پرش به محتوا

ابو نصر محمد فارابی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « '''فارابي،''' ابونصر محمد، د. 339ق/ 1- 950م، فيلسوف مسلمان و بنيانگذار فلسفة اسلامي. اهل فاراب – شهري نزديك يا شهري ساخته شدة بر جاي شهر ويران شده اترار به دست مغول ـ  بود. مدتي در بغداد و حران زيست و نزد استادان زمان به آموختن منطق پرداخت و پس از آن ب...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:Farabi1-biography1.jpg|بندانگشتی|ابو نصر محمد فارابی برگرفته از وبسایت بیتوته قابل بازیابی از<nowiki/>https://www.beytoote.com/scientific/scientist/farabi1-biography2.html]]
'''فارابي،''' ابونصر محمد، د. 339ق/ 1- 950م، فيلسوف مسلمان و بنيانگذار فلسفة اسلامي. اهل فاراب – شهري نزديك يا شهري ساخته شدة بر جاي شهر ويران شده اترار به دست مغول ـ  بود. مدتي در بغداد و حران زيست و نزد استادان زمان به آموختن منطق پرداخت و پس از آن به دمشق رفت و تا آخر عمر در آن‌جا ماند.<sup>1</sup>
[[ابو نصر محمد فارابی|'''فارابی،''' ابونصر محمد]]، د. 339ق/ 1- 950م، فیلسوف مسلمان و بنیانگذار فلسفه اسلامی. اهل فاراب – شهری نزدیک یا شهری ساخته شده بر جای شهر ویران شده اترار به دست مغول ـ  بود. مدتی در بغداد و حران زیست و نزد استادان زمان به اموختن منطق پرداخت و پس از آن به دمشق رفت و تا اخر عمر در ان‌جا ماند<ref>ابن‌خلکان، شمس‌الدین احمد. '''''وفیات''''' '''''الاعیان'''''. به کوشش احسان عباس، قم: 1364، 5/153- 157.</ref>.


