پرش به محتوا

آزادی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
در فرهنگ اسلامی به‌طور عام و در حوزه علم کلام (اعتقادات) به‌طور خاص، به‌معنای اختیار مکلّف در انتخاب و برگزیدن امور برابر دلخواه خود او در بحث جبر و اختیار به‌کار می‌رود. در سنّت دینی، سخن از این است که آیا خداوند، انسان را آزاد و مختار آفریده است، یا در عالم زر برای هر یک از افراد بشر سرنوشتی محتوم رقم زده است؟ در این‌جا مقصود از آزادی، آن است که بشر در فعل و ترک امری آزاد و مختار باشد و بعد به‌واسطه دلایل و جهات نفع و خیریت، فعل را بر ترک ترجیح دهد، یا به‌عکس، با در نظر گرفتن زیان‌ها و مخاطره‌ها ترک را بر فعل مقدّم بدارد. این مفهوم مثبت آزادی و اختیار، مؤید این عقیده است که انسان با نظرورزی و اندیشه، حق انتخاب در زیستن و کار کردن و روابط اجتماعی خود دارد. به‌عبارت دیگر، در این بحث، اختیار به‌معنای آزادی ناشی از اندیشه و انتخاب سنجیده و نه صرفِ اراده و تصمیم شخصی است.
در فرهنگ اسلامی به‌طور عام و در حوزه علم کلام (اعتقادات) به‌طور خاص، به‌معنای اختیار مکلّف در انتخاب و برگزیدن امور برابر دلخواه خود او در بحث جبر و اختیار به‌کار می‌رود. در سنّت دینی، سخن از این است که آیا خداوند، انسان را آزاد و مختار آفریده است، یا در عالم زر برای هر یک از افراد بشر سرنوشتی محتوم رقم زده است؟ در این‌جا مقصود از آزادی، آن است که بشر در فعل و ترک امری آزاد و مختار باشد و بعد به‌واسطه دلایل و جهات نفع و خیریت، فعل را بر ترک ترجیح دهد، یا به‌عکس، با در نظر گرفتن زیان‌ها و مخاطره‌ها ترک را بر فعل مقدّم بدارد. این مفهوم مثبت آزادی و اختیار، مؤید این عقیده است که انسان با نظرورزی و اندیشه، حق انتخاب در زیستن و کار کردن و روابط اجتماعی خود دارد. به‌عبارت دیگر، در این بحث، اختیار به‌معنای آزادی ناشی از اندیشه و انتخاب سنجیده و نه صرفِ اراده و تصمیم شخصی است.


