پرش به محتوا

نوروز در عهد ساسانیان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «ساسانیان نوروز را نوک روژمی گفتند. به موجب روایت دینکرد، هر پادشاهی در این روز فرخنده رعیت ممالک خویش را قرین شادی و خرمی می‌کرد و در این عید کسانی که کار می‌کردند، دست از کار کشیده به استراحت و شادمانی می‌پرداختند. یکی از کتب پهلوی نسبتاً جد...» ایجاد کرد
 
Azadeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
ساسانیان نوروز را نوک روژمی گفتند. به موجب روایت دینکرد، هر پادشاهی در این روز فرخنده رعیت ممالک خویش را قرین شادی و خرمی می‌کرد و در این عید کسانی که کار می‌کردند، دست از کار کشیده به استراحت و شادمانی می‌پرداختند. یکی از کتب پهلوی نسبتاً جدید همه حوادث گذشته و آینده را، که در نوروز واقع شده و خواهد شد، شرح می‌دهد. یعنی از روزی که اهورمزدا جهان را بیافرید و ایام فرخنده‌ای که در تاریخ داستانی مذکور است تا پایان عمر عالم در آن آمده است. نوروز عید بهاری است. در این روز مالیات‌های وصول‌شده را به حضور شاه عرضه می‌داشتند و شاه به عزل و نصب حکام می‌پرداخت. عید نوروز شش روز متوالی دوام داشت و در این شش روز سلاطین ساسانی بار می‌دادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتیب منظم می‌پذیرفتند و به حضار عیدی می‌دادند. روز ششم را سلاطین برای خود و محرمان درگاه جشن می‌گرفتند. در روز اول و روز ششم نوروز، همه قسم مراسم متداوله ملی اجرا می‌شد. در روز اول مردم صبح بسیار زود برخاسته، به کنار نهرها و قناتها رفته شستشو می‌کردند و به یکدیگر ۱- موله، م. ایران باستان، ترجمه دکتر ژاله آموزگار، یادشده، ص ۷۸.
[https://iranology-e.ir/%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86 ساسانیان] نوروز را نوک روژمی گفتند. به موجب روایت دینکرد، هر پادشاهی در این روز فرخنده رعیت ممالک خویش را قرین شادی و خرمی می‌کرد و در این عید کسانی که کار می‌کردند، دست از کار کشیده به استراحت و شادمانی می‌پرداختند. یکی از کتب پهلوی نسبتاً جدید همه حوادث گذشته و آینده را، که در نوروز واقع شده و خواهد شد، شرح می‌دهد. یعنی از روزی که اهورمزدا جهان را بیافرید و ایام فرخنده‌ای که در تاریخ داستانی مذکور است تا پایان عمر عالم در آن آمده است. نوروز عید بهاری است. در این روز مالیات‌های وصول‌شده را به حضور شاه عرضه می‌داشتند و شاه به عزل و نصب حکام می‌پرداخت. عید نوروز شش روز متوالی دوام داشت و در این شش روز سلاطین ساسانی بار می‌دادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتیب منظم می‌پذیرفتند و به حضار عیدی می‌دادند. روز ششم را سلاطین برای خود و محرمان درگاه جشن می‌گرفتند. در روز اول و روز ششم نوروز، همه قسم مراسم متداوله ملی اجرا می‌شد. در روز اول مردم صبح بسیار زود برخاسته، به کنار نهرها و قناتها رفته شستشو می‌کردند و به یکدیگر آب می‌پاشیدند و شیرینی تعارف می‌کردند. صبح پیش از آنکه کلامی ادا کنند شکر می‌خوردند یا سه مرتبه عسل می‌لیسیدند و برای حفظ بدن از ناخوشیها و بدبختی‌ها روغن به تن می‌مالیدند و خود را با سه قطعه موم دود می‌دادند. در این روز سکه نو می‌زدند و آتشکده‌ها را پاک و طاهر می‌کردند و امثال این...<ref>پروفسور کریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه غلامرضا رشید یاسمی، دنیای کتاب، ۱۳۶۸، صص ۲۰۵.۶.</ref>


