پرش به محتوا

معقول: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''معقول،''' اصطلاح كثير المعاني در فلسفه، به معني عام، صورت مدرك تعقل شدني چه موجود چه معدوم و چه بسيط چه مركب.<sup>1</sup> معقول هم در معرفت‌شناسي و هم در هستي‌شناسي معني و جايگاه دارد و از اين رو درك آن‌گاه دشوار مي‌گردد. در نظام‌هاي فلسفي كه عقل...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''معقول،''' اصطلاح كثير المعاني در فلسفه، به معني عام، صورت مدرك تعقل شدني چه موجود چه معدوم و چه بسيط چه مركب.<sup>1</sup> معقول هم در معرفت‌شناسي و هم در هستي‌شناسي معني و جايگاه دارد و از اين رو درك آن‌گاه دشوار مي‌گردد. در نظام‌هاي فلسفي كه عقل در آن‌ها از مراتب اصلي هستي‌شناسي به شمار مي‌رود، مانند فلسفة ارسطو، افلوطين، فارابي و ابن‌‌سينا، به اعتبار آن‌كه عقل به‌ذات خود مي‌انديشد، معقول همان عقل است و در معرفت‌شناسي، معقول، در باب علم و ادراك مطرح مي‌گردد. بنابراين  الف) معقول در معرفت‌شناسي يعني مفهوم كلي كه از سوي عقل دريافت مي‌شود و در برابر صورت محسوس، قرار دارد. معقول در اين معني صورتي است كه پس از تجريد نفس از صور محسوس و متخيل به‌دست مي‌آيد. تفاوت صورت محسوس با صورت معقول در اين است كه صورت حسي به اجزاي متباين قابل تقسيم است اما صورت معقول، مجرد و محل آن كه نفس ناطقه باشد نيز مجرد است. معقول در معرفت‌شناسي دو گونه است: معقول اوّل، معقول ثاني.
'''[[معقول]]،''' اصطلاح کثیر المعانی در فلسفه، به معنی عام، صورت مدرک تعقل شدنی چه موجود چه معدوم و چه بسیط چه مرکب<ref>تهانوی. '''''کشاف‌اصطلاحات''''' '''''الفنون'''''. 1862م، 2/1035.</ref>. معقول هم در معرفت‌شناسی و هم در هستی‌شناسی معنی و جایگاه دارد و از این رو درک آن‌گاه دشوار می‌گردد. در نظام‌های فلسفی که عقل در ان‌ها از مراتب اصلی هستی‌شناسی به شمار می‌رود، مانند فلسفه ارسطو، افلوطین، [[ابو نصر محمد فارابی|فارابی]] و [[ابن سینا، پزشک|ابن‌‌سینا]]، به اعتبار آن‌که عقل به‌ذات خود می‌اندیشد، معقول همان عقل است و در معرفت‌شناسی، معقول، در باب علم و ادراک مطرح می‌گردد. بنابراین  الف) معقول در معرفت‌شناسی یعنی مفهوم کلی که از سوی عقل دریافت می‌شود و در برابر صورت محسوس، قرار دارد. معقول در این معنی صورتی است که پس از تجرید نفس از صور محسوس و متخیل به‌دست می‌اید. تفاوت صورت محسوس با صورت معقول در این است که صورت حسی به اجزای متباین قابل تقسیم است اما صورت معقول، مجرد و محل ان که [[نفس]] ناطقه باشد نیز مجرد است. معقول در معرفت‌شناسی دو گونه است: معقول اوّل، معقول ثانی.


