<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://iranology-e.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B7%D9%86%D8%B2</id>
	<title>طنز - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://iranology-e.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B7%D9%86%D8%B2"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B2&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-21T12:35:44Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.1</generator>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B2&amp;diff=10344&amp;oldid=prev</id>
		<title>Nazli در ‏۱۰ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۵۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B2&amp;diff=10344&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-06-10T06:52:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;a href=&quot;https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B2&amp;amp;diff=10344&amp;amp;oldid=10343&quot;&gt;نمایش تغییرات&lt;/a&gt;</summary>
		<author><name>Nazli</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B2&amp;diff=10343&amp;oldid=prev</id>
		<title>Nazli در ‏۱۰ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۵۱</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B2&amp;diff=10343&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-06-10T06:51:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;a href=&quot;https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B2&amp;amp;diff=10343&amp;amp;oldid=9830&quot;&gt;نمایش تغییرات&lt;/a&gt;</summary>
		<author><name>Nazli</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B2&amp;diff=9830&amp;oldid=prev</id>
		<title>Samei: صفحه‌ای تازه حاوی «&#039;&#039;&#039;طَنْز،&#039;&#039;&#039; طنز واژه‌ای عربی به معنای تمسّخر و استهزاء.   طنز در اصطلاح ادبی، شعر یا نثری است كه در آن حماقت یا ضعف‌های اخلاقی، فساد اجتماعی یا اشتباهات بشر، با شیوه‌ای تمسخرآمیز و بیشتر به‌طور غیرمستقیم، ‌بازگو شود. شاعر یا نویسندة طنزپرد...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B2&amp;diff=9830&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-06-07T17:21:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;طَنْز،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; طنز واژه‌ای &lt;a href=&quot;/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C&quot; title=&quot;عربی&quot;&gt;عربی&lt;/a&gt; به معنای تمسّخر و استهزاء.   طنز در اصطلاح ادبی، شعر یا نثری است كه در آن حماقت یا ضعف‌های اخلاقی، فساد اجتماعی یا اشتباهات بشر، با شیوه‌ای تمسخرآمیز و بیشتر به‌طور غیرمستقیم، ‌بازگو شود. شاعر یا نویسندة طنزپرد...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;طَنْز،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; طنز واژه‌ای [[عربی]] به معنای تمسّخر و استهزاء. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طنز در اصطلاح ادبی، شعر یا نثری است كه در آن حماقت یا ضعف‌های اخلاقی، فساد اجتماعی یا اشتباهات بشر، با شیوه‌ای تمسخرآمیز و بیشتر به‌طور غیرمستقیم، ‌بازگو شود. شاعر یا نویسندة طنزپرداز با هدف اصلاح جامعه، ‌اشخاص یا آداب و رسوم و مسائل موجود در جامعه را به تمسخر می‌گیرد و آن‌ها را به نقد می‌كشد تا بدین طریق آن‌ها را محكوم كند.&amp;lt;sup&amp;gt;2&amp;lt;/sup&amp;gt; طنز همیشه به تفاوت میان آنچه هست و آنچه باید باشد می‌پردازد. احترام جامعه نسبت به آرمان‌های طنزپرداز، سهم مهمی در موفقیت وی دارد و او را در جایگاهی ظریفت‌تر قرار می‌دهد به‌طوری كه از نكوهندة پلیدی‌ها، ‌تأثیرگذارتر می‌شود.