در قرآن که نخستین مرجع مسلمانان برای فهم بحث جبر و اختیار است، نزدیک چهل آیه وجود دارد که ظاهر آن‌ها حاکی از عدم اختیار بشر است. برای مثال یک‌جا به‌صراحت می‌گوید که بشر از خود اختیاری ندارد و هرچه خداوند اراده کند، همان خواهد شد: و ما تشاءُون الّا ما یشاء الله<ref>سوره انسان، آیه 30.</ref>. امّا در مقابل، آیات بسیاری نیز هست که ضلالت و گمراهی افراد بشر را در نتیجه سوءاختیار آنان دانسته است،<sup>2</sup> که همه این مفهوم را تکرار و تأیید می‌کنند که خداوند به کسی ستم نمی‌کند، ولی مردم به خویش ستم می‌کنند. باری، احادیث اسلامی هم که دومین مرجع مهم شرح و تفصیل اصول و فروع اسلام‌اند، بر دو دسته‌اند، بعضی فساد و تباهی و گمراهی بشر را مولود انتخاب و اعمال خود او می‌داند و بعضی سعادت و شقاوت را معلول مشیت الهی می‌گمارد و به‌عبارت دیگر هدایت را موقوف به اراده خدا می‌کند.<sup>3</sup> در حوزه علم کلام، معتزلیان به آزادی و اختیار بشر معتقدند و می‌گویند بشر در افعال ارادی خود، اختیار تام دارد، و اشعریان به جبر معتقدند و می‌گویند بشر به هیچ روی قدرت بر فعل ـ چه به نحو مؤثر، چه به‌صورت کسب ـ ندارد و در ظهور فعل، میان انسان و جماد، تفاوتی نیست و هرچه از انسان به‌ظهور رسد، فعل و کرده خداوند است. شیعیان با قبول اصل «امر بین الامرین» معتقدند که خدا بشر را مجبور کرد که مختار باشد!<sup>4</sup> هم‌چنین حکیمان، عارفان و شاعران مسلمان نیز بر دو دسته‌اند، چنان‌که مولوی گاهی در مقامی به جبر می‌گراید و می‌گوید: ما همه شیران ولی شیر علم / حمله‌مان از باد باشد دم به دم<sup>5</sup>، و گاهی بر آزاد و مختاربودن انسان تأکید می‌ورزد و می‌گوید: این‌که گویی این کنم یا آن کنم / این دلیل اختیار است ای صنم<sup>6</sup>، و در جای دیگر در همین مقام می‌گوید: سعی، شکر نعمتش قدرت بود/ جبر تو، انکار آن نعمت بود<sup>7</sup>.
در [[قرآن]] که نخستین مرجع مسلمانان برای فهم بحث جبر و اختیار است، نزدیک چهل آیه وجود دارد که ظاهر آن‌ها حاکی از عدم اختیار بشر است. برای مثال یک‌جا به‌صراحت می‌گوید که بشر از خود اختیاری ندارد و هرچه خداوند اراده کند، همان خواهد شد: و ما تشاءُون الّا ما یشاء الله<ref>سوره انسان، آیه 30.</ref>. امّا در مقابل، آیات بسیاری نیز هست که ضلالت و گمراهی افراد بشر را در نتیجه سوءاختیار آنان دانسته است<ref>آیه 44 سوره یونس، آیه 14 سوره اسراء و آیه 101 سوره هود.</ref>، که همه این مفهوم را تکرار و تأیید می‌کنند که خداوند به کسی ستم نمی‌کند، ولی مردم به خویش ستم می‌کنند. باری، احادیث اسلامی هم که دومین مرجع مهم شرح و تفصیل اصول و فروع اسلام‌اند، بر دو دسته‌اند، بعضی فساد و تباهی و گمراهی بشر را مولود انتخاب و اعمال خود او می‌داند و بعضی سعادت و شقاوت را معلول مشیت الهی می‌گمارد و به‌عبارت دیگر هدایت را موقوف به اراده خدا می‌کند[1]. در حوزه علم کلام، معتزلیان به آزادی و اختیار بشر معتقدند و می‌گویند بشر در افعال ارادی خود، اختیار تام دارد، و اشعریان به جبر معتقدند و می‌گویند بشر به هیچ روی قدرت بر فعل ـ چه به نحو مؤثر، چه به‌صورت کسب ـ ندارد و در ظهور فعل، میان انسان و جماد، تفاوتی نیست و هرچه از انسان به‌ظهور رسد، فعل و کرده خداوند است. شیعیان با قبول اصل «امر بین الامرین» معتقدند که خدا بشر را مجبور کرد که مختار باشد!<ref>جعفری تبریزی، محمّدتقی. '''''جبر و اختیار'''''. شرکت سهامی انتشار، 1342.</ref>


