شود حجمی مناسب دارد. به این ترتیب او را می‌توان در شماره مرثیه‌سرایان بزرگ ایران محسوب کرد&amp;lt;ref&amp;gt;رضوانی &#039;&#039;«نسیم شمال»، &#039;&#039;&#039;مجموعه گفتارهایی درباره...&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; ص 173ـ174.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس از مرگ وی امتیاز نسیم شمال به حریرچیان ساعی سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ربابه افلاکی&#039;&#039;&#039;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AD%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AA%DB%8C%D9%86&amp;diff=8157</id>
		<title>حبل المتین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AD%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AA%DB%8C%D9%86&amp;diff=8157"/>
		<updated>2025-05-11T19:01:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[حبل المتین|حبل‌المتین]]،&#039;&#039;&#039; هفته‌نامه حبل‌المتین به مدیریت نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی ساکن در هند، سیدجلال‌الدین حسینی ملقب به مؤید‌الاسلام (1280ـ1349ق / 1863ـ1930م) به مدت طولانی در شهر کلکته هندوستان به زبان فارسی منتشر می‌شد دوران طولانی انتشار این نشریه نزدیک به چهل سال بود. نخستین شماره این هفته‌نامه روز 10 جمادی‌الثانی 1311ق / ؟م چاپ و منتشر شد. هر شماره بین 16 تا 24 صفحه و قطع وزیری داشت و با حروف سربی به طبع می‌رسید. اسم روزنامه به خط نسخ درشت و بالای آن کلمه «نامه مقدسه» درج شده و در زیر آن سال تأسیس (1311ق) درج گردیده و در یک طرف قیمت اشتراک و در طرف دیگر سایر خصوصیات روزنامه نوشته شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نشریه هفته‌ای یک‌ بار روزهای دوشنبه به چاپ می‌رسید و تعدادی از تیراژ آن به ایران ارسال می‌گردید و به تدریج در این‌جا صاحب اعتبار و موقعیت شد و به اکثر مناطق کشور فرستاده می‌شد. اما به تدریج دولت‌مردان ایرانی از مندرجات آن هراسان شدند و امین‌السلطان ورود آن را به مدت 4 سال به کشور ممنوع کرد. چند بار هم دولت هند این نشریه را توقیف کرده بود&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. اصفهان: 1364، ج2، ص 202&amp;lt;/ref&amp;gt;.دولت هند از جمله یک بار به مدت 8 سال از انتشار آن بین 1295 تا  1303 ش جلوگیری کرد. پس از رفع توقیف تا هنگام وفات مؤید‌الاسلام یعنی تا آذر 1309ش انتشار این نشریه بی‌وقفه ادامه یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حبل‌المتین در دوران طولانی انتشار خدمات مهمی به نهضت مشروطه و برای رهایی ایرانیان از یوغ استبداد انجام داد و چون در هند به چاپ می‌رسید مطالب خود را در انتقاد از مقامات و شرح مفاسد و عیوب بی‌پروا عرضه می‌داشت. حبل‌المتین برای آشنا کردن علما و روحانیون با مفاهیم سیاسی جدید، چند سال برای اینان به رایگان ارسال ‌می‌گردید. این نشریه از نظر عقیده، گرایش به اتحاد اسلام داشت و بخشی از مقالات آن مذهبی بود. این نشریه در زمان استبداد صغیر و تعطیلی مطبوعات ایران خدمات مهمی به استقرار مجدد آزادی و [[نهضت مشروطه|مشروطه]] انجام داد&amp;lt;ref&amp;gt;براون، ادوارد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. ج3، ترجمه محمد عباسی، تهران: بی‌تا، ص333- 336 &amp;lt;/ref&amp;gt;. این روزنامه در عصر خود از همه نشریات فارسی مهم‌تر و مشهورتر بود. تیراژ آن هر شماره به 35000 نسخه بالغ شده بود و بارها در شماره‌های مختلف پیشنهاد وضع قانون و حکومت مشروطه را داده بود&amp;lt;ref&amp;gt;  آرین‌پور، یحیی. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از صبا تا نیما. تهران:&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; زوّار، 1375،ج1، ص 252 &amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این روزنامه توانست در دوران انتشار به جز هفته‌نامه حبل‌المتین برخی کتاب‌ها و آثار معتبر را هم به چاپ برساند&amp;lt;ref&amp;gt;براون ، ج3، ترجمه محمد عباسی، تهران: بی‌تا&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه حبل‌المتین در تهران هم با همین نام به عنوان شعبه آن به مدیریت سیدحسن کاشانی برادر کوچک‌تر مؤید‌الاسلام به چاپ می‌رسید. حبل‌المتین تهران از 15 ربیع‌الاول 1325ق شروع به انتشار کرد و بیشتر مقالات آن را سیدیحیی کاشانی می‌نوشت که در نگاشتن مقالات سیاسی و اجتماعی تبحّر یافته بود. حبل‌المتین تهران هم به زودی شهرت یافت و تا پیروزی محمدعلی شاه و برقراری استبداد صغیر انتشار آن  ادامه یافت. پس از فتح تهران به دست مشروطه‌خواهان بار دیگر انتشار آن آغاز شد&amp;lt;ref&amp;gt;آرین‌پور، ج 2، ص 222&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
ابوالحسن آل داود&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AD%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AA%DB%8C%D9%86&amp;diff=8156</id>
		<title>حبل المتین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AD%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AA%DB%8C%D9%86&amp;diff=8156"/>
		<updated>2025-05-11T19:01:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[حبل المتین|حبل‌المتین]]،&#039;&#039;&#039; هفته‌نامه حبل‌المتین به مدیریت نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی ساکن در هند، سیدجلال‌الدین حسینی ملقب به مؤید‌الاسلام (1280ـ1349ق / 1863ـ1930م) به مدت طولانی در شهر کلکته هندوستان به زبان فارسی منتشر می‌شد دوران طولانی انتشار این نشریه نزدیک به چهل سال بود. نخستین شماره این هفته‌نامه روز 10 جمادی‌الثانی 1311ق / ؟م چاپ و منتشر شد. هر شماره بین 16 تا 24 صفحه و قطع وزیری داشت و با حروف سربی به طبع می‌رسید. اسم روزنامه به خط نسخ درشت و بالای آن کلمه «نامه مقدسه» درج شده و در زیر آن سال تأسیس (1311ق) درج گردیده و در یک طرف قیمت اشتراک و در طرف دیگر سایر خصوصیات روزنامه نوشته شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نشریه هفته‌ای یک‌ بار روزهای دوشنبه به چاپ می‌رسید و تعدادی از تیراژ آن به ایران ارسال می‌گردید و به تدریج در این‌جا صاحب اعتبار و موقعیت شد و به اکثر مناطق کشور فرستاده می‌شد. اما به تدریج دولت‌مردان ایرانی از مندرجات آن هراسان شدند و امین‌السلطان ورود آن را به مدت 4 سال به کشور ممنوع کرد. چند بار هم دولت هند این نشریه را توقیف کرده بود&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. اصفهان: 1364، ج2، ص 202&amp;lt;/ref&amp;gt;.دولت هند از جمله یک بار به مدت 8 سال از انتشار آن بین 1295 تا  1303 ش جلوگیری کرد. پس از رفع توقیف تا هنگام وفات مؤید‌الاسلام یعنی تا آذر 1309ش انتشار این نشریه بی‌وقفه ادامه یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حبل‌المتین در دوران طولانی انتشار خدمات مهمی به نهضت مشروطه و برای رهایی ایرانیان از یوغ استبداد انجام داد و چون در هند به چاپ می‌رسید مطالب خود را در انتقاد از مقامات و شرح مفاسد و عیوب بی‌پروا عرضه می‌داشت. حبل‌المتین برای آشنا کردن علما و روحانیون با مفاهیم سیاسی جدید، چند سال برای اینان به رایگان ارسال ‌می‌گردید. این نشریه از نظر عقیده، گرایش به اتحاد اسلام داشت و بخشی از مقالات آن مذهبی بود. این نشریه در زمان استبداد صغیر و تعطیلی مطبوعات ایران خدمات مهمی به استقرار مجدد آزادی و [[نهضت مشروطه|مشروطه]] انجام داد&amp;lt;ref&amp;gt;براون، ادوارد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. ج3، ترجمه محمد عباسی، تهران: بی‌تا، ص333- 336 &amp;lt;/ref&amp;gt;. این روزنامه در عصر خود از همه نشریات فارسی مهم‌تر و مشهورتر بود. تیراژ آن هر شماره به 35000 نسخه بالغ شده بود و بارها در شماره‌های مختلف پیشنهاد وضع قانون و حکومت مشروطه را داده بود&amp;lt;ref&amp;gt;  آرین‌پور، یحیی. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از صبا تا نیما. تهران:&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; زوّار، 1375،ج1، ص 252 &amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این روزنامه توانست در دوران انتشار به جز هفته‌نامه حبل‌المتین برخی کتاب‌ها و آثار معتبر را هم به چاپ برساند&amp;lt;ref&amp;gt;براون ، ج3، ترجمه محمد عباسی، تهران: بی‌تا&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه حبل‌المتین در تهران هم با همین نام به عنوان شعبه آن به مدیریت سیدحسن کاشانی برادر کوچک‌تر مؤید‌الاسلام به چاپ می‌رسید. حبل‌المتین تهران از 15 ربیع‌الاول 1325ق شروع به انتشار کرد و بیشتر مقالات آن را سیدیحیی کاشانی می‌نوشت که در نگاشتن مقالات سیاسی و اجتماعی تبحّر یافته بود. حبل‌المتین تهران هم به زودی شهرت یافت و تا پیروزی محمدعلی شاه و برقراری استبداد صغیر انتشار آن  ادامه یافت. پس از فتح تهران به دست مشروطه‌خواهان بار دیگر انتشار آن آغاز شد&amp;lt;ref&amp;gt;آرین‌پور، ج 2، ص 222&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86_%D9%86%D9%88&amp;diff=8154</id>
		<title>جهان نو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86_%D9%86%D9%88&amp;diff=8154"/>
