توکل: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''توكل،''' در لغت به معني تكيه و اعتماد كردن به كسي و وكيل پذيرفتن است و در تصوّف، كار خود به خداي بازگذاشتن است و از قِبَلِ اين امر بهرهها برگرفتن و عيشها با لطفِ خداداده كردن<sup>1</sup> كه: كار خود گر به خدا بازگذاري حافظ اي ب...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''[[توکل]]،''' در لغت به معنی تکیه و اعتماد کردن به کسی و وکیل پذیرفتن است و در [[تصوف|تصوّف]]، کار خود به خدای بازگذاشتن است و از قِبَلِ این امر بهرهها برگرفتن و عیشها با لطفِ خداداده کردن<ref> نیشابوری، سراج. '''''اللّمع''''' '''''فی''''' '''''التصوف'''''. به كوشش نیكلسن، لیدن: 1914م، ص51.</ref><ref>قطبالدین ابوالمظفر منصور بن اردشیر عبادی. '''''صوفینامه'''''. به كوشش دكتر غلامحسین یوسفی، تهران: 1368، ص111.</ref><ref>هجویری. '''''كشفالمحجوب'''''. به كوشش دكتر محمود عابدی، تهران: 1383، ص179.</ref><ref>لاهیجی، شیخ محمد. '''''مفاتیحالاعجاز'''''. چاپ زوار، ص222.</ref> که:<blockquote>کار خود گر به خدا بازگذاری حافظ ای بسا عیش که با لطف خدا داده کنی<ref> حافظ. '''''دیوان'''''. به كوشش محمد قزوینی؛ قاسم غنی، تهران: [بیتا].</ref></blockquote>آن کس که کار خود به خدا باز میگذارد و به حق توکّل میکند و او را بهترین وکیل میشمارد «متوکِّل» نامیده میشود. | ||
توکّل شامل سه مرحله است و متوکّل در هر مرحله در تسلیم خود و واگذاری کار خود به حق پیشتر میرود و در این راه به کمال نزدیکتر میگردد: | |||
=== مرحله نخست === | |||
در این مرحله، متوکّل، خدا را بهترین وکیل میشمارد و با اطمینان و از روی شعور، خود را بدو تسلیم میکند و کار خود را بدو وامیگذارد (تفویض میکند). در این مرحله'''،''' تدبیر و اختیار باقی است و متوکّل، بر خلافِ غیرمتوکّل، تنها به علم و قدرت و خیرخواهی وکیل (= خدا) اطمینان دارد. | |||
=== مرحله دوم === | |||
در این مرحله، توکّل و تسلیم کاملتر میگردد و متوکّل نه به حکم شعور و اختیار، بلکه تو گویی از روی غریزه و به سانِ کودکی که به دامن مادر میآویزد، به خدا روی میآورد. در این مرحله، تدبیر و اختیار از میان برمیخیزد، اما طلب و دعا در کار است. | |||
=== مرحله سوم === | |||
در این مرحله، متوکّل، بیاختیار، بیاراده و بیتدبیر، در حالت فنای محض و تسلیم صرف، کار خود را به حق وا میگذارد. صوفیه، حالت تسلیم کامل متوکّل را در این مرحله به حالت مردهای که در دست مرده شوست (= کالْمیّتِ فی یَدَی الغَسّالِ) مانند میکنند. یعنی متوکّل در این مرحله، فانی محض است. نه تنها تدبیر و اراده ندارد، بلکه دعا و درخواست و سؤال هم نمیکند. به نظر صوفیه، توکّل از توحید<sup>*</sup> سرچشمه میگیرد و توحید حقیقی بنا به باور عارفان چیزی جز «فنای در توحید» نیست. بدین معنی که عارف از راه کشف و شهود به مرحلهای میرسد که: اولاً، جز خدا چیزی نمیبیند و باور میدارد که موجودات چیزی جز جلوهها و پرتوهای حق نیستند؛ ثانیاً، همه او را میبیند و خود در میان نمیبیند. یعنی به «فنای فی التوحید» میرسد. | |||
''' | نیک پیداست که نتیجه چنین فنایی، توکّل محض و تسلیم صِرف است. سالک در این مقام غم چیزی نمیخورد و از کسی جز خدا نمیهراسد و جز به حق تکیه نمیکند<ref>نیشابوری، سراج. '''''اللّمع.....''''' . ص51- 53.</ref>. | ||
=== توکّل و تلاش === | |||
در عرفان مثبت و از دیدگاه عارف واقعی، توکّل به هیچ روی مانع تلاش و کوشش در راه کسب معاش و بهتر زیستن نمیگردد. همچنان که عرفان موجب نمیشود تا عارف از مردم بگریزد، بلکه سبب میشود تا شریک غم و شادیهای مردم باشد و فعالانه در کارهای اجتماعی شرکت کند. | |||
برخی از صوفیان در طول تاریخ، توکّل را به گونهای غلط تفسیر کردهاند و پنداشتهاند که توکّل با هر گونه کوشش به منظور کسب معاش ناسازگار است. این تصور و برداشت نادرست، جریانی منفی در تصوّف پدید اورد و مورد سوء استفاده تنپرورانی قرار گرفت که صوفی شدن را اسانترین کارها یافتند و به بهانه توکّل! دست از هر گونه کار و کوشش کشیدند<ref>مولوی. '''''مثنوی''''' '''''معنوی'''''. به كوشش نیكلسن، تهران: [بی نا]. </ref>. | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[تصوف]]<br /> | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
اصغردادبه | |||
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۳۷
توکل، در لغت به معنی تکیه و اعتماد کردن به کسی و وکیل پذیرفتن است و در تصوّف، کار خود به خدای بازگذاشتن است و از قِبَلِ این امر بهرهها برگرفتن و عیشها با لطفِ خداداده کردن[۱][۲][۳][۴] که:
کار خود گر به خدا بازگذاری حافظ ای بسا عیش که با لطف خدا داده کنی[۵]
آن کس که کار خود به خدا باز میگذارد و به حق توکّل میکند و او را بهترین وکیل میشمارد «متوکِّل» نامیده میشود.