&amp;lt;sup&amp;gt;3&amp;lt;/sup&amp;gt; طنز با باریك‌ بینی و قدرت اندیشه، مبانی خفی و غریب را كه خلاف شرع و شرف انسانی است، از نهانخانة اطوار جامعه بیرون می‌كشد و آن‌ها را چون تازیانه‌ای بر سر جامعة دین برانداز و فرد عدالت‌ستیز می‌كوبد. لذا طنز در هر جامعه‌ای مظهر شناخت اجتماعی و اخلاقی جامعة‌ خود شناخته می‌شود.&amp;lt;sup&amp;gt;4&amp;lt;/sup&amp;gt; طنز تصویر هجو‌آمیزی از جنبه‌های زشت و منفی زندگی، ‌معایب و مفاسد جامعه و حقایق تلخ اجتماعی را به صورتی اغراق‌آمیز به نمایش می‌گذارد تا صفات و مشخصات آن‌ها را نمایان‌تر جلوه دهد و تضاد عمیق وضع موجود با اندیشة یك زندگی متعال و مأمول آشكار گردد.&amp;lt;sup&amp;gt;5&amp;lt;/sup&amp;gt; طنزپردازی همچون داستان‌نویسی، نمایشنامه‌نویسی و شعر، نوعی شیوة بیان برای ابلاغ مطالب انتقادی و همراه با خنده و شوخی است. طنزپرداز برای نیل به هدف خود و موفقیت اثرش، دست به مقایسه می‌زند و زشتی را در برابر زیبایی، ‌بدی را در مقابل خوبی و عفریت جانكاه مرگ را در رویارویی زندگی شیرین قرار می‌دهد و سپس نیزة خشم خود را بر آنچه رنگ بدی و زشتی دارد،‌ فرود می‌آورد. بدین سبب، برخی طنز را چیزی در حدّ عیش و نوش، دستة دیگر حربه‌ای اجتماعی در دوره‌های تاریكی و اختناق و گروه دیگر، طنز پردازان را دریچه‌های اطمینانی برای مردم می‌پندارند.&amp;lt;sup&amp;gt;6&amp;lt;/sup&amp;gt; طنزسرا با شاعران و نویسندگان رمانتیك و احساساتی كه همیشه گریان‌اند و تنبلند و نمی‌خواهند در این جهان پهناور دست به كشف خویش بزنند، تفاوت دارد.&amp;lt;sup&amp;gt;7&amp;lt;/sup&amp;gt; جاناتان سویفت [1] (1667 ـ 1745م) می‌گوید كه طنز نوعی عینك است كه دارندگان آن عینك، عموماً در آن چهرة همه كس جز چهرة خودشان را كشف می‌كنند و این دلیل اساسی و عمده‌ای برای پذیرش برخورد طنزنویسان با مردم دنیاست.&amp;lt;sup&amp;gt;8&amp;lt;/sup&amp;gt;  اگرچه طنز در كنار هجو و هزل بالیده است، ‌اما تفاوت‌هایی با آن‌ها دارد. هجو و هزل بیشتر با ركاكت لفظ و دشنام توأم است و هدف آن‌ها برانگیختن خنده و مسخره كردن است، ‌ولی طنز نیشخندی غالباً كنایه‌آمیز و همراه با خشم و قهری است كه با خودداری حكیمانه‌ای آمیخته باشد. طنز با نوعی شرم و تملك نفس توأم است، ‌اما هجو و هزل دریده‌اند. هزل و هجو صریح‌اند، اما طنز در پرده جای دارد. هجو و هزل و قیح و طنز متین است. هزل به ناهنجاری‌ها فقط می‌خندد، ولی طنز به آن‌ها كینه می‌ورزد و در نابودی آن‌ها می‌كوشد.&amp;lt;sup&amp;gt;9&amp;lt;/sup&amp;gt; طنز از سه اصل تشكیل می‌شود و این سه اصل در تمام طنزهای خوب دیده می‌شود: 1ـ وضعیتی غیر واقعی، كه طنزنویس از طریق اغراق و مبالغه به وجود می‌آورد، 2ـ وضعیتی واقعی، كه در پشت وضعیت غیر واقعی جای دارد و در واقع نویسنده می‌خواهد از طریق اصل نخست آن را تفهیم كند، 3ـ موقعیت اجتماعی، ‌كه به كمك اصل دوم شناخته می‌شود.&amp;lt;sup&amp;gt;10&amp;lt;/sup&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انواع طنز:  طنز را در ادبیات غرب به دو دسته تقسیم كرده‌اند: الف ـ طنز رسمی [2]یا مستقیم[3] كه در آن سخنگو اول شخص است. این «من» ممكن است به شكل مستقیم و یا به واسطة كس دیگری كه در اثر مطرح است، ‌با خواننده سخن بگوید. طنز مستقیم خود به دو نوع تقسیم می‌شود كه اولی از اسم هوراس[4] (65 ـ 8 پ. م) و دومی از نام جوونال[5]  (60 ـ ؟ ـ 140 ؟ م) طنزنویسان مشهور رومی اخذ شده‌اند. ب ـ طنز غیرمستقیم كه در آن قهرمانان اثر، خود و عقاید خود را به سخره می‌گیرند. از مشهورترین این نوع، طنز منیپی[6]  نام دارد.