پرش به محتوا

حد: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
# محاربه<ref>فیض، علی‌رضا'''''. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام'''''. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.395.</ref>.
# محاربه<ref>فیض، علی‌رضا'''''. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام'''''. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.395.</ref>.


کیفرهای جرم‌های مستوجب حد چنین‌‌اند: - کیفرهای مربوط به جرم زنا: 1- قتل، کیفری است برای آنکه با محارم خود زنا کند؛<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 313.  </ref> کافر ذمّی که با زن مسلمان زنا کند، خواه زن رضایت داشته باشد یا نداشته باشد و کافر بر شرایط ذمه باشد یا نباشد؛<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 311-313.</ref> کسی که با عنف بازنی زنا کند،<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 315.  </ref><ref>'''''علم''''' '''''الهدی''''' (سیدمرتضی). الانتصار. نجف: حیدریه، 1391، ص.261.</ref> 2- رجم، کیفری است برای مرد زناکار محصنی که بازن بالغ عاقل زنا کند، خواه زن کنیز یا آزاد باشد؛ نیز زن محصنه‌ای که با مرد بالغ عاقل زنا کند<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 319.</ref>. شروطی برای تحقق احصان لازمند: شخص، دخولِ موجبِ غسل کرده باشد؛ بالغ باشد؛ عاقل باشد؛ آزاد باشد؛ از جلو نزدیکی انجام داده باشد؛ به عقد دائم ازدواج کرده باشد. نه به متعه و ...؛ رسیدن به زن خود و تمتع از او در آغاز و پایان روز برایش ممکن باشد؛ علم به نزدیکی کردن با زن خود توسط اقرار کردن مرد و اقامه بیّنه بر‌آن حاصل شود.<ref>شهید ثانی. '''''کتاب''''' '''''حدود'''''. فصل 1، احکام زنا.</ref> 3- صد تازیانه، کیفری است برای مرد زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن بالغ و عاقلی که کودکی با او زنا کند.<sup>9</sup> 4- جمع بین صد تازیانه و رجم: کیفر مرد پیری است که زنای محصنه کند و نیز زن پیری که زنای محصنه کند؛ که نخست صد تازیانه به هر یک زده شده و سپس سنگسار می‌شوند.<sup>10</sup> 5- تازیانه، تبعید و سرتراشیدن، کیفر پسر بالغ آزادی است که زنا کند، نیز پسر بالغی که زن گرفته ولی با او نزدیکی نکرده است.<sup>11</sup> 6- کیفر ضِغْثْ، زدن با چوب‌های نازک به هم پیوسته است و کیفر بیماری است که زنا کرده و طاقت صد تازیانه را ندارد.<sup>12</sup> 7- جمع میان حد و تعزیر، کیفر کسانی است که در ماه رمضان، یا در کعبه، یا در هر مکان و زمان مقدس، زنا کنند که تعزیر آنان با نظر و صلاحدید حاکم، معیّن می‌شود.<sup>13</sup> ـ کیفرهای مربوط به جرایم تابع زنا: 1- لواط: کیفر لواط. اعدام است و شیوه‌های آن چنین‌اند: کشتن فاعل و مفعول با شمشیر؛ سوزاندن فاعل و مفعول در آتش؛ سنگسار کردن هر دو؛ پرت کردن هر دوی آن‌ها از ارتفاع بلندی چون کوه؛ افکندن دیواری بر روی آن‌ها.<sup>14</sup> 2- مساحقه: کیفر مساحقه و سحق در زنان، صد تازیانه است و فرق نمی‌کند، آزاده باشند یا کنیر؛ مسلمان یا غیرمسلمان، محصن یا غیرمحصن.<sup>15</sup> 3- قیادت: قوادی آن است که مرد یا زنی، زن یا مردی را برای ارتکاب زنا یا دو مرد را برای ارتکاب عمل شنیع به هم برساند و کیفر آن هفتاد و پنج تازیانه است.<sup>16</sup> – کیفرهای مربوط به قذف و لعان: 1- قذف، نسبت دادن زنا یا لواط به مسلمان عفیف است و مستوجب حد هشتاد تازیانه.<sup>17</sup> 2- لعان، لعنت کردن شوهر و زن است نسبت به یکدیگر که شرایطی بر آن حاکم است و مترتب چهار حکم: ساقط شدن حد از آن دو؛ از میان رفتن فراش؛ منتقی شدن فرزند از مرد؛ نه از زن؛ حرام شدن ابدی زن و شوهر نسبت به یکدیگر.<sup>18</sup> سب پیغمبر نیز از توابع لعان محسوب است که کیفر آن کشتن دشنام دهنده است.<sup>19</sup> ـ کیفر شرب مُسکِر: مُسکِر آن‌چه را گویند که مستی آورد که نوشیدن یک قطره و بیشتر از آن، حرام است و مستوجب هشتاد ضربه تازیانه.<sup>20</sup> – کیفر سرقت: سرقت از معاصی کبیره است و آیات 38، 39، 42 و 43 سوره مائده، جرم سرقت و کیفر آن را مقرر کرده است. در حقوق جزای اسلام، برای جرم سرقت در صورت تحقق شرایط آن، چهارگونه کیفر قانونگذاری شده است؛ حد سارق در مرتبه نخست، قطع چهار انگشت دست راست؛ در صورت که حد درباره او اجرا شده و بار دیگر مرتکب جرم سرقت شود، قطع پای چپ، از پایین برجستگی پشت به گونه‌ای که پاشنه و قسمتی از کف پا باقی‌بماند؛ در صورتیکه کیفر دوم درباره او اجرا شده باشد و برای سومین بار دست به سرقت بزند، کیفر او زندان است؛ هرگاه در زندان از خود، که جای دربسته و قفل شده، محفظه و صندوق است؛ سرقت کند، در این چهارمین بار، کشته می‌شود.<sup>21</sup> – کیفر محاربه: محارب، کسی است که سلاح خود را برهنه یا حمل کند که مردم را بترساند و در زمین، تبهکاری اراده کند، اگر چه یک نفر باشد، برای ترسانیدن یک نفر، در خشکی یا دریا، در شهر یا غیر شهر، شب یا روز.<sup>22</sup> کیفر محارب، اعدام، یا به دار آویختن، یا دست و پا از راست و چپ بریدن، یا تبعید کردن است.<sup>23</sup>
کیفرهای جرم‌های مستوجب حد چنین‌‌اند:  


