پرش به محتوا

نوروز در دوران اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۳۵: خط ۱۳۵:
صص ۱۴ تا ۱۶.  
صص ۱۴ تا ۱۶.  


۲- اذکائی، همان کتاب، ص ۱۷.  
۲- اذکائی، همان کتاب، ص ۱۷.
 
 
 
سیر تاریخی نوروز
 
۱۲۱


تلاش برای ایرانی‌شدن هر چه بیشتر و در شمار عام درآمدن هرچه سریعتر آنان است که مشاهده می‌شود تمامی آداب و رسوم ایرانی را می‌پذیرند و جامه‌های ایرانی بر تن می‌کنند.  
تلاش برای ایرانی‌شدن هر چه بیشتر و در شمار عام درآمدن هرچه سریعتر آنان است که مشاهده می‌شود تمامی آداب و رسوم ایرانی را می‌پذیرند و جامه‌های ایرانی بر تن می‌کنند.  
خط ۱۷۳: خط ۱۶۷:
در دواوین شعرای نامدار این ادوار، چون سعدی، سلمان ساوجی، خواجوی کرمانی و دیگران به فراوانی از نوروز و مراسم خجسته آن یاد شده و گویای این مطلب است که با وجود همه مصائب و متاعبی که بر ایرانیان گذشت رشته‌های الفت خود را با فرهنگ ملّی و مردمی، سست نمی‌دیدند.
در دواوین شعرای نامدار این ادوار، چون سعدی، سلمان ساوجی، خواجوی کرمانی و دیگران به فراوانی از نوروز و مراسم خجسته آن یاد شده و گویای این مطلب است که با وجود همه مصائب و متاعبی که بر ایرانیان گذشت رشته‌های الفت خود را با فرهنگ ملّی و مردمی، سست نمی‌دیدند.


=== نوروز در عصر صفوی ===
=== [[نوروز در عصر صفوی]] ===
حمله وحشتناک مغولان به ایران و آسیبهایی که پس از یکصد و بیست سال ستم ایلخانی و اعقاب چنگیز به این کشور رسید (۷۳۶-۶۱۶ ه.ق) باعث شد که شهرهای کشور از رونق بیفتد و زندگانی مدنی که بر پایه چندین هزار سال جهد طولانی ایرانیان شکل پذیرفته بود، ارج و اعتبار خود را از دست بدهد. اتلاف نفوس کثیری که بر اثر یورشهای ددسیرتان چنگیزی به وقوع پیوست و ارقام وحشتناک از دست رفتگان این فاجعه دردناک را تا شش میلیون تن بالا برد، چنان ضربه سنگینی بر ۱- الصیاد، النوروز، ص ۵۷ به نقل از: تاریخچه و مرجع‌شناسی نوروز، صص ۱۸-۱۷. ۲- همان کتاب، همان جا.  
حمله وحشتناک مغولان به ایران و آسیبهایی که پس از یکصد و بیست سال ستم ایلخانی و اعقاب چنگیز به این کشور رسید (۷۳۶-۶۱۶ ه.ق) باعث شد که شهرهای کشور از رونق بیفتد و زندگانی مدنی که بر پایه چندین هزار سال جهد طولانی ایرانیان شکل پذیرفته بود، ارج و اعتبار خود را از دست بدهد. اتلاف نفوس کثیری که بر اثر یورشهای ددسیرتان چنگیزی به وقوع پیوست و ارقام وحشتناک از دست رفتگان این فاجعه دردناک را تا شش میلیون تن بالا برد، چنان ضربه سنگینی بر ۱- الصیاد، النوروز، ص ۵۷ به نقل از: تاریخچه و مرجع‌شناسی نوروز، صص ۱۸-۱۷. ۲- همان کتاب، همان جا.  


خط ۴۲۱: خط ۴۱۵:
ز یاری فلک و نصرت خدای جهان  
ز یاری فلک و نصرت خدای جهان  


=== نوروز در عصر زندیه ===
=== [[نوروز در عصر زندیه]] ===
بعد از دوران اقتدار و سرفرازی نادرشاهی و با مرگ این سردار ۱- استرابادی، میرزا محمدمهدی خان منشی، جهانگشای نادری، تصحیح سیدعبدالله انوار، انجمن آثار ملی، تهران، ۱۳۴۱.  
بعد از دوران اقتدار و سرفرازی نادرشاهی و با مرگ این سردار ۱- استرابادی، میرزا محمدمهدی خان منشی، جهانگشای نادری، تصحیح سیدعبدالله انوار، انجمن آثار ملی، تهران، ۱۳۴۱.  


خط ۴۵۰: خط ۴۴۴:
<nowiki>''</nowiki>
<nowiki>''</nowiki>


نوروز در عصر قاجاریه  
=== نوروز در عصر قاجاریه ===
 
با عروج آقامحمدخان بر اریکه اقتدار، دوران تازه‌ای از عمر ملت ایران هم آغاز شد که بیش از آنکه متوجه به عرصه‌رسیدن دسته‌ای خاص از ترکمنان بی‌هویت و خویشتن طلب و عاری از حمیت ملکداری و ایرانبانی‌باشد، معلول دو اتفاق بزرگ جهانی بود که در اروپا حادث شده بود و با جهانی‌شدن هر دو واقعه، خود به خود پای ملّت و کشور ایران را نیز به صحنه پیشآمدهای بین‌المللی باز کرد. این دو سانحه مهم، یکی وقوع انقلاب کبیر فرانسه بود و اعلام شعارهای آزادی، برادری و برابری که به زودی از مرزهای‌کشور فرانسه‌گذشت و در سطح عالم پخش شد و دیگری ظهور ناپلئون بناپارت، که با تکیه بر همان شعارها، سوداهای جهانگیرانه در سر می‌پرورد و در معارضه با رقیب عمده سیاسی - نظامی خود، انگلیس، نظر به شرق دوخت و فتحعلی شاه قاجار بی‌خبر از ۱- اصف، محمدهاشم رستم الحکماء، رستم التواریخ، تصحیح و تحشیه محمد مشیری، چاپ تابان، تهران، ۱۳۴۸، ص ۳۴۴.  
با عروج آقامحمدخان بر اریکه اقتدار، دوران تازه‌ای از عمر ملت ایران هم آغاز شد که بیش از آنکه متوجه به عرصه‌رسیدن دسته‌ای خاص از ترکمنان بی‌هویت و خویشتن طلب و عاری از حمیت ملکداری و ایرانبانی‌باشد، معلول دو اتفاق بزرگ جهانی بود که در اروپا حادث شده بود و با جهانی‌شدن هر دو واقعه، خود به خود پای ملّت و کشور ایران را نیز به صحنه پیشآمدهای بین‌المللی باز کرد. این دو سانحه مهم، یکی وقوع انقلاب کبیر فرانسه بود و اعلام شعارهای آزادی، برادری و برابری که به زودی از مرزهای‌کشور فرانسه‌گذشت و در سطح عالم پخش شد و دیگری ظهور ناپلئون بناپارت، که با تکیه بر همان شعارها، سوداهای جهانگیرانه در سر می‌پرورد و در معارضه با رقیب عمده سیاسی - نظامی خود، انگلیس، نظر به شرق دوخت و فتحعلی شاه قاجار بی‌خبر از ۱- اصف، محمدهاشم رستم الحکماء، رستم التواریخ، تصحیح و تحشیه محمد مشیری، چاپ تابان، تهران، ۱۳۴۸، ص ۳۴۴.  


خط ۴۷۴: خط ۴۶۷:
(۱۳۲۴-۱۳۱۳ ه.ق) هر کدام سه بار به اروپا سفر کردند و در معیت خود جمع معتنابهی از درباریان و زنان و خواجه‌سرایان را به غرب کشانیدند و واقعه‌ای به عظمت انقلاب مشروطیت نیز در کشور به وقوع پیوست، باز استخوان‌بندی سنّتی جامعه ایرانی بر سر جای خود استوار بود و خرد و بزرگ، همه خود را درگیر مسائل آداب و رسوم اجتماعی می‌دانستند. داستان نوروز نیز به عنوان بزرگترین و مهمترین پیشآمد هر سال، در کتب و منابع نویسندگان و وقایع نگاران داخلی و خارجی منعکس است و بیش و کم با همان تشریفاتی که در زمان صفویان رایج بود انجام می‌شد، بی‌شک شرح همه جریانها و وقایع نوروزی در این دوره، کتابی قطور می‌طلبد و ما من باب ذکر نمونه، به فقراتی چند از رویدادهای درباری در دو دوره مشخص و طولانی این عصر، که دوران فتحعلی شاهی و عصر ناصری باشد، بسنده می‌کنیم.  
(۱۳۲۴-۱۳۱۳ ه.ق) هر کدام سه بار به اروپا سفر کردند و در معیت خود جمع معتنابهی از درباریان و زنان و خواجه‌سرایان را به غرب کشانیدند و واقعه‌ای به عظمت انقلاب مشروطیت نیز در کشور به وقوع پیوست، باز استخوان‌بندی سنّتی جامعه ایرانی بر سر جای خود استوار بود و خرد و بزرگ، همه خود را درگیر مسائل آداب و رسوم اجتماعی می‌دانستند. داستان نوروز نیز به عنوان بزرگترین و مهمترین پیشآمد هر سال، در کتب و منابع نویسندگان و وقایع نگاران داخلی و خارجی منعکس است و بیش و کم با همان تشریفاتی که در زمان صفویان رایج بود انجام می‌شد، بی‌شک شرح همه جریانها و وقایع نوروزی در این دوره، کتابی قطور می‌طلبد و ما من باب ذکر نمونه، به فقراتی چند از رویدادهای درباری در دو دوره مشخص و طولانی این عصر، که دوران فتحعلی شاهی و عصر ناصری باشد، بسنده می‌کنیم.  


جلوس بر تخت در سلام عام و خاص و تشریفات مربوط  
==== جلوس بر تخت در سلام عام و خاص و تشریفات مربوط ====
 
فتحعلی شاه مرد نادان و سبکسر و مغروری بود که فطانت او را در امور سیاسی و نظامی و حوادث عالمگیر روزگار برابر با فهم و درک یک رئیس قبیله شمرده‌اند. در این سخن، به هیچوجه جای مبالغه و تحقیری در کار نیست، ولی این پادشاه به ظواهر سلطنت بسیار اعتقاد داشت، خود را وارث ملک کیان می‌دانست و از همه القابی نیز که شاهان سلف، بجا یا نابجا استفاده می‌کردند، سود برمی‌گرفت. از امتیازات مهم سلطنت بر کشوری چنان وسیع، این را بیش از همه حق خود می‌شمرد که حرمسرایی بزرگ داشته باشد و زیباترین زنان قلمرو فرمانروایی خود را به دربار  
فتحعلی شاه مرد نادان و سبکسر و مغروری بود که فطانت او را در امور سیاسی و نظامی و حوادث عالمگیر روزگار برابر با فهم و درک یک رئیس قبیله شمرده‌اند. در این سخن، به هیچوجه جای مبالغه و تحقیری در کار نیست، ولی این پادشاه به ظواهر سلطنت بسیار اعتقاد داشت، خود را وارث ملک کیان می‌دانست و از همه القابی نیز که شاهان سلف، بجا یا نابجا استفاده می‌کردند، سود برمی‌گرفت. از امتیازات مهم سلطنت بر کشوری چنان وسیع، این را بیش از همه حق خود می‌شمرد که حرمسرایی بزرگ داشته باشد و زیباترین زنان قلمرو فرمانروایی خود را به دربار  


خط ۴۹۴: خط ۴۸۶:
سر اژدها ساخته شده بود که از فک پایین وزیرگلوی آن دو شرابه یاقوت درشت آویزان بود. شرکت دادن این قلیان در مراسم سلام عام نوروزی یک امر تخطی ناپذیر می‌نمود. به طوری‌که در دوره‌های بعد که استعمال قلیان در اینگونه مراسم کم‌کم رو به منسوخ شدن نهاد و شاه فقط نی‌پیچ آن را در دست می‌گرفت باز هم پیشخدمت باشی سلام در جای مخصوص خود قلیان بدست می‌ایستاد و تشریفات بیهوده و بی‌معنی مزبور را تا پایان مراسم حفظ می‌کرد.^{۱}  
سر اژدها ساخته شده بود که از فک پایین وزیرگلوی آن دو شرابه یاقوت درشت آویزان بود. شرکت دادن این قلیان در مراسم سلام عام نوروزی یک امر تخطی ناپذیر می‌نمود. به طوری‌که در دوره‌های بعد که استعمال قلیان در اینگونه مراسم کم‌کم رو به منسوخ شدن نهاد و شاه فقط نی‌پیچ آن را در دست می‌گرفت باز هم پیشخدمت باشی سلام در جای مخصوص خود قلیان بدست می‌ایستاد و تشریفات بیهوده و بی‌معنی مزبور را تا پایان مراسم حفظ می‌کرد.^{۱}  


مراسم نوروزی در دوران ناصرالدین شاه  
==== [[مراسم نوروزی در دوران ناصرالدین شاه]] ====
 
خانم کارلاسرنای ایتالیایی در یادداشتهای خود از جشن نوروزی سال ۱۸۷۸ (عصر ناصری) بدین‌گونه یاد می‌کند:  
خانم کارلاسرنای ایتالیایی در یادداشتهای خود از جشن نوروزی سال ۱۸۷۸ (عصر ناصری) بدین‌گونه یاد می‌کند:  



نسخهٔ ‏۱۴ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۲۲

نوروز

بخش دوم -نوروز در دوران اسلامی

با اینکه‌ایرانیان اسلام را پذیرفتند و از آئینهای زرتشتی بپرداختند دست از نوروز برنداشتند چرا که نوروز بیش از هر چیزی صورتی اهمگانی به خود پذیرفته بود و با استقرار در جایگاهی متین و استوار جشن ملی و اجتماعی بشمار می‌آمد، و اگر یک روز رنگ دینی کَهنی داشت امری ناممکن نبود که از آن رنگ پرداخته شود و رنگ نوین اسلامی به خود گیرد. از این روست که می‌بینیم ایرانیان تحت لوای حکومت مسلمین به برپاساختن نوروز برخاستند.

اعراب عید نوروز و عید مهرگان را از کهن‌ترین زمان‌ها می‌شناختند. الوسی گوید: «که مردم مدینه، پیش از اسلام، دو عید داشتند. نوروز و مهرگان و چون رسول اکرم(ص) به مدینه آمد بر آداب و رسوم ایشان در این دو عید آگاه شد،گفت: خدای تبارک و تعالی به جای این دو عید بهتر از آنها را به شما ارزانی داشته، که یوم‌الفطر و یوم‌النحر است» این امر نشانه آن است که اعراب با ایرانیان الفتی کهن داشتند و حتی در برخی از مظاهر مدنی از آنان پیروی می‌کردند.

در روایت دیگر آمده است که: «نوروز و مهرگان از آنها نهی شد، چرا که در زمان جاهلیت در دو روز نوروز و مهرگان به شادی می‌پرداختند. اعراب پس از گشودن هر سرزمینی، به ناچار برخی از آداب و رسوم آن سرزمین‌ها را که مباین احکام شرع نبود، اخذ و رعایت می‌کردند. در ایران زمین چون اصول سازمان اداره کشور را از ساسانیان اقتباس کرده‌اند، ناگزیر قوانین مالی، سازمان مالیاتی و پرداخت خراج به ۱- اَلوسی، بلوغ‌الارب، ج ۱، چاپ قاهره، ۱۹۲۵، ص ۳۶۴.


سیر تاریخی نوروز

۱۱۳

دیوانهای محاسبات آنان را نیز به کار بردند. اصطخری می‌گوید: «ایرانیان بنیادگذاران دیوانهای خلافت‌اند و کارگزارانی که رشد سیاسی وزیران و دیگر دیوان‌سالاران از ایشان حاصل گردیده است.»^{۱}

هم او می‌افزاید که : «در دیگر دیوانهای اسلامی هیچ دیوانی دشوارتر و سخت‌تر از دیوان فارس نظر به اختلاف مناطق و ناهمسانی خراج‌ها بر اساس انواع کشت و اختلاف امور مالی آن‌ها و پراکندگی کارهای گماردگانشان نیست.»^{۲}

مهمترین دیوان در دولت، دیوان خراج بود که بر تمام امور مالی نظارت داشت و در همه پایتختهای دولت‌های اسلامی دارای مرکز و در شهرها دارای شعباتی بود. در شرق جهان اسلام سازمان دیوانی، ایرانی و منبعث از تنظیمات عصر ساسانی بود. چنانکه در غرب بیزانسی، عرب‌ها نه‌تنها مخالفتی با این امر نورزیدند، بلکه از این سیاست برای انتظام هر اچه بیشتر امور خود استفاده کردند. باری، نوروز آغاز سال خورشیدی است که کار و کارورزی در ایران آغاز می‌شود و همچنین سر سال کشت‌ورزی و مالی بود و اجرای امور دیوان خراج بر این مدار سالیانه قرار می‌گرفت. به طوری که مشاهده می‌شود همین‌که سال خورشیدی ایرانی به ناچار در میان ملل اسلامی شرق، و گاه‌شماری آن رایج شد. نامهای فارسی ماههای ایرانی، و حتی نام روزهای ماه در برخی از دیوانها بکار رفت.۳

سبب اصلی ماندگاری نوروز در دولت اسلامی در این جشن همان ۱- اصطخری، المسالک والممالک، چاپ قاهره، ۱۹۶۱، ص ۸۸.

۲- اصطخری، یاد شده، همان جا.

۳-بیرونی، آثارالباقیه، یادشده، ص ۶۸.


أداب و رسوم نوروز

۱۱۴
گوید:

اسر سال بودن آن بود که زمان خراج قرار می‌گرفت. چنانکه اسدی طوسی نوندی سر سال نو کرد راست

یک سبب مُهم دیگر اینکه چون ایرانیان از دیرباز به پیشکش‌کردن هدایا به مناسبت این جشن خو کرده بودند فرمانروایان عرب نیز چنین فرصتی را برای‌اخذ آن هدایا مغتنم شمردند و آئین‌های نوروزی را رایج نگاه داشتند. چندان که واژه آئین را در مورد جشن نوروز و مهرگان بکار بردند. سقوط دولت اموی در اثر قیام ایرانیان و روی‌کارآمدن دولتهای کوچک متقارن در جوار یا تحت نظارت عباسیان‌که خود بسی از آئینهای ایرانی را پذیرفته بودند، موجب شد که آن دولتهای کوچک در تجدید وضع و رونق جشنهای ایرانی عامل مؤثری باشند و آئین‌ها و آداب کهن را دوباره زنده کنند. خلفا به صورتی رسمی آن را برگذار می‌کردند و افراد مهمَّ حاکم و زیردست تعاطی هدیه می‌کردند.گویند در عصر متوکل پنج میلیون درهم به فرمان خلیفه ضرب شد که به رنگهای گوناگون بود و خلیفه بر سر ایرانیان خویش شاباش کرد. بازیگران نقابدار (اصحاب السماجه) به پیشگاه خلیفه می‌آمدند و خلیفه برایشان سکّه می‌انداخت و گلهایی از عنبر سرخ بدیشان می‌بخشید.^{۲}

شاعران تهنیتها می‌سرودند و از بزرگان برای مردمان هدیه طلب می‌کردند. ابن زبیر می‌گوید که در یک نوروز بازی سماجه‌ای در برابر معتضد خلیفه برگذار شد که سیزده هزار دینار صرف آن شد. در روزهای ۱- اسدی طوسی، گرشاسب نامه، ص ۴۲۷.

۲- مناظر احسن، محمد، زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، ترجمه مسعود رجب‌نیا، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۶۹، صص ۸-۳۴۷.


