پرش به محتوا

تاتی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « '''تاتي/ tāti/ ،''' به دو گروهِ زباني مختلف از خانوادة زبان‌هاي ايراني اطلاق مي‌شود، يكي از شاخة جنوب غربي<sup>1</sup> كه در بخش‌هايي از جمهوري آذربايجان و مناطقي از جمهوري داغستان رايج است<sup>2</sup> و ديگري از شاخة شمال غربي كه در مناطقي از شمال غرب اير...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
   
   
'''تاتي/ tāti/ ،''' به دو گروهِ زباني مختلف از خانوادة زبان‌هاي ايراني اطلاق مي‌شود، يكي از شاخة جنوب غربي<sup>1</sup> كه در بخش‌هايي از جمهوري آذربايجان و مناطقي از جمهوري داغستان رايج است<sup>2</sup> و ديگري از شاخة شمال غربي كه در مناطقي از شمال غرب ايران<sup>3</sup> در محيطي ترك زبان<sup>4</sup> به آن تكلم مي‌شود. اين دو گروه با يكديگر تفاوت‌هاي بنياديني دارند.
'''تاتی/ tāti/ ،''' به دو گروهِ زبانی مختلف از خانوادة زبان‌های ایرانی اطلاق می‌شود، یکی از شاخة جنوب غربی<sup>1</sup> که در بخش‌هایی از جمهوری آذربایجان و مناطقی از جمهوری داغستان رایج است<sup>2</sup> و دیگری از شاخة شمال غربی که در مناطقی از شمال غرب ایران<sup>3</sup> در محیطی ترک زبان<sup>4</sup> به آن تکلم می‌شود. این دو گروه با یکدیگر تفاوت‌های بنیادینی دارند.