=== کیفرهای مربوط به جرم زنا ===
کیفرهای مربوط به جرم زنا: 1- قتل، کیفری است برای آنکه با محارم خود زنا کند؛<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 313.  </ref> کافر ذمّی که با زن مسلمان زنا کند، خواه زن رضایت داشته باشد یا نداشته باشد و کافر بر شرایط ذمه باشد یا نباشد؛<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 311-313.</ref> کسی که با عنف بازنی زنا کند،<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 315.  </ref><ref>'''''علم''''' '''''الهدی''''' (سیدمرتضی). الانتصار. نجف: حیدریه، 1391، ص.261.</ref> 2- رجم، کیفری است برای مرد زناکار محصنی که بازن بالغ عاقل زنا کند، خواه زن کنیز یا آزاد باشد؛ نیز زن محصنه‌ای که با مرد بالغ عاقل زنا کند<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 319.</ref>. شروطی برای تحقق احصان لازمند: شخص، دخولِ موجبِ غسل کرده باشد؛ بالغ باشد؛ عاقل باشد؛ آزاد باشد؛ از جلو نزدیکی انجام داده باشد؛ به عقد دائم ازدواج کرده باشد. نه به متعه و ...؛ رسیدن به زن خود و تمتع از او در آغاز و پایان روز برایش ممکن باشد؛ علم به نزدیکی کردن با زن خود توسط اقرار کردن مرد و اقامه بیّنه بر‌آن حاصل شود.<ref>شهید ثانی. '''''کتاب''''' '''''حدود'''''. فصل 1، احکام زنا.</ref> 3- صد تازیانه، کیفری است برای مرد زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن بالغ و عاقلی که کودکی با او زنا کند<ref>فیض، علی‌رضا'''''. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام'''''. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.409.</ref> 4- جمع بین صد تازیانه و رجم: کیفر مرد پیری است که زنای محصنه کند و نیز زن پیری که زنای محصنه کند؛ که نخست صد تازیانه به هر یک زده شده و سپس سنگسار می‌شوند<ref>خمینی، روح‌الله الموسوی. تحریر الوسیله. نجف: مطبعه‌الآداب، 1390ق، ص.2، ص.463. </ref> 5- تازیانه، تبعید و سرتراشیدن، کیفر پسر بالغ آزادی است که زنا کند، نیز پسر بالغی که زن گرفته ولی با او نزدیکی نکرده است.<ref>شهید ثانی. ج2، باب حدود.</ref> 6- کیفر ضِغْثْ، زدن با چوب‌های نازک به هم پیوسته است و کیفر بیماری است که زنا کرده و طاقت صد تازیانه را ندارد<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 329.  </ref>. 7- جمع میان حد و تعزیر، کیفر کسانی است که در ماه رمضان، یا در کعبه، یا در هر مکان و زمان مقدس، زنا کنند که تعزیر آنان با نظر و صلاحدید حاکم، معیّن می‌شود<ref>شهید اول، کتاب حدود، فصل زنا.</ref>.


