پرش به محتوا

سیزده به در چارده به جا: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Azadeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
در [https://iranology-e.ir/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86 همدان] دخترها پس از بازگشت از صحرا، به نیت شوهریابی سوار شیر سنگی می‌شوند بر سر و دوش شیر، شیره، می‌مالند و معتقدند که اینکار بختشان را می‌گشاید. زنهای بی‌فرزند کنار آب روان می‌نشینند و سنگ در آب می‌اندازند به امید اینکه بچه‌دار شوند. درکردستان به هنگام بازگشت از صحرا، هر زن و دختری سیزده سنگ‌ریزه برمی‌دارد و به پشت سر خود می‌اندازد تا نحوست سیزده را از خود دور کند. در بیجار هر زن فقط سه سنگ می‌اندازد. دختران‌کرمانشاهی عصر روز سیزده بدر بالای گلدسته‌های مساجد می‌روند و یک دانه گردو پایین می‌اندازند. اگر گردو شکست تا سال دیگر بخانه شوهر می‌روند آنگاه‌گردو را می‌خورند وگرنه باید تا سال آینده منتظر بمانند. درخور مردم پس از آنکه از صحرا برگشتند همه به نخلستان غربی خور می‌روند در محلی به نام سرآب گلاگوتپه‌های شن هست که به نخلستان پشت زده است. زنان جوان و دختران بالای تپه می‌روند و از آنجا به پایین می‌غلتند یا می‌نشینند و دختر دیگری پاهایشان را گرفته تا پایین تپه می‌کشد و در بازگشت از جویها و نهرهای پر از آب می‌پرند و می‌خوانند: <blockquote>سیزده بدر - چارده به تو
در [[همدان]] دخترها پس از بازگشت از صحرا، به نیت شوهریابی سوار شیر سنگی می‌شوند بر سر و دوش شیر، شیره، می‌مالند و معتقدند که اینکار بختشان را می‌گشاید. زنهای بی‌فرزند کنار آب روان می‌نشینند و سنگ در آب می‌اندازند به امید اینکه بچه‌دار شوند. درکردستان به هنگام بازگشت از صحرا، هر زن و دختری سیزده سنگ‌ریزه برمی‌دارد و به پشت سر خود می‌اندازد تا نحوست سیزده را از خود دور کند. در بیجار هر زن فقط سه سنگ می‌اندازد. دختران‌کرمانشاهی عصر روز سیزده بدر بالای گلدسته‌های مساجد می‌روند و یک دانه گردو پایین می‌اندازند. اگر گردو شکست تا سال دیگر بخانه شوهر می‌روند آنگاه‌گردو را می‌خورند وگرنه باید تا سال آینده منتظر بمانند. درخور مردم پس از آنکه از صحرا برگشتند همه به نخلستان غربی خور می‌روند در محلی به نام سرآب گلاگوتپه‌های شن هست که به نخلستان پشت زده است. زنان جوان و دختران بالای تپه می‌روند و از آنجا به پایین می‌غلتند یا می‌نشینند و دختر دیگری پاهایشان را گرفته تا پایین تپه می‌کشد و در بازگشت از جویها و نهرهای پر از آب می‌پرند و می‌خوانند: <blockquote>سیزده بدر - چارده به تو


به حق مرغ قدقدو سال دگر - خونه‌ی شوور
به حق مرغ قدقدو


بچه بغل</blockquote>در تمام نقاط ایران سبزه‌های زیبا و دلپذیر و خرمی را که برای نوروز سبزکرده‌اند و بر خوانهای نوروزی نهاده‌اند تا پیش از غروب سیزده‌بدر به آب روان می‌افکنند. چه در ایران آبهای روان همه به کشتزارها ختم می‌شود و سبزه چهارشنبه‌سوری سوار بر مرکب سبکبال آب به کشتزارها خیر و برکت می‌بخشد. بعضی از خانواده‌ها چنان از نحسی سیزده در هراسند که روز سیزده‌بدر را در خانه می‌مانند و فردا یعنی چهارده نوروز به صحرا می‌روند. در خور، روز سیزده‌بدر و روز هیجدهم فروردین هر دو را به صحرا می‌روند.<ref>هنری، مرتضی، آثین‌های نوروزی، یادشده، ص ۷۶.</ref>
سال دگر - خونه‌ی شوور