سیر تاریخی نوروز

۱۱۵

نوروز شیرینی‌ها مانند صابونیه و لوزینج پخته می‌شد و مردم میان خود پخش می‌کردند... به گفته یعقوبی عمربن عبدالعزیز رسم تبادل هدیه در نوروز و مهرجان را برانداخت و سپس یزید دوم آن را دوباره بر پا ساخت.^{۱}

هندو شاه نخجوانی به نقل از تواریخ عربی آورده: «گویند روز نوروزی جهت خالدبن برمک وزیر، کاسه‌ها از زر و نقره به هدیه آورده بودند یکی از شعراء این ابیات به خالد نوشت:

لیت شعری اما لنامنک حظ ما علی خالدبن برمک فی‌الجود لیت لی جام فضة من هدایا انما ابتغیه اللعسل المم

یا هدایا الوزیر فی النوروز نوان ینیله بعزیز هوی ما بالامیر مجیزی زوج بالماء لالبول العجوز

خالد هر چه در آن مجلس او زر و نقره بود همه به آن شاعر بخشید، چون اعتبار کردند مالی عظیم بود و شاعر از آن توانگر شد.^{۲}

باری، تردیدی نیست که وزرای ایرانی عصر عباسی در اشاعه مراسم نوروزی سهم بزرگی داشتند و بسیاری از آداب آن را نیز به خلفا آموختند.

عید نوروز در زمان خلفای عباسی

عباسیان مانند پادشاهان ایران در تالاری با جامه‌های فاخر می‌نشستند و هدیه‌ها را خود می‌پذیرفتند. گفته‌اند که متوکل از بامداد تا

۱- مناظر احسن، یادشده، همان جا.
۲- هندوشاه نخجوانی، تجارب السلف، ص ۱۰۲.


۱۱۶

آداب و رسوم نوروز

نماز ظهر می‌نشست و به پذیرفتن پیشکشهایی که از سوی بلند پایگان و دیگر بزرگان تقدیم می‌شد می‌پرداخت. خلفا در واقع در چنین روز خُجسته حق دریافت هدیه از رعایای خویش را داشتند پس مردم همه طبقات به تقدیم پیشکشی به خلیفه می‌پرداختند و نیز وزیران و بلندپایگان دیوان و توانگران عطر و گوهر و مروارید و بازرگانان کالاهای مرغوب مانند فرش و جامه وکنیز و شاعران نیز قصیده و مردم عادی گل و میوه نثار می‌کردند. دیدار خلیفه در ایام نوروزی بی‌تقدیم پیشکشی نامیمون بود. خلفاگاهی از پیشکشهای مهمانان خویش جویا می‌شدند و بنا به گفته منابع پرسش خلفا عبارت ویژه‌ای بود که «کجاست پیشکش امروز شما؟» دادن پیشکشیهای بسیار به خلیفه موجب شد دفتری فراهم شود تا نام بازدیدکنندگان کاخ و پیشکش ایشان در آن ثبت شود. در برابر، خلیفه هم هدایای پرارجی بدیشان ارزانی می‌داشت. مردم عادی در نوروز خانه‌های خود را با تکه‌های پنبه (حبّ القطن) و بخوردانهای گلین (المجامیرالطین) چراغانی می‌کردند. کاخهای سلطنتی هم با قطعات پارچه‌های ارزنده مانند زهری خیس‌شده در روغن بلسان «هن البلسان» و دیگر مایعات خوشبو و پربها که در بخوردانهای سنگی «المجامیرالبرام» نهاده شده بود چراغانی می‌شد.

در طی شش روز جشن نوروز مردم در گذرگاهها گرد می‌آمدند و آتش می‌افروختند. شور و دلبستگی مردم در برپایی نوروز چنان بود که کوشش معتضد خلیفه در سال ۲۸۴ ه ق.برای جلوگیری از شادیهای زیاده از حد درگذرگاهها در هوای تابستان سودمند نیفتاد و پس از دو روز مردم را آزادگذاشت تا هرگونه که بخواهند شادمانی کنند. ابن حوقل‌گوید


سیر تاریخی نوروز

۱۱۷

که در سده دهم میلادی / چهارم هجری در جبال، نوروز را به مدّت هفت روز برپا داشتند با خوشی و شادی فراوان خوراکیهای لذیذ پختند و جامه‌های فاخر دوختند و پول بسیاری بدین جشن صرف کردند ضمناً مهمانیهایی با رسته‌های مُنظم نوازنده برپا کردند و حتّی بر بام خانه‌های خود جشن گرفتند.^{۱}

پرفسور تریتون بخشی از کتاب الهفواه صابی را درباره برگذاری نوروز ذمیان بغداد در قرن چهارم نقل کرده است. صابی گوید که بعضی از ذمیان آشپزی مخصوص به خدمت‌گرفتند تا خوراکیها را شبانه فراهم کند که با مواد تازه باشد و مهمانیهایی برای خود شان و دوستان دادند که در آنها خربزه و آلو و هلو و خرما بر خوانها نهاده بودند. زنان می‌کوشیدند تا برای آن روز عطریات بخرند و سنگ‌پشتها را برای راندن شیطانها از خانه‌ها می‌آوردند، و تخم‌مرغ رنگ می‌کردند. پاشیدن عطر به روی فرد و هفت گام به سوی او رفتن به مفهوم آن بود که چشم بد و تنبلی و تب از او دور می‌شود. توتیا با سلاب و سورمه را برای افزایش نور چشم در سال آینده به چشم می‌کشیدند و روز فرخنده‌ای بود برای مصرف دارو، مدرسه‌ها بسته می‌شد و دانش‌آموزان به بازی می‌پرداختند. اگر استادی به مدرسه می‌آمد با او با احترام رفتار نمی‌کردند و ای بسا که او را به آبگیر می‌انداختند مگر آنکه وجهی می‌داد که صرف خرید خوراکی می‌کردند. صابی ضمناً گوید که مسلمانان در این شادمانی شرکت می‌کردند و حتّی در انظار عموم شراب می‌نوشیدند و مانند ذمیان به خوردن عدس پاک کرده می‌پرداختند و در آب پاشیدن به روی مردم با ذمیان همبازی ۱- زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، یادشده، صص ۳۴۷ تا ۳۵۰.


۱۱۸

آداب و رسوم نوروز

می‌شدند. کسان محترم یکدیگر را با مشک آب می‌زدند یا پیرامون خانه‌ها و باغهای خود را آبپاشی می‌کردند و مردم عادی هم بدین کار در گذرگاهها و شوارع عام می‌پرداختند.^{۱}

از دولتهای ایرانی در عهد اسلامی، بیش و پیش از همه، صفاریان، به احیای زبان فارسی و آئینهای ایرانی همت گماشتند، پس از آن دولت ایرانی مقتدری چون سامانیان در بخش کهن و زادبوم فرهنگ اصیل ایرانی، خراسان روی کار آمدند که بسیاری از آئینهای باستانی را احیاء کردند و به جای آوردند تنها آثاری‌که در باب نوروز از شاعران و ادیبان آن روزگار به جای مانده، خود قسمت مهمی از ادبیات نوروزی را در سبک خراسانی تشکیل می‌دهند. لیکن کوشش بویهیان در نگهداری آداب و رسوم و جشنهای ایرانی، بخصوص نوروز و مهرگان و سده چشمگیرتر و مؤثرتر از همه بوده است. چنانکه «مافروخی» بیان کرده است: «و بازاری بود بر دروازه جور که آن را بازار جورین گفته‌اند، در فصل نوروز هر سال تمامت اهل اصفهان از صغیر و کبیر و وضیع و شریف و خاص و عام و اطفال و عورات هر کس به حسب حال طبقات و درجات بالوان اسباب مأکول و مشروب و انواع ضروب عدت و آلت مطلوب مرغوب مدت یک دو ماه بدانجا نقل کرده‌اند و از استیضاح و لذات و استمتاع عیش و عشرت از لهو و لعب و نشاط و طرب حظی وافی و ذوقی وافر از زندگانی برداشته چون روز نوروز رسیده چندین بازار ساخته طوافان و بازاریان گوناگون نعمتها در آنجا پرداخته و عوام در میان آنجا چون دریا بر دریا در تموج و خواص از دور و نزدیک و بالا در نشیب در تفرج و پیوسته آن ۱- همان کتاب، همان جا.


سیر تاریخی نوروز

۱۱۹

مدت را گذرانیده به فکاهت و خوشی و عیش و افسانه و خلیع العذار دیوانه‌وار آشنا و بیگانه مشتغل بکأس و پیمانه...».

نوروز در زمان دیلمیان

«ابن‌مسکویه» در مورد افتتاح خراج در زمان عضدالدوله دیلمی اشاراتی بس مهم به نوروز معتضدی دارد بدین قرار: «عضدالدوله افتتاح خراج را به نوروز معتضدی عقب انداخت. در گذشته پیش از رسیدن، غلات گرفته می‌شد. برای رعیت رسوم صحیحی را بجا داشت و از آن زیادات و تأویلات را حذف کرده و بر مظالم متظلمین وقف کرده و بر تعدیل عمل کردند و اخذ از قوافل حاجیان را برداشت و آنچه برایشان مقرر شده بود از قبالح و ضروب عسف... زایل کرد.»^{۲}

هم او در حاشیه گوید: ابوهلال عسکری در کتاب الاوائل (نسخه خطی) درباره تأخیر خراج گوید: «نخستین کسی که نوروز را عقب انداخت متوکل بود، که او دید زیان می‌بیند و مردمان به افتتاح خراج و زرع، ایشان را مقروض و تلف می‌کنند.

ابراهیم بن عباس صولی را خواست و تصمیم گرفت بر عقب‌انداختن نوروز به بیست و هفت روز از حزیران، پس نامه‌ها در این باره نوشته شد و آن‌کتابی مشهور است در رسائل ابراهیم (بن عباس)... و متوکل پیش از دخول سال جدید به قتل آمد. والمنتصر بجایش آمد و انیازمند به مال بود پس مردمان مورد مطالبه قرار گرفتند طبق رسم اوّل و ۱- مافروخی، محاسن اصفهان، ص ۱۷ به نقل: اذکائی، پرویز، تاریخچه و مرجع‌شناسی نوروز، صص ۱۷-۱۶.

۲- ابن مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم و تعاقب الهمم، جلد 2، ص ۴۰7.


۱۲۰

آداب و رسوم نوروز

آنچه متوکل رسم کرده بود، از بین رفت و مورد عمل واقع نشد تا زمان معتضد. پس وی حسابش را در روز یازدهم از حزیران قرار داد و فرمان داد در دیوانها ثبت کنند. تنها آنچه معتضد کرد این بود که مدّت را کوتاه کرد در یازده روز از حزیران».

نوروز در زمان غزنویان

در زمان غزنویان چنانکه از جای جای تاریخ بیهقی برمی‌آید، باز هم به رسم هدایای نوروز و مهرگان که البته خوشایند ترکان بوده است برمی‌خوریم. از جمله اطلاع می‌یابیم که در سال ۴۲۹ق سلطان مسعود برای جشن نوروز جلوس کرد و هدایای مرسوم مبادله گشت و به قول بیهقی در این روز بود که این سلطان توبه خود را در شرابخواری بشکست و همچنین یادی از جشن نوروز سال ۴۳۱ق و شادمانی حاضران و مدیحه‌گویی شاعران و تبادل هدایا و صلات به میان آمده است.۲

نوروز در زمان سلاجقه و خوارزمشاهیان و ایلخانان

با اینکه این دوره را عصر غلبه ترکان و مغولان نام می‌گذارند ولی به دلیل توطن آنان در مهد فرهنگ و تمدن ایران اسلامی، همگان به مرور خوی ایرانی گرفتند و در جامعه بزرگ ایرانیان مستحیل شدند. به طوری که نسل دوم همه آنها عرق و حمیت ایرانی یافتند و نه تنها دین مبین اسلام را پذیرفتند که به زبان و فرهنگ ایرانی نیز تعلق شایسته نشان دادند. در ۱- تجارب الامم، یادشده ، حاشیه ۴۰۷ / تاریخچه و مرجع‌شناسی نوروز، یادشده،

صص ۱۴ تا ۱۶.

۲- اذکائی، همان کتاب، ص ۱۷.

تلاش برای ایرانی‌شدن هر چه بیشتر و در شمار عام درآمدن هرچه سریعتر آنان است که مشاهده می‌شود تمامی آداب و رسوم ایرانی را می‌پذیرند و جامه‌های ایرانی بر تن می‌کنند.

چنانکه از کتاب «کیمیای سعادت» امام غزالی برمی‌آید:

«... و چنگ و چغانه و صورت حیوانات فروشند برای کودکان در عید و شمشیر و سپر چوبین فروشند برای نوروز و بوق سفالین برای سده و آنچه برای نوروز و سده فروشند چون سپر و شمشیر چوبین و بوق سفالین در نفس خویش حرام نیست اما برای اظهار شعارگران حرام است.»

آئین‌های هدیه‌دادن و هدیه پذیرفتن بر قیاس گذشته در این ادوار رایج بود و هم از ادبیات نوروزی عصر برمی‌آید که مراسم درباری آن، کماکان برگذار می‌شد. از جمله این ابیات امیر معزّی را در مدح ملکشاه و تهنیت نوروز می‌توان یادکرد:

باد میمون و مبارک صدهزاران جشن جم

بر خداوندی که چون جّم بنده دارد صدهزار

با نشاط و رامش و پیروزی و نیک اختری

همچنین نوروز و صد نوروز دیگر برگذار^{۲}

از کتاب «سیرة جلال‌الدین منکبرنی» برمی‌آید که جشن نوروز به روزگار خوارزمشاهیان در میان توده مردمان برگذار می‌شده، چنانکه از ۱- غزالی، ابوحامد محمدبن محمد، کیمیای سعادت، نیمه اول، صص ۴۷۸-۴۷۷ و نیز احیاء علوم الدین، ج ۲، چاپ قاهره، ص ۲۳۴.

۲- امیر معزّی، دیوان، به اهتمام عباس اقبال، صص ۳۲۱-۳۲۰،


۱۲۲

آداب و رسوم نوروز

جامه‌های نوین و رنگارنگ مردم اصفهان در این روز هویدا بوده است.' پس از حمله خانمان‌سوز مغول، علی‌رغم ویرانگری‌ها و کشتارهایی که آن قوم وحشی در ایران براه انداخت: «ایرانیان این عید را پناهگاه و دست‌آویز خود ساختند و به عنوان شعاری برای نمایان ساختن روح مجد و عظمت و دفاع در راه طرد آن چیره‌گران غاصب و اظهار استقلال، قرار دادند.»^{۲}

در دواوین شعرای نامدار این ادوار، چون سعدی، سلمان ساوجی، خواجوی کرمانی و دیگران به فراوانی از نوروز و مراسم خجسته آن یاد شده و گویای این مطلب است که با وجود همه مصائب و متاعبی که بر ایرانیان گذشت رشته‌های الفت خود را با فرهنگ ملّی و مردمی، سست نمی‌دیدند.

نوروز در عصر صفوی

حمله وحشتناک مغولان به ایران و آسیبهایی که پس از یکصد و بیست سال ستم ایلخانی و اعقاب چنگیز به این کشور رسید (۷۳۶-۶۱۶ ه.ق) باعث شد که شهرهای کشور از رونق بیفتد و زندگانی مدنی که بر پایه چندین هزار سال جهد طولانی ایرانیان شکل پذیرفته بود، ارج و اعتبار خود را از دست بدهد. اتلاف نفوس کثیری که بر اثر یورشهای ددسیرتان چنگیزی به وقوع پیوست و ارقام وحشتناک از دست رفتگان این فاجعه دردناک را تا شش میلیون تن بالا برد، چنان ضربه سنگینی بر ۱- الصیاد، النوروز، ص ۵۷ به نقل از: تاریخچه و مرجع‌شناسی نوروز، صص ۱۸-۱۷. ۲- همان کتاب، همان جا.


سیر تاریخی نوروز

۱۲۳

پیکر استوار فرهنگ و تمدن اسلامی وارد آورد که ترمیم آن هنوز هم بعد از گذشت قرنها امکان پذیر نشده است. خاصه آنکه به دنبال ترکتازی‌های مصیبت‌بار خونخواران مغول، این بار تاتارها وارد عرصه دغا شدند و آنچه را که به دست جور چنان دشمنان بی‌باک و قهّاری از میان نرفته بود، با یورشهای پی‌درپی خود به نابودی کشانیدند.

بر روی هم سه قرن فاصله میان آغاز هجوم زاغ سیرتان مغول و روی‌کارآمدن دولت با اقتدار صفوی را باید از اعصار تباه و سیاه و تاریک حیات ایرانیان خواند. چه که در سر مادیان سواران ریگستانهای قره‌قوروم و گبی‌نشینان و نیز ژنده‌پوشان متهور و چالاک آسیای مرکزی چیزی سوای نهب و تطاول نبود و همّ و غمّ عمده آنان را دشمن‌شکنی و لشکرکشی و سوداهای جنون‌آمیز کشورگشایی تشکیل می‌داد. بالمآل مردم ستمدیده روستایی و آن عده از گریختگان شهری که به بیغوله‌ها خزیده بودند و جرأت خودنمایی و حضور در صحنه عادی کشت و کار و گله‌بانی را هم از دست داده بودند، تنها در شرایط حفظ جان قرار گرفتند؛ زنده‌ماندن آن هم به هر قیمتی که باشد!

تردید نیست که با دمیدن سبزه‌ها بر لب جویبارها، دگر باره زندگی نطفه می‌زد و جان می‌گرفت و با رشدگیاه و دانه، حیات وحش و نیز انسان تعادلی تازه به هم می‌رسانید و خود به خود ساز وکارهای زیستی سامان می‌یافت و قالبهای متعدد آداب و سنن شکل دوباره پیدا می‌کرد. همان‌گونه که کودکان جدید از پسر و دختر پا به عرصه زندگانی می‌نهادند و در میان چشم‌های نگران پدران و مادرهایی که چهره‌های خشمناک و دژخیمی زردپوستها را دیده و فراموش نکرده بودند، به رشد و بالندگی


۱۲۴

آداب و رسوم نوروز

می‌پرداختند، قانون حیات و ناموس زندگی استوار بود و لامحاله چرخ بازیگر می‌چرخید و نمایش‌های رنگارنگ به صحنه می‌آورد.

معلوم است که ایرانیان ستم رسیده ایام را یارای برگذاری جشنهای پِرتفصیل نبود ولی نادیده گرفتن ارزشهای مسلّم نیز به منزله انکار موجودیت انسانی آنان بود و نیروهای تلاشگر و آرزومند تن به چنان مهلکه‌ای نمی‌دادند. به‌خصوص که در دوران جانشینی تیمور، که کمابیش به یک قرن انجامید، کوششهایی هم برای احیای آثار گذشته و مآثر با اعتبار کهن به عمل آمد والحق در زمینه‌های هنر و ادب و فرهنگ، قدم‌های مهمّی برداشته شد.

ولی بازسازی جدّی و صحیح و اصولی مبانی مدنی و بازیابی رسم و راههای ارجمند پیشین، امری بود که در روزگار فرمانروایی فرزندان شیخ صفی‌الدین اردبیلی (۷۳۵-۶۵۰ ه.ق) حاصل شد و شاهان این سلسله نامدار که نزدیک به دو قرن و نیم (۱۱۴۸-۹۰۷ ه.ق) دایر مدار امور کشور بودند و حکومتی ملی و مردمی و متکی بر مذهب شیعه را بنا نهادند، توانستند هویت ایرانیان مسلمان را بدانها بازگردانند.۱

به تعبیر درست، حکومت صفوی را می‌توان حاکمیتی مردمی دانست. تمامی شاهان این سلسله از آغاز تا به انتها و از بزرگ تا کوچک، در یک جهت متفق و مصمّم بودند و آن جلب رضایت اکثریت مردم بود. ۱- موضوع پیدایش دولت صفوی و تشکیل دولت ملی، عنوان کتابها و تحقیقات معتبری را در تاریخ ایران به وجود اَورده است که بالاختصاص می‌توان ازکتابی به همین نام «تشکیل دولت ملی» از والتر هینتس آلمانی یاد کرد، این کتاب به وسیله کیکاووس جهانداری ترجمه شده و کراراً در ایران به چاپ رسیده است. انتشارات خوارزمی، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۱.


سیر تاریخی نوروز

۱۲۵

به همین دلیل در تمامی طول دوران حکمرانی خود از حمایت جامعه برخوردار بودند و حتی تا بیش از نیم قرن از زوال رسمی و واقعی،باز کسانی به ادّعای تبار صفوی داشتن، قیام می‌کردند و یا در گوشه و کنار سرزمین پهناور ایران، به اسم این خاندان فرمان می‌راندند.