مولوی با آن‌که از نظر فلسفی به‌تصریح به اختیار بشر قائل است و سعی و کوشش و مجاهدت و پویش را برای کسب کمال واجب می‌داند و از این رهگذر، «جبر مذموم» را مستلزم ترک مجاهدت بلکه ترک طاعت و عبادت می‌شناسد، امّا از منظر عرفانی به «جبر محمود» معتقد است؛ یعنی این‌که عارف به‌قول هجویری اختیار و تقدیر حق را بر اختیار و تدبیر خود ترجیح بدهد.<sup>8</sup> پس عارف می‌داند که به جبر و اضطرار اموری بر او تحمیل شده و از این رهگذر از یک سوی برای رهای از آن‌چه بدان گرفتار است، به الحاح و زاری و دعا و نیایش به درگاه خداوند می‌پردازد و از سوی دیگر از این‌که در مواردی به سوءاختیار و انتخاب خویش مرتکب کارهای ناشایسته شده است، احساس شرمساری و خجلت در پیشگاه خداوند می‌کند؛ چنان‌که مولوی می‌گوید: زاریِ ما شد دلیل اضطرار.<sup>9</sup>
هم‌چنین حکیمان، عارفان و شاعران مسلمان نیز بر دو دسته‌اند، چنان‌که مولوی گاهی در مقامی به جبر می‌گراید و می‌گوید: ما همه شیران ولی شیر علم / حمله‌مان از باد باشد دم به دم<ref>'''''مثنوی'''''. دفتر اول، بیت 38.</ref>، و گاهی بر آزاد و مختاربودن انسان تأکید می‌ورزد و می‌گوید: این‌که گویی این کنم یا آن کنم / این دلیل اختیار است ای صنم<ref>'''''مثنوی'''''. دفتر اول، بیت 1327.</ref>، و در جای دیگر در همین مقام می‌گوید: سعی، شکر نعمتش قدرت بود/ جبر تو، انکار آن نعمت بود<ref>'''''مثنوی'''''. دفتر اول، بیت 938.</ref>. مولوی با آن‌که از نظر فلسفی به‌تصریح به اختیار بشر قائل است و سعی و کوشش و مجاهدت و پویش را برای کسب کمال واجب می‌داند و از این رهگذر، «جبر مذموم» را مستلزم ترک مجاهدت بلکه ترک طاعت و عبادت می‌شناسد، امّا از منظر عرفانی به «جبر محمود» معتقد است؛ یعنی این‌که عارف به‌قول هجویری اختیار و تقدیر حق را بر اختیار و تدبیر خود ترجیح بدهد<ref>هجویری. '''''کشف‌المحجوب'''''. چاپ ژوکوفسکی، طهوری، 1358، ص 503.</ref>.


از لحاظ حقوقی مفهوم آزادی و انواع مختلف آزادی‌های سیاسی و مدنی، به‌حقیقت از آن‌جا سرچشمه می‌گیرد که آیا حکومت تا چه اندازه حق دارد که در انتخاب و آزادی شهروندان محدودیت ایجاد کند و شهروند تا چه اندازه مستحق است که از مداخله حکومت در امان بماند و در زیستن و انجام‌دادن کارها به خواسته خود آزادی داشته باشد؟ این مباحث که در روابط شهروندان با حکومت در حقوق داخلی کشورها ضمن قوانین اساسی دولت‌ها حل‌ می‌شود و همان آزادی‌هایی است که در فرمان امام علی به مالک اشتر، رساله‌الحقوق امام سجاد و کتاب‌های روایی و عرفانی به‌صورت توصیه‌های اخلاقی ذکر شده، بعدها در متن متمم قانون اساسی مشروطیت 1325 ق و قانون اساسی جمهوری اسلامی 1358 تضمین شده است.<sup>10</sup>  
پس عارف می‌داند که به جبر و اضطرار اموری بر او تحمیل شده و از این رهگذر از یک سوی برای رهای از آن‌چه بدان گرفتار است، به الحاح و زاری و دعا و نیایش به درگاه خداوند می‌پردازد و از سوی دیگر از این‌که در مواردی به سوءاختیار و انتخاب خویش مرتکب کارهای ناشایسته شده است، احساس شرمساری و خجلت در پیشگاه خداوند می‌کند؛ چنان‌که مولوی می‌گوید: زاریِ ما شد دلیل اضطرار<ref>'''''مثنوی'''''. دفتر اول، بیت 618.</ref>.


'''مآخذ:'''
از لحاظ حقوقی مفهوم آزادی و انواع مختلف آزادی‌های سیاسی و مدنی، به‌حقیقت از آن‌جا سرچشمه می‌گیرد که آیا حکومت تا چه اندازه حق دارد که در انتخاب و آزادی شهروندان محدودیت ایجاد کند و شهروند تا چه اندازه مستحق است که از مداخله حکومت در امان بماند و در زیستن و انجام‌دادن کارها به خواسته خود آزادی داشته باشد؟ این مباحث که در روابط شهروندان با حکومت در حقوق داخلی کشورها ضمن قوانین اساسی دولت‌ها حل‌ می‌شود و همان آزادی‌هایی است که در فرمان [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|امام علی]] به مالک اشتر، رساله‌الحقوق [[امام زین العابدین(ع)|امام سجاد]] و کتاب‌های روایی و عرفانی به‌صورت توصیه‌های اخلاقی ذکر شده، بعدها در متن متمم قانون اساسی مشروطیت 1325 ق و [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران|قانون اساسی جمهوری اسلامی]] 1358 تضمین شده است<ref>امین، سیّدحسن. «تأملی در مفهوم، مختصات و انواع آزادی»، '''''ماهنامه‌حافظ'''''. ش 8 (آبان 1383)، ص 54 ـ63</ref>.


