پرش به محتوا

ایل بویراحمدی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''بويراحمدي،''' يا بويراحمد، نام يكي از ایلات لُر شيعه مذهب استان كهگيلويه و بويراحمد، در جنوب غربي ايران، متشكل از چند تيره و طايفه با خاستگاه‌هاي قومی گوناگون. بويراحمدي‌ها در منطقة وسيعي از نواحي شمال و شرق استان، كه به نام همين ايل نام‌گ...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''بويراحمدي،''' يا بويراحمد، نام يكي از ایلات لُر شيعه مذهب استان كهگيلويه و بويراحمد، در جنوب غربي ايران، متشكل از چند تيره و طايفه با خاستگاه‌هاي قومی گوناگون.
'''بویراحمدی،''' یا بویراحمد، نام یكی از ایلات لُر شیعه مذهب [[استان کهگیلویه و بویراحمد|استان كهگیلویه و بویراحمد]]، در جنوب غربی ایران، متشكل از چند تیره و طایفه با خاستگاه‌های قومی گوناگون.


بويراحمدي‌ها در منطقة وسيعي از نواحي شمال و شرق استان، كه به نام همين ايل نام‌گذاري شده است، زندگي مي‌كنند. كهن‌ترين سندي كه از بویراحمد بلادشاپور ، نام مي‌برد، رياض‌الفردوس، نوشتة محمد ميرك‌حسيني در 1082ق/1671م است. در این سند به دو طايفة «بويراحمد اردشيري» و «بويراحمد عباسي»، ذيل ناحية چرام بلادشاپور اشاره دارد.<sup>1</sup> در گزارش‌هاي وقايع دورة ناصري و مظفري نيز نام ايل به صورت «بايرحمت» و «بايرحمتي» آمده است.<sup>2</sup>  
بویراحمدی‌ها در منطقة وسیعی از نواحی شمال و شرق استان، كه به نام همین ایل نام‌گذاری شده است، زندگی می‌كنند. كهن‌ترین سندی كه از بویراحمد بلادشاپور ، نام می‌برد، ریاض‌الفردوس، نوشتة محمد میرك‌حسینی در 1082ق/1671م است. در این سند به دو طایفة «بویراحمد اردشیری» و «بویراحمد عباسی»، ذیل ناحیة چرام بلادشاپور اشاره دارد.<sup>1</sup> در گزارش‌های وقایع دورة ناصری و مظفری نیز نام ایل به صورت «بایرحمت» و «بایرحمتی» آمده است.<sup>2</sup>  


بويراحمد مهم‌ترين گروه ايلي از شاخة «چاربنيچة» جاكي (يكي از 3 گروه قومي- ايلي بزرگ و قديم كهگيلويه) و از مهاجران لُر بودند كه در بخش پشت كهگيلويه مي‌زيستند و قرارگاه‌هايي هم در نواحي نزديك بهبهان داشتند.<sup>3</sup> برخي‌ها تيره‌ها و طايفه‌هاي بويراحمد‌ي را تركيبي از گروه‌هاي قومي شبانكاره شول لُرستان و شولستان فارس، آغاجري<sup>*</sup>، و آميزه‌اي از عناصر لُر، ترك، باوي<sup>*</sup> و بختياري و مانند آنها به شمار آورده‌اند.<sup>4</sup>
بویراحمد مهم‌ترین گروه ایلی از شاخة «چاربنیچة» جاكی (یكی از 3 گروه قومی- ایلی بزرگ و قدیم كهگیلویه) و از مهاجران لُر بودند كه در بخش پشت كهگیلویه می‌زیستند و قرارگاه‌هایی هم در نواحی نزدیك بهبهان داشتند.<sup>3</sup> برخی‌ها تیره‌ها و طایفه‌های بویراحمد‌ی را تركیبی از گروه‌های قومی شبانكاره شول لُرستان و شولستان فارس، آغاجری<sup>*</sup>، و آمیزه‌ای از عناصر لُر، ترك، باوی<sup>*</sup> و بختیاری و مانند آنها به شمار آورده‌اند.<sup>4</sup>


