پرش به محتوا

ستارخان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''ستارخان،''' معروف به سردار ملي، (1284-1332ق / ؟ م)، از چهره‌هاي پر تحرك و مجاهد انقلاب مشروطيت در دوران استبداد صغير.
'''[[ستارخان]]،''' معروف به سردار ملی، (1284-1332ق / ؟ م)، از چهره‌های پر تحرک و مجاهد انقلاب مشروطیت در دوران استبداد صغیر.


ستارخان فرزند حاج حسن بزاز، اگر چه از سواد بي بهره بود اما از جواني شور انقلابي داشت و با حكمران تبريز به ويژه در قحطي 1316ق/ ؟ م زد و خوردهايي داشت. در آن سال او انبارهاي محتكران را به روي مردم گشود كه طي آن كالسكة اهدايي تزار روس به محمدعلي ميرزا ـ  وليعهد ـ  را نيز بردند. ستارخان مدتي در زندان بود و پس از آزادي در راه عتبات به دليل اعتراض به مأموران عثماني زنداني شد كه با شفاعت ميرزاي شيرازي آزاد شد و پس از بازگشت در راه‌آهن قفقاز، معادن نفت باكو و مدتي در شغل اسب‌ فروشي به كار پرداخت<sup>1</sup> و از آن پس در جريان فعاليت‌هاي انقلابي متأثر از مشروطيت قرار گرفت.  
ستارخان فرزند حاج حسن بزاز، اگر چه از سواد بی بهره بود اما از جوانی شور انقلابی داشت و با حکمران تبریز به ویژه در قحطی 1316ق/ ؟ م زد و خوردهایی داشت. در ان سال او انبارهای محتکران را به روی مردم گشود که طی ان کالسکه اهدایی تزار روس به محمدعلی میرزا ـ  ولیعهد ـ  را نیز بردند. ستارخان مدتی در زندان بود و پس از ازادی در راه عتبات به دلیل اعتراض به مأموران عثمانی زندانی شد که با شفاعت میرزای شیرازی ازاد شد و پس از بازگشت در راه‌اهن قفقاز، معادن نفت باکو و مدتی در شغل اسب‌ فروشی به کار پرداخت<sup>1</sup> و از ان پس در جریان فعالیت‌های انقلابی متأثر از مشروطیت قرار گرفت.  


پس از بمباران مجلس توسط محمدعلي شاه، در رأس قيام‌كنندگان به همراه باقرخان بَنّا فعاليت انقلابي را با اخراج عُمال دولتي از تبريز آغاز كرد و نيروهاي تحت فرمان عين‌الدوله- صدراعظم- را نيز شكست داد<sup>2</sup> اما تبريز بيش از چهار ماه در محاصره و قحطي بود<sup>3</sup> كه با ورود قشون روس به بهانة حفظ جان اتباع خويش محاصره پايان رفت.<sup>4</sup>
پس از بمباران مجلس توسط محمدعلی شاه، در رأس قیام‌کنندگان به همراه باقرخان بَنّا فعالیت انقلابی را با اخراج عُمال دولتی از تبریز اغاز کرد و نیروهای تحت فرمان عین‌الدوله- صدراعظم- را نیز شکست داد<sup>2</sup> اما تبریز بیش از چهار ماه در محاصره و قحطی بود<sup>3</sup> که با ورود قشون روس به بهانه حفظ جان اتباع خویش محاصره پایان رفت.<sup>4</sup>


