واحدهای کشت و صنعت در ایران: تفاوت میان نسخهها
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
* کارخانه ریسندگی که توسط محمد خان ناصر المُلک از مسکو خریداری و در اطراف تهران راه اندازی شد. | * کارخانه ریسندگی که توسط محمد خان ناصر المُلک از مسکو خریداری و در اطراف تهران راه اندازی شد. | ||
* کارخانه کتان بافی نزدیک تهران؛ | * کارخانه کتان بافی نزدیک تهران؛ | ||
* کارخانه ابریشم بافی درگیلان که توسط حاجی محمد حسن امینالضرب از کارخانهای در لیون فرانسه | * کارخانه ابریشم بافی درگیلان که توسط حاجی محمد حسن امینالضرب از کارخانهای در لیون فرانسه(Bertbaud) خریداری و راهاندازی شد. | ||
* دو کارخانه پنبه پاککنی یکی در سبزوار متعلق به حاجی میرزا علی اصفهانی و دیگری در نیشابور، به منظور آمادهسازی پنبههای داخلی برای صدور به روسیه؛ | * دو کارخانه پنبه پاککنی یکی در سبزوار متعلق به حاجی میرزا علی اصفهانی و دیگری در نیشابور، به منظور آمادهسازی پنبههای داخلی برای صدور به روسیه؛ | ||
* کارخانه ریسندگی در تبریز (۱۲۸۷ ه. ق). | * کارخانه ریسندگی در تبریز (۱۲۸۷ ه. ق). | ||
نسخهٔ ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۱۷
ایجاد واحدهای کشت و صنعت در ایران نتیجه بسط بازار پولی و سرمایهای و نفوذ این دو عامل در تولید کشاورزی است. اصولا کشت و صنعت نوعی واحدهای «سرمایه داری ارضی» هستند که با ویژگیهایی از قبیل: انجام عملیات کشت در سطح وسیع، تلفیق کار کشاورزی با کار صنعت، استفاده از تکنولوژی نوین کشاورزی، انجام عملیات بازاریابی و بهرهگیری از تخصصهای ویژه، تقسیم کار برنامه ریزی شده از طریق ایجاد یک مدیریت صنعتی مرکزی واحد و با هدف افزایش تولید محصولات کشاورزی در مقیاس وسیع، بهرهبرداری بهینه از منابع آب، تبدیل صنعتی فراوردههای کشاورزی و تولید مواد غذایی و در واقع افزایش ارزش افزوده محصولات کشاورزی ایجاد میشوند. ناگفته نماند که به دلیل برنامهریزی نادرست و به منظور پایین نگه داشتن سطح دستمزد در صنایع شهری و همچنین تسهیل واردات ماشینآلات کشورهای غربی ایجاد این واحدهادر ایران با خلع ید دهقانان و بیکار شدن بسیاری از آنان همراه بود.
قانون تاسیس شرکتهای کشت و صنعت در ایران در سال ۱۳۴۷ تصویب شد. ماده یک این قانون هدف از تاسیس این واحدها را حداکثر استفاده از منابع آب سدهای کشور در اراضی واقع شده در حوزه آبیاری آنها عنوان میکند. وسعت این واحدها میبایست بیش از ۵ هزار هکتار باشد تا با کارایی بهتر و همراه با حداکثر استفاده از ماشینآلات کشاورزی عمل کند. در آن زمان، دولت برای تشویق سرمایهداران و تجاریکردن تولیدات کشاورزی ابتدا چند واحد نمونه از این نوع ایجاد کرد تا اعتماد سرمایهداران ایرانی و خارجی را جلب کند.
بر اساس گزارشهای منتشره،[۱]کل اراضی مربوط به کشت و صنعت ها در سال ۱۳۵۲ در ایران بالغ بر ۱۰۴ هزار هکتار بوده است که حدود ۷۰۸۵۱ هکتار از این اراضی در حوزه سد دز، در اختیار هفت واحد کشت و صنعت قرار داشت که عبارتند از: شرکت کشت و صنعت ایران و امریکا، شرکت شِل میچل، شرکت ایران و کالیفرنیا، شرکت نیشکر هفت تپه، شرکت تصفیه شکر اهواز، شرکت دزکار و شرکت کلدسن. بقیه اراضی کشت و صنعت نیز در سایر نواحی ایران در اختیار پنج شرکت دیگر به نامهای کمپانی فرانسوی، در ناحیه سفید رود؛ شرکت ایران یوگسلاوی، در اراضی زیر سد شاهپور؛ شرکت شاوور در خوزستان، شرکت دشت مغان، در اراضی زیر سد اَرّس و شرکت ژاپنی، در زیر سد مینا قرار داشت.