در 1217ق/1802م، هادي‌خان، كلانتر ايل بويراحمدي قلمرو جُغرافيايي ايل را ميان فرزندانش به دو بخش بويراحمد گرمسيري و بويراحمد سرحدي (يا سردسيري) تقسيم كرد.<sup>5</sup> بويراحمد سرحدي به مراتب بزرگ‌تر از بويراحمد گرمسيري و نيرومندترين واحد سياسي عشيره‌اي در ميان ايلات كهگيلويه بود.<sup>6</sup> تا دهة سوم سدة 14ق ميان گروه‌هاي رقيب در اين واحد سياسي جنگ و خونريزي بود، تا اين‌كه با پادرمياني نصيرخان بختياري، سردار جنگ در 1325ق / 1907م و تقسيم قلمرو جغرافيايي بويراحمد سردسيري به بخش عليا و سفلا و واگذار شدن بويراحمد عليا به فرزندان كريم‌خان و بويراحمد سفلا به شكرالله خان فرزند هادي‌خان، نزاع‌ها پايان يافت.<sup>7</sup>  
در 1217ق/1802م، هادی‌خان، كلانتر ایل بویراحمدی قلمرو جُغرافیایی ایل را میان فرزندانش به دو بخش بویراحمد گرمسیری و بویراحمد سرحدی (یا سردسیری) تقسیم كرد.<sup>5</sup> بویراحمد سرحدی به مراتب بزرگ‌تر از بویراحمد گرمسیری و نیرومندترین واحد سیاسی عشیره‌ای در میان ایلات كهگیلویه بود.<sup>6</sup> تا دهة سوم سدة 14ق میان گروه‌های رقیب در این واحد سیاسی جنگ و خونریزی بود، تا این‌كه با پادرمیانی نصیرخان بختیاری، سردار جنگ در 1325ق / 1907م و تقسیم قلمرو جغرافیایی بویراحمد سردسیری به بخش علیا و سفلا و واگذار شدن بویراحمد علیا به فرزندان كریم‌خان و بویراحمد سفلا به شكرالله خان فرزند هادی‌خان، نزاع‌ها پایان یافت.<sup>7</sup>  


در بويراحمد سردسير سفلا و عليا به جز تيره‌هاي اصلي بويراحمدي مانند كي‌گيوي، تامرادي، تير تاجي (يا نگين‌تاجي)، سادات و جز آن، چند طايفة وابسته به آنها نیز زندگي مي‌كردند. تيرة تامرادي بزرگ‌ترين این تيره‌ها بود و بخش بزرگي از منطقه را در قلمرو خود داشت.
در بویراحمد سردسیر سفلا و علیا به جز تیره‌های اصلی بویراحمدی مانند كی‌گیوی، تامرادی، تیر تاجی (یا نگین‌تاجی)، سادات و جز آن، چند طایفة وابسته به آنها نیز زندگی می‌كردند. تیرة تامرادی بزرگ‌ترین این تیره‌ها بود و بخش بزرگی از منطقه را در قلمرو خود داشت.


در بويراحمد گرمسيري نيز تيره‌ها و طايفه‌هاي چندي از جمله آرويي، گُشتاسي، تاس‌احمدي، تاليشاهي و جز آن مي‌زيستند.<sup>8</sup>
در بویراحمد گرمسیری نیز تیره‌ها و طایفه‌های چندی از جمله آرویی، گُشتاسی، تاس‌احمدی، تالیشاهی و جز آن می‌زیستند.<sup>8</sup>


در گذشته بويراحمدي‌ها دو بار در سال كوچ مي‌كردند، يكي كوچ بهاره كه از گرمسير به ارتفاعات يا سردسير (مالُ‌بالا) مي‌رفتند، ديگر كوچ پائيزه كه از سردسير به دشت‌ها يا گرمسير (مالُ‌زير) باز مي‌گشتند. مدت زماني كه در راه كوچ در رفت و بازگشت طول مي‌كشيد ميان 15 تا 30 روز بود.<sup>9</sup>  
در گذشته بویراحمدی‌ها دو بار در سال كوچ می‌كردند، یكی كوچ بهاره كه از گرمسیر به ارتفاعات یا سردسیر (مالُ‌بالا) می‌رفتند، دیگر كوچ پائیزه كه از سردسیر به دشت‌ها یا گرمسیر (مالُ‌زیر) باز می‌گشتند. مدت زمانی كه در راه كوچ در رفت و بازگشت طول می‌كشید میان 15 تا 30 روز بود.<sup>9</sup>  


