باصری: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''باصري'''، ايلي كوچنده از ايلات خمسة فارس. اين ايل از چند گروه قومي – زباني تشكيل شده است. خاستگاه ايل باصري را برخي عرب<sup>(1)</sup> و برخي ديگر آميزهاي از عرب و ترك<sup>(2)</sup> دانستهاند. ليكن زبان باصريها را، به جز تيرة چار بنيچة ايل كه تركي است، ف...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | [[پرونده:Basseri people.gif|بندانگشتی|باصری برگرفته از وبسایت داریون نما قابل بازیابی از<nowiki/>https://daryonnama.ir/news/11106/%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B5%D8%B1%DB%8C%D8%9B%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2/]] | ||
'''باصری'''، ایلی کوچنده از ایلات خمسه فارس. این ایل از چند گروه قومی – زبانی تشکیل شده است. خاستگاه ایل باصری را برخی عرب<ref>Field, H. '''''Contributions to the Anthropology of Iran''''', Chicago, 1939, P. 216.</ref> و برخی دیگرامیزهای از عرب و ترک<ref>Edwards, A. C., '''''The Persian Carpet''''', London, 1975, P. 288.</ref> دانستهاند. لیکن زبان باصریها را، به جز تیره چار بنیچه ایل که ترکی است، فارسی<ref> حسن فسایی، '''''فارسنامه ناصری'''''، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، 1367، ج 2 / 1577.</ref> و گویشی نزدیک به زبان فارسی شیرازی و گاه دوزبانه فارسی – ترکی و فارسی – عربی<ref>Barth, F., Nomads of South Persia: The Basseri Tribe of the Khamseh Confederacy, Oslo, 1965, P. 1-2</ref> نوشتهاند. | |||
ساختار | ساختار اجتماعی – سیاسی ایل بر یک تقسیمبندی شاخهای متشکل از تیره، اولاد و چادر یا خونه (= خانه) قرار دارد. چادر یک خانواده هستهای یا گسترده و کوچکترین واحد اجتماعی ایل است، چند چادر که اعضایانها با هم خویشاونداند یک واحد دامپرور را در یک اردو تشکیل میدهند که با هم کوچ و در کنار هم زندگی میکنند. | ||
ایل را خان یا کلانتر و هر تیره را یک کدخدا و هر اولاد را یک کدخدا یا ریش سفید سرپرستی میکرد<ref>Ld., 11, 25-26, 50.</ref>. | |||
شمار | شمار تیرههای ایل در ''فارسنامه ناصری''، قدیمترین سند 6 تیره، و در اسناد بعدی 13 و 15 تیرهامده است. | ||
تَرْبُر، | تَرْبُر، چاربنیچه (این دو دوره را یک تیره نیز به شماراوردهاند)، شکاری، علی قنبری، علی میرزایی و ویسی نام تیرههای ششگانه است<ref>حسن فسایی، همانجا.</ref>. تیره ویسی با 14 اولاد و علی میرزایی با 6 اولاد بزرگترین تیرههای ایل بودهاند<ref>Field, ibid.</ref>. | ||
فردریک بارث اعضای 15 تیره را در 7 گروه نسبیِ ایل خاص، جوچین، ویسی، علی میرزایی، قشقایی، عرب و سَلْوِستونی (سروستانی) دیده است<ref>Barth, 52-53.</ref>. | |||
در 1353ش | در 1353ش جمعیت ایل را 2.049 خانوار (1.196 خانوار کوچنده و 853 خانوار اسکان یافته)<ref> صفینژاد، جواد. '''''عشایر مرکزی ایران'''''، تهران، 1368، ص 95.</ref> و در 1366ش شمار کوچندگان ایل را 1.113 خانوار (7.868 تن) نوشتهاند<ref>'''''سرشماری اجتماعی – اقتصادی عشایر کوچنده (1366ش)، نتایج تفصیلی، ایل خمسه'''''، مرکزامار ایران، تهران، 1368ش، ص 13.</ref>. | ||
