پرش به محتوا

اجتهاد: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
اجتهاد، اصطلاحی فقهی که بر کوشش فقیه در به دست آوردن حکم شرعی از منابع چهارگانه فقه اسلامی (کتاب، سنت، اجماع و عقل) دلالت دارد. فقیهی که احکام را با اجتهاد خود به دست می‌آورد، «مجتهد» و آن کس را که از وی پیروی می‌کند، «مُقلّد» گویند. در عصر عباسی، به دلایل سیاسی، باب اجتهاد در فقه اهل سنّت مسدود شد،<ref>ابن نظام‌الدین، عبدالعلی محمد. '''''فواتح الرحموت'''''. 2/399.</ref> <ref>اسنوی، عبدالرحیم. '''''نهایه السول'''''. بیروت: عالم‌الكتب، 4/617. </ref>ولی در فقه شیعه، باب اجتهاد مفتوح است<ref>نجاشی، احمد. '''''رجال'''''. چاپ موسی شبیری زنجانی، قم: 1407 ق، 10</ref> <ref>حر عاملی، محمد. '''''وسائل الشیعه'''''. بیروت: داراحیاء، التراث العربی، 18/108؛ خویی، 2/86.</ref>و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اجتهاد را از منابع قانون می‌شمارد. در نگرشی تاریخی به شکل آغازین اجتهاد در فقه اسلامی، هرگز نباید عنصر «رأی» را امری تفکیک شده از اجتهاد تلقی کرد، چه تعبیر «اجتهاد الرأی» به‌سان یک اصطلاح برای معرفی روشی نظری در پاسخ‌گویی به پاره‌ای از مسایل فقهی در سده‌های نخستین هجری در سطح گسترده‌ای رایج بوده است، بدون این‌که «کاربرد رأی» چیزی فراسوی «اجتهاد الرأی» بوده باشد. در عهد صحابه نمونه‌هایی از کاربرد رأی برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های فقهی از سوی برخی از اصحاب ثبت گردیده که در آثار مدوّن بعدی بر آن‌ها نام «اجتهاد» نهاده شده است. هرچند بهره‌گیری از اجتهاد الرأی به منطقه و اقلیم خاصی محدود نمی‌شد، اما نقش اساسی فقیهان عراقی و به ویژه کوفی در تبیین و استوار ساختن پایه‌های اجتهاد، همواره پیوندی ناگسستنی میان اجتهاد الرأی و مکتب کوفه برقرار ساخته است<ref>قلقشندی، احمد. '''''صبح الاعشی'''''. قاهره: وزارﺓ الثقافه، 1/453.</ref>.
اجتهاد، اصطلاحی فقهی که بر کوشش فقیه در به دست آوردن حکم شرعی از منابع چهارگانه فقه اسلامی (کتاب، سنت، اجماع و عقل) دلالت دارد. فقیهی که احکام را با اجتهاد خود به دست می‌آورد، «مجتهد» و آن کس را که از وی پیروی می‌کند، «مُقلّد» گویند. در عصر عباسی، به دلایل سیاسی، باب اجتهاد در فقه اهل سنّت مسدود شد،<ref>ابن نظام‌الدین، عبدالعلی محمد. '''''فواتح الرحموت'''''. 2/399.</ref> <ref>اسنوی، عبدالرحیم. '''''نهایه السول'''''. بیروت: عالم‌الكتب، 4/617. </ref>ولی در فقه شیعه، باب اجتهاد مفتوح است<ref>نجاشی، احمد. '''''رجال'''''. چاپ موسی شبیری زنجانی، قم: 1407 ق، 10</ref> <ref>حر عاملی، محمد. '''''وسائل الشیعه'''''. بیروت: داراحیاء، التراث العربی، 18/108؛ خویی، 2/86.</ref>و [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران|قانون اساسی جمهوری اسلامی]] ایران اجتهاد را از منابع قانون می‌شمارد. در نگرشی تاریخی به شکل آغازین اجتهاد در فقه اسلامی، هرگز نباید عنصر «رأی» را امری تفکیک شده از اجتهاد تلقی کرد، چه تعبیر «اجتهاد الرأی» به‌سان یک اصطلاح برای معرفی روشی نظری در پاسخ‌گویی به پاره‌ای از مسایل فقهی در سده‌های نخستین هجری در سطح گسترده‌ای رایج بوده است، بدون این‌که «کاربرد رأی» چیزی فراسوی «اجتهاد الرأی» بوده باشد. در عهد صحابه نمونه‌هایی از کاربرد رأی برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های فقهی از سوی برخی از اصحاب ثبت گردیده که در آثار مدوّن بعدی بر آن‌ها نام «اجتهاد» نهاده شده است. هرچند بهره‌گیری از اجتهاد الرأی به منطقه و اقلیم خاصی محدود نمی‌شد، اما نقش اساسی فقیهان عراقی و به ویژه کوفی در تبیین و استوار ساختن پایه‌های اجتهاد، همواره پیوندی ناگسستنی میان اجتهاد الرأی و مکتب کوفه برقرار ساخته است<ref>قلقشندی، احمد. '''''صبح الاعشی'''''. قاهره: وزارﺓ الثقافه، 1/453.</ref>.


