<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://iranology-e.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86</id>
	<title>هنر سلوکیان - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://iranology-e.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-22T08:48:50Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.1</generator>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=13717&amp;oldid=prev</id>
		<title>Samei در ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۰۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=13717&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-02-14T19:03:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۰۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l4&quot;&gt;خط ۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;پس از مرگ اسکندر، میان سرداران او جنگ‌هایی در گرفت و سرزمین‌های اشغال شده میان این سرداران تقسیم شد. ایران و میان‌دورود و سوریه‌ی شمالی و بخش بزرگی از آسیای صغیر به فرمانداری سولوکوس درآمد. او طراح یکپارچگی ایران و یونان بود و، بنابر وصیت اسکندر به افسرانش، با یک زن اشرافی ایرانی ازدواج کرد و صاحب پسری شد به نام آنتیوکوس. این پسر، پس از پدر، به سازماندهی متصرفات پدر پرداخت و [[سلوکیان|سلسله‌ی سلوکیان]] را، تا حدود ۲۵۰ ق.م، تثبیت کرد. از این زمان به بعد، سلوکی‌ها زیر فشار روزافزون ایرانیان، به ویژه چادرنشیان پارتی خراسان شمالی، و نیز طغیان ساتراپ ایالت بلخ، که بخش بزرگی از افغانستان و ترکستان را شامل می‌شد، نواحی خراسان را از دست دادند و به داخل ایران عقب‌نشینی کردند. نفوذ پارتی‌ها به داخل ایران، سلوکیان را تا سوریه به عقب راند و در آن‌جا بود که آن‌ها توانستند نفوذ خود را تا نیمه‌ی اول سده‌ی اول میلادی ادامه دهند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;پس از مرگ اسکندر، میان سرداران او جنگ‌هایی در گرفت و سرزمین‌های اشغال شده میان این سرداران تقسیم شد. ایران و میان‌دورود و سوریه‌ی شمالی و بخش بزرگی از آسیای صغیر به فرمانداری سولوکوس درآمد. او طراح یکپارچگی ایران و یونان بود و، بنابر وصیت اسکندر به افسرانش، با یک زن اشرافی ایرانی ازدواج کرد و صاحب پسری شد به نام آنتیوکوس. این پسر، پس از پدر، به سازماندهی متصرفات پدر پرداخت و [[سلوکیان|سلسله‌ی سلوکیان]] را، تا حدود ۲۵۰ ق.م، تثبیت کرد. از این زمان به بعد، سلوکی‌ها زیر فشار روزافزون ایرانیان، به ویژه چادرنشیان پارتی خراسان شمالی، و نیز طغیان ساتراپ ایالت بلخ، که بخش بزرگی از افغانستان و ترکستان را شامل می‌شد، نواحی خراسان را از دست دادند و به داخل ایران عقب‌نشینی کردند. نفوذ پارتی‌ها به داخل ایران، سلوکیان را تا سوریه به عقب راند و در آن‌جا بود که آن‌ها توانستند نفوذ خود را تا نیمه‌ی اول سده‌ی اول میلادی ادامه دهند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بعضی از محققان نوشته‌اند که «جشن‌های عروسی شوش» جشن عروسی اسکندر با سومین زن ایرانی،که دختر داریوش سوم بود، و نیز با دخترِ اسکندر ممنن(Memnon)؛ و جشن عروسی افسران او، ازجمله سولوکوس با دختر یزدگرد، به دستور اسکندر برای این بوده است که میان ایرانیان و یونانیان ائتلاف و همبستگی به وجود آید. لیکن، براساس اسنادی تاریخی، چنین نبوده است؛ زیرا پادشاهان سلوکی اصرار داشتند که یونانی بودن خود را در میان ایرانیان حفظ کنند و تسلط کشوری و لشکری یونان را در سراسر ایران تثبیت و پابرجا نمایند و در این کار هیچگونه هدف فرهنگی نداشتند. آنها بنیان شهرهایی یونانی را گذاشتند تا ایرانیان و یونانیان با هم زندگانی مسالمت‌آمیزی داشته باشند. آثار چندانی از این شهرها برجا نمانده است&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نام چهار شهر یونانی در تاریخ مانده است: آپامه ،Apamee انطاکبه ،Antioche لائولایسه .Laodicee و سلوکیه .Selucie&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/del&gt;؛ لیکن این امر سبب شد که هنر ایران تا اندازه‌ای تحت تأثیر یونانیان قرار گیرد و متقابلاً هنر یونانی، از راه آسیای، صغیر، از نمودها و موضوع‌های خاوری تأثیر بسیار بگیرد. حتی افلاطون هم، که فلاسفه‌ی اسلامی او را پذیرفته بودند، از دو اصل مزدایی تأثیر گرفته بود. &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;سلوکیان، &lt;/del&gt;که به سستی پایه‌های حکومتی خود در ایران آگاه بودند، در آغاز کوشیدند تا با سازماندهی تازه به نظام کشوری، هخامنشی و با استقرار شبکه‌ی دفاعی و استفاده از پایگاه‌های نظامی در سراسر شاهراه‌های بزرگی که هخامنشیان ساخته بودند، خود را تثبیت کنند. آن‌ها سلسله ارتباط پستی در اطراف استحکامات نظامی تأسیس‌کردند و زمین‌ها و املاک اطراف آن‌ها را به یونانیان وا گذاردند. بعدها این تمرکز یونانیان در شهرهای یونانی به نام یونانی تبدیل گردید. سلوکیان کوشیدند در این شهرها معابدی یونانی بسازند و سنت‌های مذهبی یونان را در آن‌ها به اجرا گذارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بعضی از محققان نوشته‌اند که «جشن‌های عروسی شوش» جشن عروسی اسکندر با سومین زن ایرانی،که دختر داریوش سوم بود، و نیز با دخترِ اسکندر ممنن(Memnon)؛ و جشن عروسی افسران او، ازجمله سولوکوس با دختر یزدگرد، به دستور اسکندر برای این بوده است که میان ایرانیان و یونانیان ائتلاف و همبستگی به وجود آید. لیکن، براساس اسنادی تاریخی، چنین نبوده است؛ زیرا پادشاهان سلوکی اصرار داشتند که یونانی بودن خود را در میان ایرانیان حفظ کنند و تسلط کشوری و لشکری یونان را در سراسر ایران تثبیت و پابرجا نمایند و در این کار هیچگونه هدف فرهنگی نداشتند. آنها بنیان شهرهایی یونانی را گذاشتند تا ایرانیان و یونانیان با هم زندگانی مسالمت‌آمیزی داشته باشند. آثار چندانی از این شهرها برجا نمانده است&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[1]&lt;/ins&gt;؛ لیکن این امر سبب شد که هنر ایران تا اندازه‌ای تحت تأثیر یونانیان قرار گیرد و متقابلاً هنر یونانی، از راه آسیای، صغیر، از نمودها و موضوع‌های خاوری تأثیر بسیار بگیرد. حتی افلاطون هم، که فلاسفه‌ی اسلامی او را پذیرفته بودند، از دو اصل مزدایی تأثیر گرفته بود. &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[سلوکیان]]، &lt;/ins&gt;که به سستی پایه‌های حکومتی خود در ایران آگاه بودند، در آغاز کوشیدند تا با سازماندهی تازه به نظام کشوری، &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[هخامنشیان|&lt;/ins&gt;هخامنشی&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و با استقرار شبکه‌ی دفاعی و استفاده از پایگاه‌های نظامی در سراسر شاهراه‌های بزرگی که &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;هخامنشیان&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;ساخته