يك) معقول اوّل: آن است كه داراي ما به ازاي خارجي است مثل مفهوم كلي انسان و حيوان كه بر موجود خارجي حمل مي‌شوند؛ مثلاً مي‌توان گفت اين انسان است؛ اسب حيوان است؛ دو) معقول ثاني: آن است كه در خارج مابازاي آن يافت نشود، مانند جنس و فصل و نوع كه قابل حمل بر موجود خارجي نيستند.<sup>2</sup> اين گونه معقولات ثاني منطقي مي‌باشند. مي‌توان مفاهيم منطقي را معقول ثاني منطقي به شمار آورد در مرحله‌اي بالاتر مي‌توان معقول سومي هم ساخت كه خود، وجود ذهني دارد، امّا صفت موجودات خارجي قرار مي‌گيرد. اين گونه معقولات را معقولات ثاني فلسفي مي‌خوانند؛ مانند مفاهيم كلي كه در فلسفه به كار مي‌روند و وجود خارجي ندارند همچون مفهوم وحدت و كثرت و وجود و امثال آن كه جملة ذهني هستند، امّا صفت موجودات خارجي قرار مي‌گيرند، چنان‌كه مي‌توان يك موجود خارجي را واحد خواند يا يك پديده را موجود دانست و فرق معقول ثاني فلسفي با معقول ثاني منطقي نيز همين امر است.<sup>3</sup> نظرية معقول ثاني، نظريه‌اي است كه حكماي متأخر اسلامي مطرح كرده‌اند.<sup>4</sup>  
یک) معقول اوّل: آن است که دارای ما به ازای خارجی است مثل مفهوم کلی انسان و حیوان که بر موجود خارجی حمل می‌شوند؛ مثلاً می‌توان گفت این انسان است؛ اسب حیوان است؛ دو) معقول ثانی: آن است که در خارج مابازای ان یافت نشود، مانند جنس و فصل و نوع که قابل حمل بر موجود خارجی نیستند<ref>جرجانی. '''''التعریفات'''''. بیروت: 1990م، ص237.</ref>. این گونه معقولات ثانی منطقی می‌باشند. می‌توان مفاهیم منطقی را معقول ثانی منطقی به شمار آورد در مرحله‌ای بالاتر می‌توان معقول سومی هم ساخت که خود، وجود ذهنی دارد، امّا صفت موجودات خارجی قرار می‌گیرد. این گونه معقولات را معقولات ثانی فلسفی می‌خوانند؛ مانند مفاهیم کلی که در فلسفه به کار می‌روند و وجود خارجی ندارند همچون مفهوم وحدت و کثرت و وجود و امثال آن که جمله ذهنی هستند، امّا صفت موجودات خارجی قرار می‌گیرند، چنان‌که می‌توان یک موجود خارجی را واحد خواند یا یک پدیده را موجود دانست و فرق معقول ثانی فلسفی با معقول ثانی منطقی نیز همین امر است<ref>سبزواری. '''''شرح''''' '''''منظوم'''''ه '''''حکمت'''''. چاپ سنگی، ص؟.</ref><ref>مطهری، مرتضی. '''''شرح''''' '''''منظومه'''''. تهران: حکمت، 1360ش، 1/124- 127.</ref>نظریه معقول ثانی، نظریه‌ای است که حکمای متأخر اسلامی مطرح کرده‌اند<ref>مطهری، مرتضی. '''''شرح''''' '''''منظومه'''''. تهران: حکمت، 1360ش، جلد 1، ص.127. </ref>.


