پرش به محتوا

تاجیک: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''تاجيك'''، قومي مسلمان و فارسي زبان از نژاد آريايي و از قديم‌ترين ساكنان آسياي مركزي و افغانستان و ناحية سين كيانگ چين، و عمده‌ترين جمعيت جمهوري تاجيكستان در سدة چهاردهم. اين قوم در شمال هندوستان، ازبكستان، قرقيزستان، قزاقستان و ايران نيز...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''تاجيك'''، قومي مسلمان و فارسي زبان از نژاد آريايي و از قديم‌ترين ساكنان آسياي مركزي و افغانستان و ناحية سين كيانگ چين، و عمده‌ترين جمعيت جمهوري تاجيكستان در سدة چهاردهم.  
'''تاجیك'''، قومی مسلمان و فارسی زبان از نژاد آریایی و از قدیم‌ترین ساكنان آسیای مركزی و افغانستان و ناحیه سین كیانگ چین، و عمده‌ترین جمعیت جمهوری تاجیكستان در سده چهاردهم.  


اين قوم در شمال هندوستان، ازبكستان، قرقيزستان، قزاقستان و ايران نيز پراكنده‌اند. تاجيك‌ها در شرقي‌ترين منطقة ايران و عمدتاً در استان‌هاي خراسان و سيستان و بلوچستان به سر مي‌برند.<sup>1</sup>  
این قوم در شمال هندوستان، ازبكستان، قرقیزستان، قزاقستان و ایران نیز پراكنده‌اند. تاجیك‌ها در شرقی‌ترین منطقه ایران و عمدتاً در استان‌های خراسان و [[استان سیستان و بلوچستان|سیستان و بلوچستان]] به سر می‌برند.<sup>1</sup>  


دربارة اصل و نسب تاجيك‌ها نظرها و آراء مختلفي وجود دارد. آنها را فرزند عرب زاده و بزرگ شده در عجم؛ مغول، طايفة غير عرب، طايفة غير ترك، قومي از ترك، غلام آزاد كشاورز و مردمي ايراني فارسي زبان دانسته‌اند.<sup>2</sup>  
درباره اصل و نسب تاجیك‌ها نظرها و آراء مختلفی وجود دارد. آنها را فرزند عرب زاده و بزرگ شده در عجم؛ مغول، طایفه غیر عرب، طایفه غیر ترك، قومی از ترك، غلام آزاد كشاورز و مردمی ایرانی فارسی زبان دانسته‌اند.<sup>2</sup>  


لفظ تاجيك به صورت‌هاي تازيك، تاژيك، تژِك و تازك نيز آمده است.<sup>3</sup> برخي اصطلاح «سارت» (از ريشة سَرْتْ هَوَهَه سانسكريت به معناي بازرگان) به معناهاي فارسي زبانانِ شهرنشين و روستانشين (= تاجيكتاجيك‌هاي خوارزم، فارسي زبانان، اهالي فرغانه و خوارزم و... را مترادف تاجيك مي‌دانند.<sup>4</sup>  
لفظ تاجیك به صورت‌های تازیك، تاژیك، تژِك و تازك نیز آمده است.<sup>3</sup> برخی اصطلاح «سارت» (از ریشه سَرْتْ هَوَهَه سانسكریت به معنای بازرگان) به معناهای فارسی زبانانِ شهرنشین و روستانشین (= تاجیكتاجیك‌های خوارزم، فارسی زبانان، اهالی فرغانه و خوارزم و... را مترادف تاجیك می‌دانند.<sup>4</sup>  


برخي، كلمة تاجيك را مأخوذ از قبيلة «تاج» و «طي» مي‌دانند. برخي نيز قوم «جاط» (جَت / جط) را منشأ نام تاجيك دانسته‌اند.<sup>5</sup>  
برخی، كلمه تاجیك را مأخوذ از قبیله «تاج» و «طی» می‌دانند. برخی نیز قوم «جاط» (جَت / جط) را منشأ نام تاجیك دانسته‌اند.<sup>5</sup>  