«تات» واژه‌اي تركي است به معناي «بيگانگان مقيم در سرزمين ترك‌ها».<sup>5</sup> مطابق «ديوان لغات الترك» (454 هـ.ش، 1075م)، اين واژه ابتدا به ايرانياني كه در بين ترك‌ها زندگي مي‌كرده‌اند، اطلاق مي‌شده<sup>6</sup> و معنايي تحقيرآميز داشته است.<sup>7</sup> واژة «تات» امروزه پس از تحول معنايي به گروه‌هايي از مردم ايراني ـ نژاد، در داخل و خارج از ايران گفته مي‌‌شود كه به تاتي تكلم مي‌كنند.<sup>8</sup> در داخل مرزهاي ايران، تاتي نام گروهي از گويش‌هاي مركزي است كه از يك سو با سمناني و از سوي ديگر با تالشي ارتباط دارند.<sup>9</sup> دربارة ريشه و منشاء تاتي اختلاف نظر وجود دارد. برخي آن را بازماندة زبان كهن آذري مي‌دانند كه به اعتقاد آنان تا پيش از ورود تركان به ‌آذربايجان و تسلط زبان تركي، زبان مردم آن ديار بوده است<sup>10</sup> و به همين اعتبار در برخي منابع تحت عنوان گويش‌هاي آذري به اين دسته گويش‌ها اشاره شده است<sup>11</sup> و گروهي نيز پيرامون درستي آن در مورد تمام گويش‌هاي تاتي ترديد دارند.<sup>12</sup> برخي ديگر تاتي را با زبان «پهلوي اصيل»*مرتبط مي‌دانند كه در قرن چهاردهم ميلادي (اواخر قرن هفتم و در قرن هشتم هجري) در زنجان رواج داشته است.<sup>13</sup> آمار دقيقي از جمعيت تات‌ها در دست نيست<sup>14</sup> اما در بعضي منابع شمار تات‌هاي ساكن ايران000/220 نفر دانسته شده است.<sup>15</sup> تاتي ايران فاقد خط و كتابت است<sup>16</sup> و از ميان ديگر گونه‌هاي تاتي، تاتيِ داغستان داراي الفباي سيريلي**<sup>17</sup> و متون مكتوب نسبتاً فراواني است.<sup>18</sup> برخي از صاحب نظران تاتي ايران را بسته به محل رواج به دو گونة شمالي و جنوبي تقسيم كرده‌اند و گويش‌هاي رايج در جنوب و جنوب غربي قزوين را تاتي‌ِ جنوبي و ساير گويش‌ها را تاتيِ شمالي ناميده‌اند.<sup>19</sup> در تقسيم‌بندي ديگري، اين گويش‌ها تحت عنوان گويش‌هاي آذري كه در محل به تاتي موسوم هستند به پنج دسته تقسيم شده‌اند. اين تقسيم‌بندي نواحي مهم رواج تاتي ايران را نيز نشان مي‌دهد:
«تات» واژه‌ای ترکی است به معنای «بیگانگان مقیم در سرزمین ترک‌ها».<sup>5</sup> مطابق «دیوان لغات الترک» (454 هـ.ش، 1075م)، این واژه ابتدا به ایرانیانی که در بین ترک‌ها زندگی می‌کرده‌اند، اطلاق می‌شده<sup>6</sup> و معنایی تحقیرآمیز داشته است.<sup>7</sup> واژة «تات» امروزه پس از تحول معنایی به گروه‌هایی از مردم ایرانی ـ نژاد، در داخل و خارج از ایران گفته می‌‌شود که به تاتی تکلم می‌کنند.<sup>8</sup> در داخل مرزهای ایران، تاتی نام گروهی از گویش‌های مرکزی است که از یک سو با سمنانی و از سوی دیگر با تالشی ارتباط دارند.<sup>9</sup> دربارة ریشه و منشاء تاتی اختلاف نظر وجود دارد. برخی آن را بازماندة زبان کهن آذری می‌دانند که به اعتقاد آنان تا پیش از ورود ترکان به ‌آذربایجان و تسلط زبان ترکی، زبان مردم آن دیار بوده است<sup>10</sup> و به همین اعتبار در برخی منابع تحت عنوان گویش‌های آذری به این دسته گویش‌ها اشاره شده است<sup>11</sup> و گروهی نیز پیرامون درستی آن در مورد تمام گویش‌های تاتی تردید دارند.<sup>12</sup> برخی دیگر تاتی را با زبان «پهلوی اصیل»*مرتبط می‌دانند که در قرن چهاردهم میلادی (اواخر قرن هفتم و در قرن هشتم هجری) در زنجان رواج داشته است.<sup>13</sup> آمار دقیقی از جمعیت تات‌ها در دست نیست<sup>14</sup> اما در بعضی منابع شمار تات‌های ساکن ایران000/220 نفر دانسته شده است.<sup>15</sup> تاتی ایران فاقد خط و کتابت است<sup>16</sup> و از میان دیگر گونه‌های تاتی، تاتیِ داغستان دارای الفبای سیریلی**<sup>17</sup> و متون مکتوب نسبتاً فراوانی است.<sup>18</sup> برخی از صاحب نظران تاتی ایران را بسته به محل رواج به دو گونة شمالی و جنوبی تقسیم کرده‌اند و گویش‌های رایج در جنوب و جنوب غربی قزوین را تاتی‌ِ جنوبی و سایر گویش‌ها را تاتیِ شمالی نامیده‌اند.<sup>19</sup> در تقسیم‌بندی دیگری، این گویش‌ها تحت عنوان گویش‌های آذری که در محل به تاتی موسوم هستند به پنج دسته تقسیم شده‌اند. این تقسیم‌بندی نواحی مهم رواج تاتی ایران را نیز نشان می‌دهد:


«الف. گويش‌هاي شمال غربي رايج در هرزند و دزمار: هرزنـ (ـد) ي و كرينگاني؛
«الف. گویش‌های شمال غربی رایج در هرزند و دزمار: هرزنـ (ـد) ی و کرینگانی؛


ب. گويش‌هاي شمال شرقي رايج در خلخال و طارم: شالي، كجلي، هزاررودي و غيره؛
ب. گویش‌های شمال شرقی رایج در خلخال و طارم: شالی، کجلی، هزاررودی و غیره؛


ج. گويش‌هاي جنوبي رايج در جنوب قزوين: تاكستاني، چالي، سگزآبادي، اشتهاردي و غيره؛
ج. گویش‌های جنوبی رایج در جنوب قزوین: تاکستانی، چالی، سگزآبادی، اشتهاردی و غیره؛


د. گويش‌هاي جنوب غربي رايج در جنوب غرب زنجان: خوئيني، و غيره؛
د. گویش‌های جنوب غربی رایج در جنوب غرب [[زنجان]]: خوئینی، و غیره؛


هـ. گويش‌هاي جنوب شرقي رايج در شمال شرق قزوين: رودباري، الموتي و غيره.»<sup>20</sup>  
هـ. گویش‌های جنوب شرقی رایج در شمال شرق قزوین: رودباری، الموتی و غیره.»<sup>20</sup>  


