پرش به محتوا

مقام: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''[[مقام]]،''' در لغت به معنی جایگاه ایستادن، برخاستن و نیز به معنای برخاستن و نشستن به کار می‌رود. در اصطلاح تصوف و عرفان، مقام، مرتبه‌ای از مراتب سلوک است که سالک ان را در پرتو اسماءالهی طی می‌کند<ref>عزالدین کاشانی. '''''مصباح''''' '''''الهدایه'''''. چاپ همایی، ص125؛ کاشانی، '''''اصطلاحات''''' '''''الصوفیه'''''. ص78.</ref> تا به مرتبه نهایی برسد و به حقیقت دست یابد. مقامات به مثابه دوره‌های تحصیلی (= ابتدایی، متوسطه، عالی...) است که طالبان دانش طی می‌کنند و در هر دوره به میزانی از دانش دست می‌یابند. سالک راه حقیقت نیز مراتبی را که موسوم به مقامات، منازل، مواقف، درجات و وادی‌هاست<ref>راغب. '''''مفردات'''''. ص169؛ ابن‌منظور. '''''لسان''''' '''''العرب'''''. 9/360؛ شاه نعت‌الله ولی. '''''رسائل'''''. 2/303؛ عطار. '''''منطق‌الطیر'''''. چاپ گوهرین، ص180.</ref> طی می‌کند و به تدریج به حقیقت دست می‌یابد. از حقیقت یا جلوه‌های حقیقت که به لطف و عنایت الهی بر سالک کشف می‌شود به حال (جمع ان احوال) تعبیر می‌گردد [← حال].  
'''[[مقام]]،''' در لغت به معنی جایگاه ایستادن، برخاستن و نیز به معنای برخاستن و نشستن به کار می‌رود. در اصطلاح [[تصوف]] و عرفان، مقام، مرتبه‌ای از مراتب سلوک است که سالک آن را در پرتو اسماءالهی طی می‌کند<ref>عزالدین کاشانی. '''''مصباح''''' '''''الهدایه'''''. چاپ همایی، ص125.</ref><ref>کاشانی، '''''اصطلاحات''''' '''''الصوفیه'''''. ص78.</ref>. تا به مرتبه نهایی برسد و به [[حقیقت]] دست یابد. مقامات به مثابه دوره‌های تحصیلی (= ابتدایی، متوسطه، عالی...) است که طالبان دانش طی می‌کنند و در هر دوره به میزانی از دانش دست می‌یابند. سالک راه [[حقیقت]] نیز مراتبی را که موسوم به مقامات، منازل، مواقف، درجات و وادی‌هاست<ref>راغب. '''''مفردات'''''. جلد 1 ، ص. 169. </ref><ref>شاه نعت‌الله ولی. '''''رسائل'''''. جلد 2، ص. 303.</ref><ref>ابن‌منظور. '''''لسان''''' '''''العرب'''''. جلد 9، ص. 360. </ref><ref>عطار. '''''منطق‌الطیر'''''. چاپ گوهرین، ص180.</ref>. طی می‌کند و به تدریج به [[حقیقت]] دست می‌یابد. از [[حقیقت]] یا جلوه‌های [[حقیقت]] که به لطف و عنایت الهی بر سالک کشف می‌شود به [[حال]] (جمع ان احوال) تعبیر می‌گردد [← [[حال]]].  