قوم تاجيك در سه مرحله و در سه منطقه تشكيل شده است: در دورة ساسانيان (حـ 226 ـ حـ 652 ميلادي) در شمال شرقي خراسان؛ در سدة اول و دوم هجري در ماوراءالنهر؛ در دورة سامانيان (حـ 261-389 / ؟ م) در قلمرو دولت بخارا.  
قوم تاجیك در سه مرحله و در سه منطقه تشكیل شده است: در دوره ساسانیان (حـ 226 ـ حـ 652 میلادی) در شمال شرقی خراسان؛ در سده اول و دوم هجری در ماوراءالنهر؛ در دوره سامانیان (حـ 261-389 / ؟ م) در قلمرو دولت بخارا.  


قوم تاجيك شامل گروه‌هايي از سُغدي‌ها، باختري‌ها، مَرغياني‌ها و پارت‌ها، خوارزمي‌ها، فَرغاني‌ها، سكاها و تورهاست.<sup>6</sup> برخي منابع قبيلة مشهور «تور» را كه در آسياي مركزي به سر مي‌برند ـ به عنوان نياكان اصلي تاجيك‌ها دانسته‌اند.<sup>7</sup>  
قوم تاجیك شامل گروه‌هایی از سُغدی‌ها، باختری‌ها، مَرغیانی‌ها و پارت‌ها، خوارزمی‌ها، فَرغانی‌ها، سكاها و تورهاست.<sup>6</sup> برخی منابع قبیله مشهور «تور» را كه در آسیای مركزی به سر می‌برند ـ به عنوان نیاكان اصلی تاجیك‌ها دانسته‌اند.<sup>7</sup>  


اقوام تشكيل‌دهندة تاجيك‌ها مانند سغدي‌ها، باختري‌ها و... همگي آريايي بودند و به زبان‌هاي باستاني ايراني گفتگو مي‌كردند و مناسبات بازرگاني و اقتصادي و سياسي و ديگر مشتركات فرهنگي‌شان در تشكيل اقوام تاجيكي نقش به سزايي داشت.<sup>8</sup> قوم تاجيك در سدة چهارم و پنجم ميلادي شكل گرفت. از مراكز فرهنگي تاجيك‌نشين كه در تشكلشان نقش مهمي داشتند مي‌توان به بخارا، سمرقند، بلخ، مرو، نيشابور، خجند و... اشاره كرد.<sup>9</sup>  
اقوام تشكیل‌دهنده تاجیك‌ها مانند سغدی‌ها، باختری‌ها و... همگی آریایی بودند و به زبان‌های باستانی ایرانی گفتگو می‌كردند و مناسبات بازرگانی و اقتصادی و سیاسی و دیگر مشتركات فرهنگی‌شان در تشكیل اقوام تاجیكی نقش به سزایی داشت.<sup>8</sup> قوم تاجیك در سده چهارم و پنجم میلادی شكل گرفت. از مراكز فرهنگی تاجیك‌نشین كه در تشكلشان نقش مهمی داشتند می‌توان به بخارا، سمرقند، بلخ، مرو، نیشابور، خجند و... اشاره كرد.<sup>9</sup>  


تاجيك‌ها در قسمت‌هايي از آسياي مركزي دولت‌هايي را تشكيل دادند كه مي‌توان به دولت غوريان از 543 تا 612ق / ؟ م در ولايت غور افغانستان، گرْتْ‌ها از قرن 7 تا 8 / ؟ م در هرات، سربداران در قرن 8 / ؟ م  در سمرقند و حكومت‌هاي بخش‌هاي شرقيِ بخارا اشاره كرد.<sup>10</sup>  
تاجیك‌ها در قسمت‌هایی از آسیای مركزی دولت‌هایی را تشكیل دادند كه می‌توان به دولت غوریان از 543 تا 612ق / ؟ م در ولایت غور افغانستان، گرْتْ‌ها از قرن 7 تا 8 / ؟ م در هرات، سربداران در قرن 8 / ؟ م  در سمرقند و حكومت‌های بخش‌های شرقیِ بخارا اشاره كرد.<sup>10</sup>  


