پرش به محتوا

تجرد: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « '''تَجَرّد،''' اصطلاحي عرفاني و فلسفي. 1) در اصطلاح اهل عرفان جدا شدن از علايق و دلبستگي‌هاي دنيوي است و كسي كه از علائق دنيوي بگسلد و مجرّد شود قادر است تا حق و حقايق را به چشم درون شهود كند <sup>1</sup> و باز به معناي خالي شدن قلب و ضمير (سّر) سالك است ا...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
   
   
'''تَجَرّد،''' اصطلاحي عرفاني و فلسفي. 1) در اصطلاح اهل عرفان جدا شدن از علايق و دلبستگي‌هاي دنيوي است و كسي كه از علائق دنيوي بگسلد و مجرّد شود قادر است تا حق و حقايق را به چشم درون شهود كند <sup>1</sup> و باز به معناي خالي شدن قلب و ضمير (سّر) سالك است از غير خدا (ماسوي الله) و هر آن‌چه مانع نزديكي به اوست.<sup>2</sup> 2) نزد فيلسوفان تجرد به معني هرچه كه از ماده و لواحق محسوس جدا باشد. در راستاي همين معنا، تجريد نيز كه از اصطلاحات شناخت‌شناسي است، عبارت است از عملي عقلي كه طي آن، ماهيت اشياء از ماده و  صفات عارضي آن جدا مي‌شود، تا آن‌جا كه ماهيت كلي و ذات اشياء، در برابر عقل نمايان شود<sup>3</sup> در اين فرايند، عقل، صورت اعيان خارجي را پله پله از مرتبة حس به خيال و سرانجام به مرتبة معقولات بالا مي‌برد<sup>4</sup> و از آن‌ها به مجردات تعبير مي‌شود. بنابراين مجردات دو گونه‌اند: گونه‌اي كه با تلاش‌هاي عقل شكل مي‌گيرند؛ دوم، گونه‌اي كه ذاتاً مجردند و فراتر از زمان و مكان قرار دارند و در مرتبه‌اي ميان حق تعالي و عالم محسوس واقع‌اند و در اصطلاح اهل دين از آن‌ها به «فرشتگان (= ملائكه)» تعبير مي شود.
'''[[تجرد|تَجَرّد]]،''' اصطلاحی عرفانی و فلسفی. 1) در اصطلاح اهل عرفان جدا شدن از علایق و دلبستگی‌های دنیوی است و کسی که از علائق دنیوی بگسلد و مجرّد شود قادر است تا حق و حقایق را به چشم درون شهود کند <ref>سلطان محمد بن حیدر جنابذی. '''''شرح کلمات باباطاهر عریان'''''. تهران: 1333، ص222.</ref> و باز به معنای خالی شدن قلب و ضمیر (سّر) سالک است از غیر خدا (ماسوی الله) و هر آن‌چه مانع نزدیکی به اوست<ref>جامی، عبدالرزاق'''''. نفحات الانس'''''. با مقدمه مهدی توحیدی‌پور، تهران: 1337ش، ص130.</ref>. 2) نزد فیلسوفان تجرد به معنی هرچه که از ماده و لواحق محسوس جدا باشد.  