در این عهد نوروز را در میان ملت ایران و نیز در دربار مراسم مخصوص و تشریفات فراوان در کار بوده است و به تحقیق می‌توان گفت که در هیچ زمان مراسم نوروز را با این همه تکلفات به‌جا نمی‌آوردند و خوشبختانه از اغلب این مراسم اطلاعات کافی در دست است پادشاه پس از آنکه در بامداد نوروز زینت خود را می‌پوشید و لباسی را که معمولاً از بردیمانی و وشی بود بر تن می‌کرد به تنهایی در دربار حاضر می‌شد و شخصی که قدم او را به فال نیک می‌گرفتند بر شاه داخل می‌گردید. برخی نگاشته‌اند که اولین کس از بیگانگان که در بامداد نوروز به خدمت شاه می‌رسید موبدان موبد بود که با جامی زرین و پُر از می و انگشتری و درمی و دیناری خسروانی و دسته‌ای سبزه و شمشیری و تیر و کمان و دوات و قلم و اسبی و بازی و کودکی نیکروی پیش شاه می‌آمد و او را بدین عبارت می‌ستود:<blockquote>«شها به جشن فروردین آزادی‌گزین بر داد<ref>این کلمه در لغتنامه دهخدا، «به روان» آمده است</ref> و دین کیان، سروش آورد ترا دانایی و بینایی بر کاردانی؛ و دیرزی و با خوی هژیر و شادباش بر تخت زرین و انوشه خور به جام جمشید، و رسم نیاکان در همت بلند و نیکوکاری و ورزش داد و راستی نگاه دار، سرت سبز باد و جوانی چو خوید، اسبت کامکار و پیروز، و تیغت روشن و کاری به دشمن و بازت‌گیرا و خجسته به شکار، و کارت راست چون تیر، و هم کشوری بگیر نو، بر تخت بادرم و دینار، پیشت هنری و دانا گرامی و درم خوار و سرایت آباد و زندگانی بسیار.»<ref>خیام، نوروزنامه، یادشده، صص ۱۸.۱۹.</ref></blockquote>پس جام شراب را به پادشاه می‌داد و دسته خوید را در دست دیگر او می‌گذاشت و دینار و درم در پیش تخت وی می‌نهاد. مقصود ایشان از آوردن این چیزها که گفته شد این بود که شاه و بزرگان را دیده بر آنها افتد تا در همه سال شادمان و خرم باشند و آن سال برایشان مبارک گردد. پس از این مقدمات بزرگان به خدمت می‌آمدند و هدایایی تقدیم می‌نمودند هدایای نوروزی از طرف سلاطین جزء و شهرداران و اسپهبدان و امرای مملکت و زنان پادشاه و عامه مردم به پادشاه تقدیم می‌شد و سلاطین نیز آنها را که قدر و قیمتی داشت. به خزانه می‌فرستادند و مابقی را متفرق می‌ساختند. شاه نیز به هدیه‌دهندگان به نسبت درجات آنان چیزی هدیه می‌کرد.


۱۰۶
وصول مالیاتهای مملکتی در ایام سلاطین ساسانی در نوروز آغاز می‌شد.<ref>خیام، نوروزنامه، یادشده، صص ۱۸.۱۹.</ref>در هر یک از ایام نوروز پادشاه بازی سپید پرواز می‌داد، و از چیزهایی که بادشاه در نوروز به خوردن آن تبرک می‌جست اندکی شیر تازه و خالص و پنیر تازه بود، در هر نوروزی برای پادشاه با کوزه آهنین یا سیمین آبی برداشته می‌شد. درگردن این کوزه قلاده‌ای قرار می‌دادند از یاقوتهای سبزکه از زنجیر زرین‌گذشته و بر آن مهره‌های زبر جدین کشیده باشد. این آب را ناگزیر دختران بکر از زیر آسیابها برمی‌داشتند.<ref>جاحظ، المحاسن والاضداد، چاپ مصر، ص ۲۳۴.</ref>
 
اَداب و رسوم نوروز
 
آب می‌پاشیدند و شیرینی تعارف می‌کردند. صبح پیش از آنکه کلامی ادا کنند شکر می‌خوردند یا سه مرتبه عسل می‌لیسیدند و برای حفظ بدن از ناخوشیها و بدبختی‌ها روغن به تن می‌مالیدند و خود را با سه قطعه موم دود می‌دادند. در این روز سکه نو می‌زدند و آتشکده‌ها را پاک و طاهر می‌کردند و امثال این...'
 
در این عهد نوروز را در میان ملت ایران و نیز در دربار مراسم مخصوص و تشریفات فراوان در کار بوده است و به تحقیق می‌توان گفت که در هیچ زمان مراسم نوروز را با این همه تکلفات به‌جا نمی‌آوردند و خوشبختانه از اغلب این مراسم اطلاعات کافی در دست است پادشاه پس از آنکه در بامداد نوروز زینت خود را می‌پوشید و لباسی را که معمولاً از بردیمانی و وشی بود بر تن می‌کرد به تنهایی در دربار حاضر می‌شد و شخصی که قدم او را به فال نیک می‌گرفتند بر شاه داخل می‌گردید. برخی نگاشته‌اند که اولین کس از بیگانگان که در بامداد نوروز به خدمت شاه می‌رسید موبدان موبد بود که با جامی زرین و پُر از می و انگشتری و درمی و دیناری خسروانی و دسته‌ای سبزه و شمشیری و تیر و کمان و دوات و قلم و اسبی و بازی و کودکی نیکروی پیش شاه می‌آمد و او را بدین عبارت می‌ستود: «شها به جشن فروردین آزادی‌گزین بر داد^{۲} و دین کیان، سروش آورد ترا دانایی و بینایی بر کاردانی؛ و دیرزی و با خوی هژیر و شادباش بر تخت زرین و انوشه خور به جام جمشید، و رسم نیاکان در همت بلند و نیکوکاری و ورزش داد و راستی نگاه دار، سرت سبز باد و ۱- پروفسور کریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه غلامرضا رشید یاسمی، دنیای کتاب، ۱۳۶۸، صص ۲۰۵.۶.
 
۲- این کلمه در لغتنامه دهخدا، «به روان» آمده است.
 
 
سیر تاریخی نوروز
 
۱۰۷
 
جوانی چو خوید، اسبت کامکار و پیروز، و تیغت روشن و کاری به دشمن و بازت‌گیرا و خجسته به شکار، و کارت راست چون تیر، و هم کشوری بگیر نو، بر تخت بادرم و دینار، پیشت هنری و دانا گرامی و درم خوار و سرایت آباد و زندگانی بسیار.»
 