با توجه به افزایش درآمدهای نفتی تعداد واحدهای کشت و صنعت از سال ۱۳۵۲ به بعد به طور چشمگیری افزایش یافت. درست در فاصله سالهای ۱۳۵۲ و ۵۳ پنج واحد کشت و صنعت دیگر نیز تاسیس شد. تعداد واحدهای خصوصی و به تبع آن وسعت اراضی کشاورزی در چهارچوب نظام بهرهبرداریکشت و صنعت نیز در طول این مدت به طور جهشی افزایش یافت. البته کشت و صنعتهای موجود در ایران همه از یک دست نیستند و از نظر وسعت اراضی و شکل مالکیت و مناسبات تولیدی حاکم بر واحد با هم تفاوت دارند. به طورکلی دو دسته کشت و صنعت در ایران وجود دارد که گروه اول واحدهای دولتی و گروه دوم واحدهای خصوصی هستند.
الف) کشت و صنعت دولتی
این گروه از کشت و صنعتها شامل واحدهای تولیدی عظیمی هستند که در گذشته بخش مهمی از اراضی آنها در چارچوب بهرهبرداری سنتی توسط دهقانان و کشاورزان، عموما در قالب تولید خانوادگی، بهرهبرداری میشد. هدف اصلی تشکیل این شرکتها، با توجه به سیاست تجاری کردن تولید کشاورزی، جلب اعتماد سرمایهداران داخلی به سودآوری چنین واحدهای تولیدی و اجرای آزمایشی این قبیل طرحهای تولید کشاورزی بود.
از جمله واحدهای کشت و صنعت دولتی که در طول دهههای اخیر ایجاد شدهاند میتوان به واحدهای زیر اشاره کرد:
- کشت و صنعت نیشکر هفت تپه: سابقه فعالیتهای طرح نیشکر به سال ۱۳۲۶ شمسی برمیگردد که با کاشت قلمه نیشکر در منطقه حسین آباد شروع شد. سپس در سال ۱۳۳۸ اراضی لازم تسطیح شد و ساختمان آسیاب و قسمت تصفیه کارخانه نیز آغاز گردید و در سال ۱۳۳۹ کشت نیشکر به مقیاس وسیع شروع شد. ظرفیت کارخانه از ۳۰۰ تن شکر در روز شروع شد و به ۵۰۰ تن افزایش یافت و در زمان شروع فعالیت کارخانه سطح زیر کشت ۲۲۰۰ هکتار بود که در سال ۱۳۴۷ به ۴۶۰۰ هکتار رسید. در سالهای بعد با انجام یک سلسله برنامههای اصلاح اراضی شور و ایجاد زهکشی، مناسب و به کارگیری روشهای نوین در امر آبیاری به شکل قابل ملاحظهای به سطح عملیات شرکت افزوده شد. در کنار تاسیسات کارخانه، یک کارخانه کاغذ سازی به نام شرکت سهامی کاغذ پارس نیز ایجاد گردید که قسمت اعظم مواد اولیه لازم این کارخانه از طریق «باگاس» تولید شده در کشت و صنعت هفت تپه تامین میشود. همچنین در کشت هفت تپه سالیانه مقادیر قابل توجهی «ملاس» تهیه میشود که ماده اولیه غذای دام و طیور بوده و بعضا مصارف صنعتی نیز دارد.