در راستای همین معنا، [[تجرید]] نیز که از اصطلاحات شناخت‌شناسی است، عبارت است از عملی عقلی که طی آن، ماهیت اشیاء از ماده و  صفات عارضی آن جدا می‌شود، تا آن‌جا که ماهیت کلی و ذات اشیاء، در برابر عقل نمایان شود<ref>صدرالدین شیرازی، '''''اسفار اربعه'''''. تهران: 1282ش، 1/314، 4/121.</ref><ref>قاضی‌عبدالنبی بن عبدالرسول احمد نکری. '''''دستورالعلما'''''. حیدراباد: 1331، 1/375.</ref> در این فرآیند، عقل، صورت اعیان خارجی را پله پله از مرتبه حس به خیال و سرانجام به مرتبه معقولات بالا می‌برد<ref>  صدرالدین شیرازی، '''''همان'''''. 1/314، 307، 4/121.</ref> و از آن‌ها به مجردات تعبیر می‌شود. بنابراین مجردات دو گونه‌اند: گونه‌ای که با تلاش‌های عقل شکل می‌گیرند؛ دوم، گونه‌ای که ذاتاً مجردند و فراتر از زمان و مکان قرار دارند و در مرتبه‌ای میان حق تعالی و عالم محسوس واقع‌اند و در اصطلاح اهل دین از آن‌ها به «فرشتگان (= ملائکه)» تعبیر می شود.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.    سلطان محمد بن حيدر جنابذي. '''''شرح كلمات باباطاهر عريان'''''. تهران: 1333، ص222.
* [[تجرید]]<br />
== ماخذ ==
<references />


2.    جامي، عبدالرزاق'''''. نفحات الانس'''''. با مقدمه مهدي توحيدي‌پور، تهران: 1337ش، ص130.
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


3.    صدرالدين شيرازي، '''''اسفار اربعه'''''. تهران: 1282ش، 1/314، 4/121؛ قاضي‌عبدالنبي بن عبدالرسول احمد نكري. '''''دستورالعلما'''''. حيدرآباد: 1331، 1/375.
== نویسنده مقاله ==
 
امیر حسین ساکت اف
4.    صدرالدين شيرازي، '''''همان'''''. 1/314، 307، 4/121.
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]
 
امیرحسین ساکت اف

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۲۷

تَجَرّد، اصطلاحی عرفانی و فلسفی. 1) در اصطلاح اهل عرفان جدا شدن از علایق و دلبستگی‌های دنیوی است و کسی که از علائق دنیوی بگسلد و مجرّد شود قادر است تا حق و حقایق را به چشم درون شهود کند [۱] و باز به معنای خالی شدن قلب و ضمیر (سّر) سالک است از غیر خدا (ماسوی الله) و هر آن‌چه مانع نزدیکی به اوست[۲]. 2) نزد فیلسوفان تجرد به معنی هرچه که از ماده و لواحق محسوس جدا باشد.

در راستای همین معنا، تجرید نیز که از اصطلاحات شناخت‌شناسی است، عبارت است از عملی عقلی که طی آن، ماهیت اشیاء از ماده و  صفات عارضی آن جدا می‌شود، تا آن‌جا که ماهیت کلی و ذات اشیاء، در برابر عقل نمایان شود[۳][۴] در این فرآیند، عقل، صورت اعیان خارجی را پله پله از مرتبه حس به خیال و سرانجام به مرتبه معقولات بالا می‌برد[۵] و از آن‌ها به مجردات تعبیر می‌شود. بنابراین مجردات دو گونه‌اند: گونه‌ای که با تلاش‌های عقل شکل می‌گیرند؛ دوم، گونه‌ای که ذاتاً مجردند و فراتر از زمان و مکان قرار دارند و در مرتبه‌ای میان حق تعالی و عالم محسوس واقع‌اند و در اصطلاح اهل دین از آن‌ها به «فرشتگان (= ملائکه)» تعبیر می شود.

نیز نگاه کنید به

ماخذ

  1. سلطان محمد بن حیدر جنابذی. شرح کلمات باباطاهر عریان. تهران: 1333، ص222.
  2. جامی، عبدالرزاق. نفحات الانس. با مقدمه مهدی توحیدی‌پور، تهران: 1337ش، ص130.
  3. صدرالدین شیرازی، اسفار اربعه. تهران: 1282ش، 1/314، 4/121.
  4. قاضی‌عبدالنبی بن عبدالرسول احمد نکری. دستورالعلما. حیدراباد: 1331، 1/375.
  5.   صدرالدین شیرازی، همان. 1/314، 307، 4/121.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

امیر حسین ساکت اف