بودند، خود را تثبیت کنند. آن‌ها سلسله ارتباط پستی در اطراف استحکامات نظامی تأسیس‌کردند و زمین‌ها و املاک اطراف آن‌ها را به یونانیان وا گذاردند. بعدها این تمرکز یونانیان در شهرهای یونانی به نام یونانی تبدیل گردید. سلوکیان کوشیدند در این شهرها معابدی یونانی بسازند و سنت‌های مذهبی یونان را در آن‌ها به اجرا گذارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;احتمال می‌رود که یکی از شهرهای یونانی در نزدیکی فسا در فارس بوده باشد؛ زیرا قطعه سنگ‌های تراشیده شده و سفال‌های یونانی در آن‌جا از زیر خاک بیرون آورده شده است. شهر دیگری هم در نزدیکی کنگاور (در میان‌ راه همدان و کرمانشاه) بوده است. در آن‌جا هنوز هم آثار یک معبد &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;پارتی، &lt;/del&gt;که به عقیده‌ی ایزیدور خاراکسی( Isidozo de charax) معبد ارتمیس - آناهیتا نام داشته، وجود دارد؛ این شهر بعدها به یک شهر پارتی تبدیل شد. احتمال دارد شهر دیگری در نزدیکی دو ستون سلوکی که در نزدیکی روستای خورهه، نزدیک دلیجان (میان‌راه قم و اصفهان)، پا برجا است، بوده باشد. چهارمین شهر که در سرزمین ماد (محل کنونی نهاوند) واقع بود لائودیسه یا لائودیسه دو مدی نام دارد. شاید علت از بین رفتن بناهای سلوکی این باشد که سنگ‌های تراشیده شده‌ی آن‌ها را کشاورزان برای مصارف خود می‌برده‌اند، زیرا کار کردن با آن‌ها بسیار ساده بود. با این حال، ساختمان سنگی بزرگ در کنگاور، هرتسفلد به سلوکیان نسبت می‌دهد؛ چون با شیوه‌ی ساختمان‌سازی پارتی‌ها مغایرت دارد. غیر از این آثار جزیی باقی مانده از معماری یونانی، قطعاتی نیز از پیکره‌های مفرغی بزرگ و خوش‌اندام باقی مانده است که یکی از آن‌ها به سرانتیوکوس چهارم نسبت داده شده است. این قطعات و کارهای کوچک‌تر هنر هلنی و پیکره‌های کوچک از خدایان یونانی، استفاده‌ی گسترده از فلز را در این دوران نشان می‌دهد. تعدادی از مهرهای رسمی سلطنتی و آثار مهرها بر لوحه‌ها از زمان سلوکیان نیز برجا مانده است که عبارتند از: تمامی نقش، نیمه تنه و یا سر و تن‌های خدایان یا پهلوانان یونانی، تصاویر فرمانروایان &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;سلوکی، &lt;/del&gt;نقاب‌ها و اشیای نمادین، مانند سه‌پایه‌ی آپولون، یا نماد لنگر و ویژه‌ی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;سلوکیان، &lt;/del&gt;که به همراه یک سر است نماد ویژه‌ی سلوکوس بود.گاهی نیز صحنه‌هایی از مراسم مذهبی و زندگی روزمره و جانوران یا هیولاهای یونانی یافت شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;احتمال می‌رود که یکی از شهرهای یونانی در نزدیکی فسا در &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[استان &lt;/ins&gt;فارس&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|فارس]] &lt;/ins&gt;بوده باشد؛ زیرا قطعه سنگ‌های تراشیده شده و سفال‌های یونانی در آن‌جا از زیر خاک بیرون آورده شده است. شهر دیگری هم در نزدیکی کنگاور (در میان‌ راه &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;همدان&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;کرمانشاه&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]]&lt;/ins&gt;) بوده است. در آن‌جا هنوز هم آثار یک معبد &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[پارتیان|پارتی]]، &lt;/ins&gt;که به عقیده‌ی ایزیدور خاراکسی( Isidozo de charax) معبد ارتمیس - آناهیتا نام داشته، وجود دارد؛ این شهر بعدها به یک شهر پارتی تبدیل شد. احتمال دارد شهر دیگری در نزدیکی دو ستون &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سلوکی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;ها|سلوکی]] &lt;/ins&gt;که در نزدیکی روستای خورهه، نزدیک دلیجان (میان‌راه &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;قم&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;اصفهان&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]]&lt;/ins&gt;)، پا برجا است، بوده باشد. چهارمین شهر که در سرزمین &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ماد&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;(محل کنونی نهاوند) واقع بود لائودیسه یا لائودیسه دو مدی نام دارد. شاید علت از بین رفتن بناهای &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[سلوکیان|&lt;/ins&gt;سلوکی&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;این باشد که سنگ‌های تراشیده شده‌ی آن‌ها را کشاورزان برای مصارف خود می‌برده‌اند، زیرا کار کردن با آن‌ها بسیار ساده بود. با این حال، ساختمان سنگی بزرگ در کنگاور، هرتسفلد به &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سلوکیان&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;نسبت می‌دهد؛ چون با شیوه‌ی ساختمان‌سازی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[پارتیان|&lt;/ins&gt;پارتی‌ها&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;مغایرت دارد. غیر از این آثار جزیی باقی مانده از معماری یونانی، قطعاتی نیز از پیکره‌های مفرغی بزرگ و خوش‌اندام باقی مانده است که یکی از آن‌ها به سرانتیوکوس چهارم نسبت داده شده است. این قطعات و کارهای کوچک‌تر هنر هلنی و پیکره‌های کوچک از خدایان یونانی، استفاده‌ی گسترده از فلز را در این دوران نشان می‌دهد. تعدادی از مهرهای رسمی سلطنتی و آثار مهرها بر لوحه‌ها از زمان &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سلوکیان&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;نیز برجا مانده است که عبارتند از: تمامی نقش، نیمه تنه و یا سر و تن‌های خدایان یا پهلوانان یونانی، تصاویر فرمانروایان &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[سلوکی ها|سلوکی]]، &lt;/ins&gt;نقاب‌ها و اشیای نمادین، مانند سه‌پایه‌ی آپولون، یا نماد لنگر و ویژه‌ی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[سلوکیان]]، &lt;/ins&gt;که به همراه یک سر است نماد ویژه‌ی سلوکوس بود. گاهی نیز صحنه‌هایی از مراسم مذهبی و زندگی روزمره و جانوران یا هیولاهای یونانی یافت شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک هلنی و سبک سنتی خاور نزدیک در ترسیم اشکال هیولاها و غیره را همیشه نمی‌توان از هم تشخیص داد. سبک سنتی خاور نزدیک در ترسیم بز - ماهی‌ها (به لاتین:کاپریکورنوس) مشخص است؛ این سبک، تغییرات کوچکی در طرح و در ساده کردن آن از زمان بابلی‌های جدید را نشان می‌دهد که از هخامنشیان به دوران سلوکی راه یافته است.(شکل ۷۵) روستوزف(Rostouzeff) عقیده دارد که این بز - ماهی‌ها یا گاهی خرچنگ‌ها نشانه‌هایی از منطقه البروج هستند و ظهور آنها بر روی مهر شاید دلیل بر اهمیت دانش ستاره‌شناسی در زندگانی بابلی‌هاست.