اين قيام از مهم‌ترين شعله‌هاي فروزان دوران استبداد صغير در سراسر ايران بود و ديگران را نيز در مسير فتح تهران و خلع محمدعلي شاه از سلطنت قرار داد. در 1327ق (1909م) زنارسكي[1] با قواي روس به آذربايجان آمد كه نتيجه مستقيم قرارداد 1907م مبني بر تقسيم ايران ميان روس و انگليس بود. همچنين ترك‌هاي جوان عثماني در انقلابي عبدالحميد دوم را خلع كردند و در ايران هيجان مبارزه با استبداد را بيشتر كرد.
این قیام از مهم‌ترین شعله‌های فروزان دوران استبداد صغیر در سراسر ایران بود و دیگران را نیز در مسیر فتح تهران و خلع محمدعلی شاه از سلطنت قرار داد. در 1327ق (1909م) زنارسکی[1] با قوای روس به اذربایجان امد که نتیجه مستقیم قرارداد 1907م مبنی بر تقسیم ایران میان روس و انگلیس بود. همچنین ترک‌های جوان عثمانی در انقلابی عبدالحمید دوم را خلع کردند و در ایران هیجان مبارزه با استبداد را بیشتر کرد.


ستارخان معتقد بود كه نه از محمدعلي شاه اطاعت مي‌كند و نه زير بيرق روس مي‌رود. قيام او و مردم تبريز بقاي مشروطيت را تضمين كرد.<sup>5</sup> مجلس دوم شواري ملي به رهبران اين قيام ستارخان و باقرخان لقب سردار ملي و سالار ملي اعطا كرد<sup>6</sup> و زماني كه به تهران احضار شده بودند نيروي پليس به فرماندهي يپرم‌خان ارمني براي اين‌كه آنان را خلع سلاح كند با آنان در باغ اتابك درگير شد كه ستارخان زخمي شد و باقرخان به غرب ايران رفت. ستارخان و باقرخان با سران مشروطه هم فكر نبودند<sup>7</sup> و در اواخر به حرفه‌هاي پيشين خود بازگشتند. ستارخان چند سال بعد در تهران درگذشت.
ستارخان معتقد بود که نه از محمدعلی شاه اطاعت می‌کند و نه زیر بیرق روس می‌رود. قیام او و مردم تبریز بقای مشروطیت را تضمین کرد.<sup>5</sup> مجلس دوم شواری ملی به رهبران این قیام ستارخان و باقرخان لقب سردار ملی و سالار ملی اعطا کرد<sup>6</sup> و زمانی که به تهران احضار شده بودند نیروی پلیس به فرماندهی یپرم‌خان ارمنی برای این‌که انان را خلع سلاح کند با انان در باغ اتابک درگیر شد که ستارخان زخمی شد و باقرخان به غرب ایران رفت. ستارخان و باقرخان با سران مشروطه هم فکر نبودند<sup>7</sup> و در اواخر به حرفه‌های پیشین خود بازگشتند. ستارخان چند سال بعد در تهران درگذشت.




'''مآخذ:'''
'''ماخذ:'''


1.    اميرخيزي، اسماعيل. قيام '''''آذربايجان وستارخان'''''. تهران: 1379، نگاه، ص15-11.
1.    امیرخیزی، اسماعیل. قیام '''''اذربایجان وستارخان'''''. تهران: 1379، نگاه، ص15-11.


2.    شميم، علي‌اصغر. '''''ايران در دورة سلطنت قاجار'''''. تهران: 1378، مدبّر، ص517-516.
2.    شمیم، علی‌اصغر. '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: 1378، مدبّر، ص517-516.


3.    كسروي، احمد. '''''تاريخ مشروطة ايران'''''. تهران: 1363، اميركبير، ص694.
3.    کسروی، احمد. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: 1363، امیرکبیر، ص694.


4.    پيتر، آوري. '''''تاريخ معاصر ايران'''''. ترجمة محمد رفيعي‌مهرآبادي، تهران: 1373، عطايي، ج1، ص260.
4.    پیتر، اوری. '''''تاریخ معاصر ایران'''''. ترجمه محمد رفیعی‌مهرابادی، تهران: 1373، عطایی، ج1، ص260.


5.    دولت‌آبادي، يحيي. '''''حيات يحيي'''''. تهران: 1362، فردوس و عطار، ج2.
5.    دولت‌ابادی، یحیی. '''''حیات یحیی'''''. تهران: 1362، فردوس و عطار، ج2.