ب) معقول در حوزة هستي‌شناسي، دو گونه است: 1) معقول با لذات مجرد، يعني معقولي كه به نفس خود مجرد است، امّا نسبت به افعال همراه با تصرف در ماده است؛ مانند نفس ناطقة انسان كه بدن و حواس آلت اويند؛ 2) معقولي كه هم به نفس خود و هم به فعل خود مجرد است، مانند عقول مفارق.<sup>5</sup> افلاطون در تقسيم‌ ديگري از معقول كه در آن معرفت‌شناسي و هستي‌شناسي در هم آميخته‌اند، دو گونه معقول ارائه مي‌كند: نخست صور كليه‌اي كه نفس از صورت محسوسات اخذ مي‌كند و اين تبديل صورت محسوس به صورت معقول مي‌باشد. مرحلة دوم، ادراك اصل معقول اين صورتهاست. زيرا در نظر او، همة محسوسات و آن‌چه در اين جهان به حس در‌آيد، نمودها و سايه‌هايي هستند كه به معقولات واقعي (مثل) تعلق دارند. ادراك عقلي و علم حقيقي وقتي براي نفس حاصل مي‌شود كه به درك اين معقولات جاويدان موفق شود و از مراحل پائين‌تر ادراك يعني گمان و عقيده و استدلال كه به محسوسات و صور محسوس و صور كليه اوليه تعلق دارند، در گذشته باشد.<sup>6</sup>  
ب) معقول در حوزه هستی‌شناسی، دو گونه است: 1) معقول با لذات مجرد، یعنی معقولی که به نفس خود مجرد است، امّا نسبت به افعال همراه با تصرف در ماده است؛ مانند [[نفس]] ناطقه انسان که بدن و حواس آلت اویند؛ 2) معقولی که هم به [[نفس]] خود و هم به فعل خود مجرد است، مانند عقول مفارق<ref>طوسی، نصیرالدین. '''''شرح''''' '''''اشارات''''' '''''و''''' '''''تنبیهات'''''. تهران: 1403ق، 2/377-379، 404.</ref>. افلاطون در تقسیم‌ دیگری از معقول که در آن معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی در هم آمیخته‌اند، دو گونه معقول ارائه می‌کند: نخست صور کلیه‌ای که نفس از صورت محسوسات اخذ می‌کند و این تبدیل صورت محسوس به صورت معقول می‌باشد. مرحله دوم، ادراک اصل معقول این صورت هاست. زیرا در نظر او، همه محسوسات و آن‌چه در این جهان به حس در‌آید، نمودها و سایه‌هایی هستند که به معقولات واقعی (مثل) تعلق دارند. ادراک عقلی و علم حقیقی وقتی برای [[نفس]] حاصل می‌شود که به درک این معقولات جاویدان موفق شود و از مراحل پائین‌تر ادراک یعنی گمان و عقیده و استدلال که به محسوسات و صور محسوس و صور کلیه اولیه تعلق دارند، در گذشته باشد<ref>افلاطون. '''''جمهوری'''''. ترجمه فؤاد روحانی، تهران: 1348ش، ص387- 389.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
* [[تصوف]]
* [[نفس]]<br />


1. تهانوي. '''''كشاف‌اصطلاحات''''' '''''الفنون'''''. 1862م، 2/1035.
== مآخذ ==
 
<references />
2. جرجاني. '''''التعريفات'''''. بيروت: 1990م، ص237.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
3. سبزواري. '''''شرح''''' '''''منظومة''''' '''''حكمت'''''. چاپ سنگي، ص؟؛ مطهري. '''''شرح''''' '''''منظومه'''''. تهران: حكمت، 1360ش، 1/124- 127.
 
4. همو، '''''همان'''''. 1/127.
 
5. طوسي، نصيرالدين. '''''شرح''''' '''''اشارات''''' '''''و''''' '''''تنبيهات'''''. تهران: 1403ق، 2/377-379، 404.
 
6. افلاطون. '''''جمهوري'''''. ترجمة فؤاد روحاني، تهران: 1348ش، ص387- 389.


== نویسنده مقاله ==
منوچهر پزشک
منوچهر پزشک
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۵۰

معقول، اصطلاح کثیر المعانی در فلسفه، به معنی عام، صورت مدرک تعقل شدنی چه موجود چه معدوم و چه بسیط چه مرکب[۱]. معقول هم در معرفت‌شناسی و هم در هستی‌شناسی معنی و جایگاه دارد و از این رو درک آن‌گاه دشوار می‌گردد. در نظام‌های فلسفی که عقل در ان‌ها از مراتب اصلی هستی‌شناسی به شمار می‌رود، مانند فلسفه ارسطو، افلوطین، فارابی و ابن‌‌سینا، به اعتبار آن‌که عقل به‌ذات خود می‌اندیشد، معقول همان عقل است و در معرفت‌شناسی، معقول، در باب علم و ادراک مطرح می‌گردد. بنابراین  الف) معقول در معرفت‌شناسی یعنی مفهوم کلی که از سوی عقل دریافت می‌شود و در برابر صورت محسوس، قرار دارد. معقول در این معنی صورتی است که پس از تجرید نفس از صور محسوس و متخیل به‌دست می‌اید. تفاوت صورت محسوس با صورت معقول در این است که صورت حسی به اجزای متباین قابل تقسیم است اما صورت معقول، مجرد و محل ان که نفس ناطقه باشد نیز مجرد است. معقول در معرفت‌شناسی دو گونه است: معقول اوّل، معقول ثانی.