گرچه منشاء این نشانه‌ها بسیار کهن است؛ اما شاید در دوران هلنی‌ها مفاهیم ستاره شناختی به خود گرفته باشد. در بابل سحر و جادو&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;داستان هاروت و ماروت در قرآن‌مجید این مطلب را نایبد می‌کند. آنها دو فرشته بودند که خداوند برای آموخنن راه بطلان سحر به بابل فرو فرسناد. در اسطوره‌های فارسی نام این دو فرشته خرنات و مرتات آمده است (تفاسیر قرآن‌مجید)&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;/del&gt;و فال‌گیری و پیش‌گویی رواج کامل داشت و امکان دارد دانش ستاره‌شناسی را نیز در خدمت این موضوع‌ها در آورده باشند. این دانش هم، شاید به دلیل اهمیت آن منحصر به شاه و درباریان بود. چون دانشمندان هلنی معتقد بودند که «تنها دانشی که علل حوادث روی زمین را می‌شناساند» ستاره‌شناسی است؛ از این‌رو این دانش عامل پیوستگی، عناصر خاور نزدیک و هلنی‌گردید.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک هلنی و سبک سنتی خاور نزدیک در ترسیم اشکال هیولاها و غیره را همیشه نمی‌توان از هم تشخیص داد. سبک سنتی خاور نزدیک در ترسیم بز - ماهی‌ها (به لاتین:کاپریکورنوس) مشخص است؛ این سبک، تغییرات کوچکی در طرح و در ساده کردن آن از زمان بابلی‌های جدید را نشان می‌دهد که از &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;هخامنشیان&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;به دوران سلوکی راه یافته است. (شکل ۷۵) روستوزف(Rostouzeff) عقیده دارد که این بز - ماهی‌ها یا گاهی خرچنگ‌ها نشانه‌هایی از منطقه البروج هستند و ظهور آنها بر روی مهر شاید دلیل بر اهمیت دانش ستاره‌شناسی در زندگانی بابلی‌هاست.گرچه منشاء این نشانه‌ها بسیار کهن است؛ اما شاید در دوران هلنی‌ها مفاهیم ستاره شناختی به خود گرفته باشد. در بابل سحر و جادو&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[2] &lt;/ins&gt;و فال‌گیری و پیش‌گویی رواج کامل داشت و امکان دارد دانش ستاره‌شناسی را نیز در خدمت این موضوع‌ها در آورده باشند. این دانش هم، شاید به دلیل اهمیت آن منحصر به شاه و درباریان بود. چون دانشمندان هلنی معتقد بودند که «تنها دانشی که علل حوادث روی زمین را می‌شناساند» ستاره‌شناسی است؛ از این‌رو این دانش عامل پیوستگی، عناصر خاور نزدیک و هلنی‌گردید.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== نیز نگاه کنید به ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== نیز نگاه کنید به ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;* &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&#039;&#039;&#039;&lt;/del&gt;[&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;https://iranology-e.ir/%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B2%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%B3_%D9%88_%D8%A8%D8%AE%D8%B4_%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%AA &lt;/del&gt;هنر زاگرس و بخش مرکزی فلات]&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&#039;&#039;&#039;&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;*[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[&lt;/ins&gt;هنر زاگرس و بخش مرکزی فلات]&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;* [&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;https://iranology-e.ir/%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%A7%D8%AF &lt;/del&gt;هنر دوران ماد]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;*[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[&lt;/ins&gt;هنر دوران ماد&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]&lt;/ins&gt;]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;* [&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;https://iranology-e.ir/%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C &lt;/del&gt;هنر دوران هخامنشی]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;* [&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[&lt;/ins&gt;هنر دوران هخامنشی&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]&lt;/ins&gt;]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;* [&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;https://iranology-e.ir/%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86 &lt;/del&gt;هنر سلوکیان و اشکانیان]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;* [&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[&lt;/ins&gt;هنر سلوکیان و اشکانیان&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]&lt;/ins&gt;]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;* [&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;https://iranology-e.ir/%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86 &lt;/del&gt;هنر ساسانیان]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;* [&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[&lt;/ins&gt;هنر ساسانیان&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]&lt;/ins&gt;]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;مآخذ &lt;/del&gt;==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;پاورقی &lt;/ins&gt;==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;references &lt;/del&gt;/&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[1]. &amp;lt;small&amp;gt;نام چهار شهر یونانی در تاریخ مانده است: آپامه ،Apamee انطاکبه ،Antioche لائولایسه .Laodicee و سلوکیه .Selucie.&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-deleted&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-deleted&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[2]. &amp;lt;small&amp;gt;داستان هاروت و ماروت در [[قرآن|قرآن‌مجید]] این مطلب را نایبد می‌کند. آنها دو فرشته بودند که خداوند برای آموخنن راه بطلان سحر به بابل فرو فرسناد. در اسطوره‌های فارسی نام این دو فرشته خرنات و مرتات آمده است (تفاسیر قرآن‌مجید)&lt;/ins&gt;&amp;lt;/&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;small&lt;/ins&gt;&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== منبع اصلی ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== منبع اصلی ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[https://alhoda.ir &lt;/ins&gt;موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]&lt;/ins&gt;.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== نویسنده مقاله ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== نویسنده مقاله ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حبیب الله آیت اللهی&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حبیب الله آیت اللهی&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;index.php?title=&lt;/del&gt;رده:هنر]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:هنر]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Samei</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=13716&amp;oldid=prev</id>