بويراحمدي‌ها از چند دهة پيش به تدريج از اقتصاد شباني به اقتصاد زراعي روستايي روي آورده‌اند و بيشترين آن‌ها اسكان يافته‌اند.<sup>10</sup> بنابر آمارگيري 1346ش از 11623 خانوار بويراحمد سفلا، 26 درصد و از 7067 خانوار بويراحمد عليا، 60 درصد و تمام جمعيت 1418 خانواري بويراحمد گرمسيري يكجانشين شده بودند.<sup>11</sup> در حالي‌كه در 1346ش، کلاً حدود 59 درصد خانوارهای بویراحمد اسكان يافته بودند، در 1364ش، بنابر آماری شمار اسکان یافتگان تنها به 6/76 درصد رسیده بود.<sup>12</sup>  
بویراحمدی‌ها از چند دهة پیش به تدریج از اقتصاد شبانی به اقتصاد زراعی روستایی روی آورده‌اند و بیشترین آن‌ها اسكان یافته‌اند.<sup>10</sup> بنابر آمارگیری 1346ش از 11623 خانوار بویراحمد سفلا، 26 درصد و از 7067 خانوار بویراحمد علیا، 60 درصد و تمام جمعیت 1418 خانواری بویراحمد گرمسیری یكجانشین شده بودند.<sup>11</sup> در حالی‌كه در 1346ش، کلاً حدود 59 درصد خانوارهای بویراحمد اسكان یافته بودند، در 1364ش، بنابر آماری شمار اسکان یافتگان تنها به 6/76 درصد رسیده بود.<sup>12</sup>  


دو گروه بر جامعة ايلي بويراحمدي رهبري مي‌كردند، يكي رهبران موروثي مانند خان‌ها و كدخدايان تيره‌ها و ديگري رهبران غير موروثي مانند كدخدايان و ريش‌سفيدان طايفه‌ها. خان‌ها شخصی به نام  مَلِك را، بنيانگذار دودمان خود مي‌دانستند و خود رابه تيرة اردشيري‌، از اعقاب اردشير بابكان منسوب مي‌داشتند.<sup>13</sup> اكنون سازمان ايلي- عشيره‌اي قديم و سنتي ايل بويراحمدي و تشكيلات رهبري سياسي - اقتصادي ايل از هم پاشيده و سازمان امور عشايري کم و بیش وظايف آنها را در ایل بر عهده گرفته است.<sup>14</sup>
دو گروه بر جامعة ایلی بویراحمدی رهبری می‌كردند، یكی رهبران موروثی مانند خان‌ها و كدخدایان تیره‌ها و دیگری رهبران غیر موروثی مانند كدخدایان و ریش‌سفیدان طایفه‌ها. خان‌ها شخصی به نام  مَلِك را، بنیانگذار دودمان خود می‌دانستند و خود رابه تیرة اردشیری‌، از اعقاب اردشیر بابكان منسوب می‌داشتند.<sup>13</sup> اكنون سازمان ایلی- عشیره‌ای قدیم و سنتی ایل بویراحمدی و تشكیلات رهبری سیاسی - اقتصادی ایل از هم پاشیده و سازمان امور عشایری کم و بیش وظایف آنها را در ایل بر عهده گرفته است.<sup>14</sup>


تلخيص از «بويراحمدي» نوشتة علي بلوكباشي
تلخیص از «بویراحمدی» نوشتة علی بلوكباشی


دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1383ش، 13/45-56   
دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1383ش، 13/45-56   


'''''مآخذ:'''''
'''''مآخذ:'''''


1.     افشار، ايرج. «فارس در رياض‌الفردوس». '''''فارس شناخت'''''. شيراز: 1379، س2، ش4، ص39-40، '''''وقايع‌اتفاقيه'''''. مجموعة گزارش‌هاي خفيه‌نويسان انگليس، به كوشش سعيدي سيرجاني، تهران: 1361، 76.
1.     افشار، ایرج. «فارس در ریاض‌الفردوس». '''''فارس شناخت'''''. شیراز: 1379، س2، ش4، ص39-40، '''''وقایع‌اتفاقیه'''''. مجموعة گزارش‌های خفیه‌نویسان انگلیس، به كوشش سعیدی سیرجانی، تهران: 1361، 76.