گويش‌هاي تاتي رايج در ايران كمتر مورد مطالعه قرار گرفته‌اند.<sup>21</sup> اين گويش‌ها با يكديگر تفاوت‌هاي زيادي دارند. برخي ويژگي‌هاي ساختاري آن‌ها عبارتند از: همخوان‌هاي گويش‌هاي تاتي به جز يك مورد استثناء (يعني همخوان سايشيِ نرمكاميِ لبي شده /ّ×/ كه در گويش‌ چالي ديده مي‌شود) همان همخوان‌هاي زبان فارسي است، اما واكه‌هاي گويش هر منطقه با منطقة مجاور متفاوت است و تنوع نشان مي‌دهد.<sup>22</sup> اين گويش‌ها داراي دو شمار مفرد و جمع هستند<sup>23</sup> و شمار جمع در آن‌ها پسوندهاي مختلفي دارد، به عنوان نمونه:<sup>24</sup>  
گویش‌های تاتی رایج در ایران کمتر مورد مطالعه قرار گرفته‌اند.<sup>21</sup> این گویش‌ها با یکدیگر تفاوت‌های زیادی دارند. برخی ویژگی‌های ساختاری آن‌ها عبارتند از: همخوان‌های گویش‌های تاتی به جز یک مورد استثناء (یعنی همخوان سایشیِ نرمکامیِ لبی شده /ّ×/ که در گویش‌ چالی دیده می‌شود) همان همخوان‌های زبان فارسی است، اما واکه‌های گویش هر منطقه با منطقة مجاور متفاوت است و تنوع نشان می‌دهد.<sup>22</sup> این گویش‌ها دارای دو شمار مفرد و جمع هستند<sup>23</sup> و شمار جمع در آن‌ها پسوندهای مختلفی دارد، به عنوان نمونه:<sup>24</sup>  


هرزندي: yæn- oy           معادل فارسي: «زنان»
هرزندی: yæn- oy           معادل فارسی: «زنان»


كرينگاني:    yæn- inde   معادل فارسي: «زنان»
کرینگانی:    yæn- inde   معادل فارسی: «زنان»


چالي:        qóč- e         معادل فارسي: «قوچ‌ها»
چالی:        qóč- e         معادل فارسی: «قوچ‌ها»


تاكستاني:        qóč- ón        معادل فارسي: «قوچ‌ها»
تاکستانی:        qóč- ón        معادل فارسی: «قوچ‌ها»


در گويش‌هاي تاتي گروه جنوبي اسم و فعل تمايز جنس دارد.<sup>25</sup> علاوه بر اين، تمايز جنس دست كم در گويش‌هاي كجلي و هزاررودي از گروه شمالي نيز ديده مي‌شود،<sup>26</sup> هر چند برخي آن را ويژگي تمامي گويش‌هاي تاتي دانسته‌اند.<sup>27</sup> در تركيب‌هاي اضافي، مضاف‌اليه قبل از مضاف مي‌آيد و در تركيب‌هاي وصفي،  صفت قبل از موصوف و هر يك پايانة خاص خود را دارد. به عنوان مثال:<sup>28</sup>  
در گویش‌های تاتی گروه جنوبی اسم و فعل تمایز جنس دارد.<sup>25</sup> علاوه بر این، تمایز جنس دست کم در گویش‌های کجلی و هزاررودی از گروه شمالی نیز دیده می‌شود،<sup>26</sup> هر چند برخی آن را ویژگی تمامی گویش‌های تاتی دانسته‌اند.<sup>27</sup> در ترکیب‌های اضافی، مضاف‌الیه قبل از مضاف می‌آید و در ترکیب‌های وصفی،  صفت قبل از موصوف و هر یک پایانة خاص خود را دارد. به عنوان مثال:<sup>28</sup>  


هرزندي: hæsæn – i keteb  معادل فارسي: كتابِ حسن
هرزندی: hæsæn – i keteb  معادل فارسی: کتابِ حسن


كرينگاني: čuk- æ mert معادل فارسي: مردِ خوب  
کرینگانی: čuk- æ mert معادل فارسی: مردِ خوب  