- مجتمع عظیم کشت و صنعت و دامپروری مغان: این مجتمع در نیمه دوم سال ۱۳۵۱ از سوی وزارت کشاورزی و عمران روستایی (وقت) برای بهرهگیری مدون از ۴۰۰/۴۸ هکتار از اراضی قابل آبیاری دشت مغان تشکیل شد. شرکت سهامی کشت و صنعت و دامپروری مغان با سرمایه اولیه ۷۰۰ میلیون تومان در اسفند ماه ۱۳۵۴ بنیانگذاری و تا سال ۱۳۶۰ برای تکمیل طرح آن در حدود ۵/۲ میلیارد تومان هزینه شد. اهم فعالیتهای پیش بینی شده در طرح اولیه این مجتمع عبارت بودند از:
- تسطیح اراضی، ساخت تاسیسات آبیاری سطحی و قطرهای، کشت گیاهان علوفهای، صنعتی و غلات در سطح حدود ۵۰ هزار هکتار،
- ایجاد مراکز پرواربندی گاو و گوسفند، کشتارگاه و سردخانه با ظرفیتی معادل ۱۲۵۰۰ راس گاو و ۰۰۰/۵۴۰ راس گوسفند با تولید ۳۲۰۰ تن گوشت گاو و ۰۰۰/۱۲ تن گوشت گوسفند در سال،
- ایجاد مراکز پرورش گاوهای شیری به ظرفیت ۱۰ هزار راسگاو اصیل و کارخانه تولید لبنیات به ظرفیت ۷۰ هزار تن شیر قابل تبدیل به ۶۵۰/۶ تن شیر خشک و ۵۴۰/۲ تن کره بستهبندی شده،
- ایجاد مراکز پرورش مرغگوشتی،کشتارگاه و سردخانههای مربوطه،
- ایجاد مراکز پرورش مرغ تخمگذار و کارخانه پر و سپس تخم مرغ و بسته بندی،
- ایجاد مراکز پرورش مرغ مادر به منظور تولید تخم مرغ جوجه کشی برای مرغهای گوشتی و تخمگذار،
- ایجاد کارخانه عسل و موم به ظرفیت ۲۱۰ تن عسل و ۷ تن موم در سال،
- ایجاد کارخانه کمپوت سازی و بسته بندی میوه تازه به ظرفیت ۰۰۰/۲۰۰ تن در سال، - ایجاد کارخانه چغندر قند به ظرفیت ۳۵۰/۳۱ تن شکر تصفیه شده، ۲۹۰/۱۳ تن ملاس و ۱۱۲ تن تفاله چغندر،
- ایجاد مراکز تولید خوراک دام،
- ایجاد شهرکهای مسکونی در اطراف اراضی شرکت،
پرورش ماهی در دریاچهها و کانالهای شبکه آبیاری مغان.
این مجتمع هماکنون یکی از فعالترین واحدهای کشت و صنعت دولتی در ایران است که فرآوردههای متنوعی تولید میکند.
از دیگر مجتمعهای کشت و صنعت دولتی که در دهههایگذشته ایجاد شدهاند میتوان از مجتمع کشت و صنعت شرکت سهامی کشاورزی و دامپروری سفید رود، شرکت کشت و صنعت شاوور، مجتمع صنعتی گوشت فارس، کشت و صنعت کارون، کشت و صنعت گیاهان معطر یا مجتمع تولید ابریشم، شرکت سهامی کشت و صنعت جیرفت و مجتمع صنعتی گوشت لرستان نام برد.
ب) کشت و صنعتهای خصوصی
این گروه از کشت و صنعتها با حمایتهای دولت و استفاده از تسهیلات فراوان از قبیل بخشودگی مالیاتی و وام با بهره پایین و سرمایهگذاری داخلی و خارجی به طور مشترک ایجاد شدند. از جمله این واحدها که قبل از انقلاب ایجاد شدند و برخی از آنها نیز تاکنون فعال هستند میتوان به کشت و صنعتهای ایران و آمریکا، ایران شلکات، ایران کالیفرنیا، شرکت بینالمللی کشت و صنعت ایران، کشت و صنعت گله و کشت و صنعت چین چین اشاره کرد که در مناطق مختلف ایران پراکنده بوده و در امور مختلف تخصص داشتند.
چنانچه در بخش صنایع دستی اشاره خواهد شد در این دوره صنعت قالیبافی و دیگر صنایع مستظرفه - بویژه در مرکز حکومت یعنی اصفهان - در اوج بوده است. پرفسور آرتور پوپ در این خصوص گفته است:
«هر کس علاقهمند به صنایع مستظرفه باشد میتواند اصفهان را زیارتگاه خود قرار دهد چه به قدری در این شهر بناها و صنایع دیدنی وجود دارد که شاید یکسال وقت برای تماشای آنها کافی نباشد.»
