پرش به محتوا

حواس: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''حواس،''' ظاهري و باطني، از نيروهاي نفس و يكي از بخش‌هاي روان‌شناسي (علم النفس) كلاسيك اسلامي. اين موضوع كه در اصل از ارسطو، سدة 4 پ. م.، گرفته شده، در انديشة ابن‌سينا د. 428ق/ 1067م پرورده شده و در آثار او تفصيل يافته است. ابن‌سينا به روش ويژة خود، ا...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''حواس،''' ظاهري و باطني، از نيروهاي نفس و يكي از بخش‌هاي روان‌شناسي (علم النفس) كلاسيك اسلامي. اين موضوع كه در اصل از ارسطو، سدة 4 پ. م.، گرفته شده، در انديشة ابن‌سينا د. 428ق/ 1067م پرورده شده و در آثار او تفصيل يافته است. ابن‌سينا به روش ويژة خود، از اين موضوعات كه امروز از علوم تجربي و آزمايشگاهي به شمار مي‌آيند، با هر دو روش نظري (استدلالي) و تجربي سخن گفته است. نفس به كمك اين نيروهاي خويش به ادراك نائل مي‌شود. احساس، ادارك شي‌ء است به يكي از حواس ظاهر يا باطن، كه نخستين مشاهدات و دومين وجدانيات را تشكيل مي‌دهند.<sup>1</sup> حواس ظاهر بر پنج قسمند كه به ترتيب اهميتشان براي حيوان (نيز انسان از آن حيث كه حيوان است)، لامسه، ذائقه، شامه، سامعه و باصره‌اند. فيلسوفان به جز اين پنج حس ظاهري، به چيزي به نام حس ششم باور ندارند. اهميت حس لامسه در ترتيب حواس ظاهر از آن جهت است كه نخستين حسي است كه حيوان به آن حيوان مي‌شود و از گياه جدا مي‌گردد و ذائقه را نيز به لحاظ منفعتي كه به بدن مي‌رساند كه قوامش به آن است، تالي لامسه دانسته‌اند. حس بينائي بيشترين بحث را در ميان فيلسوفان و دانشمندان برانگيخته است و در حدود شش نظريه دربارة چگونگي ديدن، چه علمي و تشريحي و چه نظري و استدلالي اظهار شده است<sup>2</sup> و رساله‌هاي چندي نيز مستقلاً در كيفيت اِبصار (= ديدن) نگاشته شده است. حواس باطن نيز بر پنج قسمند كه دو تاي آن‌ها مانند حواس ظاهر دريافت كننده‌اند و دو تا كمك كننده براي نگهداري صورت‌ها و معاني دريافتي و يكي نيز متصرف در دريافت‌هاست. نخستين حس باطن، حس مشترك است كه صورت‌هاي جزئي محسوس گرفته شده از حواس پنج‌گانة ظاهر، در آن ترسيم مي‌شود. حواس ظاهر همچون عوامل آنند كه براي آن مواد جمع‌آوري مي‌كنند تا نفس به ادراك محسوسي داراي خواص و كيفيت‌هاي گوناگون موفق شود.<sup>3</sup> مثلاً قندي كه هم شكل و حجم و هم مزه و هم رنگ دارد با مجموع اين خواص در حس مشترك قرار مي‌گيرد. دوم، خيال يا مصوره، نگهدارندة صورت‌هاي جزئي محسوس است در غياب آن‌ها؛ در واقع خزانة حس مشترك است. سوم وهم يا واهمه كه دريابندة معاني جزئي (نامحسوس) است يا به سخن ديگر، ادارك كنندة معاني نامحسوس در جزئيات محسوس است مثل دريافت مهرباني يا دانايي يك شخص معين في‌المثل به نام پرويز. چهارم ذاكره است كه نگهدارندة معاني جزئي نامحسوس است و به بيان ديگر، خزانة وهم به شمار مي‌آيد و آن را حافظه هم گفته‌اند. پنجم، نيروئي است كه آن را متصرفه خوانده‌اند و كارش اين است كه در صورت‌ها و معاني، كه حس مشترك و  وهم گرفته‌اند و خيال و ذاكره نگهداري مي‌كنند، با درآميختن يا جداسازي تصرف كند تصور پيكر بي‌سر يا دو سر و نيز صدور احكامي چون «پرويز مهربان است» يا «پرويز مهربان نيست» كار متصرّفه است. اگر اين نيرو را عقل به كار گيرد، آن را مفكره و اگر وهم به كار گيرد، متخيله مي‌خوانند.<sup>4</sup>
'''[[حواس]]،''' ظاهری و باطنی، از نیروهای [[نفس]] و یکی از بخش‌های روان‌شناسی (علم النفس) کلاسیک اسلامی. این موضوع که در اصل از ارسطو، سده 4 پ. م.، گرفته شده، در اندیشه ابن‌سینا د. 428ق/ 1067م پرورده شده و در آثار او تفصیل یافته است. [[ابن سینا، پزشک|ابن‌سینا]] به روش ویژه خود، از این موضوعات که امروز از علوم تجربی و آزمایشگاهی به شمار می‌آیند، با هر دو روش نظری (استدلالی) و تجربی سخن گفته است. [[نفس]] به کمک این نیروهای خویش به ادراک نائل می‌شود. احساس، ادارک شی‌ء است به یکی از حواس ظاهر یا باطن، که نخستین مشاهدات و دومین وجدانیات را تشکیل می‌دهند<ref>جرجانی، '''''التعریفات'''''. بیروت: 1990م، ص.11.</ref>.  