يكي از ويژگي‌هاي بارز گويش‌هاي تاتي، استفادة مكرر از حروف اضافة پسين* (حروف اضافه‌اي كه پس از گروه اسمي واقع مي‌شوند) دانسته شده است. تعداد حروف اضافة پيشين** (حروف اضافه‌اي كه پيش از گروه اسمي مي‌آيند) در اين گويش‌ها كم است و بيشتر منشاء قرضي دارند.<sup>29</sup> گويش‌وران تاتي اغلب به تركي نيز تسلط دارند<sup>30 و 31</sup> و همين امر، در كنار تأثيرپذيري روزافزون گويش‌هاي تاتي از زبان فارسي كه به دليل توسعة رسانه‌هاي گروهي رخ مي‌دهد، اين گويش‌ها را در معرض خطر نابودي قرار داده است.
یکی از ویژگی‌های بارز گویش‌های تاتی، استفادة مکرر از حروف اضافة پسین* (حروف اضافه‌ای که پس از گروه اسمی واقع می‌شوند) دانسته شده است. تعداد حروف اضافة پیشین** (حروف اضافه‌ای که پیش از گروه اسمی می‌آیند) در این گویش‌ها کم است و بیشتر منشاء قرضی دارند.<sup>29</sup> گویش‌وران تاتی اغلب به ترکی نیز تسلط دارند<sup>30 و 31</sup> و همین امر، در کنار تأثیرپذیری روزافزون گویش‌های تاتی از زبان فارسی که به دلیل توسعة رسانه‌های گروهی رخ می‌دهد، این گویش‌ها را در معرض خطر نابودی قرار داده است.




'''مآخذ:'''  
'''مآخذ:'''  


1.    بازن، مارسل. '''''طالش منطقه‌اي قومي در شمال ايران'''''. ترجمة مظفرامين فرشچيان، 2ج، مشهد: 1367، آستان قدس رضوي، ص437.
1.    بازن، مارسل. '''''طالش منطقه‌ای قومی در شمال ایران'''''. ترجمة مظفرامین فرشچیان، 2ج، مشهد: 1367، آستان قدس رضوی، ص437.


2.    ارانسكي، يوسيف م. '''''زبان‌هاي ايراني'''''. ترجمة علي‌اشرف صادقي، تهران: 1378، سخن، ص137.
2.    ارانسکی، یوسیف م. '''''زبان‌های ایرانی'''''. ترجمة علی‌اشرف صادقی، تهران: 1378، سخن، ص137.


3.     Minorsky, v. 1987, "Tat", '''''First Encyclopaedia of Islam. 1913- 1936'''''. Edited by: M. Th. Houtsma, A. J. Wensinck, H. A. R. Gibb and the others. Leiden: E. J. Brill, vol: VIII, p. 698.
3.     Minorsky, v. 1987, "Tat", '''''First Encyclopaedia of Islam. 1913- 1936'''''. Edited by: M. Th. Houtsma, A. J. Wensinck, H. A. R. Gibb and the others. Leiden: E. J. Brill, vol: VIII, p. 698.
خط ۴۷: خط ۴۷:
6.     Ibid, p. 698.
6.     Ibid, p. 698.


7.    دهخدا، علي‌اكبر. '''''لغت‌نامة دهخدا'''''. تهران: 1377، مؤسسة لغت‌نامة دهخدا، ج4، ص6109.
7.    دهخدا، علی‌اکبر. '''''لغت‌نامة دهخدا'''''. تهران: 1377، مؤسسة لغت‌نامة دهخدا، ج4، ص6109.


8.    مصاحب، غلامحسين. '''''دايرةالمعارف فارسي'''''. تهران: 1345، فرانكلين، ج1، ص589.
8.    مصاحب، غلامحسین. '''''دایرةالمعارف فارسی'''''. تهران: 1345، فرانکلین، ج1، ص589.


9.    همان، ص595.
9.    همان، ص595.


10.  كسروي، احمد. '''''آذري يا زبان باستان آذربايجان'''''. تهران: 2535، نشر و پخش كتاب، ص33.
10.  کسروی، احمد. '''''آذری یا زبان باستان آذربایجان'''''. تهران: 2535، نشر و پخش کتاب، ص33.


11.  لكوك، پير. «گويش‌هاي حاشية درياي خزر و گويش‌هاي شمال غرب ايران'''''»، راهنماي زبان‌هاي ايراني: زبان‌هاي ايراني نو.''''' ويراستة روديگر اشميت، ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: 83- 1382، ققنوس، ص489.
11.  لکوک، پیر. «گویش‌های حاشیة دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران'''''»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو.''''' ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: 83- 1382، ققنوس، ص489.


12.  يارشاطر، احسان. '''''زبان‌ها و لهجه‌هاي ايراني'''''. ضميمة مجلة دانشكدة ادبيات، 1336، شمارة 1 و 2، ص29.
12.  یارشاطر، احسان. '''''زبان‌ها و لهجه‌های ایرانی'''''. ضمیمة مجلة دانشکدة ادبیات، 1336، شمارة 1 و 2، ص29.