&amp;lt;sup&amp;gt;11&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طنز از نظر قالب نیز چون موضوع‌ها و شیوه‌هایش متنوع است. اوزان بلند، كوتاه، ‌ترجیعات، شعر آزاد، همه و همه را به فراخور به كار می‌برد. در نثر هم به همین گونه است. هر كلمه با تمام بار معنایی خود به كار گرفته می‌شود. صور خیال طنز نیز گوناگون و همیشه رسواكننده است.&amp;lt;sup&amp;gt;12&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طنز از دوران كهن در ادبیات همة ملت‌ها كاربرد داشته است. در ادبیات كلاسیك فارسی‌، طنز به شكل نوعی اثر مستقل ادبی و به مفهوم اصلاح‌گرانه، نادر است و آنچه هست، ‌گفتار و حكایات طنزآمیزی است كه در كنار هجو رشد كرده است.&amp;lt;sup&amp;gt;13&amp;lt;/sup&amp;gt; به عنوان نمونه‌، ابیاتی را در هزل به رودكی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م 329 ق) شاعر دورة سامانی، قابوس بن وشمگیر (م 403ق)، ‌امیر و ادیب آل زیاری، اسماعیل (صاحب) عباد (م 326ق)، فرمانروا،‌ ادیب و شاعر آل‌بویه، عسجدی مروزی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م پس از 432 ق) و منوچهری دامغانی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م 432)، نسبت داده اند.&amp;lt;sup&amp;gt;14&amp;lt;/sup&amp;gt; اما تولد واقعی طنز در دوران پس از اسلام، به ویژه در سده‌های 6 و  7ق در ادبیات صوفیه رخ داد، چنان‌كه عطار نیشابوری&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م 618ق / ؟م) در الهی‌نامه، ‌نمونه‌ای از طنز فلسفی را به نمایش گذاشت.&amp;lt;sup&amp;gt;15&amp;lt;/sup&amp;gt; از میان برجسته‌ترین هجوسرایان این دوره  می‌توان به انوری ابیوردی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م 585 ق / ؟م) سنایی غزنوی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م 473 ق / ؟م)، ‌خاقانی شروانی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م 520 ق / ؟م) و ادیب صابر ترمذی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م 542 ق / ؟م) اشاره كرد.&amp;lt;sup&amp;gt;16&amp;lt;/sup&amp;gt; در سده‌های 7 و 8 ق نیز بزرگانی چون مولوی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م 672 ق / ؟م)، ‌سعدی شیرازی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م 691 ق / ؟م)، ‌عبید زاكانی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م 771ق / ؟م) و حافظ شیرازی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م 791 ق / ؟م) هجو، هزل و طنز را  زمینه‌ای برای بیان رندانة آلام بشری و مسائل اجتماعی تلخ روزگار خویش قرار دادند.&amp;lt;sup&amp;gt;17&amp;lt;/sup&amp;gt; داستان‌های طنزآمیز سعدی در [[بوستان سعدی|بوستان]]&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; و گلستان&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; فراوان و به شكل جدی است.&amp;lt;sup&amp;gt;18&amp;lt;/sup&amp;gt; بیشتر طنزها و شوخی‌های حافظ هم ظرافت پیچیده‌ای دارد كه از ذهنی تند برخاسته است.&amp;lt;sup&amp;gt;19&amp;lt;/sup&amp;gt; عبید زاكانی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; بزرگ‌ترین طنز‌پرداز ادب فارسی، نیز در آثارش بی‌خبری و حماقت جامعه را مورد استهزاء قرار می‌دهد. مشهورترین منظومه طنزآمیز او موش و گربه، ‌تمثیلی از ریاكاری امیر مبارزالدین (حك 713ـ759 ق / ؟م) و مظلومیت شاه شیخ ابواسحاق اینجو (حك 744 ـ 758 ق / ؟م) است.&amp;lt;sup&amp;gt;20&amp;lt;/sup&amp;gt; در هر حال هجو و طنز در طی تاریخ ادبیات ایران به جز مقاطع كوتاهی همچنان تداوم یافت و در سدة 9ق به میان مردم رخنه كرد، اما تا دوران مشروطیت هیچ‌گاه به جریانی مردمی تبدیل نشد. پس از استقرار مشروطیت (1285ق / ؟