#
== نیز نگاه کنید به ==
# مانند آیه 44 سوره یونس، آیه 14 سوره اسراء و آیه 101 سوره هود.
# مانند حدیث: السعید سعید فی بطن‌الله و الشقی شقی فی بطن امه.
# جعفری تبریزی، محمّدتقی. '''''جبر و اختیار'''''. شرکت سهامی انتشار، 1342.
# '''''مثنوی'''''. دفتر اول، بیت 38.
# '''''همان'''''. دفتر اول، بیت 1327.
# '''''همان‌'''''. دفتر اول، بیت 938.
# هجویری. '''''کشف‌المحجوب'''''. چاپ ژوکوفسکی، طهوری، 1358، ص 503.
# '''''مثنوی'''''. دفتر اول، بیت 618.
# امین، سیّدحسن. «تأملی در مفهوم، مختصات و انواع آزادی»، '''''ماهنامه‌حافظ'''''. ش 8 (آبان 1383)، ص 54 ـ63.


* [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)]]
* [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]]
* [[امام زین العابدین(ع)]]
== پاورقی ==
[1]. مانند حدیث: السعید سعید فی بطن‌الله و الشقی شقی فی بطن امه.
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
== نویسنده مقاله ==
سیدحسن امین
سیدحسن امین
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۲۸

در فرهنگ اسلامی به‌طور عام و در حوزه علم کلام (اعتقادات) به‌طور خاص، به‌معنای اختیار مکلّف در انتخاب و برگزیدن امور برابر دلخواه خود او در بحث جبر و اختیار به‌کار می‌رود. در سنّت دینی، سخن از این است که آیا خداوند، انسان را آزاد و مختار آفریده است، یا در عالم زر برای هر یک از افراد بشر سرنوشتی محتوم رقم زده است؟ در این‌جا مقصود از آزادی، آن است که بشر در فعل و ترک امری آزاد و مختار باشد و بعد به‌واسطه دلایل و جهات نفع و خیریت، فعل را بر ترک ترجیح دهد، یا به‌عکس، با در نظر گرفتن زیان‌ها و مخاطره‌ها ترک را بر فعل مقدّم بدارد. این مفهوم مثبت آزادی و اختیار، مؤید این عقیده است که انسان با نظرورزی و اندیشه، حق انتخاب در زیستن و کار کردن و روابط اجتماعی خود دارد. به‌عبارت دیگر، در این بحث، اختیار به‌معنای آزادی ناشی از اندیشه و انتخاب سنجیده و نه صرفِ اراده و تصمیم شخصی است.

در قرآن که نخستین مرجع مسلمانان برای فهم بحث جبر و اختیار است، نزدیک چهل آیه وجود دارد که ظاهر آن‌ها حاکی از عدم اختیار بشر است. برای مثال یک‌جا به‌صراحت می‌گوید که بشر از خود اختیاری ندارد و هرچه خداوند اراده کند، همان خواهد شد: و ما تشاءُون الّا ما یشاء الله[۱]. امّا در مقابل، آیات بسیاری نیز هست که ضلالت و گمراهی افراد بشر را در نتیجه سوءاختیار آنان دانسته است[۲]، که همه این مفهوم را تکرار و تأیید می‌کنند که خداوند به کسی ستم نمی‌کند، ولی مردم به خویش ستم می‌کنند. باری، احادیث اسلامی هم که دومین مرجع مهم شرح و تفصیل اصول و فروع اسلام‌اند، بر دو دسته‌اند، بعضی فساد و تباهی و گمراهی بشر را مولود انتخاب و اعمال خود او می‌داند و بعضی سعادت و شقاوت را معلول مشیت الهی می‌گمارد و به‌عبارت دیگر هدایت را موقوف به اراده خدا می‌کند[1]. در حوزه علم کلام، معتزلیان به آزادی و اختیار بشر معتقدند و می‌گویند بشر در افعال ارادی خود، اختیار تام دارد، و اشعریان به جبر معتقدند و می‌گویند بشر به هیچ روی قدرت بر فعل ـ چه به نحو مؤثر، چه به‌صورت کسب ـ ندارد و در ظهور فعل، میان انسان و جماد، تفاوتی نیست و هرچه از انسان به‌ظهور رسد، فعل و کرده خداوند است. شیعیان با قبول اصل «امر بین الامرین» معتقدند که خدا بشر را مجبور کرد که مختار باشد![۳]