حواس ظاهر بر پنج قسمند که به ترتیب اهمیتشان برای حیوان (نیز انسان از ان حیث که حیوان است)، لامسه، ذائقه، شامه، سامعه و باصره‌اند. فیلسوفان به جز این پنج حس ظاهری، به چیزی به نام حس ششم باور ندارند. اهمیت حس لامسه در ترتیب حواس ظاهر از آن جهت است که نخستین حسی است که حیوان به آن حیوان می‌شود و از گیاه جدا می‌گردد و ذائقه را نیز به لحاظ منفعتی که به بدن می‌رساند که قوامش به آن است، تالی لامسه دانسته‌اند.


'''مآخذ:'''
حس بینائی بیشترین بحث را در میان فیلسوفان و دانشمندان برانگیخته است و در حدود شش نظریه درباره چگونگی دیدن، چه علمی و تشریحی و چه نظری و استدلالی اظهار شده است<ref>  املی، شیخ محمدتقی. '''''دررالفوائد'''''. (در شرح منظومه)، قم: 2/305- 315.</ref> و رساله‌های چندی نیز مستقلاً در کیفیت اِبصار (= دیدن) نگاشته شده است. حواس باطن نیز بر پنج قسمند که دو تای آن‌ها مانند حواس ظاهر دریافت کننده‌اند و دو تا کمک کننده برای نگهداری صورت‌ها و معانی دریافتی و یکی نیز متصرف در دریافت‌هاست. نخستین حس باطن، حس مشترک است که صورت‌های جزئی محسوس گرفته شده از حواس پنج‌گانه ظاهر، در آن ترسیم می‌شود.


1.    جرجاني، '''''التعريفات'''''. بيروت: 1990م، 11.
حواس ظاهر همچون عوامل آنند که برای آن مواد جمع‌آوری می‌کنند تا نفس به ادراک محسوسی دارای خواص و کیفیت‌های گوناگون موفق شود<ref>جرجانی، '''''التعریفات'''''. بیروت: 1990م. ص.91.</ref>. مثلاً قندی که هم شکل و حجم و هم مزه و هم رنگ دارد با مجموع این خواص در حس مشترک قرار می‌گیرد. دوم، خیال یا مصوره، نگهدارنده صورت‌های جزئی محسوس است در غیاب آن‌ها؛ در واقع خزانه حس مشترک است. سوم وهم یا واهمه که دریابنده معانی جزئی (نامحسوس) است یا به سخن دیگر، ادارک کننده معانی نامحسوس در جزئیات محسوس است مثل دریافت مهربانی یا دانایی یک شخص معین فی‌المثل به نام پرویز. چهارم ذاکره است که نگهدارنده معانی جزئی نامحسوس است و به بیان دیگر، خزانه وهم به شمار می‌آید و آن را حافظه هم گفته‌اند. پنجم، نیروئی است که آن را متصرفه خوانده‌اند و کارش این است که در صورت‌ها و معانی، که حس مشترک و  وهم گرفته‌اند و خیال و ذاکره نگهداری می‌کنند، با درامیختن یا جداسازی تصرف کند تصور پیکر بی‌سر یا دو سر و نیز صدور احکامی چون «پرویز مهربان است» یا «پرویز مهربان نیست» کار متصرّفه است. اگر این نیرو را عقل به کار گیرد، آن را مفکره و اگر وهم به کار گیرد، متخیله می‌خوانند<ref>نصیرالدین طوسی. '''''شرح''''' '''''اشارات'''''. در: ابن‌سینا، الاشارت و التنبیهات، چاپ سنگی قم، 142- 150 و بعد.</ref>.


