پرش به محتوا

کفالت: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
'''کفالت،''' در حقوق مدنی عقدی است مبتنی بر تعهد شخصی به دیگری، برای احضار شخص ثالث. متعهد را کفیل، شخص ثالث را مکفول و طرف دیگر را مکفول‌له می‌گویند<ref>ماده 734ق.م.</ref>.
'''کفالت،''' در [[حقوق مدنی]] عقدی است مبتنی بر [[تعهد]] شخصی به دیگری، برای احضار شخص ثالث. متعهد را کفیل، شخص ثالث را مکفول و طرف دیگر را مکفول‌له می‌گویند<ref>ماده 734ق.م.</ref>.


کفالت، در لغت تازی، از ریشه «کَفَلَ» به معنای تعهد، ذمه‌داری، ضمانت، عهده‌داری، سرپرستی، نگهداری، شفاعت، قیمومت و خصانت آمده است<ref>'''''تهذیب''''' '''''اللغه'''''.  جلد 9، ص.166.</ref><ref>'''''مجمع''''' '''''البحرین'''''. ص. 411-414.</ref><ref>'''''فرهنگ''''' '''''لاروس'''''. جلد 2، ص. 1722.</ref><ref>'''''المنجد'''''. جلد 2، ص. 1601.</ref>. صاحب جواهر، کفالت را عقدی می‌داند که برای تعهد به نفس قانونگذاری شده است<ref>  نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. جلد 26، ص. 185. </ref>. در صحت کفالت، تنها رضای کفیل و مکفول‌له، شرط است<ref>  نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''.  جلد 26، ص. 186.</ref>.  
کفالت، در لغت تازی، از ریشه «کَفَلَ» به معنای [[تعهد]]، ذمه‌داری، ضمانت، عهده‌داری، سرپرستی، نگهداری، شفاعت، قیمومت و خصانت آمده است<ref>'''''تهذیب''''' '''''اللغه'''''.  جلد 9، ص.166.</ref><ref>'''''مجمع''''' '''''البحرین'''''. ص. 411-414.</ref><ref>'''''فرهنگ''''' '''''لاروس'''''. جلد 2، ص. 1722.</ref><ref>'''''المنجد'''''. جلد 2، ص. 1601.</ref>. صاحب جواهر، [[کفالت]] را عقدی می‌داند که برای [[تعهد]] به نفس قانونگذاری شده است<ref>  نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. جلد 26، ص. 185. </ref>. در صحت کفالت، تنها [[رضا]]<nowiki/>ی کفیل و مکفول‌له، شرط است<ref>  نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''.  جلد 26، ص. 186.</ref>.  


درباره تعیین مکفولٌ عنه در عقد کفالت، صاحب جواهرالکلام معتقد است، شخص مکفول، معیّن باشد<ref>  نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. جلد 26، ص. 200. </ref>. کفالت، به اعتبار تعیین زمان، به دو نوع مطلق و موقت، تقسیم شده است؛ کفالت مطلق عبارت است از کفالتی که زمان معینی برای انجام آن تعیین نشده باشد؛ کفالت موقت، کفالتی است که مدت آن معلوم نباشد. مجهول بودن مدت، موجب بطلان عقد است<ref>ماده 737ق.م.</ref>. کفالت، به اعتبار موضوع، بر دو نوع است؛ کفالت به نفس، که در آن شخص عهده‌دار نفس، روح، جان و تن دیگری است؛ کفالت به مال، که تعهد شخص در آن مالی است<ref name=":0">انصاری، مسعود، طاهری، محمدعلی. '''''دانشنامه حقوق خصوصی'''''. تهران: محراب فکر، جلد 3، ص. 1613. </ref>. شروط کفالت عبارتند از:
درباره تعیین مکفولٌ عنه در عقد [[کفالت]]، صاحب جواهرالکلام معتقد است، شخص مکفول، معیّن باشد<ref>  نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. جلد 26، ص. 200. </ref>. کفالت، به اعتبار تعیین زمان، به دو نوع مطلق و موقت، تقسیم شده است؛ کفالت مطلق عبارت است از کفالتی که زمان معینی برای انجام آن تعیین نشده باشد؛ کفالت موقت، کفالتی است که مدت آن معلوم نباشد. مجهول بودن مدت، موجب بطلان عقد است<ref>ماده 737ق.م.</ref>. کفالت، به اعتبار موضوع، بر دو نوع است؛ کفالت به [[نفس]]، که در آن شخص عهده‌دار [[نفس]]، روح، جان و تن دیگری است؛ کفالت به مال، که [[تعهد]] شخص در آن مالی است<ref name=":0">انصاری، مسعود، طاهری، محمدعلی. '''''دانشنامه حقوق خصوصی'''''. تهران: محراب فکر، جلد 3، ص. 1613. </ref>. شروط کفالت عبارتند از:


# 1)‌ماهیت کفیل؛  
# [[ماهیت]] کفیل؛  
# 2) توانایی اصیل به تسلیم مکفولٌ به؛  
# توانایی اصیل به تسلیم مکفولٌ به؛
# 3) شناخته شده بودن اصیل؛  
# شناخته شده بودن اصیل؛
# 4) مکفولٌ‌له معلوم باشد؛  
# مکفولٌ‌له معلوم باشد؛
# 5) حضور مکفولٌ‌له؛  
# حضور مکفولٌ‌له؛
# 6) مکفولٌ به، بر عهده اصیل باشد. اگر کسی تعهدی نداشته باشد، کفالت او مفهومی نخواهد داشت؛  
# مکفولٌ به، بر عهده اصیل باشد. اگر کسی [[تعهد]]<nowiki/>ی نداشته باشد، کفالت او مفهومی نخواهد داشت؛  
# 7) کفیل بتواند مکفولٌ‌به را استیفاء کند؛  
# کفیل بتواند مکفولٌ‌به را استیفاء کند؛
# 8) دین لازم و صریح باشد<ref name=":0" />.
# دین لازم و صریح باشد<ref name=":0" />.


== مآخذ ==
== نیز نگاه کنید به ==
1.     ماده 734ق.م.


2.     '''''تهذیب''''' '''''اللغه'''''. 9/166؛ '''''مجمع''''' '''''البحرین'''''. 411-414؛ '''''فرهنگ''''' '''''لاروس'''''. 2/1722؛ '''''المنجد'''''. 2/1601.
* [[حقوق]]
* [[حقوق مدنی]]
* [[تعهد]]
* [[نفس]]


3.     نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. 26/185.
== مآخذ ==
 
<references />
4.     همان. 186.
 
5.     '''''جواهرالکلام'''''. 26/200.
 
6.     ماده 737ق.م.
 
7.     انصاری، مسعود؛ طاهری، محمدعلی. '''''دانشنامه حقوق خصوصی'''''. تهران: محراب فکر، 3/1613.
 
8.     همان.


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
اسدالله معظمی گودرزی
اسدالله معظمی گودرزی
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۰۶

کفالت، در حقوق مدنی عقدی است مبتنی بر تعهد شخصی به دیگری، برای احضار شخص ثالث. متعهد را کفیل، شخص ثالث را مکفول و طرف دیگر را مکفول‌له می‌گویند[۱].

کفالت، در لغت تازی، از ریشه «کَفَلَ» به معنای تعهد، ذمه‌داری، ضمانت، عهده‌داری، سرپرستی، نگهداری، شفاعت، قیمومت و خصانت آمده است[۲][۳][۴][۵]. صاحب جواهر، کفالت را عقدی می‌داند که برای تعهد به نفس قانونگذاری شده است[۶]. در صحت کفالت، تنها رضای کفیل و مکفول‌له، شرط است[۷].

درباره تعیین مکفولٌ عنه در عقد کفالت، صاحب جواهرالکلام معتقد است، شخص مکفول، معیّن باشد[۸]. کفالت، به اعتبار تعیین زمان، به دو نوع مطلق و موقت، تقسیم شده است؛ کفالت مطلق عبارت است از کفالتی که زمان معینی برای انجام آن تعیین نشده باشد؛ کفالت موقت، کفالتی است که مدت آن معلوم نباشد. مجهول بودن مدت، موجب بطلان عقد است[۹]. کفالت، به اعتبار موضوع، بر دو نوع است؛ کفالت به نفس، که در آن شخص عهده‌دار نفس، روح، جان و تن دیگری است؛ کفالت به مال، که تعهد شخص در آن مالی است[۱۰]. شروط کفالت عبارتند از:

  1. ماهیت کفیل؛
  2. توانایی اصیل به تسلیم مکفولٌ به؛
  3. شناخته شده بودن اصیل؛
  4. مکفولٌ‌له معلوم باشد؛
  5. حضور مکفولٌ‌له؛
  6. مکفولٌ به، بر عهده اصیل باشد. اگر کسی تعهدی نداشته باشد، کفالت او مفهومی نخواهد داشت؛
  7. کفیل بتواند مکفولٌ‌به را استیفاء کند؛
  8. دین لازم و صریح باشد[۱۰].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ماده 734ق.م.
  2. تهذیب اللغه. جلد 9، ص.166.
  3. مجمع البحرین. ص. 411-414.
  4. فرهنگ لاروس. جلد 2، ص. 1722.
  5. المنجد. جلد 2، ص. 1601.
  6.   نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. جلد 26، ص. 185.
  7.   نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. جلد 26، ص. 186.
  8.   نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. جلد 26، ص. 200.
  9. ماده 737ق.م.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ انصاری، مسعود، طاهری، محمدعلی. دانشنامه حقوق خصوصی. تهران: محراب فکر، جلد 3، ص. 1613.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اسدالله معظمی گودرزی