'''مآخذ:'''
=== کیفرهای مربوط به جرایم تابع زنا ===
کیفرهای مربوط به جرایم تابع زنا: 1- لواط: کیفر لواط. اعدام است و شیوه‌های آن چنین‌اند: کشتن فاعل و مفعول با شمشیر؛ سوزاندن فاعل و مفعول در آتش؛ سنگسار کردن هر دو؛ پرت کردن هر دوی آن‌ها از ارتفاع بلندی چون کوه؛ افکندن دیواری بر روی آن‌ها<ref>یض، علی‌رضا'''''. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام'''''. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.429.</ref>. 2- مساحقه: کیفر مساحقه و سحق در زنان، صد تازیانه است و فرق نمی‌کند، آزاده باشند یا کنیر؛ مسلمان یا غیرمسلمان، محصن یا غیرمحصن<ref>شهید ثانی. '''''شرح اللمعه الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه'''''. چاپ سنگی دارالطباعه دارالخلافه، 1286ق، باب حدود.</ref>. 3- قیادت: قوادی آن است که مرد یا زنی، زن یا مردی را برای ارتکاب زنا یا دو مرد را برای ارتکاب عمل شنیع به هم برساند و کیفر آن هفتاد و پنج تازیانه است.


1.    
=== کیفرهای مربوط به قذف و لعان ===
کیفرهای مربوط به قذف و لعان: 1- قذف، نسبت دادن زنا یا لواط به مسلمان عفیف است و مستوجب حد هشتاد تازیانه<ref>فیض، علی‌رضا'''''. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام'''''. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.429.</ref><ref>سوره 24/ 5 و 6.</ref>. 2- لعان، لعنت کردن شوهر و زن است نسبت به یکدیگر که شرایطی بر آن حاکم است و مترتب چهار حکم: ساقط شدن حد از آن دو؛ از میان رفتن فراش؛ منتقی شدن فرزند از مرد؛ نه از زن؛ حرام شدن ابدی زن و شوهر نسبت به یکدیگر<ref>فیض، علی‌رضا'''''. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام'''''. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.443.</ref> سب پیغمبر نیز از توابع لعان محسوب است که کیفر آن کشتن دشنام دهنده است<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 432.</ref>.  


2.    
=== کیفر شرب مُسکِر ===
کیفر شرب مُسکِر: مُسکِر آن‌چه را گویند که مستی آورد که نوشیدن یک قطره و بیشتر از آن، حرام است و مستوجب هشتاد ضربه تازیانه<ref>فیض، علی‌رضا'''''. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام'''''. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.448.</ref> <ref>شیخ طوسی. '''''کتاب الخلاف'''''. ج3، کتاب اشربه، 221.</ref>.