		<updated>2025-05-11T18:54:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[جهان نو|جهان‌نو]]،&#039;&#039;&#039; مجله اجتماعی، علمی، ادبی و هنری جهان‌نو در [[استان تهران|تهران]] از 1325ش انتشار یافت. صاحب امتیاز، مدیر مجله، سردبیر، گرداننده و پخش‌کننده نشریه حسین حجازی (1279ـ1359ش) بود. حجازی در دانشگاه آمریکائی بیروت درس خواند و خدمات مطبوعاتی خود را از 1295 آغاز کرد و پیش از تأسیس جهان‌نو با مطبوعات دیگر همکاری داشت&amp;lt;ref&amp;gt;صالحیار، غلامحسین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;چهره مطبوعات معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: 1351، ص14&amp;lt;/ref&amp;gt;. با نشریه جهان‌نوگروهی از نویسندگان و محققان جوان چون دکتر عبدالحسین زرین‌کوب، دکتر محمدجعفر محجوب، دکتر محمدعلی اسلامی‌ندوشن، مرتضی کیوان، دکتر امین‌ عالیمرد و سیروس ذکاء همکاری می‌کردند. گاه سعید نفیسی، علی جواهرکلام و عباس شوقی هم مقالات و نوشته‌های خود را در آن به چاپ می‌رساندند. حسین حجازی هم مطالب علمی و اجتماعی را از زبان انگلیسی ترجمه و در نشریه خود به چاپ می‌رساند&amp;lt;ref&amp;gt;افشار، ایرج. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;فهرست مقالات فارسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: فرانکلین: 1348، ج1/ مقدمه، ص423&amp;lt;/ref&amp;gt;. حجازی کوشش داشت جنبه ادبی و اجتماعی و جدی بودن مجله را حفظ کرده و مطالب زیان بار در آن به چاپ نرساند. جهان‌نو از 1325 تا 1350 در چند دوره مختلف و به طور نامنظم مجموعاً در 26 سال انتشار یافت. جهان‌نو از ابتدا سردبیرهایی چند مانند علی منصوری‌کرمانی، حسین حقایقی و... داشت. آخرین سردبیر او دکتر امین عالی‌مرد بود. ترتیب انتشار برخی سال‌های جهان‌نو به این شرح است: سال اول، ده شماره (1325ش)، سال دوم 20 شماره، سال سوم 24 شماره، سال هشتم 25 شماره، سال دهم یک شماره از سال 11 تا 20 (1335 تا 1344) مجله به طور نامنظم به چاپ رسیده و معمولاً هر سال یک تا دو شماره این نشریه منتشر شده است. در سال 21 هفت دفتر از خرداد 1345 تا اسفند همین سال و به همین ترتیب تا سال 26 هر سال یکی دو شماره انتشار داده است. آخرین شماره جهان‌نو [از دوره 26] در 1350 به طبع رسیده و پس از آن جهان‌نو به کلی تعطیل گردید. جهان‌نو در دوره‌های اخیر از همکاری نویسندگانی چون جلال‌ آل‌احمد، دکتر رضا براهنی بهره‌مند شد و با یاری آنان چند شماره را انتشار داد که جنبه سیاسی آن بیشتر بود&amp;lt;ref&amp;gt;   افشار، ایرج. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;فهرست مقالات فارسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: فرانکلین: 1348، ج1/ مقدمه،ص 424&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیز نک: افشار، ایرج. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نادره‌کاران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: قطره، 1383، ص423- 425؛ برزین، مسعود. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شناسنامه مطبوعات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: بهجت، 1371، ص155؛ سلطانی، پوری. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;راهنمای مجله‌های ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. (1353)، تهران: 1354، ص47.&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
فاطمه ارغوان یغمائی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86_%D9%86%D9%88&amp;diff=8153</id>
		<title>جهان نو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86_%D9%86%D9%88&amp;diff=8153"/>
		<updated>2025-05-11T18:54:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[جهان نو|جهان‌نو]]،&#039;&#039;&#039; مجله اجتماعی، علمی، ادبی و هنری جهان‌نو در [[استان تهران|تهران]] از 1325ش انتشار یافت. صاحب امتیاز، مدیر مجله، سردبیر، گرداننده و پخش‌کننده نشریه حسین حجازی (1279ـ1359ش) بود. حجازی در دانشگاه آمریکائی بیروت درس خواند و خدمات مطبوعاتی خود را از 1295 آغاز کرد و پیش از تأسیس جهان‌نو با مطبوعات دیگر همکاری داشت&amp;lt;ref&amp;gt;صالحیار، غلامحسین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;چهره مطبوعات معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: 1351، ص14&amp;lt;/ref&amp;gt;. با نشریه جهان‌نوگروهی از نویسندگان و محققان جوان چون دکتر عبدالحسین زرین‌کوب، دکتر محمدجعفر محجوب، دکتر محمدعلی اسلامی‌ندوشن، مرتضی کیوان، دکتر امین‌ عالیمرد و سیروس ذکاء همکاری می‌کردند. گاه سعید نفیسی، علی جواهرکلام و عباس شوقی هم مقالات و نوشته‌های خود را در آن به چاپ می‌رساندند. حسین حجازی هم مطالب علمی و اجتماعی را از زبان انگلیسی ترجمه و در نشریه خود به چاپ می‌رساند&amp;lt;ref&amp;gt;افشار، ایرج. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;فهرست مقالات فارسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: فرانکلین: 1348، ج1/ مقدمه، ص423&amp;lt;/ref&amp;gt;. حجازی کوشش داشت جنبه ادبی و اجتماعی و جدی بودن مجله را حفظ کرده و مطالب زیان بار در آن به چاپ نرساند. جهان‌نو از 1325 تا 1350 در چند دوره مختلف و به طور نامنظم مجموعاً در 26 سال انتشار یافت. جهان‌نو از ابتدا سردبیرهایی چند مانند علی منصوری‌کرمانی، حسین حقایقی و... داشت. آخرین سردبیر او دکتر امین عالی‌مرد بود. ترتیب انتشار برخی سال‌های جهان‌نو به این شرح است: سال اول، ده شماره (1325ش)، سال دوم 20 شماره، سال سوم 24 شماره، سال هشتم 25 شماره، سال دهم یک شماره از سال 11 تا 20 (1335 تا 1344) مجله به طور نامنظم به چاپ رسیده و معمولاً هر سال یک تا دو شماره این نشریه منتشر شده است. در سال 21 هفت دفتر از خرداد 1345 تا اسفند همین سال و به همین ترتیب تا سال 26 هر سال یکی دو شماره انتشار داده است. آخرین شماره جهان‌نو [از دوره 26] در 1350 به طبع رسیده و پس از آن جهان‌نو به کلی تعطیل گردید. جهان‌نو در دوره‌های اخیر از همکاری نویسندگانی چون جلال‌ آل‌احمد، دکتر رضا براهنی بهره‌مند شد و با یاری آنان چند شماره را انتشار داد که جنبه سیاسی آن بیشتر بود&amp;lt;ref&amp;gt;   افشار، ایرج. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;فهرست مقالات فارسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: فرانکلین: 1348، ج1/ مقدمه،ص 424&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیز نک: افشار، ایرج. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نادره‌کاران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: قطره، 1383، ص423- 425؛ برزین، مسعود. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شناسنامه مطبوعات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: بهجت، 1371، ص155؛ سلطانی، پوری. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;راهنمای مجله‌های ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. (1353)، تهران: 1354، ص47.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%A7&amp;diff=8152</id>
		<title>ثریا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%A7&amp;diff=8152"/>
		<updated>2025-05-11T18:50:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[ثریا]]&#039;&#039;&#039;؛ هفته‌نامه سیاسی، اجتماعی و ادبی که در 14 جمادی‌الآخر 1316ق / 2 نوامبر 1898م در قاهره تأسیس گردید و طی سه دوره به مدیریت علی‌محمد خان کاشانی و سپس سیدفرج‌الله حسینی کاشانی در شهرهای قاهره، [[استان تهران|تهران]] و [[کاشان]] منتشر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ثریای قاهره:  &#039;&#039;&#039;این هفته‌نامه در مصر در دو دوره انتشار یافته است: دوره اول، از 14 جمادی‌الآخر 1316ق / ؟م تا 20 محرم 1318ق / 20 مه 1900م شامل 16 تا 18 صفحه به صورت سربی انتشار می‌یافت. علی‌محمد خان کاشانی، صاحب امتیاز و نویسنده و به شراکت سیدفرج‌الله حسینی کاشانی گردانندگان آن به شمار می‌آمدند. نام نشریه به خط نستعلیق درشت نوشته شده بود و در عنوان هر شماره این عبارت‌ها به چشم می‌خورد: «ثریا روزنامه‌ای است که از هرگونه وقایع پولتیکی و سیاسی و علوم و فنون و صنایع و ادبیات و تجارت و غیره بحث می‌کند و نیز مقالاتی که به حال دولت و ملت باشد به کمال ممنونیت طبع و نشر می‌نماید.». نیز در همان صفحه عنوان قیمت آبونه سالیانه آن در ممالک ایران، عثمانی، قفقاز و سایر شهرهای روسیه و در ممالک فرنگستان و آمریکا و هندوستان و چین، مصر را ذکر می‌کرد. علی‌محمد خان درباره تأسیس و نشر روزنامه ثریا در اولین شماره سال اول، پس از «خطبه» در سبب نگارش ـ «میهن دوستی، تمدن، تربیت و آگاه کردن هموطنان را از سیاست‌های غربیان» انگیزه‌های اصلی خود دانسته است. شماره‌های 1 تا 50 در سال اول، در 16 صفحه و به صورت سربی طبع می‌گردید و با آن‌که شماره 51 آغازگرِ سال دوم به شمار می‌‌آمد، امّا به دلیل مطابقت نمودن شماره اولِ سال دوم با تولّد مظفرالدین شاه، از شماره 51 صرف‌نظر کرده و به نفع مشترکین جزو سال اول محسوب کردند و شماره اول سال دوم به تاریخ 16 جمادی‌الثانی 1317ق / 25 اکتبر 1899م چاپ و منتشر شد با این تفاوت که تعداد صفحات ثریای سال دوم به 18 افزایش یافت. ظاهراً از سال دوم ثریا در مصر فقط 18 شماره منتشر و سپس توقیف و تعطیل شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. اصفهان: 1363، ج 2، ص 155&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله مندرجات ثریا شامل حوادث ایران، اخبار مفصل ایران و در مواردی اخبار جهان بود. خبرهای ایران توسط خبرنگاران و موکّلان علی‌محمد خان در ایران تهیه می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهار سبک نثر علی‌محمد خان را به دلیل ذوق وی قابل توجه دانسته &amp;lt;ref&amp;gt;بهار. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سبک‌شناسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: 1369، ج 3، ص 346&amp;lt;/ref&amp;gt;و درباره سبک نثر جراید دوره مشروطه بر این باور است که با وجودی که جراید فارسی پیش از مشروطه، غالباً به سبک قدیم بود و با توجه به این نکته که مقالات جراید آن عصر با شیوایی و لطافت، کم عمق بوده؛ اما مقالات علی‌محمد خان را بسیار مؤثر، پر حرارت و مفید ارزیابی کرده و وی را در شمار نویسندگانی آورده است که لغات فرنگی، ترجمه واژگان و تعبیرات خارجی را وارد زبان فارسی کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;هار. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سبک‌شناسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: 1369، ج 3، ص 401&amp;lt;/ref&amp;gt;. کسروی گفتارهای تند این نویسنده را ستوده و ارزش ثریا را قائم به وجود نویسنده آن دانسته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;  کسروی، احمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ مشروطه ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: 1349، ص 41&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز ادوارد براون، ثریا را گرانقدرترین و ارزشمندترین نشریه دوره استبداد محسوب کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;براون، ادوارد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; محمد عباسی، تهران: 1341، ص 305&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوره دوم ثریا در مصر از 20 محرم 1318ق شروع به انتشار کرد صاحب امتیاز آن سیدفرج‌الله حسینی کاشانی، شریک سابق علی‌محمد خان، بود. این هفته‌نامه به سبک و سیاق سابق انتشار یافت. صدرهاشمی ثریا را تا شماره 36 سال دوم مورخ 20 جمادی‌الاول 1318ق دیده است و به نظر ایشان، این هفته‌نامه، به علت توقیف در مصر منتشر نگردید&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;؛ برخی گفته‌اند انتشار ثریا تا 10 رجب همان سال ادمه داشته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;پروین، ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان و دیگر پارسی‌نویسان.