تاجيك‌ها اكثراً سني حنفي هستند. عده‌اي از آن‌ها در پامير شيعة اسماعيلي‌اند.<sup>11</sup>
تاجیك‌ها اكثراً سنی حنفی هستند. عده‌ای از آن‌ها در پامیر شیعه اسماعیلی‌اند.<sup>11</sup>


تاجيك‌ها در كشاورزي و احياي زمين‌هاي مرده به اراضي كشاورزي و پرورش گياهان و محصولات زراعي بسيار توانمند هستند.<sup>12</sup>  
تاجیك‌ها در كشاورزی و احیای زمین‌های مرده به اراضی كشاورزی و پرورش گیاهان و محصولات زراعی بسیار توانمند هستند.<sup>12</sup>  


پشتيباني سامانيان از زبان و ادب فارسي دري موجب استقلال فرهنگي و سياسي قوم تاجيك شد به طوري كه تا هزار سال بعد فارسي زبانِ رسميِ دولتي قوم تاجيك شد.<sup>13</sup> امروزه تاجيك‌ها به زبان تاجيكي يا فارسي تاجيكي كه از زبان‌هاي ايراني نو است و از اعضاي خانوادة هند و اروپايي‌ست، تكلم مي‌كنند. از قرن دهم كه در ايران حكومت شيعي صفويه و در ماوراءالنهر حكومت سنّي شيباني تشكيل شد و به دلايل مذهبي و ملي رابطة سياسي ايران با جهان خارج محدود شد رابطة ايران و تاجيك‌ها نيز كمتر شد.  
پشتیبانی سامانیان از زبان و ادب فارسی دری موجب استقلال فرهنگی و سیاسی قوم تاجیك شد به طوری كه تا هزار سال بعد فارسی زبانِ رسمیِ دولتی قوم تاجیك شد.<sup>13</sup> امروزه تاجیك‌ها به زبان تاجیكی یا فارسی تاجیكی كه از زبان‌های ایرانی نو است و از اعضای خانواده هند و اروپایی‌ست، تكلم می‌كنند. از قرن دهم كه در ایران حكومت شیعی صفویه و در ماوراءالنهر حكومت سنّی شیبانی تشكیل شد و به دلایل مذهبی و ملی رابطه سیاسی ایران با جهان خارج محدود شد رابطه ایران و تاجیك‌ها نیز كمتر شد.  


از اين زمان، زبان و ادب فارسي در ايران و ماوراءالنهر به دو مسير جداگانه افتاد و با انقلاب اكتبر 1917م / 1336ش در روسيه ايرانيان و تاجيكان به كلي از يكديگر بي‌اطلاع ماندند. زبان فارسي در ايران در طول اين دوران مفارقت شكوفاتر شد و آثار منظوم و منثور ارزشمندي پديد آمد، واژه‌هاي جديد ساخته شد و به صورت علمي تا حدودي روزآمد شد. اما در تاجيكستان به ويژه در قرن اخير به زبان تاجيكي توجه چنداني نشد. برخي آداب تاجيك‌ها مانند: نوروز، «خانه بُراري» (خانه تكاني)، «چارشنبه آخران» (چهارشنبه سوري) و «سُمَنك» (سمنوپزان) شهرت فراوان دارد.<sup>14</sup>
از این زمان، زبان و ادب فارسی در ایران و ماوراءالنهر به دو مسیر جداگانه افتاد و با انقلاب اكتبر 1917م / 1336ش در روسیه ایرانیان و تاجیكان به كلی از یكدیگر بی‌اطلاع ماندند. زبان فارسی در ایران در طول این دوران مفارقت شكوفاتر شد و آثار منظوم و منثور ارزشمندی پدید آمد، واژه‌های جدید ساخته شد و به صورت علمی تا حدودی روزآمد شد. اما در تاجیكستان به ویژه در قرن اخیر به زبان تاجیكی توجه چندانی نشد. برخی آداب تاجیك‌ها مانند: نوروز، «خانه بُراری» (خانه تكانی)، «چارشنبه آخران» (چهارشنبه سوری) و «سُمَنك» (سمنوپزان) شهرت فراوان دارد.<sup>14</sup>