یک) معقول اوّل: آن است که دارای ما به ازای خارجی است مثل مفهوم کلی انسان و حیوان که بر موجود خارجی حمل می‌شوند؛ مثلاً می‌توان گفت این انسان است؛ اسب حیوان است؛ دو) معقول ثانی: آن است که در خارج مابازای ان یافت نشود، مانند جنس و فصل و نوع که قابل حمل بر موجود خارجی نیستند[۲]. این گونه معقولات ثانی منطقی می‌باشند. می‌توان مفاهیم منطقی را معقول ثانی منطقی به شمار آورد در مرحله‌ای بالاتر می‌توان معقول سومی هم ساخت که خود، وجود ذهنی دارد، امّا صفت موجودات خارجی قرار می‌گیرد. این گونه معقولات را معقولات ثانی فلسفی می‌خوانند؛ مانند مفاهیم کلی که در فلسفه به کار می‌روند و وجود خارجی ندارند همچون مفهوم وحدت و کثرت و وجود و امثال آن که جمله ذهنی هستند، امّا صفت موجودات خارجی قرار می‌گیرند، چنان‌که می‌توان یک موجود خارجی را واحد خواند یا یک پدیده را موجود دانست و فرق معقول ثانی فلسفی با معقول ثانی منطقی نیز همین امر است[۳][۴]نظریه معقول ثانی، نظریه‌ای است که حکمای متأخر اسلامی مطرح کرده‌اند[۵].

ب) معقول در حوزه هستی‌شناسی، دو گونه است: 1) معقول با لذات مجرد، یعنی معقولی که به نفس خود مجرد است، امّا نسبت به افعال همراه با تصرف در ماده است؛ مانند نفس ناطقه انسان که بدن و حواس آلت اویند؛ 2) معقولی که هم به نفس خود و هم به فعل خود مجرد است، مانند عقول مفارق[۶]. افلاطون در تقسیم‌ دیگری از معقول که در آن معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی در هم آمیخته‌اند، دو گونه معقول ارائه می‌کند: نخست صور کلیه‌ای که نفس از صورت محسوسات اخذ می‌کند و این تبدیل صورت محسوس به صورت معقول می‌باشد. مرحله دوم، ادراک اصل معقول این صورت هاست. زیرا در نظر او، همه محسوسات و آن‌چه در این جهان به حس در‌آید، نمودها و سایه‌هایی هستند که به معقولات واقعی (مثل) تعلق دارند. ادراک عقلی و علم حقیقی وقتی برای نفس حاصل می‌شود که به درک این معقولات جاویدان موفق شود و از مراحل پائین‌تر ادراک یعنی گمان و عقیده و استدلال که به محسوسات و صور محسوس و صور کلیه اولیه تعلق دارند، در گذشته باشد[۷].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. تهانوی. کشاف‌اصطلاحات الفنون. 1862م، 2/1035.
  2. جرجانی. التعریفات. بیروت: 1990م، ص237.
  3. سبزواری. شرح منظومه حکمت. چاپ سنگی، ص؟.
  4. مطهری، مرتضی. شرح منظومه. تهران: حکمت، 1360ش، 1/124- 127.
  5. مطهری، مرتضی. شرح منظومه. تهران: حکمت، 1360ش، جلد 1، ص.127.
  6. طوسی، نصیرالدین. شرح اشارات و تنبیهات. تهران: 1403ق، 2/377-379، 404.
  7. افلاطون. جمهوری. ترجمه فؤاد روحانی، تهران: 1348ش، ص387- 389.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

منوچهر پزشک