طبیعی است که در عصری چنین گشاده دامن، فاصله میان هسته مرکزی اقتدار و توده‌ها، بسیار کم شود و با وجود انتخاب زبان ترکی،به عنوان زبان رسمی درباری، باز تمامی پادشاهان فارسی‌گوی و شعردوست و حتی خود شاعر باشند و اطوار مردمی پیشه کنند.۱ سیر حوادث معلوم می‌دارد که در هیچ عصر از ادوار تاریخ ایران بعد از اسلام، نزدیکی میان دولت و ملّت به حدّ صفویان نرسیده بود و تا این درجه زبان مشترکی برای فهم عادات و آداب و سنن و شعائر مردمی نشده بود. ناگزیر فرهنگ ملّی اوج یافت رسوم ملی نیز فراخی پیشه گرفت. ایرانیان هر چه را که از قواعد فکری و ترتیبات زیستی بود، همه را از خود یافتند و به گسترش نمادهای اجتماعی و مردمی دامن زدند.

در این میان نوروز هم جایگاه ویژه خود را حفظ کرد و حتی با تظاهرات و اعمال و اقدامات دیگری که جنبه مذهبی داشت، عجین گردید. به نحوی‌که علمای شیعه‌کوشیدند حدیثهای متعددی را که در این زمینه وجود داشت گردآوری کنند و اخبار ائمه علیهم‌السلام را در مورد نوروز جمع نمایند. از همه مهمتر کتاب «السماء والعالم»

علامه مجلسی است (جلد ۱۴ بحارالانوار)، که حاوی فصلی مشبع است ۱- رسمی شدن زبان ترکی در دربار و به تبع حریم‌های آنان برای نخستین بار در این دوره روی داد.


۱۲۶

اداب و رسوم نوروز

در اخبار و روایات و اعمال و ادعیه و اذکار و فضایل نوروز و جنبه دینی آن، که از جمله اینها را نقل می‌کنیم: حدیث «یوم النیروز هوالذی...» یعنی روز نوروز آن است که در آن خدا به دعای یکی از پیامبران باران به مردم فرستاد و آب به ایشان داد و آب‌پاشی به یکدیگر در نوروز سنت شده، این حدیث اشاره به نکته‌ای است که در زمان قدیم معمول بوده است که آب بر یکدیگر می‌پاشیدند (آبریزان) و حتی در برخی از نواحی ایران هنوز هم معمول است و آن را شگون می‌گیرند. حدیثی دیگر چنین است: «هوالیوم الذی وجه رسول‌الله...» یعنی آن روزی است که پیامبر علی‌را به وادی جشن فرستاد. حدیث دیگر «وهوالیوم الذی حمل فیه...» یعنی روزی است که در آن رسول خدا، علی(ع) را بر دوش خود گرفت و بتهای قریش را از بالای خانه حرم فرو ریخت و شکست. و نیز این حدیث «روی ان المجوس اهدوا الی امیرالمؤمنین...» یعنی آورده‌اند که زرتشتیان در نوروز جامهایی سیمین به امیرالمؤمنین(ع) پیشکش‌کردند که در آنها شکر بود وی در میان یارانش پخش کرد و آن را به جای جزیه از ایشان پذیرفت. هم در این عصر جشن نوروز صبغه مذهبی یافت که در این مورد مختصری از «السماء والعالم» مجلسی که از حضرت صادق(ع) روایت گردیده نقل می‌شود: «... در آغاز فروردین آدم آفریده شد و آن روز فرخنده‌ای است برای طلب حاجتها و برآورده‌شدن آرزوها و دیدار پادشاهان و کسب دانش و زناشویی و مسافرت و داد و ستد. در آن روز خجسته بیماران بهبودی می‌یابند و نوزادان به آسانی زاده می‌شوند و روزیها فراوان می‌گردد. در نوروز خوب شستشو کنید و خود را پاک نگهدارید و بهترین جامه‌ها را بپوشید و بوهای خوش بکار برید و سپاس


سیر تاریخی نوروز

۱۲۷

خدای را بجای آرید، زیرا در آن روز پیغمبر اسلام در غدیر خم برای ولایت علی (ع) از مردمان بیعت‌گرفت، و هم در آن روز علی(ع) بر مردم نهروان چیره شد. هنگامی که جشن نوروز فرا می‌رسد، ما منتظر هستیم که از جانب خدا پیروزی و شادی برسد، چه اینکه آن روز به ما اختصاص دارد و پارسیان آن را نگهداری‌کرده‌اند، اما شما مقام آن را از میان برده‌اید و خوب نگهداری نکرده‌اید...)» و نیز از حضرت موسی‌بن جعفر(ع) آمده است که: «این روز بسیار کهن است. و خداوند از بندگان پیمان‌گرفت تا او را پرستش کنند و برای او شریک قائل نشوند و به آئین فرستادگانش درآیند و دستورشان بپذیرند و آنرا اجرا نمایند و آن نخستین روزی است که آفتاب بدمید و بادهای باردهنده بوزید و گلهای روی زمین پدید آمد و هم جبرئیل بر پیامبر نازل شد و نیز روزی است که ابراهیم بتها را شکست و هم پیامبر(ص)، علی(ع) را بر دوش خود گرفت تا بتهای قریش را از خانه کعبه بینداخت.»^{۲}

در کتابهای مذهبی عهد صفوی در باب آداب نوروز از جمله سفره هفت سین و جز آن به تفصیل سخن رفته است. می‌توان گفت آنجه از آئینهای مذهبی نوروز، امروزه رایج است در آن روزگار به قوت و شوکت هر چه تمامتر برگذار می‌شده است.^{۳}

ما در فصل دیگری که از نوروز در اسلام سخن می‌گوئیم به بررسی این احادیث و نیز روایات دیگر خواهیم پرداخت و از آداب نوروز در اسلام سخن خواهیم گفت. و اما درباره نحوه انجام مراسم نوروز و ۱- قمی، حاج شیخ عباس، سفینة بحارالانوار و میهنة الحکم وآلاثار، ج ۲، چاپ نجف،

۱۳۵۵دق، ص ۵۳.

۲- همان کتاب، همان جا.

۳- تاریخچه نوروز و مرجع شناسی، یادشده، ص ۱۹-۱۸،


۱۲۸

آداب و رسوم نوروز

مشارکت پادشاهان مطالبی از کتب معاصران صفویه باقی مانده است که قابل ذکر است.

شاردن سیّاح و جواهر فروش فرانسوی که به دلیل داشتن مذهب پروتستان ناگزیر شد سالیان آخر عمر را در انگلستان بگذراند خود در مراسم جشن تاجگذاری شاه سلیمان صفوی شرکت داشته و وضع این کاخ را چنین ثبت کرده است:

«تالار کاخ، مفروش به قالی زربفت و ابریشم بغایت نفیسی بود، تشکچه‌های اطراف از منسوجات درست شده بود، که بافت ایران می‌باشد و یحتمل زربافت خوانده می‌شود، و عبارت از منسوجات مخملی ابریشم مخلوط با طلا است، گل و شاخه‌های زرین رویش نقش انداخته شده است، شمعدان‌های زرین شمش توبُر که بعضی از آنها مرصع به فیروزه و یاقوت بود، در این جا وجود داشت.

جایگاه مخصوص شاه، تشکچه کوچک به غایت نرم زربفت به ضخامت چهار انگشت و به درازای تقریباً سه تا چهار پاگذارده شده بود، روی تشکچه مزبور را با روپوش کوچک بغایت ظریف و بسیار لطیفی از منسوجات هندوستان که زردوزی شده، کاردستی عالی داشت، پوشانده بودند، این روپوش کوچک تمام تشکچه را پوشانیده و به اندازه چهارانگشت از اطراف آویخته بود و بدین طریق مانع دید آن می‌گردید» در دو گوشه در پایین به دو گویچه زرین شمش توپر، آراسته به گوی‌ها تعبیه گشته بود. دوتفلان طلا نیزکه همچنان مرصع بود، در دو طرف قرار داشت، این محل را چهارده شعله چراغ، بالتّمام از طلای شمش توپر، غیر معلق گذاشته به زمین چنانکه ما شمعدان‌هایمان را بر روی میز یا سه پایه


سیو تاریخی نوروز

۱۲۹

می‌گذاریم، روشن می‌کرد، این چراغها، که از طلای دو (سکه زرین معروف) می‌باشد چنان سنگین است که معادل چهار من و نیم وزن دارد، هشت شعله در تالار و در اتاق‌های بزرگ طرفین هم هشت شعله شمعدان دو شاخه وجود داشت که همه از طلای توپر شمش بود.کرسی یا تخت سلطنت عبارت از چهار پایه مربع می‌باشد که بر روی چهار گویچه زرین بزرگی قرار گرفته است. روی کرسی کاملاً مسطح و از طلای توپر شمش تا اندازه‌ای‌کلفت، هر چهار پایه و چهار گویچه زرین، به قطعات کوچک یاقوت و زمرد آراسته می‌باشد.» سپس شاردن ترتیب استقرار شاهزادگان و مقامات کشوری و لشکری را در حضور شاه پس از جلوس، چنین توصیف نموده است. شاهزاده‌ها، در دور پادشاه نیم دایره تشکیل داده و دست‌های خود را به روی سینه‌گذارده در روبروی شاه بی‌حرکت ایستاده بودند. در طرف چپ پادشاه، که ایرانیان محترم‌تر می‌دانند، به ترتیب صدر اعظم، رئیس قشون، ناظر دربار، وقایع‌نویس، داروغه اصفهان، عالم اصفهان، در طرف راست مسند، تفنگدار باشی، دیوان بیگی (رئیس شهربانی) منجم باشی، شیخ الاسلام و وزیر اصفهان. در تالار به استثنای مقامات نام برده، دیگری حق جلوس در مجلس را نداشت. در اطاقهای جانبی، صاحب‌منصبان مستقر بودند که همگی ایستاده بودند. در سلام نوروز، شیخ‌الاسلام، با کسب اجازه از پادشاه در حضور پادشاه قرار می‌گرفت، و به دو زانو می‌نشست و مکتوبی (خطابه‌ای) را قرائت می‌کرد و در پایان چینن دعا می‌نمود:

«بارالها وجود مقدس پادشاه جمجاه، فلک تخت ثریا تاج، از جمیع بلیات و آفات محفوظ و مصون ماناد. تختش بلندپایه، طایر اقبالش قرین و بساط


آداب و رسوم نوروز

۱۳۰
عدلش گسترده باد.»^{۱}
روایت خارجیان از نوروز در عصر صفوی

روایت خارجیان از نوروز در عصر صفوی

همین شخص، در جای دیگری از کتاب خود، شرح مفصلی در باره مراسم نوروزی دارد که با وجود اطناب شنیدنی است، چون در عین حال منحصر به فرد نیز هست:

«در بیست و یکم مارس، چهل و هفت دقیقه بعد از طلوع، آفتاب مطابق غُرّه ذی‌الحجه دوازدهمین ماه سنه هجری قمری توپخانه و ساخلو سه بار شلیک کردند و بدین طریق حلول سال نو (نوروز) را اعلام داشتند. معمولاً همیشه در موقع ورود آفتاب به برج حمل خواه شب باشد و خواه روز، سال جدید اعلام می‌شود. ایرانیان اعیاد و ایام سوگواری مذهبی و غیرمذهبی بسیار متعددی دارند بعضی از این مراسم به یادبود حوادث و وقایع بزرگ دینی است و برخی مخصوص انقلابات مهم است، معهذا، فقط سه عید و تعزیه مذهبی را با شکوه و جلال تمام برگذار می‌کنند: عید فطر که به مثابه جشن قیامت و بعد از اختتام ایام پرهیز است، عید اضحی و شهادت آل علی(ع)، یک جشن غیرمذهبی (ملی) دارند که عید نوروز است. باید متذکر شویم که ایرانیان اگر چه فقط چنین جشنی (ملی) دارند ولی آنرا به طرز بسیار باشکوهی برگذار می‌کنند. فی‌المثل سه روز تمام طول می‌کشد و در بعضی مقامات، مانند دربار، تا هفت روز ادامه دارد و چنانکه گفتیم از ورود آفتاب به برج حمل آغاز می‌یابد.

«این عید را نوروز سلطانی می‌نامند، تا از سال جدید و واقعی تاریخ ۱- به نقل از: فرهنگ مردم، یادشده، ص ۳۳.


سیر تاریخی نوروز

۱۳۱

فعلی ایران که مبدأ آن هجرت حضرت محمّد(ص) از مکه (به مدینه) است مشخص باشد، پیغمبر اسلام از خوف کفار که می‌خواستند شارع آئین جدید را مقتول سازند مهاجرت فرمود، و تمام مسلمین جهان حادثه مزبور را مبدأ تاریخ خود قرار داده‌اند. آغاز سال تاریخ اسلامی که قمری است، و غرّه محرم است که اول سال هجری است. ایرانیان جشن نوروز را مطابق سال شمسی که تاریخ باستانی این قوم است برگذار می‌کنند و بانی این عید را جمشید می‌دانند که چهارمین شاهنشاه ایران است و از همین سنت باستانی به ثبوت می‌رسد که مردم این کشور برای اعیاد مربوط به تحول آفتاب و اعتدال ربیعی بسیار اهمیت قائل بوده‌اند و آغاز بهار را سخت نیکو و مبارک می‌شمرده‌اند، جشن نوروز هشت روز تمام ادامه داشته است، در نخستین روز عید شاهنشاه بار عام می‌داده، روز دوّم مخصوص شرفیابی عُلما و دانشمندان و مخصوصاً اخترشناسان بوده است، سوم به منجمان و موبدان اختصاص داشته، چهارم ویژه قضات بوده، پنجم مخصوص بزرگان و اعیان و اشراف کشور، ششم برای خویشاوندان و منسوبین شاهنشاه و دو روز آخر به زنان و کودکان سلطان اختصاص داشته است، این جشن تا هجوم اعراب به ایران باشکوه و جلال تمام ادامه داشت و امّا در دوران بعد از اسلام اختلالاتی به وجود آمد که مدت چند قرن ادامه داشت و بعد از روی کارآمدن سلسله سلجوقی و تثبیت کارآل سلجوق، به هنگام پادشاهی ملکشاه در سال چهارصد و هفتاد و پنج هجری در روز اعتدال ربیعی هنگام تحویل آفتاب به برج حمل، منجمین مملکت فرصت را برای احیای سنت باستانی ایرانیان مغتنم شمرده گفتند: این در نتیجه مشیت الهی است که سلطان در


۱۳۲

آداب و رسوم نوروز

نخستین روز سال، البته بر حسب تقویم باستانی، به تخت امپراتوری جلوس فرموده است.^{۱} و بدین طریق توانستند که رسم قدیمی کشور راکه یادگار عهود بسیار باستانی است، به وی بقبولانند و جشن (ملّی) مردم را مثل ادوار پیش از اسلام همچنان استوار و برقرار سازند. اخترشناسان به سلطان اظهار داشتند که جشن نوروز را نمی‌توان در آغاز سال قمری تثبیت کرد، چون ابتدای سنه این تقویم، مصادف با ایام سوگواری است و مسلم است که تصادف عید با عزاداری منحوس خواهد بود، بالنتیجه صلاح آنست که نوروز در آغاز سال خورشیدی تثبیت گردد که همیشه مصادف با آغاز بهار، نیکوترین فصل سال است، در صورتی که ابتدای سنه قمری بر حسب گردش ماه در فصول مختلف و متوالی واقع می‌شود. منجمین برای جلب توجّه شاهشان گفتند که وضع تقویمی واجد خصوصیت شایان توجّه دیگری هم هست، توضیح آنکه بر حسب یک رسم باستانی، ایرانیان آغاز سلطنت پادشاهان خود را ابتداء تاریخ قرار می‌دهند و بدین طریق همیشه نوروز سال شمسی مصادف با روز جلوس وی خواهد بود. سلطان جلال‌الدین را پیشنهاد اخترشناسان خوش آمد و عید باستانی را در آغاز سال جدید سلطانی تثبیت فرمود و از آن وقت به بعد این جشن همیشه با شکوه و جلال هر چه تمامتر برگذار می‌گردد. با شلیک توپ و تفنگ، البته در نقاطی که این تسلیحات موجود باشد، از قبیل پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ و مهم، حلول سال نو برای مردم ۱- شاردن در این بخش توضیحاتی دارد که مأخوذ از اطلاعات غیردقیق اوست. سلطان ملکشاه از سال ۴۶۵ هق. به مدت بیست سال پادشاهی کرد و واقعه بازشناسی تقویم شمسی نیز در خلال سالهای ۴۷۱-۴۶۷ ه.ق. انجام پذیرفته است. به این مسئله در جای دیگری از همین تألیف اشاره شده است: ر.ک. نوروز سلطانی.


سیر تاریخی نوروز

۱۳۳

اعلام می‌شود. منجمین لباس فاخر در بر کرده یک یا دو ساعت پیش از اعتدال ربیعی برای تعیین تحویل آفتاب به برج حمل، به کاخ سلطنتی و یا عمارت حکومت محل می‌روند و در پشت‌بام یا روی مهتابی با اسطرلاب خود مشغول کار می‌شوند و به محض اینکه علامت دادند، برای اعلام حلول سال جدید شلیک می‌شود و صدای آلات موسیقی: طبل و شیپور، نای و نقاره در هوا طنین‌انداز می‌گردد، بدین ترتیب ترانه و طرب، جشن و سرور تماشاچیان و بزرگان مملکت آغاز می‌شود. در اصفهان در همه روزهای عید، در مقابل کاخ شاهنشاه، مراسم سرور با رقص و طرب و آتش‌بازی و صحنه‌های کمدی، همانند هفته بازار برگذار می‌گردد و هر فردی هشت روز عید را با شادی بی‌پایان بسر می‌برد.

«ایرانیان برای نوروز نامهای مختلفی دارند، از جمله آن را عید لباس نو می‌خوانند، چون هر کس هر اندازه‌ای نادار باشد، در این جشن یکدست لباس نوی به تن می‌کند و افراد متمکن در ایام عید، هر روزی ملبوس دیگری دربرمی‌نمایند. ایام نوروز فرصت مناسبی است برای مطالعه شکوه و جلال دربار، چه در این جشن، عظمت و ابهت این دستگاه بیش از هر موقع دیگر جلوه‌گر می‌گردد. هر درباری عالی‌ترین و نفیس‌ترین وسایل تجمّل خویش را در روزهای عید زینت تن و بیکر خود می‌کند. در ایام نوروز در تمام هشت روز گردش و تفریح در خارج شهر به طرز بی‌سابقه‌ای جریان دارد. هر کس هدایا و تحفی فراهم می‌کند، و روز عید برای یکدیگر تخم مرغهای منقش و مطلایی ارسال می‌دارند بعضی از اینها سه دوکای طلا ارزش دارد. شاهنشاه پانصد تخم مرغ از نوع مزبور در بشقابهای نفیس در سرای خود بین سوگلی‌های خویش بخشش


۱۳۴

اداب و رسوم نوروز

می‌کند. چندتایی از اینها را من هنگام مراجعت به یادگار آورده‌ام. این تخم‌مرغ‌ها مستور از طلا و مزین به چهار صورت یا مینیاتور بسیار نفیس است. روایت می‌کنند که ایرانیان در تمام ادوار (تاریخ خود) در ایام نوروز به یکدیگر تخم مرغ هدیه می‌داده‌اند، چون تخم‌مرغ نشان پیدایش حیات و آغاز تکوین موجودات است. تعداد مصرف آن در ایام عید باورکردنی نیست.

«بزرگان کشور بعد از تحویل آفتاب به برج حمل، برای تهنیت عید نوروز به حضور شاه می‌روند، اعیان و اشراف تاج مرصعی بر سر، با تجهیزات حتی‌الامکان سبک و چابک به پیشگاه همایونی شرفیاب شده، و هدیه‌ای ازگوهرهای گرانبها و جواهرات قیمتی منسوجات نفیس عطریات عالی و نوادر دیگر، اسب و نقدینه و غیره بر حسب مقام و مقدور خویش به حضور ملوکانه تقدیم می‌دارند. اکثر بزرگان طلا پیشکش می‌کنند و استدلال می‌نمایند که در تمام عالم تحفه مناسبی برای صندوقخانه (گنجه) همایونی وجود ندارد و معمولاً از پانصد تا چهارهزار دوکا تسلیم می‌دارند. رجال و بزرگانی که در ایالات و ولایات مأموریت دارند. نیز هدایا و تحف خود را تقدیم حضور همایونی می‌کنند و احترامات لازم را به جا می‌آورند. هیچکس از انجام این مراسم معاف نیست و معمولاً مقام و منزلت هر شخصی بر حسب هدایای تقدیمی در سالهای متمادی منظور نظر و مورد توجه است.