تلخيص از مقالة تاجيك دانشنامة جهان اسلام، ج6، ص70- 75
تلخیص از مقاله تاجیك دانشنامه جهان اسلام، ج6، ص70- 75


               نوشتة رحيم مسلمانيان قبادياني
               نوشته رحیم مسلمانیان قبادیانی




'''مآخذ:'''  
'''مآخذ:'''  


1-    كيهان، مسعود. '''''جغرافي مفصل ايران'''''. تهران: 1310-1311، ج 2، ص 46، 211، همام، «تاجيك‌ها»، '''''تاجيكان در مسير تاريخ'''''. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 94.  
1-    كیهان، مسعود. '''''جغرافی مفصل ایران'''''. تهران: 1310-1311، ج 2، ص 46، 211، همام، «تاجیك‌ها»، '''''تاجیكان در مسیر تاریخ'''''. به كوشش میرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 94.  


2-    برهان، محمدحسين بن خلف. '''''برهان قاطع'''''. به كوشش محمد معين، تهران: 1342، ذيل «تاجيك»؛ سامي، شمس‌الدين بن خالد. '''''قاموس الاعلام'''''. چاپ مهران، استانبول: 1360-1316/1889-1898، ذيل ماده؛ داعي الاسلام، محمدعلي'''. فرهنگ''' '''نظام'''. حيدرآباد دكن: 1305-1318، ذيل ماده؛ آقه‌باش قاجار، عبدالقادرخان. «در تحقيق لفظ تاجيك»، '''''تاجيكان در مسير''''' '''''تاريخ'''''. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 271.  
2-    برهان، محمدحسین بن خلف. '''''برهان قاطع'''''. به كوشش محمد معین، تهران: 1342، ذیل «تاجیك»؛ سامی، شمس‌الدین بن خالد. '''''قاموس الاعلام'''''. چاپ مهران، استانبول: 1360-1316/1889-1898، ذیل ماده؛ داعی الاسلام، محمدعلی'''. فرهنگ''' '''نظام'''. حیدرآباد دكن: 1305-1318، ذیل ماده؛ آقه‌باش قاجار، عبدالقادرخان. «در تحقیق لفظ تاجیك»، '''''تاجیكان در مسیر''''' '''''تاریخ'''''. به كوشش میرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 271.  


3-    '''''بندهش'''''، [گردآوري] فرنبغ دادگي، ترجمة مهرداد بهار، تهران: 1369، ص 31؛ داعي‌الاسلام، محمدعلي. '''''همان'''''. ذيل تازيك؛ بيهقي، محمد بن حسين. '''''تاريخ بيهقي'''''. به كوشش خليل خطيب رهبر، تهران: 1368، ج 2، ص 520؛ كاشغري، محمود بن حسين. '''''ديوان لغات الترك'''''. به كوشش محمد دبير سياقي، تهران: 1375، ذيل «تژك».  
3-    '''''بندهش'''''، [گردآوری] فرنبغ دادگی، ترجمه مهرداد بهار، تهران: 1369، ص 31؛ داعی‌الاسلام، محمدعلی. '''''همان'''''. ذیل تازیك؛ بیهقی، محمد بن حسین. '''''تاریخ بیهقی'''''. به كوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: 1368، ج 2، ص 520؛ كاشغری، محمود بن حسین. '''''دیوان لغات الترك'''''. به كوشش محمد دبیر سیاقی، تهران: 1375، ذیل «تژك».  


4-    بارتولد، واسيلي، ولاديميروويچ. «تاجيكان»، '''''تاجيكان در مسير تاريخ'''''. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 64؛ ميراحمدي، مريم. «قوم تاجيك و فرهنگ تاجيكي در آسياي مركزي»، '''''تاجيكان در مسير تاريخ'''''. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 244؛  
4-    بارتولد، واسیلی، ولادیمیروویچ. «تاجیكان»، '''''تاجیكان در مسیر تاریخ'''''. به كوشش میرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 64؛ میراحمدی، مریم. «قوم تاجیك و فرهنگ تاجیكی در آسیای مركزی»، '''''تاجیكان در مسیر تاریخ'''''. به كوشش میرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 244؛  


Masov, R., '''''Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī''''', Dushanbe, 1996, p. 126.
Masov, R., '''''Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī''''', Dushanbe, 1996, p. 126.


