پرش به محتوا

کاغذ: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''کاغذ،''' ابزاری برای نوشتن، کتابت، و ثبت اندیشه. این اصطلاح از واژة چینی ku-chih, kok, ci, به معنی پوست درخت توت آمده است.<sup>1</sup> گفته‌اند که اصل این کلمه چینی است و نیز پنداشته‌اند که اصل آن را می‌باید در ترکی جست. اصل آن هر چه باشد این نکته مسلم است ک...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''کاغذ،''' ابزاری برای نوشتن، کتابت، و ثبت اندیشه. این اصطلاح از واژة چینی ku-chih, kok, ci, به معنی پوست درخت توت آمده است.<sup>1</sup> گفته‌اند که اصل این کلمه چینی است و نیز پنداشته‌اند که اصل آن را می‌باید در ترکی جست. اصل آن هر چه باشد این نکته مسلم است که کاغذ از طریق زبان و فرهنگ فارسی به عربی رفته و به صورت کاغذ (جمع آن کواغذ) تعریب شده است.<sup>2</sup> کاغذ نوعی بافتة گیاهی و ورقه‌ای نازک که از خمیر کردن خرده‌های مواد گیاهی مانند پوست و چوب درخت، پارچه و پنبه ساخته می‌شود. در واقع الیاف گیاهی در روند خاصی از تولید از هم جدا و سپس در مرحلة تولید خمیر به صورت دیگری تشکیل و فشرده می‌شود و مادة کاغذ را تشکیل می‌دهد. شواهد و دلایل باستان‌شناسی نشان می‌دهد که آدمی از زمان‌های قبل در پی یافتن راه‌هایی بوده است که مقاصد و اندیشه‌های خود را بر آن‌ها ثبت و ضبط کند و انتقال دهد. پیش از اختراع کاغذ، برای نوشتن از موادی مانند سنگ، لوح گلی، استخوان پوست، چرم، برگ درخت و مانند آن‌ها استفاده می‌‌شد.<sup>3</sup> پیش از نیمة نخست سدة 2ق، کاتبان و نسخه‌نویسان در جهان اسلام با کاغذ آشنا نبوده‌اند و عموماً برای کتابت و نوشتن، ایرانیان از پوست حیواناتی چون گاومیش و گوسفند استفاده می‌کرده‌اند.<sup>4</sup> پس از ظهور اسلام و گسترش مرزهای اسلامی در 133ق/ 751م نبردی میان مسلمانان و چینیان در نزدیکی سمرقند روی داد و عده‌ای از چینیان که کاغذساز بودند اسیر شدند؛ مسلمانان فن کاغذسازی را از همین اسیران آموختند و صنعت کاغذ در شهر سمرقند پا گرفت و این شهر به مرکز کاغذسازی تمدن اسلامی تبدیل شد و این صنعت از آن‌جا به سرزمین‌های دیگر نیز رسید.<sup>5</sup> دیری نپایید که در شهرهای بزرگ خراسان کارخانه‌های کاغذسازی به راه افتاد و کاغذهای خراسانی به دیگر شهرهای اسلامی رسید و در دیگر بلاد اسلامی به تبع خراسانیان کاغذسازی رونق گرفت.<sup>6</sup>  از مشهورترین شهرهای ایران که در کاغذسازی شهرت داشته، خونا یا خونج بوده که در زمان یاقوت حموی (د 626ق/ 1228م) به كاغذ‌ كُنان معروف بوده است.<sup>7</sup> مهم‌ترين كاغذهايي كه پس از ورود كاغذ به ايران توليد شد، عبارت است از: كاغذ فرعوني: از انواع كاغذ‌هاي ساخت خراسان بود كه تا قرن پنجم هجري رواج داشت و اين نوع كاغذ با پاپيروس مصري رقابت مي‌كرد. كاغذ جعفري: از جمله كاغذهاي خراساني در زمان برمكيان ساخته مي‌‌شد و به جعفر برمكي منسوب است. كاغذ سمرقندي: نوعي كاغذ خوب و بسيار نيكو بود كه در سمرقند ساخته و به بيشتر شهرهاي اسلامي صادر مي‌شد. كاغذ طاهري: از كاغذهاي خراساني و منسوب به طاهر دوم از امراي طاهري خراسان است. كاغذ طلحي: نوعي كاغذ خراساني كه به طلحة بن طاهر منسوب است. كاغذ سلطاني: نوعي كاغذ كه به دليل مرغوب بودنش به اين نام شهرت يافته بود. برخي معتقدند