و امّا صرفنظر از برنامه‌های زیبایی که در روز سیزده برگذار می‌شود، این سؤال مطرح است که چرا نوروز دوازده روز است و چرا کار در روز سیزدهم نحس است؟ شاید این تعبیر درست باشد که اساطیر نجومی در ایران در زیر تأثیر نجوم بین‌النهرین، شکل می‌گیرد به این حساب هر یک از دوازده اختر که خود بر یکی از برجهای دوازده‌گانه حاکم است هزار سال بر جهان حکومت خواهد کرد. بدین سوی عمر جهان دوازده هزار سال تخمین زده می‌شود که در پایان دوازده هزار سال، آسمان و زمین درهم خواهند شد. محتملاً این اسطوره خود نیز ریشه‌ای بابلی دارد و ظاهراً باور آن بوده که در اصل پس از دوازده هزار سال، آشفتگی آغازین باز می‌گردد. به گمان انسان اعصار کهن آنچه در کیهان بزرگ رخ می‌داد، در کیهان خرد نیز رخ می‌داد، این عقیده از آن جا نشأت می‌گرفت که انسان تنها قادر به شناخت نسبی خود بود و جهان را قیاس از خویشتن می‌گرفت و گمان می‌کرد کیهان بزرگ همچون خود او است بر این باور بود که سال دوازده ماهه را توجیه می‌کرد. طبعاً در این امر عوامل نجومی دیگری چون گردش ماه و پدیدآمدن سال دوازده ماهه نیز مؤثر بوده است، توجیه اساطیری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزار ساله‌ی هستی، بهترین توجیهی به نظر می‌رسد که در چارچوب اعتقادات کهن می‌گنجد. جشن دوازده روزه آغاز سال هم با این سال دوازده ماهه و دوره دوازده هزار ساله عمر جهان مربوط بود. انسان آنچه را در این دوازده روز پیش می‌آمد، سرنوشت سال خود می‌انگاشت. ولی یادآور شدیم که پیش از نوروز انواع دانه‌ها را می‌کاشتند و هر دانه‌ای که در طی این دوازده روز بهتر و بیشتر رشد می‌کرد، آن دانه را برای کاشت آن سال به کار می‌بردند. گمان داشتند اگر روزهای نوروزی به اندوه بگذرد، همه سال به اندوه خواهد گذشت. بسیاری از این باورها هنوز برجاست. امّا اگر در پایان دوازده هزار سال جهان در هم می‌شد و آشفتگی نخستین بازمی‌گشت، و لابد به نشان آن، در پایان هر سال نظم و قانون از میان برمی‌خاست، پس در پایان دوازده روز اول سال نیز یک روز نشان آشفتگی نهایی و پایان سال را بر خود باید داشته باشد. در این روز کارکردن و نظام عمومی را رعایت کردن نیز از میان برمی‌خاست و شاید عیاشی‌ها و اندیشه ارجی، بار دیگر برای یک روز بازمی‌گشت. نحسی سیزدهم عید نشان فروریختن واپسین جهان و نظام آن بود.<ref>جستاری چند در فرهنگ ایران. یادشده، ص ۲۲۴.</ref> این را هم اضافه کنیم که در میان محققان ایرانی کسانی نیز بوده‌اند که نه‌تنها سیزده نوروز را نحس نشمرده‌اند بلکه به پایه ارجمند آن نیز اعتناء داشته‌اند. ابوریحان در آثارالباقیه پس از سخنانی که درباره گاه‌شماری باستانی ایران دارد، می‌افزاید که: «روز سیزدهم که به نام تیر روز است در نزد ایرانیان خجسته است.»<ref>به نقل از: اورنگ، م، جشن نوروز، جشن آفرینش آدمیان، ص ۴۷.</ref>
بچه بغل</blockquote>در تمام نقاط [[کشور ایران|ایران]] سبزه‌های زیبا و دلپذیر و خرمی را که برای [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] سبزکرده‌اند و بر خوانهای نوروزی نهاده‌اند تا پیش از غروب [[سیزده بدر|سیزده‌بدر]] به آب روان می‌افکنند. چه در [[کشور ایران|ایران]] آبهای روان همه به کشتزارها ختم می‌شود و سبزه چهارشنبه‌سوری سوار بر مرکب سبکبال آب به کشتزارها خیر و برکت می‌بخشد. بعضی از خانواده‌ها چنان از نحسی سیزده در هراسند که روز [[سیزده بدر|سیزده‌بدر]] را در خانه می‌مانند و فردا یعنی چهارده نوروز به صحرا می‌روند. در خور، روز [[سیزده بدر|سیزده‌بدر]] و روز هیجدهم فروردین هر دو را به صحرا می‌روند<ref>هنری، مرتضی، '''''آئین‌های نوروزی'''''، [https://www.farhang.gov.ir/ وزارت فرهنگ و هنر]، تهران: ۱۳۵۳، ص76.</ref>.