پس جام شراب را به پادشاه می‌داد و دسته خوید را در دست دیگر او می‌گذاشت و دینار و درم در پیش تخت وی می‌نهاد. مقصود ایشان از آوردن این چیزها که گفته شد این بود که شاه و بزرگان را دیده بر آنها افتد تا در همه سال شادمان و خرم باشند و آن سال برایشان مبارک گردد. پس از این مقدمات بزرگان به خدمت می‌آمدند و هدایایی تقدیم می‌نمودند هدایای نوروزی از طرف سلاطین جزء و شهرداران و اسپهبدان و امرای مملکت و زنان پادشاه و عامه مردم به پادشاه تقدیم می‌شد و سلاطین نیز آنها را که قدر و قیمتی داشت. به خزانه می‌فرستادند و مابقی را متفرق می‌ساختند. شاه نیز به هدیه‌دهندگان به نسبت درجات آنان چیزی هدیه می‌کرد.
 
وصول مالیاتهای مملکتی در ایام سلاطین ساسانی در نوروز آغاز می‌شد.^{۲} در هر یک از ایام نوروز پادشاه بازی سپید پرواز می‌داد، و از چیزهایی که بادشاه در نوروز به خوردن آن تبرک می‌جست اندکی شیر تازه و خالص و پنیر تازه بود، در هر نوروزی برای پادشاه با کوزه آهنین یا سیمین آبی برداشته می‌شد. درگردن این کوزه قلاده‌ای قرار می‌دادند از یاقوتهای سبزکه از زنجیر زرین‌گذشته و بر آن مهره‌های زبر جدین کشیده
 
۱- خیام، نوروزنامه، یادشده، صص ۱۸.۱۹.
 
۲- جاحظ، التاج فی‌اخلاق‌الملوک، چاپ مصر، ص ۱۴۶.
 
 
۱۰۸
 
أداب و رسوم نوروز
 
باشد. این آب را ناگزیر دختران بکر از زیر آسیابها برمی‌داشتند.


بیست و پنج روز قبل از نوروز در صحن دارالملک دوازده ستون از خشت خام برپا می‌شد که بر ستونی گندم و بر ستونی عدس باقلی و بر ستونی کاجیله و بر ستونی ارزن و بر ستونی ذرت و بر ستونی لوبیا و بر ستونی نخود و بر ستونی کنجد و بر ستونی ماش می‌کاشتند و اینها را نمی‌چیدند مگر به غنا و ترنم ولهو، در ششمین روز نوروز این حبوب را می‌کندند و در مجلس می‌پراکندند و تا روز مهر از ماه فروردین (شانزدهم فروردین) آنها را جمع نمی‌کردند. این حبوب را برای تفال می‌کاشتند و گمان می‌کردند که هر یک از آنهاکه نیکوتر و بارورتر شد محصولش در آن سال فراوان خواهد بود شاه به خصوص با نظرکردن به جو تبرّک بی‌جست.
بیست و پنج روز قبل از نوروز در صحن دارالملک دوازده ستون از خشت خام برپا می‌شد که بر ستونی گندم و بر ستونی عدس باقلی و بر ستونی کاجیله و بر ستونی ارزن و بر ستونی ذرت و بر ستونی لوبیا و بر ستونی نخود و بر ستونی کنجد و بر ستونی ماش می‌کاشتند و اینها را نمی‌چیدند مگر به غنا و ترنم ولهو، در ششمین روز نوروز این حبوب را می‌کندند و در مجلس می‌پراکندند و تا روز مهر از ماه فروردین (شانزدهم فروردین) آنها را جمع نمی‌کردند. این حبوب را برای تفال می‌کاشتند و گمان می‌کردند که هر یک از آنهاکه نیکوتر و بارورتر شد محصولش در آن سال فراوان خواهد بود شاه به خصوص با نظرکردن به جو تبرّک بی‌جست.


در ایام نوروز مخصوصاً نواهایی مخصوص در خدمت شاه نواخته می‌شد که فقط اختصاص به همین جشنها و ایام داشت. از رسوم دیگر درباری این عهد این بود که پادشاه در نوروز مایحتاج اولیه سالیانه دفتری و چیزهای دیگر دربار را تهیه می‌کرد از قبیل کاغذ و پوستهایی که در آن نامه‌ها و بخشنامه‌ها نگاشته می‌شد و آنچه مُهرکردنش از طرف پادشاه لازم بود آخر آن کاغذ مُهر می‌شد و آنها را «اسپیدانوشت» یا «اسپیدنوشت» می‌نامیدند.^{۲}
در ایام نوروز مخصوصاً نواهایی مخصوص در خدمت شاه نواخته می‌شد که فقط اختصاص به همین جشنها و ایام داشت. از رسوم دیگر درباری این عهد این بود که پادشاه در نوروز مایحتاج اولیه سالیانه دفتری و چیزهای دیگر دربار را تهیه می‌کرد از قبیل کاغذ و پوستهایی که در آن نامه‌ها و بخشنامه‌ها نگاشته می‌شد و آنچه مُهرکردنش از طرف پادشاه لازم بود آخر آن کاغذ مُهر می‌شد و آنها را «اسپیدانوشت» یا «اسپیدنوشت» می‌نامیدند.<ref>آثارالباقیه، یادشده، ص ۲۱۸</ref>
 
چنانکه مسعودی می‌گوید خسروپرویز در یکی از اعیاد در حالی که سپاهیان با اعداد و سلاح خود رده بسته و هزار پیل و پیلبان صف‌کشیده ۱- جاحظ، المحاسن والاضداد، چاپ مصر، ص ۲۳۴. ۲- آثارالباقیه، یادشده، ص ۲۱۸.