م) زمینه‌های طنز نخست در نشریات ادواری به ظهور رسید. شاهسون به كوشش طالبوف&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (استانبول، ‌1306ق / ؟م) و شب‌نامه توسط صفراُف (تبریز ، 1310ق / ؟م) و بعدها صوراسرافیل&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; علی اكبر دهخدا&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt;، ‌نسیم شمال&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; سید اشرف‌الدین گیلانی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; و قرن بیستم میرزادة عشقی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt;، ‌نخستین نشریات طنز در ایران بودند.&amp;lt;sup&amp;gt;21&amp;lt;/sup&amp;gt; در فاصله شهریور 1320 تا 1327ش بیشترین نشریات طنز انتشار یافت كه چلنگر، بابا شمل، بهلول و به ویژه توفیق مهم‌ترین آن‌ها بودند.&amp;lt;sup&amp;gt;22&amp;lt;/sup&amp;gt; به دنبال روزنامه‌نویسی، طنز در داستان‌نویسی، ‌نمایشنامه‌نویسی و شعر هم نمودار شد. میرزا حبیب اصفهانی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; نویسنده و شاعر ایرانی و مترجم رمان كمدی حاجی بابا اثر جیمز موریه[7] كه از 1283ق / ؟م به استانبول تبعید گردید، از روشنفكران هزال و طنزپرداز بود و آثار فراوانی در این زمینه از جمله &amp;#039;&amp;#039;نوای بوسه&amp;#039;&amp;#039; پدیدآورد. حاج زین‌العابدین مراغه‌ای&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م 1328ق) نیز كه بیشترین سال‌های عمرش را در تركیه گذراند، &amp;#039;&amp;#039;سیاحت‌نامة ابراهیم بیگ&amp;#039;&amp;#039; خود را با چاشنی طنز و شوخی تألیف كرد. نویسندة دیگر این دوره عبدالرحیم طالبوف&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; (م 1328ق / ؟م). با آغاز جنبش آزادی‌خواهی در ایران و خارج از كشور، با قلم خود در بیداری مردم كوشید. از آثار طنز گونة او می‌توان كتاب &amp;#039;&amp;#039;احمد&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;سفینة طالبی&amp;#039;&amp;#039; و &amp;#039;&amp;#039;مسالك المحسنین&amp;#039;&amp;#039; را نام برد.&amp;lt;sup&amp;gt;23&amp;lt;/sup&amp;gt; اما در قلمرو داستان فارسی جدید، ‌برجسته‌ترین نمایندة روند طنزآمیز، محمدعلی جمال زاده&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; است. بی‌تردید موضوع مجموعه داستان &amp;#039;&amp;#039;یكی بود و یكی نبود&amp;#039;&amp;#039; (برلین ،‌1922م) و رمان &amp;#039;&amp;#039;راه آب نامه&amp;#039;&amp;#039; جمال زاده، ‌زمینة طنزپردازی را برای او فراهم آورد. در بسیاری از آثار صادق هدایت&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt;، نیز طنز بسیار جلوه دارد. در داستان‌های حاجی‌مراد، مُحَلِّل و طلب آمرزش و در كنار آن‌ها دو مجموعة &amp;#039;&amp;#039;وغ وغ ساهاب&amp;#039;&amp;#039; و &amp;#039;&amp;#039;علویه خانم&amp;#039;&amp;#039; و &amp;#039;&amp;#039;ولنگاری&amp;#039;&amp;#039; هدایت به طور كامل طنز تلخ سیاسی و اجتماعی به كار رفته است. در نمایشنامه فارسی جدید نیز طنز اجتماعی نخستین بار با چند اثر نمایشی از میرزا ملكم‌خان، شكل گرفت. از دیگر نمایشنامه‌های طنزآمیز این دوران، جیجك علیشاه (برلین، ‌مجلة ایرانشهر،‌1924م) نوشتة ذبیح بهروز، &amp;#039;&amp;#039;جعفرخان از فرنگ برگشته&amp;#039;&amp;#039; اثر حسن مقدم، &amp;#039;&amp;#039;محمودآقا را وكیل كنید&amp;#039;&amp;#039; از محمد حجازی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; و &amp;#039;&amp;#039;توپ لاستیكی&amp;#039;&amp;#039; (1936 یا 1937م) اثر صادق چوبك&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; را می‌توان یاد كرد.