3.    
=== کیفر سرقت ===
کیفر سرقت: سرقت از معاصی کبیره است و آیات 38، 39، 42 و 43 سوره مائده، جرم سرقت و کیفر آن را مقرر کرده است. در حقوق جزای اسلام، برای جرم سرقت در صورت تحقق شرایط آن، چهارگونه کیفر قانونگذاری شده است؛ حد سارق در مرتبه نخست، قطع چهار انگشت دست راست؛ در صورت که حد درباره او اجرا شده و بار دیگر مرتکب جرم سرقت شود، قطع پای چپ، از پایین برجستگی پشت به گونه‌ای که پاشنه و قسمتی از کف پا باقی‌بماند؛ در صورتیکه کیفر دوم درباره او اجرا شده باشد و برای سومین بار دست به سرقت بزند، کیفر او زندان است؛ هرگاه در زندان از خود، که جای دربسته و قفل شده، محفظه و صندوق است؛ سرقت کند، در این چهارمین بار، کشته می‌شود<ref>فیض، علی‌رضا'''''. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام'''''. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.455.</ref>.


4.    5.    
=== کیفر محاربه ===
کیفر محاربه: محارب، کسی است که سلاح خود را برهنه یا حمل کند که مردم را بترساند و در زمین، تبهکاری اراده کند، اگر چه یک نفر باشد، برای ترسانیدن یک نفر، در خشکی یا دریا، در شهر یا غیر شهر، شب یا روز <ref>آیت‌الله العظمی خمینی، به نقل از فیض، علی‌رضا'''''. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام'''''. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.467.</ref><ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهرالکلام'''''. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 41، ص. 564.</ref><ref>سوره 5/ 38 و 39.</ref>. کیفر محارب، اعدام، یا به دار آویختن، یا دست و پا از راست و چپ بریدن، یا تبعید کردن است<ref>فیض، علی‌رضا'''''. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام'''''. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.467.</ref>.


6.    
== نیز نگاه کنید به ==


7.    
== مآخذ ==
<references />


8.    
== منبع اصلی ==
 
دانشنامه ایران
9.    '''''مقارنه''''' '''''و''''' '''''تطبیق'''''... . 409.
 
10.  خمینی، روح‌الله الموسوی. تحریر الوسیله. نجف: مطبعه‌الآداب، 1390ق، 2/463.
 
11.  شهید ثانی. ج2، باب حدود.
 
12.  '''''جواهرالکلام'''''. 41/329.
 
13.  شهید اول، کتاب حدود، فصل زنا.
 
14.  '''''مقارنه''''' '''''و''''' '''''تطبیق'''''. 426.
 
15.  شهید ثانی. '''''شرح اللمعه الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه'''''. چاپ سنگی دارالطباعه دارالخلافه، 1286ق، باب حدود.
 
16.  همان؛ '''''جواهرالکلام'''''. 41/399؛ '''''تحریرالوسیله'''''. 2/471.
 
17.  '''''مقارنه و تطبیق'''''. 429. سوره 24/ 5 و 6.
 
18.  '''''مقارنه و تطبیق'''''. 443.
 
19.  '''''جواهرالکلام'''''. 41/432.
 
20.  '''''مقارنه و تطبیق'''''. 448؛ شیخ طوسی. '''''کتاب الخلاف'''''. ج3، کتاب اشربه، 221.
 
21.  '''''مقارنه و تطبیق'''''. 455.
 
22.  آیت‌الله العظمی خمینی، به نقل از علی‌رضا فیض'''''. مقارنه و تطبیق'''''. 467؛ '''''جواهرالکلام'''''. 41/564؛ سوره 5/ 38 و 39.
 
23.  مقارنه و تطبیق. ص 467.


== نویسنده مقاله ==
اسدالله معظمی گودرزی
اسدالله معظمی گودرزی

نسخهٔ ‏۳۱ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۲۲:۰۵

حد، مجازات‌هایی که در شرع برای برخی گناهان تعیین و در قانون جزا تصریح شده است.