6.    '''''روزنامة''''' '''''مجلس'''''. سال سوم. شمارة 37، 9 ذيقعده 1327ق.
6.    '''''روزنامه''''' '''''مجلس'''''. سال سوم. شماره 37، 9 ذیقعده 1327ق.


7.    آجوداني، ماشاءالله. '''''مشروطة ايراني'''''. تهران: 1383، اختران، ص111.
7.    اجودانی، ماشاءالله. '''''مشروطه ایرانی'''''. تهران: 1383، اختران، ص111.




خط ۳۴: خط ۳۴:
علوم سیاسی
علوم سیاسی


'''ستارخان'''، معروف به «سردار ملي» (1284-1332ق / 1867-1913م)، از رهبران مشروطه‌خواه آذربايجان.  
'''ستارخان'''، معروف به «سردار ملی» (1284-1332ق / 1867-1913م)، از رهبران مشروطه‌خواه اذربایجان.  


ستارخان در ارسباران آذربايجان متولد شد. پدرش حاج حسن قرجه‌داغي، بزّازي دوره‌گرد بود. از كودكي و نوجواني ستارخان اطلاعات كمي در دست است. گويا او هيچگاه به مكتب نرفته و بي‌سواد بوده و به فرّاشي اشتغال داشته و از داش‌ها و لوطيان محلة اميرخيز تبريز بوده است.<sup>1</sup>  
ستارخان در ارسباران اذربایجان متولد شد. پدرش حاج حسن قرجه‌داغی، بزّازی دوره‌گرد بود. از کودکی و نوجوانی ستارخان اطلاعات کمی در دست است. گویا او هیچگاه به مکتب نرفته و بی‌سواد بوده و به فرّاشی اشتغال داشته و از داش‌ها و لوطیان محله امیرخیز تبریز بوده است.<sup>1</sup>  


ستارخان با آغاز جنبش مشروطه در آذربايجان، به سبب برخورداري از روحية آزادمنشانه و نيز قتل برادرش به دستور مظفرالدين ميرزا، وليعهد وقت قاجاريان (ح 1303ق / 1886م)، به مشروطه‌خواهان پيوست و در زمرة مجاهدان انجمن حقيقت و مركز غيبي تبريز در آمد.<sup>2</sup> چندي بعد سردستة فداييان شد و سپس به دستور انجمن به همراه باقرخان (سالار ملي<sup>*</sup>) عهده‌دار امنية تبريز شد. نخستين مأموريت ستارخان دستگيري اكرام‌السلطان بود، او از هواخواهان محمدعلي شاه و طراح نقشة ترور ناكام سران مشروطة تبريز بود.<sup>3</sup> ستارخان در ماجراي حملة قواي دولتي به تبريز و محاصرة 11 ماهة شهر فرماندهي مجاهدان محلّة اميرخيز بر ضد قواي دولتي را بر عهده داشت و تلاش بسيار كرد. و سبب افزايش روحية مقاومت مردم شد.<sup>4</sup> او نه تنها از پذيرفتن حمايت روسيه و نصب پرچم اين كشور بر بالاي خانه‌اش خودداري كرد، بلكه پرچم سفيدي را كه به نشانة تسليم بر بالاي برخي خانه‌ها برافراشته شده بود، به زير كشيد. سرانجام در پي مداخلة قواي روس و خاتمه يافتن محاصرة تبريز، ستارخان و باقرخان در اعتراض به دخالت بيگانگان، تا فتح تهران در كنسولگري عثماني متحصن شدند.<sup>5</sup>
ستارخان با اغاز جنبش مشروطه در اذربایجان، به سبب برخورداری از روحیه ازادمنشانه و نیز قتل برادرش به دستور مظفرالدین میرزا، ولیعهد وقت قاجاریان (ح 1303ق / 1886م)، به مشروطه‌خواهان پیوست و در زمره مجاهدان انجمن حقیقت و مرکز غیبی تبریز در امد.<sup>2</sup> چندی بعد سردسته فداییان شد و سپس به دستور انجمن به همراه باقرخان (سالار ملی<sup>*</sup>) عهده‌دار امنیه تبریز شد. نخستین مأموریت ستارخان دستگیری اکرام‌السلطان بود، او از هواخواهان محمدعلی شاه و طراح نقشه ترور ناکام سران مشروطه تبریز بود.<sup>3</sup> ستارخان در ماجرای حمله قوای دولتی به تبریز و محاصره 11 ماهه شهر فرماندهی مجاهدان محلّه امیرخیز بر ضد قوای دولتی را بر عهده داشت و تلاش بسیار کرد. و سبب افزایش روحیه مقاومت مردم شد.<sup>4</sup> او نه تنها از پذیرفتن حمایت روسیه و نصب پرچم این کشور بر بالای خانه‌اش خودداری کرد، بلکه پرچم سفیدی را که به نشانه تسلیم بر بالای برخی خانه‌ها برافراشته شده بود، به زیر کشید. سرانجام در پی مداخله قوای روس و خاتمه یافتن محاصره تبریز، ستارخان و باقرخان در اعتراض به دخالت بیگانگان، تا فتح تهران در کنسولگری عثمانی متحصن شدند.<sup>5</sup>