«بدین ترتیب شاه در عید نوروز ثروت سرشاری به جیب می‌زند و یک قسمت از آن را در سرای همایونی بین اعضای بیشمار اندرون بعنوان عیدی تقسیم و توزیع می‌فرماید. شاه در تمام ایام عید از ساعت ده تا


سیر تاریخی نوروز

۱۳۵

ساعت یک، از اعیان و اشراف کشور باشکوه و جلال تمام پذیرایی به عمل می‌آورد و سپس به اندرون می‌رود. معمولاً رجال و بزرگان مملکت نیز هر یک به نوبه خود در منزل خویش مشغول پذیرایی از واردین می‌گردند و همه مدت روز را برای قبول مراجعین و دریافت هدایا و تحف تابعین تخصیص می‌دهند، این رسم مسلم مشرق زمین است که کوچکان به بزرگان می‌بخشند و ناداران به دارایان می‌دهند و از دهقان تا سلطان این سلسله مراتب در داد و دهش مرعی و مراعات می‌گردد.

«اشخاص مؤمن و متدین در صورت امکان تمام ساعت نخستین روز عید سال جدید را با دعا و عبادت در منزل خویش می‌گذرانند. این گروه در طلیعه صبحدم غسل می‌کنند و آنگاه پوشاک بسیار تمیزی می‌پوشند، و از نزدیکی به زنان امتناع می‌ورزند، نماز عادی و فوق‌العاده روز را می‌خوانند به قرائت قرآن و کتب نفیس خویش مشغول می‌گردند و با زهد و عبادت آرزو می‌کنند که سال نو را به خوشی و خرّمی بسر برند. «افراد دیگری که «اهل زمانه»اند و مدام در توسعه جاه و جلال و افزایش ثروت و مکنت خویش می‌کوشند ایام عید را طور دیگری می‌گذرانند. این گروه تمام اوقات تعطیلات را به جشن و سرور، تفریح و تفرّج می‌گذرانند و مدعی هستند که برای میمنت سال جدید بایستی در ایام نوروز به شادی و سرور پرداخت تا تمام سال را در رفاه و راحت گذراند. نکته‌ای که بیش از پیش بر رونق و شکوه عید نوروز می‌افزاید آنست که این روز را مصادف با انتصاب حضرت علی(ع) به ولایت توسط حضرت ختمی‌مرتبت(ص) می‌دانند. مسلمانان (شیعیان) مدعی هستند که در روز تحویل آفتاب به برج حمل حضرت محمّد(ص) جانشین خود


۱۳۶

أداب و رسوم نوروز

را در حضور قوای مسلح خود رسماً اعلام فرمود، بالنتیجه علی‌رغم دیگر اعیاد و ایام سوگواری که با تقویم قمری تعیین می‌گردد، این یگانه جشن بزرگ مذهبی باگاهنامه خورشیدی تثبیت و تعیین می‌شود و نخستین روز سال شمسی عید مذهبی مسلمین (شیعیان) است، در این رباعی اشاره به همین نکته شده است:

بهار با لاله‌های جام مانند جلوه‌گر است

در آرزوی نثار شبنم به خاک نجف است

در این روز نو، علی بر مسند رسول نشست

بدین جهت نوروز میمون و مبارک است

«شاهنشاه فقید، شاه عباس ثانی اندکی پیش از فوت خویش فرمان داده بود بمانند ایرانیان باستان تحویل آفتاب را در تمام بروج دوازده‌گانه ملی سال با نوای نی و طنبور و ساز و شیپور تجلیل کنند. ولی مرگ انابهنگام و سریع شاهنشاه مزبور استقرار این آئین باستانی را فرصت نداد. در بیست و دوم (مارس) بعد از ظهر برای تهنیت عید به کاخ حکومتی رفتم و یک قبضه خنجر بسیار نفیس و عتیقی که دسته و غلاف ظریف مطلای مینائی داشت تقدیم حضور خان ایروان کردم. این هدیه مطبوع اطبع حاکم و بسیار مورد توجه وی واقع گشت، در ایران یک رسم قانون مانند است که در عید نوروز، نمی‌توان بدون تقدیم تحفه‌ای به حضور بزرگان باریافت. حاکم مرا در کنار خویش نشاند و مرا به خوردن میوه‌های تر و خشک و شرابهای بسیار نفیس و عالی گرجستان و شیراز خواند.» از میان دیگر پادشاهان صفوی، شاه عباس اول نیز به جشنهای ۱- شاردن، ژان، سباحتنامه ترجمه محمدعباسی، جلد ۲،.طص ۳۶۷-۳۶۰.


سیر تاریخی نوروز

۱۳۷

نوروزی اهمیت فراوان می‌داد و در سفر و حضر هر جا که نوروز فرا می‌رسید، مراسم مفصّلی تدارک می‌دید. در روز عید، شاه بار عام می‌داد و سران سپاه و ناموران عالی‌مقام دولت را به حضور می‌پذیرفت و با مهمانان ایرانی و بیگانه و سرداران و وزیران و ندیمان خویش به خوش‌گذرانی می‌پرداخت. درین روز وزیران و حکّام بزرگ پیشکشهای گرانبها به شاه تقدیم می‌کردند و او نیز متقابلاً به کسانی که خدمات شایسته کرده بودند، خلعت و منصب تازه عطا می‌کرد '

مورخ مخصوص او، اسکندر بیک منشی، درباره جشن و چراغانی میدان نقش جهان اصفهان در ایام نوروز می‌نویسد: «در باغ مزبور جشن عالی طرح فرمودند. اطراف نهر آبی راکه از میان باغ جاری است و حوض بزرگی که مثل دریاچه‌ای در میان آن ترتیب یافته، به اکابر و اعیان دارالسلطنه اصفهان و بلوکات و اهالی خراسان و صواحب تبریز و تجار و اصناف خلایق، که در پایتخت همایون بودند، علی‌قدر مراتبهم قسمت فرموده، هر طبقه مجلسی طرح انداختند و اطراف اربعه آن دریاچه را به امراء و وزراء و ارکان دولت و مقربان بارگاه سلطنت اختصاص دادند. محافل فیض بخش بهجت افزا انعقاد یافته، برابر هر مجلس چهار طاقها افراشته، استادان نجّار و مهندسان نادره‌کار به فنون غریبه انواع هیاکل پرداخته، چراغدانها بر آنها تعبیه کردند و همه شب تا صبح، روشنایی سپهر مینائی به هزاران چشم حسرت بر آن چراغان و مجالس بهشت نشان می‌نگریستند.»^{۲}

۱- فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، مجلد دوم، چاپ پنجم، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۳، ص ۳۱۷.

۲- عالم آرای عباسی، ص ۵۵۰ به نقل از زندگانی شاه عباس اول، یادشده، ص ۳۱۸.


۱۳۸

آداب و رسوم نوروز

شاه عباس، در این جشن به هر طرف می‌رفت و در هر محفلی می‌نشست و با بزرگان درباری خود و مردمی که گرد آمده بودند، به حشر و نشر می‌پرداخت و در شادی آنها شرکت می‌جست. شدت علاقه او را به مراسم نوروزی به حدّی دانسته‌اند که در برابر همه پیشامدها مقاومت می‌کرد و اصرار می‌ورزید که مردم مملکت از او تأسی کنند و در خوشی و شادی بسر برند. نوروزهایی که در کتب تاریخی عصر شاه‌عباس یادی از آنها رفته است، نشان دهنده تعلقات پرشور او به انجام کامل مراسم این جشن است و شهرت دارد که شاه به شخصه در مراسم تخم‌مرغ بازی که مقبول مردم عصر هم بوده، شرکت می‌جسته است و بنا به دستور او، در دکانها جوانانی می‌ایستاده‌اند که با تخم مرغهای رنگین بازی کنند و از توجهات و نوازشهای وی سرافرازی یابند. چنانکه شاعری نیز سروده است:

به هردکه ای نوجوان خرمی

گرفته به کف بیضه شبنمی

که با شاه هنگامه سازی کند

ز روی طرب تخم بازی کند^{۱}

نوروز در عصر افشاریه

پس از سقوط دولت صفوی، خللی در مقام و منزلت نوروز پدید نیامد. بلکه همچنان آداب و رسوم آن نگهداری شد و عظمت دیرین آن در روح مردم ایران ماندگار و پابرجا ماند. جنگهای پیوسته نادرشاه افشار ۱- فرهنگ مردم، یادشده، ص ۳۵.


سیر تاریخی نوروز

۱۳۹

هرگز مانع اجرای مراسم و جشن‌ها و چراغانی‌ها و آذین‌بندی‌ها نمی‌شد و نادر همیشه با برگذاری هر چه باشکوهتر نوروز، به امیران و سرداران سپاه و سربازان خود خلعت می‌بخشید. می‌بینیم که وی حتی برای تصاحب قدرت بلامنازع سلطنت در سال ۱۱۴۸ ه ق. هم مقرر داشت که مراسم مزبور در موسم نوروزی برگذار شود. در همین سال بود که مقرر داشت که جمعی از نمایندگان اعیان، رؤسای کشور، روحانیون بزرگ حکام ولایات و کدخدایان برجسته به دشت مغان دعوت شوند تا امری چنان مهم را با آنها به بحث و تبادل نظر بگذارد. نیز فرمان داد تا عمارات عدیده در منطقه چول مغان برپا دارند و آنچه از اسباب رفاه و آسایش برای جمع میسر است فراهم گردانند جمعیت حاضر در دشت مزبور را تا یکصد هزار نفر نیز نوشته‌اند و یقین است که اگر لشکریان و اصحاب اردوی نادری نیز داخل این رقم شوند، اغراق‌آمیز نیست.'

نادر در بامداد نوروز به احضار بزرگان قوم فرمان داد و خطاب به ایشان اظهار داشت که من آنچه که حق کوشش بود به جا آوردم و مملکت را از تجاوز روس و عثمانی نجات بخشیدم و متجاسران افغان را نیز به جای خود نشانیدم، اکنون نیاز به استراحت دارم و از شما می‌خواهم که شاه تهماسب یا فرزندش شاه عباس سوم را که زنده‌اند، و یا هر کس دیگری را که خود مایلید به سلطنت انتخاب‌کنید.^{۲}

نادر در همین ایام البته به پادشاهی ایران برگزیده شد و به عنوان ۱- مالکم، سرجان، تاریخ ایران، ترجمه شیخ محمد اصفهانی، چاپ هند، ۱۸۶۷م، (۲ جلد)، جلد دوم، باب ۱۷، صص ۳۳-۳۲.

۲- شعبانی، رضا، تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه، (۲ جلد) جلد اول، نشر قومس، تهران، ۱۳۷۳، ص ۶۸.


۱۴۰

آداب و رسوم نوروز

نادرشاه بر تخت سلطنت نشست و مدت دوازده سال نیز در همین مقام باقی ماند.کتابهای تاریخ روزگار او و بویژه جهانگشای نادری^{۱} و عالم‌آرای نادری^{۲} مشحون از وقایعی است که در دوران قدرتمندانه نابغه بزرگ نظامی خراسانی روی داده و در خلال همه آنها، از بزرگداشت «نوروز جمشیدی»، «نوروز پیروز»، «جشنهای فرخنده و خجسته نوروزی» و «نوروز این سال... در ... برگذار شده» سخن به میان آمده است. در همان واقعه دشت مغان نیز شاعر نامدار مشتاق اصفهانی سروده است:

هزار شکر که آمد بهار و رفت خزان

ز فیض مقدم گل شد جهان پیر جوان

جناب شاه ملایک سپاه نادر شاه

خدیو جم عظمت خسرو سکندر شان

به تخت سلطنت این خسرو بلند اقبال

که پیش رفعت جاهش خجل بود کیوان

جلوس کرد به روز خجسته نوروز

ز یاری فلک و نصرت خدای جهان

نوروز در عصر زندیه

بعد از دوران اقتدار و سرفرازی نادرشاهی و با مرگ این سردار ۱- استرابادی، میرزا محمدمهدی خان منشی، جهانگشای نادری، تصحیح سیدعبدالله انوار، انجمن آثار ملی، تهران، ۱۳۴۱.

۲- مروی، میرزا محمدکاظم، نامه عالم آرای نادری، ۳ جلد، با مقدمه میکلوخو ماکلای، مسکو ۶۳-۱۹۶۰.


سیر تاریخی نوروز

۱۴۱

نامدار، کشور دچار هرج و مرج و بحران سیاسی نظامی دیگری شد که با ضعف و بی‌کفایتی جانشینان او، قرین گردید و تا روی‌کارآمدن خان مهین اقتدار زندکریم خان ادامه پیداکرد.گرچه کریم خان به فاصله کوتاهی پس از هلاکت نادر (۱۱۶۰ هق) در عرصه تحولات سیاسی -نظامی روز ظاهر شد (۱۱۶۲ ه.ق) ولی دوران کشمکشهای مخرب فتنه‌انگیزانی که هر یک خود را صاحب دعوی می‌شمردند و بر منطقه‌ای از ایران، استیلا داشتند، مدت مدیدی به طول کشید. خان زند، تنها در سال ۱۱۷۹ هق. بود که توانست پس از هفده سال مبارزات بلاانقطاع، بخش عمده کشور را در زیر استیلا درآورد و چهارده سال باقی عمر (۱۱۹۳ ۱۱۷۹ هق) را بدون وقفه در شیراز بماند.

کارها و اقدامات متعدد عمرانی و آبادانی خان زند نیز در همین دوره تحقق پذیرفته و عمدتاً در همان شیراز انجام گرفته است. رأفت و مهربانی‌کریم زبانزد خاص و عام است و بی‌شک از روحیات خیرخواهانه و خوش‌بینانه‌ای منشأ می‌گیرد که ذاتی این مرد فهیم و دانا و هوشمند است. اینکه جشنهای نوروزی در روزگار او از شکوه و جلال خاصی برخوردار بوده بی‌تردید است، چه او تمامی همّ خود را مصروف بهبود احوال رعیت می‌داشت و افسانه‌های متعددی نیز در باب زندگی شخصی خود وی و شیوه کردار و گفتارش با دیگران بر سر زبانهاست که همه و همه مؤید نیکخواهی و سلامت‌جویی و خوشی‌طلبی خان است.

مؤلف رستم التواریخ می‌نویسد:که خان از نغمات چنگ و رباب و اسباب طرب شادان بود و در ایام نوروز، یک تا دو هفته را جشن می‌گرفت و در طی مراسم، به امرای لشکر و مقامات دربار و ملازمان حضور و

.


۱۴۲

اَداب و رسوم نوروز

چاکران و پیشکاران انعام و خلعت می‌بخشید. دستور می‌داد که در چنین مراسمی مانند اوقات عروسی نزدیکانش، جشن و سرور همگانی باشد و دسته‌های موسیقی در سر چهارراهها و خیابانها حاضر شوند و با ترنّم آلات و اسباب طرب، مردمان را شاد نگاه دارند. یک چنین روحیه‌ای، البته اجازه می‌داد که در مراسم رسمی‌سان سپاه و حتی اردوهای نظامی نیز موسیقی سرایان حاضر باشند و با سرودن آهنگهای دل‌انگیز، قاطبه مردم را دلشاد نگاه دارند.

''

نوروز در عصر قاجاریه

با عروج آقامحمدخان بر اریکه اقتدار، دوران تازه‌ای از عمر ملت ایران هم آغاز شد که بیش از آنکه متوجه به عرصه‌رسیدن دسته‌ای خاص از ترکمنان بی‌هویت و خویشتن طلب و عاری از حمیت ملکداری و ایرانبانی‌باشد، معلول دو اتفاق بزرگ جهانی بود که در اروپا حادث شده بود و با جهانی‌شدن هر دو واقعه، خود به خود پای ملّت و کشور ایران را نیز به صحنه پیشآمدهای بین‌المللی باز کرد. این دو سانحه مهم، یکی وقوع انقلاب کبیر فرانسه بود و اعلام شعارهای آزادی، برادری و برابری که به زودی از مرزهای‌کشور فرانسه‌گذشت و در سطح عالم پخش شد و دیگری ظهور ناپلئون بناپارت، که با تکیه بر همان شعارها، سوداهای جهانگیرانه در سر می‌پرورد و در معارضه با رقیب عمده سیاسی - نظامی خود، انگلیس، نظر به شرق دوخت و فتحعلی شاه قاجار بی‌خبر از ۱- اصف، محمدهاشم رستم الحکماء، رستم التواریخ، تصحیح و تحشیه محمد مشیری، چاپ تابان، تهران، ۱۳۴۸، ص ۳۴۴.


سیر تاریخی نوروز

۱۴۳

تحولات مهم گیتی را غافلگیر ساخت.

از مشخصات مهم دوران یکصد و چهل ساله استیلای قاجاریان (۱۳۴۴-۱۲۰۴ ه.ق)، آشنایی ایرانیان با رسم و راههای غربیان و تا حدودی هم تأثیرپذیری از آنان است. فتحعلی شاه (۱۲۴۹ - ۱۲۱۲ ه.ق) ناخواسته وارد دو سلسله جنگهای شوم با روسها شد که به معاهده‌های ننگین گلستان (۱۲۲۸ ه.ق) و ترکمانچای (۱۲۴۳ ه.ق) منجر گردید و قفقازیه را به کل از تصرف ایران بیرون برد. نواده و جانشین او هم به نام محمد شاه (۱۲۶۴-۱۲۴۹ ه.ق) بر سر قضایای هرات با انگلیس‌ها درگیر شد و همان ذلت و خفت و حقارت جد خویش را متحمل گشت.

در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی به تعبیر سپهر مؤلف ناسخ التواریخ، دوران جهانگشائیهای ناصرالدین شاه، (۱۳۱۳-۱۲۶۴ ه.ق) فرا رسید که در طی چندین واقعه اسف‌انگیز، هرات به کلی از ایران جدا شد و استقلال بخشهای شرقی، در طی معاهده پاریس (۱۲۷۳ هق) به رسمیت شناخته شد و پس آنگاه به جهت تأمین مطامع استعمار انگلیس، قسمتهای زرخیز و مهمّ و استراتژیک سیستان و بلوچستان منتزع گشت و با سرازیرشدن سیل کالاهای روسی و انگلیسی و... بازارهای مصون تجارت داخلی به دست اروپائیان افتاد و استقلال اقتصادی کشور نیز لطمات فراوان دید.

با این همه، با وجود آنکه در این دوران کثیری از ایرانیان متنعم و مرفه به کشورهای اروپایی رفتند و جمع کثیری از اروپائیان نیز با عناوین مختلف، سیاسی، نظامی، جهانگرد، پزشک، پژوهشگر و غیره به ایران آمدند و حتی ناصرالدین شاه و پسر و جانشینش مظفرالدین شاه


۱۴۴

آداب و رسوم نوروز

(۱۳۲۴-۱۳۱۳ ه.ق) هر کدام سه بار به اروپا سفر کردند و در معیت خود جمع معتنابهی از درباریان و زنان و خواجه‌سرایان را به غرب کشانیدند و واقعه‌ای به عظمت انقلاب مشروطیت نیز در کشور به وقوع پیوست، باز استخوان‌بندی سنّتی جامعه ایرانی بر سر جای خود استوار بود و خرد و بزرگ، همه خود را درگیر مسائل آداب و رسوم اجتماعی می‌دانستند. داستان نوروز نیز به عنوان بزرگترین و مهمترین پیشآمد هر سال، در کتب و منابع نویسندگان و وقایع نگاران داخلی و خارجی منعکس است و بیش و کم با همان تشریفاتی که در زمان صفویان رایج بود انجام می‌شد، بی‌شک شرح همه جریانها و وقایع نوروزی در این دوره، کتابی قطور می‌طلبد و ما من باب ذکر نمونه، به فقراتی چند از رویدادهای درباری در دو دوره مشخص و طولانی این عصر، که دوران فتحعلی شاهی و عصر ناصری باشد، بسنده می‌کنیم.