حد، در لغت، به معنی منع و بند است[۱] و در حقوق جزا، کیفرهایی را گویند که کم و کیف آن‌ها کاملاً معین شده و کسی نمی‌تواند آن را بیش و کم کند[۲]. جرایم مستوجب حد، چهار گونه‌‌اند:

  1. زنا و توابع آن، مانند لواط، سحقّ و قیادت؛
  2. قذف؛
  3. شرب مسکر؛
  4. سرقت؛
  5. محاربه[۳].

کیفرهای جرم‌های مستوجب حد چنین‌‌اند:

کیفرهای مربوط به جرم زنا

کیفرهای مربوط به جرم زنا: 1- قتل، کیفری است برای آنکه با محارم خود زنا کند؛[۴] کافر ذمّی که با زن مسلمان زنا کند، خواه زن رضایت داشته باشد یا نداشته باشد و کافر بر شرایط ذمه باشد یا نباشد؛[۵] کسی که با عنف بازنی زنا کند،[۶][۷] 2- رجم، کیفری است برای مرد زناکار محصنی که بازن بالغ عاقل زنا کند، خواه زن کنیز یا آزاد باشد؛ نیز زن محصنه‌ای که با مرد بالغ عاقل زنا کند[۸]. شروطی برای تحقق احصان لازمند: شخص، دخولِ موجبِ غسل کرده باشد؛ بالغ باشد؛ عاقل باشد؛ آزاد باشد؛ از جلو نزدیکی انجام داده باشد؛ به عقد دائم ازدواج کرده باشد. نه به متعه و ...؛ رسیدن به زن خود و تمتع از او در آغاز و پایان روز برایش ممکن باشد؛ علم به نزدیکی کردن با زن خود توسط اقرار کردن مرد و اقامه بیّنه بر‌آن حاصل شود.[۹] 3- صد تازیانه، کیفری است برای مرد زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن زناکاری که ازدواج نکرده باشد؛ زن بالغ و عاقلی که کودکی با او زنا کند[۱۰] 4- جمع بین صد تازیانه و رجم: کیفر مرد پیری است که زنای محصنه کند و نیز زن پیری که زنای محصنه کند؛ که نخست صد تازیانه به هر یک زده شده و سپس سنگسار می‌شوند[۱۱] 5- تازیانه، تبعید و سرتراشیدن، کیفر پسر بالغ آزادی است که زنا کند، نیز پسر بالغی که زن گرفته ولی با او نزدیکی نکرده است.[۱۲] 6- کیفر ضِغْثْ، زدن با چوب‌های نازک به هم پیوسته است و کیفر بیماری است که زنا کرده و طاقت صد تازیانه را ندارد[۱۳]. 7- جمع میان حد و تعزیر، کیفر کسانی است که در ماه رمضان، یا در کعبه، یا در هر مکان و زمان مقدس، زنا کنند که تعزیر آنان با نظر و صلاحدید حاکم، معیّن می‌شود[۱۴].

کیفرهای مربوط به جرایم تابع زنا

کیفرهای مربوط به جرایم تابع زنا: 1- لواط: کیفر لواط. اعدام است و شیوه‌های آن چنین‌اند: کشتن فاعل و مفعول با شمشیر؛ سوزاندن فاعل و مفعول در آتش؛ سنگسار کردن هر دو؛ پرت کردن هر دوی آن‌ها از ارتفاع بلندی چون کوه؛ افکندن دیواری بر روی آن‌ها[۱۵]. 2- مساحقه: کیفر مساحقه و سحق در زنان، صد تازیانه است و فرق نمی‌کند، آزاده باشند یا کنیر؛ مسلمان یا غیرمسلمان، محصن یا غیرمحصن[۱۶]. 3- قیادت: قوادی آن است که مرد یا زنی، زن یا مردی را برای ارتکاب زنا یا دو مرد را برای ارتکاب عمل شنیع به هم برساند و کیفر آن هفتاد و پنج تازیانه است.