مقام دارای دو ویژگی است: نخست ان‌که بر خلاف حال که موهبت الهی است، امری است اکتسابی و نتیجه کوشش و عمل سالک است؛ دوم، بر خلاف حال، پایدار است<ref>عزالدین کاشانی. '''''مصباح''''' '''''الهدایه'''''. چاپ همایی، ص125.</ref>.
مقام دارای دو ویژگی است:  


شمار مقامات در نظر اهل تصوف و عرفان متفاوت است: هزار، صد، چهل، دوازده، ده و هفت. چنان‌که خواجه عبدالله انصاری در رساله ''صد میدان''، از صد میدان یعنی صد مقام سخن گفته و در ''منازل السایرین'' از ده مقام که هر یک را به ده بخش تقسیم کرده و بدین ترتیب شمار مقامات را در دو مرحله به صد رسانده است. عطار هم در ''مصیبت‌نامه'' از چهل مقام سخن در میان اورده است،<ref>   عطار. '''''مصیبت‌نامه'''''. چاپ نورانی وصال، ص؟.</ref> اما شمار پذیرفته و جاافتاده مقامات، هفت است: نخست، توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا<ref>سراج‌ نیشابوری. '''''اللّمع....''''' . ص؟.</ref>، بر طبق طبقه‌بندی ابونصر سراج نیشابوری [← هر یک از مقامات] که باید ان را روش‌شناسی مکتب زهد یا تصوف زاهدانه به شمار اورد؛<ref>دادبه، اصغر. ارزش '''''روشناختی اللمع'''''.</ref> دوم، طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، توکل، و فقر و فنا<ref>عطارنیشابوری. '''''منطق‌الطیر'''''.</ref> بر طبق طبقه‌بندی فریدالدّین عطار نیشابوری که از ان‌ها به وادی‌های هفتگانه تعبیر می‌شود [← هر یک از وادی‌ها] و باید ان را روش‌شناسی مکتب عشق یا عرفان عاشقانه محسوب داشت<ref>دادبه، اصغر. '''''ارزش''''' '''''روشناختی''''' '''''منطق‌الطیر'''''.</ref>.
* نخست آن‌که بر خلاف [[حال]] که موهبت الهی است، امری است اکتسابی و نتیجه کوشش و عمل سالک است؛
 
* دوم، بر خلاف [[حال]]، پایدار است<ref>عزالدین کاشانی. '''''مصباح''''' '''''الهدایه'''''. چاپ همایی، ص125.</ref>.
==  '''ماخذ:''' ==


شمار مقامات در نظر اهل [[تصوف]] و عرفان متفاوت است: هزار، صد، چهل، دوازده، ده و هفت. چنان‌که خواجه عبدالله انصاری در رساله ''صد میدان''، از صد میدان یعنی صد مقام سخن گفته و در ''منازل السایرین'' از ده مقام که هر یک را به ده بخش تقسیم کرده و بدین ترتیب شمار مقامات را در دو مرحله به صد رسانده است. عطار هم در ''مصیبت‌نامه'' از چهل مقام سخن در میان اورده است،<ref>   عطار. '''''مصیبت‌نامه'''''. چاپ نورانی وصال، ص؟.</ref> اما شمار پذیرفته و جاافتاده مقامات، هفت است: <blockquote>نخست، [[توبه]]، [[ورع]]، [[زهد]]، [[فقر]]، [[صبر]]، [[توکل]] و [[رضا]]<ref>سراج‌ نیشابوری. '''''اللّمع....''''' . ص؟.</ref>،</blockquote>بر طبق طبقه‌بندی ابونصر سراج نیشابوری [← هر یک از مقامات] که باید آن را روش‌شناسی مکتب [[زهد]] یا تصوف زاهدانه به شمار آورد؛<ref>دادبه، اصغر. ارزش '''''روشناختی اللمع'''''.</ref> دوم، طلب، [[عشق]]، [[معرفت]]، [[استغنا]]، [[توحید]]، [[توکل]]، و [[فقر]] و [[فنا]]<ref>عطارنیشابوری. '''''منطق‌الطیر'''''.</ref> بر طبق طبقه‌بندی فریدالدّین عطار نیشابوری که از ان‌ها به وادی‌های هفتگانه تعبیر می‌شود [← هر یک از وادی‌ها] و باید ان را روش‌شناسی مکتب [[عشق]] یا عرفان عاشقانه محسوب داشت<ref>دادبه، اصغر. '''''ارزش''''' '''''روشناختی''''' '''''منطق‌الطیر'''''.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