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1379، ج 2، ص 402&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. ثریای تهران: با مدیریت سیدفرج‌الله به تاریخ 22 رجب 1321ق&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; و به روایتی 24 محرم 1321ق&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در تهران انتشار یافت و احتمالاً تا انقلاب مشروطه منتشر می‌‌شده است &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;اما ناصرالدین پروین زمان خاتمه آن را 16 ذیحجه 1323ق آورده است. درباره ثریای تهران برخی از محققان معاصر نظر مساعد نداشته‌اند و آن را نشریه مفید و وزینی به شمار نیاورده‌اند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. ثریای کاشان: هفته‌نامه ثریا در کاشان به مدیریت و دبیری سیدفرج‌الله حسینی کاشانی به تاریخ 25 ذیقعده‌الحرام 1327ق، / 10 دسامبر 1909م در 4 صفحه به صورت سربی منتشر شد. انتشار ثریا در کاشان مصادف با دوازدهمین سال حیات ثریا بود و بدین علت، در عنوان هر شماره، سال دوازده هم ذکر شده است. سیدفرج‌الله در مقاله افتتاحیه شماره اول 1327ق پس از یادکردی از شهدای مشروطه «مدنیت، معرفت، حفظ مشروطه  و آگاهی از وقایع و حوادث شهری» را از اهداف ثریا به شمار آورده است. ثریا پس از نشر چند شماره دچار تغییراتی اندک گردید و این تغییرات به مدیرت سیدفرج‌الله حسینی و دبیری فخر‌الواعظین انجامید. ثریا، در هر هفته، دو بار منتشر می‌شد و کوشش مدیر آن، یومیه کردن این هفته‌نامه بود. محمد صدرهاشمی تا شماره 12 از سال دوازدهم، مورخ 6 صفر 1328ق را دیده و گزارش کرده است و از طول انتشار و خاتمه آن اظهار بی‌اطلاعی نموده است&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. اصفهان: 1363، ج 2،ص ۱۵۸&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
جمیله اعظمیان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%A7&amp;diff=8151</id>
		<title>ثریا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%A7&amp;diff=8151"/>
		<updated>2025-05-11T18:49:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[ثریا]]&#039;&#039;&#039;؛ هفته‌نامه سیاسی، اجتماعی و ادبی که در 14 جمادی‌الآخر 1316ق / 2 نوامبر 1898م در قاهره تأسیس گردید و طی سه دوره به مدیریت علی‌محمد خان کاشانی و سپس سیدفرج‌الله حسینی کاشانی در شهرهای قاهره، [[استان تهران|تهران]] و [[کاشان]] منتشر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ثریای قاهره:  &#039;&#039;&#039;این هفته‌نامه در مصر در دو دوره انتشار یافته است: دوره اول، از 14 جمادی‌الآخر 1316ق / ؟م تا 20 محرم 1318ق / 20 مه 1900م شامل 16 تا 18 صفحه به صورت سربی انتشار می‌یافت. علی‌محمد خان کاشانی، صاحب امتیاز و نویسنده و به شراکت سیدفرج‌الله حسینی کاشانی گردانندگان آن به شمار می‌آمدند. نام نشریه به خط نستعلیق درشت نوشته شده بود و در عنوان هر شماره این عبارت‌ها به چشم می‌خورد: «ثریا روزنامه‌ای است که از هرگونه وقایع پولتیکی و سیاسی و علوم و فنون و صنایع و ادبیات و تجارت و غیره بحث می‌کند و نیز مقالاتی که به حال دولت و ملت باشد به کمال ممنونیت طبع و نشر می‌نماید.». نیز در همان صفحه عنوان قیمت آبونه سالیانه آن در ممالک ایران، عثمانی، قفقاز و سایر شهرهای روسیه و در ممالک فرنگستان و آمریکا و هندوستان و چین، مصر را ذکر می‌کرد. علی‌محمد خان درباره تأسیس و نشر روزنامه ثریا در اولین شماره سال اول، پس از «خطبه» در سبب نگارش ـ «میهن دوستی، تمدن، تربیت و آگاه کردن هموطنان را از سیاست‌های غربیان» انگیزه‌های اصلی خود دانسته است. شماره‌های 1 تا 50 در سال اول، در 16 صفحه و به صورت سربی طبع می‌گردید و با آن‌که شماره 51 آغازگرِ سال دوم به شمار می‌‌آمد، امّا به دلیل مطابقت نمودن شماره اولِ سال دوم با تولّد مظفرالدین شاه، از شماره 51 صرف‌نظر کرده و به نفع مشترکین جزو سال اول محسوب کردند و شماره اول سال دوم به تاریخ 16 جمادی‌الثانی 1317ق / 25 اکتبر 1899م چاپ و منتشر شد با این تفاوت که تعداد صفحات ثریای سال دوم به 18 افزایش یافت. ظاهراً از سال دوم ثریا در مصر فقط 18 شماره منتشر و سپس توقیف و تعطیل شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. اصفهان: 1363، ج 2، ص 155&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله مندرجات ثریا شامل حوادث ایران، اخبار مفصل ایران و در مواردی اخبار جهان بود. خبرهای ایران توسط خبرنگاران و موکّلان علی‌محمد خان در ایران تهیه می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهار سبک نثر علی‌محمد خان را به دلیل ذوق وی قابل توجه دانسته &amp;lt;ref&amp;gt;بهار. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سبک‌شناسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: 1369، ج 3، ص 346&amp;lt;/ref&amp;gt;و درباره سبک نثر جراید دوره مشروطه بر این باور است که با وجودی که جراید فارسی پیش از مشروطه، غالباً به سبک قدیم بود و با توجه به این نکته که مقالات جراید آن عصر با شیوایی و لطافت، کم عمق بوده؛ اما مقالات علی‌محمد خان را بسیار مؤثر، پر حرارت و مفید ارزیابی کرده و وی را در شمار نویسندگانی آورده است که لغات فرنگی، ترجمه واژگان و تعبیرات خارجی را وارد زبان فارسی کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;هار. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سبک‌شناسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: 1369، ج 3، ص 401&amp;lt;/ref&amp;gt;. کسروی گفتارهای تند این نویسنده را ستوده و ارزش ثریا را قائم به وجود نویسنده آن دانسته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;  کسروی، احمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ مشروطه ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: 1349، ص 41&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز ادوارد براون، ثریا را گرانقدرترین و ارزشمندترین نشریه دوره استبداد محسوب کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;براون، ادوارد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; محمد عباسی، تهران: 1341، ص 305&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوره دوم ثریا در مصر از 20 محرم 1318ق شروع به انتشار کرد صاحب امتیاز آن سیدفرج‌الله حسینی کاشانی، شریک سابق علی‌محمد خان، بود. این هفته‌نامه به سبک و سیاق سابق انتشار یافت. صدرهاشمی ثریا را تا شماره 36 سال دوم مورخ 20 جمادی‌الاول 1318ق دیده است و به نظر ایشان، این هفته‌نامه، به علت توقیف در مصر منتشر نگردید&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;؛ برخی گفته‌اند انتشار ثریا تا 10 رجب همان سال ادمه داشته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;پروین، ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان و دیگر پارسی‌نویسان.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1379، ج 2، ص 402&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. ثریای تهران: با مدیریت سیدفرج‌الله به تاریخ 22 رجب 1321ق&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; و به روایتی 24 محرم 1321ق&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; در تهران انتشار یافت و احتمالاً تا انقلاب مشروطه منتشر می‌‌شده است &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;اما ناصرالدین پروین زمان خاتمه آن را 16 ذیحجه 1323ق آورده است. درباره ثریای تهران برخی از محققان معاصر نظر مساعد نداشته‌اند و آن را نشریه مفید و وزینی به شمار نیاورده‌اند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. ثریای کاشان: هفته‌نامه ثریا در کاشان به مدیریت و دبیری سیدفرج‌الله حسینی کاشانی به تاریخ 25 ذیقعده‌الحرام 1327ق، / 10 دسامبر 1909م در 4 صفحه به صورت سربی منتشر شد. انتشار ثریا در کاشان مصادف با دوازدهمین سال حیات ثریا بود و بدین علت، در عنوان هر شماره، سال دوازده هم ذکر شده است. سیدفرج‌الله در مقاله افتتاحیه شماره اول 1327ق پس از یادکردی از شهدای مشروطه «مدنیت، معرفت، حفظ مشروطه  و آگاهی از وقایع و حوادث شهری» را از اهداف ثریا به شمار آورده است. ثریا پس از نشر چند شماره دچار تغییراتی اندک گردید و این تغییرات به مدیرت سیدفرج‌الله حسینی و دبیری فخر‌الواعظین انجامید. ثریا، در هر هفته، دو بار منتشر می‌شد و کوشش مدیر آن، یومیه کردن این هفته‌نامه بود. محمد صدرهاشمی تا شماره 12 از سال دوازدهم، مورخ 6 صفر 1328ق را دیده و گزارش کرده است و از طول انتشار و خاتمه آن اظهار بی‌اطلاعی نموده است&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. اصفهان: 1363، ج 2،ص ۱۵۸&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82&amp;diff=8149</id>
		<title>توفیق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82&amp;diff=8149"/>