جلوس بر تخت در سلام عام و خاص و تشریفات مربوط

فتحعلی شاه مرد نادان و سبکسر و مغروری بود که فطانت او را در امور سیاسی و نظامی و حوادث عالمگیر روزگار برابر با فهم و درک یک رئیس قبیله شمرده‌اند. در این سخن، به هیچوجه جای مبالغه و تحقیری در کار نیست، ولی این پادشاه به ظواهر سلطنت بسیار اعتقاد داشت، خود را وارث ملک کیان می‌دانست و از همه القابی نیز که شاهان سلف، بجا یا نابجا استفاده می‌کردند، سود برمی‌گرفت. از امتیازات مهم سلطنت بر کشوری چنان وسیع، این را بیش از همه حق خود می‌شمرد که حرمسرایی بزرگ داشته باشد و زیباترین زنان قلمرو فرمانروایی خود را به دربار


سیر تاریخی نوروز

۱۴۵

فراخواند. تعداد زنان وی را بیش از پانصد کس دانسته‌اند و ناسخ التواریخ نام و نشان یکصد و چهل هشت تن از آنها را که تعینی داشته‌اند ضبط کرده است.

چنین کسی البته، از تشریفات مخصوص بادشاهی چشم نمی‌پوشد و بلکه دقیقه‌ای از تجمل خواهی و عیش و عشرت‌جویی را هم تلف نمی‌کند. این سلطان بن سلطان و خاقان بن خاقان مراسم ویژه‌ای را در نوروز تدارک می‌دید. شاه معمولاً تاج کیانی را بر سر می‌نهاد و بازوبندهای دریای نور و تاجماه را بر بازو می‌بست. آویختن حمایل‌های مروارید درشت و بستن کمربند شرابه‌دار سلطنتی و شمشیر و خنجر جواهرنشان و در دست گرفتن گرز مرصع هم جزء تشریفات ناگزیر بود، سایر وصله‌های مرصع و جواهرنشان سلطنتی را نیز پسرها و جهانگیر خان گرجی و ابراهیم خان گرجی دامادهای شاه به قامت وی راست می‌کردند سپر مرصع مخصوص سپهدار بودکه در دست می‌گرفت و همه اینها به طور نیم دایره در دور تخت شاه در جای مخصوص خود می‌ایستادند. پیشخدمت باشی سلام، میرزا اسمعیل، قلیان مرصع مخصوص سلام را در پهلوی تخت در دست می‌گرفت و نی پیچ آنرا به دست شاه می‌داد که گاهی پکی به آن بزند. این قلیان که به (قلیان سلام) معروف بود از طلا ساخته شده بود و تمام قسمت‌های آن با گوهرهای مختلف و الوان ترصیع شده بود. شکل میانه قلیان بر خلاف قلیانهای امروزی بسیار کوتاه بود و از یک سمت سر قلیان آن دو زائده پَر مانند بیرون آمده بود که بر نوک آنها آویز جواهرنشان نصب شده بود. سر نی قلیان یعنی قسمتی که چوب با لوله نی‌پیچ باید در آن قرارگیرد به صورت


۱۴۶

آداب و رسوم نوروز

سر اژدها ساخته شده بود که از فک پایین وزیرگلوی آن دو شرابه یاقوت درشت آویزان بود. شرکت دادن این قلیان در مراسم سلام عام نوروزی یک امر تخطی ناپذیر می‌نمود. به طوری‌که در دوره‌های بعد که استعمال قلیان در اینگونه مراسم کم‌کم رو به منسوخ شدن نهاد و شاه فقط نی‌پیچ آن را در دست می‌گرفت باز هم پیشخدمت باشی سلام در جای مخصوص خود قلیان بدست می‌ایستاد و تشریفات بیهوده و بی‌معنی مزبور را تا پایان مراسم حفظ می‌کرد.^{۱}

مراسم نوروزی در دوران ناصرالدین شاه

خانم کارلاسرنای ایتالیایی در یادداشتهای خود از جشن نوروزی سال ۱۸۷۸ (عصر ناصری) بدین‌گونه یاد می‌کند:

«حسب المعمول به خاطر عید نوروز، مقدمات سلام را در دربار فراهم کرده بودند بسیاری از خرافات در چگونگی برگذاری برخی از مراسم در ایران دخیل است. اگر در این روز حادثه‌ای ناگوار پیش آید نشانه‌ای از شومی و بداختری در سراسر سال خواهد بود. چون در مشرق زمین جشن‌ها پس از غروب آفتاب آغاز می‌گردد، در این سال بسیاری از مقامات عالی درباری روزی پیش از سال نو برای عرض تبریک به حضور شاه در کاخ بار یافته بودند که بدانها خبر داده شد فردا سلام برقرار نخواهد بود. چون در کاخ شاهی هیچ اقدامی بدون مشورت قبلی و صلاحدید منجمان به عمل نمی‌آمد، شاه عصر روز پیش از عید از منجم دانای خود فرمان اختران را جویا شده بود. چون پاسخ منجمان مساعد ۱- نجمی، ناصر، دارالخلافه تهران، چاپخانه سپهر تهران، مهر ماه ۱۳۵۶، ص ۲۸۱.


سیر تاریخی نوروز

۱۴۷

نبود تشریفات سلام به حکم ستارگان به روز دوم سال نو که روزی سعد بود موکول شد. تهرانی‌ها ابتدا از اینکه عید به عقب افتاده بود ابراز انزجار کردند، اما چون در روز اول سال باران سیل‌آسا بارید، از عقب افتادن آن خشنود شدند. در حقیقت این بار منجم، کذاب در نیامده بود. این ! پیش‌بینی موجب شد که گروهی بیش از پیش به منجمان معتقد شوند.» «روز بیست و دوم مارس ۱۸۷۸ واقعاً روز بهاری بود. از من دعوت شده بود در جایگاهی که وزیر خارجه برای سیاستگزاران خارجی و اروپائیان اختصاص داده بود در سلام شرکت کنم. راه منتهی به کاخ بسیار شلوغ و انبوه جمعیت موجب اختلال در حرکت بود. هرکس بهترین لباس خود را پوشیده بود. بیشتر حاضران لباس کاملاً نو بر تن داشتند زیرا معتقدند که پوشیدن لباس نو در نوروز خوشبختی می‌آورد. گروهی از مردان کلاه‌هایی بر سر داشتند که برای همین تشریفات خریده بودند. نمایندگان هیأت‌های سیاسی خارجی در لباس تمام رسمی و باشکوه تمام برای شرکت در سلام در حرکت بودند. معمولاً شاه پیش از آنکه در تختگاه به سلام عام بنشیند، وزیران را در تالار شمس‌العماره به حضور می‌پذیرد. سفیران و دیگر نمایندگان دول خارجی به نام دولت‌های متبوع خود وسیله مترجمان عید نوروز را به حضور شاه تبریک می‌گویند و وی نیز از همان طریقِ بدان‌ها پاسخ می‌دهد. سربازان شاه در حالی که دسته موزیک در جلو آن‌ها حرکت می‌کرد و آهنگ‌های شاد می‌نواخت رژه می‌رفتند. در میدان توپخانه، توپچی‌ها با فاصله هرم‌هایی که از گلوله‌های توپ به روی هم چیده بودند و از تمیزی و سایش می‌درخشید ترتیب داده بودند. از همه محله‌های مسلمان‌نشین شهر، مقامات دولتی و افسران


۱۴۸

آداب و رسوم نوروز

ارشد و رؤسای ادارات و روحانیون و مورخان و شاعران در بار و گروهی از شخصیت‌های دیگر سر می‌رسیدند تا مراتب تهنیت را به پیشگاه فرمانروای مطلق خویش عرضه دارند و با وی تجدید میثاق‌کنند. فراش‌ها با سینی‌هایی پر از شیرینی که بر سر داشتند و روی آنها با روپوش‌های زرد و زی و شرابه‌دار پوشیده شده بود از هر طرف در حرکت بودند. گروهی زن پوشیده در چادرهای نو و مزین به الیاف زرین بی‌سر و صدا عبور می‌کردند. کفش‌های بی‌پاشنه قرمز و زرد یا سبزشان از دور می‌درخشید و می‌نمود که برای اولین بار آنها را به پا کرده‌اند. موهای قرمز و دست‌ها و ناخن‌های حناگرفته اطفال حاکی از آن بود که آنان نیز با دقت برای شرکت در جشن، آرایش و آماده شده‌اند.»

«در میان انبوه پیادگان، معدودی سوار نیز با موکبی از فراشان و جلوداران خویش برای تقدیم تهنیت نوروزی به شخصیت‌های معتبر مملکتی در حرکت بودند، زیرا در ایران نیز هم چون اروبا، دید و بازدید آغاز سال دقیقاً رعایت می‌شود.گروه سواران‌گاه صفی از ارابه‌های از مد افتاده بزرگان محلی و گاه کالسکه‌های شکوهمند و مجلل مد روز سفیران خارجی بود. سرانجام به درگاه قصر رسیدم. از راهی تو در تو و درها و خیابان‌های بسیار مرا به قسمتی از محل اقامت شاه که آن را دیوان خانه می‌نامند وکاخ پذیرایی معنی می‌دهد هدایت‌کردند. این تالار پذیرایی در انتهای حیاطی وسیع و سنگ فرش و مشجر و مزین به حوضی فواره‌دار واقع شده است... هنگام ورود به حیاط دو صف از حضار را مشاهده کردم که به سبب جشن آغاز سال، سر تا پا لباس نو بر تن داشتند. در طرف راست آب نمای بزرگ، در جلو تالار وزیر خارجه ایستاده بود، (حاج

۰


سیر تاریخی نوروز

۱۴۹

میرزا حسین خان سپهسالار که وزارت جنگ را نیز برعهده داشت) او لباس رسمی سرخ رنگی به تن داشت که حمایلی به سبک عثمانی‌ها بر آن انداخته بود. هیأت‌های سیاسی خارجی و همراهان آنها، همچنین گروهی اروپایی دورش حلقه زده بودند. در طرف دیگر وزیر داخله و مالیه با کارمندان اداراتشان، از جمله اعضای دیوان محاسبات و عدلیه و فراشان وابسته بدانها صف کشیده بودند. در برابر تالار، گروه شاعران ایستاده بودند که یکی از آنها قصیده‌ای در منقبت شاه قرائت خواهد کرد و

سرانجام روحانیون به طور دسته‌جمعی حضور یافته بودند..

هیچ زن

ایرانی، هر چه هم مقام عالی داشته باشد در سلام شرکت نمی‌کند... وقتی شاه وارد شد و بر تخت نشست، صدایی مهیب از فوج نگهبانی که در صفه جلو تالار ایستاده بودند در همه جا پیچید. این صدا از آهنگ شیپورهایی بود که به وسیله سربازانی که در بام‌های خانه‌ها و یا در محله‌های مختلف موضع گرفته بودند تقلید و تکرار می‌شد. بلافاصله چند تیر توپ و موزیک ایرانی و فرنگی به آهنگ شیپورها پاسخ دادند. در همین لحظات جنب و جوش زیادی در میان جمعیت خارج از قصر حکمفرما شد. قلیانچی برای شاه قلیانی آورد و در پای تخت در انتظار ماند تا قلیان کشیدن شاه تمام شود و بعد از بازگرفتن قلیان تعظیم کرد و عقب‌عقب بازگشت. این فراش خلوت خلعتی کشمیری بر تن و عمامه‌ای بر سر و جوراب‌هایی سرخ‌رنگ برپا داشت. بعد از قلیان، به وسیله پیش خدمت دیگری‌که همان‌گونه لباس بر تن داشت قهوه به حضور شاه برده شد و سپس در میان سکوت حاضرین خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های دیگر

و در فاصله آنها باز هم قلیان تقدیم حضور شد.

۰


۱۵۰

آداب و رسوم نوروز

«سرانجام شاه به سخن درآمد و در تمامی مدتی که سخنان وی ادامه داشت همگان به حال تعظیم سر فرود آورده بودند. شاه در پایان سخنان خود سالی خوش را برای ملت خویش آرزو کرد. در این موقع وزیر خارجه و دیگر مقامات عالی کشور در تالار حضور یافتند و هر یک تبریک گفتند. رئیس روحانیون برای سلامت شاه دعا کرد. شاعری قصیده‌ای اغراق‌آمیز در مدح شاه قرائت کرد. سپس اعلیحضرت گشاده‌دستی به خرج داده بدون استثناء به هر یک از حاضران سکه‌ای نقره با بهای نازل که ویژه نوروز ضرب شده بود عیدی داد. همه با میل سعی می‌کردند از این سکه‌ها به دست آورند چون معتقد بودند که خوش بختی و برکت می‌آورد و سال نو را با رونق و شادمانی می‌گذارند. در این هنگام لیوان‌های شربت میان جمعیت به تعارف پخش شد. چون بر اساس یک رسم باستانی، بویژه در جشن نوروز هیچ کس نمی‌تواند بدون تقدیم پیش‌کشی به حضور شاه بار یابد، این عید برای اعلیحضرت فرصتی مناسب است تا از گروه کثیری که به خاطر کسب فلان یا بهمان مزیت درخواست‌هایی دارند، هدایایی گران‌بها دریافت کند چنان که اغلب اوقات تقدیم این هدایا نتیجه‌بخش است.»

«بعد از خاتمه آئین سلام، شادمانی عمومی آغاز می‌گردد. در میدان جلو کاخ شاهی بندبازان و رقاصان عمومی، چالاکی و هنرخویش را عرضه می‌کنند و کشتی‌گیران نیمه‌عریان به شیوه باستانی به ستیز با یکدیگر برمی‌خیزند. دستمزد همه این معرکه‌گیریها و بازیگران از طرف دولت پرداخت می‌شود. اغلب بازیگران در مواقع عادی مشاغلی دیگر دارند، مثلاً یک رقاص، قهوه‌چی، یک کشتی‌گیر کاتب یا منشی و یک


سیر تاریخی نوروز

۱۵۱

کشتی‌گیر دیگر خیاط است. معمولاً پسران جوان نقش رقاصه‌ها را بازی می‌کنند و هنگامی که لباس زنانه بر تن دارند تشخیص جنسیت آنها دشوار است. اینان دامنی کوتاه و بسیار گشاد و ژاکتی بر تن و کلاهی زردوز بر سر دارند و موهای سرشان بلند است. غرفه آرایش آنها همان میدان عمومی است.

این جشن تا غروب آفتاب ادامه می‌یابد. سپس هر یک برای خواندن نماز و خوردن شام به خانه می‌روند و در هر حال خوردن شیرینی را که در این ایام شگون دارد فراموش نمی‌کنند. شب هنگام شهر چراغانی است. در خیابان‌هایی که به قصر شاهی منتهی می‌شود در عین آنکه رقاصگان و بازیگران هنرنمایی می‌کنند، مراسم آتش‌بازی به عمل می‌آید. در فاصله آتش‌بازی، رقص‌ها و بازی‌ها همراه سرودهای ملی که با آهنگ سازهایی از نوع گیتار و ویلون‌های‌کوچک (کمانچه) خوانده می‌شود، ادامه می‌یابد. در سراسر اوقات جشن موزیک نظامی مرکب از آلات موسیقی اروپایی و ارکستر ایرانی متناوباً نواخته می‌شود و جمعیت بی‌حرکت و جدی و با سکوت به تماشای مقلدانی می‌ایستد که با های و هوی برای اجرای نقش‌های خویش به بهترین وجه تلاش می‌کنند.

در ایام نوروز همسران شخصیت‌های معتبر دولتی از انیس الدوله دیدار می‌کنند. در این ایام خانم‌ها طبق معمول درخواست‌های خود را همراه با شیرینی و مربا و نان‌های قندی که در لابلای آنها جواهرات قیمتی و کیسه‌های زیبای پر از پول می‌گذارند به حضور سوگلی شاه عرضه می‌کنند. بعد از تعارفات خانم‌ها با آزادی کامل با یکدیگر گفتگو می‌کنند و آنها که تقاضایی دارند مبلغی را که باید برای برآوردن حاجت


آداب و رسوم نوروز

۱۵۲
نمی‌آید.۱»
نوروز پس از قاجاریه

خویش بپردازند معین می‌کنند. این دیدارها چند ساعت به طول می‌انجامد، چنانکه اغلب در یک روز بیش از یک دیدار به عمل

تغییرات مهم اجتماعی در هر عرصه‌ای که فرصت خودنمایی یافته باشد، هنوز در میدان سنتهای پایدار حیات ایرانی و خاصه نوروز مجال موسعی برای دگرگونی پیدا نکرده است. به همین دلیل، دیده می‌شود که تا امروز در سفره عید، علاوه بر شیرینی و آجیل و تخم‌مرغهای پخته رنگی و گرده‌های نان، هفت سین هم چیده می‌شود که همان هفت سین سنتی است که سیر و سرکه و سماق و سمنو و سیب و سپستان و سبزی را دربرمی‌گیرد و در کنار کتاب عزیز آسمانی قرآن، آینه و ظرفی از آب ماهی دار جلوه می‌یابد. آنچه که رسم است این است که همه افراد خانواده، به هنگام تحویل سال بر سر سفره مزبور بنشینند و بر گرد بزرگتر خانواده حلقه زنند.

وقتی که غرش توپها، تحویل سال را اعلام کرد، در میان اهل خانه روبوسی و تبریک عید آغاز می‌شود و به صرف شربت و شیرینی می‌پردازند. بزرگ خانواده به همگان، عیدی می‌دهد و جملگی منتظر نخستین کسی می‌شوند که با قدم‌های مهربان خود در خانه را بگشاید و به همگان عید مبارک باد بگوید.کار دید و بازدیدها، معمولاً ساعتی پس از تحویل سال شروع می‌شود و معمول هم این است که به همدیگر ادای ۱- به نقل از: رضی، هاشم، گاه‌شماری و جشنهای ایران باستان، یادشده، ص ۴۵۲.


سیر تاریخی نوروز

۱۵۳

احترام کنند. در مناطق غیرشهری ایران، هنوز هم خانواده‌ها به طور دستجمعی به دیدن یکدیگر می‌روند و مثلاً یک روز صرف آن می‌شود که مردم بخش سفلی روستا به دیدار خانواده‌های بخش علیا بروند و روز دیگر هم برعکس همانها در خانه بمانند و بازدیدها انجام شود. بدین نحو قسمت عمده دید و بازدیدها در همان سه روز نخست سال پایان می‌گیرد و بقیهُ ایّام، صرف دیدارهای خصوصی‌تر خانواده‌های نزدیک با هم می‌شود.

با اینکه پخت و فروش شیرینی و حلویات و انواع تنقلات، در مناطق شهری و پرجمعیت به وسیله دکان‌داران انجام می‌شود ولی هنوز در مناطق عشایری و روستایی و حتی شهرهایی که سنتی‌تر مانده‌اند، خانواده‌ها خود به تهیه نانهای قندی و انواع شیرنی می‌پردازند و سفره عید را با مأکولاتی که نماینده تشخص و تعین آنها باشد، انباشته می‌کنند. مجموعه‌های متنوع خوراکیها، علی‌الرسم تا پایان روز دوازدهم نوروز، برقرار می‌ماند و تکلیف هر صاحبخانه‌ای است که میهمانان ناخوانده نوروزی را با هدایای کوچک و بزرگی که علی‌قدر مراتبهم تدارک دیده است، خشنود نگاه دارد. هیچ بخش از آداب شناسای سنّتی نوروز، اعتبار خود را از دست نداده است و می‌توان گفت که جمله آنها با جلال و شکوه کافی خود بر جای مانده‌اند. حتی در شب روز عید خانم خانواده بهترین و مطبوعترین غذاها را برای اهل خانه تدارک ببینند و کمتر خانه‌ای است که در شب و روز عید، ماهی‌پلو و رشته‌پلو و مرغ‌پلو نداشته باشد. معمولا رشته‌پلو را در روز اول سال می‌خورند که رشته کارها در دستشان بماند برخی نیز آش رشته می‌پزند که سررشته کارها را بیدا کنند و در دست


۱۵۴

آداب و رسوم نوروز

بگیرند.