این معنا با تذکر نکات دیگری که در دیباچه همین کتاب یادآوری شد، شاید در حقیقت، نشانه همان میمنت و فرخندگی روز سیزده باشد و نمونه دیگری از شکرگزاری و حق‌شناسی ایرانیان به درگاه خالق رحمن و رحیمی تلقی شود که نعمتهای بیشمار خود را ارزانی آنان داشته است. چه روی‌آوردن به طبیعت و ایجاد ارتباط با آن، نه به معنای دوری جستن از متن زندگی و حقیقت آفرینش است بلکه به منظور شناختی از سر صدق و گشودن دستها و باها و سینه‌ها و چشم‌ها و قلبها به روی مادر مهربانی هم هست که رزق مقسوم آنان را می‌بخشد و فراغت و آسایششان را تأمین می‌کند.  
و امّا صرفنظر از برنامه‌های زیبایی که در روز سیزده برگذار می‌شود، این سؤال مطرح است که چرا [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] دوازده روز است و چرا کار در روز سیزدهم نحس است؟ شاید این تعبیر درست باشد که اساطیر نجومی در [[کشور ایران|ایران]] در زیر تأثیر نجوم بین‌النهرین، شکل می‌گیرد به این حساب هر یک از دوازده اختر که خود بر یکی از برجهای دوازده‌گانه حاکم است هزار سال بر جهان حکومت خواهد کرد. بدین سوی عمر جهان دوازده هزار سال تخمین زده می‌شود که در پایان دوازده هزار سال، آسمان و زمین درهم خواهند شد. محتملاً این اسطوره خود نیز ریشه‌ای بابلی دارد و ظاهراً باور آن بوده که در اصل پس از دوازده هزار سال، آشفتگی آغازین باز می‌گردد. به گمان انسان اعصار کهن آنچه در کیهان بزرگ رخ می‌داد، در کیهان خرد نیز رخ می‌داد، این عقیده از آن جا نشأت می‌گرفت که انسان تنها قادر به شناخت نسبی خود بود و جهان را قیاس از خویشتن می‌گرفت و گمان می‌کرد کیهان بزرگ همچون خود او است بر این باور بود که سال دوازده ماهه را توجیه می‌کرد. طبعاً در این امر عوامل نجومی دیگری چون گردش ماه و پدیدآمدن سال دوازده ماهه نیز مؤثر بوده است، توجیه اساطیری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزار ساله‌ی هستی، بهترین توجیهی به نظر می‌رسد که در چارچوب اعتقادات کهن می‌گنجد. جشن دوازده روزه آغاز سال هم با این سال دوازده ماهه و دوره دوازده هزار ساله عمر جهان مربوط بود. انسان آنچه را در این دوازده روز پیش می‌آمد، سرنوشت سال خود می‌انگاشت. ولی یادآور شدیم که پیش از [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] انواع دانه‌ها را می‌کاشتند و هر دانه‌ای که در طی این دوازده روز بهتر و بیشتر رشد می‌کرد، آن دانه را برای کاشت آن سال به کار می‌بردند. گمان داشتند اگر روزهای نوروزی به اندوه بگذرد، همه سال به اندوه خواهد گذشت. بسیاری از این باورها هنوز برجاست. امّا اگر در پایان دوازده هزار سال جهان در هم می‌شد و آشفتگی نخستین بازمی‌گشت، و لابد به نشان آن، در پایان هر سال نظم و قانون از میان برمی‌خاست، پس در پایان دوازده روز اول سال نیز یک روز نشان آشفتگی نهایی و پایان سال را بر خود باید داشته باشد. در این روز کارکردن و نظام عمومی را رعایت کردن نیز از میان برمی‌خاست و شاید عیاشی‌ها و اندیشه ارجی، بار دیگر برای یک روز بازمی‌گشت. نحسی سیزدهم عید نشان فروریختن واپسین جهان و نظام آن بود<ref>بهار، مهرداد. '''''جستاری چند در فرهنگ ایران'''''، چاپ دوم، [https://fsrbook.ir/ انتشارات فکر روز]، تهران: ۱۳۷۴ ، ص224.</ref>. این را هم اضافه کنیم که در میان محققان ایرانی کسانی نیز بوده‌اند که نه‌تنها سیزده نوروز را نحس نشمرده‌اند بلکه به پایه ارجمند آن نیز اعتناء داشته‌اند. ابوریحان در آثارالباقیه پس از سخنانی که درباره گاه‌شماری باستانی [[کشور ایران|ایران]] دارد، می‌افزاید که: «روز سیزدهم که به نام تیر روز است در نزد ایرانیان خجسته است<ref>اورنگ، مراد، '''''جشن نوروز (جنش آفرینش باستان آدمیان)'''''، تهران: بی‌نا، ۱۳۵۱، ص47.</ref>.»
 