2.     حسيني‌فسايي، حسن. '''''فارسنامة ناصري'''''. به كوشش منصور رستگار فسايي، تهران: 1367، اميركبير، 2/1479؛ نيز:
2.     حسینی‌فسایی، حسن. '''''فارسنامة ناصری'''''. به كوشش منصور رستگار فسایی، تهران: 1367، امیركبیر، 2/1479؛ نیز:


3.      Field , H. Contributions to the Anthropology of Iran. Chicago: 1939, 223.
3.      Field , H. Contributions to the Anthropology of Iran. Chicago: 1939, 223.
خط ۳۱: خط ۳۱:
4.      Iranica, IV/ 321-322.
4.      Iranica, IV/ 321-322.


5.     باور، محمود. '''''كهگيلويه و ايلات آن'''''. گچساران: 1324،ص 87؛ نيز: تقوي مقدم، مصطفي. '''''تاريخ سياسي كهگيلويه'''''. تهران: 1377، ص116-119.
5.     باور، محمود. '''''كهگیلویه و ایلات آن'''''. گچساران: 1324،ص 87؛ نیز: تقوی مقدم، مصطفی. '''''تاریخ سیاسی كهگیلویه'''''. تهران: 1377، ص116-119.


6.      LŐffler, Reinhold, H., "Tribal Order and the State…", Iranian Studies. 1978. vol. x1, 147.
6.      LŐffler, Reinhold, H., "Tribal Order and the State…", Iranian Studies. 1978. vol. x1, 147.
خط ۳۷: خط ۳۷:
7.      ibid, 164;
7.      ibid, 164;


امان‌اللهي بهاروند، سكندر. '''''قوم لر'''''. تهران: 1370، ص204.              
امان‌اللهی بهاروند، سكندر. '''''قوم لر'''''. تهران: 1370، ص204.              


8.     '''''جمعيت و شناسنامة ايلات كهگيلويه'''''. تهران: مؤسسة مطالعات و تحقيقات اجتماعي، 1347، ص199،154،58؛ نيز صفي‌نژاد، جواد. '''''اطلس ايلات كهگيلويه'''''. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي، 1347، ص23؛ امان اللهي، بهاروند. همانجا، ص209.
8.     '''''جمعیت و شناسنامة ایلات كهگیلویه'''''. تهران: مؤسسة مطالعات و تحقیقات اجتماعی، 1347، ص199،154،58؛ نیز صفی‌نژاد، جواد. '''''اطلس ایلات كهگیلویه'''''. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، 1347، ص23؛ امان اللهی، بهاروند. همانجا، ص209.


9.     بلوكباشي، علي. '''''جامعة ايلي در ايران'''''. تهران: 1381، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي؛ طاهري بويراحمدي، عطاء. «نيم قرن زندگي در ايل بويراحمد»، '''''آينده'''''. تهران: 1367، س14، ش 6و8، ص 288-300؛ صفي‌نژاد، جواد. «عشاير و كوچ». '''''فصلنامة عشايري ذخاير انقلاب'''''. تهران: 1366، ش1، ص 36.
9.     بلوكباشی، علی. '''''جامعة ایلی در ایران'''''. تهران: 1381، دفتر پژوهش‌های فرهنگی؛ طاهری بویراحمدی، عطاء. «نیم قرن زندگی در ایل بویراحمد»، '''''آینده'''''. تهران: 1367، س14، ش 6و8، ص 288-300؛ صفی‌نژاد، جواد. «عشایر و كوچ». '''''فصلنامة عشایری ذخایر انقلاب'''''. تهران: 1366، ش1، ص 36.


10.  بلوكباشي، علي. '''''همان'''''. ص35-36.
10.  بلوكباشی، علی. '''''همان'''''. ص35-36.


11.  جمعيت و شناسنامه...، جدول شمارة 7.
11.  جمعیت و شناسنامه...، جدول شمارة 7.


12.  غفاري، هيبت‌الله. '''''ساختارهاي اجتماعي عشاير كهگيلويه و بويراحمد'''''. تهران: نشر ني، 1368، ش 237.
12.  غفاری، هیبت‌الله. '''''ساختارهای اجتماعی عشایر كهگیلویه و بویراحمد'''''. تهران: نشر نی، 1368، ش 237.


13.  همو، 147؛ نيز، باور، همانجا، ص60-61.                       
13.  همو، 147؛ نیز، باور، همانجا، ص60-61.                       