&amp;lt;sup&amp;gt;24&amp;lt;/sup&amp;gt; اما با پیدایی مشروطیت، ‌ادبیات طنز حقیقی كه با تكیه بر انتقاد از اجتماع و معایب عمومی جامعه پدید آمده بود، به نفع افكار آزادی‌خواهانه به شعر تغزّلی دست اتّحاد داد.&amp;lt;sup&amp;gt;25&amp;lt;/sup&amp;gt; در میان شاعران این دوره، پیشوایی شعر طنزآمیز با اشرف‌الدین گیلانی (نسیم شمال) است كه اشعار ساده و مردمی خود را به انتقادهای اجتماعی و سیاسی آراسته می‌كرد. افزون بر او، سروده‌های ادیب الممالك فراهانی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt;، میرزادة عشقی، ‌ایرج میرزا&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt;، دهخدا، ‌ملك‌الشعرای بهار&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt;، وحید دستگردی و پروین اعتصامی&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; نیز در خور اعتناست.&amp;lt;sup&amp;gt;26&amp;lt;/sup&amp;gt; آنان تلاش كردند كه طنز را از تنگنای عداوت شخصی نجات دهند و به آن مفهوم اجتماعی بخشند. محمدعلی افراشته مدیر روزنامة طنزآمیز چلنگر&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; هم اشعاری به فارسی و گویش گیلكی در انتقاد از بیداد اجتماعی دورة خود سرود. سروده‌های خنده‌آوری هم كه فاقد هرگونه جنبة طنز بود، توسط ابوالقاسم حالت&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; شاعر معاصر در دوره‌های نخست روزنامه فكاهی توفیق&amp;lt;sup&amp;gt;*&amp;lt;/sup&amp;gt; به چاپ رسید.&amp;lt;sup&amp;gt;27&amp;lt;/sup&amp;gt; پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ‌نیز نشریاتی چون بهلول، ‌حاجی بابا، ‌نامة آهنگر یا چلنگر، ملانصرالدین، ‌مشغولیات یا نمكدون، خورجین، طنز و كاریكاتور و از همه مهم‌تر گُل آقا در زمینة طنز به فعالیت پرداختند.&amp;lt;sup&amp;gt;28&amp;lt;/sup&amp;gt; برخی از آثار نویسندگان معاصر ایران چون بهرام صادقی (م 1363ش) و فریدون تنكابنی (1315 ش ـ     ) هم در زمینة طنز نوشته شده‌اند.&amp;lt;sup&amp;gt;29&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مآخذ:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.    داد، سیما. فرهنگ اصطلاحات ادبی. تهران: مروارید، چ 2، 1357 ، ص 208.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.    میرصادقی (ذوالقدر)، ‌میمنت. واژه نامة ‌هنر شاعری. ‌تهران: كتاب مهناز، چ 2، 1376، صص 180ـ 181.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.    پُلارد، ‌آرتور. طنز. ترجمة سعید سعیدپور، ‌تهران: نشر مركز، ‌چ2، 1381، ص7.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.    بهزادی اندوهجردی، ‌حسین. طنز و طنزپردازی در ایران. تهران: نشر صدوق ،‌چ1، 1378 ، ص هفده ـ بیست، مقدمه (به اختصار).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5.    آرین‌پو، ‌یحیی. از صبا تا نیما. تهران:‌ جیبی، چ1، 1350، ج2، ص36.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6.    رادفر، ابوالقاسم. «طنز چیست»، ‌گسترة تاریخ و ادبیات (1). ‌تهران: نشر گستره، چ1، 1364، ص109.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7.    براهنی،‌ رضا. طلا در مس. تهران: زمان، 1358، ص24.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8.    رادفر، ‌ابوالقاسم،‌ همان، ص118.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9.    اسدی‌پور، بیژن و صلاحی.‌ عمران ؛ طنزآوران امروز ایران. ‌تهران: مروارید، چ2، 1356، ص 7 و 8.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10. رستگار فسایی، منصور. انواع شعر فارسی. ‌شیراز: نوید‌، چ2، 1380، ص 220 ـ 221.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
11. شمیسا، سیروس. انواع ادبی، ‌تهران: فردوس، چ9، ص 249 ـ 250.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