5-    داعي‌الاسلام، محمدعلي. همانجا؛ سوندرمان، ورنر. «يك گواهي كهن دربارة نام تاجيكان» ترجمة فريدون مجلسي، '''''هستي'''''. دورة دوم، ش 4 (زمستان 1379)، ص 51؛ سجاديه، محمدعلي. «باز هم تات و تاجيك»، '''''تاجيكان در مسير تاريخ'''''. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1377، ص 177.  
5-    داعی‌الاسلام، محمدعلی. همانجا؛ سوندرمان، ورنر. «یك گواهی كهن درباره نام تاجیكان» ترجمه فریدون مجلسی، '''''هستی'''''. دوره دوم، ش 4 (زمستان 1379)، ص 51؛ سجادیه، محمدعلی. «باز هم تات و تاجیك»، '''''تاجیكان در مسیر تاریخ'''''. به كوشش میرزا شكورزاده، تهران: 1377، ص 177.  


6-    غفوروف، باباجان. '''''تاجيكان'''''. دوشنبه: 1377، ج1، ص 571-572؛  
6-    غفوروف، باباجان. '''''تاجیكان'''''. دوشنبه: 1377، ج1، ص 571-572؛  


Nimatov, N., '''''Tadžikskiy fenomen, Istoriyai Teoriya,''''' Dushanbe, 1997, p. 84.
Nimatov, N., '''''Tadžikskiy fenomen, Istoriyai Teoriya,''''' Dushanbe, 1997, p. 84.


7-    يعقوب‌شاه، يوسف‌شاه. «تاريخ شكل‌گيري تمدن تاجيكان»، به كوشش اردمهر و ميرزا شكورزاده، '''''ايران شناخت'''''. ش 6 (پاييز 1376)، ص 217.
7-    یعقوب‌شاه، یوسف‌شاه. «تاریخ شكل‌گیری تمدن تاجیكان»، به كوشش اردمهر و میرزا شكورزاده، '''''ایران شناخت'''''. ش 6 (پاییز 1376)، ص 217.


8-    غفوروف. '''''همان'''''. ج 1، ص 30، 31، 572؛  
8-    غفوروف. '''''همان'''''. ج 1، ص 30، 31، 572؛  
خط ۶۴: خط ۶۴:
13-  غفوروف. '''''همان'''''. ج 1، ص 572.
13-  غفوروف. '''''همان'''''. ج 1، ص 572.


14-  كاتسنر، كنت. '''''زبان‌هاي جهان'''''. ترجمة رضي هيرمند، تهران: 1376، ص 157.
14-  كاتسنر، كنت. '''''زبان‌های جهان'''''. ترجمه رضی هیرمند، تهران: 1376، ص 157.





نسخهٔ ‏۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۳۹

تاجیك، قومی مسلمان و فارسی زبان از نژاد آریایی و از قدیم‌ترین ساكنان آسیای مركزی و افغانستان و ناحیه سین كیانگ چین، و عمده‌ترین جمعیت جمهوری تاجیكستان در سده چهاردهم.

این قوم در شمال هندوستان، ازبكستان، قرقیزستان، قزاقستان و ایران نیز پراكنده‌اند. تاجیك‌ها در شرقی‌ترین منطقه ایران و عمدتاً در استان‌های خراسان و سیستان و بلوچستان به سر می‌برند.1

درباره اصل و نسب تاجیك‌ها نظرها و آراء مختلفی وجود دارد. آنها را فرزند عرب زاده و بزرگ شده در عجم؛ مغول، طایفه غیر عرب، طایفه غیر ترك، قومی از ترك، غلام آزاد كشاورز و مردمی ایرانی فارسی زبان دانسته‌اند.2