فارابي با آموخته‌هاي خود از فلسفة يوناني –  اعم از افلاطون، ارسطو، و آميختن آن‌ها با آموزه‌هاي اسلامي، مكتبي را پايه‌گذاري كرد كه زيربناي فلسفة اسلامي گرديد. هر چند پيش از او، هم ترجمة آثار يوناني به عربي، هم رواج انديشة فلسفي به روش يوناني به طور پراكنده آغاز شده بود. فارابي نخست به منطق پرداخت و آن‌چه از اين علم يافت به عربي شرح و بسط داد و مشكلات آن را كه حتي كندي هم به آن نپرداخته بود گشود. سپس به آثار فلسفي ارسطو و افلاطون روي آورد و يك به يك به كشف اغراض آن‌ها پرداخت و نوشته‌هائي در اين دو زمينه باقي گذاشت. مرحلة بعدي در انديشة فارابي، تدوين نظام خاص فلسفي/ سياسي اوست كه براي نخستين بار در عالم اسلامي اتفاق مي‌افتاد و آن از در هم آميختن همة اين آموخته‌ها و انديشه‌ها به وجود آمد.<sup>2</sup> آن‌چه فلسفة فارابي را ويژگي مي‌بخشد، گرايش او به وحدت انديشي است. به همين جهت تلفيقي از تفكر افلاطون و ارسطو و افلوطين و مفسران آن‌ها، كه گويا اين دو بخش اخير چندان براي او از آثار ارسطو تفكيك نشده بودند، در انديشة او به چشم مي‌آيد. سياست، كه بهتر است آن را فلسفة سياسي بخوانيم، يكي از دغدغه‌هاي جدي او به شمار مي‌رود. او در سياست نيز به دنبال يافتن همان وحدت فلسفي در پيكر جامعة انساني است. به طور كلي، نظام فكري فارابي و جهانشناسي او نظاميست كه افلوطين وار از واحد آغاز مي‌گردد و از بالا به پائين توسط عقول دهگانه به عالم زميني ما مي‌رسد. به همين جهت جامعه و حكومت نيز همواره از اين عامل وحدت بخش، يعني حضور عقل بهره‌مند است. در جاي جاي اين نظام، به مناسبت، فارابي عناصري از افلاطون و ارسطو را وارد ساخته است و آن را به مثابه كلي كه همه اجزاي آن با هم همخواني دارند عرضه مي‌نمايد. پس از فارابي، راه او هم در فلسفة اسلامي و هم در تفكر يهودي و هم با تأثيرهائي در فلسفة مدرسي اروپا دنبال شد. ابن‌سينا و ابن رشد هر يك جنبه‌اي از انديشة او را پرورش دادند.<sup>3</sup>
فارابی با آموخته‌های خود از فلسفه یونانی –  اعم از افلاطون، ارسطو، و آمیختن آن‌ها با اموزه‌های اسلامی، مکتبی را پایه‌گذاری کرد که زیربنای فلسفه اسلامی گردید. هر چند پیش از او، هم ترجمه آثار یونانی به عربی، هم رواج اندیشه فلسفی به روش یونانی به طور پراکنده آغاز شده بود. فارابی نخست به منطق پرداخت و ان‌چه از این علم یافت به عربی شرح و بسط داد و مشکلات ان را که حتی کندی هم به آن نپرداخته بود گشود. سپس به اثار فلسفی ارسطو و افلاطون روی آورد و یک به یک به کشف اغراض ان‌ها پرداخت و نوشته‌هائی در این دو زمینه باقی گذاشت. مرحله بعدی در اندیشه فارابی، تدوین نظام خاص فلسفی/ سیاسی اوست که برای نخستین بار در عالم اسلامی اتفاق می‌افتاد و ان از در هم امیختن همه این اموخته‌ها و اندیشه‌ها به وجود امد<ref>   قاضی صاعد اندلسی. '''''التعریف''''' '''''بطبقات''''' '''''الامم'''''. به کوشش غلامرضا جمشیدنژاد اول، تهران: 1379، 222- 223.</ref>. ان‌چه فلسفه فارابی را ویژگی می‌بخشد، گرایش او به وحدت اندیشی است. به همین جهت تلفیقی از تفکر افلاطون و ارسطو و افلوطین و مفسران آن‌ها، که گویا این دو بخش اخیر چندان برای او از آثار ارسطو تفکیک نشده بودند، در اندیشه او به چشم می‌اید. سیاست، که بهتر است ان را فلسفه سیاسی بخوانیم، یکی از دغدغه‌های جدی او به شمار می‌رود. او در سیاست نیز به دنبال یافتن همان وحدت فلسفی در پیکر جامعه انسانی است. به طور کلی، نظام فکری فارابی و جهانشناسی او نظامی است که افلوطین وار از واحد آغاز می‌گردد و از بالا به پائین توسط عقول دهگانه به عالم زمینی ما می‌رسد. به همین جهت جامعه و حکومت نیز همواره از این عامل وحدت بخش، یعنی حضور عقل بهره‌مند است. در جای جای این نظام، به مناسبت، فارابی عناصری از افلاطون و ارسطو را وارد ساخته است و آن را به مثابه کلی که همه اجزای ان با هم همخوانی دارند عرضه می‌نماید. پس از فارابی، راه او هم در فلسفه اسلامی و هم در تفکر یهودی و هم با تأثیرهائی در فلسفه مدرسی اروپا دنبال شد. [[ابن سینا، پزشک|ابن‌سینا]] و ابن رشد هر یک جنبه‌ای از اندیشه او را پرورش دادند<ref>  مدکور، ابراهیم'''''.''''' '''''«الفارابی».''''' ترجمه علی‌محمد کاردان، در تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش م.م. شریف، تهران: 1362، 1/ 646- 648، 655.</ref>.