12. پُلارد، ‌آرتور. همان، ص85.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
13. داد، سیما. همان، ص209.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
14. عباسپور تمیجانی، ‌محمدحسین. بررسی قالب‌های ادب معاصر. ‌تهران: گوتنبرگ، ‌چ2، بی‌تا، ص72.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
15. داد، ‌سیما. همان‌جا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
16. حلبی، علی‌اصغر. تاریخ طنز و شوخ طبعی در ایران و جهان اسلامی. ‌تهران: بهبهانی ،‌چ1، 1377، ص 462 ، 496، 535، 599  ( به‌ اختصار).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
17. صدر، ‌رویا. بیست سال با طنز. تهران: ‌هرمس، ‌چ1، 1381، ص13.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
18. وامقی، ‌ایرج. «طنز در آثار سعدی» ‌، سلسلة‌موی دوست ؛ مقاله‌های برگزیده دربارة سعدی. به كوشش كاووس حسن لی. شیراز: هفت اورنگ، ‌چ1، 1378، ص382.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
19. انوری، ‌حسن. یك قصه بیش نیست. تهران: علمی، چ1، 1368، ص58.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
20. بهزادی اندوهجردی، ‌حسین. همان، ص302.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
21. صدر، ‌رویا. همان، ص 13ـ 14.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
22. همان، ص 15.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
23. بهزادی اندوهجردی، حسین. همان، ص 520، 630، 641، 649و 650.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
24. منیب الرحمن. «طنز اجتماعی در ادبیات نوین فارسی». ‌ترجمة‌ابوالقاسم رادفر، نامة اقبال؛ یادنامة اقبال یغمایی، به كوشش علی آل‌داوود، ‌تهران: هیرمند، چ1، 1377، ص 374 و 387 ( به اختصار).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
25. آرین‌پور، ‌یحیی. همان‌، ص 39.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
26. رزمجو، ‌حسین. انواع ادبی. مشهد: آستان قدس رضوی، چ1، 1370، ص98.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
27. منیب‌الرحمن. همان، ص 384، 386 و 387.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
28. صدر، رویا. همان، ص 21، 23، 27، 38، 70، 170، 178 و 212 ( به اختصار).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
29. میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت . همان، ص 183.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نیز نگ: نبوی، ابراهیم. &amp;#039;&amp;#039;كاوشی در طنز ایران&amp;#039;&amp;#039;، تهران: جامعه ایرانیان، 1379؛ جوادی، حسن. &amp;#039;&amp;#039;تاریخ طنز در ادبیات فارسی&amp;#039;&amp;#039;. تهران: كاروان، 1384؛ موسوی گرمارودی. &amp;#039;&amp;#039;دگرخند: درآمدی كوتاه بر طنز، هزل و هجو در تاریخ و تاریخ معاصر&amp;#039;&amp;#039;. تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1380.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
----[1]. J.  Swift &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[2]. Formal &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[3]. Direct &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[4]. Horace. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[5]. Jurenal. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[6]. Menippran Satire &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[7]. J. Morie &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالقاسم رادفر&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Samei</name></author>
	</entry>
</feed>