Fazel, G.R. , "Economic Bases of Political Leadership among Pastoral Nomads". New Directions in Political Economy… Eds. M. Leons and F. Rothestion. New Jersy: 1979, 36.
Fazel, G.R. , "Economic Bases of Political Leadership among Pastoral Nomads". New Directions in Political Economy… Eds. M. Leons and F. Rothestion. New Jersy: 1979, 36.
خط ۵۵: خط ۵۵:
باور، همانجا، ص60-61.
باور، همانجا، ص60-61.


14.  بلوكباشي، علي'''''.''''' «بويراحمدي»'''''، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: 1383، مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 13/55.
14.  بلوكباشی، علی'''''.''''' «بویراحمدی»'''''، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: 1383، مركز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 13/55.




علی بلوکباشی
علی بلوکباشی

نسخهٔ ‏۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۵۰

بویراحمدی، یا بویراحمد، نام یكی از ایلات لُر شیعه مذهب استان كهگیلویه و بویراحمد، در جنوب غربی ایران، متشكل از چند تیره و طایفه با خاستگاه‌های قومی گوناگون.

بویراحمدی‌ها در منطقة وسیعی از نواحی شمال و شرق استان، كه به نام همین ایل نام‌گذاری شده است، زندگی می‌كنند. كهن‌ترین سندی كه از بویراحمد بلادشاپور ، نام می‌برد، ریاض‌الفردوس، نوشتة محمد میرك‌حسینی در 1082ق/1671م است. در این سند به دو طایفة «بویراحمد اردشیری» و «بویراحمد عباسی»، ذیل ناحیة چرام بلادشاپور اشاره دارد.1 در گزارش‌های وقایع دورة ناصری و مظفری نیز نام ایل به صورت «بایرحمت» و «بایرحمتی» آمده است.2

بویراحمد مهم‌ترین گروه ایلی از شاخة «چاربنیچة» جاكی (یكی از 3 گروه قومی- ایلی بزرگ و قدیم كهگیلویه) و از مهاجران لُر بودند كه در بخش پشت كهگیلویه می‌زیستند و قرارگاه‌هایی هم در نواحی نزدیك بهبهان داشتند.3 برخی‌ها تیره‌ها و طایفه‌های بویراحمد‌ی را تركیبی از گروه‌های قومی شبانكاره شول لُرستان و شولستان فارس، آغاجری*، و آمیزه‌ای از عناصر لُر، ترك، باوی* و بختیاری و مانند آنها به شمار آورده‌اند.4

در 1217ق/1802م، هادی‌خان، كلانتر ایل بویراحمدی قلمرو جُغرافیایی ایل را میان فرزندانش به دو بخش بویراحمد گرمسیری و بویراحمد سرحدی (یا سردسیری) تقسیم كرد.5 بویراحمد سرحدی به مراتب بزرگ‌تر از بویراحمد گرمسیری و نیرومندترین واحد سیاسی عشیره‌ای در میان ایلات كهگیلویه بود.6 تا دهة سوم سدة 14ق میان گروه‌های رقیب در این واحد سیاسی جنگ و خونریزی بود، تا این‌كه با پادرمیانی نصیرخان بختیاری، سردار جنگ در 1325ق / 1907م و تقسیم قلمرو جغرافیایی بویراحمد سردسیری به بخش علیا و سفلا و واگذار شدن بویراحمد علیا به فرزندان كریم‌خان و بویراحمد سفلا به شكرالله خان فرزند هادی‌خان، نزاع‌ها پایان یافت.7

در بویراحمد سردسیر سفلا و علیا به جز تیره‌های اصلی بویراحمدی مانند كی‌گیوی، تامرادی، تیر تاجی (یا نگین‌تاجی)، سادات و جز آن، چند طایفة وابسته به آنها نیز زندگی می‌كردند. تیرة تامرادی بزرگ‌ترین این تیره‌ها بود و بخش بزرگی از منطقه را در قلمرو خود داشت.

در بویراحمد گرمسیری نیز تیره‌ها و طایفه‌های چندی از جمله آرویی، گُشتاسی، تاس‌احمدی، تالیشاهی و جز آن می‌زیستند.8

در گذشته بویراحمدی‌ها دو بار در سال كوچ می‌كردند، یكی كوچ بهاره كه از گرمسیر به ارتفاعات یا سردسیر (مالُ‌بالا) می‌رفتند، دیگر كوچ پائیزه كه از سردسیر به دشت‌ها یا گرمسیر (مالُ‌زیر) باز می‌گشتند. مدت زمانی كه در راه كوچ در رفت و بازگشت طول می‌كشید میان 15 تا 30 روز بود.9

