پرش به محتوا

شفاعت: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''شفاعت،''' خواهش‌گری و پایمردی. در لغت از «شفع» که به معنای ضمیمه کردن چیزی به چیز دیگر و جفت و زوج می‌باشد و در مقابل لغت «وتر» که به معنای طاق و فرداست، قرار می‌گیرد<ref>راغب، اصفهانی. '''''المفردات فی غریب القرآن'''''. تهران: المکتبة المرتضویه، تحقیق محمد سید گیلانی، ص263.</ref>؛ و در اصطلاح به این معناست که، شخصی که وسیله و سبب ناقصی برای تقرب و نزدیکی به بزرگی را دارد، بخواهد آن را به کمک امر دیگری که واسطه است تکمیل کند؛ یعنی، در حقیقت آن واسطه را به وسیله آن به منظور خود می‌رسد، به طوری که اگر آن واسطه نبود، به علت ضعف وسیله خود نمی‌توانست به خواسته‌اش برسد<ref name=":0">طباطبایی، سیدمحمد حسین. '''''المیزان فی تفسیر القرآن'''''. بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1393ق، چ3، ص1/157.</ref>. شفاعت دارای سه رکن است:  
'''شفاعت،''' خواهش‌گری و پایمردی. در لغت از «شفع» که به معنای ضمیمه کردن چیزی به چیز دیگر و جفت و زوج می‌باشد و در مقابل لغت «وتر» که به معنای طاق و فرداست، قرار می‌گیرد<ref>راغب، اصفهانی. '''''المفردات فی غریب القرآن'''''. تهران: المکتبة المرتضویه، تحقیق محمد سید گیلانی، ص263.</ref>؛ و در اصطلاح به این معناست که، شخصی که وسیله و سبب ناقصی برای تقرب و نزدیکی به بزرگی را دارد، بخواهد آن را به کمک امر دیگری که واسطه است تکمیل کند؛ یعنی، در حقیقت آن واسطه را به وسیله آن به منظور خود می‌رسد، به طوری که اگر آن واسطه نبود، به علت ضعف وسیله خود نمی‌توانست به خواسته‌اش برسد<ref name=":0">طباطبایی، سیدمحمد حسین. '''''المیزان فی تفسیر القرآن'''''. بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1393ق، چ3، ص1/157.</ref>. شفاعت دارای سه رکن است:  


* اول، مستشفع و شفاعت خواه که به آن «مشفوع‌له» (شفاعت شده به نفع او) نیز می‌گویند.
* اول، مستشفع و شفاعت خواه که به آن «مشفوع‌له» (شفاعت شده به نفع او) نیز می‌گویند؛
* دوم، شفیع یا واسطه،
* دوم، شفیع یا واسطه؛
* سوم، «المشفوع عنده» یعنی، آن که وسیله شفاعت خواه و ضمیمه شفیع به نزد او برده می‌شود و از او خواسته «شفاعت خواه» طلب می‌‌شود<ref name=":0" />.  
* سوم، «المشفوع عنده» یعنی، آن که وسیله شفاعت خواه و ضمیمه شفیع به نزد او برده می‌شود و از او خواسته «شفاعت خواه» طلب می‌‌شود<ref name=":0" />.  



نسخهٔ ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۰۵

شفاعت، خواهش‌گری و پایمردی. در لغت از «شفع» که به معنای ضمیمه کردن چیزی به چیز دیگر و جفت و زوج می‌باشد و در مقابل لغت «وتر» که به معنای طاق و فرداست، قرار می‌گیرد[۱]؛ و در اصطلاح به این معناست که، شخصی که وسیله و سبب ناقصی برای تقرب و نزدیکی به بزرگی را دارد، بخواهد آن را به کمک امر دیگری که واسطه است تکمیل کند؛ یعنی، در حقیقت آن واسطه را به وسیله آن به منظور خود می‌رسد، به طوری که اگر آن واسطه نبود، به علت ضعف وسیله خود نمی‌توانست به خواسته‌اش برسد[۲]. شفاعت دارای سه رکن است:

  • اول، مستشفع و شفاعت خواه که به آن «مشفوع‌له» (شفاعت شده به نفع او) نیز می‌گویند؛
  • دوم، شفیع یا واسطه؛
  • سوم، «المشفوع عنده» یعنی، آن که وسیله شفاعت خواه و ضمیمه شفیع به نزد او برده می‌شود و از او خواسته «شفاعت خواه» طلب می‌‌شود[۲].

شفاعت در قرآن، اصل وجود شفاعت طبق آیات چندی از قرآن اثبات می‌شود که در این جا به ذکر چند آیه می‌پردازیم: 1- بقره/255: «مَن ذَ الَّذی یشفَعُ عِندَهُ اِلا باذِنه» (کیست که نزد او (خداوند) به شفاعت برخیزد مگر به فرمان و اجازه او. این آیه شفاعت بااذن الهی را ثابت می‌کند.

در آیه 87/ مریم: «لا یملکون الشفاعَهَ اِلّا مَن اتَخَذَ عِنْدَ الرَّحمن عَهداً» (در روز قیامت هیچ کس مالک شفاعت نباشد مگر کسی که از خداوند رحمان عهدی (در این زمینه) گرفته باشد. این آیه اجمالاً وجود شفاعت برای آنان را که عهد دارند ثابت می‌داند. آیات دیگری مثل: طه/ 109 و انبیاء/28 در قرآن برای اثبات شفاعت وجود دارد. شفاعت در روایات: روایات فراوانی از اهل تسنن و تشیع درباره اثبات شفاعت وارد شده است. در معجم‌های حدیثی اهل سنت مانند «المعجم المفهرس لا لفاظ الحدیث النبوی» روایات شفاعت از پیامبر اکرم(ص) نقل شده و در کتب صحاح اهل سنت نیز آمده است. یکی از علما نویسندگان حوزه علمیه قم به عنوان نمونه تعداد چهل و پنج حدیث درباره اثبات شفاعت از صحاح اهل سنت جمع آوری و در کتاب خود ذکر کرده است. در بعضی از کتب روایی شیعه نیز احادیث فراوانی درباره شفاعت وارد شده است[۳]. به طور کلی می‌توان احادیث وارده در باب شفاعت از سوی امامان شیعه را به سه دسته تقسیم کرد:

  1. دسته اول، احادیثی هستند که اصل وجود شفاعت را اثبات می‌کنند[۴]؛
  2. دسته دوم، روایاتی هستند که شفیعان را معرفی و کیفیت شفاعت آنان را بیان می‌کنند. این شفیعان عبارتند از: وجود مبارک حضرت پیامبر اکرم(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، ائمه معصومین، قرآن، انبیاء، علما، شهدا، ملائکه، مؤمنان و شیعیان، کلمه اخلاص، ایمان اعمالی مانند، جهاد، روزه، عمل به حق، راستگویی، عمل به دستورهای انبیاء، صله رحم، رعایت امانت و توبه[۵][۶]؛
  3. دسته سوم، احادیثی هستند که شرایط و موانع شفاعت را بیان می‌کنند، مثلاً در حدیثی پیامبر اکرم(ص) شفاعت حضرت فاطمه زهرا(س) را برای زنانی ثابت می‌داند که اعمال واجب خود مانند: نماز، روزه، حج، زکات و اطاعت از شوهر را انجام داده باشند و از دوستداران حضرت علی(ع) به حساب آیند[۷].

امام صادق(ع) در آخرین لحظات عمر خود، مهم‌ترین سفارشی که به اطرافیان خود کرد، این بود:

«کسی که نماز را سبک شمارد، به شفاعت ما نایل نخواهد شد»[۸].

از اشکالاتی که بر مسأله شفاعت وارد شده است این است که شفیع با شفاعت خود از اجرای قانون کلی خداوند جلوگیری می‌کند و بدین ترتیب، تبعیض در قانون خداوند راه می‌یابد، علامه طباطبائی در مقام رفع این اشکال می‌فرماید: «باید دانست که شفیع از خداوند در مقام شفاعت، سه چیز را نمی‌خواهد:

  1. از او نمی‌خواهد که مولویت خود و عبودیت عبد را نادیده بگیرد و باطل کند؛
  2. از او نمی‌خواهد که از حکم خود صرف نظر کند؛
  3. از او نمی‌خواهد که قانون کلی مجازات را باطل کند[۹].

استاد شهید مطهری نیز در توجیه شفاعت، بیان دیگری دارد و می‌گوید: شفاعت بر دو قسم است:

  1. شفاعت رهبری یا عمل؛
  2. شفاعت مغفرت یا از بین بردن عذاب.

شفاعت رهبری یا عمل، آن است که شخص به واسطه پیروی از دستورهای یک پیشوا و عمل به فرموده‌های او، همراه با او به بهشت وارد می‌شود. بسیاری از روایاتی که شفاعت پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم و علما و مؤمنان را مطرح می‌کند، ناظر به همین شفاعت است؛ یعنی، در حقیقت اطاعت از راهنمایی‌های یک فرد در قیامت به صورت شفاعت راهنما از رهبر، تجسّم پیدا می‌کند. عمده بحث در شفاعت، در مغفرت است که باعث از بین بردن عذاب گناهکار می‌شود. اگر آیات و روایات دلالت بر شفاعت نمی‌کرد از راه عقل می‌توانستیم برای نفوس کلیّه، اثبات شفاعت کنیم[۱۰]. به هر حال شفاعت نه تنها باعث تشویق به گناه نمی‌شود بلکه دارای آثار تربیتی مهمی است که از گناه جلوگیری می‌کند. این آثار تربیتی مهم است که از گناه جلوگیری می‌کند. این آثار عبارتند از:

  1. ایجاد امید و مبارزه با روح یأس؛
  2. ایجاد رابطه‌ای معنوی با اولیاء الله؛
  3. تحصیل شرایط شفاعت؛
  4. توجه به سلسله شفیعان[۱۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. راغب، اصفهانی. المفردات فی غریب القرآن. تهران: المکتبة المرتضویه، تحقیق محمد سید گیلانی، ص263.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ طباطبایی، سیدمحمد حسین. المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1393ق، چ3، ص1/157.
  3. مجلسی، محمدباقر. بحار الانوار. بیروت: مؤسسه الوفاء، 1403ق، چ2، ص8/61- 34.
  4. مجلسی، محمدباقر. بحار الانوار. بیروت: مؤسسه الوفاء، 1403ق، چ2، ص8/37- 40.
  5. محمدی ری‌شهری، محمد. میزان الحکمه. قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1371، چ4، ص5/122.
  6. محمدی ری‌شهری، محمد. میزان الحکمه. قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1371، چ4، ص5/123.
  7. مجلسی، محمدباقر. بحار الانوار. بیروت: مؤسسه الوفاء، 1403ق، چ2، ص. 8/59.
  8. محمدی ری‌شهری، محمد. میزان الحکمه. قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1371، چ4، ص5/404.
  9. طباطبایی، سیدمحمد حسین. المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1393ق، چ3، ص1/159.
  10. مطهری، مرتضی. عدل الهی. تهران: صدرا، ص247- 265.
  11. مکارم‌شیرازی،  با همکاری جمعی نویسندگان. پیام قرآن. قم: مدرسه امام امیرالمؤمنین، 1370، چ1، ص523- 6/531.

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

خدیجه بوترابی