لفظ تاجیك به صورت‌های تازیك، تاژیك، تژِك و تازك نیز آمده است.3 برخی اصطلاح «سارت» (از ریشه سَرْتْ هَوَهَه سانسكریت به معنای بازرگان) به معناهای فارسی زبانانِ شهرنشین و روستانشین (= تاجیك)، تاجیك‌های خوارزم، فارسی زبانان، اهالی فرغانه و خوارزم و... را مترادف تاجیك می‌دانند.4

برخی، كلمه تاجیك را مأخوذ از قبیله «تاج» و «طی» می‌دانند. برخی نیز قوم «جاط» (جَت / جط) را منشأ نام تاجیك دانسته‌اند.5

قوم تاجیك در سه مرحله و در سه منطقه تشكیل شده است: در دوره ساسانیان (حـ 226 ـ حـ 652 میلادی) در شمال شرقی خراسان؛ در سده اول و دوم هجری در ماوراءالنهر؛ در دوره سامانیان (حـ 261-389 / ؟ م) در قلمرو دولت بخارا.

قوم تاجیك شامل گروه‌هایی از سُغدی‌ها، باختری‌ها، مَرغیانی‌ها و پارت‌ها، خوارزمی‌ها، فَرغانی‌ها، سكاها و تورهاست.6 برخی منابع قبیله مشهور «تور» را كه در آسیای مركزی به سر می‌برند ـ به عنوان نیاكان اصلی تاجیك‌ها دانسته‌اند.7

اقوام تشكیل‌دهنده تاجیك‌ها مانند سغدی‌ها، باختری‌ها و... همگی آریایی بودند و به زبان‌های باستانی ایرانی گفتگو می‌كردند و مناسبات بازرگانی و اقتصادی و سیاسی و دیگر مشتركات فرهنگی‌شان در تشكیل اقوام تاجیكی نقش به سزایی داشت.8 قوم تاجیك در سده چهارم و پنجم میلادی شكل گرفت. از مراكز فرهنگی تاجیك‌نشین كه در تشكلشان نقش مهمی داشتند می‌توان به بخارا، سمرقند، بلخ، مرو، نیشابور، خجند و... اشاره كرد.9

تاجیك‌ها در قسمت‌هایی از آسیای مركزی دولت‌هایی را تشكیل دادند كه می‌توان به دولت غوریان از 543 تا 612ق / ؟ م در ولایت غور افغانستان، گرْتْ‌ها از قرن 7 تا 8 / ؟ م در هرات، سربداران در قرن 8 / ؟ م  در سمرقند و حكومت‌های بخش‌های شرقیِ بخارا اشاره كرد.10

تاجیك‌ها اكثراً سنی حنفی هستند. عده‌ای از آن‌ها در پامیر شیعه اسماعیلی‌اند.11

تاجیك‌ها در كشاورزی و احیای زمین‌های مرده به اراضی كشاورزی و پرورش گیاهان و محصولات زراعی بسیار توانمند هستند.12

پشتیبانی سامانیان از زبان و ادب فارسی دری موجب استقلال فرهنگی و سیاسی قوم تاجیك شد به طوری كه تا هزار سال بعد فارسی زبانِ رسمیِ دولتی قوم تاجیك شد.13 امروزه تاجیك‌ها به زبان تاجیكی یا فارسی تاجیكی كه از زبان‌های ایرانی نو است و از اعضای خانواده هند و اروپایی‌ست، تكلم می‌كنند. از قرن دهم كه در ایران حكومت شیعی صفویه و در ماوراءالنهر حكومت سنّی شیبانی تشكیل شد و به دلایل مذهبی و ملی رابطه سیاسی ایران با جهان خارج محدود شد رابطه ایران و تاجیك‌ها نیز كمتر شد.