		<title>Samei در ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۴۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=13716&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-02-14T18:45:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۴۵&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l1&quot;&gt;خط ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;=== هنر سلوکیان و اشکانیان ===&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-added&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;==== سلوکیان ====&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;پس از پیروزی [&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[عصر اسکندر|&lt;/ins&gt;اسکندر مقدونی&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]&lt;/ins&gt;] بر &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;داریوش&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;سوم، در گوگامل، او در ۳۳۱ ق. م، خود را پادشاه بزرگ نامید و گنجینه‌های با ارزش &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;شوش&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;را با خود برد و روی به سوی تخت‌جمشید نهاد. او می‌بایستی بی‌تردید گنجینه‌های عظیمی از آن‌جا به دست آورده باشد. هرچند که او در چهارمین ماه اقامتش [&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[تخت جمشید|&lt;/ins&gt;تخت‌جمشید&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]&lt;/ins&gt;] را به آتش کشید. حفاران جدید، پس از جنگ بین‌المللی دوم، در این منطقه مدارکی دالّ بر غارت‌گری پیش از آتش‌سوزی به دست آورده‌اند. این غارت‌گری و آتش‌سوزی، به احتمال زیاد، با رضایت اسکندر انجام‌گرفته است و شاید، انتقام‌گیری و تلافی به آتش کشیدن معابد یونانی باشد؛ زیرا &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[تخت جمشید|&lt;/ins&gt;تخت‌جمشید&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;برای &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[هخامنشیان|&lt;/ins&gt;سلسله‌ی هخامنشی&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و بازماندگان آن‌ها و ایرانیان اهمیت بسیار داشت.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;پس از پیروزی [&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C &lt;/del&gt;اسکندر مقدونی] بر داریوش سوم، در گوگامل، او در ۳۳۱ ق. م، خود را پادشاه بزرگ نامید و گنجینه‌های با ارزش شوش را با خود برد و روی به سوی تخت‌جمشید نهاد. او می‌بایستی بی‌تردید گنجینه‌های عظیمی از آن‌جا به دست آورده باشد. هرچند که او در چهارمین ماه اقامتش [&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%AE%D8%AA_%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF &lt;/del&gt;تخت‌جمشید] را به آتش کشید. حفاران جدید، پس از جنگ بین‌المللی دوم، در این منطقه مدارکی دالّ بر غارت‌گری پیش از آتش‌سوزی به دست آورده‌اند. این غارت‌گری و آتش‌سوزی، به احتمال زیاد، با رضایت اسکندر انجام‌گرفته است و شاید، انتقام‌گیری و تلافی به آتش کشیدن معابد یونانی باشد؛ زیرا تخت‌جمشید برای سلسله‌ی هخامنشی و بازماندگان آن‌ها و ایرانیان اهمیت بسیار داشت.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-added&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;پس از مرگ اسکندر، میان سرداران او جنگ‌هایی در گرفت و سرزمین‌های اشغال شده میان این سرداران تقسیم شد. ایران و میان‌دورود و سوریه‌ی شمالی و بخش بزرگی از آسیای صغیر به فرمانداری سولوکوس درآمد. او طراح یکپارچگی ایران و یونان بود و، بنابر وصیت اسکندر به افسرانش، با یک زن اشرافی ایرانی ازدواج کرد و صاحب پسری شد به نام آنتیوکوس. این پسر، پس از پدر، به سازماندهی متصرفات پدر پرداخت و سلسله‌ی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[https://iranology-e.ir/%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86 &lt;/del&gt;سلوکیان] را، تا حدود ۲۵۰ ق.م، تثبیت کرد. از این زمان به بعد، سلوکی‌ها زیر فشار روزافزون ایرانیان، به ویژه چادرنشیان پارتی خراسان شمالی، و نیز طغیان ساتراپ ایالت بلخ، که بخش بزرگی از افغانستان و ترکستان را شامل می‌شد، نواحی خراسان را از دست دادند و به داخل ایران عقب‌نشینی کردند. نفوذ پارتی‌ها به داخل ایران، سلوکیان را تا سوریه به عقب راند و در آن‌جا بود که آن‌ها توانستند نفوذ خود را تا نیمه‌ی اول سده‌ی اول میلادی ادامه دهند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;پس از مرگ اسکندر، میان سرداران او جنگ‌هایی در گرفت و سرزمین‌های اشغال شده میان این سرداران تقسیم شد. ایران و میان‌دورود و سوریه‌ی شمالی و بخش بزرگی از آسیای صغیر به فرمانداری سولوکوس درآمد. او طراح یکپارچگی ایران و یونان بود و، بنابر وصیت اسکندر به افسرانش، با یک زن اشرافی ایرانی ازدواج کرد و صاحب پسری شد به نام آنتیوکوس. این پسر، پس از پدر، به سازماندهی متصرفات پدر پرداخت و &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[سلوکیان|&lt;/ins&gt;سلسله‌ی سلوکیان&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]&lt;/ins&gt;] را، تا حدود ۲۵۰ ق.