		<updated>2025-05-11T18:36:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[توفیق]]،&#039;&#039;&#039; هفته‌نامه فکاهی که به مدیری حسین توفیق در [[استان تهران|تهران]] تأسیس و در 1341ق/1301ش به طور هفتگی منتشر می‌شد. مندرجات آن عمدتاً شامل اشعار فکاهی و اخلاقی، مقالات گوناگون و وقایع داخلی و خارجی بود که به طور اختصار تحت عنوان «یک مشت خبر» درج می‌شد. در صفحه چهارم اعلانات مختلف به چاپ می‌رسید. در اواسط سال پنجم توفیق امتیاز کاریکاتوری روزنامه را گرفت و از آن پس آن را با کاریکاتور بزرگی زینت می‌داد و به چاپ می‌رساند. بعد آن را از حالت فکاهی خارج و وسیله ترویج ادبیات قرار داد. در مدت شش سالی که روزنامه او ادبی بود، در نشر افکار و اشعار شعرای معاصر کوشید. اما از اول فرودین 1317ش دوباره آن را به صورت فکاهی درآورد. روزنامه توفیق تا هنگام مرگ حسین توفیق هیچ‌گاه توقیف و تعطیل نشد. پس از مرگ وی (29 بهمن 1318ش)، مدیریت روزنامه به عهده فرزندش محمدعلی توفیق واگذار شد. او نیز آن را به مدت 14 سال منتشر ساخت. پس از شهریور 1320ش، توفیق در زمره روزنامه‌های سیاسی و انتقادی درآمد و مطالبی بر ضد دربار و دستگاه هیئت حاکمه منتشر کرد که امروزه برای شناخت برخی از قسمت‌های تاریخ عصر پهلوی سودمند است. روزنامه 12 صفحه و قطع آن 25×35 سانتی‌متر بود و هر صفحه 5 ستون داشت. به نسبت افزایش آگهی‌ها، تعداد صفحات آن گاه به 16 صفحه هم می‌رسید. صفحات اول و آخر هر کدام یک کاریکاتور تمام صفحه‌ای از خبرهای روز در 4 رنگ داشت. نام روزنامه‌ بالای صفحه و اکثراً سمت راست بود. در هفته‌نامه توفیق چهار شخصیت فکاهی به نام کاکا توفیق (یک مرد تیزبین، رک‌گو و سرسخت)، گشنیزخانم(عیال وی)، ممولی و ملت دیده می‌شد. کاکا توفیق یک فرد، دو گروه و سه موضوع ثابت را برای حملات دائمی خود داشت. فرد مزبور همیشه نخست‌وزیر بود. از گروه‌های طرف مزاح کاکا، اول وکلای مجلس (ولی نه همه آن‌ها)، مدیران کل وزارتخانه‌ها را باید نام برد و سه موضوع ثابت بود عبارت بود از نفت، فرهنگ و روغن‌ نباتی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مندرجات هر شماره متناسب با حوادث روز بود. عاقبت به دلیل همین انتقادات و تندروی‌ها، پس از کودتای 28 مرداد 1332ش محمدعلی توفیق دستگیر و تبعید شد و روزنامه حدود چهار سال انتشار نیافت ولی بعد دوره جدید آن زیر نظر برادران حسن و حسین و عباس توفیق منتشر شد. انتشار دوره اخیر توفیق تا سه سال پیش از وقوع انقلاب ادامه یافت و در این وقت همراه با گروه کثیری از مطبوعات یکجا تعطیل شدند&amp;lt;ref&amp;gt;آژند، یعقوب&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. ادبیات نوین ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: 1363، امیرکبیر، چ1، ص275&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;آقا شیخ محمد، مریم ؛ نوری نشاط، سعید. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;گلزار مشاهیر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، چ1، 1377، ص129-128&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سنادی از مطبوعات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (1340-1320ش)، تهران: سازمان چاپ انتشارات وزارت و فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ1، 1378، ص39، 74، 127، 236، 244&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اسناد مطبوعات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (1332-1320ش)، به کوشش محسن روشنایی و غلامرضا سلامی، ج2، تهران: انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، چ1، 1376، ص335-337&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;برقعی، سید محمدباقر، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سخنوران نامی معاصر ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;، ج2، تهران: نشر خرم، چ1، 1373، ص935-937&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;حالت، ابوالقاسم. «محمدعلی توفیق»، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;آینده&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. (س 18، ص251-252)؛ &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. ج2، اصفهان: انتشارات کمال، ص144-147.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;منبع اصلی:&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مآخذ ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
نادره جلالی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%B1&amp;diff=8147</id>
		<title>تهران مصور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%B1&amp;diff=8147"/>
		<updated>2025-05-11T18:33:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[تهران مصور]]،&#039;&#039;&#039; این نشریه در چهار دوره زمانی در [[استان تهران|تهران]] انتشار یافت. دوره اول به صاحب امتیازی عباس نعمت از 1308-1320ش در تهران در 16 صفحه و با قطع وزیری بزرگ، روزهای شنبه هر هفته منتشر می‌شد. مقالات آن عمدتاً اجتماعی، تاریخی و فکاهی و شامل اخبار روز بود و به لحاظ محتوا نشریه خوبی به شمار می‌رفت. تهران مصور در 1320ش برای مدتی تعطیل شد. اما در همین سال، دوره دوم انتشار آن با صاحب امتیازی و مدیر مسئولی احمد دهقان آغاز گردید. در این دوره، از نشریات حزب تهران به شمار می‌رفت و تیراژ آن به 5000 نسخه افزایش یافت و به دلیل مخالفت با شوروی و حزب توده اهمیت زیادی پیدا کرد. روش مجله سیاسی- اجتماعی بود. در ستون یا صفحه زیر ذره‌بین، اخبار ارتش و به خصوص رکن دوم را چاپ می‌کرد. انتشار این نشریه تا 1329ش که احمد دهقان در محل دفتر مجله به قتل رسید، ادامه داشت. پس از آن دوره سوم انتشار آن با صاحب امتیازی عبدالله والا و سردبیری محمود رجاء آغاز شد که تا 1353ش منتشر و طی این مدت هزار شماره منتشر کرد. تیراژ تهران مصور در اوج فعالیت به 1500 نسخه می‌رسید که 30% آن در تهران و بقیه در شهرستانها فروش می‌رفت. در دوره پایانی تهران مصور، هر چند نویسندگان معروفی با آن همکاری می‌کردند ولی مطالب مجله بی‌مایه و مبتذل بود و سیاست کلی آن پیروی بی چون و چرا از سیاست دولت وقت بود و از این رو از کمکهای دولتی بهره‌مند می‌گردید. این نشریه در طول انتشار خود چند بار توقیف شد که از آن جمله 1330 و 1332 و 1340ش را می‌توان نام برد که نشریه به دلیل چاپ عکس‌های خلاف عفت عمومی جامعه و صور قبیحه با واکنش دستگاه حاکمه و شکایت افرادی چون سرلشکر بختیار (فرمانده نظامی تهران) روبرو شد. اما به دلیل ارتباط والا با دربار این شکایت‌ها ره به جایی نبرد. تهران مصور در این دوره برای اداره مجله و تأمین هزینه‌های آن و کسب درآمد، آن را به رجال سیاسی وقت اجاره می‌داد. علی امینی از جمله این افراد بود که از این مجله به عنوان مهم‌ترین سکوی تبلیغاتی خود بهره برد. [[امیرعباس هویدا|هویدا]]، نخست‌وزیر وقت، از مخالفان والا بود و والا نیز و عملکرد دولت او را مورد انتقاد قرار می‌داد، از این رو هویدا، علی‌رغم دستور شاه، از کمک به این مجله و استمرار به انتشار آن سرباز زد. سرانجام تهران مصور در 1357 به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی ایران تعطیل شد. دوره چهارم نشر آن بعد از پیروزی انقلاب و مربوط به 1357 و 1358ش است که پس از مدتی تعطیلی دوباره به صاحب امتیازی والا و سردبیری مسعود بهنود منتشر شد وبه کار خود ادامه داد تا این‌که شورای انقلاب فرهنگی با تصویب لایحه مطبوعات در تابستان 1358ش، از انتشار آن به دلیل وابستگی به ساواک ممانعت به عمل‌ آورد&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطبوعات عصر پهلوی به روایت اسناد ساواك&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. كتاب اول، مجله تهران مصور، تهران: 1379؛ &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ چاپ و چاپخانه در ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. ص328 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اسنادی از مطبوعات و احزاب دوره رضاشاه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. ص106 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اسناد مطبوعات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. ج1، 2، 3، 4، ص136، 140، 162، 346، 350، 414، 497، 929. &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع اصلی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مآخذ ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
نادره جلالی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D8%AF%D9%85&amp;diff=8146</id>
		<title>تقدم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D8%AF%D9%85&amp;diff=8146"/>
		<updated>2025-05-11T18:31:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[تقدم]]،&#039;&#039;&#039; صاحب امتیاز این نشریه احمد فرامرزی و مدیر آن عبدالرحمن فرامرزی بود. این نشریه در 60 صفحه همراه با ضمیمه به قطع پستی او شهریور 1306ش، در مطبعه سربی ـ چاپخانه خاور تهران به چاپ می‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درخواست امتیاز مجله تقدم با روش ادبی، علمی و سیاسی توسط آقای میرزا احمدخان فرامرزی فرزند آقا شیخ‌عبدالواحد فارسی در دایره تعلیمات عالیه وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه در تاریخ 13 حوت 1303 با نمره 8871 ثبت شده است. در تاریخ 10 خرداد 1304 با درخواست ایشان موافقت شد که مجله را در [[استان تهران|تهران]] طبع و توزیع کند&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اسناد مطبوعات.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کاوه بیات و مسعود کوهستانی‌نژاد، جلد 1، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، تهران: 1372.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمد فرامرزی (1265ش- 1340)، مترجم زبان عربی وزارت امور خارجه بود، نماینده دوره 15، 17و 18 مجلس شورای ملی بود، و تحقیقات بسیاری در زمینه تاریخ و جغرافیای خلیج فارس داشت&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شرح رجال سیاسی و نظام معاصر ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. باقر عاقلی. جلد 2، نشر گفتار ـ علمی، 1380، تهران&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالرحمن فرامرزی (1280ش – 1351) مدیر مجله تقدم نیز از نویسندگان صاحب نام ایران بود که نمایندگی دوره 15، 17 و 20 مجلس شورای ملی را داشت و نیز مدیر روزنامه آینده، بهرام و کیهان بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جراید و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. صدرهاشمی، محمد. جلد 2 انتشارات کمال، اصفهان: 1363.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالب این مجله آموزشی و مقالات آن در زمینه تاریخ و جغرافیا، ادبیات و شامل شعر و داستان به همراه نقد و بررسی، ترجمه برخی متون از زبان‌های دیگر که ضمیمه مجله چاپ می‌شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مجله تقدم.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; سال اول، شماره 1، ص60-1 شهریور 1306ق، با ضمیمه 4 صفحه‌ای ترجمه کتاب دستور زندگانی لرد اوبری&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انتشار این مجله منظم نبود و گاهی در چاپ دوم شماره پیاپی آن وقفه‌ای چند ماهه وجود داشت، اما به لحاظ مطالب و اهمیت، جزء نشریات خوب بود و دانشمندانی چون تقی‌زاده، جمالزاده عضویت هیئت تحریریه مجله را پذیرفته بودند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مجله تقدم&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. 1307- 1306 اول و دوم، شماره‌های 1 تا 11&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین این مجله با نویسندگانی چون سعید نفیسی، مجتبی مینوی همکاری داشته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل اداره مجله در تهران کوچه آصف، چهارراه حاجی آقا موسی قرار داشت و قیمت اشتراک مجله سالانه 3 تومان و تک شماره دو ریال بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