این معنا با تذکر نکات دیگری که در دیباچه همین کتاب یادآوری شد، شاید در حقیقت، نشانه همان میمنت و فرخندگی روز سیزده باشد و نمونه دیگری از شکرگزاری و حق‌شناسی ایرانیان به درگاه خالق رحمن و رحیمی تلقی شود که نعمتهای بیشمار خود را ارزانی آنان داشته است. چه روی‌آوردن به طبیعت و ایجاد ارتباط با آن، نه به معنای دوری جستن از متن زندگی و حقیقت آفرینش است بلکه به منظور شناختی از سر صدق و گشودن دستها و باها و سینه‌ها و چشم‌ها و قلبها به روی مادر مهربانی هم هست که رزق مقسوم آنان را می‌بخشد و فراغت و آسایششان را تأمین می‌کند.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


* [[سیر تاریخی نوروز]]
* [[سیر تاریخی نوروز]]
* [[نوروز در ایران باستان]]
* [[مؤخرات نوروزی]]
* [[نوروز در دوران هخامنشیان]]
* [[مراسم سیزده بدر]]
* [[نوروز در زمان اشکانیان]]


== مآخذ ==
== مآخذ ==
 
<references />
# شاهنامه به کوشش دکتر محمد دبیرسیافی
# محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.
 
== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.]
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.]
خط ۲۶: خط ۲۴:
== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
رضا شعبانی
رضا شعبانی
 
[[رده:فرهنگ و نظام فرهنگی]]
[[index.php?title=رده:تاریخ]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۴۱

در همدان دخترها پس از بازگشت از صحرا، به نیت شوهریابی سوار شیر سنگی می‌شوند بر سر و دوش شیر، شیره، می‌مالند و معتقدند که اینکار بختشان را می‌گشاید. زنهای بی‌فرزند کنار آب روان می‌نشینند و سنگ در آب می‌اندازند به امید اینکه بچه‌دار شوند. درکردستان به هنگام بازگشت از صحرا، هر زن و دختری سیزده سنگ‌ریزه برمی‌دارد و به پشت سر خود می‌اندازد تا نحوست سیزده را از خود دور کند. در بیجار هر زن فقط سه سنگ می‌اندازد. دختران‌کرمانشاهی عصر روز سیزده بدر بالای گلدسته‌های مساجد می‌روند و یک دانه گردو پایین می‌اندازند. اگر گردو شکست تا سال دیگر بخانه شوهر می‌روند آنگاه‌گردو را می‌خورند وگرنه باید تا سال آینده منتظر بمانند. درخور مردم پس از آنکه از صحرا برگشتند همه به نخلستان غربی خور می‌روند در محلی به نام سرآب گلاگوتپه‌های شن هست که به نخلستان پشت زده است. زنان جوان و دختران بالای تپه می‌روند و از آنجا به پایین می‌غلتند یا می‌نشینند و دختر دیگری پاهایشان را گرفته تا پایین تپه می‌کشد و در بازگشت از جویها و نهرهای پر از آب می‌پرند و می‌خوانند:

سیزده بدر - چارده به تو

به حق مرغ قدقدو

سال دگر - خونه‌ی شوور

بچه بغل

در تمام نقاط ایران سبزه‌های زیبا و دلپذیر و خرمی را که برای نوروز سبزکرده‌اند و بر خوانهای نوروزی نهاده‌اند تا پیش از غروب سیزده‌بدر به آب روان می‌افکنند. چه در ایران آبهای روان همه به کشتزارها ختم می‌شود و سبزه چهارشنبه‌سوری سوار بر مرکب سبکبال آب به کشتزارها خیر و برکت می‌بخشد. بعضی از خانواده‌ها چنان از نحسی سیزده در هراسند که روز سیزده‌بدر را در خانه می‌مانند و فردا یعنی چهارده نوروز به صحرا می‌روند. در خور، روز سیزده‌بدر و روز هیجدهم فروردین هر دو را به صحرا می‌روند[۱].