م، تثبیت کرد. از این زمان به بعد، سلوکی‌ها زیر فشار روزافزون ایرانیان، به ویژه چادرنشیان پارتی خراسان شمالی، و نیز طغیان ساتراپ ایالت بلخ، که بخش بزرگی از افغانستان و ترکستان را شامل می‌شد، نواحی خراسان را از دست دادند و به داخل ایران عقب‌نشینی کردند. نفوذ پارتی‌ها به داخل ایران، سلوکیان را تا سوریه به عقب راند و در آن‌جا بود که آن‌ها توانستند نفوذ خود را تا نیمه‌ی اول سده‌ی اول میلادی ادامه دهند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بعضی از محققان نوشته‌اند که «جشن‌های عروسی شوش» جشن عروسی اسکندر با سومین زن ایرانی،که دختر داریوش سوم بود، و نیز با دخترِ اسکندر ممنن(Memnon)؛ و جشن عروسی افسران او، ازجمله سولوکوس با دختر یزدگرد، به دستور اسکندر برای این بوده است که میان ایرانیان و یونانیان ائتلاف و همبستگی به وجود آید. لیکن، براساس اسنادی تاریخی، چنین نبوده است؛ زیرا پادشاهان سلوکی اصرار داشتند که یونانی بودن خود را در میان ایرانیان حفظ کنند و تسلط کشوری و لشکری یونان را در سراسر ایران تثبیت و پابرجا نمایند و در این کار هیچگونه هدف فرهنگی نداشتند. آنها بنیان شهرهایی یونانی را گذاشتند تا ایرانیان و یونانیان با هم زندگانی مسالمت‌آمیزی داشته باشند. آثار چندانی از این شهرها برجا نمانده است&amp;lt;ref&amp;gt;نام چهار شهر یونانی در تاریخ مانده است: آپامه ،Apamee انطاکبه ،Antioche لائولایسه .Laodicee و سلوکیه .Selucie&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ لیکن این امر سبب شد که هنر ایران تا اندازه‌ای تحت تأثیر یونانیان قرار گیرد و متقابلاً هنر یونانی، از راه آسیای، صغیر، از نمودها و موضوع‌های خاوری تأثیر بسیار بگیرد. حتی افلاطون هم، که فلاسفه‌ی اسلامی او را پذیرفته بودند، از دو اصل مزدایی تأثیر گرفته بود. سلوکیان، که به سستی پایه‌های حکومتی خود در ایران آگاه بودند، در آغاز کوشیدند تا با سازماندهی تازه به نظام کشوری، هخامنشی و با استقرار شبکه‌ی دفاعی و استفاده از پایگاه‌های نظامی در سراسر شاهراه‌های بزرگی که هخامنشیان ساخته بودند، خود را تثبیت کنند. آن‌ها سلسله ارتباط پستی در اطراف استحکامات نظامی تأسیس‌کردند و زمین‌ها و املاک اطراف آن‌ها را به یونانیان وا گذاردند. بعدها این تمرکز یونانیان در شهرهای یونانی به نام یونانی تبدیل گردید. سلوکیان کوشیدند در این شهرها معابدی یونانی بسازند و سنت‌های مذهبی یونان را در آن‌ها به اجرا گذارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بعضی از محققان نوشته‌اند که «جشن‌های عروسی شوش» جشن عروسی اسکندر با سومین زن ایرانی،که دختر داریوش سوم بود، و نیز با دخترِ اسکندر ممنن(Memnon)؛ و جشن عروسی افسران او، ازجمله سولوکوس با دختر یزدگرد، به دستور اسکندر برای این بوده است که میان ایرانیان و یونانیان ائتلاف و همبستگی به وجود آید. لیکن، براساس اسنادی تاریخی، چنین نبوده است؛ زیرا پادشاهان سلوکی اصرار داشتند که یونانی بودن خود را در میان ایرانیان حفظ کنند و تسلط کشوری و لشکری یونان را در سراسر ایران تثبیت و پابرجا نمایند و در این کار هیچگونه هدف فرهنگی نداشتند. آنها بنیان شهرهایی یونانی را گذاشتند تا ایرانیان و یونانیان با هم زندگانی مسالمت‌آمیزی داشته باشند. آثار چندانی از این شهرها برجا نمانده است&amp;lt;ref&amp;gt;نام چهار شهر یونانی در تاریخ مانده است: آپامه ،Apamee انطاکبه ،Antioche لائولایسه .Laodicee و سلوکیه .Selucie&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ لیکن این امر سبب شد که هنر ایران تا اندازه‌ای تحت تأثیر یونانیان قرار گیرد و متقابلاً هنر یونانی، از راه آسیای، صغیر، از نمودها و موضوع‌های خاوری تأثیر بسیار بگیرد. حتی افلاطون هم، که فلاسفه‌ی اسلامی او را پذیرفته بودند، از دو اصل مزدایی تأثیر گرفته بود. سلوکیان، که به سستی پایه‌های حکومتی خود در ایران آگاه بودند، در آغاز کوشیدند تا با سازماندهی تازه به نظام کشوری، هخامنشی و با استقرار شبکه‌ی دفاعی و استفاده از پایگاه‌های نظامی در سراسر شاهراه‌های بزرگی که هخامنشیان ساخته بودند، خود را تثبیت کنند. آن‌ها سلسله ارتباط پستی در اطراف استحکامات نظامی تأسیس‌کردند و زمین‌ها و املاک اطراف آن‌ها را به یونانیان وا گذاردند. بعدها این تمرکز یونانیان در شهرهای یونانی به نام یونانی تبدیل گردید. سلوکیان کوشیدند در این شهرها معابدی یونانی بسازند و سنت‌های مذهبی یونان را در آن‌ها به اجرا گذارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l28&quot;&gt;خط ۲۸:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۲۶:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== نویسنده مقاله ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== نویسنده مقاله ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حبیب الله آیت اللهی&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حبیب الله آیت اللهی&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:هنر]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;index.php?title=&lt;/ins&gt;رده:هنر]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Samei</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=12821&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mina در ‏۴ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۴۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=12821&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-01-04T11:40:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۴ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۴۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l7&quot;&gt;خط ۷:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۷:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بعضی از محققان نوشته‌اند که «جشن‌های عروسی شوش» جشن عروسی اسکندر با سومین زن ایرانی،که دختر داریوش سوم بود، و نیز با دخترِ اسکندر ممنن(Memnon)؛ و جشن عروسی افسران او، ازجمله سولوکوس با دختر یزدگرد، به دستور اسکندر برای این بوده است که میان ایرانیان و یونانیان ائتلاف و همبستگی به وجود آید. لیکن، براساس اسنادی تاریخی، چنین نبوده است؛ زیرا پادشاهان سلوکی اصرار داشتند که یونانی بودن خود را در میان ایرانیان حفظ کنند و تسلط کشوری و لشکری یونان را در سراسر ایران تثبیت و پابرجا نمایند و در این کار هیچگونه هدف فرهنگی نداشتند. آنها بنیان شهرهایی یونانی را گذاشتند تا ایرانیان و یونانیان با هم زندگانی مسالمت‌آمیزی داشته باشند. آثار چندانی از این شهرها برجا نمانده است&amp;lt;ref&amp;gt;نام چهار شهر یونانی در تاریخ مانده است: آپامه ،Apamee انطاکبه ،Antioche لائولایسه .Laodicee و سلوکیه .Selucie&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ لیکن این امر سبب شد که هنر ایران تا اندازه‌ای تحت تأثیر یونانیان قرار گیرد و متقابلاً هنر یونانی، از راه آسیای، صغیر، از نمودها و موضوع‌های خاوری تأثیر بسیار بگیرد. حتی افلاطون هم، که فلاسفه‌ی اسلامی او را پذیرفته بودند، از دو اصل مزدایی تأثیر گرفته بود. سلوکیان، که به سستی پایه‌های حکومتی خود در ایران آگاه بودند، در آغاز کوشیدند تا با سازماندهی تازه به نظام کشوری، هخامنشی و با استقرار شبکه‌ی دفاعی و استفاده از پایگاه‌های نظامی در سراسر شاهراه‌های بزرگی که هخامنشیان ساخته بودند، خود را تثبیت کنند. آن‌ها سلسله ارتباط پستی در اطراف استحکامات نظامی تأسیس‌کردند و زمین‌ها و املاک اطراف آن‌ها را به یونانیان وا گذاردند. بعدها این تمرکز یونانیان در شهرهای یونانی به نام یونانی تبدیل گردید. سلوکیان کوشیدند در این شهرها معابدی یونانی بسازند و سنت‌های مذهبی یونان