سعاد پیرا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D8%AF%D9%85&amp;diff=8145</id>
		<title>تقدم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D8%AF%D9%85&amp;diff=8145"/>
		<updated>2025-05-11T18:30:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[تقدم]]،&#039;&#039;&#039; صاحب امتیاز این نشریه احمد فرامرزی و مدیر آن عبدالرحمن فرامرزی بود. این نشریه در 60 صفحه همراه با ضمیمه به قطع پستی او شهریور 1306ش، در مطبعه سربی ـ چاپخانه خاور تهران به چاپ می‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درخواست امتیاز مجله تقدم با روش ادبی، علمی و سیاسی توسط آقای میرزا احمدخان فرامرزی فرزند آقا شیخ‌عبدالواحد فارسی در دایره تعلیمات عالیه وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه در تاریخ 13 حوت 1303 با نمره 8871 ثبت شده است. در تاریخ 10 خرداد 1304 با درخواست ایشان موافقت شد که مجله را در [[استان تهران|تهران]] طبع و توزیع کند&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اسناد مطبوعات.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کاوه بیات و مسعود کوهستانی‌نژاد، جلد 1، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، تهران: 1372.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمد فرامرزی (1265ش- 1340)، مترجم زبان عربی وزارت امور خارجه بود، نماینده دوره 15، 17و 18 مجلس شورای ملی بود، و تحقیقات بسیاری در زمینه تاریخ و جغرافیای خلیج فارس داشت&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شرح رجال سیاسی و نظام معاصر ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. باقر عاقلی. جلد 2، نشر گفتار ـ علمی، 1380، تهران&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالرحمن فرامرزی (1280ش – 1351) مدیر مجله تقدم نیز از نویسندگان صاحب نام ایران بود که نمایندگی دوره 15، 17 و 20 مجلس شورای ملی را داشت و نیز مدیر روزنامه آینده، بهرام و کیهان بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جراید و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. صدرهاشمی، محمد. جلد 2 انتشارات کمال، اصفهان: 1363.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالب این مجله آموزشی و مقالات آن در زمینه تاریخ و جغرافیا، ادبیات و شامل شعر و داستان به همراه نقد و بررسی، ترجمه برخی متون از زبان‌های دیگر که ضمیمه مجله چاپ می‌شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مجله تقدم.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; سال اول، شماره 1، ص60-1 شهریور 1306ق، با ضمیمه 4 صفحه‌ای ترجمه کتاب دستور زندگانی لرد اوبری&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انتشار این مجله منظم نبود و گاهی در چاپ دوم شماره پیاپی آن وقفه‌ای چند ماهه وجود داشت، اما به لحاظ مطالب و اهمیت، جزء نشریات خوب بود و دانشمندانی چون تقی‌زاده، جمالزاده عضویت هیئت تحریریه مجله را پذیرفته بودند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مجله تقدم&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. 1307- 1306 اول و دوم، شماره‌های 1 تا 11&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین این مجله با نویسندگانی چون سعید نفیسی، مجتبی مینوی همکاری داشته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل اداره مجله در تهران کوچه آصف، چهارراه حاجی آقا موسی قرار داشت و قیمت اشتراک مجله سالانه 3 تومان و تک شماره دو ریال بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=8143</id>
		<title>روزنامه تربیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=8143"/>
		<updated>2025-05-11T18:09:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[روزنامه تربیت|تربیت]]،&#039;&#039;&#039; روزنامه فرهنگی، اجتماعی، ادبی، تاریخی و علمی، غیر دولتی به صاحب امتیازی و مدیری محمدحسین فروغی (ذکاءالملک)»، در 4 صفحه با قطع بزرگ، از 11 رجب 1314ق لغایت 29 محرم 1325ق، در [[استان تهران|تهران]] به [[چاپ سنگی]]، می‌رسید&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تربیت&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. جلد اول، شماره‌های 1- 211، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران: 1376ش. نمره اول، 11 رجب 1314ق، ص1&amp;lt;/ref&amp;gt;. این روزنامه نخستین نشریه روزانه غیردولتی است که توسط «محمدحسین فروغی اصفهانی ـ پسر محمدمهدی ارباب اصفهانی ـ که به میرزا فروغی شهرت داشت و در دستگاه محمدحسن خان صنیع‌الدوله، منشی روزنامه دولتی بود وبعدها متخلص به «ادیب» و ملقب به «ذکاءالملک» شد انتشار می‌یافت. فروغی در 1311ق ـ سال اول سلطنت مظفرالدین شاه ـ امتیاز روزنامه تربیت را از «وزارت انطباعات گرفت و این روزنامه را طی نه سال منتشر می‌کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;بامداد، مهدی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. شرح حال رجال ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. ج3، تهران: انتشارات زوار، تهران: 1378&amp;lt;/ref&amp;gt;. روزنامه تربیت در 4 صفحه، شامل دو ستون با نثری منشیانه و مغلق با خط نستعلیق «زین‌العابدین» ـ پسر «میرزا شریف قزوینی» ـ نوشته می‌شد کمتر خبرهای سیاسی در تربیت درج می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;پروین، ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان و دیگر پارسی‌نویسان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. جلد دوم (بحران آزادی)، ، مرکز نشر دانشگاهی، تهران: 1379 ص401&amp;lt;/ref&amp;gt;. همان‌گونه که از مقالاتش در می‌یابیم وظیفه روزنامه تربیت این است که در هر شعبه رشته از کارهای ملک و ملت گفتگو و تحقیق نماید تا حق از باطل جدا شود، اما به علت وابستگی مالی و اخلاقی به دولت سخنان روزنامه در پرده‌ای از واژه‌های پیچیده مطرح می‌گردند. &amp;lt;ref&amp;gt;پروین، ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان و دیگر پارسی‌نویسان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. جلد دوم (بحران آزادی)، ، مرکز نشر دانشگاهی، تهران: 1379.ص423، 426&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین در پاورقی روزنامه برخی متون اقتصاد، عکاسی، فلسفه و رمان چاپ می‌شد، از جمله رمان‌ها «کلبه هندی» اثر برنادن دوسن‌پیر و «عشق و عفت» اثر شاتوبریان را می‌توان نام برد. قیمت در داخله پنج شاهی و در اجرت پست به علاوه می‌گردد. قیمت اعلان غیرمکرر در روزنامه سطری ده شاهی و اگر مکرر شود سطری پنج شاهی که این قیمت طی سال‌های مختلف افزایش یافت&amp;lt;ref&amp;gt;جلد دوم، شماره‌های 212- 353، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران: 1377ش&amp;lt;/ref&amp;gt;. این نشریه در ابتدا به صورت هفتگی منتشر می‌شد، که مجموعاً به مدت 9 سال 434 شماره از آن چاپ شد&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تربیت&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. جلد سوم، شماره‌های 354- 434، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، تهران: 1377ش&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مجله&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;یغما&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. آذر 1332ش، ش9، ص65- 361&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.وقفه‌هایی در چاپ «تربیت» نیز وجود داشت که در طول دوره انتشار این روزنامه سه بار متوقف شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1) وقفه اول، نزدیک به یک ماه&amp;lt;ref&amp;gt;(تربیت، سال دوم، 11 محرم 1316ق تا غره‌صفر 1316ق، شماره‌های 111- 110، ص444- 437)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2) وقفه دوم، بیش از دو ماه&amp;lt;ref&amp;gt;(تربیت، سال چهارم، 17 شوال تا 21 ذی‌حجه 1318ق، شماره‌های 224- 223، ص900- 893)&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3) وقفه سوم، نزدیک به یک ماه&amp;lt;ref&amp;gt;(تربیت، سال چهارم، 28 ذی‌حجه 1318 تا 27 محرم 1319ق، شماره‌های 226- 225، ص908- 901).&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از همکاران این نشریه میرزا محمد قزوینی که ذکاءالملک او را از اعضای رئیسه اداره تربیت عنوان می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;تربیت، سال دوم، 11ذی‌قعده 1315، شماره 68، ص269- 272&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین فرزند ذکاءالملک محمدعلی فروغی که قسمتی از ترجمه‌های پاورقی‌های روزنامه توسط او انجام می‌گرفت. سلیمان‌خان از شماره نود تربیت، به عنوان نایب ‌مدیر روزنامه اعلام شد، از دیگر کسانی که با این روزنامه همکاری داشتند، نیرّالملک وزیر علوم و عبدالله میرزا که مقاله‌هایش درباره فن عکاسی به چاپ می‌رسید&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جراید و مجلات ایران.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; ج2، انتشارات کمال، اصفهان: 1363&amp;lt;/ref&amp;gt;.  این روزنامه همچنین دارای انجمن روزنامه نیز بود&amp;lt;ref&amp;gt;پروین، ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان و دیگر پارسی‌نویسان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. جلد دوم (بحران آزادی)، ، مرکز نشر دانشگاهی، تهران: 1379، ص766&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;نیز نگاه کنید به&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مآخذ ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