13.  Minorsky, V. 1987. "Tat", '''''First Encyclopaedia of Islam. 1913- 1936.''''' Edited by: M. Th. Houtsma, and the others. Leiden: E. J. Brill, vol: VIII, p. 699.
13.  Minorsky, V. 1987. "Tat", '''''First Encyclopaedia of Islam. 1913- 1936.''''' Edited by: M. Th. Houtsma, and the others. Leiden: E. J. Brill, vol: VIII, p. 699.


14.  عبدلي، علي. '''''فرهنگ تاتي و تالشي'''''. بندرانزلي: 1363، دهخدا، ص1.
14.  عبدلی، علی. '''''فرهنگ تاتی و تالشی'''''. بندرانزلی: 1363، دهخدا، ص1.


15.  Asher, R. E. 1994. "Languages of South Asia from Iran to Bangladesh", '''''Atlas of the World's Languages'''''. New  York: Routledge, p. 205.
15.  Asher, R. E. 1994. "Languages of South Asia from Iran to Bangladesh", '''''Atlas of the World's Languages'''''. New  York: Routledge, p. 205.


16.  رحماني، جبار. «تاريخ زباني ـ فرهنگي تات‌ها»، پايان‌نامة منتشرنشدة كارشناسي ارشد در رشتة انسان‌شناسي، دانشگاه تهران، 1382، دانشكدة علوم اجتماعي، ص108.
16.  رحمانی، جبار. «تاریخ زبانی ـ فرهنگی تات‌ها»، پایان‌نامة منتشرنشدة کارشناسی ارشد در رشتة انسان‌شناسی، دانشگاه تهران، 1382، دانشکدة علوم اجتماعی، ص108.


17.  Campbell, George L. 2000. "Tat", '''''compendium of the World΄s Languages'''''. London & New York: Rout ledge, p. 1619.
17.  Campbell, George L. 2000. "Tat", '''''compendium of the World΄s Languages'''''. London & New York: Rout ledge, p. 1619.


18.  ارانسكي، اي. م. '''''مقدمة فقه‌اللغة ايراني'''''. ترجمة كريم كشاورز، تهران: 1379، انتشارات پيام، ص316.
18.  ارانسکی، ای. م. '''''مقدمة فقه‌اللغة ایرانی'''''. ترجمة کریم کشاورز، تهران: 1379، انتشارات پیام، ص316.


19.  Yarshater, Ehsan. 1969, "The Use of Postpositions in Southern Tati", '''''Yād – nāme – ye Irāni – ye Minorsky.''''' Edited by: M. Minovi and I. Afshar, Tehran: Tehran University, p. 221- 2.
19.  Yarshater, Ehsan. 1969, "The Use of Postpositions in Southern Tati", '''''Yād – nāme – ye Irāni – ye Minorsky.''''' Edited by: M. Minovi and I. Afshar, Tehran: Tehran University, p. 221- 2.


20.  لكوك، پير. 1383- 1382. «گويش‌هاي حاشية درياي خزر و گويش‌هاي شمال غرب ايران»، '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني: زبان‌هاي ايراني نو'''''. ويراستة روديگر اشميت، ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: ققنوس، ص490- 489.
20.  لکوک، پیر. 1383- 1382. «گویش‌های حاشیة دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو'''''. ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، ص490- 489.


21.  Minorsky, V. 1987. "Tat", '''''First Encyclopaedia of Islam. 1913- 1936'''''. Edited by: M. Th. Houtsma, and the others. Leiden: E. J. Brill, vol: VIII, p. 699.
21.  Minorsky, V. 1987. "Tat", '''''First Encyclopaedia of Islam. 1913- 1936'''''. Edited by: M. Th. Houtsma, and the others. Leiden: E. J. Brill, vol: VIII, p. 699.


22.  لكوك، پير. «گويش‌هاي حاشية درياي خزر و گويش‌هاي شمال غرب ايران'''''»، راهنماي زبان‌هاي ايراني: زبان‌هاي ايراني نو'''''. ويراستة روديگر اشميت، ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص 496.  
22.  لکوک، پیر. «گویش‌های حاشیة دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران'''''»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو'''''. ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص 496.  


23.  ويندفور، گرنوت ل. «ايراني نوي غربي»، '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني: زبان‌هاي ايراني نو.''''' ويراستة روديگر اشميت، ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص428.
23.  ویندفور، گرنوت ل. «ایرانی نوی غربی»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو.''''' ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص428.


24.  لكوك، پير. «گويش‌هاي حاشية درياي خزر و گويش‌هاي شمال غرب ايران»، '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني: زبان‌هاي ايراني نو.''''' ويراستة روديگر اشميت، ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص497- 496.
24.  لکوک، پیر. «گویش‌های حاشیة دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو.''''' ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص497- 496.