به سبب قطع آن به اين نام معروف شده است. كاغذ خطايي يا ختايي: نوعي كاغذ كه در ختا ساخته مي‌‌شد و كاغذيان و كاتبان خراساني با آن آشنا بودند و از آن استفاده مي‌كردند. اين نوع كاغذ در جهان اسلام به نام كاغذ چيني معروف بود. كاغذ خراساني: كاغذهايي از كتان كه در خراسان ساخته مي‌شد. ابن نديم مي‌گويد كه اين كاغذها در زمان امويان و به قولي در عهد بني‌عباس رواج يافته است. كاغذ خونجي: نوعي كاغذ ايراني بود كه در خونا يا خونج از شهرهاي آذربايجان ساخته مي‌شد. كاغذ مأموني: ظاهراً از كاغذهاي خراساني بود كه به روزگار مأمون خليفه ساخته مي‌شده است. كاغذ منصوري: گونه‌اي از كاغذهاي خراساني كه به منصور كاغذي (د423ق/ 1031م) از اهالي سمرقند منسوب بوده است.<sup>8</sup> اين نوع كاغذها در بسياري از شهرهاي ايران استفاده مي‌شدند تا اين‌كه براي توليد كاغذ تحرير و چاپ و انواع ديگر آن در 1346 شركتي به نام شركت سهامي كاغذ پارس تشكيل و در هفت تپة خوزستان اقدام به تأسيس كارخانة كاغذسازي كرد،<sup>9</sup> كه از تفالة نيشكر، كاغذ چاپ و تحرير توليد مي‌كند. كارخانه‌هاي ديگري نيز در شمال كشور احداث شده است كه از چوب جنگل‌هاي شمال ايران، چوب صنوبر، تفالة نيشكر و كاغذهاي باطله، كاغذهاي چاپ و تحريري توليد مي‌كند. همچنين طرح‌هايي براي بازيافت كاغذ از مواد مصرف شده و زايد در دست بررسي است. ايران امكانات لازم را براي خودكفايي در توليد كاغذ دارد و اگر بخواهد نيازهاي خود را با توليد داخلي و بدون واردات از كشورهاي ديگر تأمين كند، خواسته‌اش با احداث چند كارخانة كاغذسازي به خوبي تأمين خواهد شد.  
'''کاغذ،''' ابزاری برای نوشتن، کتابت، و ثبت اندیشه. این اصطلاح از واژه چینی ku-chih, kok, ci, به معنی پوست درخت توت آمده است<ref>معين، محمد. '''''فرهنگ فارسی'''''. ذيل «كاغذ».</ref>. گفته‌اند که اصل این کلمه چینی است و نیز پنداشته‌اند که اصل آن را می‌باید در ترکی جست. اصل آن هر چه باشد این نکته مسلم است که کاغذ از طریق زبان و فرهنگ فارسی به عربی رفته و به صورت کاغذ (جمع آن کواغذ) تعریب شده است<ref>مايل‌هروی، نجيب. '''''كتاب‌آرايی در تمدن اسلامی'''''. مشهد: آستان قدس رضوی، 1372، ص 736.</ref>. کاغذ نوعی بافته گیاهی و ورقه‌ای نازک که از خمیر کردن خرده‌های مواد گیاهی مانند پوست و چوب درخت، پارچه و پنبه ساخته می‌شود. در واقع الیاف گیاهی در روند خاصی از تولید از هم جدا و سپس در مرحله تولید خمیر به صورت دیگری تشکیل و فشرده می‌شود و ماده کاغذ را تشکیل می‌دهد. شواهد و دلایل باستان‌شناسی نشان می‌دهد که آدمی از زمان‌های قبل در پی یافتن راه‌هایی بوده است که مقاصد و اندیشه‌های خود را بر آن‌ها ثبت و ضبط کند و انتقال دهد. پیش از اختراع کاغذ، برای نوشتن از موادی مانند سنگ، لوح گلی، استخوان پوست، چرم، برگ درخت و مانند آن‌ها استفاده می‌‌شد<ref>آذرنگ، عبدالحسين. '''''آشنايی با چاپ و نشر'''''. تهران: سمت، 1375، ص 109، 111، 112.</ref>. پیش از نیمه نخست سده 2ق، کاتبان و نسخه‌نویسان در جهان اسلام با کاغذ آشنا نبوده‌اند و عموماً برای کتابت و نوشتن، ایرانیان از پوست حیواناتی چون گاومیش و گوسفند استفاده می‌کرده‌اند<ref name=":0">مايل‌هروی، نجيب. '''''كتاب‌آرايی در تمدن اسلامی'''''. مشهد: آستان قدس رضوی، 1372،ص 737.</ref>.  