بویراحمدی‌ها از چند دهة پیش به تدریج از اقتصاد شبانی به اقتصاد زراعی روستایی روی آورده‌اند و بیشترین آن‌ها اسكان یافته‌اند.10 بنابر آمارگیری 1346ش از 11623 خانوار بویراحمد سفلا، 26 درصد و از 7067 خانوار بویراحمد علیا، 60 درصد و تمام جمعیت 1418 خانواری بویراحمد گرمسیری یكجانشین شده بودند.11 در حالی‌كه در 1346ش، کلاً حدود 59 درصد خانوارهای بویراحمد اسكان یافته بودند، در 1364ش، بنابر آماری شمار اسکان یافتگان تنها به 6/76 درصد رسیده بود.12

دو گروه بر جامعة ایلی بویراحمدی رهبری می‌كردند، یكی رهبران موروثی مانند خان‌ها و كدخدایان تیره‌ها و دیگری رهبران غیر موروثی مانند كدخدایان و ریش‌سفیدان طایفه‌ها. خان‌ها شخصی به نام  مَلِك را، بنیانگذار دودمان خود می‌دانستند و خود رابه تیرة اردشیری‌، از اعقاب اردشیر بابكان منسوب می‌داشتند.13 اكنون سازمان ایلی- عشیره‌ای قدیم و سنتی ایل بویراحمدی و تشكیلات رهبری سیاسی - اقتصادی ایل از هم پاشیده و سازمان امور عشایری کم و بیش وظایف آنها را در ایل بر عهده گرفته است.14

تلخیص از «بویراحمدی» نوشتة علی بلوكباشی

دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1383ش، 13/45-56

مآخذ:

1.     افشار، ایرج. «فارس در ریاض‌الفردوس». فارس شناخت. شیراز: 1379، س2، ش4، ص39-40، وقایع‌اتفاقیه. مجموعة گزارش‌های خفیه‌نویسان انگلیس، به كوشش سعیدی سیرجانی، تهران: 1361، 76.

2.     حسینی‌فسایی، حسن. فارسنامة ناصری. به كوشش منصور رستگار فسایی، تهران: 1367، امیركبیر، 2/1479؛ نیز:

3.      Field , H. Contributions to the Anthropology of Iran. Chicago: 1939, 223.

4.      Iranica, IV/ 321-322.

5.     باور، محمود. كهگیلویه و ایلات آن. گچساران: 1324،ص 87؛ نیز: تقوی مقدم، مصطفی. تاریخ سیاسی كهگیلویه. تهران: 1377، ص116-119.

6.      LŐffler, Reinhold, H., "Tribal Order and the State…", Iranian Studies. 1978. vol. x1, 147.

7.      ibid, 164;

امان‌اللهی بهاروند، سكندر. قوم لر. تهران: 1370، ص204.            

8.     جمعیت و شناسنامة ایلات كهگیلویه. تهران: مؤسسة مطالعات و تحقیقات اجتماعی، 1347، ص199،154،58؛ نیز صفی‌نژاد، جواد. اطلس ایلات كهگیلویه. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، 1347، ص23؛ امان اللهی، بهاروند. همانجا، ص209.

9.     بلوكباشی، علی. جامعة ایلی در ایران. تهران: 1381، دفتر پژوهش‌های فرهنگی؛ طاهری بویراحمدی، عطاء. «نیم قرن زندگی در ایل بویراحمد»، آینده. تهران: 1367، س14، ش 6و8، ص 288-300؛ صفی‌نژاد، جواد. «عشایر و كوچ». فصلنامة عشایری ذخایر انقلاب. تهران: 1366، ش1، ص 36.

10.  بلوكباشی، علی. همان. ص35-36.

11.  جمعیت و شناسنامه...، جدول شمارة 7.

12.  غفاری، هیبت‌الله. ساختارهای اجتماعی عشایر كهگیلویه و بویراحمد. تهران: نشر نی، 1368، ش 237.

13.  همو، 147؛ نیز، باور، همانجا، ص60-61.                     

Fazel, G.R. , "Economic Bases of Political Leadership among Pastoral Nomads". New Directions in Political Economy… Eds. M. Leons and F. Rothestion. New Jersy: 1979, 36.

باور، همانجا، ص60-61.

14.  بلوكباشی، علی. «بویراحمدی»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: 1383، مركز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 13/55.


علی بلوکباشی