سعاد پیرا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=8142</id>
		<title>روزنامه تربیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=8142"/>
		<updated>2025-05-11T18:08:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[روزنامه تربیت|تربیت]]،&#039;&#039;&#039; روزنامه فرهنگی، اجتماعی، ادبی، تاریخی و علمی، غیر دولتی به صاحب امتیازی و مدیری محمدحسین فروغی (ذکاءالملک)»، در 4 صفحه با قطع بزرگ، از 11 رجب 1314ق لغایت 29 محرم 1325ق، در [[استان تهران|تهران]] به [[چاپ سنگی]]، می‌رسید&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تربیت&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. جلد اول، شماره‌های 1- 211، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران: 1376ش. نمره اول، 11 رجب 1314ق، ص1&amp;lt;/ref&amp;gt;. این روزنامه نخستین نشریه روزانه غیردولتی است که توسط «محمدحسین فروغی اصفهانی ـ پسر محمدمهدی ارباب اصفهانی ـ که به میرزا فروغی شهرت داشت و در دستگاه محمدحسن خان صنیع‌الدوله، منشی روزنامه دولتی بود وبعدها متخلص به «ادیب» و ملقب به «ذکاءالملک» شد انتشار می‌یافت. فروغی در 1311ق ـ سال اول سلطنت مظفرالدین شاه ـ امتیاز روزنامه تربیت را از «وزارت انطباعات گرفت و این روزنامه را طی نه سال منتشر می‌کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;بامداد، مهدی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. شرح حال رجال ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. ج3، تهران: انتشارات زوار، تهران: 1378&amp;lt;/ref&amp;gt;. روزنامه تربیت در 4 صفحه، شامل دو ستون با نثری منشیانه و مغلق با خط نستعلیق «زین‌العابدین» ـ پسر «میرزا شریف قزوینی» ـ نوشته می‌شد کمتر خبرهای سیاسی در تربیت درج می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;پروین، ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان و دیگر پارسی‌نویسان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. جلد دوم (بحران آزادی)، ، مرکز نشر دانشگاهی، تهران: 1379 ص401&amp;lt;/ref&amp;gt;. همان‌گونه که از مقالاتش در می‌یابیم وظیفه روزنامه تربیت این است که در هر شعبه رشته از کارهای ملک و ملت گفتگو و تحقیق نماید تا حق از باطل جدا شود، اما به علت وابستگی مالی و اخلاقی به دولت سخنان روزنامه در پرده‌ای از واژه‌های پیچیده مطرح می‌گردند. &amp;lt;ref&amp;gt;پروین، ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان و دیگر پارسی‌نویسان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. جلد دوم (بحران آزادی)، ، مرکز نشر دانشگاهی، تهران: 1379.ص423، 426&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین در پاورقی روزنامه برخی متون اقتصاد، عکاسی، فلسفه و رمان چاپ می‌شد، از جمله رمان‌ها «کلبه هندی» اثر برنادن دوسن‌پیر و «عشق و عفت» اثر شاتوبریان را می‌توان نام برد. قیمت در داخله پنج شاهی و در اجرت پست به علاوه می‌گردد. قیمت اعلان غیرمکرر در روزنامه سطری ده شاهی و اگر مکرر شود سطری پنج شاهی که این قیمت طی سال‌های مختلف افزایش یافت&amp;lt;ref&amp;gt;جلد دوم، شماره‌های 212- 353، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران: 1377ش&amp;lt;/ref&amp;gt;. این نشریه در ابتدا به صورت هفتگی منتشر می‌شد، که مجموعاً به مدت 9 سال 434 شماره از آن چاپ شد&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تربیت&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. جلد سوم، شماره‌های 354- 434، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، تهران: 1377ش&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مجله&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;یغما&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. آذر 1332ش، ش9، ص65- 361&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.وقفه‌هایی در چاپ «تربیت» نیز وجود داشت که در طول دوره انتشار این روزنامه سه بار متوقف شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1) وقفه اول، نزدیک به یک ماه&amp;lt;ref&amp;gt;(تربیت، سال دوم، 11 محرم 1316ق تا غره‌صفر 1316ق، شماره‌های 111- 110، ص444- 437)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2) وقفه دوم، بیش از دو ماه&amp;lt;ref&amp;gt;(تربیت، سال چهارم، 17 شوال تا 21 ذی‌حجه 1318ق، شماره‌های 224- 223، ص900- 893)&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3) وقفه سوم، نزدیک به یک ماه&amp;lt;ref&amp;gt;(تربیت، سال چهارم، 28 ذی‌حجه 1318 تا 27 محرم 1319ق، شماره‌های 226- 225، ص908- 901).&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از همکاران این نشریه میرزا محمد قزوینی که ذکاءالملک او را از اعضای رئیسه اداره تربیت عنوان می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;تربیت، سال دوم، 11ذی‌قعده 1315، شماره 68، ص269- 272&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین فرزند ذکاءالملک محمدعلی فروغی که قسمتی از ترجمه‌های پاورقی‌های روزنامه توسط او انجام می‌گرفت. سلیمان‌خان از شماره نود تربیت، به عنوان نایب ‌مدیر روزنامه اعلام شد، از دیگر کسانی که با این روزنامه همکاری داشتند، نیرّالملک وزیر علوم و عبدالله میرزا که مقاله‌هایش درباره فن عکاسی به چاپ می‌رسید&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جراید و مجلات ایران.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; ج2، انتشارات کمال، اصفهان: 1363&amp;lt;/ref&amp;gt;.  این روزنامه همچنین دارای انجمن روزنامه نیز بود&amp;lt;ref&amp;gt;پروین، ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان و دیگر پارسی‌نویسان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. جلد دوم (بحران آزادی)، ، مرکز نشر دانشگاهی، تهران: 1379، ص766&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;نیز نگاه کنید به&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مآخذ ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%AC%D8%AF%D8%AF_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=8140</id>
		<title>تجدد ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%AC%D8%AF%D8%AF_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=8140"/>
		<updated>2025-05-11T17:47:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[تجدد ایران]]،&#039;&#039;&#039; روزنامه خبری به صاحب امتیازی و مدیری سیدمحمد طباطبایی (1279- 1347ش) معروف به تجدد که شماره اول آن در 7 اردیبهشت 1306ش در تهران منتشر شد. او این روزنامه را پس از پیوستن به حزب تجدد ایران و به جای روزنامه فریاد منتشر کرد&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;جراید&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;و&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مجلات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. اصفهان: انتشارات کمال، چ2، 1363، ج2، ص109؛ عاقلی، باقر. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زندگی‌نامه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;رجال&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سیاسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;و نظامی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: نشر گفتار، 1380، ج2، ص970؛ &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اسنادی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (1340- 1320). به کوشش محسن روستایی و غلامرضا سلامی، تهران: سازمان اسناد ملی، 1377، ج 2، ص43 &amp;lt;/ref&amp;gt;. سمت مدیر داخلی این روزنامه را مدتی حسین مطیعی به عهده داشت که بعداً روزنامه &#039;&#039;کانون&#039;&#039; را در [[استان تهران|تهران]] انتشار داد. تجدد ایران ابتدا به صورت هفتگی، اما نامنظم و از 1310 به بعد به طور روزانه و همه روزه بعدازظهر منتشر می‌شد&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زندگی‌نامه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;رجال&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سیاسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;و نظامی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: نشر گفتار &amp;lt;/ref&amp;gt;. محل اداره آن در خیابان شاه‌آباد نزدیک بهارستان قرار داشت. بیشتر مندرجات روزنامه اخبار داخله و مجلس و اخبار خارجه بود و در 4 دوره با فاصله انتشار یافت. معمولاً در پاورقی صفحات 2 و 3 آن ترجمه رمانی چاپ می‌شد و صفحه 4 مخصوص اعلانات ثبتی و دولتی و غیره بود. در صفحه 1 و 2 مقالات مختلفی که از مجلات خارجی ترجمه می‌شد نیز به چاپ می‌رسید. این روزنامه تا شهریور 1320ش مرتباً منتشر می‌شد ولی بعد از آن مدتی انتشار نیافت تا این‌که در 3 دی 1321ش به موجب قانون مطبوعات شورای عالی فرهنگ چاپ و انتشار آن به مدیری و سردبیری سیدمحمد طباطبایی در تهران بلامانع اعلام شد.&amp;lt;ref&amp;gt; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اسنادی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (1332- 1320). به کوشش محسن روستایی و غلامرضا سلامی، تهران: سازمان اسناد ملی، 1377، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt; در 1311ش دو بار توقیف شد و پس از واقعه 17 آذر 1321ش دیگر انتشار نیافت تا آن‌که بعداً در 1336 انتشار مجدد آن آغاز گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