آثار فارابي به طور واضح نشان دهندة جاي پاي عقل در تمامي انديشة اويند، چه در روش و چه در محتوا. از همة كتاب‌ها و رساله‌هائي كه در تاريخ علم و تاريخ فلسفه‌هاي اسلامي به فارابي نسبت داده شده‌اند امروز اثري نيست، اما همان‌قدر هم كه باقي‌مانده قابل توجه است. بسياري از كارهاي او در منطق، جمع‌آوري شده و در مجموعه‌اي دو جلدي به نام المنطقيات للفارابي، قم، 1408ق، به چاپ رسيده‌اند. از كارهاي مهم او كتاب ''احصاء العلوم'' است كه براي نخستين بار در تاريخ علم اسلامي در آن به طبقه‌بندي علوم پرداخته شده است. دو كتاب مشهور او ''آراء اهل المدينه الفاضله'' و ''السياسات المدينه'' كه به گواهي نامشان در فسلفة سياسي نگاشته شده‌اند، در عين حال حاوي بخش‌هاي مهمي از نظرية او در باب عقل مي‌باشند. رسالة مهم او ''في معافي العقل'' يكسره دربارة عقل است. ''الجمع بين رائي الحكيمين'' نيز اثر مهم ديگر اوست كه در آن كوشيده است تا وحدت ميان تفكر افلاطون و ارسطو را اثبات نمايد. همة اين آثار به چاپ رسيده‌‌اند و برخي از آن‌ها به فارسي نيز ترجمه شده‌اند. اما همچنان جاي چاپي منقح و تحقيقي از كارهاي فارابي خالي است. اثر ديگري كه از او نام برده‌ شده ''اغراض مابعد الطبيعه ارسطو'' است و همان كتابي است كه ابن‌سينا را در فهم فلسفة ارسطو ياري كرد.
آثار فارابی به طور واضح نشان دهنده جای پای عقل در تمامی اندیشه اویند، چه در روش و چه در محتوا. از همه کتاب‌ها و رساله‌هائی که در تاریخ علم و تاریخ فلسفه‌های اسلامی به فارابی نسبت داده شده‌اند امروز اثری نیست، اما همان‌قدر هم که باقی‌مانده قابل توجه است. بسیاری از کارهای او در منطق، جمع‌آوری شده و در مجموعه‌ای دو جلدی به نام المنطقیات للفارابی، قم، 1408ق، به چاپ رسیده‌اند. از کارهای مهم او کتاب ''احصاء العلوم'' است که برای نخستین بار در تاریخ علم اسلامی در آن به طبقه‌بندی علوم پرداخته شده است.  


دو کتاب مشهور او ''اراء اهل المدینه الفاضله'' و ''السیاسات المدینه'' که به گواهی نامشان در فسلفه سیاسی نگاشته شده‌اند، در عین حال حاوی بخش‌های مهمی از نظریه او در باب عقل می‌باشند. رساله مهم او ''فی معافی العقل'' یکسره درباره عقل است. ''الجمع بین رائی الحکیمین'' نیز اثر مهم دیگر اوست که در آن کوشیده است تا وحدت میان تفکر افلاطون و ارسطو را اثبات نماید. همه این اثار به چاپ رسیده‌‌اند و برخی از آن‌ها به فارسی نیز ترجمه شده‌اند. اما همچنان جای چاپی منقح و تحقیقی از کارهای فارابی خالی است. اثر دیگری که از او نام برده‌ شده ''اغراض مابعد الطبیعه ارسطو'' است و همان کتابی است که [[ابن سینا، پزشک|ابن‌سینا]] را در فهم فلسفه ارسطو یاری کرد.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.   ابن‌خلكان، شمس‌الدين احمد. '''''وفيات''''' '''''الاعيان'''''. به كوشش احسان عباس، قم: 1364، 5/153- 157.
* [[تصوف]]
* [[ابن سینا، پزشک|ابن‌سینا]]<br />


2.   قاضي صاعد اندلسي. '''''التعريف''''' '''''بطبقات''''' '''''الامم'''''. به كوشش غلامرضا جمشيدنژاد اول، تهران: 1379، 222- 223.
== مآخذ ==
 
<references />
3.   مدكور، ابراهيم'''''.''''' '''''«الفارابي».''''' ترجمة علي‌محمد كاردان، در تاريخ فلسفه در اسلام، به كوشش م.م. شريف، تهران: 1362، 1/ 646- 648، 655.
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
منوچهر پزشک
منوچهر پزشک
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۲۸

ابو نصر محمد فارابی برگرفته از وبسایت بیتوته قابل بازیابی ازhttps://www.beytoote.com/scientific/scientist/farabi1-biography2.html

فارابی، ابونصر محمد، د. 339ق/ 1- 950م، فیلسوف مسلمان و بنیانگذار فلسفه اسلامی. اهل فاراب – شهری نزدیک یا شهری ساخته شده بر جای شهر ویران شده اترار به دست مغول ـ  بود. مدتی در بغداد و حران زیست و نزد استادان زمان به اموختن منطق پرداخت و پس از آن به دمشق رفت و تا اخر عمر در ان‌جا ماند[۱].

