پرش به محتوا

فتوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''فتوی،''' آن‌چه عالم نویسد در موضوع حکم شرعی. فتوی، فرمان فقیه و مُفتی<sup>1</sup> است و آن‌چه فقیه نویسد برای مقلدان خود.<sup>2</sup> فتوی، پاسخ يا نظر كتبي عالم و فقيه به سوالی دربارة حکم شرعی امری است که انجام شده یا ممکن است انجام شود. فتوی و عمل فتوی...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''فتوی،''' آن‌چه عالم نویسد در موضوع حکم شرعی.
'''فتوی،''' آن‌چه عالم نویسد در موضوع حکم شرعی.


فتوی، فرمان فقیه و مُفتی<sup>1</sup> است و آن‌چه فقیه نویسد برای مقلدان خود.<sup>2</sup> فتوی، پاسخ يا نظر كتبي عالم و فقيه به سوالی دربارة حکم شرعی امری است که انجام شده یا ممکن است انجام شود. فتوی و عمل فتوی دهنده را اِفتاء. شخص فتوی‌دهنده را، مُفتی و  شخص سوال‌کننده را مُستَفتی، نامند. فقهای شیعة اسلام، ایمان، بلوغ، عدالت، اجتهاد مطلق، ضبط؛ یعنی، اهل سهو و نسیان نبودن و حیات<sup>3</sup> را از شرایط مفتی دانسته و معتقدند حکم استفتاء شده نباید از ضروریات دین اسلام باشد. زیرا حکم  ضروری، بدیهی و قطعی است، نیز مورد فتوی باید از احکام شرعیة فرعیه باشد، نه در اصول دین و عقلیات، همچنین مفتی دیگری، قبلاً در آن باره، استفتاء نکرده باشد.<sup>4</sup> صاحب جواهر، فتوی را، اخباری از سوی خداوند، دربارة یک حکم شرعی متعلق به کلی می‌‌داند.<sup>5</sup> فقهای مسلمان، فتوی را اخص از اجتهاد می‌دانند، زیرا اجتهاد، استنباط احکام است و افتاء، ارشاد به حکم استنباط شده.<sup>6</sup> قبول فتوی به اذن امام(ع) نیازمند نیست، بلکه روا بودن فتوا به کتاب و سنت و حتی به حکم عقل، ثابت و واجب است.<sup>7</sup>  
فتوی، فرمان فقیه و مُفتی<ref>منتهی‌الارب به نقل از دهخدا، علی‌اکبر. '''''لغت‌نامه دهخدا'''''. تهران: مؤسسه دهخدا، جلد 11، ص. 16977. </ref> است و آن‌چه فقیه نویسد برای مقلدان خود<ref>دهخدا، علی‌اکبر. '''''لغت‌نامه دهخدا'''''. تهران: مؤسسه دهخدا، جلد 11، ص. 16977.</ref>. فتوی، پاسخ یا نظر كتبی عالم و فقیه به سوالی درباره حکم شرعی امری است که انجام شده یا ممکن است انجام شود. فتوی و عمل فتوی دهنده را اِفتاء. شخص فتوی‌دهنده را، مُفتی و  شخص سوال‌کننده را مُستَفتی، نامند. فقهای شیعه اسلام، ایمان، بلوغ، عدالت، اجتهاد مطلق، ضبط؛ یعنی، اهل سهو و نسیان نبودن و حیات<ref name=":0">مصاحب، غلامحسین. '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: فرانکلین، جلد 2، ص. 1144.</ref> را از شرایط مفتی دانسته و معتقدند حکم استفتاء شده نباید از ضروریات دین اسلام باشد. زیرا حکم  ضروری، بدیهی و قطعی است، نیز مورد فتوی باید از احکام شرعیه فرعیه باشد، نه در اصول دین و عقلیات، همچنین مفتی دیگری، قبلاً در آن باره، استفتاء نکرده باشد<ref name=":0" />. صاحب جواهر، فتوی را، اخباری از سوی خداوند، درباره یک حکم شرعی متعلق به کلی می‌‌داند<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. دارالاحیاء التراث العربی، جلد 40، ص. 100.</ref>. فقهای مسلمان، فتوی را اخص از اجتهاد می‌دانند، زیرا اجتهاد، استنباط احکام است و افتاء، ارشاد به حکم استنباط شده<ref name=":1">نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. دارالاحیاء التراث العربی، جلد 40، ص.22.</ref>. قبول فتوی به اذن امام(ع) نیازمند نیست، بلکه روا بودن فتوا به کتاب و سنت و حتی به حکم عقل، ثابت و واجب است<ref name=":1" />.