و امّا صرفنظر از برنامه‌های زیبایی که در روز سیزده برگذار می‌شود، این سؤال مطرح است که چرا نوروز دوازده روز است و چرا کار در روز سیزدهم نحس است؟ شاید این تعبیر درست باشد که اساطیر نجومی در ایران در زیر تأثیر نجوم بین‌النهرین، شکل می‌گیرد به این حساب هر یک از دوازده اختر که خود بر یکی از برجهای دوازده‌گانه حاکم است هزار سال بر جهان حکومت خواهد کرد. بدین سوی عمر جهان دوازده هزار سال تخمین زده می‌شود که در پایان دوازده هزار سال، آسمان و زمین درهم خواهند شد. محتملاً این اسطوره خود نیز ریشه‌ای بابلی دارد و ظاهراً باور آن بوده که در اصل پس از دوازده هزار سال، آشفتگی آغازین باز می‌گردد. به گمان انسان اعصار کهن آنچه در کیهان بزرگ رخ می‌داد، در کیهان خرد نیز رخ می‌داد، این عقیده از آن جا نشأت می‌گرفت که انسان تنها قادر به شناخت نسبی خود بود و جهان را قیاس از خویشتن می‌گرفت و گمان می‌کرد کیهان بزرگ همچون خود او است بر این باور بود که سال دوازده ماهه را توجیه می‌کرد. طبعاً در این امر عوامل نجومی دیگری چون گردش ماه و پدیدآمدن سال دوازده ماهه نیز مؤثر بوده است، توجیه اساطیری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزار ساله‌ی هستی، بهترین توجیهی به نظر می‌رسد که در چارچوب اعتقادات کهن می‌گنجد. جشن دوازده روزه آغاز سال هم با این سال دوازده ماهه و دوره دوازده هزار ساله عمر جهان مربوط بود. انسان آنچه را در این دوازده روز پیش می‌آمد، سرنوشت سال خود می‌انگاشت. ولی یادآور شدیم که پیش از نوروز انواع دانه‌ها را می‌کاشتند و هر دانه‌ای که در طی این دوازده روز بهتر و بیشتر رشد می‌کرد، آن دانه را برای کاشت آن سال به کار می‌بردند. گمان داشتند اگر روزهای نوروزی به اندوه بگذرد، همه سال به اندوه خواهد گذشت. بسیاری از این باورها هنوز برجاست. امّا اگر در پایان دوازده هزار سال جهان در هم می‌شد و آشفتگی نخستین بازمی‌گشت، و لابد به نشان آن، در پایان هر سال نظم و قانون از میان برمی‌خاست، پس در پایان دوازده روز اول سال نیز یک روز نشان آشفتگی نهایی و پایان سال را بر خود باید داشته باشد. در این روز کارکردن و نظام عمومی را رعایت کردن نیز از میان برمی‌خاست و شاید عیاشی‌ها و اندیشه ارجی، بار دیگر برای یک روز بازمی‌گشت. نحسی سیزدهم عید نشان فروریختن واپسین جهان و نظام آن بود[۲]. این را هم اضافه کنیم که در میان محققان ایرانی کسانی نیز بوده‌اند که نه‌تنها سیزده نوروز را نحس نشمرده‌اند بلکه به پایه ارجمند آن نیز اعتناء داشته‌اند. ابوریحان در آثارالباقیه پس از سخنانی که درباره گاه‌شماری باستانی ایران دارد، می‌افزاید که: «روز سیزدهم که به نام تیر روز است در نزد ایرانیان خجسته است[۳]

این معنا با تذکر نکات دیگری که در دیباچه همین کتاب یادآوری شد، شاید در حقیقت، نشانه همان میمنت و فرخندگی روز سیزده باشد و نمونه دیگری از شکرگزاری و حق‌شناسی ایرانیان به درگاه خالق رحمن و رحیمی تلقی شود که نعمتهای بیشمار خود را ارزانی آنان داشته است. چه روی‌آوردن به طبیعت و ایجاد ارتباط با آن، نه به معنای دوری جستن از متن زندگی و حقیقت آفرینش است بلکه به منظور شناختی از سر صدق و گشودن دستها و باها و سینه‌ها و چشم‌ها و قلبها به روی مادر مهربانی هم هست که رزق مقسوم آنان را می‌بخشد و فراغت و آسایششان را تأمین می‌کند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. هنری، مرتضی، آئین‌های نوروزی، وزارت فرهنگ و هنر، تهران: ۱۳۵۳، ص76.
  2. بهار، مهرداد. جستاری چند در فرهنگ ایران، چاپ دوم، انتشارات فکر روز، تهران: ۱۳۷۴ ، ص224.
  3. اورنگ، مراد، جشن نوروز (جنش آفرینش باستان آدمیان)، تهران: بی‌نا، ۱۳۵۱، ص47.

منبع اصلی

شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

رضا شعبانی