2.    آملي، شيخ محمدتقي. '''''دررالفوائد'''''. (در شرح منظومه)، قم: 2/305- 315.
== نیز نگاه کنید به ==


3.    جرجاني. '''''همان'''''. 91.
* [[نفس]]<br />


4.    نصيرالدين طوسي. '''''شرح''''' '''''اشارات'''''. در: ابن‌سينا، الاشارت و التنبيهات، چاپ سنگي قم، 142- 150 و بعد.
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
منوچهر پزشک
منوچهر پزشک
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۵۸

حواس، ظاهری و باطنی، از نیروهای نفس و یکی از بخش‌های روان‌شناسی (علم النفس) کلاسیک اسلامی. این موضوع که در اصل از ارسطو، سده 4 پ. م.، گرفته شده، در اندیشه ابن‌سینا د. 428ق/ 1067م پرورده شده و در آثار او تفصیل یافته است. ابن‌سینا به روش ویژه خود، از این موضوعات که امروز از علوم تجربی و آزمایشگاهی به شمار می‌آیند، با هر دو روش نظری (استدلالی) و تجربی سخن گفته است. نفس به کمک این نیروهای خویش به ادراک نائل می‌شود. احساس، ادارک شی‌ء است به یکی از حواس ظاهر یا باطن، که نخستین مشاهدات و دومین وجدانیات را تشکیل می‌دهند[۱].

حواس ظاهر بر پنج قسمند که به ترتیب اهمیتشان برای حیوان (نیز انسان از ان حیث که حیوان است)، لامسه، ذائقه، شامه، سامعه و باصره‌اند. فیلسوفان به جز این پنج حس ظاهری، به چیزی به نام حس ششم باور ندارند. اهمیت حس لامسه در ترتیب حواس ظاهر از آن جهت است که نخستین حسی است که حیوان به آن حیوان می‌شود و از گیاه جدا می‌گردد و ذائقه را نیز به لحاظ منفعتی که به بدن می‌رساند که قوامش به آن است، تالی لامسه دانسته‌اند.

حس بینائی بیشترین بحث را در میان فیلسوفان و دانشمندان برانگیخته است و در حدود شش نظریه درباره چگونگی دیدن، چه علمی و تشریحی و چه نظری و استدلالی اظهار شده است[۲] و رساله‌های چندی نیز مستقلاً در کیفیت اِبصار (= دیدن) نگاشته شده است. حواس باطن نیز بر پنج قسمند که دو تای آن‌ها مانند حواس ظاهر دریافت کننده‌اند و دو تا کمک کننده برای نگهداری صورت‌ها و معانی دریافتی و یکی نیز متصرف در دریافت‌هاست. نخستین حس باطن، حس مشترک است که صورت‌های جزئی محسوس گرفته شده از حواس پنج‌گانه ظاهر، در آن ترسیم می‌شود.

حواس ظاهر همچون عوامل آنند که برای آن مواد جمع‌آوری می‌کنند تا نفس به ادراک محسوسی دارای خواص و کیفیت‌های گوناگون موفق شود[۳]. مثلاً قندی که هم شکل و حجم و هم مزه و هم رنگ دارد با مجموع این خواص در حس مشترک قرار می‌گیرد. دوم، خیال یا مصوره، نگهدارنده صورت‌های جزئی محسوس است در غیاب آن‌ها؛ در واقع خزانه حس مشترک است. سوم وهم یا واهمه که دریابنده معانی جزئی (نامحسوس) است یا به سخن دیگر، ادارک کننده معانی نامحسوس در جزئیات محسوس است مثل دریافت مهربانی یا دانایی یک شخص معین فی‌المثل به نام پرویز. چهارم ذاکره است که نگهدارنده معانی جزئی نامحسوس است و به بیان دیگر، خزانه وهم به شمار می‌آید و آن را حافظه هم گفته‌اند. پنجم، نیروئی است که آن را متصرفه خوانده‌اند و کارش این است که در صورت‌ها و معانی، که حس مشترک و  وهم گرفته‌اند و خیال و ذاکره نگهداری می‌کنند، با درامیختن یا جداسازی تصرف کند تصور پیکر بی‌سر یا دو سر و نیز صدور احکامی چون «پرویز مهربان است» یا «پرویز مهربان نیست» کار متصرّفه است. اگر این نیرو را عقل به کار گیرد، آن را مفکره و اگر وهم به کار گیرد، متخیله می‌خوانند[۴].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. جرجانی، التعریفات. بیروت: 1990م، ص.11.
  2.   املی، شیخ محمدتقی. دررالفوائد. (در شرح منظومه)، قم: 2/305- 315.
  3. جرجانی، التعریفات. بیروت: 1990م. ص.91.
  4. نصیرالدین طوسی. شرح اشارات. در: ابن‌سینا، الاشارت و التنبیهات، چاپ سنگی قم، 142- 150 و بعد.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

منوچهر پزشک