چنانکه مسعودی می‌گوید خسروپرویز در یکی از اعیاد در حالی که سپاهیان با اعداد و سلاح خود رده بسته و هزار پیل و پیلبان صف‌کشیده بودند، برای دیدن سان آنها خارج شده بود <ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجواهر، جلد ۲، چاپ پاریس، ص ۲۳۱.</ref>و بعید نیست که مراد از این عید نوروز باشد و حتی به حدس می‌توان گفت که در نوروز شاهان ساسانی‌سان سپاه می‌دیدند چه، در قرون اسلامی نیز در نزد برخی از سلاطین جزء ایران این رسم در نوروز معمول بوده است.


سیر تاریخی نوروز
اما چنانکه در بخش چهارشنبه‌سوری یاد شد از رسوم عمومی نوروز در آن عهد یکی بر افروختن آتش بود در شب نوروز<ref>بلوغ الارب، ج ۱، چاپ بغداد، ص ۳۸۶</ref> و این رسم بعدها در زمان عباسیان نیز در بین‌النهرین رواج داشت و شاید آتشی که در عصر حاضر در شبهای چهارشنبه سوری (چهارشنبه آخر سال) می‌افروزند نتیجه همین رسم قدیم باشد. اما دلیل افروختن آتش در شب نوروز واضح است که به علت احترام عنصر آتش در نزد ایرانیان قدیم بود. برخی چون ابوریحان نیز گفته‌اند که جهت برافروختن آتش در این شب تصفیه جّو و از میان بردن عفونات مولده از فساد هواست. اولین کسی که این رسم را بنیاد نهاد شاید هرمز دلیر پسر شاپور پسر اردشیر بابکان باشد.<ref>آثارالباقیه، یاد شده، ص ۲۱۸.</ref>


۱۰۹
از رسوم دیگر این زمان ریختن آب بوده است به یکدیگر در صُبح نوروز و این رسم نیز در قرون اسلامی بصورت گلاب پاشیدن باقی ماند. در باب علت این رسم ابوریحان افسانه عجیبی نقل می‌کند که اصلاً از اوستا نشأت پیدا کرده است و چنین است که در زمان جمشید عدد جانوران چندان زیاد شد که پهنای زمین بر آنها تنگ گردید. خداوند زمین را سه برابر آنچه بود فراختر کرد و مردم را امر فرمود که به آب غسل کنند تا گناهانشان پاک شود (وندیداد فرکَرد دوم) پس همه سال این کار را می‌کنند تا اینکه خداوند آفات آن سال را از ایشان دفع کند.


بودند، برای دیدن سان آنها خارج شده بود' و بعید نیست که مراد از این عید نوروز باشد و حتی به حدس می‌توان گفت که در نوروز شاهان ساسانی‌سان سپاه می‌دیدند چه، در قرون اسلامی نیز در نزد برخی از سلاطین جزء ایران این رسم در نوروز معمول بوده است.
در صبح روز ششم (خرداد روز) از ماه فروردین مردم خود را با آب می‌شستند و احتمال داردکه این رسم به افتخار خرداد فرشته نگهبان آب بوده باشد.<ref>آثارالباقیه، یادشده، ص ۲۱۸</ref>
 
اما چنانکه در بخش چهارشنبه‌سوری یاد شد از رسوم عمومی نوروز در آن عهد یکی بر افروختن آتش بود در شب نوروز۲ و این رسم بعدها در زمان عباسیان نیز در بین‌النهرین رواج داشت و شاید آتشی که در عصر حاضر در شبهای چهارشنبه سوری (چهارشنبه آخر سال) می‌افروزند نتیجه همین رسم قدیم باشد. اما دلیل افروختن آتش در شب نوروز واضح است که به علت احترام عنصر آتش در نزد ایرانیان قدیم بود. برخی چون ابوریحان نیز گفته‌اند که جهت برافروختن آتش در این شب تصفیه جّو و از میان بردن عفونات مولده از فساد هواست. اولین کسی که این رسم را بنیاد نهاد شاید هرمز دلیر پسر شاپور پسر اردشیر بابکان باشد.^{۳}
 
از رسوم دیگر این زمان ریختن آب بوده است به یکدیگر در صُبح نوروز و این رسم نیز در قرون اسلامی بصورت گلاب پاشیدن باقی ماند. در باب علت این رسم ابوریحان افسانه عجیبی نقل می‌کند که اصلاً از اوستا نشأت پیدا کرده است و چنین است که در زمان جمشید عدد جانوران چندان زیاد شد که پهنای زمین بر آنها تنگ گردید. خداوند زمین را سه برابر آنچه بود فراختر کرد و مردم را امر فرمود که به آب غسل کنند ۱- مسعودی، مروج الذهب و معادن الجواهر، جلد ۲، چاپ پاریس، ص ۲۳۱. ۲- بلوغ الارب، ج ۱، چاپ بغداد، ص ۳۸۶. ۳- آثارالباقیه، یاد شده، ص ۲۱۸.
 