در مراسم افتتاح دورة دوم مجلس شوراي ملي، از زحمات ستارخان با نام سردار ملي قدرداني شد.  
در مراسم افتتاح دوره دوم مجلس شورای ملی، از زحمات ستارخان با نام سردار ملی قدردانی شد.  


ناكامي ستارخان در انجام مأموريتي در اردبيل، دستاويز مناسبي براي دشمنانش شد از اين رو دولت مشروطه به توصية دولت‌هاي روس و انگليس براي كنترل و منزوي كردن سردار ملي، او را از تبريز به تهران فرا خواند.<sup>6</sup> او (صفر 1327ق / مارس 1909) به اتفاق باقرخان و جمعي از مجاهدان به تهران رفت. در كاخ صاحبقرانيه مستقر و برايش مقرري تعيين گرديد. در پي تصويب و دستور دولت مبني بر خلع سلاح مجاهدان، ستارخان براي جلوگيري از درگيري ميان مجاهدان و نيروهاي دولتي مجاهدان تبريزي را به تحويل سلاح فراخواند اما عملكرد تبعيض‌آميز دولت ميان تفنگداران و تحريك دو تن از كاركنان سفارت عثماني، سبب نزاع ميان مجاهدان و نيروهاي دولتي در پارك اتابك شد، كه در نتيجه تعدادي كشته و زخمي شدند. ستارخان نيز از ناحية مچ پا بر اثر اصابت گلوله مجروح شد.<sup>7</sup> او پس از اين ماجرا مدت‌ها خانه‌نشين شد و حتي دولت با درخواست بازگشت او به تبريز موافقت نكرد. ستارخان سرانجام در 28 ذيحجة 1332ق / 25 آبان 1293ش در تهران درگذشت و پيكرش در باغ طوطيِ شاه عبدالعظيم شهرري به خاك سپرده شد.<sup>8</sup>  
ناکامی ستارخان در انجام مأموریتی در اردبیل، دستاویز مناسبی برای دشمنانش شد از این رو دولت مشروطه به توصیه دولت‌های روس و انگلیس برای کنترل و منزوی کردن سردار ملی، او را از تبریز به تهران فرا خواند.<sup>6</sup> او (صفر 1327ق / مارس 1909) به اتفاق باقرخان و جمعی از مجاهدان به تهران رفت. در کاخ صاحبقرانیه مستقر و برایش مقرری تعیین گردید. در پی تصویب و دستور دولت مبنی بر خلع سلاح مجاهدان، ستارخان برای جلوگیری از درگیری میان مجاهدان و نیروهای دولتی مجاهدان تبریزی را به تحویل سلاح فراخواند اما عملکرد تبعیض‌امیز دولت میان تفنگداران و تحریک دو تن از کارکنان سفارت عثمانی، سبب نزاع میان مجاهدان و نیروهای دولتی در پارک اتابک شد، که در نتیجه تعدادی کشته و زخمی شدند. ستارخان نیز از ناحیه مچ پا بر اثر اصابت گلوله مجروح شد.<sup>7</sup> او پس از این ماجرا مدت‌ها خانه‌نشین شد و حتی دولت با درخواست بازگشت او به تبریز موافقت نکرد. ستارخان سرانجام در 28 ذیحجه 1332ق / 25 ابان 1293ش در تهران درگذشت و پیکرش در باغ طوطیِ شاه عبدالعظیم شهرری به خاک سپرده شد.<sup>8</sup>  