توکّل شامل سه مرحله است و متوکّل در هر مرحله در تسلیم خود و واگذاری کار خود به حق پیشتر میرود و در این راه به کمال نزدیکتر میگردد:
مرحله نخست
در این مرحله، متوکّل، خدا را بهترین وکیل میشمارد و با اطمینان و از روی شعور، خود را بدو تسلیم میکند و کار خود را بدو وامیگذارد (تفویض میکند). در این مرحله، تدبیر و اختیار باقی است و متوکّل، بر خلافِ غیرمتوکّل، تنها به علم و قدرت و خیرخواهی وکیل (= خدا) اطمینان دارد.
مرحله دوم
در این مرحله، توکّل و تسلیم کاملتر میگردد و متوکّل نه به حکم شعور و اختیار، بلکه تو گویی از روی غریزه و به سانِ کودکی که به دامن مادر میآویزد، به خدا روی میآورد. در این مرحله، تدبیر و اختیار از میان برمیخیزد، اما طلب و دعا در کار است.
مرحله سوم
در این مرحله، متوکّل، بیاختیار، بیاراده و بیتدبیر، در حالت فنای محض و تسلیم صرف، کار خود را به حق وا میگذارد. صوفیه، حالت تسلیم کامل متوکّل را در این مرحله به حالت مردهای که در دست مرده شوست (= کالْمیّتِ فی یَدَی الغَسّالِ) مانند میکنند. یعنی متوکّل در این مرحله، فانی محض است. نه تنها تدبیر و اراده ندارد، بلکه دعا و درخواست و سؤال هم نمیکند. به نظر صوفیه، توکّل از توحید* سرچشمه میگیرد و توحید حقیقی بنا به باور عارفان چیزی جز «فنای در توحید» نیست. بدین معنی که عارف از راه کشف و شهود به مرحلهای میرسد که: اولاً، جز خدا چیزی نمیبیند و باور میدارد که موجودات چیزی جز جلوهها و پرتوهای حق نیستند؛ ثانیاً، همه او را میبیند و خود در میان نمیبیند. یعنی به «فنای فی التوحید» میرسد.
نیک پیداست که نتیجه چنین فنایی، توکّل محض و تسلیم صِرف است. سالک در این مقام غم چیزی نمیخورد و از کسی جز خدا نمیهراسد و جز به حق تکیه نمیکند[۶].
توکّل و تلاش
در عرفان مثبت و از دیدگاه عارف واقعی، توکّل به هیچ روی مانع تلاش و کوشش در راه کسب معاش و بهتر زیستن نمیگردد. همچنان که عرفان موجب نمیشود تا عارف از مردم بگریزد، بلکه سبب میشود تا شریک غم و شادیهای مردم باشد و فعالانه در کارهای اجتماعی شرکت کند.
برخی از صوفیان در طول تاریخ، توکّل را به گونهای غلط تفسیر کردهاند و پنداشتهاند که توکّل با هر گونه کوشش به منظور کسب معاش ناسازگار است. این تصور و برداشت نادرست، جریانی منفی در تصوّف پدید اورد و مورد سوء استفاده تنپرورانی قرار گرفت که صوفی شدن را اسانترین کارها یافتند و به بهانه توکّل! دست از هر گونه کار و کوشش کشیدند[۷].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ نیشابوری، سراج. اللّمع فی التصوف. به كوشش نیكلسن، لیدن: 1914م، ص51.
- ↑ قطبالدین ابوالمظفر منصور بن اردشیر عبادی. صوفینامه. به كوشش دكتر غلامحسین یوسفی، تهران: 1368، ص111.
- ↑ هجویری. كشفالمحجوب. به كوشش دكتر محمود عابدی، تهران: 1383، ص179.
- ↑ لاهیجی، شیخ محمد. مفاتیحالاعجاز. چاپ زوار، ص222.
- ↑ حافظ. دیوان. به كوشش محمد قزوینی؛ قاسم غنی، تهران: [بیتا].
- ↑ نیشابوری، سراج. اللّمع..... . ص51- 53.
- ↑ مولوی. مثنوی معنوی. به كوشش نیكلسن، تهران: [بی نا].
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
اصغردادبه