پس از ظهور اسلام و گسترش مرزهای اسلامی در 133ق/ 751م نبردی میان مسلمانان و چینیان در نزدیکی سمرقند روی داد و عده‌ای از چینیان که کاغذساز بودند اسیر شدند؛ مسلمانان فن کاغذسازی را از همین اسیران آموختند و صنعت کاغذ در شهر سمرقند پا گرفت و این شهر به مرکز کاغذسازی تمدن اسلامی تبدیل شد و این صنعت از آن‌جا به سرزمین‌های دیگر نیز رسید<ref>آذرنگ، عبدالحسين. '''''مبانی نشر كتاب'''''. تهران: سمت، 1381، ص 138- 139.</ref>. دیری نپایید که در شهرهای بزرگ خراسان کارخانه‌های کاغذسازی به راه افتاد و کاغذهای خراسانی به دیگر شهرهای اسلامی رسید و در دیگر بلاد اسلامی به تبع خراسانیان کاغذسازی رونق گرفت<ref name=":0" />. 


'''مآخذ:'''
 از مشهورترین شهرهای ایران که در کاغذسازی شهرت داشته، خونا یا خونج بوده که در زمان یاقوت حموی (د 626ق/ 1228م) به كاغذ‌ كُنان معروف بوده است<ref name=":1">مصاحب، غلامحسين. '''''دايره‌المعارف فارسی'''''. ذيل «كاغذ».</ref>. مهم‌ترین كاغذهایی كه پس از ورود كاغذ به ایران تولید شد، عبارت است از: 


1.    معين، محمد. '''''فرهنگ فارسي'''''. ذيل «كاغذ».
* كاغذ فرعونی: از انواع كاغذ‌های ساخت خراسان بود كه تا قرن پنجم هجری رواج داشت و این نوع كاغذ با پاپیروس مصری رقابت می‌كرد.
* كاغذ جعفری: از جمله كاغذهای خراسانی در زمان برمكیان ساخته می‌‌شد و به جعفر برمكی منسوب است.
* كاغذ سمرقندی: نوعی كاغذ خوب و بسیار نیكو بود كه در سمرقند ساخته و به بیشتر شهرهای اسلامی صادر می‌شد.
* كاغذ طاهری: از كاغذهای خراسانی و منسوب به طاهر دوم از امرای طاهری خراسان است.
* كاغذ طلحی: نوعی كاغذ خراسانی كه به طلحه بن طاهر منسوب است.
* كاغذ سلطانی: نوعی كاغذ كه به دلیل مرغوب بودنش به این نام شهرت یافته بود. برخی معتقدند به سبب قطع آن به این نام معروف شده است.
* كاغذ خطایی یا ختایی: نوعی كاغذ كه در ختا ساخته می‌‌شد و كاغذیان و كاتبان خراسانی با آن آشنا بودند و از آن استفاده می‌كردند. این نوع كاغذ در جهان اسلام به نام كاغذ چینی معروف بود.
* كاغذ خراسانی: كاغذهایی از كتان كه در خراسان ساخته می‌شد. ابن ندیم می‌گوید كه این كاغذها در زمان امویان و به قولی در عهد بنی‌عباس رواج یافته است.
* كاغذ خونجی: نوعی كاغذ ایرانی بود كه در خونا یا خونج از شهرهای آذربایجان ساخته می‌شد.
* كاغذ مأمونی: ظاهراً از كاغذهای خراسانی بود كه به روزگار مأمون خلیفه ساخته می‌شده است.
* كاغذ منصوری: گونه‌ای از كاغذهای خراسانی كه به منصور كاغذی(د423ق/ 1031م) از اهالی سمرقند منسوب بوده است<ref>مزينانی، علی. '''''كتابخانه''''' '''''و''''' '''''كتابداری'''''. تهران: سمت، 1379، ص 46- 47.</ref>.