را در آن‌ها به اجرا گذارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بعضی از محققان نوشته‌اند که «جشن‌های عروسی شوش» جشن عروسی اسکندر با سومین زن ایرانی،که دختر داریوش سوم بود، و نیز با دخترِ اسکندر ممنن(Memnon)؛ و جشن عروسی افسران او، ازجمله سولوکوس با دختر یزدگرد، به دستور اسکندر برای این بوده است که میان ایرانیان و یونانیان ائتلاف و همبستگی به وجود آید. لیکن، براساس اسنادی تاریخی، چنین نبوده است؛ زیرا پادشاهان سلوکی اصرار داشتند که یونانی بودن خود را در میان ایرانیان حفظ کنند و تسلط کشوری و لشکری یونان را در سراسر ایران تثبیت و پابرجا نمایند و در این کار هیچگونه هدف فرهنگی نداشتند. آنها بنیان شهرهایی یونانی را گذاشتند تا ایرانیان و یونانیان با هم زندگانی مسالمت‌آمیزی داشته باشند. آثار چندانی از این شهرها برجا نمانده است&amp;lt;ref&amp;gt;نام چهار شهر یونانی در تاریخ مانده است: آپامه ،Apamee انطاکبه ،Antioche لائولایسه .Laodicee و سلوکیه .Selucie&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ لیکن این امر سبب شد که هنر ایران تا اندازه‌ای تحت تأثیر یونانیان قرار گیرد و متقابلاً هنر یونانی، از راه آسیای، صغیر، از نمودها و موضوع‌های خاوری تأثیر بسیار بگیرد. حتی افلاطون هم، که فلاسفه‌ی اسلامی او را پذیرفته بودند، از دو اصل مزدایی تأثیر گرفته بود. سلوکیان، که به سستی پایه‌های حکومتی خود در ایران آگاه بودند، در آغاز کوشیدند تا با سازماندهی تازه به نظام کشوری، هخامنشی و با استقرار شبکه‌ی دفاعی و استفاده از پایگاه‌های نظامی در سراسر شاهراه‌های بزرگی که هخامنشیان ساخته بودند، خود را تثبیت کنند. آن‌ها سلسله ارتباط پستی در اطراف استحکامات نظامی تأسیس‌کردند و زمین‌ها و املاک اطراف آن‌ها را به یونانیان وا گذاردند. بعدها این تمرکز یونانیان در شهرهای یونانی به نام یونانی تبدیل گردید. سلوکیان کوشیدند در این شهرها معابدی یونانی بسازند و سنت‌های مذهبی یونان را در آن‌ها به اجرا گذارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[index.php?title=پرونده:شکل75.png|پیوند=https://iranology-e.ir/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B4%DA%A9%D9%8475.png|بندانگشتی|شکل75.نقشه سوم-ایران دوران سلوکی و پارت]]&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;احتمال می‌رود که یکی از شهرهای یونانی در نزدیکی فسا در فارس بوده باشد؛ زیرا قطعه سنگ‌های تراشیده شده و سفال‌های یونانی در آن‌جا از زیر خاک بیرون آورده شده است. شهر دیگری هم در نزدیکی کنگاور (در میان‌ راه همدان و کرمانشاه) بوده است. در آن‌جا هنوز هم آثار یک معبد پارتی، که به عقیده‌ی ایزیدور خاراکسی( Isidozo de charax) معبد ارتمیس - آناهیتا نام داشته، وجود دارد؛ این شهر بعدها به یک شهر پارتی تبدیل شد. احتمال دارد شهر دیگری در نزدیکی دو ستون سلوکی که در نزدیکی روستای خورهه، نزدیک دلیجان (میان‌راه قم و اصفهان)، پا برجا است، بوده باشد. چهارمین شهر که در سرزمین ماد (محل کنونی نهاوند) واقع بود لائودیسه یا لائودیسه دو مدی نام دارد. شاید علت از بین رفتن بناهای سلوکی این باشد که سنگ‌های تراشیده شده‌ی آن‌ها را کشاورزان برای مصارف خود می‌برده‌اند، زیرا کار کردن با آن‌ها بسیار ساده بود. با این حال، ساختمان سنگی بزرگ در کنگاور، هرتسفلد به سلوکیان نسبت می‌دهد؛ چون با شیوه‌ی ساختمان‌سازی پارتی‌ها مغایرت دارد. غیر از این آثار جزیی باقی مانده از معماری یونانی، قطعاتی نیز از پیکره‌های مفرغی بزرگ و خوش‌اندام باقی مانده است که یکی از آن‌ها به سرانتیوکوس چهارم نسبت داده شده است. این قطعات و کارهای کوچک‌تر هنر هلنی و پیکره‌های کوچک از خدایان یونانی، استفاده‌ی گسترده از فلز را در این دوران نشان می‌دهد. تعدادی از مهرهای رسمی سلطنتی و آثار مهرها بر لوحه‌ها از زمان سلوکیان نیز برجا مانده است که عبارتند از: تمامی نقش، نیمه تنه و یا سر و تن‌های خدایان یا پهلوانان یونانی، تصاویر فرمانروایان سلوکی، نقاب‌ها و اشیای نمادین، مانند سه‌پایه‌ی آپولون، یا نماد لنگر و ویژه‌ی سلوکیان، که به همراه یک سر است نماد ویژه‌ی سلوکوس بود.گاهی نیز صحنه‌هایی از مراسم مذهبی و زندگی روزمره و جانوران یا هیولاهای یونانی یافت شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;احتمال می‌رود که یکی از شهرهای یونانی در نزدیکی فسا در فارس بوده باشد؛ زیرا قطعه سنگ‌های تراشیده شده و سفال‌های یونانی در آن‌جا از زیر خاک بیرون آورده شده است. شهر دیگری هم در نزدیکی کنگاور (در میان‌ راه همدان و کرمانشاه) بوده است. در آن‌جا هنوز هم آثار یک معبد پارتی، که به عقیده‌ی ایزیدور خاراکسی( Isidozo de charax) معبد ارتمیس - آناهیتا نام داشته، وجود دارد؛ این شهر بعدها به یک شهر پارتی تبدیل شد. احتمال دارد شهر دیگری در نزدیکی دو ستون سلوکی که در نزدیکی روستای خورهه، نزدیک دلیجان (میان‌راه قم و اصفهان)، پا برجا است، بوده باشد. چهارمین شهر که در سرزمین ماد (محل کنونی نهاوند) واقع بود لائودیسه یا لائودیسه دو مدی نام دارد. شاید علت از بین رفتن بناهای سلوکی این باشد که سنگ‌های تراشیده شده‌ی آن‌ها را کشاورزان برای مصارف خود می‌برده‌اند، زیرا کار کردن با آن‌ها بسیار ساده بود. با این حال، ساختمان سنگی بزرگ در کنگاور، هرتسفلد به سلوکیان نسبت می‌دهد؛ چون با شیوه‌ی ساختمان‌سازی پارتی‌ها مغایرت دارد. غیر از این آثار جزیی باقی مانده از معماری یونانی، قطعاتی نیز از پیکره‌های مفرغی بزرگ و خوش‌اندام باقی مانده است که یکی از آن‌ها به سرانتیوکوس چهارم نسبت داده شده است. این قطعات و کارهای کوچک‌تر هنر هلنی و پیکره‌های کوچک از خدایان یونانی، استفاده‌ی گسترده از فلز را در این دوران نشان می‌دهد. تعدادی از مهرهای رسمی سلطنتی و آثار مهرها بر لوحه‌ها از زمان سلوکیان نیز برجا مانده است که عبارتند از: تمامی نقش، نیمه تنه و یا سر و تن‌های خدایان یا پهلوانان یونانی، تصاویر فرمانروایان سلوکی، نقاب‌ها و اشیای نمادین، مانند سه‌پایه‌ی آپولون، یا نماد لنگر و ویژه‌ی سلوکیان، که به همراه یک سر است نماد ویژه‌ی سلوکوس بود.گاهی نیز صحنه‌هایی از مراسم مذهبی و زندگی روزمره و جانوران یا هیولاهای یونانی یافت شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Mina</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=12820&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mina در ‏۴ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۳۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=12820&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-01-04T11:33:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;a href=&quot;https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;amp;diff=12820&amp;amp;oldid=11314&quot;&gt;نمایش تغییرات&lt;/a&gt;</summary>