'''مآخذ:'''
'''مآخذ:'''


1.    منتهی‌الارب به نقل از، دهخدا، علی‌اکبر. '''''لغت‌نامة دهخدا'''''. تهران: مؤسسة دهخدا، ج11/16977.
1.    منتهی‌الارب به نقل از، دهخدا، علی‌اکبر. '''''لغت‌نامه دهخدا'''''. تهران: مؤسسه دهخدا، ج11/16977.


2.    دهخدا. همانجا.
2.    دهخدا. همانجا.


3.    مصاحب، غلامحسین. '''''دایرةالمعارف بزرگ اسلامی'''''. فرانکلین: ج2/1144؛ نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. دارالاحیاء التراث العربی، ج40/22.
3.    مصاحب، غلامحسین. '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. فرانکلین: ج2/1144؛ نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. دارالاحیاء التراث العربی، ج40/22.


4.    مصاحب. همانجا.
4.    مصاحب. همانجا.

نسخهٔ ‏۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۵۱

فتوی، آن‌چه عالم نویسد در موضوع حکم شرعی.

فتوی، فرمان فقیه و مُفتی[۱] است و آن‌چه فقیه نویسد برای مقلدان خود[۲]. فتوی، پاسخ یا نظر كتبی عالم و فقیه به سوالی درباره حکم شرعی امری است که انجام شده یا ممکن است انجام شود. فتوی و عمل فتوی دهنده را اِفتاء. شخص فتوی‌دهنده را، مُفتی و  شخص سوال‌کننده را مُستَفتی، نامند. فقهای شیعه اسلام، ایمان، بلوغ، عدالت، اجتهاد مطلق، ضبط؛ یعنی، اهل سهو و نسیان نبودن و حیات[۳] را از شرایط مفتی دانسته و معتقدند حکم استفتاء شده نباید از ضروریات دین اسلام باشد. زیرا حکم  ضروری، بدیهی و قطعی است، نیز مورد فتوی باید از احکام شرعیه فرعیه باشد، نه در اصول دین و عقلیات، همچنین مفتی دیگری، قبلاً در آن باره، استفتاء نکرده باشد[۳]. صاحب جواهر، فتوی را، اخباری از سوی خداوند، درباره یک حکم شرعی متعلق به کلی می‌‌داند[۴]. فقهای مسلمان، فتوی را اخص از اجتهاد می‌دانند، زیرا اجتهاد، استنباط احکام است و افتاء، ارشاد به حکم استنباط شده[۵]. قبول فتوی به اذن امام(ع) نیازمند نیست، بلکه روا بودن فتوا به کتاب و سنت و حتی به حکم عقل، ثابت و واجب است[۵].

مآخذ:

1.    منتهی‌الارب به نقل از، دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا. تهران: مؤسسه دهخدا، ج11/16977.

2.    دهخدا. همانجا.

3.    مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف بزرگ اسلامی. فرانکلین: ج2/1144؛ نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. دارالاحیاء التراث العربی، ج40/22.

4.    مصاحب. همانجا.

5.    نجفی. جواهرالکلام. ج40/100.

6.    همان. ج40/22.

7.    همانجا.


اسدالله معظمی گودرزی

  1. منتهی‌الارب به نقل از دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا. تهران: مؤسسه دهخدا، جلد 11، ص. 16977.
  2. دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا. تهران: مؤسسه دهخدا، جلد 11، ص. 16977.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف بزرگ اسلامی. تهران: فرانکلین، جلد 2، ص. 1144.
  4. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. دارالاحیاء التراث العربی، جلد 40، ص. 100.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. دارالاحیاء التراث العربی، جلد 40، ص.22.