تکلفاتی که به مقتضای پیدایش ابزارهای فراوان مدنی در روزگار ما بر دست و پای افراد سنگینی ایجاد کرده است، مشکلات خاصی را هم البته به وجود آورده است که گاه برخی طاقتها را طاق می‌کند و نیروها را تحلیل می‌برد، اما در هیچ حالتی احساس نمی‌شود که اعتقاد توده‌های ایرانی‌به اصالت کارهایی که می‌کنند تزلزل یابد. اصل پذیرفته‌شده‌ای است که نوروز همگانی است و بی اینکه شرایطی تحمیلی در آن ملحوظ شده باشد، به خود مردم و توانائیهای بیش وکم آنها مرتبط است. هرکس به قدر قوه و استطاعت در ایفای مراسم اصلی مشارکت می‌جوید و تا هر حدّی که میسر او باشد، در این راه قدم برمی‌دارد. چون امید به زندگی و بهبود وضع در سال جدید نیز بی‌شک امری منتظر است و مقبول همه موجودات زنده قرار می‌گیرد. دانایان و اندیشمندان به همان اندازه به نوروز عزّت می‌گذارند که کمتر دانان و کمتر درس خواندگان. متمکنان و دولتمندان نیز به همان چشمی به نوروز می‌نگرند که مسکینان و تهیدستان، نوروز به ذات خود فقیر و غنی نمی‌شناسد، به‌گونه‌ای‌که حاکم و محکوم یا زبردست و زیردست در پیش نگاه آن، یکسانند. عیدی است همگانی، که چون به قاطبه مردمان تعلق دارد، عزیزش می‌شمارند. با اینکه تجلیل ذات زمان است به تعبیر تاریخی آن از قید زمان رسته است و به همان صورتی که در گذشته‌ها بوده، هم‌اکنون نیز هست و بی‌تردید به عصرهای دور و دورتر نیز تعلق دارد.


نوروز در روایات اسلامی

در سده‌های اول و دوم هجری، نوروز بر اثر تغییرات اجتماعی سریعی که پیش آمده بود، شاید از جایگاه صریحی برخوردار نبود ولی دلبستگی‌های عمیق ایرانیان مسلمان به حفظ سنتهای پایدار خود باعث شد که آرام‌آرام مقام و منزلت نوروز شناخته‌تر شود و بزرگان دینی نیز بر ارج و اعتبار آن صحّه بگذارند. نخستین مطلبی که در کتب معتبر منقول است این است که دسته‌ای از دهگانان ایرانی به حضرت علی‌بن ابی‌طالب(ع) جامهای سیمین خبیص (خرمائی که با روغن درآمیخته باشند = چنگال) به هدیه بردند. حضرت پرسیدند که این چیست؟ گفتند: هدایای نوروز است. فرمودند: هر روز نوروز ماست. و خبیص را تناول فرمود و به حاضران نیز داد و جامها را در بین مسلمین تقسیم فرمود و آنها را به جای خراج دهقانان مزبور به حساب آورد.^{۱}

چون اندکی از این ایام گذشت، خلفای نفع‌پرست اموی برای ۱- ابوعثمان جاحظ، المحاسن والاضداد، چاپ مصر، بادشده، ص ۲۳۸ معروف است که این امر در زمان خلافت عمربن خطاب و از سوی هرمزان استاندار مسلمان شد، خوزستان انجام گرفت.


۱۵۶

آداب و رسوم نوروز

افزایش عایدات خویش و نه شاید از راه احترام به این جشن، دریافت هدایای نوروزی را معمول داشتند و معروف است که معاویه مقدار آن را هم به دو میلیون درهم بالغ کرد.^{۱} بعدها در عصر حجّاج بن یوسف ثقفی که بر عراقین حکومت داشت (۷۲ - ۹۵ هق) تقدیم هدایا و تحف در نوروز و نیز جشن مهرگان تثبیت شد و به صورت ثابت و مشخص درآمد. این رسم تا زمان خلافت عمربن عبدالعزیز (۹۹ - ۱۰۱ ه ق) ادامه داشت. این خلیفه نیکوکار، دستور جلوگیری آن را داد.^{۲}

روایات تاریخی دلالت دارد که پس از عمربن عبدالعزیز، باز دوباره رسم اجحاف برقرار شد و بی اینکه بر اعتبار نوروز نظر شود، سوءاستفاده‌های خلفا ادامه یافت، اما متعاقب نهضتهای دیگر ایرانیان و پیدایش شعرائی چون اسماعیل بن یسار و ابونواس و بشاربن بردتخارستانی موقعیتهای تازه‌ای فراهم گشت و بخصوص پس از قیام ابومسلم و انتقال خلافت به عباسیان، وضع بهتری پدید آمد. المتوکل علی‌الله که به فکر کبیسه‌کردن سالهای ایرانی افتاده بود، موبد بغداد را به خدمت خواند و نخستین سخنی که به او گفت این بود که: «من از رسوم ایرانی نمی‌گذرم».۳ تداوم تأثیرات نفوذ ایرانیان بر جامعه اسلامی عصر عباسی به جایی رسید که گاه دربار خلفا را به بارگاه پادشاهان ساسانی مانند کردند و عالمی چون حمزةبن حسن اصفهانی، رساله‌ای ذیل عنوان «اشعار السائره فی‌النیروز والمهرجان» تألیف کرد و شهرت جشنهایی ۱- تاریخ التمدن الاسلامی، جلد ۲، ص ۲۲ به نقل از: گاهشماری و جشن‌های ملی، ایرانیان، صص ۹۲-۹۱.

2- بلوغ الارب، چاپ بغداد، جلد ۲، یادشده، ص ۳۸۷. ۳- آثارالباقیه، یادشده، ص ۲۱.


نوروز در روایات اسلامی

۱۵۷

مانند نوروز و مهرگان و سده، عالمگیر شد.

از غلبه مراسم عمومی این عصر یکی ریختن آب بر روی همدیگر و دیگری افروختن آتش است در شب نوروز که در عهد ساسانیان نیز معمول بوده است. طبری در ذکر حوادث سال ۲۴۸ ه.ق می‌نگارد که روز چهارشنبه، سه شب از جمادی‌الاول رفته، مطابق با شب یازدهم حزیران، در بازارهای بغداد، از جانب خلیفه منادی ندا در داد که در شب نوروز آتش نیفروزند و آب نریزند. و نیز در روز پنجم همین ندا داده شد ولی در هنگام غروب روز جمعه بر باب سعیدبن یسکین محتسب بغداد که در جانب شرقی بغداد است، ندا در دادند که امیرالمومنین مردم را در آتش افروختن و ریختن آب آزاد گردانیده است، پس عامّه این کار را به افراط رسانیدند و از حد تجاوز کردند، چنانکه آب را بر محتسبان شهر بغداد هم فرو ریختند.^{۱}

و اما به مرور در آشناییهای مسلمانان با ایرانیان، معلوم شدک برگذاری جشنهای نوروزی مباینتی با اساس اعتقادات دینی ندارد و این رسم، دستاویزی علیه این یا آن گروه و دسته و قوم معلومی هم نیست، بلکه بر زمانی متعلق است که به طور طبیعی، ایام نزهت و نضارت است و بر اموری جاری است که شادمانی و خیر همگانی در پی دارد. پس مخالفتهایی نیز اگر درگوشه وکنار باقی بود از میان برخاست و موافقتهای متعددی از سوی علماء و فقهاء و زمره اندیشمندان جهان اسلام جای آنها راگرفت.

۱- تاریخ الامم والملوک، جزء دهم به نقل از: صفا، یادشده، صص ۹۴-۹۲. محتمل است که صدور اجازه خلیفه پس از بروز پیشقدمی ایرانیان در نکوداشت جشن ملّی آنان بوده باشد.


۱۵۸

آداب و رسوم نوروز

نخستین روایتی که به حضرت امام صادق(ع) نسبت می‌دهند، مبتنی بر آفرینش انسان در روز اول فروردین است و این در اندیشه ایرانیان قدیم نیز مستتر است که پیدایش بشر را در آخرین روز از گاهنبار همس‌پت میدیم می‌داند. مطابق بیان امام صادق(ع): «در آغاز فروردین آدم آفریده شد و آن روز فرخنده‌ای است برای خواستن نیازها و برآورده‌شدن آرزوها...»^{۱}

یکی از فلسفه‌های جشن نوروز پایان خلقت عالم و بخصوص آفریده شدن انسان است که در آخر سال انجام گرفته و حق تعالی در روز اورمزد از فروردین ماه که جشن نوروز است ازکار آفرینش فراغت یافته و آسایش گزیده است.۲ بدین گونه، ایرانیان از همان آغاز کار اسلام‌گرایی خویش، طریق حقانیت سپردند و با توضیح وضع و حال و سوابق فرهنگی و مدنی، دلایلی مشعر بر درستی رسم و راههای زندگی کهن کسب کردند که تقریباً در تمامی آثاری که به نوروز پرداخته‌اند مندرج است و چون اساس روایت به معلی‌بن خنیس می‌رسد به توضیح اصل مسئله پرداخته می‌شود. این روایات نه تنها نوروز را در نظر ایرانیان عزیز کرد، بل موجب دوام و بقای بیشتر آن نیز شد.

روایتهای شیعه راجع به نوروز

اول: معلی‌بن خنیس می‌گوید: روز نوروز خدمت امام صادق علیه الصلوة والسلام رفتم، فرمودند آیا میدانی امروز چه روزی است؟ عرض ۱- اورنگ، جشنهای ایران باستان، یادشده صص ۴۳-۴۲. ۲- اورنگ، همان کتاب، ص ۴۳.


نوروز در روایات اسلامی

۱۵۹

کردم عجم امروز را بزرگ می‌دارند و تبرک می‌جویند و برای همدیگر هدیه می‌فرستند، امام صادق علیه‌السلام فرمودند: به بیت عتیق (کعبه) سوگند می‌خورم که نوروز از زمان قدیم است، تاریخ آن را برای تو بگویم؟ عرض کردم یادگرفتن تاریخ آنرابهتر است برای من اگر زنده شوند دوستانم و بمیرند دشمنانم، فرمود: نوروز روزی است که در عالم ذر خداوند از بندگانش پیمان گرفت که او را بپرستند و مشرک نشوند و ایمان به پیغمبران و حجج او و ائمه بیاورند، روزی است که آفتاب تابید و هواکه موجب حیات است وزیدن‌گرفت و زمین خلق شد، روزی است که کشتی نوح بر نقطه‌ای از زمین به نام (جودی) نشست، روزی است که جبرئیل بر پیغمبر صلّی‌اللّه علیه وآله نازل شد، روزی است که ابراهیم علیه‌السلام بتها را شکست، روزی است که (شب آن) پیغمبر(ص)، علی(ع) را بر کتف خود بلند کرد، بتهای قریش را از فراز کعبه به زیر افکند و خُرد کرد، روزی است که پیغمبر(ص) به اصحاب امر کرد با علی(ع) بیعت نمایند، در دفعه اول و دوم، روزی است که امیرالمؤمنین(ع) بر نهروانیان غالب شد و ذوالثدیه را (که پیغمبر(ص) ابی‌بکر و عمر را امر کرد، ذوالنّدیه را بکشند و نکشتند) کشت، روزی است که قائم ما(ع) و ولاة امر ظاهر می‌شوند، و روزی است که قائم ما(ع) بر دجّال غالب می‌گردد و در کناسه کوفه او را دار می‌زند، هیچ نوروزی نیست که ما اهل بیت انتظار فرج نداشته باشیم، چون از روزهای ما و شیعیان ما است، عجم احترام آنرا نگهداشتند و شما ضایع کردید.»

و صاحب وسایل در مقدمه می‌نویسد: «ولم انقل فیه (وسایل) ۱- بحارالانوار، جلد ۱۴، امین الضرب، ص ۲۰۶ / وسایل، طبع جدید جلد ۵، ص ۲۸۹.


۱۶۰

آداب و رسوم نوروز

الاحادیث الامن الکتب المشهورة المعول علیها التی لاتعمل الشیعه الابها ولاترجع الاالیها)، مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۷۱ و مرحوم مجلسی قدس‌سره این اشکال راکه در مُحاسبه ایام جمعه این وقایع با نوروز تطبیق نمی‌شوند در جلد ۱۴ بحارالانوار ذکر کرده، سپس پاسخ داده است. دوم - امام صادق علیه السلام فرمودند: نوروز روز نیکویی است برای همه کارها، خرید و فروش، غرس اشجار و زراعت و غیره، اسماعیل فرزند ابراهیم(ع) در این روز بدنیا آمد.

سوم - حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: فرزندی که در نوروز بدنیا بیاید مبارک است و صفات خوبی خواهد داشت.^{۲}

چهارم - امام صادق(ع) به معلی‌بن خنیس می‌فرمایند: روز نوروز غسل کن و پاکیزه‌ترین لباس خود را بپوش، و به بهترین عطر خود را معطر نما، و آن روز را روزه بگیر بعد از نوافل نماز ظهر و عصر چهار رکعت (به دو سلام) نماز بخوان.۳

پنجم -امام صادق(ع) روایت ذیل را فرمودند و معلی‌بن خنیس نوشت روز نوروز روزی است که پیغمبر در غدیر خم برای امیرالمؤمنین(ع) بیعت گرفتند و مردم اقرار به ولایت او نمودند. خوشا بحال کسی که به ولایت او ثابت بماند و وای بر کسی که پیمان را بشکند.^{۴} ششم - مفضل بن عمر از امام صادق(ع) روایت نمود: خداوند به ۱ - بحارالانوار، امین الضرب، ج ۱۴، ص ۲۰۶. ۲- همان، ص ۲۰۸.

۳- وسایل، طبع جدید، ج ۲، ص ۹۶۰ باب الاغسال المسنومه، ج ۵ ص ۲۸۷ و باب الصلوات المندوبه، ج 7 ص ۳۴۷ باب الصوم المندوب. ۴- بحار، ج ۱۴، ص ۲۱۳، وسایل، ج ۵ ص ۲۸۸.


نوروز در روایات اسلامی

۱۶۱

حزقیل پیغمبر وحی نمود ارزش و قدر نوروز نزد من زیاد است و با خود قرار داده‌ام هر مؤمنی در این روز حاجت خود را بخواهد برآورم.^{۱}

هفتم - دعائم الاسلام روایت نموده: پالوده برای حضرت امیر(ع) آوردند، سؤال کرد مناسبت این چیست؟ عرض شد روز نوروز است، فرمود: همه روزها را اگر بتوانید نوروز قرار دهید، آنگاه با سرانگشت چشید و فرمود: بسیار گوارا و شیرین است ولی ما نمی‌خواهیم خود را با آنچه عادت نکرده‌ایم عادت دهیم، بردارید طبق را، برداشتند.^{۲}

هشتم - روز نوروز مجوس خدمت حضرت امیرالمؤمنین(ع) ظرفهایی از نقره پر از شکر هدیه آوردند، حضرت قبول نمود و بین اصحاب خود تقسیم کرد و از جزیه مجوسیان حساب کرد.^{۳}

نهم - امام صادق(ع) درباره روزهای ماههای فرس فرمود: اول به نام هرمز است و او نام خداست به فارسی که روز خلقت آدم و حوا است.' دهم -امام صادق(ع) به محمدبن ابراهیم فرمودند: نوروز اولین روز از ماه، خداوند آدم را خلق کرد و روز خوبی است.^{۵}

یازدهم - روز اول سال بنام خدا خوب است کار شروع شود.^{۶} مرحوم مجلسی می‌گویند: این سه روایت آخر را (نه و ده و یازده) را از کتابهای منجمین که آنها از ائمه(ع) نقل نموده‌اند، روایت کردم و اعتماد به نقل آنها ندارم.^{۷}

۱- مستدرک الوسائل ج ۱، ص ۴۷۱.

۲- مستدرک سابق، و ملیة الاولیاء، ج ۱، ص ۱۸۰ و دعائم الاسلام ج 2، ص ۱۱۳.

3- سفینةالبحار، ج 2 ص 582. ۵- بحار، ج ۱۴، ص ۲۰۹. ۷- همان، ص ۲۰۹.

۴- بحار ج ۱۴ ص ۲۰۹. ۶- همان، ج ۱۶، ص ۲۰۹.


آداب و رسوم نوروز

باری، از این جمله معلوم می‌شود که به روایتهای یک تا هشت

۱۶۲
اعتماد دارند.
بررسی روایت معلی‌بن خنیس

شهرستانی درباره روایات نوروز و خاصه آنچه که از معلی‌بن خنیس نقل شده، معتقد است که:

در کتب اصولیه با ادله اربعه حجیت خبر واحد ثابت شده است و علما در فقه حتّی در واجبات و احکام هم به خبر واحد عمل می‌کنند، چه رسد به مستحبات و درباره نوروز روایتی وارد شده است که ما انشاءالله آن روایات را در جای خود نقل خواهیم نمود بعضی از این روایات مرسله و از امیرالمؤمنین(ع) است، بعضی دیگر از فرزندان طاهرین آن حضرت صلوات‌اللّه علیهم، پس از آنکه این روایات را با تسامح در ادله سنن ضمیمه کنیم مطلوب بدست خواهد آمد، بعضی از این روایات راوی آن معلی‌بن خنیس است‌که ذیلاً مورد وثوق بودن او و مورد وثوق بودن عمده رجال سندش از علم درایة نقل می‌شود. این است خلاصه آنچه که در «وجیزه» در این باره آمده است: شیخ بهائی در وجیزه یادآور شده است که: سلسله هر سند و هر روایتی اگر امامی و ممدوح به تعدیل باشد روایت را (صحیح)گویند و اگر امامی بودند ممدوح هم بودند اما عدالت آنها مورد تأئید قرار نگرفته بود، و یا بعضی از آنها توثیق و تعدیل شده بعضی دیگر نشده‌اند آن روایت را (حسن)گویند و یا اینکه در مدح و ذم ۱- برای ملاحظه بهتر منقولات مزبور ر. ک.: میلانی، سیدمحمّدعلی، نوروز، حسینیه ارشاد، ۱۳۵۹، صص ۱۲-۱۱.


نوروز در روایات اسلامی

۱۶۳

آنان سکوت شده است آن روایت را (قوی) گویند، یا اینکه راوی مشهور است نزد اصحاب آنرا (مقبول) نامند و اخبار حسن در لزوم عمل به آن مانند اخبار صحیح است، چه باشهرت عملی جبران ضعف سندش شده باشد یا نه. بنا به نظر بعضی از اصحاب و بعضی دیگر شرط می‌کنند جبران ضعف سند را با اشتهار عمل اصحاب به آن روایت. و در میان اصحاب ما شایع شده است که در سنن و مستحبات از باب تسامُح در ادله سنن به احادیث ضعاف هم عمل می‌کنند، هر چند هم که صفت آن روایت شدید بوده و جبران هم نشده باشد.

«به هر حال روایت معلی‌بن خنیس یا از قسم دوم است یا از قسم سوم، بنابراین روایتش یا حسنه است یا قویه. و پس از آنکه نزد اصحاب شهرت یافته است «مقبوله» می‌شود، و این هم معلوم شد که اخبار حسنه در لزوم عمل به آن مانند روایات صحیحه است پس لازم است به خبر معلی عمل شود.»

گفتار فقها درباره نوروز

مرحوم میلانی در کتاب «نوروز» نکات و اشارات ذیقیمتی را درباره این عید بزرگ ذکر کرده‌اند که عیناً نقل می‌شود:

«در کتاب طهارت -نماز -روزه و تجارت از نوروز بحث شده است. در باب طهارت فقها فتوی می‌دهند که از غسلهای مستحب غسل روز نوروز است.»

«علامه حلّی و شیخ طوسی و فیض کاشانی و آقا باقر بهبهانی در ۱- شهرستانی، نوروز در اسلام، ص ۴۱ تا ۴۳.


۱۶۴

آداب و رسوم نوروز

شرح مفاتیح فیض (قُدِّسَ سرّهم) می‌نویسند: دلیل بر استحباب غسل روز نوروز، روایت معلی‌بن خنیس است از امام صادق(ع) درباره نوروز و آن روز تحویل خورشید است به برج حمل و اول سال ایرانیان است.» (شرح مفتاح، ص ۳۰۵).