از این زمان، زبان و ادب فارسی در ایران و ماوراءالنهر به دو مسیر جداگانه افتاد و با انقلاب اكتبر 1917م / 1336ش در روسیه ایرانیان و تاجیكان به كلی از یكدیگر بی‌اطلاع ماندند. زبان فارسی در ایران در طول این دوران مفارقت شكوفاتر شد و آثار منظوم و منثور ارزشمندی پدید آمد، واژه‌های جدید ساخته شد و به صورت علمی تا حدودی روزآمد شد. اما در تاجیكستان به ویژه در قرن اخیر به زبان تاجیكی توجه چندانی نشد. برخی آداب تاجیك‌ها مانند: نوروز، «خانه بُراری» (خانه تكانی)، «چارشنبه آخران» (چهارشنبه سوری) و «سُمَنك» (سمنوپزان) شهرت فراوان دارد.14

تلخیص از مقاله تاجیك دانشنامه جهان اسلام، ج6، ص70- 75

               نوشته رحیم مسلمانیان قبادیانی


مآخذ:

1-    كیهان، مسعود. جغرافی مفصل ایران. تهران: 1310-1311، ج 2، ص 46، 211، همام، «تاجیك‌ها»، تاجیكان در مسیر تاریخ. به كوشش میرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 94.

2-    برهان، محمدحسین بن خلف. برهان قاطع. به كوشش محمد معین، تهران: 1342، ذیل «تاجیك»؛ سامی، شمس‌الدین بن خالد. قاموس الاعلام. چاپ مهران، استانبول: 1360-1316/1889-1898، ذیل ماده؛ داعی الاسلام، محمدعلی. فرهنگ نظام. حیدرآباد دكن: 1305-1318، ذیل ماده؛ آقه‌باش قاجار، عبدالقادرخان. «در تحقیق لفظ تاجیك»، تاجیكان در مسیر تاریخ. به كوشش میرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 271.

3-    بندهش، [گردآوری] فرنبغ دادگی، ترجمه مهرداد بهار، تهران: 1369، ص 31؛ داعی‌الاسلام، محمدعلی. همان. ذیل تازیك؛ بیهقی، محمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به كوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: 1368، ج 2، ص 520؛ كاشغری، محمود بن حسین. دیوان لغات الترك. به كوشش محمد دبیر سیاقی، تهران: 1375، ذیل «تژك».

4-    بارتولد، واسیلی، ولادیمیروویچ. «تاجیكان»، تاجیكان در مسیر تاریخ. به كوشش میرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 64؛ میراحمدی، مریم. «قوم تاجیك و فرهنگ تاجیكی در آسیای مركزی»، تاجیكان در مسیر تاریخ. به كوشش میرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 244؛

Masov, R., Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī, Dushanbe, 1996, p. 126.

5-    داعی‌الاسلام، محمدعلی. همانجا؛ سوندرمان، ورنر. «یك گواهی كهن درباره نام تاجیكان» ترجمه فریدون مجلسی، هستی. دوره دوم، ش 4 (زمستان 1379)، ص 51؛ سجادیه، محمدعلی. «باز هم تات و تاجیك»، تاجیكان در مسیر تاریخ. به كوشش میرزا شكورزاده، تهران: 1377، ص 177.

6-    غفوروف، باباجان. تاجیكان. دوشنبه: 1377، ج1، ص 571-572؛

Nimatov, N., Tadžikskiy fenomen, Istoriyai Teoriya, Dushanbe, 1997, p. 84.

7-    یعقوب‌شاه، یوسف‌شاه. «تاریخ شكل‌گیری تمدن تاجیكان»، به كوشش اردمهر و میرزا شكورزاده، ایران شناخت. ش 6 (پاییز 1376)، ص 217.

8-    غفوروف. همان. ج 1، ص 30، 31، 572؛

Bābākhānov, M., Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan, Dushanbe, 1999, p. 27-28.

9-    Barthold, V. V., Istoriya Kulturnoy Žizni, Turkestan, 1927, p. 17-21.

10-  Baba Khanov, M, ibid, P. 71, 83-92.

11-  همام. همان. ص 94-95.

12-  Masov, R., ibid, P. 130-131, 145-146.

13-  غفوروف. همان. ج 1، ص 572.

14-  كاتسنر، كنت. زبان‌های جهان. ترجمه رضی هیرمند، تهران: 1376، ص 157.


رحیم مسلمانیان قبادیانی

تلخیص معصومه ابراهیمی