صنعت ایران - در واقع همان صنایع دستی - به همین صورت به حیات خود ادامه میداد تا اینکه در قرن هیجدهم میلادی انقلاب صنعتی در غرب پدید آمد و صنایع ماشینی در کشورهای اروپایی رشد و توسعه یافت. پس از آن در ایران هم به دلیل گسترش روابط اقتصادی، نظامی و علمی با اروپاییان (که از عهد ناپلیون شروع شده بود) و مواجهه با توفیقات علمی و صنعتی کشورهای مزبور، انتقال دانش و تکنولوژی مدرن و ایجاد بنیاد صنایع ماشینی جدید به صورت یک ضرورت جلوه نمود. در این دوره، یعنی عهد سلطنت قاجاریه، توسط عباس میرزا و قایم مقام فراهانی و پس از این دو میرزا تقی خان امیر کبیر، صدر اعظم لایق و کوشای ناصرالدین شاه، اقداماتی برای پایهگذاری صنایع نوین در ایران صورت گرفتکه البته بیشتر آنها با دخالتهای مستقیم و غیر مستقیم روسیه و انگلیس به شکست انجامید. همزمان با اعزام دانشجو به خارج برای تحصیل علوم و فنون جدید و دعوت از استادان خارجی برای تدریس در مدرسه دارالفنون- که توسط امیرکبیر تاسیس شده بود- و ورود علوم جدید به کشور، صنایع و کارخانههای جدیدی در نقاط مختلف ایران تاسیس شد. صنعت نساجی به مفهوم مدرن آن پیشتاز صنایع ایجاد شده توسط میرزا تقی خان امیر کبیر بود. از جمله کارخانههای ایجاد شده عبارتند از:
- کارخانه ابریشمتابی در رشت (۱۲۶۴ ه ق)؛
- کارخانه ریسندگی که توسط محمد خان ناصر المُلک از مسکو خریداری و در اطراف تهران راه اندازی شد.
- کارخانه کتان بافی نزدیک تهران؛
- کارخانه ابریشم بافی درگیلان که توسط حاجی محمد حسن امینالضرب از کارخانهای در لیون فرانسه(Bertbaud) خریداری و راهاندازی شد.
- دو کارخانه پنبه پاککنی یکی در سبزوار متعلق به حاجی میرزا علی اصفهانی و دیگری در نیشابور، به منظور آمادهسازی پنبههای داخلی برای صدور به روسیه؛
- کارخانه ریسندگی در تبریز (۱۲۸۷ ه. ق).
به علاوه، چند کارخانه آهن تراشی، چینی و بلور سازی، آجر پزی، صابون سازی و تولید برق و آسیاب بخاری نیز در نقاط مختلف ایران تاسیس شد که پس از قتل امیر کبیر و دخالت دولتهای استعماری اکثر آنها تعطیل شدند و تعداد کمی از آنها به حیات خود ادامه دادند. پس از سلسله قاجار و بروز تحولات سیاسی، اجتماعی و نظامی در داخل و خارج، از جمله انقلاب مشروطه و جنگهای جهانی و به قدرت رسیدن خاندان پهلوی - استعمارگران وقت - یعنی دولت بریتانیا و پس از آن آمریکا - دریافتند که باید برای بهرهبرداری هر چه بیشتر از منابع ایران و تسلط بیش از پیش، شیوه جدیدی به کار گیرند و آن استفاده از اهرمهای اقتصادی بود. تحت چنین شرایطی بود که صنایع نوین و پیشرفته بدون مطالعه و برنامهریزی دولت به کشور راه یافتند و از اینجا وابستگی صنایع و اقتصاد ایران به کشورهای صنعتی اروپایی آغاز شد. ایجاد، بدون مطالعه، این صنایع باعث شد تعداد زیادی از صنایع دستی و سنتی کشور -که تا آن زمان نیازهای مردم را تا حد زیادی برآورده میکردند - نتوانند با کالاهای جدید رقابت کنند. پس از جنگ جهانی دوم و رویارویی اقتصاد وابسته به نفت ایران با بحرانها و نوسانات مختلف، جداسازی اقتصاد ایران از نفت و وابسته ساختن آن به تولیدات صنعتی امری مهم و ضروری تلقی شد. به همین منظور و برای تغییر بافت صنعتی کشور از سال ۱۳۲۶ گروهی مامور آماده سازی برنامههای عمرانی و اقتصادی کشور شدند و اقداماتی نیز در جهت صنعتی کردن کشور انجام گرفت. البته صنعتی شدن کشور رسما در برنامه چهارم عمرانی- اقتصادی اعلام شد و این برنامه با تکیه بر «استراتژی جایگزینی واردات» آغاز به کار کرد. در سال ۱۳۴۶ به دنبال اجرای، برنامههای چهارم و پنجم، صنایع سنگین از جمله: ذوب اَهن، ماشین