25.  Yarshater, Ehsan. 1969, '''''A Grammar of Southern Tati Dialects'''''. Paris: The Havge, p. 205.
25.  Yarshater, Ehsan. 1969, '''''A Grammar of Southern Tati Dialects'''''. Paris: The Havge, p. 205.


26.  لكوك، پير«گويش‌هاي حاشية درياي خزر و گويش‌هاي شمال غرب ايران»، '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني: زبان‌هاي ايراني نو'''''. ويراستة روديگر اشميت، ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: . 1383- 1382، ققنوس، ص496.
26.  لکوک، پیر«گویش‌های حاشیة دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو'''''. ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: . 1383- 1382، ققنوس، ص496.


27.  ويندفور، گرنوت ل. «ايراني نوي غربي»، '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني: زبان‌هاي ايراني نو.''''' ويراستة روديگر اشميت، ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص427.
27.  ویندفور، گرنوت ل. «ایرانی نوی غربی»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو.''''' ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص427.


28.  لكوك، پير. «گويش‌هاي حاشية درياي خزر و گويش‌هاي شمال غرب ايران»، '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني: زبان‌هاي ايراني نو.''''' ويراستة روديگر اشميت، ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص497.
28.  لکوک، پیر. «گویش‌های حاشیة دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو.''''' ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص497.


29.  Yarshater, Ehsan. 1969, "The Use of Postpositions in Southern Tati", '''''Yād – nāme – ye Irāni – ye Minorsky.''''' Tehran: Tehran University, p. 221.
29.  Yarshater, Ehsan. 1969, "The Use of Postpositions in Southern Tati", '''''Yād – nāme – ye Irāni – ye Minorsky.''''' Tehran: Tehran University, p. 221.


30.  ذكاء، يحيي. '''''گويش''''' '''''كرينگان'''''. تهران: 1332، سينا، ص5.
30.  ذکاء، یحیی. '''''گویش''''' '''''کرینگان'''''. تهران: 1332، سینا، ص5.


31.  آل‌احمد، جلال. '''''تات‌نشين‌هاي بلوك‌زهرا'''''. تهران: اميركبير، ص17.
31.  آل‌احمد، جلال. '''''تات‌نشین‌های بلوک‌زهرا'''''. تهران: امیرکبیر، ص17.
----. pure Pahlavi*  
----. pure Pahlavi*  



نسخهٔ ‏۸ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۱۶

تاتی/ tāti/ ، به دو گروهِ زبانی مختلف از خانوادة زبان‌های ایرانی اطلاق می‌شود، یکی از شاخة جنوب غربی1 که در بخش‌هایی از جمهوری آذربایجان و مناطقی از جمهوری داغستان رایج است2 و دیگری از شاخة شمال غربی که در مناطقی از شمال غرب ایران3 در محیطی ترک زبان4 به آن تکلم می‌شود. این دو گروه با یکدیگر تفاوت‌های بنیادینی دارند.

«تات» واژه‌ای ترکی است به معنای «بیگانگان مقیم در سرزمین ترک‌ها».5 مطابق «دیوان لغات الترک» (454 هـ.ش، 1075م)، این واژه ابتدا به ایرانیانی که در بین ترک‌ها زندگی می‌کرده‌اند، اطلاق می‌شده6 و معنایی تحقیرآمیز داشته است.7 واژة «تات» امروزه پس از تحول معنایی به گروه‌هایی از مردم ایرانی ـ نژاد، در داخل و خارج از ایران گفته می‌‌شود که به تاتی تکلم می‌کنند.8 در داخل مرزهای ایران، تاتی نام گروهی از گویش‌های مرکزی است که از یک سو با سمنانی و از سوی دیگر با تالشی ارتباط دارند.9 دربارة ریشه و منشاء تاتی اختلاف نظر وجود دارد. برخی آن را بازماندة زبان کهن آذری می‌دانند که به اعتقاد آنان تا پیش از ورود ترکان به ‌آذربایجان و تسلط زبان ترکی، زبان مردم آن دیار بوده است10 و به همین اعتبار در برخی منابع تحت عنوان گویش‌های آذری به این دسته گویش‌ها اشاره شده است11 و گروهی نیز پیرامون درستی آن در مورد تمام گویش‌های تاتی تردید دارند.12 برخی دیگر تاتی را با زبان «پهلوی اصیل»*مرتبط می‌دانند که در قرن چهاردهم میلادی (اواخر قرن هفتم و در قرن هشتم هجری) در زنجان رواج داشته است.13 آمار دقیقی از جمعیت تات‌ها در دست نیست14 اما در بعضی منابع شمار تات‌های ساکن ایران000/220 نفر دانسته شده است.15 تاتی ایران فاقد خط و کتابت است16 و از میان دیگر گونه‌های تاتی، تاتیِ داغستان دارای الفبای سیریلی**17 و متون مکتوب نسبتاً فراوانی است.18 برخی از صاحب نظران تاتی ایران را بسته به محل رواج به دو گونة شمالی و جنوبی تقسیم کرده‌اند و گویش‌های رایج در جنوب و جنوب غربی قزوین را تاتی‌ِ جنوبی و سایر گویش‌ها را تاتیِ شمالی نامیده‌اند.19 در تقسیم‌بندی دیگری، این گویش‌ها تحت عنوان گویش‌های آذری که در محل به تاتی موسوم هستند به پنج دسته تقسیم شده‌اند. این تقسیم‌بندی نواحی مهم رواج تاتی ایران را نیز نشان می‌دهد:

«الف. گویش‌های شمال غربی رایج در هرزند و دزمار: هرزنـ (ـد) ی و کرینگانی؛

ب. گویش‌های شمال شرقی رایج در خلخال و طارم: شالی، کجلی، هزاررودی و غیره؛

ج. گویش‌های جنوبی رایج در جنوب قزوین: تاکستانی، چالی، سگزآبادی، اشتهاردی و غیره؛

د. گویش‌های جنوب غربی رایج در جنوب غرب زنجان: خوئینی، و غیره؛

هـ. گویش‌های جنوب شرقی رایج در شمال شرق قزوین: رودباری، الموتی و غیره.»20

گویش‌های تاتی رایج در ایران کمتر مورد مطالعه قرار گرفته‌اند.21 این گویش‌ها با یکدیگر تفاوت‌های زیادی دارند. برخی ویژگی‌های ساختاری آن‌ها عبارتند از: همخوان‌های گویش‌های تاتی به جز یک مورد استثناء (یعنی همخوان سایشیِ نرمکامیِ لبی شده /ّ×/ که در گویش‌ چالی دیده می‌شود) همان همخوان‌های زبان فارسی است، اما واکه‌های گویش هر منطقه با منطقة مجاور متفاوت است و تنوع نشان می‌دهد.22 این گویش‌ها دارای دو شمار مفرد و جمع هستند23 و شمار جمع در آن‌ها پسوندهای مختلفی دارد، به عنوان نمونه:24

هرزندی: yæn- oy           معادل فارسی: «زنان»

کرینگانی:    yæn- inde   معادل فارسی: «زنان»

چالی:        qóč- e         معادل فارسی: «قوچ‌ها»

تاکستانی:        qóč- ón        معادل فارسی: «قوچ‌ها»

در گویش‌های تاتی گروه جنوبی اسم و فعل تمایز جنس دارد.25 علاوه بر این، تمایز جنس دست کم در گویش‌های کجلی و هزاررودی از گروه شمالی نیز دیده می‌شود،26 هر چند برخی آن را ویژگی تمامی گویش‌های تاتی دانسته‌اند.27 در ترکیب‌های اضافی، مضاف‌الیه قبل از مضاف می‌آید و در ترکیب‌های وصفی،  صفت قبل از موصوف و هر یک پایانة خاص خود را دارد. به عنوان مثال:28

هرزندی: hæsæn – i keteb  معادل فارسی: کتابِ حسن

کرینگانی: čuk- æ mert معادل فارسی: مردِ خوب

یکی از ویژگی‌های بارز گویش‌های تاتی، استفادة مکرر از حروف اضافة پسین* (حروف اضافه‌ای که پس از گروه اسمی واقع می‌شوند) دانسته شده است. تعداد حروف اضافة پیشین** (حروف اضافه‌ای که پیش از گروه اسمی می‌آیند) در این گویش‌ها کم است و بیشتر منشاء قرضی دارند.29 گویش‌وران تاتی اغلب به ترکی نیز تسلط دارند30 و 31 و همین امر، در کنار تأثیرپذیری روزافزون گویش‌های تاتی از زبان فارسی که به دلیل توسعة رسانه‌های گروهی رخ می‌دهد، این گویش‌ها را در معرض خطر نابودی قرار داده است.


مآخذ:

1.    بازن، مارسل. طالش منطقه‌ای قومی در شمال ایران. ترجمة مظفرامین فرشچیان، 2ج، مشهد: 1367، آستان قدس رضوی، ص437.

2.    ارانسکی، یوسیف م. زبان‌های ایرانی. ترجمة علی‌اشرف صادقی، تهران: 1378، سخن، ص137.

