پرش به محتوا

تجرید: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱: خط ۱:
'''[[تجرید]]،''' جدا كردن صورت اشیاء به وسیله نفس انسان و قرار دادن ان‌ها در عقل. ابن‌سینا، د. 428ق/ 1037م، افزون بر بحث‌های پراكنده  در اثار گوناگون خود، غط هفتم كتاب '''الاشارات و التبیهات''' را «درباره تجرید» نامگذاری كرده، زیرا شامل موضوعات مجرد از ماده می‌باشد<ref>ابن‌سینا. '''''الاشارات و التبیهات'''''. تهران: 1403ق، 3/263.</ref>. وی مهم‌ترین موضوعات این غط را به استقلال نفس، بقای ان پس از مرگ بدن و چگونگی قرار گرفتن معقولات در جوهر مجرد از ماده یعنی نفس ناطقه یا عقل اختصاص داده است. نفس انسان ممكن الوجود امّا بسیط است كه برخی از ادراكاتش را، یعنی احساس، تخیل و توهم، با الت و به وسیله جسم، امّا تعقل را به ذات خود و بدون الت انجام می‌دهد. بر این اساس چهار گونه مُدرک برای نفس وجود دارد: محسوس، متخیَّل، متوَّهم و معقول؛<ref>نصیرالدین طوسی. '''''شرح اشارات'''''. در: ابن‌سینا، '''''الاشارات و ااثبیهات'''''. تهران: 1403ق، 3/266- 267، 276، 285-292، 301.</ref> كه همگی از طریق جدا سازی یعنی تجرید صورت از ماده به دست می‌ایند در حالیكه درجه تجرّدشان نسبت به یكدیگر متفاوت است. این تفاوت به درجه وابستگی و تعلق صورت (ذهنی) به ماده مربوط می‌شود. صورت محسوس، پائین‌ترین درجه تجرید به شمار می‌اید، زیرا اثر محسوس كه با حاسه مناسبت نام دارد در حسّ نقش می‌بندد و این صورت با اضافات و تعلقات ماده همراه است و به همین جهت هم با غیاب محسوس از میان می‌رود. صورت متخیَّل، اندكی مجردتر از صورت محسوس است زیرا خیال نه با اثر محسوس در حاسه، بلكه با صورت محسوس سروكار دارد و به همین جهت هم می‌تواند صورت خیالی را در غیاب ماده نگهدارد. این نیز هنوز تجرید تام نیست زیرا خیال، تخیل نمی‌كند مگر پیش از ان حس صورت گرفته و صورت محسوس را به خیال داده باشد. صورت متوَّهم از این هر دو مجرّدتر است زیرا به جای صورت محسوس با معنی معقول سروكار دارد، امّا چون معنی معقول به صورت جزئی است نه به صورت كلّی، تجرید ان نیز تجرید تام نیست. تجرید تام، تنها از انِ عقل است، كه وجهی خاص از نفس موسوم به نفس ناطقه به شمار می‌اید و صور و معانی مجرد از ماده و اضافات و متعلقات ان، یعنی معقول كلّی را به كار می‌گیرد. تعقّل، تعقّلِ كلیات است و عقل برای تجرید نیازی به الت و وسیله ندارد، چون كار او اندیشه به ذات خویش است. از این رو نفس انسان بی‌نیاز از جسم است و با مرگ تن، باقی‌می‌ماند، زیرا علت موجده او عقل فعال است نه تن؛ و معقولات او نیز باقی می‌مانند<ref>ابن‌سینا. '''''المبدا و المعاد'''''. تهران: 1363، 102- 105.</ref>.
'''[[تجرید]]،''' جدا كردن صورت اشیاء به وسیله نفس انسان و قرار دادن آن‌ها در عقل. ابن‌سینا، د. 428ق/ 1037م، افزون بر بحث‌های پراكنده  در آثار گوناگون خود، غط هفتم كتاب '''الاشارات و التبیهات''' را «درباره تجرید» نامگذاری كرده، زیرا شامل موضوعات مجرد از ماده می‌باشد<ref>ابن‌سینا. '''''الاشارات و التبیهات'''''. تهران: 1403ق، 3/263.</ref>. وی مهم‌ترین موضوعات این غط را به استقلال نفس، بقای آن پس از مرگ بدن و چگونگی قرار گرفتن معقولات در جوهر مجرد از ماده یعنی نفس ناطقه یا عقل اختصاص داده است. نفس انسان ممكن الوجود امّا بسیط است كه برخی از ادراكاتش را، یعنی احساس، تخیل و توهم، با الت و به وسیله جسم، امّا تعقل را به ذات خود و بدون الت انجام می‌دهد. بر این اساس چهار گونه مُدرک برای نفس وجود دارد: محسوس، متخیَّل، متوَّهم و معقول؛<ref>نصیرالدین طوسی. '''''شرح اشارات'''''. در: ابن‌سینا، '''''الاشارات و ااثبیهات'''''. تهران: 1403ق، 3/266- 267، 276، 285-292، 301.</ref> كه همگی از طریق جدا سازی یعنی تجرید صورت از ماده به دست می‌ایند در حالیكه درجه تجرّدشان نسبت به یكدیگر متفاوت است. این تفاوت به درجه وابستگی و تعلق صورت (ذهنی) به ماده مربوط می‌شود. صورت محسوس، پائین‌ترین درجه تجرید به شمار می‌اید، زیرا اثر محسوس كه با حاسه مناسبت نام دارد در حسّ نقش می‌بندد و این صورت با اضافات و تعلقات ماده همراه است و به همین جهت هم با غیاب محسوس از میان می‌رود. صورت متخیَّل، اندكی مجردتر از صورت محسوس است زیرا خیال نه با اثر محسوس در حاسه، بلكه با صورت محسوس سروكار دارد و به همین جهت هم می‌تواند صورت خیالی را در غیاب ماده نگهدارد. این نیز هنوز تجرید تام نیست زیرا خیال، تخیل نمی‌كند مگر پیش از ان حس صورت گرفته و صورت محسوس را به خیال داده باشد. صورت متوَّهم از این هر دو مجرّدتر است زیرا به جای صورت محسوس با معنی معقول سروكار دارد، امّا چون معنی معقول به صورت جزئی است نه به صورت كلّی، تجرید ان نیز تجرید تام نیست. تجرید تام، تنها از آنِ عقل است، كه وجهی خاص از نفس موسوم به نفس ناطقه به شمار می‌آید و صور و معانی مجرد از ماده و اضافات و متعلقات ان، یعنی معقول كلّی را به كار می‌گیرد. تعقّل، تعقّلِ كلیات است و عقل برای تجرید نیازی به الت و وسیله ندارد، چون كار او اندیشه به ذات خویش است. از این رو نفس انسان بی‌نیاز از جسم است و با مرگ تن، باقی‌می‌ماند، زیرا علت موجده او عقل فعال است نه تن؛ و معقولات او نیز باقی می‌مانند<ref>ابن‌سینا. '''''المبدا و المعاد'''''. تهران: 1363، 102- 105.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