		<author><name>Mina</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=11314&amp;oldid=prev</id>
		<title>Samei: صفحه‌ای تازه حاوی «  &#039;&#039;&#039;سلوکیان&#039;&#039;&#039;   پس از پیروزی اسکندر مقدونی بر داریوش سوم، درگوگامل، او در ۳۳۱ ق. م، خود را پادشاه بزرگ نامید و گنجینه‌های با ارزش شوش را با خود برد و روی به سوی تخت‌جمشید نهاد. او می‌بایستی بی‌تردید گنجینه‌های عظیمی از آنجا به دست آورده باشد. ه...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranology-e.ir/index.php?title=%D9%87%D9%86%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=11314&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-10-24T14:58:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «  &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سلوکیان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;   پس از پیروزی اسکندر مقدونی بر داریوش سوم، درگوگامل، او در ۳۳۱ ق. م، خود را پادشاه بزرگ نامید و گنجینه‌های با ارزش شوش را با خود برد و روی به سوی تخت‌جمشید نهاد. او می‌بایستی بی‌تردید گنجینه‌های عظیمی از آنجا به دست آورده باشد. ه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt; &lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سلوکیان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پیروزی اسکندر مقدونی بر داریوش سوم، درگوگامل، او در ۳۳۱ ق. م، خود را پادشاه بزرگ نامید و گنجینه‌های با ارزش شوش را با خود برد و روی به سوی تخت‌جمشید نهاد. او می‌بایستی بی‌تردید گنجینه‌های عظیمی از آنجا به دست آورده باشد. هرچند که او در چهارمین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹۸ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ هنر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماه اقامتش تخت‌جمشید را به آتش کشید. حفاران جدید، پس از جنگ بین‌المللی دوم، در این منطقه مدارکی دالّ بر غارت‌گری پیش از آتش‌سوزی به دست آورده‌اند. این غارت‌گری و آتش‌سوزی، به احتمال زیاد، با رضایت اسکندر انجام‌گرفته است و شاید، انتقام‌گیری و تلافی به آتش کشیدن معابد یونانی باشد؛ زیرا تخت‌جمشید برای سلسله‌ی هخامنشی و بازماندگان آنها و ایرانیان اهمیت بسیار داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ اسکندر، میان سرداران او جنگ‌هایی درگرفت و سرزمین‌های اشغال شده میان این سرداران تقسیم شد. ایران و میان‌دورود و سوریه‌ی شمالی و بخش بزرگی از آسیای صغیر به فرمانداری سولوکوس درآمد. او طراح یکپارچگی ایران و یونان بود و، بنابر وصیت اسکندر به افسرانش، با یک زن اشرافی ایرانی ازدواج کرد و صاحب پسری شد به نام آنتیوکوس. این پسر، پس از پدر، به سازماندهی متصرفات پدر پرداخت و سلسله‌ی سلوکیان را، تا حدود ۲۵۰ ق.م، تثبیت کرد. از این زمان به بعد، سلوکی‌ها زیر فشار روزافزون ایرانیان، بویژه چادرنشیان پارتی خراسان شمالی، و نیز طغیان ساتراپ ایالت بلخ، که بخش بزرگی از افغانستان و ترکستان را شامل می‌شد، نواحی خراسان را از دست دادند و به داخل ایران عقب‌نشینی کردند. نفوذ پارتی‌ها به داخل ایران، سلوکیان را تا سوریه به عقب راند و در آنجا بود که آنها توانستند نفوذ خود را تا نیمه‌ی اول سده‌ی اول میلادی ادامه دهند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضی از محققان نوشته‌اند که «جشن‌های عروسی شوش» جشن عروسی اسکندر با سومین زن ایرانی،که دختر داریوش سوم بود، و نیز با دخترِ اسکندر ممنن۱؛ و جشن عروسی افسران او، ازجمله سولوکوس با دختر یزدگرد، به دستور اسکندر برای این بوده است که میان ایرانیان و یونانیان ائتلاف و همبستگی به وجود آید. لیکن، براساس اسنادی تاریخی، چنین نبوده است؛ زیرا پادشاهان سلوکی اصرار داشتند که یونانی بودن خود را در میان ایرانیان حفظ کنند و تسلط کشوری و لشکری یونان را در سراسر ایران تثبیت و پابرجا نمایند و در این کار هیچگونه هدف فرهنگی نداشتند. آنها بنیان شهرهایی یونانی را گذاشتند تا ایرانیان و یونانیان با هم زندگانی مسالمت‌آمیزی داشته باشند. آثار چندانی از این شهرها برجا نمانده است۲؛ لیکن این امر سبب &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. Memnon&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. نام چهار شهر یونانی در تاریخ مانده است: آپامه ،Apamee انطاکبه ،Antioche لائولایسه .Laodicee و سلوکیه .Selucie &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنر ایران پیش از اسلام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹۹ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شد که هنر ایران تا اندازه‌ای تحت تأثیر یونانیان قرار گیرد و متقابلاً هنر یونانی، از راه آسیای، صغیر، از نمودها و موضوع‌های خاوری تأثیر بسیار بگیرد. حتی افلاطون هم، که فلاسفه‌ی اسلامی او را پذیرفته بودند، از دو اصل مزدایی تأثیر گرفته بود. سلوکیان، که به سستی پایه‌های حکومتیی خود در ایران آگاه بودند، در آغاز کوشیدند تا با سازماندهی تازه به نظام کشوری، هخامنشی و با استقرار شبکه‌ی دفاعی و استفاده از پایگاه‌های نظامی در سراسر شاهراه‌های بزرگی که هخامنشیان ساخته بودند، خود را تثبیت کنند. آنها سلسله ارتباط پستی در اطراف استحکامات نظامی تأسیس‌کردند و زمین‌ها و املاک اطراف آنها را به یونانیان واگذاردند. بعدها این تمرکز یونانیان در شهرهای یونانی به نام یونانی تبدیل گردید. سلوکیان کوشیدند در این شهرها معابدی یونانی بسازند و سنت‌های مذهبی یونان را در آنها به اجراگذارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احتمال می‌رود که یکی از شهرهای یونانی در نزدیکی فسا در فارس بوده باشد؛ زیرا قطعه سنگ‌های تراشیده شده و سفال‌های یونانی در آنجا از زیر خاک بیرون آورده شده است. شهر دیگری هم در نزدیکی کنگاور (در میان‌راه همدان و کرمانشاه) بوده است. در آنجا هنوز هم آثار یک معبد پارتی،که به عقیده‌ی ایزیدور خاراکسی&amp;#039; معبد ارتمیس - آناهیتا نام داشته، وجود دارد؛ این شهر بعدها به یک شهر پارتی تبدیل شد. احتمال دارد شهر دیگری در نزدیکی دو ستون سلوکی که در نزدیکی روستای خورهه، نزدیک دلیجان (میان‌راه قم و اصفهان)، پا برجا است، بوده باشد. چهارمین شهر که در سرزمین ماد (محل کنونی نهاوند) واقع بود لائودیسه یا لائودیسه دو مدی نام دارد. شاید علت از بین رفتن بناهای سلوکی این باشد که سنگ‌های تراشیده شده‌ی آنها را کشاورزان برای مصارف خود می‌برده‌اند، زیرا کار کردن با آنها بسیار ساده بود. با این حال، ساختمان سنگی بزرگ در کنگاور، هرتسفلد به سلوکیان نسبت می‌دهد؛ چون با شیوه‌ی ساختمان‌سازی پارتی‌ها مغایرت دارد. غیر از این آثار جزیی باقی مانده از معماری یونانی، قطعاتی نیز از پیکره‌های مفرغی بزرگ و خوش‌اندام باقی مانده است که یکی از آنها به سرانتیوکوس چهارم نسبت داده شده است. این قطعات و کارهای کوچک‌تر هنر هلنی و پیکره‌های کوچک از خدایان یونانی، استفاده‌ی گسترده از فلز را در این دوران نشان می‌دهد. تعدادی از مهرهای رسمی سلطنتی و آثار مهرها بر لوحه‌ها از زمان سلوکیان نیز برجا مانده است &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. Isidozo de charax&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰۰ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ هنر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که عبارتند از: تمامی نقش، نیمه تنه و یا سر و تن‌های خدایان یا پهلوانان یونانی، تصاویر فرمانروایان سلوکی، نقاب‌ها و اشیای نمادین، مانند سه‌پایه‌ی آپولون، یا نماد لنگر و ویژه‌ی سلوکیان، که به همراه یک سر است نماد ویژه‌ی سلوکوس بود.گاهی نیز صحنه‌هایی از مراسم مذهبی و زندگی روزمره و جانوران یا هیولاهای یونانی یافت شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