3.     Minorsky, v. 1987, "Tat", First Encyclopaedia of Islam. 1913- 1936. Edited by: M. Th. Houtsma, A. J. Wensinck, H. A. R. Gibb and the others. Leiden: E. J. Brill, vol: VIII, p. 698.

4.     Yarshater, Ehsan. 1969, "The Use of Postpositions in Southern Tati", Yād – nāme – ye Irāni – ye Minorsky. Tehran: Tehran University, p. 221.

5.     Minorsky, V. ""Tat", First Encyclopaedia of Islam. 1913- 1936. Edited by: M. Th. Houtsma, and others. Leiden: E. J. Brill, vol: VIII, p. 697.

6.     Ibid, p. 698.

7.    دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامة دهخدا. تهران: 1377، مؤسسة لغت‌نامة دهخدا، ج4، ص6109.

8.    مصاحب، غلامحسین. دایرةالمعارف فارسی. تهران: 1345، فرانکلین، ج1، ص589.

9.    همان، ص595.

10.  کسروی، احمد. آذری یا زبان باستان آذربایجان. تهران: 2535، نشر و پخش کتاب، ص33.

11.  لکوک، پیر. «گویش‌های حاشیة دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو. ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: 83- 1382، ققنوس، ص489.

12.  یارشاطر، احسان. زبان‌ها و لهجه‌های ایرانی. ضمیمة مجلة دانشکدة ادبیات، 1336، شمارة 1 و 2، ص29.

13.  Minorsky, V. 1987. "Tat", First Encyclopaedia of Islam. 1913- 1936. Edited by: M. Th. Houtsma, and the others. Leiden: E. J. Brill, vol: VIII, p. 699.

14.  عبدلی، علی. فرهنگ تاتی و تالشی. بندرانزلی: 1363، دهخدا، ص1.

15.  Asher, R. E. 1994. "Languages of South Asia from Iran to Bangladesh", Atlas of the World's Languages. New York: Routledge, p. 205.

16.  رحمانی، جبار. «تاریخ زبانی ـ فرهنگی تات‌ها»، پایان‌نامة منتشرنشدة کارشناسی ارشد در رشتة انسان‌شناسی، دانشگاه تهران، 1382، دانشکدة علوم اجتماعی، ص108.

17.  Campbell, George L. 2000. "Tat", compendium of the World΄s Languages. London & New York: Rout ledge, p. 1619.

18.  ارانسکی، ای. م. مقدمة فقه‌اللغة ایرانی. ترجمة کریم کشاورز، تهران: 1379، انتشارات پیام، ص316.

19.  Yarshater, Ehsan. 1969, "The Use of Postpositions in Southern Tati", Yād – nāme – ye Irāni – ye Minorsky. Edited by: M. Minovi and I. Afshar, Tehran: Tehran University, p. 221- 2.

20.  لکوک، پیر. 1383- 1382. «گویش‌های حاشیة دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو. ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، ص490- 489.

21.  Minorsky, V. 1987. "Tat", First Encyclopaedia of Islam. 1913- 1936. Edited by: M. Th. Houtsma, and the others. Leiden: E. J. Brill, vol: VIII, p. 699.

22.  لکوک، پیر. «گویش‌های حاشیة دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو. ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص 496.

23.  ویندفور، گرنوت ل. «ایرانی نوی غربی»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو. ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص428.

24.  لکوک، پیر. «گویش‌های حاشیة دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو. ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص497- 496.

25.  Yarshater, Ehsan. 1969, A Grammar of Southern Tati Dialects. Paris: The Havge, p. 205.

26.  لکوک، پیر«گویش‌های حاشیة دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو. ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: . 1383- 1382، ققنوس، ص496.

27.  ویندفور، گرنوت ل. «ایرانی نوی غربی»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو. ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص427.

28.  لکوک، پیر. «گویش‌های حاشیة دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی نو. ویراستة رودیگر اشمیت، ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: 1383- 1382، ققنوس، ص497.

29.  Yarshater, Ehsan. 1969, "The Use of Postpositions in Southern Tati", Yād – nāme – ye Irāni – ye Minorsky. Tehran: Tehran University, p. 221.

30.  ذکاء، یحیی. گویش کرینگان. تهران: 1332، سینا، ص5.

31.  آل‌احمد، جلال. تات‌نشین‌های بلوک‌زهرا. تهران: امیرکبیر، ص17.


. pure Pahlavi*

. Cyrillic**

. postpositions*

. prepositions**

فریار اخلاقی