پرش به محتوا

هبه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
'''هبه،''' عقدی که به موجب آن شخصی مالی را مجاناً به دیگری تملیک کند. در لغت، هبه مصدر ریشه «وَهَبَ» و به معنای بخشش، هدیه، عطیه بلاعوض و بخشیدن چیزی به صورت بلاعوض است<ref>جُرّ، خلیل؛ طبیبیان، سیدمحمد. '''''فرهنگ لاروس'''''. تهران: امیرکبیر، 2107.</ref>. تملیک کننده، واهب، طرف دیگر، متهب و مال مورد هبه، عین موهبه نامیده می‌شود<ref>ماده 795ق.م.</ref>. صاحب جواهر، معتقد است «هبه، عبارت از عقدی است که اقتضای تملیک عین به صورت منجز و مجرد از قصد قربت می‌کند... که از آن به «نحله» و «عطیه» نیز تعبیر می‌شود، هر چند که هر دو می‌توانند از آن اعم باشند»<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. جلد 28، ص. 157 به بعد.</ref>.  
'''هبه،''' عقدی که به موجب آن شخصی مالی را مجاناً به دیگری تملیک کند. در لغت، هبه مصدر ریشه «وَهَبَ» و به معنای بخشش، هدیه، عطیه بلاعوض و بخشیدن چیزی به صورت بلاعوض است<ref>جُرّ، خلیل؛ طبیبیان، سیدمحمد. '''''فرهنگ لاروس'''''. تهران: امیرکبیر، 2107.</ref>. تملیک کننده، واهب، طرف دیگر، متهب و مال مورد هبه، عین موهبه نامیده می‌شود<ref>ماده 795ق.م.</ref>. صاحب جواهر، معتقد است <blockquote>«هبه، عبارت از عقدی است که اقتضای تملیک عین به صورت منجز و مجرد از قصد قربت می‌کند... که از آن به «نحله» و «عطیه» نیز تعبیر می‌شود، هر چند که هر دو می‌توانند از آن اعم باشند»<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. جلد 28، ص. 157 به بعد.</ref>. </blockquote>مهم‌ترین شروطه هبه، عبارتند از: 


مهم‌ترین شروطه هبه، عبارتند از: 1) اهلیّت واهب؛ واهب باید برای معامله و تصرف در مال خود، اهلیت داشته باشد<ref>ماده 796ق.م.</ref>؛  
1) اهلیّت واهب؛ واهب باید برای معامله و تصرف در مال خود، اهلیت داشته باشد<ref>ماده 796ق.م.</ref>؛  


2) مملوک بودن مورد؛ واهب باید مالک مالی باشد که هبه می‌کند<ref>ماده 797ق.م.</ref>؛ 3) ایجاب و قبول، در این باره قانون مدنی، تصریحی ندارد اما ماده 798 ق.م درباره قبض و قبول می‌گوید: «هبه واقع نمی‌شود، مگر با قبول و قبض متهب اعم از این‌که مباشر قبض، خود متهب باشد یا وکیل او، و قبض، بدون اذن واهب، اثری ندارد»، صاحب جواهر، معتقد است هبه، به نسبت صحت خویش و برای آن‌که اثر بر آن مرتبت گردد به ایجاب و قبول و قبض نیاز دارد<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''.  جلد 28، ص. 158به بعد.</ref>.
2) مملوک بودن مورد؛ واهب باید مالک مالی باشد که هبه می‌کند<ref>ماده 797ق.م.</ref>؛  
 
3) ایجاب و قبول، در این باره [[قانون]] [[حقوق مدنی|مدنی]]، تصریحی ندارد.
 
اما ماده 798 ق.م درباره قبض و قبول می‌گوید: <blockquote>«هبه واقع نمی‌شود، مگر با قبول و قبض متهب اعم از این‌که مباشر قبض، خود متهب باشد یا وکیل او، و قبض، بدون اذن واهب، اثری ندارد»، </blockquote>صاحب جواهر، معتقد است هبه، به نسبت صحت خویش و برای آن‌که اثر بر آن مرتبت گردد به ایجاب و قبول و قبض نیاز دارد<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''.  جلد 28، ص. 158به بعد.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==
* [[حقوق]]
* [[قانون]]
* [[حقوق مدنی]]


== مآخذ ==
== مآخذ ==
<references />
<references />
== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
دانشنامه ایران
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
اسدالله معظمی گودرزی
اسدالله معظمی گودرزی
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۵۸

هبه، عقدی که به موجب آن شخصی مالی را مجاناً به دیگری تملیک کند. در لغت، هبه مصدر ریشه «وَهَبَ» و به معنای بخشش، هدیه، عطیه بلاعوض و بخشیدن چیزی به صورت بلاعوض است[۱]. تملیک کننده، واهب، طرف دیگر، متهب و مال مورد هبه، عین موهبه نامیده می‌شود[۲]. صاحب جواهر، معتقد است

«هبه، عبارت از عقدی است که اقتضای تملیک عین به صورت منجز و مجرد از قصد قربت می‌کند... که از آن به «نحله» و «عطیه» نیز تعبیر می‌شود، هر چند که هر دو می‌توانند از آن اعم باشند»[۳].

مهم‌ترین شروطه هبه، عبارتند از:

1) اهلیّت واهب؛ واهب باید برای معامله و تصرف در مال خود، اهلیت داشته باشد[۴]؛

2) مملوک بودن مورد؛ واهب باید مالک مالی باشد که هبه می‌کند[۵]؛

3) ایجاب و قبول، در این باره قانون مدنی، تصریحی ندارد.

اما ماده 798 ق.م درباره قبض و قبول می‌گوید:

«هبه واقع نمی‌شود، مگر با قبول و قبض متهب اعم از این‌که مباشر قبض، خود متهب باشد یا وکیل او، و قبض، بدون اذن واهب، اثری ندارد»،

صاحب جواهر، معتقد است هبه، به نسبت صحت خویش و برای آن‌که اثر بر آن مرتبت گردد به ایجاب و قبول و قبض نیاز دارد[۶].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ↑ جُرّ، خلیل؛ طبیبیان، سیدمحمد. فرهنگ لاروس. تهران: امیرکبیر، 2107.
  2. ↑ ماده 795ق.م.
  3. ↑ نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. جلد 28، ص. 157 به بعد.
  4. ↑ ماده 796ق.م.
  5. ↑ ماده 797ق.م.
  6. ↑ نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. جلد 28، ص. 158به بعد.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اسدالله معظمی گودرزی