«شیخ محمدحسن صاحب جواهر (قده) می‌نویسد: از مستحبات، غسل روز نوروز است بنابر مشهورین متأخرین، بلکه مخالفی برای استحباب آن ندیدم و نام جمعی از فقهاء را می‌برد بعد می‌گوید: استحباب غسل نوروز را فقهاء انکار نمی‌نمایند و جایی برای مناقشه درباره روایت معلی‌بن خنیس نمی‌ماند و روایت مناقب از حضرت موسی‌بن جعفر(ع) معارض آن نیست چون احتمال دارد آن حضرت از باب تقیه فرموده باشند و ممکن است آن روزی که منصور خلیفه عباسی می‌خواست عید نوروز بگیرد مطابق با واقع نبوده و مرحوم نراقی (قده) در مستند می‌نویسد: از غسلهای مستحب غسل روز نوروز است و صاحبان مصباح الفلاح و جامع الفقه و منتهی و قواعد در کتابهای خود نوشته‌اند. به دلیل خبر معلی‌بن خنیس.

«و نیز صاحب جواهر(قده) در نجاةالعباد از جمله مستحبات، غسل روز نوروزرا می‌داند و نجاة العباد را آقای شیخ مرتضی انصاری و آقای سید محمدکاظم یزدی و آقای میرزا محمدتقی شیرازی و آقای شیخ کاظم خراسانی قدس سرهم حاشیه نموده‌اند و فتوای صاحب جواهر را قبول دارند و سیداسماعیل نوری (قده) در شرح نجاةالعباد دلیل صاحب جواهر را روایت معلی‌بن خنیس نوشته، شیخ مرتضی انصاری (قده) در کتاب طهارت شرحی در باب نوروز و استحباب غسل در آن روز


نوروز در روایات اسلامی

۱۶۵

نوشته‌اند. حاج آقا رضا همدانی (قده) در کتاب طهارت می‌نویسد. دسته‌ای از فقها تصریح نموده‌اند به مستحب بودن غسل نوروز بلکه قول مشهور بین متأخرین است و مراد از نوروز همان روزی است که بین مردم مشهور است، اما سایر گفته‌ها دلیلی غیر از حدس و اجتهاد شخصی و اعتماد به نقل کسانی که گفته آنها ثابت نمی‌باشد، نیست.

«و شیخ زین العابدین مازندرانی(قده) در ذخیرةالعباد که آن را شیخ محمّدحسین مازندرانی و آقای میرزا محمدتقی شیرازی و آقای سید محمدکاظم یزدی قدس‌سرهم حاشیه نموده‌اند می‌نویسد: سیزدهم از غسلهای مستحب، روز نوروز است و شیخ محمدحسن مامقانی (قده) در رساله خود می‌نویسد: مقصد دوم در غسلهای سنتی است و آن بسیار است دور نیست‌که عدد آنها منتهی به صد غسل بشود و معروف آنها چند غسل است که در این محضر ذکر می‌شود: غسل روز عید نوروز و معروف است که آن روزی است که شمس به اول درجه برج حمل منتقل می‌شود. (رساله فارسی شیخ محمد حسن مامقانی).

«شیخ بهائی و حاج میرزا خلیل و میرزا محمدتقی شیرازی قدس سرهم در منتخب نجاةالعباد که آنرا آقای سید محمدکاظم یزدی و آقای صدر قدس‌سرهم حاشیه نموده‌اند و آقای حاج آقا حسین قمی(قدس سره) در ذخیرةالعباد که آن را مرحوم آقای والد قدس سره حاشیه نموده‌اند و آقای سیدمحمد فیروزآبادی (ذخیرةالعباد فیروزآبادی) و شیخ محمدحسین کاشف الغطاء (زادالمقلدین) و آقای سید محسن حکیم (منهاج‌الصالحین) و آقای سیدعبدالهادی شیرازی در ذخیرةالعباد که آن را سیدمحمد تقی خوانساری و میرزاآقا اصطهباناتی حاشیه نموده‌اند و


۱۶۶

أداب و رسوم نوروز

مرحوم آقای حاج آقا حسین بروجردی در توضیح‌المسایل که آن را آقای میرزا عبدالهادی شیرازی و آقای حکیم و آقای شاهرودی و آقای خوئی و آقای والد و آقای شریعتمداری و آقای گلپایگانی و آقای خوانساری و صاحب تحریرالوسیله حاشیه نموده‌اند همه غسل روز نوروز را مستحب دانسته‌اند.

«غسلهای مستحب» و مرحوم آقای سید محمدکاظم یزدی در عروةالوثقی و آقایان مراجع تقلید که آن را حاشیه نموده‌اند، نائینی، سیدابوالحسن اصفهانی، حاج آقا حسین قمی، آقای بروجردی، و آقای شیخ محمدحسین اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، شیخ عبدالکریم یزدی، آقا سید جمال گلپایگانی، آقا سید یونس اردبیلی، سیدابراهیم اصطهباناتی، حاج میرزا حسن بجنوردی، آقا سید محمد حجت، آقامیرزا عبدالهادی شیرازی، حاج شیخ محمّد امامی خوانساری، آقای سید محسن حکیم، آقای والد سید محمدهادی میلانی، آقای سیدمحمد فیروزآبادی، آقا سید محمود شاهرودی، آقا شیخ محمد تقی آملی در مصباح الهدی ج ۹ ص ۶۴ دلیل مستحب بودن غسل نوروز را نوشته‌اند، رضوان‌الله علیهم و حضرات آقایان مراجع اخیر: آقای خوئی، آقای خوانساری، آقای شریعتمداری، آقای سیدمحمدرضاگلپایگانی و مرحوم آقا سیدابوالحسن در وسیلةالنجاة که آن را شیخ محمدرضا آل‌یاسین و آقا سید جمال گلپایگانی و آقا سیدجواد تبریزی در بقیةالهداة فی شرح وسیلةالنجاة ج ۱، ص ۷۸۸ و آقا سید حسین خمامی و آقای والد و آقا میرزا مهدی شیرازی رضوان‌الله علیهم و آقاسید محمّدرضاگلپایگانی و تحریرالوسیله ج ۱، ص ۲۸۸ غسل روز نوروز را مستحب دانسته‌اند و شیخ حبیب


نوروز در روایات اسلامی،

۱۶۷

کاشانی در مُنقذالمنافع جلد دوم در باب صلاة فقهاء و یکی از نمازهای مستحب نماز روز نوروز دانسته‌اند.

«شیخ طوسی و شیخ جعفر در کشف‌الغطاء مستحب دانسته‌اند. بدلیل امر امام صادق(ع) و شیخ محمدحسن صاحب جواهر و سیداسماعیل نوروزی و میرزا ابوتراب خوانساری و فاضل ایروانی و شیخ عبدالمحسن خاقانی و آقاشیخ محمدحسین نائینی و آقای شیخ مرتضی انصاری و آقای خوئی و آقا سید محمدکاظم یزدی در عروةالوثقی و همه مراجعی که عروه را حاشیه نموده‌اند امضاء نموده‌اند، فتوای مرحوم یزدی را (عروةالوثقی فصل اقسام الصوم و اما المندوبه به اقسام منها یوم النیروز) و آقای بروجردی (در توضیح) و همه کسانی‌که توضیح را حاشیه نموده‌اند و آقاسیدابوالحسن اصفهانی در وسیله که این فتوی مورد قبول کسانی است که وسیله را حاشیه یا شرح نموده‌اند. (وسیلة النجاة القول فی اقسام الصوم) و در باب تجارت. در مسأله خرید و فروش.

«شیخ طوسی (قده) ربیع سلم فتوا می‌دهد جائز است فروشنده مدت را روز نوروز قرار دهد چون معلوم است آن نزد مردم.'

«خلاصه پنجاه و چند نفر از فقهاء درباره نوروز فتوا داده‌اند.»^{۲}

نوروز در روایات اهل تسنّن

اسه روایت ذیل نیز از اهل تسنن درباره نوروز نقل شده است:^{۳} ۱ - نعمان بن المرزبان (جدّ ابوحنیفه صاحب مذهب) خدمت

۲- میلانی، نوروز، یادشده، صص ۳۶ تا ۴۱.

۱- مبسوط، ج ۲، ص ۱۷۱. ۳- همان کتاب، صص ۱۰-۹.

-


۱۶۸

آداب و رسوم نوروز

حضرت امیر(ع) در روز نوروز پالوده آورد. حضرت امیر علیه‌الصلوه والسلام فرمودند: همه روزها را نوروز برای ما قرار دهید.'

۲ - خدمت امیرالمؤمنین(ع) حلوا یا شیرینی آوردند، سؤال فرمودند: به چه مناسبت است؟ گفته شد به مناسبت نوروز است. فرمودند: همه روزها را برای ما نوروز قرار دهید.^{۲}

۳ -ابن عباس که از صحابه است روز نوروز در شام نزد معاویه می‌رود و معاویه برای او هدایای زیادی به مناسبت نوروز می‌فرستد و او قبول می‌کند.^{۳}

اما عظمت نوروز و برپا داشتن جشن باشکوه آن در قرون اولیه پیدایش اسلام وقتی بیشتر شد که عده‌ای از دانشمندان و فضلای ایرانی، به استناد کتب و اسناد و احادیث و گاه‌شماری گفتند: روزی که حضرت علی‌بن ابی‌طالب(ع) به جانشینی پیغمبر اسلام برگزیده شد و بر مسند خلافت و امامت نشست مصادف با نوروز بوده است. به دنبال این عقیده عده‌ای از ایرانیان که فقط به اصول و احکام دین علاقه‌مند بودند و از آداب و سنن ملی دور شده بودند به نوروز و آئین‌های آن توجه دوباره پیدا کردند و در برگذاری این سنت کهن و زنده‌نگهداشتن رسوم و آداب آن کوشیدند.

هاتف اصفهانی قصیده‌ای در وصف نوروز سروده که جلوس علی‌بن ابیطالب(ع) را مقارن با این جشن یادآور شده است. همچنین ۱- تاریخ بغداد، جلد ۱۳، ص ۳۲۶ و بدیع اللغه، ص ۱۴۸.

2- مجمع البحرین، کلمه نوروز، ابوحنیفه، تألیف ابوزهره، ص ۱۷ القاموس المحیط، جلد ۲، ص ۱۹۴ و تارج العروس، جلد ۴، ص ۸۵ و

منتهی الارب، ج ۴، ص ۱۲۴۰. ب3- العقدالفرید، ج 1، ص ۲۹۴.


۱۶۹

نوروز در روایات اسلامی
قاآنی در قصیده‌ای نوروزی اشاره به همین تقارن‌کرده است.
رساند باد صبا مژده بهار امروز

ز توبه توبه نمودم هزار بار امروز

که رفته بود ز آفاق رنج و کدرت غم

به طبع عالم شد عیش سازگار امروز

به کام اهل سعادت امید گل از شاخ

به چشم اهل شقاوت خلید خار امروز

رسد به گوش دل این مژده‌ام ز هاتف غیب

که گشت شیر خداوند شهریار امروز

البته شعرای متقدم را در باب نوروز و سایر جشن‌های ایرانی شعر بسیار است، اما منظور نفوذ جنبه توافق‌های دینی در این جشن وبژه است که قدر و منزلت آن را پس از دوران ساسانی نیز توانست با آن همه تعصبات پیش آمده حفظ نماید.^{۱}

نوروز در اسلام روزی است مبارک

بدین قرار از نظر بسیاری از مسلمانان جهان، نوروز، روزی مبارک است، چه که حق تعالی در کتاب آسمانی خود فرموده است: «انّ الدّین ۱- بر اساس تحقیقات پژوهشگران در صورتی که قتل خلیفه سوم را در ایام اتشرین (روزهای ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ ماه قمری) از ذی‌الحجة سنه ۳۵ هجری بدانیم و خلافت حضرت علی(ع) را هم از روز وقوع همان واقعه فرض کنیم مطابقت نوروز با جلوس آن حضرت بر مسند خلافت مأخذ صحیحی پیدا می‌کند. چه در آن سال، واقعاً روز یازدهم ذی‌الحجه مطابق اولین روز فروردین سال ۲۵ یزدگردی بود: رضی. هاشم. گاه‌شماری و جشنهای ایران باستان، یادشده، ص ۳۸۹.


۱۷۰

أداب و رسوم نوروز

عندالله الاسلام» از نظر خداوند دین یعنی اسلام و تسلیم بودن در برابر احکام الهی، هرگاه شارع مقدس برای مسلمانان فرمانی صادر فرمود اطاعت می‌شود و هرگاه آنان را از عملی بازداشت خودداری می‌گردد خداوند در قرآن مجید فرموده است: «آنچه را که رسول برای شما می‌آورد بگیرید و از آنچه که شما را بازداشت خودداری کنید.»^{۲}

... بنابراین نوروز همانگونه که در اخبار وارد شده است روزی است مبارک و علمای دین این اخبار را نقل کرده‌اند از آن جمله شیخ جلیل مرحوم شیخ احمد بن فهد در کتاب «المهذب البارع» در باب اغسال مندوبه می‌گوید: «نوروز روزی است گرانقدر». بسیاری از احکام شرع در میان ملتهای سالفه وجود داشته است مانند ختنه که در شریعت یهودیان بوده و روزه‌که در شریعت مسیحیان وجود داشته و همین احکام در اسلام فسخ نگردیده بلکه از طرف اسلام امضا شده است.

خداوند بزرگ در قرآن مجید می‌فرماید: «همانطور که روزه بر پیشینیان شما واجب شده بود بر شما نیز واجب گردید.» بنابراین هر چند که نوروز از جمله اعیاد زرتشتیان و دیگران است ولی شارع مقدس آن را تأیید و امضاء فرموده است. اسلام نوروز را تصحیح فرموده و آداب و اعمال نیکی از طرف خود برای این روز دستور داده است... پس از آنکه مسلمانان پی بردند که نوروز از طرف شارع تأیید شده است، یا دستکم احتمال آن را دادند که از طرف شارع مقدس تأیید شده است، آیا باز هم میتوان اعمال نوروز را بدعت دانست؟ و یا اینکه برعکس بجا آوردن

۱- سوره آل‌عمران، آیه ۱۹. ۳- سوره بقره، آیه ۱۸۳.

۲- سوره حشر، آیه ۷.


نوروز در روایات اسلامی

۱۷۱

اعمال آن بهتر از ترک آن است. در کلیات چنین بحث مهمّی که همیشه برای مسلمین صاحب عقیده مطرح بوده است.

حضرت امام جعفر صادق(ع) فرموده است: «هر کس ثواب عملی به او برسد و آن عمل را انجام دهد آن ثواب را خواهد برد، هر چند که درواقع هم پیامبر آن را نفرموده باشد.»

سؤال از فقها در مورد نوروز

سؤال‌های اول و دوم از مرحوم آیت الله العظمی کاشف‌الغطاء رضوان الله علیه:

اول، بفرمایید درباره نوروز معتقد شیعه و روش حضرت‌عالی در روز اول سال (نوروز) چیست؟ بغداد، سلطان جواد.

جواب : نوروز مقتضای جهان است در بشر و حیوان و جماد بلکه در آسمان و زمین و هواو فضاء بر این اساس روایاتی از اهل بیت(ع) درباره نوروز به ما رسیده و تأیید نموده عید گرفتن عرف را و از طریق ائمه(ع) وظایفی به ما رسیده تصور می‌نمایید آن وظایف خوردن و آشامیدن و رقص و لهو و امثال آن است، این نیست بلکه وظیفه نماز و ذکر و عبادت و صدقه دادن و مهربانی نمودن نسبت به ضُعفا و بینوایان و توجّه به خدا است، در روایتی که مشهور است به معلی‌بن خنیس امام صادق(ع) می‌فرمایند: روز نوروز غسل بنما و پاکیزه‌ترین لباس خود را بپوش و به بهترین عطر خود را معطر کن و آن روز روزه باش، بعد فرمودند چهار رکعت نماز بخوان و در روایت دیگر امام صادق(ع) می‌فرمایند نوروز از ۱- نوروز در اسلام، یادشده، ص ۲۰ تا ۲۳.


۱۷۲

اداب و رسوم نوروز

روزهای ما و شیعیان ماست، عجم آن را حفظ نمود و شما ضایعش نمودید، والله العالم، محمدحسین آل کاشف‌الغطاء ۱۳۶۶.^{۱} سؤال دوم -به مضمون سؤال اول با مقداری اختلاف.

جواب: این سؤال را مکرر از ما نموده‌اند و ما هم جوابهای مختصر و مفصل داده‌ایم که یکی از آنها را سازمان عدل اسلامی انتشار داد. ما در این جا خلاصه آن را می‌نویسیم، حدیث معلی‌بن خنیس اگرچه صحیح باصطلاح متأخرین نیست، ولی معتبر است چون بزرگان مانند شیخ طوسی و امثال او در کتابهای خودشان معلی را ذکر نموده‌اند و به روایت او اعتماد نموده و سند روایت خود قرارش داده‌اند و جمعی از علما او را وثیق نموده‌اند، اما خبر منصور خلیفه عباسی و جواب حضرت موسی‌بن جعفر(ع) نمی‌تواند مُعارض با خبر معلی باشد چون از نظر سند و متن و جهت صدور، درست نیست، اما ادعای اینکه از اعیاد مجوس است باید بدانیم ما چهارگونه عید داریم:

۱- اعیاد دینی مانند عید قربان و فطر. ۲-اعیاد مذهبی مانند عید غدیر. 3- عید ملّی که هر مملکت و کشوری برای خود روزی را عید می‌دانند. ۴ -عید تکوینی که عالم عید می‌گیرد و نه آنکه انسان آن را جعل می‌کند و عید قرار می‌دهد، مانند عید نوروز که عالم خرّم و خوشحال و درختان سبز و شکوفان می‌گردند پس این عید عید عالم است نه عید مجوسی یا غیر آنها، خلاصه عیدداری در این روز نه حرام است و نه بدعت و نه مکروه و نه عید عجم و نه عید عرب، پس طبیعتاً و تکویناً مستحب است و اخبار شرعیه در اینجا مؤکد است نه مؤسس والله العالم ۱- ترجمه از النیروز فی‌الاسلام، ص ۷۴.


نوروز در روایات اسلامی

۱۷۳

حرره محمد حسین آل کاشف‌الغطاء ۱۵/۴/۱۳۶۹ ه.

سؤال سوم - از مرحوم آیت‌الله العظمی آقا سیدجمال گلپایگانی قدس‌سره: چه می‌فرمایند در موضوع نوروزداری با اخبار آن و شرحی که علامه مجلسی (قده) نموده و فقهاء در رسائل عملیه از اغسال زمانیه غسل روز نوروز را معترفند ولی بعضی تضعیف نموده و روایت معلی‌بن خنیس را رد و قدح می‌کنند.