 
۱۱۰
 
آداب و رسوم نوروز
 
تا گناهانشان پاک شود (وندیداد فرکَرد دوم) پس همه سال این کار را می‌کنند تا اینکه خداوند آفات آن سال را از ایشان دفع کند.
 
در صبح روز ششم (خرداد روز) از ماه فروردین مردم خود را با آب می‌شستند و احتمال داردکه این رسم به افتخار خرداد فرشته نگهبان آب بوده باشد.'


زراتشت بهرام پژدو شاعر پارسی نیز آورده است‌که:
زراتشت بهرام پژدو شاعر پارسی نیز آورده است‌که:
خط ۶۶: خط ۲۳:
همانگاه خرداد شد پیش اوی سپردم به تو آبهای روان
همانگاه خرداد شد پیش اوی سپردم به تو آبهای روان


از رسوم متداول این زمان هدیه‌دادن شکر است. این رسم را گرچه ابوریحان بسیار قدیم می‌داند و از قول آذرباد موبد بغداد افسانه‌ای نیز در این باب نقل می‌کند^{۲} ولی شاید از زمان ساسانیان تجاوز ننماید. این رسم در مهرگان نیز معمول بوده است. با شکوه‌ترین و زیباترین آئین این زمان که هنوز هم بر جای مانده است و آن زمان در نزدعامه مردم و نیز در دربار شاهان مرسوم بود، کاشتن سبزی است. در این خصوص در صفحات پیشین توضیحات کافی داده شده است و مذکور افتاد که گاه در دربار سبزه‌ها را بر دوازده ستون سبز می‌کردند و گاه نیز به هفت ظرف که نماینده‌ای از هفت سین و هفت امشاسپند است بسنده می‌کردند.۳ بدیهی است که برخی از این مراسم از عهد ساسانی نیز بسیار کهن‌تر است.^{۴}
از رسوم متداول این زمان هدیه‌دادن شکر است. این رسم را گرچه ابوریحان بسیار قدیم می‌داند و از قول آذرباد موبد بغداد افسانه‌ای نیز در این باب نقل می‌کند<ref>همان‌کتاب، ص ۲۱۶.</ref> ولی شاید از زمان ساسانیان تجاوز ننماید. این رسم در مهرگان نیز معمول بوده است. با شکوه‌ترین و زیباترین آئین این زمان که هنوز هم بر جای مانده است و آن زمان در نزدعامه مردم و نیز در دربار شاهان مرسوم بود، کاشتن سبزی است. در این خصوص در صفحات پیشین توضیحات کافی داده شده است و مذکور افتاد که گاه در دربار سبزه‌ها را بر دوازده ستون سبز می‌کردند و گاه نیز به هفت ظرف که نماینده‌ای از هفت سین و هفت امشاسپند است بسنده می‌کردند. <ref>همان کتاب، ص ۲۱۷</ref>بدیهی است که برخی از این مراسم از عهد ساسانی نیز بسیار کهن‌تر است.<ref>-گاه‌شماری و جشنهای ملی ایرانیان، یادشده، صص ۸-۸۲ / میرنیا، سیدعلی، فرهنگ و مردم، یادشده، ص ۳۲ / لغت‌نامه دهخدا، ج ۱۴، ص ۲۰۱۸۲ / تاریخچه و مرجع‌شناسی نوروز، ص ۸ / آثار الباقیه، ص ۲۸۲.</ref>


۱- آثارالباقیه، یادشده، ص ۲۱۸. 3- همان کتاب، ص ۲۱۷.
مطالبی که در این فصل ذکر شد، عمدتاً مأخوذ از منابع مزبور است که عموماً با اختلافات نویسندگان مختلف و از جمله جاحظ، تفصیلات مشبعی از هدایای نوروزی سران و اشراف مملکت به شاه دارند و نحوه انعام و التفاتی را که در موقع خود شاه به هدیه‌دهندگان و دیگر خدمتگزاران خود داشت بیان می‌دارند.<ref>جاحظ، تاج، یاد شده، ص ۲۱۶.</ref>


۲- همان‌کتاب، ص ۲۱۶.
در بخش بعدی به بررسی نوروز در دوران اسلامی خواهیم پرداخت و علل و عوامل ماندگاری و جاودانگی نوروز را در ایران بس از اسلام مورد مطالعه قرار خواهیم داد. هر چند می‌دانیم که مهمترین علت را باید در تأیید و تقریری دانست که در روایات بیشمار پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نسبت به این عید باستانی ایرانیان آمده است. بنابراین روایات شاذّ و نادری همچون آنچه که در عیون اخبار الرضا در مذمت نوروز آمده است ضمن اینکه مُشعر به برخی از جنبه‌های منفی نوروز است از حیث استناد و حجیّت نیز قابل بررسی خواهند بود.


۴-گاه‌شماری و جشنهای ملی ایرانیان، یادشده، صص ۸-۸۲ / میرنیا، سیدعلی، فرهنگ و مردم، یادشده، ص ۳۲ / لغت‌نامه دهخدا، ج ۱۴، ص ۲۰۱۸۲ / تاریخچه و مرجع‌شناسی نوروز، ص ۸ / آثار الباقیه، ص ۲۸۲.
کم و به طور مشابه مسائل را نقل کرده‌اند.  