فارابی با آموخته‌های خود از فلسفه یونانی –  اعم از افلاطون، ارسطو، و آمیختن آن‌ها با اموزه‌های اسلامی، مکتبی را پایه‌گذاری کرد که زیربنای فلسفه اسلامی گردید. هر چند پیش از او، هم ترجمه آثار یونانی به عربی، هم رواج اندیشه فلسفی به روش یونانی به طور پراکنده آغاز شده بود. فارابی نخست به منطق پرداخت و ان‌چه از این علم یافت به عربی شرح و بسط داد و مشکلات ان را که حتی کندی هم به آن نپرداخته بود گشود. سپس به اثار فلسفی ارسطو و افلاطون روی آورد و یک به یک به کشف اغراض ان‌ها پرداخت و نوشته‌هائی در این دو زمینه باقی گذاشت. مرحله بعدی در اندیشه فارابی، تدوین نظام خاص فلسفی/ سیاسی اوست که برای نخستین بار در عالم اسلامی اتفاق می‌افتاد و ان از در هم امیختن همه این اموخته‌ها و اندیشه‌ها به وجود امد[۲]. ان‌چه فلسفه فارابی را ویژگی می‌بخشد، گرایش او به وحدت اندیشی است. به همین جهت تلفیقی از تفکر افلاطون و ارسطو و افلوطین و مفسران آن‌ها، که گویا این دو بخش اخیر چندان برای او از آثار ارسطو تفکیک نشده بودند، در اندیشه او به چشم می‌اید. سیاست، که بهتر است ان را فلسفه سیاسی بخوانیم، یکی از دغدغه‌های جدی او به شمار می‌رود. او در سیاست نیز به دنبال یافتن همان وحدت فلسفی در پیکر جامعه انسانی است. به طور کلی، نظام فکری فارابی و جهانشناسی او نظامی است که افلوطین وار از واحد آغاز می‌گردد و از بالا به پائین توسط عقول دهگانه به عالم زمینی ما می‌رسد. به همین جهت جامعه و حکومت نیز همواره از این عامل وحدت بخش، یعنی حضور عقل بهره‌مند است. در جای جای این نظام، به مناسبت، فارابی عناصری از افلاطون و ارسطو را وارد ساخته است و آن را به مثابه کلی که همه اجزای ان با هم همخوانی دارند عرضه می‌نماید. پس از فارابی، راه او هم در فلسفه اسلامی و هم در تفکر یهودی و هم با تأثیرهائی در فلسفه مدرسی اروپا دنبال شد. ابن‌سینا و ابن رشد هر یک جنبه‌ای از اندیشه او را پرورش دادند[۳].

آثار فارابی به طور واضح نشان دهنده جای پای عقل در تمامی اندیشه اویند، چه در روش و چه در محتوا. از همه کتاب‌ها و رساله‌هائی که در تاریخ علم و تاریخ فلسفه‌های اسلامی به فارابی نسبت داده شده‌اند امروز اثری نیست، اما همان‌قدر هم که باقی‌مانده قابل توجه است. بسیاری از کارهای او در منطق، جمع‌آوری شده و در مجموعه‌ای دو جلدی به نام المنطقیات للفارابی، قم، 1408ق، به چاپ رسیده‌اند. از کارهای مهم او کتاب احصاء العلوم است که برای نخستین بار در تاریخ علم اسلامی در آن به طبقه‌بندی علوم پرداخته شده است.

دو کتاب مشهور او اراء اهل المدینه الفاضله و السیاسات المدینه که به گواهی نامشان در فسلفه سیاسی نگاشته شده‌اند، در عین حال حاوی بخش‌های مهمی از نظریه او در باب عقل می‌باشند. رساله مهم او فی معافی العقل یکسره درباره عقل است. الجمع بین رائی الحکیمین نیز اثر مهم دیگر اوست که در آن کوشیده است تا وحدت میان تفکر افلاطون و ارسطو را اثبات نماید. همه این اثار به چاپ رسیده‌‌اند و برخی از آن‌ها به فارسی نیز ترجمه شده‌اند. اما همچنان جای چاپی منقح و تحقیقی از کارهای فارابی خالی است. اثر دیگری که از او نام برده‌ شده اغراض مابعد الطبیعه ارسطو است و همان کتابی است که ابن‌سینا را در فهم فلسفه ارسطو یاری کرد.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ابن‌خلکان، شمس‌الدین احمد. وفیات الاعیان. به کوشش احسان عباس، قم: 1364، 5/153- 157.
  2.    قاضی صاعد اندلسی. التعریف بطبقات الامم. به کوشش غلامرضا جمشیدنژاد اول، تهران: 1379، 222- 223.
  3.   مدکور، ابراهیم. «الفارابی». ترجمه علی‌محمد کاردان، در تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش م.م. شریف، تهران: 1362، 1/ 646- 648، 655.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

منوچهر پزشک