نیزنک: صالحیار، غلامحسین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;چهره&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: پرس اجنت، ص267؛ برزین، مسعود. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شناسنامه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;1215&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;1357&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: بهجت، 1371، ص126؛ ابوترابیان، حسین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شهریور&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;1320&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;1326&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: انتشارات اطلاعات 1366، ص66.&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
نادره جلالی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%AC%D8%AF%D8%AF_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=8139</id>
		<title>تجدد ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%AC%D8%AF%D8%AF_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=8139"/>
		<updated>2025-05-11T17:46:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[تجدد ایران]]،&#039;&#039;&#039; روزنامه خبری به صاحب امتیازی و مدیری سیدمحمد طباطبایی (1279- 1347ش) معروف به تجدد که شماره اول آن در 7 اردیبهشت 1306ش در تهران منتشر شد. او این روزنامه را پس از پیوستن به حزب تجدد ایران و به جای روزنامه فریاد منتشر کرد&amp;lt;ref&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;جراید&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;و&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مجلات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. اصفهان: انتشارات کمال، چ2، 1363، ج2، ص109؛ عاقلی، باقر. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زندگی‌نامه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;رجال&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سیاسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;و نظامی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: نشر گفتار، 1380، ج2، ص970؛ &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اسنادی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (1340- 1320). به کوشش محسن روستایی و غلامرضا سلامی، تهران: سازمان اسناد ملی، 1377، ج 2، ص43 &amp;lt;/ref&amp;gt;. سمت مدیر داخلی این روزنامه را مدتی حسین مطیعی به عهده داشت که بعداً روزنامه &#039;&#039;کانون&#039;&#039; را در [[استان تهران|تهران]] انتشار داد. تجدد ایران ابتدا به صورت هفتگی، اما نامنظم و از 1310 به بعد به طور روزانه و همه روزه بعدازظهر منتشر می‌شد&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زندگی‌نامه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;رجال&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سیاسی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;و نظامی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: نشر گفتار &amp;lt;/ref&amp;gt;. محل اداره آن در خیابان شاه‌آباد نزدیک بهارستان قرار داشت. بیشتر مندرجات روزنامه اخبار داخله و مجلس و اخبار خارجه بود و در 4 دوره با فاصله انتشار یافت. معمولاً در پاورقی صفحات 2 و 3 آن ترجمه رمانی چاپ می‌شد و صفحه 4 مخصوص اعلانات ثبتی و دولتی و غیره بود. در صفحه 1 و 2 مقالات مختلفی که از مجلات خارجی ترجمه می‌شد نیز به چاپ می‌رسید. این روزنامه تا شهریور 1320ش مرتباً منتشر می‌شد ولی بعد از آن مدتی انتشار نیافت تا این‌که در 3 دی 1321ش به موجب قانون مطبوعات شورای عالی فرهنگ چاپ و انتشار آن به مدیری و سردبیری سیدمحمد طباطبایی در تهران بلامانع اعلام شد.&amp;lt;ref&amp;gt; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اسنادی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (1332- 1320). به کوشش محسن روستایی و غلامرضا سلامی، تهران: سازمان اسناد ملی، 1377، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt; در 1311ش دو بار توقیف شد و پس از واقعه 17 آذر 1321ش دیگر انتشار نیافت تا آن‌که بعداً در 1336 انتشار مجدد آن آغاز گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
نیزنک: صالحیار، غلامحسین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;چهره&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: پرس اجنت، ص267؛ برزین، مسعود. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شناسنامه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;1215&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;1357&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: بهجت، 1371، ص126؛ ابوترابیان، حسین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;از&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شهریور&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;1320&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;1326&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: انتشارات اطلاعات 1366، ص66.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%B7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%DB%8C%D8%AA&amp;diff=8138</id>
		<title>تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%B7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%DB%8C%D8%AA&amp;diff=8138"/>
		<updated>2025-05-11T17:38:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت]]،&#039;&#039;&#039; از کتاب‌های مفید پرفسور ادوارد برون انگلیسی و در شمار چند کتاب نخستین درباره تاریخ مطبوعات ایران است که در سه مجله به رشته نگارش درآمده است. غرض برون از تألیف این کتاب، تدوین کامل تاریخ مشروطه ایران بوده است. از این سه مجله، آخرین جلد آن اختصاص به تاریخ مطبوعات پیدا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هسته اصلی مجله سوم، تألیف موجز و ارزنده میرزا محمدعلی خان تربیت تبریزی است که وی آن‌را به برون تسلیم داشته و ایران‌شناس نامبرده با استفاده از رساله ارزنده رابینو در تاریخ نشریات ایران، آن را به انگلیسی ترجمه و تکمیل کرده است. (رک مقدمه کتاب).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مجله وی سخن را از تاریخ پیدایش [[چاپ و چاپخانه]] در ایران آغاز و سپس در باب شب‌نامه‌ها، روزنامه‌ها و مجلات هفتگی و ماهیانه با سبکی انتقادی سخن رانده است و خصوصیات هر یک را بیان کرده است. در حقیقت این کتاب را باید تألیف مشترک برون و تربیت به شمار آورد. نام اثر محمدعلی خان تربیت، «فهرست روزنامه‌های ایرانی» است که او به ترتیب تاریخ انتشار آن را مرتب کرده و درباره هر یک شرح مختصری نوشته است. از جمله مباحث دیگر این کتاب: تاریخ چاپخانه در ایران، نخستین روزنامه‌های ایران، امیرکبیر بانی روزنامه‌نویسی در ایران و معرفی چندین روزنامه قدیمی است. فهرست تربیت از شرح روزنامه آدمیت آغاز و به گزارشی در باب روزنامه طریقه‌ الفلاح پایان گرفته است. در این کتاب 246 نشریه معرفی شده است&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اصل کتاب تاریخ مطبوعات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تألیف برون، ترجمه و تحشیه محمد عباسی و مقدمه آن.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مآخذ ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
سیدعلی آل داود&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%B7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%DB%8C%D8%AA&amp;diff=8137</id>
		<title>تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%B7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%DB%8C%D8%AA&amp;diff=8137"/>
		<updated>2025-05-11T17:38:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت]]،&#039;&#039;&#039; از کتاب‌های مفید پرفسور ادوارد برون انگلیسی و در شمار چند کتاب نخستین درباره تاریخ مطبوعات ایران است که در سه مجله به رشته نگارش درآمده است. غرض برون از تألیف این کتاب، تدوین کامل تاریخ مشروطه ایران بوده است. از این سه مجله، آخرین جلد آن اختصاص به تاریخ مطبوعات پیدا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هسته اصلی مجله سوم، تألیف موجز و ارزنده میرزا محمدعلی خان تربیت تبریزی است که وی آن‌را به برون تسلیم داشته و ایران‌شناس نامبرده با استفاده از رساله ارزنده رابینو در تاریخ نشریات ایران، آن را به انگلیسی ترجمه و تکمیل کرده است. (رک مقدمه کتاب).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مجله وی سخن را از تاریخ پیدایش [[چاپ و چاپخانه]] در ایران آغاز و سپس در باب شب‌نامه‌ها، روزنامه‌ها و مجلات هفتگی و ماهیانه با سبکی انتقادی سخن رانده است و خصوصیات هر یک را بیان کرده است. در حقیقت این کتاب را باید تألیف مشترک برون و تربیت به شمار آورد. نام اثر محمدعلی خان تربیت، «فهرست روزنامه‌های ایرانی» است که او به ترتیب تاریخ انتشار آن را مرتب کرده و درباره هر یک شرح مختصری نوشته است. از جمله مباحث دیگر این کتاب: تاریخ چاپخانه در ایران، نخستین روزنامه‌های ایران، امیرکبیر بانی روزنامه‌نویسی در ایران و معرفی چندین روزنامه قدیمی است. فهرست تربیت از شرح روزنامه آدمیت آغاز و به گزارشی در باب روزنامه طریقه‌ الفلاح پایان گرفته است. در این کتاب 246 نشریه معرفی شده است&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اصل کتاب تاریخ مطبوعات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تألیف برون، ترجمه و تحشیه محمد عباسی و مقدمه آن.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مآخذ ==&lt;br /&gt;
سیدعلی آل داود&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=8136</id>
		<title>تاریخ روزنامه نگاری ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=8136"/>
		<updated>2025-05-11T17:36:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[تاریخ روزنامه نگاری ایرانیان|تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان]]&#039;&#039;&#039;، اثری مهم و محققانه و یكی از جدیدترین پژوهش‌ها در زمینه [[تاریخ جرائد و مجلات ایران|تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده این كتاب دكتر ناصرالدین پروین از اساتید ایرانی متخصص در روزنامه‌نگاری كه در اروپا اختصاصاً به تحقیق در باب پیشینه نشریات ایران می‌پردازد. این اثر مشتمل بر چند مجلد خواهد بود كه تاكنون دو جلد آن جزو انتشارات مركز نشر دانشگاهی به طبع رسیده و مجلدات دیگر در دست ویرایش و یا تدوین است. مباحث مهم جلدهای منتشر شده را می‌توان به شرح زیر خلاصه نمود: جلد اول: تاریخچه روزنامه‌نویسی ایرانی از آغاز پیدایش این رشته تا پایان عصر ناصری. در آغاز كتاب از سابقه روزنامه‌نگاری در كشورهای اروپایی سخن رفته و سپس به شرح پیدایش روزنامه‌های فارسی زبان در شبه قاره هند توجه نموده است. در اینجا نخست به موضوع روزنامه‌نگاری فارسی در بنگال و سپس به كشور هند در میانه سال‌های 1253 تا 1293ق پرداخته است. در سال 1253ق به فرمان حكمران انگلیسی هند، استفاده از زبان فارسی در شبه قاره ممنوع شد لیكن به رغم این ممنوعیت روزنامه‌های فارسی همچنان در هند تا سال‌ها بعد انتشار یافتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسمت دوم جلد نخست به گزارش روزنامه‌نگاری در ایران و شروع آن از عصر محمدشاه و تشریح اوضاع اقتصادی و اجتماعی این دوران اختصاص یافته است. رونامه‌نگاری در عصر ناصرالدین شاه، تأسیس روزنامه وقایع اتفاقیه، سایر روزنامه‌های عصر ناصری، بررسی شخصیت محمدحسن خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات عصر ناصری و روزنامه‌هایی كه منتشر كرده از دیگر مباحث این مجلد است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلد دوم ادامه مجلد پیشین است و در موضوع «بحران آزادی» و حاوی مقدمه، بیست و چهار فصل و یك فصل پایانی است. از موضوعات مهم این جلد: زمینه‌ها و نظام مطبوعاتی دوره مظفری، تاریخچه روزنامه‌ها و مجله‌ها، تاریخچه روزنامه‌های برون مرزی، قوانین مطبوعات، روزنامه‌های پایتخت و شهرستان‌ها، مطبوعات طنز و كاریكاتور، روزنامه‌های غیر فارسی ایران و چاپخانه‌ها است و در آخر كتاب اولین قانون مطبوعات ایران به عنوان پیوست كتاب به طور كامل آورده شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان با سبكی علمی و تبویب صحیح نگاشته شده و اثری مستند است و نویسنده منابع و مآخذ خود را به دقت تعیین كرده و در ذیل صفحات نشان داده است&amp;lt;ref&amp;gt;پروین، ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. دو مجلد، تهران: مركز نشر دانشگاهی، 1379 &amp;lt;/ref&amp;gt;.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
سیدعلی آل داود&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=8135</id>
		<title>تاریخ روزنامه نگاری ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=8135"/>
		<updated>2025-05-11T17:35:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان&#039;&#039;&#039;، اثری مهم و محققانه و یكی از جدیدترین پژوهش‌ها در زمینه [[تاریخ جرائد و مجلات ایران|تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده این كتاب دكتر ناصرالدین پروین از اساتید ایرانی متخصص در روزنامه‌نگاری كه در اروپا اختصاصاً به تحقیق در باب پیشینه نشریات ایران می‌پردازد. این اثر مشتمل بر چند مجلد خواهد بود كه تاكنون دو جلد آن جزو انتشارات مركز نشر دانشگاهی به طبع رسیده و مجلدات دیگر در دست ویرایش و یا تدوین است. مباحث مهم جلدهای منتشر شده را می‌توان به شرح زیر خلاصه نمود: جلد اول: تاریخچه روزنامه‌نویسی ایرانی از آغاز پیدایش این رشته تا پایان عصر ناصری. در آغاز كتاب از سابقه روزنامه‌نگاری در كشورهای اروپایی سخن رفته و سپس به شرح پیدایش روزنامه‌های فارسی زبان در شبه قاره هند توجه نموده است. در اینجا نخست به موضوع روزنامه‌نگاری فارسی در بنگال و سپس به كشور هند در میانه سال‌های 1253 تا 1293ق پرداخته است. در سال 1253ق به فرمان حكمران انگلیسی هند، استفاده از زبان فارسی در شبه قاره ممنوع شد لیكن به رغم این ممنوعیت روزنامه‌های فارسی همچنان در هند تا سال‌ها بعد انتشار یافتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسمت دوم جلد نخست به گزارش روزنامه‌نگاری در ایران و شروع آن از عصر محمدشاه و تشریح اوضاع اقتصادی و اجتماعی این دوران اختصاص یافته است. رونامه‌نگاری در عصر ناصرالدین شاه، تأسیس روزنامه وقایع اتفاقیه، سایر روزنامه‌های عصر ناصری، بررسی شخصیت محمدحسن خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات عصر ناصری و روزنامه‌هایی كه منتشر كرده از دیگر مباحث این مجلد است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلد دوم ادامه مجلد پیشین است و در موضوع «بحران آزادی» و حاوی مقدمه، بیست و چهار فصل و یك فصل پایانی است. از موضوعات مهم این جلد: زمینه‌ها و نظام مطبوعاتی دوره مظفری، تاریخچه روزنامه‌ها و مجله‌ها، تاریخچه روزنامه‌های برون مرزی، قوانین مطبوعات، روزنامه‌های پایتخت و شهرستان‌ها، مطبوعات طنز و كاریكاتور، روزنامه‌های غیر فارسی ایران و چاپخانه‌ها است و در آخر كتاب اولین قانون مطبوعات ایران به عنوان پیوست كتاب به طور كامل آورده شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان با سبكی علمی و تبویب صحیح نگاشته شده و اثری مستند است و نویسنده منابع و مآخذ خود را به دقت تعیین كرده و در ذیل صفحات نشان داده است&amp;lt;ref&amp;gt;پروین، ناصرالدین. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. دو مجلد، تهران: مركز نشر دانشگاهی، 1379 &amp;lt;/ref&amp;gt;.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
سیدعلی آل داود&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AF_%D9%88_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=8132</id>
		<title>تاریخ جرائد و مجلات ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AF_%D9%88_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=8132"/>
		<updated>2025-05-11T17:26:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nazanin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[تاریخ جرائد و مجلات ایران|تاریخ و جرائد و مجلات ایران]]،&#039;&#039;&#039; اثری از محمد صدرهاشمی &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;صدرهاشمی، محمد. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ جرائد و مجلات ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. اصفهان: 1363و 1364، انتشارات کمال، مقدمه و جاهای مختلف 1284-1344ش &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;افشار، ایرج، &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نادره کاران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. به کوشش محمود نیکویه، تهران: 1383، ص154-155&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ تولد صدر هاشمی در همه منابع به سال شمسی 1284 ذکر شده است&amp;lt;/ref&amp;gt;.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محقق و روزنامه‌نگار برجسته اصفهانی در چهار مجلد. این اثر مفصل‌ترین پژوهش در تاریخ مطبوعات ایران و نشریات فارسی است که در خارج از کشور به چاپ رسیده و مشتمل بر فهرست کامل مطبوعات فارسی از 1253ق [سال انتشار نخستین روزنامه در ایران] تا 1320ش است &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.مؤلف قصد داشت پس از اتمام کار به تألیف کتابی در وصف نشریات منتشره پس از 1320ش بپردازد اما بر اثر بروز موانعی از این کار دست کشید. تاریخ جرائد و مجلات به ترتیب الفبایی منظم شده و نخست بار در چهار جلد به شرح زیر در اصفهان به طبع رسیده است: جلد اول حرف آ و الف در 351 ص در آذر 1327ش، جلد دوم از حرف ب تا ر در 339 ص در دی 1328ش، جلد سوم از حرف ز تا ظ در 189 ص در اسفند 1329ش و جلد چهارم از ع تا ی در 344 ص در 1332ش. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; در مجموع چهار جلد این اثر تعداد 1186 روزنامه، هفته‌نامه، مجله و سایر انواع نشریه معرفی شده است &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. از این تعداد 600 نشریه در تهران، 100 نشریه در تبریز، 75 نشریه در شیراز، 22 نشریه در هند، 10 عنوان در قاهره، 7 نشریه در استانبول و تعدادی در آلمان و افغانستان منتشر می‌شدند. در جلد اوّل، مؤلف مقدمه مفصلی پیرامون نشریات ایران و شروع انتشار مجله در روزنامه در ایران و نشریات فارسی خارج کشور آورده و از مشکلات خود در راه تدوین این کتاب سخن رانده است. &amp;lt;ref&amp;gt;سلطانی، مرتضی. &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;فهرست روزنامه‌های فارس در مجموعه کتابخانه مرکزی دانشگاه&#039;&#039;&#039;.&#039;&#039; تهران: 1354، مقدمه ص2-35&amp;lt;/ref&amp;gt;در تنظیم الفبایی کتاب هرجا اسامی مشابه وجود داشته، تقدم و تأخر انتشار رعایت شده است. مؤلف در ذیل به عنوان هر یک از این نشریات شرحی درباره مدیران و احوال آنان، سال تأسیس، سنوات انتشار و برخی مشخصات فنی چون قطع، نوع حروف و نوع چاپ و امثال آن به دست ‌می‌دهد. همچنین اطلاعات ارائه شده درباره محتویات و مندرجات نشریه و وابستگی آن به ارگان‌ها و احزاب سیاسی و پاورقی‌های چاپ شده در نشریات بسیار مفید و ارزنده است. با همه کوشش‌های مؤلف کتاب او نقائصی دارد. چنان‌که مرتضی سلطانی یکی از کارشناسان کتابخانه مرکزی دانشگاه تکمله‌ای تحت عنوان «فهرست روزنامه‌های فارسی از 1267ق تا 1320ش بر آن نوشت و فرید قاسمی پژوهشگر مطبوعات در آثار خود نشان داد که حداقل عنوان 80 نشریه از کتاب صدرهاشمی افتاده است. تاریخ جرائد و مجلات ایران هنوز هم جزو منابع مهم و دست اول تاریخ نشریات ایران شمرده می‌شود و مرجع تمامی کسانی است که در این مقوله به پژوهش می‌پردازند. این کتاب در 1364ش در [[اصفهان]] تجدید چاپ شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;مآخذ&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده ==&lt;br /&gt;
سیدعلی آل داود&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
</feed>