مطالبی که در این فصل ذکر شد، عمدتاً مأخوذ از منابع مزبور است که عموماً با اختلافات
== نیز نگاه کنید به ==


* [https://iranology-e.ir/%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C_%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2 سیر تاریخی نوروز]
* [https://iranology-e.ir/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 نوروز در ایران باستان]
* [https://iranology-e.ir/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 نوروز در دوران هخامنشیان]
* [https://iranology-e.ir/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%AF%D8%B1_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86 نوروز در زمان اشکانیان]


سیر تاریخی نوروز
== مآخذ ==


۱۱۱
# شاهنامه به کوشش دکتر محمد دبیرسیافی
# محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.


نویسندگان مختلف و از جمله جاحظ، تفصیلات مشبعی از هدایای نوروزی سران و اشراف مملکت به شاه دارند و نحوه انعام و التفاتی را که در موقع خود شاه به هدیه‌دهندگان و دیگر خدمتگزاران خود داشت بیان می‌دارند.۱
== منبع اصلی ==
 
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.]
در بخش بعدی به بررسی نوروز در دوران اسلامی خواهیم پرداخت و علل و عوامل ماندگاری و جاودانگی نوروز را در ایران بس از اسلام مورد مطالعه قرار خواهیم داد. هر چند می‌دانیم که مهمترین علت را باید در تأیید و تقریری دانست که در روایات بیشمار پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نسبت به این عید باستانی ایرانیان آمده است. بنابراین روایات شاذّ و نادری همچون آنچه که در عیون اخبار الرضا در مذمت نوروز آمده است ضمن اینکه مُشعر به برخی از جنبه‌های منفی نوروز است از حیث استناد و حجیّت نیز قابل بررسی خواهند بود.


کم و به طور مشابه مسائل را نقل کرده‌اند. ۱- جاحظ، تاج، یاد شده، ص ۲۱۶.
== نویسنده مقاله ==
رضا شعبانی
[[رده:تاریخ]]

نسخهٔ ‏۳ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۴۳

ساسانیان نوروز را نوک روژمی گفتند. به موجب روایت دینکرد، هر پادشاهی در این روز فرخنده رعیت ممالک خویش را قرین شادی و خرمی می‌کرد و در این عید کسانی که کار می‌کردند، دست از کار کشیده به استراحت و شادمانی می‌پرداختند. یکی از کتب پهلوی نسبتاً جدید همه حوادث گذشته و آینده را، که در نوروز واقع شده و خواهد شد، شرح می‌دهد. یعنی از روزی که اهورمزدا جهان را بیافرید و ایام فرخنده‌ای که در تاریخ داستانی مذکور است تا پایان عمر عالم در آن آمده است. نوروز عید بهاری است. در این روز مالیات‌های وصول‌شده را به حضور شاه عرضه می‌داشتند و شاه به عزل و نصب حکام می‌پرداخت. عید نوروز شش روز متوالی دوام داشت و در این شش روز سلاطین ساسانی بار می‌دادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتیب منظم می‌پذیرفتند و به حضار عیدی می‌دادند. روز ششم را سلاطین برای خود و محرمان درگاه جشن می‌گرفتند. در روز اول و روز ششم نوروز، همه قسم مراسم متداوله ملی اجرا می‌شد. در روز اول مردم صبح بسیار زود برخاسته، به کنار نهرها و قناتها رفته شستشو می‌کردند و به یکدیگر آب می‌پاشیدند و شیرینی تعارف می‌کردند. صبح پیش از آنکه کلامی ادا کنند شکر می‌خوردند یا سه مرتبه عسل می‌لیسیدند و برای حفظ بدن از ناخوشیها و بدبختی‌ها روغن به تن می‌مالیدند و خود را با سه قطعه موم دود می‌دادند. در این روز سکه نو می‌زدند و آتشکده‌ها را پاک و طاهر می‌کردند و امثال این...[۱]

در این عهد نوروز را در میان ملت ایران و نیز در دربار مراسم مخصوص و تشریفات فراوان در کار بوده است و به تحقیق می‌توان گفت که در هیچ زمان مراسم نوروز را با این همه تکلفات به‌جا نمی‌آوردند و خوشبختانه از اغلب این مراسم اطلاعات کافی در دست است پادشاه پس از آنکه در بامداد نوروز زینت خود را می‌پوشید و لباسی را که معمولاً از بردیمانی و وشی بود بر تن می‌کرد به تنهایی در دربار حاضر می‌شد و شخصی که قدم او را به فال نیک می‌گرفتند بر شاه داخل می‌گردید. برخی نگاشته‌اند که اولین کس از بیگانگان که در بامداد نوروز به خدمت شاه می‌رسید موبدان موبد بود که با جامی زرین و پُر از می و انگشتری و درمی و دیناری خسروانی و دسته‌ای سبزه و شمشیری و تیر و کمان و دوات و قلم و اسبی و بازی و کودکی نیکروی پیش شاه می‌آمد و او را بدین عبارت می‌ستود:

«شها به جشن فروردین آزادی‌گزین بر داد[۲] و دین کیان، سروش آورد ترا دانایی و بینایی بر کاردانی؛ و دیرزی و با خوی هژیر و شادباش بر تخت زرین و انوشه خور به جام جمشید، و رسم نیاکان در همت بلند و نیکوکاری و ورزش داد و راستی نگاه دار، سرت سبز باد و جوانی چو خوید، اسبت کامکار و پیروز، و تیغت روشن و کاری به دشمن و بازت‌گیرا و خجسته به شکار، و کارت راست چون تیر، و هم کشوری بگیر نو، بر تخت بادرم و دینار، پیشت هنری و دانا گرامی و درم خوار و سرایت آباد و زندگانی بسیار.»[۳]

پس جام شراب را به پادشاه می‌داد و دسته خوید را در دست دیگر او می‌گذاشت و دینار و درم در پیش تخت وی می‌نهاد. مقصود ایشان از آوردن این چیزها که گفته شد این بود که شاه و بزرگان را دیده بر آنها افتد تا در همه سال شادمان و خرم باشند و آن سال برایشان مبارک گردد. پس از این مقدمات بزرگان به خدمت می‌آمدند و هدایایی تقدیم می‌نمودند هدایای نوروزی از طرف سلاطین جزء و شهرداران و اسپهبدان و امرای مملکت و زنان پادشاه و عامه مردم به پادشاه تقدیم می‌شد و سلاطین نیز آنها را که قدر و قیمتی داشت. به خزانه می‌فرستادند و مابقی را متفرق می‌ساختند. شاه نیز به هدیه‌دهندگان به نسبت درجات آنان چیزی هدیه می‌کرد.

وصول مالیاتهای مملکتی در ایام سلاطین ساسانی در نوروز آغاز می‌شد.[۴]در هر یک از ایام نوروز پادشاه بازی سپید پرواز می‌داد، و از چیزهایی که بادشاه در نوروز به خوردن آن تبرک می‌جست اندکی شیر تازه و خالص و پنیر تازه بود، در هر نوروزی برای پادشاه با کوزه آهنین یا سیمین آبی برداشته می‌شد. درگردن این کوزه قلاده‌ای قرار می‌دادند از یاقوتهای سبزکه از زنجیر زرین‌گذشته و بر آن مهره‌های زبر جدین کشیده باشد. این آب را ناگزیر دختران بکر از زیر آسیابها برمی‌داشتند.[۵]

بیست و پنج روز قبل از نوروز در صحن دارالملک دوازده ستون از خشت خام برپا می‌شد که بر ستونی گندم و بر ستونی عدس باقلی و بر ستونی کاجیله و بر ستونی ارزن و بر ستونی ذرت و بر ستونی لوبیا و بر ستونی نخود و بر ستونی کنجد و بر ستونی ماش می‌کاشتند و اینها را نمی‌چیدند مگر به غنا و ترنم ولهو، در ششمین روز نوروز این حبوب را می‌کندند و در مجلس می‌پراکندند و تا روز مهر از ماه فروردین (شانزدهم فروردین) آنها را جمع نمی‌کردند. این حبوب را برای تفال می‌کاشتند و گمان می‌کردند که هر یک از آنهاکه نیکوتر و بارورتر شد محصولش در آن سال فراوان خواهد بود شاه به خصوص با نظرکردن به جو تبرّک بی‌جست.

در ایام نوروز مخصوصاً نواهایی مخصوص در خدمت شاه نواخته می‌شد که فقط اختصاص به همین جشنها و ایام داشت. از رسوم دیگر درباری این عهد این بود که پادشاه در نوروز مایحتاج اولیه سالیانه دفتری و چیزهای دیگر دربار را تهیه می‌کرد از قبیل کاغذ و پوستهایی که در آن نامه‌ها و بخشنامه‌ها نگاشته می‌شد و آنچه مُهرکردنش از طرف پادشاه لازم بود آخر آن کاغذ مُهر می‌شد و آنها را «اسپیدانوشت» یا «اسپیدنوشت» می‌نامیدند.[۶]

چنانکه مسعودی می‌گوید خسروپرویز در یکی از اعیاد در حالی که سپاهیان با اعداد و سلاح خود رده بسته و هزار پیل و پیلبان صف‌کشیده بودند، برای دیدن سان آنها خارج شده بود [۷]و بعید نیست که مراد از این عید نوروز باشد و حتی به حدس می‌توان گفت که در نوروز شاهان ساسانی‌سان سپاه می‌دیدند چه، در قرون اسلامی نیز در نزد برخی از سلاطین جزء ایران این رسم در نوروز معمول بوده است.