هم‌چنین حکیمان، عارفان و شاعران مسلمان نیز بر دو دسته‌اند، چنان‌که مولوی گاهی در مقامی به جبر می‌گراید و می‌گوید: ما همه شیران ولی شیر علم / حمله‌مان از باد باشد دم به دم[۴]، و گاهی بر آزاد و مختاربودن انسان تأکید می‌ورزد و می‌گوید: این‌که گویی این کنم یا آن کنم / این دلیل اختیار است ای صنم[۵]، و در جای دیگر در همین مقام می‌گوید: سعی، شکر نعمتش قدرت بود/ جبر تو، انکار آن نعمت بود[۶]. مولوی با آن‌که از نظر فلسفی به‌تصریح به اختیار بشر قائل است و سعی و کوشش و مجاهدت و پویش را برای کسب کمال واجب می‌داند و از این رهگذر، «جبر مذموم» را مستلزم ترک مجاهدت بلکه ترک طاعت و عبادت می‌شناسد، امّا از منظر عرفانی به «جبر محمود» معتقد است؛ یعنی این‌که عارف به‌قول هجویری اختیار و تقدیر حق را بر اختیار و تدبیر خود ترجیح بدهد[۷].

پس عارف می‌داند که به جبر و اضطرار اموری بر او تحمیل شده و از این رهگذر از یک سوی برای رهای از آن‌چه بدان گرفتار است، به الحاح و زاری و دعا و نیایش به درگاه خداوند می‌پردازد و از سوی دیگر از این‌که در مواردی به سوءاختیار و انتخاب خویش مرتکب کارهای ناشایسته شده است، احساس شرمساری و خجلت در پیشگاه خداوند می‌کند؛ چنان‌که مولوی می‌گوید: زاریِ ما شد دلیل اضطرار[۸].

از لحاظ حقوقی مفهوم آزادی و انواع مختلف آزادی‌های سیاسی و مدنی، به‌حقیقت از آن‌جا سرچشمه می‌گیرد که آیا حکومت تا چه اندازه حق دارد که در انتخاب و آزادی شهروندان محدودیت ایجاد کند و شهروند تا چه اندازه مستحق است که از مداخله حکومت در امان بماند و در زیستن و انجام‌دادن کارها به خواسته خود آزادی داشته باشد؟ این مباحث که در روابط شهروندان با حکومت در حقوق داخلی کشورها ضمن قوانین اساسی دولت‌ها حل‌ می‌شود و همان آزادی‌هایی است که در فرمان امام علی به مالک اشتر، رساله‌الحقوق امام سجاد و کتاب‌های روایی و عرفانی به‌صورت توصیه‌های اخلاقی ذکر شده، بعدها در متن متمم قانون اساسی مشروطیت 1325 ق و قانون اساسی جمهوری اسلامی 1358 تضمین شده است[۹].

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1]. مانند حدیث: السعید سعید فی بطن‌الله و الشقی شقی فی بطن امه.

مآخذ

  1. سوره انسان، آیه 30.
  2. آیه 44 سوره یونس، آیه 14 سوره اسراء و آیه 101 سوره هود.
  3. جعفری تبریزی، محمّدتقی. جبر و اختیار. شرکت سهامی انتشار، 1342.
  4. مثنوی. دفتر اول، بیت 38.
  5. مثنوی. دفتر اول، بیت 1327.
  6. مثنوی. دفتر اول، بیت 938.
  7. هجویری. کشف‌المحجوب. چاپ ژوکوفسکی، طهوری، 1358، ص 503.
  8. مثنوی. دفتر اول، بیت 618.
  9. امین، سیّدحسن. «تأملی در مفهوم، مختصات و انواع آزادی»، ماهنامه‌حافظ. ش 8 (آبان 1383)، ص 54 ـ63

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

سیدحسن امین