'''مآخذ:'''  
'''ماخذ:'''  


1-    اميرخيزي، اسماعيل. '''''قيام آذربايجان و ستارخان'''''. تهران: كتابفروشي تهران، 1356، ص 1-20؛ بامداد، مهدي. '''''شرح حال رجال ايران قرن‌هاي 12 و 13 و 14'''''. تهران: زوّار، 1371، ج 2، ص 59-60.  
1-    امیرخیزی، اسماعیل. '''''قیام اذربایجان و ستارخان'''''. تهران: کتابفروشی تهران، 1356، ص 1-20؛ بامداد، مهدی. '''''شرح حال رجال ایران قرن‌های 12 و 13 و 14'''''. تهران: زوّار، 1371، ج 2، ص 59-60.  


2-    اميرخيزي. همان. ص 25-31.
2-    امیرخیزی. همان. ص 25-31.


3-    كسروي، احمد. '''''تاريخ مشروطة ايران'''''. تهران: اميركبير، 1369، ص 328.  
3-    کسروی، احمد. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: امیرکبیر، 1369، ص 328.  


4-    بامداد. همان. ص 60-63.  
4-    بامداد. همان. ص 60-63.  


5-    اميرخيزي. همان. ص 436 و 437؛ مجتهدي، كريم. '''''رجال آذربايجان در عصر مشروطيت'''''. به كوشش غلامرضا طباطبايي مجد، تهران: زرين، ص 155.
5-    امیرخیزی. همان. ص 436 و 437؛ مجتهدی، کریم. '''''رجال اذربایجان در عصر مشروطیت'''''. به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تهران: زرین، ص 155.


6-    اميرخيزي. همان. ص 485-512؛ مجتهدي. همان. ص 155.
6-    امیرخیزی. همان. ص 485-512؛ مجتهدی. همان. ص 155.


7-    اميرخيزي. همان. ص 599-653؛ بامداد. همان. ص 65.
7-    امیرخیزی. همان. ص 599-653؛ بامداد. همان. ص 65.


8-    اميرخيزي. همان. ص 667-668؛ بامداد. همان. ص 65.
8-    امیرخیزی. همان. ص 667-668؛ بامداد. همان. ص 65.


جعفر گلشن
جعفر گلشن

نسخهٔ ‏۵ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۵۶

ستارخان، معروف به سردار ملی، (1284-1332ق / ؟ م)، از چهره‌های پر تحرک و مجاهد انقلاب مشروطیت در دوران استبداد صغیر.

ستارخان فرزند حاج حسن بزاز، اگر چه از سواد بی بهره بود اما از جوانی شور انقلابی داشت و با حکمران تبریز به ویژه در قحطی 1316ق/ ؟ م زد و خوردهایی داشت. در ان سال او انبارهای محتکران را به روی مردم گشود که طی ان کالسکه اهدایی تزار روس به محمدعلی میرزا ـ  ولیعهد ـ  را نیز بردند. ستارخان مدتی در زندان بود و پس از ازادی در راه عتبات به دلیل اعتراض به مأموران عثمانی زندانی شد که با شفاعت میرزای شیرازی ازاد شد و پس از بازگشت در راه‌اهن قفقاز، معادن نفت باکو و مدتی در شغل اسب‌ فروشی به کار پرداخت1 و از ان پس در جریان فعالیت‌های انقلابی متأثر از مشروطیت قرار گرفت.