FR&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱!۱۰۰. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸۲ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰۰*&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۱۴۶۱۱ ۱۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۰۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
I:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب ۵۱ hi&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
KHOk۱$,۱۷&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;Khorhe&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
،۱۱:.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(FGHIAN IPN&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;:&amp;lt;/nowiki&amp;gt;[!«:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱۶۸۷&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱۶۱:۰۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;،۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(!,04.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰۱۰۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;Koha Kr J&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
!:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۰1۴T.۷&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
R&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;:&amp;lt;/nowiki&amp;gt;۰۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
^ R.Ctosr.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1 R&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای GOL&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۰۷&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
FF:SIQUI:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عیت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰۰* &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۱۴۶۱۱ ۱۱ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۰۸ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
I:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Mr:sorcrA; Dri:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۱ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب ۵۱ hi &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ی: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
KHOk۱$,۱۷&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;Khorhe &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
،۱۱:. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(FGHIAN IPN (!,04.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;:&amp;lt;/nowiki&amp;gt;[!«: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱۶۸۷ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۰۱ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۰b۱۱۰۳۶۶&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;Koha Kr J &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۰1۴T.۷&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
^ R.Ctosr. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۰۷ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱۶۱:۰۱ ۱ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰۱۰۴ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
!: ؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
R&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;:&amp;lt;/nowiki&amp;gt;۰۱ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1 R&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;،۰ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای GOL &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
FF:SIQUI:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عیت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شکل ۷۵. نقشه سوم - ایران دوران سلوکی و پارت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سبک هلنی و سبک سنتی خاور نزدیک در ترسیم اشکال هیولاها و غیره را همیشه نمی‌توان از هم تشخیص داد. سبک سنتی خاور نزدیک در ترسیم بز - ماهی‌ها (به لاتین:کاپریکورنوس) مشخص است؛ این سبک، تغییرات کوچکی در طرح و در ساده کردن آن از زمان بابلی‌های جدید را نشان می‌دهد که از هخامنشیان به دوران سلوکی راه یافته است.(شکل ۷۵) روستوزف&amp;#039; عقیده دارد که این بز - ماهی‌ها یا گاهی خرچنگ‌ها نشانه‌هایی از منطقه البروج هستند و ظهور آنها بر روی مهر شاید دلیل بر اهمیت دانش ستاره‌شناسی در زندگانی بابلی‌هاست.گرچه منشاء این &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. Rostouzeff&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنر ایران پیش از اسلام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰۱ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشانه‌ها بسیار کهن است؛ اما شاید در دوران هلنی‌ها مفاهیم ستاره شناختی به خود گرفته باشد. در بابل سحر و جادو&amp;#039; و فال‌گیری و پیش‌گویی رواج کامل داشت و امکان دارد دانش ستاره‌شناسی را نیز در خدمت این موضوع‌ها درآورده باشند. این دانش هم، شاید به دلیل اهمیت آن منحصر به شاه و درباریان بود. چون دانشمندان هلنی معتقد بودند که «تنها دانشی که علل حوادث روی زمین را می‌شناساند» ستاره‌شناسی است؛ از این‌رو این دانش عامل پیوستگی، عناصر خاور نزدیک و هلنی‌گردید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Samei</name></author>
	</entry>
</feed>