سرزمینی که ایل باصری دران زندگی و ییلاق و قشلاق میکردند، نوار باریکی است از دامنههای کوهستانی کوه بُل در شمال تا تپههای ساحلی غرب لار در جنوب فارس. باصریها در کوچ بهاره از جهرم راه میافتادند و به خَفْر و سروستان و مرودشت میرفتند و در نواحی پیرامون دشت مرغاب مدتی توقف میکردند؛ در خرداد ماه ازانجا به سرحد (سردسیر) و به اطراف کوه بُل و نزدیکاباده میرفتند. در کوچ پائیزه از همان ایلراه به گرمسیر و چراگاههای زمستانی خود بازمیگشتند<ref>Barth, P. 1, 5, 6; | |||
در | نیزنک: توکلی، غلامرضا، '''''ایل باصری از تُرناس تا کهباز'''''، تهران، 1379ش، 126-129.</ref>. پیمودن حدود 338 کیلومتر از ییلاق به قشلاق یا برعکس حدود 48 روز اقامت در ییلاق 140 و در قشلاق 132 روز طول میکشیده است<ref>صفینژاد، همان، ص 88-89.</ref>. | ||
در 1312ش بیشتر کوچندگان باصری به اجبار اسکان یافتند و در 1320ش دوباره به چادرنشینی و کوچشبانی سنتی بازگشتند و تا 1340ش کوچندگی را ادامه دادند<ref>Barth, P. 3; Iranica, 111/844; | |||
نیزنک: توکلی، همان، 140.</ref>. | |||
ازان پس حدود 80 درصدانها دهنشین شدند. استقرار باصریها زمینه فعالیت کشاورزی را در چراگاههای مناطق مختلف گسترش داد<ref>همو، ص 131-132.</ref>.پس از انقلاب اسلامی در 1357ش گروههایی از باصریها باز زندگی کوچندگی را پیش گرفتند<ref>Iranica, Ibid.</ref>. | |||
از دوره قاجار گروههایی از باصریها به نقاط مختلف ایران مهاجرت کردند و یا از ایل خود گسستند و به ایلات عرب، لر یاسوج کهکیلویه و ترک قشقایی<sup>*</sup> پیوستند<ref>Barth, P. 50, 52.</ref>. اقتصاد ایل در گذشته عمدتاً بر پایه دامداری و بهرهبرداری از فرآوردههای دامی میش و بز استوار بود. امروزه بیشترانها به زمین و تولید زراعی رویاوردهاند<ref>Id., P. 101-111.</ref>. | |||
نظام رهبری ایل تا دوره قاجار دقیقاً روشن نیست. در دوره صفوی ظاهراً ایل باصری در ضابطی ایل عرب بوده و افرادی از خاندان خوانین طایفه عرب شیبانی ضابطیان را بر عهده داشتند. پس از تشکیل اتحاد سیاسی ایلات خمسه در 1278ق ریاست و ضابطی خوانین عرب شیبانی پایان یافت و خاندان قوامالملک شیرازی حکومت و سرپرستی ایلات خمسه را بر عهده گرفت<ref>حسن فسایی، همان، 2 / 1576-1577، 1579.</ref>.حکومت قوامهای شیرازی تا برکناری ابراهیم خان قوام در 1310ش ادامه یافت. پس ازان قدرت رهبری در ایل باصری تمرکز یافت و خوانینی از اولاد مَهْدخان، از تیره کُلُمبهای یا کُلْمبیِ شاخه ویسی کلانتری ایل را در دست گرفت. پس ازابادینشین شدن نظام سیاسی رهبری ایل به کلی در هم ریخت و تیرهها و اولادها بی حضور خان یا کلانتر گردش امور خود را بر عهده گرفتند<ref>توکلی، همان، 89-90، 153، 162، 166-168.</ref>. | |||
تلخیص: علی بلوکباشی | |||
دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج 11/ ذیل «باصری» | |||
ص 186-188 | ص 186-188 | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
== ماخذ == | |||
1- Field, H. '''''Contributions to the Anthropology of Iran''''', Chicago, 1939, P. 216. | 1- Field, H. '''''Contributions to the Anthropology of Iran''''', Chicago, 1939, P. 216. | ||
2- Edwards, A. C., '''''The Persian Carpet''''', London, 1975, P. 288. | 2- Edwards, A. C., '''''The Persian Carpet''''', London, 1975, P. 288. | ||
3- حسن | 3- حسن فسایی، '''''فارسنامه ناصری'''''، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، 1367، ج 2 / 1577. | ||
4- Barth, F., Nomads of South Persia: The Basseri Tribe of the Khamseh Confederacy, Oslo, 1965, P. 1-2. | 4- Barth, F., Nomads of South Persia: The Basseri Tribe of the Khamseh Confederacy, Oslo, 1965, P. 1-2. | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۷: | ||
5- Ld., 11, 25-26, 50. | 5- Ld., 11, 25-26, 50. | ||
6- حسن | 6- حسن فسایی، همانجا. | ||
7- Field, ibid. | 7- Field, ibid. | ||
| خط ۴۷: | خط ۵۳: | ||
8- Barth, 52-53. | 8- Barth, 52-53. | ||
9- | 9- صفینژاد، جواد. '''''عشایر مرکزی ایران'''''، تهران، 1368، ص 95. | ||
10- ''''' | 10- '''''سرشماری اجتماعی – اقتصادی عشایر کوچنده (1366ش)، نتایج تفصیلی، ایل خمسه'''''، مرکزامار ایران، تهران، 1368ش، ص 13. | ||
11- Barth, P. 1, 5, 6; | 11- Barth, P. 1, 5, 6; | ||
نیزنک: توکلی، غلامرضا، '''''ایل باصری از تُرناس تا کهباز'''''، تهران، 1379ش، 126-129. | |||
12- | 12- صفینژاد، همان، ص 88-89. | ||
13- Barth, P. 3; Iranica, 111/844; | 13- Barth, P. 3; Iranica, 111/844; | ||
نیزنک: توکلی، همان، 140. | |||
14- همو، ص 131-132. | 14- همو، ص 131-132. | ||
| خط ۶۹: | خط ۷۵: | ||
17- Id., P. 101-111. | 17- Id., P. 101-111. | ||
18- حسن | 18- حسن فسایی، همان، 2 / 1576-1577، 1579. | ||
19- | 19- توکلی، همان، 89-90، 153، 162، 166-168. | ||
== منبع اصلی == | |||
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
علی بلوکباشی | علی بلوکباشی | ||
تلخیص: علی بلوکباشی | |||
دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج 11/ ذیل «باصری» | |||
ص 186-188 | |||
نسخهٔ ۱۸ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۲۱

باصری، ایلی کوچنده از ایلات خمسه فارس. این ایل از چند گروه قومی – زبانی تشکیل شده است. خاستگاه ایل باصری را برخی عرب[۱] و برخی دیگرامیزهای از عرب و ترک[۲] دانستهاند. لیکن زبان باصریها را، به جز تیره چار بنیچه ایل که ترکی است، فارسی[۳] و گویشی نزدیک به زبان فارسی شیرازی و گاه دوزبانه فارسی – ترکی و فارسی – عربی[۴] نوشتهاند.
ساختار اجتماعی – سیاسی ایل بر یک تقسیمبندی شاخهای متشکل از تیره، اولاد و چادر یا خونه (= خانه) قرار دارد. چادر یک خانواده هستهای یا گسترده و کوچکترین واحد اجتماعی ایل است، چند چادر که اعضایانها با هم خویشاونداند یک واحد دامپرور را در یک اردو تشکیل میدهند که با هم کوچ و در کنار هم زندگی میکنند.
ایل را خان یا کلانتر و هر تیره را یک کدخدا و هر اولاد را یک کدخدا یا ریش سفید سرپرستی میکرد[۵].
شمار تیرههای ایل در فارسنامه ناصری، قدیمترین سند 6 تیره، و در اسناد بعدی 13 و 15 تیرهامده است.
تَرْبُر، چاربنیچه (این دو دوره را یک تیره نیز به شماراوردهاند)، شکاری، علی قنبری، علی میرزایی و ویسی نام تیرههای ششگانه است[۶]. تیره ویسی با 14 اولاد و علی میرزایی با 6 اولاد بزرگترین تیرههای ایل بودهاند[۷].
فردریک بارث اعضای 15 تیره را در 7 گروه نسبیِ ایل خاص، جوچین، ویسی، علی میرزایی، قشقایی، عرب و سَلْوِستونی (سروستانی) دیده است[۸].
در 1353ش جمعیت ایل را 2.049 خانوار (1.196 خانوار کوچنده و 853 خانوار اسکان یافته)[۹] و در 1366ش شمار کوچندگان ایل را 1.113 خانوار (7.868 تن) نوشتهاند[۱۰].
سرزمینی که ایل باصری دران زندگی و ییلاق و قشلاق میکردند، نوار باریکی است از دامنههای کوهستانی کوه بُل در شمال تا تپههای ساحلی غرب لار در جنوب فارس. باصریها در کوچ بهاره از جهرم راه میافتادند و به خَفْر و سروستان و مرودشت میرفتند و در نواحی پیرامون دشت مرغاب مدتی توقف میکردند؛ در خرداد ماه ازانجا به سرحد (سردسیر) و به اطراف کوه بُل و نزدیکاباده میرفتند. در کوچ پائیزه از همان ایلراه به گرمسیر و چراگاههای زمستانی خود بازمیگشتند[۱۱]. پیمودن حدود 338 کیلومتر از ییلاق به قشلاق یا برعکس حدود 48 روز اقامت در ییلاق 140 و در قشلاق 132 روز طول میکشیده است[۱۲].
در 1312ش بیشتر کوچندگان باصری به اجبار اسکان یافتند و در 1320ش دوباره به چادرنشینی و کوچشبانی سنتی بازگشتند و تا 1340ش کوچندگی را ادامه دادند[۱۳].
ازان پس حدود 80 درصدانها دهنشین شدند. استقرار باصریها زمینه فعالیت کشاورزی را در چراگاههای مناطق مختلف گسترش داد[۱۴].پس از انقلاب اسلامی در 1357ش گروههایی از باصریها باز زندگی کوچندگی را پیش گرفتند[۱۵].
از دوره قاجار گروههایی از باصریها به نقاط مختلف ایران مهاجرت کردند و یا از ایل خود گسستند و به ایلات عرب، لر یاسوج کهکیلویه و ترک قشقایی* پیوستند[۱۶]. اقتصاد ایل در گذشته عمدتاً بر پایه دامداری و بهرهبرداری از فرآوردههای دامی میش و بز استوار بود. امروزه بیشترانها به زمین و تولید زراعی رویاوردهاند[۱۷].
نظام رهبری ایل تا دوره قاجار دقیقاً روشن نیست. در دوره صفوی ظاهراً ایل باصری در ضابطی ایل عرب بوده و افرادی از خاندان خوانین طایفه عرب شیبانی ضابطیان را بر عهده داشتند. پس از تشکیل اتحاد سیاسی ایلات خمسه در 1278ق ریاست و ضابطی خوانین عرب شیبانی پایان یافت و خاندان قوامالملک شیرازی حکومت و سرپرستی ایلات خمسه را بر عهده گرفت[۱۸].حکومت قوامهای شیرازی تا برکناری ابراهیم خان قوام در 1310ش ادامه یافت. پس ازان قدرت رهبری در ایل باصری تمرکز یافت و خوانینی از اولاد مَهْدخان، از تیره کُلُمبهای یا کُلْمبیِ شاخه ویسی کلانتری ایل را در دست گرفت. پس ازابادینشین شدن نظام سیاسی رهبری ایل به کلی در هم ریخت و تیرهها و اولادها بی حضور خان یا کلانتر گردش امور خود را بر عهده گرفتند[۱۹].
تلخیص: علی بلوکباشی
دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج 11/ ذیل «باصری»
ص 186-188
نیز نگاه کنید به
ماخذ
1- Field, H. Contributions to the Anthropology of Iran, Chicago, 1939, P. 216.
2- Edwards, A. C., The Persian Carpet, London, 1975, P. 288.
3- حسن فسایی، فارسنامه ناصری، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، 1367، ج 2 / 1577.
4- Barth, F., Nomads of South Persia: The Basseri Tribe of the Khamseh Confederacy, Oslo, 1965, P. 1-2.
5- Ld., 11, 25-26, 50.
6- حسن فسایی، همانجا.
7- Field, ibid.
8- Barth, 52-53.
9- صفینژاد، جواد. عشایر مرکزی ایران، تهران، 1368، ص 95.
10- سرشماری اجتماعی – اقتصادی عشایر کوچنده (1366ش)، نتایج تفصیلی، ایل خمسه، مرکزامار ایران، تهران، 1368ش، ص 13.
11- Barth, P. 1, 5, 6;
نیزنک: توکلی، غلامرضا، ایل باصری از تُرناس تا کهباز، تهران، 1379ش، 126-129.
12- صفینژاد، همان، ص 88-89.
13- Barth, P. 3; Iranica, 111/844;
نیزنک: توکلی، همان، 140.
14- همو، ص 131-132.
15- Iranica, Ibid.
16- Barth, P. 50, 52.
17- Id., P. 101-111.
18- حسن فسایی، همان، 2 / 1576-1577، 1579.
19- توکلی، همان، 89-90، 153، 162، 166-168.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
علی بلوکباشی
تلخیص: علی بلوکباشی
دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج 11/ ذیل «باصری»
ص 186-188
- ↑ Field, H. Contributions to the Anthropology of Iran, Chicago, 1939, P. 216.
- ↑ Edwards, A. C., The Persian Carpet, London, 1975, P. 288.
- ↑ حسن فسایی، فارسنامه ناصری، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، 1367، ج 2 / 1577.
- ↑ Barth, F., Nomads of South Persia: The Basseri Tribe of the Khamseh Confederacy, Oslo, 1965, P. 1-2
- ↑ Ld., 11, 25-26, 50.
- ↑ حسن فسایی، همانجا.
- ↑ Field, ibid.
- ↑ Barth, 52-53.
- ↑ صفینژاد، جواد. عشایر مرکزی ایران، تهران، 1368، ص 95.
- ↑ سرشماری اجتماعی – اقتصادی عشایر کوچنده (1366ش)، نتایج تفصیلی، ایل خمسه، مرکزامار ایران، تهران، 1368ش، ص 13.
- ↑ Barth, P. 1, 5, 6; نیزنک: توکلی، غلامرضا، ایل باصری از تُرناس تا کهباز، تهران، 1379ش، 126-129.
- ↑ صفینژاد، همان، ص 88-89.
- ↑ Barth, P. 3; Iranica, 111/844; نیزنک: توکلی، همان، 140.
- ↑ همو، ص 131-132.
- ↑ Iranica, Ibid.
- ↑ Barth, P. 50, 52.
- ↑ Id., P. 101-111.
- ↑ حسن فسایی، همان، 2 / 1576-1577، 1579.
- ↑ توکلی، همان، 89-90، 153، 162، 166-168.