از همان عهد صحابه، گزارش‌های پراکنده‌ای بر جای مانده است که نشان می‌دهند چگونه فقیهان عراقی و حجازی در پاره‌ای از مسایل اجتهادی فقه در مقابل یکدیگر قرار گرفته بوده‌اند. از همین رو بود که اصحاب حجازی با نقد «فتوای عراقی»، در حقیقت رأی‌گرایی عراقیان را به انتقاد می‌گرفتند. در دهه‌های پایانی سده اول هجری، بخش قابل ملاحظه‌ای از وجوه تمایز میان فقه عراق و حجاز به «اجتهاد الرأی» باز می‌گشت. مکاتب فقهی عراق، بیش از حجاز به اجتهاد الرأی گرایش داشت و فقه را به سوی پیچیده‌ترشدن و نوگرایی سوق می‌داد<ref>ابوزهره، محمد. '''''تاریخ المذاهب الاسلامیه'''''. قاهره: دارالفکر، 1952، 2/340ـ341.</ref>. در واقع باید مراحل پیچیده‌شدن و روند رو به تدوین فقه را به سه مرحله تقسیم کرد.  
از همان عهد صحابه، گزارش‌های پراکنده‌ای بر جای مانده است که نشان می‌دهند چگونه فقیهان عراقی و حجازی در پاره‌ای از مسایل اجتهادی فقه در مقابل یکدیگر قرار گرفته بوده‌اند. از همین رو بود که اصحاب حجازی با نقد «فتوای عراقی»، در حقیقت رأی‌گرایی عراقیان را به انتقاد می‌گرفتند. در دهه‌های پایانی سده اول هجری، بخش قابل ملاحظه‌ای از وجوه تمایز میان فقه [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] و حجاز به «اجتهاد الرأی» باز می‌گشت. مکاتب فقهی [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق]، بیش از حجاز به اجتهاد الرأی گرایش داشت و فقه را به سوی پیچیده‌ترشدن و نوگرایی سوق می‌داد<ref>ابوزهره، محمد. '''''تاریخ المذاهب الاسلامیه'''''. قاهره: دارالفکر، 1952، 2/340ـ341.</ref>. در واقع باید مراحل پیچیده‌شدن و روند رو به تدوین فقه را به سه مرحله تقسیم کرد.  


نخست: مرحله‌ای که در آن رخدادهای روزمره به فقیه ارجاع می‌شد و فقیه تنها آن مورد را پاسخ می‌گفت و گاه از پاسخ صریح طفره می‌رفت و راهی قرین احتیاط یا میانه در پیش می‌گرفت (فقه آغازین)
* نخست: مرحله‌ای که در آن رخدادهای روزمره به فقیه ارجاع می‌شد و فقیه تنها آن مورد را پاسخ می‌گفت و گاه از پاسخ صریح طفره می‌رفت و راهی قرین احتیاط یا میانه در پیش می‌گرفت (فقه آغازین)؛
 
* دوم: مرحله‌ای که در آن سؤالات فرضی نیز در محافل فقهی طرح می‌گردید و پاسخ لازم بدان‌ها داده می‌شد (فقه تقدیری)؛ و
دوم: مرحله‌ای که در آن سؤالات فرضی نیز در محافل فقهی طرح می‌گردید و پاسخ لازم بدان‌ها داده می‌شد (فقه تقدیری)؛ و  
* مرحله سوم که در آن علم فقه به‌صورت مدوّن در آمد (فقه مدوّن).
 
مرحله سوم که در آن علم فقه به‌صورت مدوّن در آمد (فقه مدوّن).  


اگرچه این سه مرحله را نمی‌توان جز به گونه‌ای نسبی نگریست، ولی چنین می‌نماید که اجتهاد الرأی در هر یک از این مراحل مفهومی خاص خود داشته است<ref>خضری‌بک. '''''تاریخ التشریع الاسلامی'''''. قاهره: 1373 ق، تمام صفحات.</ref>.
اگرچه این سه مرحله را نمی‌توان جز به گونه‌ای نسبی نگریست، ولی چنین می‌نماید که اجتهاد الرأی در هر یک از این مراحل مفهومی خاص خود داشته است<ref>خضری‌بک. '''''تاریخ التشریع الاسلامی'''''. قاهره: 1373 ق، تمام صفحات.</ref>.
خط ۱۳: خط ۱۱:
== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