سازی، آلومینیوم سازی و پتروشیمی ایجاد شد. البته این صنایع که به ظاهر برای قطع وابستگی از کشورهای خارج ایجاد شده بودند سرانجام خود نیز وابسته شدند و به صورت صنایع مصرفی در آمدند. برنامه ششم عمرانی با پیروزی انقلاب اسلامی به اجرا در نیامد. پس از انقلاب، ایران درگیر تحولات جدیدی شد؛ جنگ تحمیلی عراق، تحریمهای اقتصادی کشورهای صنعتی و مشکلات دیگر باعث شد کشور چند سالی بدون برنامه اقتصادی بماند. سرانجام در سال ۱۳۶۱ اولین برنامه اقتصادی، کشور، تدوین شد. هدف این برنامه کاهش وابستگی اقتصاد به نفت و تاکید بر توسعه کشاورزی، و صنایع سبک بود. در این برنامه سرمایهگذاری مستقیم دولت در بخشهای یاد شده مورد توجه قرار گرفته بود. به دلیل شرایط خاص ایجاد شده، علاوه بر صنایع نفت و گاز، ذوب آهن و مس، صنایع مادر دیگری از جمله آلومینیوم سازی، ماشین سازی، اتومبیل سازی و کشتی سازی نیز ملّی شدند. همچنین برای توسعه صنایع سبک، تعاونیهایی با عنوان سازمان «گسترش خدمات تولیدی و عمرانی» به وجود آمد. از اهداف برنامه توسعه اول میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- پایهگذاری صنایع جدید بر اساس معادن، مواد اولیه حاصل ازکشاورزی و بهرهبرداری از منابع طبیعی داخلی به منظور خوداتکایی صنعتی؛
- نیل به استقلال اقتصادی از طریق افزایش تولیدات داخلی؛
- ارتقای سطح توانایی فنی داخلی؛
- حداکثر بهرهبرداری از ظرفیتهای تولید صنعتی موجود؛
- توسعه صنایع روستایی.
پس از انقلاب، اقدامات مهمی در راستای صنعتی کردن کشور مانند طرح توسعه ذوب آهن اصفهان و مجتمع فولاد اهواز انجام گرفت که مورد اخیر به دلیل جنگ تحمیلی مدتی متوقف ماند. از جمله اقدامات دیگر دولت در این دوره ایجاد شهرکهای صنعتی به منظور کاستن از مرکزیت استان تهران بود.
با توجه به آنچهگفته شد و علی رغم وابستگیهای صنعتی کشور، نمیتوان نقش صنعت را در پیشرفت و توسعه کشور نادیدهگرفت. زیرا آشنایی میلیونها انسان با تکنولوژی جدید و نیز وجود ماشین آلات، ابزارهای جدید و امکانات زیربنایی مختلف از جمله بنادر، فرودگاهها، شبکههای ارتباطی و... امکانات بالقوهای برای تغییر ساختار صنعتی کشور مطابق با نیازهای، ملی و کسب استقلال اقتصادی به شمار میروند. هر چند صنایع وابسته بیش از سایر بخشها باعث ایجاد وابستگی اقتصادی کشور شدهاند اما تنها این بخش است که دارای امکانات لازم برای نیل به هدفهای فوق میباشد. توسعه کشاورزی -که محور توسعه کشور محسوب میشود برای تامین ماشین آلات کشاورزی،کود، سموم و امکانات دیگر، به توسعه صنعت نیاز دارد. بهرهبرداری از معادن و منابع طبیعی نیز به تکنولوژی پیشرفته نیاز دارد که آن هم در بخش صنعت فراهم میآید. همچنین راهها، شبکههای حمل و نقل، بنادر و... توسط این بخش ایجاد میشود.
به این ترتیب ایجاد و گسترش صنایع نوین از جمله ذوب فلزات و ماشین سازی، با توجه به منابع موجود و سطح علمی و فنی کشور، نقش تعیین کنندهای در تغییر ساخت صنعتی و اقتصادی خواهد داشت.
همان گونه که میدانیم صنایع بر اساس سطح دانش فنی به کار رفته در آن به سه گروه عمده «دستی»، «ماشینی» و «نوین یا پیشرفته» تقسیم میشوند.
نیز نگاه کنید به
- سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران
- انواع مالکیت درکشاورزی
- قانون اصلاحات ارضی
- مجتمع عظیم کشت، صنعت و دامپروری مغان
- صنایع روستایی و دستی
مآخذ
- ↑ احمد اشرف، نظامهای بهره برداری در ایران، سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۵۱.
منبع اصلی
مریدی، سیاوش (1380). کتاب ایران: اقتصاد. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.