2.    مايل‌هروي، نجيب. '''''كتاب‌آرايي در تمدن اسلامي'''''. مشهد: آستان قدس رضوي، 1372، ص 736.
این نوع كاغذها در بسیاری از شهرهای ایران استفاده می‌شدند تا این‌كه برای تولید كاغذ تحریر و چاپ و انواع دیگر آن در 1346 شركتی به نام شركت سهامی كاغذ پارس تشكیل و در هفت تپه خوزستان اقدام به تأسیس كارخانه كاغذسازی كرد<ref name=":1" />، كه از تفاله نیشكر، كاغذ چاپ و تحریر تولید می‌كند. كارخانه‌های دیگری نیز در شمال كشور احداث شده است كه از چوب جنگل‌های شمال ایران، چوب صنوبر، تفاله نیشكر و كاغذهای باطله، كاغذهای چاپ و تحریری تولید می‌كند. همچنین طرح‌هایی برای بازیافت كاغذ از مواد مصرف شده و زاید در دست بررسی است. ایران امكانات لازم را برای خودكفایی در تولید كاغذ دارد و اگر بخواهد نیازهای خود را با تولید داخلی و  بدون واردات از كشورهای دیگر تأمین كند، خواسته‌اش با احداث چند كارخانه كاغذسازی به خوبی تأمین خواهد شد.  


3.    آذرنگ، عبدالحسين. '''''آشنايي با چاپ و نشر'''''. تهران: سمت، 1375، ص 109، 111، 112.
== نیز نگاه کنید به ==


4.    مايل‌هروي. همان. ص 737.
* [[مُلَطّفه]]
* [[کتاب]]
* [[اخبار]]


5.    آذرنگ، عبدالحسين. '''''مباني نشر كتاب'''''. تهران: سمت، 1381، ص 138- 139.
== مآخذ ==
<references />


6.    مايل‌هروي. همان.  
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


7.    مصاحب، غلامحسين. '''''دايرة‌المعارف فارسي'''''. ذيل «كاغذ».
== نویسنده مقاله ==
[https://aris.atu.ac.ir/samiei میترا صمیعی]


8.    مزيناني، علي. '''''كتابخانه''''' '''''و''''' '''''كتابداري'''''. تهران: سمت، 1379، ص 46- 47.
[https://aris.atu.ac.ir/samiei دانشیار گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه علامه طباطبائی]
 
[[رده:رسانه ها و ارتباطات]]
9.    مصاحب. همانجا.
 
میترا صمیعی

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۲۰

کاغذ، ابزاری برای نوشتن، کتابت، و ثبت اندیشه. این اصطلاح از واژه چینی ku-chih, kok, ci, به معنی پوست درخت توت آمده است[۱]. گفته‌اند که اصل این کلمه چینی است و نیز پنداشته‌اند که اصل آن را می‌باید در ترکی جست. اصل آن هر چه باشد این نکته مسلم است که کاغذ از طریق زبان و فرهنگ فارسی به عربی رفته و به صورت کاغذ (جمع آن کواغذ) تعریب شده است[۲]. کاغذ نوعی بافته گیاهی و ورقه‌ای نازک که از خمیر کردن خرده‌های مواد گیاهی مانند پوست و چوب درخت، پارچه و پنبه ساخته می‌شود. در واقع الیاف گیاهی در روند خاصی از تولید از هم جدا و سپس در مرحله تولید خمیر به صورت دیگری تشکیل و فشرده می‌شود و ماده کاغذ را تشکیل می‌دهد. شواهد و دلایل باستان‌شناسی نشان می‌دهد که آدمی از زمان‌های قبل در پی یافتن راه‌هایی بوده است که مقاصد و اندیشه‌های خود را بر آن‌ها ثبت و ضبط کند و انتقال دهد. پیش از اختراع کاغذ، برای نوشتن از موادی مانند سنگ، لوح گلی، استخوان پوست، چرم، برگ درخت و مانند آن‌ها استفاده می‌‌شد[۳]. پیش از نیمه نخست سده 2ق، کاتبان و نسخه‌نویسان در جهان اسلام با کاغذ آشنا نبوده‌اند و عموماً برای کتابت و نوشتن، ایرانیان از پوست حیواناتی چون گاومیش و گوسفند استفاده می‌کرده‌اند[۴].

پس از ظهور اسلام و گسترش مرزهای اسلامی در 133ق/ 751م نبردی میان مسلمانان و چینیان در نزدیکی سمرقند روی داد و عده‌ای از چینیان که کاغذساز بودند اسیر شدند؛ مسلمانان فن کاغذسازی را از همین اسیران آموختند و صنعت کاغذ در شهر سمرقند پا گرفت و این شهر به مرکز کاغذسازی تمدن اسلامی تبدیل شد و این صنعت از آن‌جا به سرزمین‌های دیگر نیز رسید[۵]. دیری نپایید که در شهرهای بزرگ خراسان کارخانه‌های کاغذسازی به راه افتاد و کاغذهای خراسانی به دیگر شهرهای اسلامی رسید و در دیگر بلاد اسلامی به تبع خراسانیان کاغذسازی رونق گرفت[۴].