پس از بمباران مجلس توسط محمدعلی شاه، در رأس قیام‌کنندگان به همراه باقرخان بَنّا فعالیت انقلابی را با اخراج عُمال دولتی از تبریز اغاز کرد و نیروهای تحت فرمان عین‌الدوله- صدراعظم- را نیز شکست داد2 اما تبریز بیش از چهار ماه در محاصره و قحطی بود3 که با ورود قشون روس به بهانه حفظ جان اتباع خویش محاصره پایان رفت.4

این قیام از مهم‌ترین شعله‌های فروزان دوران استبداد صغیر در سراسر ایران بود و دیگران را نیز در مسیر فتح تهران و خلع محمدعلی شاه از سلطنت قرار داد. در 1327ق (1909م) زنارسکی[1] با قوای روس به اذربایجان امد که نتیجه مستقیم قرارداد 1907م مبنی بر تقسیم ایران میان روس و انگلیس بود. همچنین ترک‌های جوان عثمانی در انقلابی عبدالحمید دوم را خلع کردند و در ایران هیجان مبارزه با استبداد را بیشتر کرد.

ستارخان معتقد بود که نه از محمدعلی شاه اطاعت می‌کند و نه زیر بیرق روس می‌رود. قیام او و مردم تبریز بقای مشروطیت را تضمین کرد.5 مجلس دوم شواری ملی به رهبران این قیام ستارخان و باقرخان لقب سردار ملی و سالار ملی اعطا کرد6 و زمانی که به تهران احضار شده بودند نیروی پلیس به فرماندهی یپرم‌خان ارمنی برای این‌که انان را خلع سلاح کند با انان در باغ اتابک درگیر شد که ستارخان زخمی شد و باقرخان به غرب ایران رفت. ستارخان و باقرخان با سران مشروطه هم فکر نبودند7 و در اواخر به حرفه‌های پیشین خود بازگشتند. ستارخان چند سال بعد در تهران درگذشت.


ماخذ:

1.    امیرخیزی، اسماعیل. قیام اذربایجان وستارخان. تهران: 1379، نگاه، ص15-11.

2.    شمیم، علی‌اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: 1378، مدبّر، ص517-516.

3.    کسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: 1363، امیرکبیر، ص694.

4.    پیتر، اوری. تاریخ معاصر ایران. ترجمه محمد رفیعی‌مهرابادی، تهران: 1373، عطایی، ج1، ص260.

5.    دولت‌ابادی، یحیی. حیات یحیی. تهران: 1362، فردوس و عطار، ج2.

6.    روزنامه مجلس. سال سوم. شماره 37، 9 ذیقعده 1327ق.

7.    اجودانی، ماشاءالله. مشروطه ایرانی. تهران: 1383، اختران، ص111.


کورش صالحی


[1]. zonarsky


علوم سیاسی

ستارخان، معروف به «سردار ملی» (1284-1332ق / 1867-1913م)، از رهبران مشروطه‌خواه اذربایجان.

ستارخان در ارسباران اذربایجان متولد شد. پدرش حاج حسن قرجه‌داغی، بزّازی دوره‌گرد بود. از کودکی و نوجوانی ستارخان اطلاعات کمی در دست است. گویا او هیچگاه به مکتب نرفته و بی‌سواد بوده و به فرّاشی اشتغال داشته و از داش‌ها و لوطیان محله امیرخیز تبریز بوده است.1