* [[تجرد]]<br />


== ماخذ ==
== مآخذ ==
<references />
<references />


== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
منوچهر پزشک
منوچهر پزشک

نسخهٔ ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۲۳

تجرید، جدا كردن صورت اشیاء به وسیله نفس انسان و قرار دادن آن‌ها در عقل. ابن‌سینا، د. 428ق/ 1037م، افزون بر بحث‌های پراكنده  در آثار گوناگون خود، غط هفتم كتاب الاشارات و التبیهات را «درباره تجرید» نامگذاری كرده، زیرا شامل موضوعات مجرد از ماده می‌باشد[۱]. وی مهم‌ترین موضوعات این غط را به استقلال نفس، بقای آن پس از مرگ بدن و چگونگی قرار گرفتن معقولات در جوهر مجرد از ماده یعنی نفس ناطقه یا عقل اختصاص داده است. نفس انسان ممكن الوجود امّا بسیط است كه برخی از ادراكاتش را، یعنی احساس، تخیل و توهم، با الت و به وسیله جسم، امّا تعقل را به ذات خود و بدون الت انجام می‌دهد. بر این اساس چهار گونه مُدرک برای نفس وجود دارد: محسوس، متخیَّل، متوَّهم و معقول؛[۲] كه همگی از طریق جدا سازی یعنی تجرید صورت از ماده به دست می‌ایند در حالیكه درجه تجرّدشان نسبت به یكدیگر متفاوت است. این تفاوت به درجه وابستگی و تعلق صورت (ذهنی) به ماده مربوط می‌شود. صورت محسوس، پائین‌ترین درجه تجرید به شمار می‌اید، زیرا اثر محسوس كه با حاسه مناسبت نام دارد در حسّ نقش می‌بندد و این صورت با اضافات و تعلقات ماده همراه است و به همین جهت هم با غیاب محسوس از میان می‌رود. صورت متخیَّل، اندكی مجردتر از صورت محسوس است زیرا خیال نه با اثر محسوس در حاسه، بلكه با صورت محسوس سروكار دارد و به همین جهت هم می‌تواند صورت خیالی را در غیاب ماده نگهدارد. این نیز هنوز تجرید تام نیست زیرا خیال، تخیل نمی‌كند مگر پیش از ان حس صورت گرفته و صورت محسوس را به خیال داده باشد. صورت متوَّهم از این هر دو مجرّدتر است زیرا به جای صورت محسوس با معنی معقول سروكار دارد، امّا چون معنی معقول به صورت جزئی است نه به صورت كلّی، تجرید ان نیز تجرید تام نیست. تجرید تام، تنها از آنِ عقل است، كه وجهی خاص از نفس موسوم به نفس ناطقه به شمار می‌آید و صور و معانی مجرد از ماده و اضافات و متعلقات ان، یعنی معقول كلّی را به كار می‌گیرد. تعقّل، تعقّلِ كلیات است و عقل برای تجرید نیازی به الت و وسیله ندارد، چون كار او اندیشه به ذات خویش است. از این رو نفس انسان بی‌نیاز از جسم است و با مرگ تن، باقی‌می‌ماند، زیرا علت موجده او عقل فعال است نه تن؛ و معقولات او نیز باقی می‌مانند[۳].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ابن‌سینا. الاشارات و التبیهات. تهران: 1403ق، 3/263.
  2. نصیرالدین طوسی. شرح اشارات. در: ابن‌سینا، الاشارات و ااثبیهات. تهران: 1403ق، 3/266- 267، 276، 285-292، 301.
  3. ابن‌سینا. المبدا و المعاد. تهران: 1363، 102- 105.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

منوچهر پزشک