 از مشهورترین شهرهای ایران که در کاغذسازی شهرت داشته، خونا یا خونج بوده که در زمان یاقوت حموی (د 626ق/ 1228م) به كاغذ‌ كُنان معروف بوده است[۶]. مهم‌ترین كاغذهایی كه پس از ورود كاغذ به ایران تولید شد، عبارت است از:

  • كاغذ فرعونی: از انواع كاغذ‌های ساخت خراسان بود كه تا قرن پنجم هجری رواج داشت و این نوع كاغذ با پاپیروس مصری رقابت می‌كرد.
  • كاغذ جعفری: از جمله كاغذهای خراسانی در زمان برمكیان ساخته می‌‌شد و به جعفر برمكی منسوب است.
  • كاغذ سمرقندی: نوعی كاغذ خوب و بسیار نیكو بود كه در سمرقند ساخته و به بیشتر شهرهای اسلامی صادر می‌شد.
  • كاغذ طاهری: از كاغذهای خراسانی و منسوب به طاهر دوم از امرای طاهری خراسان است.
  • كاغذ طلحی: نوعی كاغذ خراسانی كه به طلحه بن طاهر منسوب است.
  • كاغذ سلطانی: نوعی كاغذ كه به دلیل مرغوب بودنش به این نام شهرت یافته بود. برخی معتقدند به سبب قطع آن به این نام معروف شده است.
  • كاغذ خطایی یا ختایی: نوعی كاغذ كه در ختا ساخته می‌‌شد و كاغذیان و كاتبان خراسانی با آن آشنا بودند و از آن استفاده می‌كردند. این نوع كاغذ در جهان اسلام به نام كاغذ چینی معروف بود.
  • كاغذ خراسانی: كاغذهایی از كتان كه در خراسان ساخته می‌شد. ابن ندیم می‌گوید كه این كاغذها در زمان امویان و به قولی در عهد بنی‌عباس رواج یافته است.
  • كاغذ خونجی: نوعی كاغذ ایرانی بود كه در خونا یا خونج از شهرهای آذربایجان ساخته می‌شد.
  • كاغذ مأمونی: ظاهراً از كاغذهای خراسانی بود كه به روزگار مأمون خلیفه ساخته می‌شده است.
  • كاغذ منصوری: گونه‌ای از كاغذهای خراسانی كه به منصور كاغذی(د423ق/ 1031م) از اهالی سمرقند منسوب بوده است[۷].

این نوع كاغذها در بسیاری از شهرهای ایران استفاده می‌شدند تا این‌كه برای تولید كاغذ تحریر و چاپ و انواع دیگر آن در 1346 شركتی به نام شركت سهامی كاغذ پارس تشكیل و در هفت تپه خوزستان اقدام به تأسیس كارخانه كاغذسازی كرد[۶]، كه از تفاله نیشكر، كاغذ چاپ و تحریر تولید می‌كند. كارخانه‌های دیگری نیز در شمال كشور احداث شده است كه از چوب جنگل‌های شمال ایران، چوب صنوبر، تفاله نیشكر و كاغذهای باطله، كاغذهای چاپ و تحریری تولید می‌كند. همچنین طرح‌هایی برای بازیافت كاغذ از مواد مصرف شده و زاید در دست بررسی است. ایران امكانات لازم را برای خودكفایی در تولید كاغذ دارد و اگر بخواهد نیازهای خود را با تولید داخلی و بدون واردات از كشورهای دیگر تأمین كند، خواسته‌اش با احداث چند كارخانه كاغذسازی به خوبی تأمین خواهد شد.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. معين، محمد. فرهنگ فارسی. ذيل «كاغذ».
  2. مايل‌هروی، نجيب. كتاب‌آرايی در تمدن اسلامی. مشهد: آستان قدس رضوی، 1372، ص 736.
  3. آذرنگ، عبدالحسين. آشنايی با چاپ و نشر. تهران: سمت، 1375، ص 109، 111، 112.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ مايل‌هروی، نجيب. كتاب‌آرايی در تمدن اسلامی. مشهد: آستان قدس رضوی، 1372،ص 737.
  5. آذرنگ، عبدالحسين. مبانی نشر كتاب. تهران: سمت، 1381، ص 138- 139.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ مصاحب، غلامحسين. دايره‌المعارف فارسی. ذيل «كاغذ».
  7. مزينانی، علی. كتابخانه و كتابداری. تهران: سمت، 1379، ص 46- 47.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

میترا صمیعی

دانشیار گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه علامه طباطبائی