اما چنانکه در بخش چهارشنبه‌سوری یاد شد از رسوم عمومی نوروز در آن عهد یکی بر افروختن آتش بود در شب نوروز[۸] و این رسم بعدها در زمان عباسیان نیز در بین‌النهرین رواج داشت و شاید آتشی که در عصر حاضر در شبهای چهارشنبه سوری (چهارشنبه آخر سال) می‌افروزند نتیجه همین رسم قدیم باشد. اما دلیل افروختن آتش در شب نوروز واضح است که به علت احترام عنصر آتش در نزد ایرانیان قدیم بود. برخی چون ابوریحان نیز گفته‌اند که جهت برافروختن آتش در این شب تصفیه جّو و از میان بردن عفونات مولده از فساد هواست. اولین کسی که این رسم را بنیاد نهاد شاید هرمز دلیر پسر شاپور پسر اردشیر بابکان باشد.[۹]

از رسوم دیگر این زمان ریختن آب بوده است به یکدیگر در صُبح نوروز و این رسم نیز در قرون اسلامی بصورت گلاب پاشیدن باقی ماند. در باب علت این رسم ابوریحان افسانه عجیبی نقل می‌کند که اصلاً از اوستا نشأت پیدا کرده است و چنین است که در زمان جمشید عدد جانوران چندان زیاد شد که پهنای زمین بر آنها تنگ گردید. خداوند زمین را سه برابر آنچه بود فراختر کرد و مردم را امر فرمود که به آب غسل کنند تا گناهانشان پاک شود (وندیداد فرکَرد دوم) پس همه سال این کار را می‌کنند تا اینکه خداوند آفات آن سال را از ایشان دفع کند.

در صبح روز ششم (خرداد روز) از ماه فروردین مردم خود را با آب می‌شستند و احتمال داردکه این رسم به افتخار خرداد فرشته نگهبان آب بوده باشد.[۱۰]

زراتشت بهرام پژدو شاعر پارسی نیز آورده است‌که:

چو زرتشت از آنجای برگاشت روی به زرتشت گفتا که ای پاک جان

همانگاه خرداد شد پیش اوی سپردم به تو آبهای روان

از رسوم متداول این زمان هدیه‌دادن شکر است. این رسم را گرچه ابوریحان بسیار قدیم می‌داند و از قول آذرباد موبد بغداد افسانه‌ای نیز در این باب نقل می‌کند[۱۱] ولی شاید از زمان ساسانیان تجاوز ننماید. این رسم در مهرگان نیز معمول بوده است. با شکوه‌ترین و زیباترین آئین این زمان که هنوز هم بر جای مانده است و آن زمان در نزدعامه مردم و نیز در دربار شاهان مرسوم بود، کاشتن سبزی است. در این خصوص در صفحات پیشین توضیحات کافی داده شده است و مذکور افتاد که گاه در دربار سبزه‌ها را بر دوازده ستون سبز می‌کردند و گاه نیز به هفت ظرف که نماینده‌ای از هفت سین و هفت امشاسپند است بسنده می‌کردند. [۱۲]بدیهی است که برخی از این مراسم از عهد ساسانی نیز بسیار کهن‌تر است.[۱۳]

مطالبی که در این فصل ذکر شد، عمدتاً مأخوذ از منابع مزبور است که عموماً با اختلافات نویسندگان مختلف و از جمله جاحظ، تفصیلات مشبعی از هدایای نوروزی سران و اشراف مملکت به شاه دارند و نحوه انعام و التفاتی را که در موقع خود شاه به هدیه‌دهندگان و دیگر خدمتگزاران خود داشت بیان می‌دارند.[۱۴]

در بخش بعدی به بررسی نوروز در دوران اسلامی خواهیم پرداخت و علل و عوامل ماندگاری و جاودانگی نوروز را در ایران بس از اسلام مورد مطالعه قرار خواهیم داد. هر چند می‌دانیم که مهمترین علت را باید در تأیید و تقریری دانست که در روایات بیشمار پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نسبت به این عید باستانی ایرانیان آمده است. بنابراین روایات شاذّ و نادری همچون آنچه که در عیون اخبار الرضا در مذمت نوروز آمده است ضمن اینکه مُشعر به برخی از جنبه‌های منفی نوروز است از حیث استناد و حجیّت نیز قابل بررسی خواهند بود.

کم و به طور مشابه مسائل را نقل کرده‌اند.  

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. شاهنامه به کوشش دکتر محمد دبیرسیافی
  2. محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.

منبع اصلی

شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

رضا شعبانی

  1. پروفسور کریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه غلامرضا رشید یاسمی، دنیای کتاب، ۱۳۶۸، صص ۲۰۵.۶.
  2. این کلمه در لغتنامه دهخدا، «به روان» آمده است
  3. خیام، نوروزنامه، یادشده، صص ۱۸.۱۹.
  4. خیام، نوروزنامه، یادشده، صص ۱۸.۱۹.
  5. جاحظ، المحاسن والاضداد، چاپ مصر، ص ۲۳۴.
  6. آثارالباقیه، یادشده، ص ۲۱۸
  7. مسعودی، مروج الذهب و معادن الجواهر، جلد ۲، چاپ پاریس، ص ۲۳۱.
  8. بلوغ الارب، ج ۱، چاپ بغداد، ص ۳۸۶
  9. آثارالباقیه، یاد شده، ص ۲۱۸.
  10. آثارالباقیه، یادشده، ص ۲۱۸
  11. همان‌کتاب، ص ۲۱۶.
  12. همان کتاب، ص ۲۱۷
  13. -گاه‌شماری و جشنهای ملی ایرانیان، یادشده، صص ۸-۸۲ / میرنیا، سیدعلی، فرهنگ و مردم، یادشده، ص ۳۲ / لغت‌نامه دهخدا، ج ۱۴، ص ۲۰۱۸۲ / تاریخچه و مرجع‌شناسی نوروز، ص ۸ / آثار الباقیه، ص ۲۸۲.
  14. جاحظ، تاج، یاد شده، ص ۲۱۶.