بفرمایید که برهان و ادله مساعد با کدام قول است و حکم جیست ر نمی‌خواهیم تمسک شود به ادله تسامح در سنن و اخبار من بلغ و نحوها جواب : در موضوع نوروز اخبار زیادی در السماء والعالم (جلد ۱۴ بحار) وارد شده و اشکال در اصلش (نوروز) نیست، ولو اختلاف در تعیین روز شده که مشهور و معروف روز نقل شمس است به برج حمل، امّا حکم آن و اعمالی که در آن وارد شده سند آن روایت معلی‌بن خنیس است و معلی را اگرچه بعضی از اهل رجال قدح کرده‌اند لیکن مُختار آن است که موثق (می‌باشد) به شهادت اخباری که از حضرت صادق علیه افضل الصلوة والسلام وارد شده، منجمله بعد از رسیدن خبر قتل او به حضرت فرمودند (والله دخل الجنة) و در روایت دیگر «رحم الله المعلی کنت اتوقع ذلک لانه اضاع سرّنا» از این خبر معلوم می‌شود که از اصحاب سرّ حضرت بوده و بعضی همین روایت را دال بر قدح او دانستند و لیکن جلالت قدر او از همین روایت معلوم می‌شود چون گاهی می‌شود که اضاعه سر از عدم امکان اخفاء آن است و در روایت دیگر به داود (حاکم مدینه) که قاتل معلی‌بود، آنحضرت فرمودند: «لقد اذنبت ذنبا لایغفره الله لک قال (داود) و ماذاک الذنب قال علیه السلام: قتلت رجلاً من اهل


۱۷۴

آداب و رسوم نوروز

الجنة» الی غیرذلک. از اخبار وارده در مدح معلی و روایت او در این باب چنین برمی‌آید که بر فرض اینکه معلی ضعیف باشد، مخیّر است به عمل اصحاب، پس احتیاج به اخبار من بلغ و ادله تسامح در سنن نیست. اما خبری که از حضرت موسی‌بن جعفر صلوات الله علیهما وارد شده که فرمودند از جدم رسول الله(ص) چنین عیدی نرسیده است معارض با روایت معلی نیست و دلایل بر عدم شرافت و فضل این روز نمی‌کند، فقط در مقام نفی عیدبودن آن است، پس شرافت و فضیلت و اعمال واراده در این روز بلامعارض است، والله العالم، جمال‌الدین گلپایگانی. (رساله نجفی)

سوال چهارم - از مرحوم آیةاللّه العظمی آقای سیدمحمد تقی خوانساری قدس‌سره: «بفرمائید، در موضوع نوروز که بعضی اشکال می‌کنند به اینکه مدرک آن روایت معلی‌بن خنیس می‌باشد و ضعیف است و بعضی اهل منبر روی منبرها صریحاً نهی می‌کنند از عیدداری نوروز که از مجوس است و مربوط به اسلام نیست و استدلال می‌کنند به روایت مناحبت از منصور به حضرت موسی‌بن جعفر(ع) عرض کرده و صاحب جواهر بعد از ذکر روایات آن می‌گوید (لاوجه للمناقشه بعد ذلک فی‌السند او غیره کمالا وجه للمعارضة بما عن المناحبت) و علماء و متدینین علاوه بر عدم نهی، عید می‌گیرند، بنظر مبارک پس از تجدید ملاحظه مدارک آن خصوصاً شرحی را که صاحب جواهر و شیخ انصاری در اعمال مستحبه داده‌اند فتوای حضرت عالی چیست و بالأخره عیدگرفتن نوروز که معمول است با قطع نظر از ادله تسامح در سنن و اخبار من بلغ چه حکمی دارد؟ آیا بدعتی و حرام است یا مکروه و مرجوح است؟ و یا مستحب شرعی؟


نوروز در روایات اسلامی

۱۷۵

استدعا آنکه حکم شرعی آنرا صریحاً بلکه مشروحاً مرقوم فرمائید، ادام الله ظلکم الشریف.»

جواب: «ظاهرأً عیدگرفتن آن با قطع نظر از اخبار من بلغ مستحب شرعی است و کافی است در اثبات آن (خبر معلی‌بن خنیس) که مورد قبول نزد بزرگان اصحاب مثل شیخ طوسی و یحیی بن سعید و علامه و شهید رضوان‌الله علیهم می‌باشد، بلکه صاحب جواهر با آن تبحر می‌فرماید. «لم اعثر علی مخالف فیه» اما معارضه با روایت مناقب حکایت منصور و حضرت موسی‌بن جعفر(ع) وجهی ندارد که هر چه خبر در اعتبار و صحت بالاتر رود با اعراض اصحاب موجه‌تر می‌شود، گذشته از اینکه بر فرض که واجد مقام حُجیت هم باشد محمول بر تقیه می‌شود به شهادت همان جمله که در روایت معلی است (انه من ایامنا حفظه العجم و فضًّیعتموه) خصوصاً با تصریح به اینکه نصب خلافت حضرت امیر (ع) در غدیر خم در این روز شده و حضرت حجت(ع) در این روز ظهور خواهد فرمود، امّا تعیین نوروز بر حسب تصریح مجلسی و شهیدین و علامه و ابن ادریس و شیخ طوسی و غیرهم رضوان‌اللّه علیهم روز انتقال شمس به برج حمل است، همچنانکه معروف و مشهور در این زمان که کاشف است از ثابت بودن آن در زمانهای قبل به قاعده (اصالة تشابه الازمان) و مؤید آن بنابر آنچه نقل شده بعض المنجمین به حساب یافته‌اند که در روز نصب حضرت امیر(ع) در غدیر خم مطابق با نوزدهم ذی‌الحجه بود الا آنکه از جهت تأخیر رؤیت هلال، آن روز را هجدهم حساب نموده‌اند، امّا آنچه بعضی گفته‌اند تأسیس عید بودنش در زمان سلطان سلجوقی شده است بر تقدیر ثبوت محول است بر اینکه او


۰

۱۷۸

آداب و رسوم نوروز

از آن استفاده نکند و ضایعش نماید، امّا اشکال شده که اعیاد سه یا چهار است (فطر و قربان و جمعه و غدیر) جمله خبری است که خبر می‌دهند که عیدها سه یا چهارند، نه اینکه می‌گویند منحصر به مفهوم عدد و دیگری درواقع عید نیست بلکه در قدیم مردم آن چهار روز را عید می‌گرفتند مانند اینکه در این حدیث «لاتشترالرجال الاالی ثلاثة المسجد الحرام والمسجد النبوی والبیت المقدس) که مسافرت بعنوان عبادت جائز نیست مگر برای این سه مسجد، گرچه ظاهراً حصر است و ادات حصر (الا) دارد، دومین خبر و واقع است نه اینکه حکم به مُنحصر بودن سفر عبادت به این سه مکان مقدس جائز نباشد سفر بغیر آنها مانند زیارت قبور ائمه هدی خاصه سیدالشهداء(ع) و زیارت قبور علما و مؤمنین. والحمدالله الذی هدانا لهذاو ماکنا لنهتدی لولا ان هدانا اللّه. هبة الدین الحسینی ۱۳۷۱ هق.»^{۱}

.

۱- النیروز فی‌الاسلام، ص ۷۱ به نقل از: میلانی، نوروز، یادشده، صص ۵۰-۴۲.


نوروز در میان دیگر اقوام و ملل

جشن طبیعت بودن نوروز، موجب شده است که دستکم در نیمکره شمالی زمین از دیرباز ملل و مردمی که به مرحله معینی از مدنیت دست یافته‌اند متوجه آن شده باشند. به عبارت دیگر، شاید هیچ ملتی نبوده باشد که متوجه گذران عمر زمین، کهنه‌شدن سال، مرگ زمستانی گیاهان و درختان از یک سو و فرارسیدن پدیده‌های تازه، نو شدن روزگار، بهبود شرایط آب و هوایی و روئیدن‌گل وگیاه و شکوفه و سبزه از سوی دیگر نشده و چنین پیشامدی را با نیک‌روئی استقبال نکرده باشد.

علیهذا ساکنان این بخش از زمین، تعلقات دیرینه‌ای با آغاز سال نو داشته‌اند و در رؤیاهای نخستین خود و تصاویری‌که از تحولات حیات در ذهن‌ها ثبت کرده‌اند، افسانه‌ها و اساطیری را در هر باب از تغییرات محیطی و عناصر پیرامونی خلق نموده‌اند. اینکه کسانی نوروز را دقیقاً در لحظات تحویل خورشید به برج بره شناخته باشند، طبعاً مسثله‌ای علمی است و بیش از همه مربوط به فکر دقیق و حسابگر انسانهایی می‌شود که نکته‌سنجانه و موشکافانه به امور اطراف چشم دوخته و اسرار طبیعت را


۱۸۰

آداب و رسوم نوروز

با خوض و غور در تحولات و تغییرات آن کشف کرده‌اند وگرنه، قراردادن یک جشن در دهم اسفند و یا بیستم آن ماه و احیاناً در دهم فروردین و نظایر آن، اصل قضیه را دچار تردید نمی‌کِند و از اهمیت تغییر فصل، و جابجایی سرما باگرما و پیدایش شرایط زیست جدید و رشد و نموگیاه و نوشدن طبیعت نمی‌کاهد.

این نکته نیز بدیهی است که ملل اندیشمند و صاحب فرهنگ باستانی، نه مانند امروز امکانات استفاده از وسایل ارتباطی سریع و جذب نکات و بدایع مدنی یکدیگر را داشته‌اند و نه حتّی در محدوده‌های آرام زیستگاههای کهن، خود را ناگزیر به کسب آگاهیهای علمی و فنی از دیگران می‌دیده‌اند. پدیده‌های بسیاری مانند طرز کندن قنات و شیوه‌های آبیاری، کشت غلات و پرورش درختان میوه و یا اهلی‌کردن حیوانات مختلف، بیش از هر چیز ناشی از تعالی قوای دماغی اقوام خاص و کسب تجربه‌های مفید از دستاوردهای روزمرّه خود آنان، آن هم در خلال سده‌ها و هزاره‌های درازست. و کمتر وقتی است که بتوان فضل تقدم اقوام معینی را بر جماعاتی دیگر، به تحقق دریافت و صحّه بر نبوغ و استعداد گروه مشخصی نهاد.

جشن بهاری و مراسم سوگواری

در باب مشابهات فرهنگی می‌توان بیش از همه به آثار زندگی اقوامی اندیشید که با ایرانیان سوابق قومی و مدنی خاص داشته‌اند و مراسم مختلفی را با تغییرات اندکی دنبال می‌کرده‌اند، این مراسم حسب تعریف می‌توانست شامل بخشهای شادی‌آفرین حیات آنان باشد و یا


نوروز در میان دیگر اقوام و ملل

۱۸۱

کنایت از غمها و رنجهایی کند که انسان کهن را در چنبره پیچیدگیها و رویاروئیهای نخستین او، با طبیعت عاجز می‌ساخت.

مثلاً مراسم سوگ و جشن سغدیان در «نوسرد» آغاز تابستان که نوروز در آن قرار داشت با مراسم سوگ سیاوش برگذار می‌شد. یزیدی‌ها (= ایزدی‌ها) که در صفحات غربی و شمال غرب فلات ایران پراکنده‌اند چون بابلی‌ها در زگموگ، جشن آغاز سال بابلیان و همانند ایرانیان در چنین روزهایی به یادبود ارواح در گذشتگان مراسمی همانند برگذار می‌کردند که ایرانیان هنوز چنین رسمی دارند و شب و روز جمعه آخر سال را به یادبود ارواح در گذشتگان به زیارت قبور می‌روند و به ادای خیرات و نذور می‌پردازند. ایزدی‌ها سه روز مانده به پایان سال به سرگور درگذشتگان می‌روند و بر روی گورها خوراک می‌نهند. چنان که زرتشتیان نیز چنین می‌کنند و به خیرات می‌پردازند. رومی‌ها نیز در عید فرالیا چنین رسم‌هایی داشتند. به گمان آنها در زمستان طبیعت می‌مرد و در آغاز بهار رستاخیز می‌کرد و زندگی دوباره می‌یافت. در بایان زمستان مراسم سوگواری و عزا بود، و بلافاصله روز نخست از بهار، جشن رستاخیز برپا می‌شد. در ایران بزرگ و پیرامون‌های آن، بویژه در شرق کشور، آئین‌های سوگواری برای سیاوش در پایان زمستان، که ایام مرگ و رکود گیاهان است برگذار می‌شد. جریان و مراسم آن در میان سغدیهای ایرانی تبار رایج بود، و بلافاصله مراسم جشن نوروز برگذار می‌شد. مراسم سوگواری برای تموز، خداوند گیاهی، مقارن با جشن آغاز سال نو، و مراسم آدونیس، و آئین فریجی آیپس از همین‌گونه است.

مراسم بهاری آدونیس که در یونان و آسیای علیا برپا می‌شد، در


۱۸۲

اداب و رسوم نوروز

آغاز آئین سوگ و عزا بود و مرگ خدای‌گیاهان را اعلام می‌نمود، اما در ضمن، جشن نیز بود، زیرا به گمان آنان زندگی خود رستاخیز می‌کرد و زنده می‌شد. مانند مراسم سوگواری برای سیاوش، مردم بر مرگ آدونیس می‌گریستند و نوحه می‌خواندند و مراسمی نمایشی برگذار می‌شد، مجسمه رب النوع را با کفن پوشانیده و برای تدفین مشایعت می‌کردند. زنان سوگواران اصلی بودند که بر سر و صورت می‌زدند و نوحه می‌خواندند. مجسمه را به دریا یا رود می‌افکندند و آنگاه اغلب اتفاق می‌افتاد که فردای آن روز، آئین‌های شادی رستاخیز و دوباره زنده‌شدن رب‌النوع مذکور را برگذار می‌کردند.

اندیشه وحدت گرایی جشن نوروز

بدین گونه کند و کاو در متون کهن و آثاری که در قلمرو وسیع فرهنگ ایرانی در سرتاسر آسیای میانه و غربی باقی مانده است، معلوم می‌دارد که اندیشه وحدت‌گرایی ایرانی جشن بزرگ نوروز را در سراسر ایران زمین گسترش می‌داد اما آن را ویژه خود و در انحصار خود نمی‌دانست. چنانکه تقویم سال و ماه سغدی‌ها و خوارزمی‌ها در شرق و کاپادوکی‌ها و ارمنی‌ها در مغرب ایران که به دست ما رسیده است عیناً و بدون کم و زیاد همان سال و ماه ایرانی است که نوروز در آغاز آن قرار دارد. و امروز هم در عراق و ترکیه و در میان کردان خارج از ایران معمول است. از سوی دیگر در جمهوری‌های مسلمان نشین اتحاد شوروی سابق مخصوصاً در آذربایجان و ترکمنستان و تاجیکستان و ازبکستان هنوز ۱- رضی، گاهشماری... یادشده، ص ۲۳۶.


نوروز در میان دیگر اقوام و ملل

۱۸۳

نوروز جشن واقعی است و هر سال با همان آداب و سُنن مخصوص به خود در میان خانه‌ها و خانواده‌ها برگذار می‌شود.

ملل مزبور نوروز را جشن آفرینش انسان می‌دانند و چه فلسفه‌ای برتر از اینکه در فرهنگ عظیم و اصیل و جاودان منطقه پدیده ابدی آفرینش انسان به عنوان صنع صانع کبیر جهان جشن گرفته شود.

عید «رامش آغام» در ایام نوروز از زرتشتیان بخارا»

بسا در گذشته جشنهای ایرانی‌ها را سغدی‌ها و مردم خوارزم نیز گرامی و برپا می‌داشتند. و همان‌گونه که اشارت رفت در میان تقویم اَنان و ایرانیان اختلاف اندک بود و در تقسیم سال و ماه و روز و گرفتن کبیسه و مراعات پنجه، با تفاوت‌های کمی، از ایرانیان پیروی می‌کردند. سغدیان نیز ماههای خود را به چهار قسمت در سال تقسیم کرده بودند. اول «نوسرد» از ماههای سغدی اول تابستان بود و میان ایشان و فارسیان در اوایل سال‌ها و برخی از ماه‌ها اختلافی نبود.^{۱}

ابوریحان در بیان اعیاد آنان و نقل وجوه اختلاف آنها با فارسیان، آگاهی‌های جالب توجهی درباره طول مدت سال شمسی و دقت ایرانیان و نحوه رصد آنان می‌دهد و می‌گوید: «برخی از مردم بر این گمان شده‌اند که سبب اختلاف میان آغاز این دو قسم سال، تفاوتی است که در ارصاد یافت شده، چه نیاکان ایرانیان سال خورشیدی را سیصد و شصت و پنج روز و قدری زیادتر از چهار یک روز می‌دانستند که به اندازه یک شصتم ساعت باشد و این مقدار را جزو همان پنج روز می‌دانستند و چون ۱- هُنری، مرتضی، آئین‌های نوروزی، یادشده، ص ۸.


۱۸۴

آداب و رسوم نوروز

زرتشت ظهور کرد و کیش مجوسیت را بیاورد و پادشاهان ایران از بلخ به فارس و بابل آمدند و به امور دینی خود اعتنا کردند، ارصاد را نیز تجدید نمردند و دیدند که انقلاب صیفی به آغاز سال سوم کبیسه به اندازه پنج روز مقدم است، پس حساب اول خود را ترک کرده و به آن چه به رصد یافته بودند عمل کردند و اهل ماوراءالنهر به همان حال پیشین باقی ماندند و آن سال را که احوال آن را مراعات و دقت کرده بودند اهمال کردند. پس اوایل سالیان ایشان بدین جهت اختلاف یافت به همین جهت است که در سغد، آغاز سال، از نو سرد شروع می‌شده که آن نوروز بوده است.^{۱} در ادامه سخن، از قول همین منجم و دانشمند برجسته می‌خوانیم که :

«نوسرد - روز اول آن نوروز سغدیان است که نوروز بزرگ باشد و روز بیست و هشتم آن زرتشتیان بخارا را روزی است که «رامش آغام» می‌نامند و در آن عید در آتشکده‌ای که نزدیک قریه «رامش» است جمع می‌شوند و این آغام‌ها نزد آنان عزیزترین اعیاد است و در هر دمی که باشند نزد رئیس خود برای خوردن و آشامیدن جمع می‌شوند و این عید برای ایشان در چندین نوبت است.»۲ در این جا ناگزیر به نقل اخبار و روایاتی در مورد قریه و یادیه «رامش» هستیم که جشن مذکور در آن جا با شکوه و مراسم خاصی برگذار می‌شد و از دیدگاه ایرانیان، بویژه زرتشتیان که تا آن هنگام دین خود را حفظ کرده بودند از ارجی شایسته برخوردار بود این امر با بخشی از تاریخ داستانی و حماسی ایران که ۱- به نقل از: گاهشماری و جشنهای ایران باستان، یادشده، ص ۲۶۸. ۲، همان کتاب، همان جا،


نوروز در میان دیگر اقوام و ملل

۱۸۵

بازگوکننده سوگنامه سیاوش است پیوستگی دارد و از دیدگاه نمادین، در ایام نوروز برگذار می‌شد. اما درباره دیه رامش، و جشن منسوب بدان دیه، در یکی از قدیم‌ترین منابع، یعنی «تاریخ بخارا» شرحی هست. این شرح در تحقیق راجع به چگونگی زندگی و احوال زرتشتیان در سده سوم هجری، از اهمیتی ویژه برخوردار است.

در احوال افراسیاب تورانی آمده است که: «اندر کتب پارسیان چنان است که وی در هزار سال زندگی یافته است. و وی جادو بوده است. از فرزندان نوح ملک بوده است. وی داماد خویش را کشت که سیاوشی نام داشت. و سیاوش را پسری بود کیخسرو نام. وی به طلب خون پدر، بدین ولایت آمد با لشکری عظیم. افراسیاب دیه رامیش را حصار کرد. و دو سال کیخسرو برگرد حصار با لشکر خویش بنشست و در مقابله وی دیهی بنا کرد، و آن دیه را رامش نام کرد و رامش برای خوشی او نام کردند و هنوز این دیه آبادان است و در دیه رامش، آتش‌خانه‌ای نهاد، آتشکده‌ای بساخت و مغان چنین گویند که آن آتش خانه قدیم تراز آتش خانه بخاراست. و کیخسرو به دو سال افراسیاب را بگرفت و بکشت و گور افراسیاب بر در شهر بخارا است و به دروازه معبد، بر آن تل بزرگ که پیوسته به تل خواجه امام ابوحفص کبیر است. و اهل بخارا را بر کشتن سیاوش، سرودهای عجیب است، و مطربان آن سرودها را «کین سیاوش» گویند و محمدبن جعفر گوید که از این تاریخ سه‌هزار سال است.»' این دیه با قریه راموش، یا رامش همان است که ابوریحان از آن در

۱- نرشخی، تاریخ بخارا، به نقل،گاه شماری و جشنهای ایران باستان، یادشده، ص .۲۶۸


۱۸۶

اَداب و رسوم نوروز

شرح جشن‌های سغدیان یاد کرده است که شرح آن گذشت. هرتسفلد در کتاب «زرتشت و جهان او» می‌گوید که شاه اول ساسانیان شهری به نام «رامیشن» یا «ارتخشیر» بنا کرد.

در بخارا آتشکده‌های بسیاری وجود داشته است. هنگام حمله اعراب به ایران، و ماوراء النهر، زرتشتی‌ها به تدریج جایگزین بودایی‌ها شدند و بسا آتشکده‌ها بپا کردند و یا معابد بودایی را به آتشکده بدل کردند. طبری و برخی دیگر از نویسندگان، به این آتشکده‌ها اشاراتی کرده‌اند.^{۱}