کیفرهای مربوط به قذف و لعان

کیفرهای مربوط به قذف و لعان: 1- قذف، نسبت دادن زنا یا لواط به مسلمان عفیف است و مستوجب حد هشتاد تازیانه[۱۷][۱۸]. 2- لعان، لعنت کردن شوهر و زن است نسبت به یکدیگر که شرایطی بر آن حاکم است و مترتب چهار حکم: ساقط شدن حد از آن دو؛ از میان رفتن فراش؛ منتقی شدن فرزند از مرد؛ نه از زن؛ حرام شدن ابدی زن و شوهر نسبت به یکدیگر[۱۹] سب پیغمبر نیز از توابع لعان محسوب است که کیفر آن کشتن دشنام دهنده است[۲۰].

کیفر شرب مُسکِر

کیفر شرب مُسکِر: مُسکِر آن‌چه را گویند که مستی آورد که نوشیدن یک قطره و بیشتر از آن، حرام است و مستوجب هشتاد ضربه تازیانه[۲۱] [۲۲].

کیفر سرقت

کیفر سرقت: سرقت از معاصی کبیره است و آیات 38، 39، 42 و 43 سوره مائده، جرم سرقت و کیفر آن را مقرر کرده است. در حقوق جزای اسلام، برای جرم سرقت در صورت تحقق شرایط آن، چهارگونه کیفر قانونگذاری شده است؛ حد سارق در مرتبه نخست، قطع چهار انگشت دست راست؛ در صورت که حد درباره او اجرا شده و بار دیگر مرتکب جرم سرقت شود، قطع پای چپ، از پایین برجستگی پشت به گونه‌ای که پاشنه و قسمتی از کف پا باقی‌بماند؛ در صورتیکه کیفر دوم درباره او اجرا شده باشد و برای سومین بار دست به سرقت بزند، کیفر او زندان است؛ هرگاه در زندان از خود، که جای دربسته و قفل شده، محفظه و صندوق است؛ سرقت کند، در این چهارمین بار، کشته می‌شود[۲۳].

کیفر محاربه

کیفر محاربه: محارب، کسی است که سلاح خود را برهنه یا حمل کند که مردم را بترساند و در زمین، تبهکاری اراده کند، اگر چه یک نفر باشد، برای ترسانیدن یک نفر، در خشکی یا دریا، در شهر یا غیر شهر، شب یا روز [۲۴][۲۵][۲۶]. کیفر محارب، اعدام، یا به دار آویختن، یا دست و پا از راست و چپ بریدن، یا تبعید کردن است[۲۷].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا. تهران: مؤسسه لغت‌نامه دهخدا، جلد 6، ص.8785.
  2. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 254.
  3. فیض، علی‌رضا. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.395.
  4. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 313.  
  5. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 311-313.
  6. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 315.  
  7. علم الهدی (سیدمرتضی). الانتصار. نجف: حیدریه، 1391، ص.261.
  8. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 319.
  9. شهید ثانی. کتاب حدود. فصل 1، احکام زنا.
  10. فیض، علی‌رضا. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.409.
  11. خمینی، روح‌الله الموسوی. تحریر الوسیله. نجف: مطبعه‌الآداب، 1390ق، ص.2، ص.463.
  12. شهید ثانی. ج2، باب حدود.
  13. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 329.  
  14. شهید اول، کتاب حدود، فصل زنا.
  15. یض، علی‌رضا. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.429.
  16. شهید ثانی. شرح اللمعه الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه. چاپ سنگی دارالطباعه دارالخلافه، 1286ق، باب حدود.
  17. فیض، علی‌رضا. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.429.
  18. سوره 24/ 5 و 6.
  19. فیض، علی‌رضا. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.443.
  20. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 4، ص. 432.
  21. فیض، علی‌رضا. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.448.
  22. شیخ طوسی. کتاب الخلاف. ج3، کتاب اشربه، 221.
  23. فیض، علی‌رضا. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.455.
  24. آیت‌الله العظمی خمینی، به نقل از فیض، علی‌رضا. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.467.
  25. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، جلد 41، ص. 564.
  26. سوره 5/ 38 و 39.
  27. فیض، علی‌رضا. مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1379، ص.467.

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

اسدالله معظمی گودرزی