== مآخذ ==  
* [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران|قانون اساسی جمهوری اسلامی]]
 
== مآخذ  ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


 
== نویسنده مقاله ==
حسن امین
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۵۰

اجتهاد، اصطلاحی فقهی که بر کوشش فقیه در به دست آوردن حکم شرعی از منابع چهارگانه فقه اسلامی (کتاب، سنت، اجماع و عقل) دلالت دارد. فقیهی که احکام را با اجتهاد خود به دست می‌آورد، «مجتهد» و آن کس را که از وی پیروی می‌کند، «مُقلّد» گویند. در عصر عباسی، به دلایل سیاسی، باب اجتهاد در فقه اهل سنّت مسدود شد،[۱] [۲]ولی در فقه شیعه، باب اجتهاد مفتوح است[۳] [۴]و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اجتهاد را از منابع قانون می‌شمارد. در نگرشی تاریخی به شکل آغازین اجتهاد در فقه اسلامی، هرگز نباید عنصر «رأی» را امری تفکیک شده از اجتهاد تلقی کرد، چه تعبیر «اجتهاد الرأی» به‌سان یک اصطلاح برای معرفی روشی نظری در پاسخ‌گویی به پاره‌ای از مسایل فقهی در سده‌های نخستین هجری در سطح گسترده‌ای رایج بوده است، بدون این‌که «کاربرد رأی» چیزی فراسوی «اجتهاد الرأی» بوده باشد. در عهد صحابه نمونه‌هایی از کاربرد رأی برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های فقهی از سوی برخی از اصحاب ثبت گردیده که در آثار مدوّن بعدی بر آن‌ها نام «اجتهاد» نهاده شده است. هرچند بهره‌گیری از اجتهاد الرأی به منطقه و اقلیم خاصی محدود نمی‌شد، اما نقش اساسی فقیهان عراقی و به ویژه کوفی در تبیین و استوار ساختن پایه‌های اجتهاد، همواره پیوندی ناگسستنی میان اجتهاد الرأی و مکتب کوفه برقرار ساخته است[۵].

از همان عهد صحابه، گزارش‌های پراکنده‌ای بر جای مانده است که نشان می‌دهند چگونه فقیهان عراقی و حجازی در پاره‌ای از مسایل اجتهادی فقه در مقابل یکدیگر قرار گرفته بوده‌اند. از همین رو بود که اصحاب حجازی با نقد «فتوای عراقی»، در حقیقت رأی‌گرایی عراقیان را به انتقاد می‌گرفتند. در دهه‌های پایانی سده اول هجری، بخش قابل ملاحظه‌ای از وجوه تمایز میان فقه عراق و حجاز به «اجتهاد الرأی» باز می‌گشت. مکاتب فقهی عراق، بیش از حجاز به اجتهاد الرأی گرایش داشت و فقه را به سوی پیچیده‌ترشدن و نوگرایی سوق می‌داد[۶]. در واقع باید مراحل پیچیده‌شدن و روند رو به تدوین فقه را به سه مرحله تقسیم کرد.

  • نخست: مرحله‌ای که در آن رخدادهای روزمره به فقیه ارجاع می‌شد و فقیه تنها آن مورد را پاسخ می‌گفت و گاه از پاسخ صریح طفره می‌رفت و راهی قرین احتیاط یا میانه در پیش می‌گرفت (فقه آغازین)؛
  • دوم: مرحله‌ای که در آن سؤالات فرضی نیز در محافل فقهی طرح می‌گردید و پاسخ لازم بدان‌ها داده می‌شد (فقه تقدیری)؛ و
  • مرحله سوم که در آن علم فقه به‌صورت مدوّن در آمد (فقه مدوّن).

اگرچه این سه مرحله را نمی‌توان جز به گونه‌ای نسبی نگریست، ولی چنین می‌نماید که اجتهاد الرأی در هر یک از این مراحل مفهومی خاص خود داشته است[۷].

نیز نگاه کنید به

مآخذ 

  1. ابن نظام‌الدین، عبدالعلی محمد. فواتح الرحموت. 2/399.
  2. اسنوی، عبدالرحیم. نهایه السول. بیروت: عالم‌الكتب، 4/617.
  3. نجاشی، احمد. رجال. چاپ موسی شبیری زنجانی، قم: 1407 ق، 10
  4. حر عاملی، محمد. وسائل الشیعه. بیروت: داراحیاء، التراث العربی، 18/108؛ خویی، 2/86.
  5. قلقشندی، احمد. صبح الاعشی. قاهره: وزارﺓ الثقافه، 1/453.
  6. ابوزهره، محمد. تاریخ المذاهب الاسلامیه. قاهره: دارالفکر، 1952، 2/340ـ341.
  7. خضری‌بک. تاریخ التشریع الاسلامی. قاهره: 1373 ق، تمام صفحات.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

حسن امین