ستارخان با اغاز جنبش مشروطه در اذربایجان، به سبب برخورداری از روحیه ازادمنشانه و نیز قتل برادرش به دستور مظفرالدین میرزا، ولیعهد وقت قاجاریان (ح 1303ق / 1886م)، به مشروطه‌خواهان پیوست و در زمره مجاهدان انجمن حقیقت و مرکز غیبی تبریز در امد.2 چندی بعد سردسته فداییان شد و سپس به دستور انجمن به همراه باقرخان (سالار ملی*) عهده‌دار امنیه تبریز شد. نخستین مأموریت ستارخان دستگیری اکرام‌السلطان بود، او از هواخواهان محمدعلی شاه و طراح نقشه ترور ناکام سران مشروطه تبریز بود.3 ستارخان در ماجرای حمله قوای دولتی به تبریز و محاصره 11 ماهه شهر فرماندهی مجاهدان محلّه امیرخیز بر ضد قوای دولتی را بر عهده داشت و تلاش بسیار کرد. و سبب افزایش روحیه مقاومت مردم شد.4 او نه تنها از پذیرفتن حمایت روسیه و نصب پرچم این کشور بر بالای خانه‌اش خودداری کرد، بلکه پرچم سفیدی را که به نشانه تسلیم بر بالای برخی خانه‌ها برافراشته شده بود، به زیر کشید. سرانجام در پی مداخله قوای روس و خاتمه یافتن محاصره تبریز، ستارخان و باقرخان در اعتراض به دخالت بیگانگان، تا فتح تهران در کنسولگری عثمانی متحصن شدند.5

در مراسم افتتاح دوره دوم مجلس شورای ملی، از زحمات ستارخان با نام سردار ملی قدردانی شد.

ناکامی ستارخان در انجام مأموریتی در اردبیل، دستاویز مناسبی برای دشمنانش شد از این رو دولت مشروطه به توصیه دولت‌های روس و انگلیس برای کنترل و منزوی کردن سردار ملی، او را از تبریز به تهران فرا خواند.6 او (صفر 1327ق / مارس 1909) به اتفاق باقرخان و جمعی از مجاهدان به تهران رفت. در کاخ صاحبقرانیه مستقر و برایش مقرری تعیین گردید. در پی تصویب و دستور دولت مبنی بر خلع سلاح مجاهدان، ستارخان برای جلوگیری از درگیری میان مجاهدان و نیروهای دولتی مجاهدان تبریزی را به تحویل سلاح فراخواند اما عملکرد تبعیض‌امیز دولت میان تفنگداران و تحریک دو تن از کارکنان سفارت عثمانی، سبب نزاع میان مجاهدان و نیروهای دولتی در پارک اتابک شد، که در نتیجه تعدادی کشته و زخمی شدند. ستارخان نیز از ناحیه مچ پا بر اثر اصابت گلوله مجروح شد.7 او پس از این ماجرا مدت‌ها خانه‌نشین شد و حتی دولت با درخواست بازگشت او به تبریز موافقت نکرد. ستارخان سرانجام در 28 ذیحجه 1332ق / 25 ابان 1293ش در تهران درگذشت و پیکرش در باغ طوطیِ شاه عبدالعظیم شهرری به خاک سپرده شد.8


ماخذ:

1-    امیرخیزی، اسماعیل. قیام اذربایجان و ستارخان. تهران: کتابفروشی تهران، 1356، ص 1-20؛ بامداد، مهدی. شرح حال رجال ایران قرن‌های 12 و 13 و 14. تهران: زوّار، 1371، ج 2، ص 59-60.

2-    امیرخیزی. همان. ص 25-31.

3-    کسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: امیرکبیر، 1369، ص 328.

4-    بامداد. همان. ص 60-63.

5-    امیرخیزی. همان. ص 436 و 437؛ مجتهدی، کریم. رجال اذربایجان در عصر مشروطیت. به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تهران: زرین، ص 155.

6-    امیرخیزی. همان. ص 485-512؛ مجتهدی. همان. ص 155.

7-    امیرخیزی. همان. ص 599-653؛ بامداد. همان. ص 65.

8-    امیرخیزی. همان. ص 667-668؛ بامداد. همان. ص 65.

جعفر گلشن