* [[تصوف]]
* [[حال]]
* [[حقیقت]]


 
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
 
 
دانشنامه ایران


== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==


اصغر دادبه
اصغر دادبه
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۵۱

مقام، در لغت به معنی جایگاه ایستادن، برخاستن و نیز به معنای برخاستن و نشستن به کار می‌رود. در اصطلاح تصوف و عرفان، مقام، مرتبه‌ای از مراتب سلوک است که سالک آن را در پرتو اسماءالهی طی می‌کند[۱][۲]. تا به مرتبه نهایی برسد و به حقیقت دست یابد. مقامات به مثابه دوره‌های تحصیلی (= ابتدایی، متوسطه، عالی...) است که طالبان دانش طی می‌کنند و در هر دوره به میزانی از دانش دست می‌یابند. سالک راه حقیقت نیز مراتبی را که موسوم به مقامات، منازل، مواقف، درجات و وادی‌هاست[۳][۴][۵][۶]. طی می‌کند و به تدریج به حقیقت دست می‌یابد. از حقیقت یا جلوه‌های حقیقت که به لطف و عنایت الهی بر سالک کشف می‌شود به حال (جمع ان احوال) تعبیر می‌گردد [← حال].

مقام دارای دو ویژگی است:

  • نخست آن‌که بر خلاف حال که موهبت الهی است، امری است اکتسابی و نتیجه کوشش و عمل سالک است؛
  • دوم، بر خلاف حال، پایدار است[۷].

شمار مقامات در نظر اهل تصوف و عرفان متفاوت است: هزار، صد، چهل، دوازده، ده و هفت. چنان‌که خواجه عبدالله انصاری در رساله صد میدان، از صد میدان یعنی صد مقام سخن گفته و در منازل السایرین از ده مقام که هر یک را به ده بخش تقسیم کرده و بدین ترتیب شمار مقامات را در دو مرحله به صد رسانده است. عطار هم در مصیبت‌نامه از چهل مقام سخن در میان اورده است،[۸] اما شمار پذیرفته و جاافتاده مقامات، هفت است:

نخست، توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا[۹]،

بر طبق طبقه‌بندی ابونصر سراج نیشابوری [← هر یک از مقامات] که باید آن را روش‌شناسی مکتب زهد یا تصوف زاهدانه به شمار آورد؛[۱۰] دوم، طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، توکل، و فقر و فنا[۱۱] بر طبق طبقه‌بندی فریدالدّین عطار نیشابوری که از ان‌ها به وادی‌های هفتگانه تعبیر می‌شود [← هر یک از وادی‌ها] و باید ان را روش‌شناسی مکتب عشق یا عرفان عاشقانه محسوب داشت[۱۲].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ↑ عزالدین کاشانی. مصباح الهدایه. چاپ همایی، ص125.
  2. ↑ کاشانی، اصطلاحات الصوفیه. ص78.
  3. ↑ راغب. مفردات. جلد 1 ، ص. 169.
  4. ↑ شاه نعت‌الله ولی. رسائل. جلد 2، ص. 303.
  5. ↑ ابن‌منظور. لسان العرب. جلد 9، ص. 360.
  6. ↑ عطار. منطق‌الطیر. چاپ گوهرین، ص180.
  7. ↑ عزالدین کاشانی. مصباح الهدایه. چاپ همایی، ص125.
  8. ↑    عطار. مصیبت‌نامه. چاپ نورانی وصال، ص؟.
  9. ↑ سراج‌ نیشابوری. اللّمع.... . ص؟.
  10. ↑ دادبه، اصغر. ارزش روشناختی اللمع.
  11. ↑ عطارنیشابوری. منطق‌الطیر.
  12. ↑ دادبه، اصغر. ارزش روشناختی منطق‌الطیر.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه