پرش به محتوا

ورع: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''[[ورع|ورع،]]''' در لغت به معنی پرهیزگاری و پارسایی است و در اصطلاح تصوّف، دومین مقام از مقامات هفت گانة سلوك به شمار می‌آید. طبق این مقام، چون سالك توبه كرد، باید پرهیزگاری پیشه كند و بكوشد تا:
'''[[ورع|ورع،]]''' در لغت به معنی پرهیزگاری و پارسایی است و در اصطلاح تصوّف، دومین مقام از مقامات هفت گانه سلوک به شمار می‌آید. طبق این مقام، چون سالک توبه کرد، باید پرهیزگاری پیشه کند و بکوشد تا:


الف) از شبهه‌ها، یعنی آن‌چه حرام یا حلال بودنش روشن نیست، بپرهیزد تا در حرام نیفتد و به آن‌چه نارواست گرفتار نیاید؛
الف) از شبهه‌ها، یعنیان‌چه حرام یا حلال بودنش روشن نیست، بپرهیزد تا در حرام نیفتد و بهان‌چه نارواست گرفتار نیاید؛


ب) آن‌چه را كه دل او به انجام دادنش راضی نمی‌گردد، انجام ندهد (= ورع اهل دل)؛
ب)ان‌چه را که دل او به انجام دادنش راضی نمی‌گردد، انجام ندهد (= ورع اهل دل)؛


ج) یك لحظه از یاد خدا غافل نماند و گرد آن‌چه دل را از یاد خدا باز می‌دارد، نگردد (= ورع عارف واصل).
ج) یک لحظه از یاد خدا غافل نماند و گردان‌چه دل را از یاد خدا باز می‌دارد، نگردد (= ورع عارف واصل).


نخستین ورع، به گفتة شبلی، ورع عموم است و دومین، ورع خصوص و سومین، ورع خصوص الخصوص.<sup>1</sup>
نخستین ورع، به گفته شبلی، ورع عموم است و دومین، ورع خصوص و سومین، ورع خصوص الخصوص<ref>  سراج نیشابوری. '''''اللّمع فی التّصوف'''''. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص44؛ عزالدین محمود کاشانی. '''''مصباح‌الهدایه'''''. به کوشش جلال‌الدین همایی، تهران: ؟ ، ص371.


اصغر دادبه</ref>.


'''مآخذ:'''
==  '''مآخذ:''' ==


1.    سراج نیشابوری. '''''اللّمع فی التّصوف'''''. به كوشش نیكلسن، لیدن: 1914م، ص44؛ عزالدین محمود كاشانی. '''''مصباح‌الهدایه'''''. به كوشش جلال‌الدین همایی، تهران: ؟ ، ص371.
== نیز نگاه کنید به ==
دانشنامه ایران


اصغر دادبه
== منبع اصلی ==
 
== نویسنده مقاله ==

نسخهٔ ‏۳۱ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۲۸

ورع، در لغت به معنی پرهیزگاری و پارسایی است و در اصطلاح تصوّف، دومین مقام از مقامات هفت گانه سلوک به شمار می‌آید. طبق این مقام، چون سالک توبه کرد، باید پرهیزگاری پیشه کند و بکوشد تا:

الف) از شبهه‌ها، یعنیان‌چه حرام یا حلال بودنش روشن نیست، بپرهیزد تا در حرام نیفتد و بهان‌چه نارواست گرفتار نیاید؛

ب)ان‌چه را که دل او به انجام دادنش راضی نمی‌گردد، انجام ندهد (= ورع اهل دل)؛

ج) یک لحظه از یاد خدا غافل نماند و گردان‌چه دل را از یاد خدا باز می‌دارد، نگردد (= ورع عارف واصل).

نخستین ورع، به گفته شبلی، ورع عموم است و دومین، ورع خصوص و سومین، ورع خصوص الخصوص[۱].

مآخذ:

نیز نگاه کنید به

دانشنامه ایران

منبع اصلی

نویسنده مقاله

  1.   سراج نیشابوری. اللّمع فی التّصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص44؛ عزالدین محمود کاشانی. مصباح‌الهدایه. به کوشش جلال‌الدین همایی، تهران: ؟ ، ص371. اصغر دادبه