خفتان: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''خَفْتان'''، بالاپوشی کوتاه و تا کمر، از | '''خَفْتان'''، بالاپوشی کوتاه و تا کمر، از پارچه کلفت دو لايه و نسبتاً چسبان با آستینهایی بلند و جلو بسته که بر بدن به صورتی خفت و چسبان قرار میگرفت و معمولاً آن را به هنگام رزم ميپوشيدند<ref>Rudenko,S.I.Frozen tombs of Siberia,tr.Thompson,Berkeley-Los Angeles, 1970, Pp.82-88, fig 30</ref>.<sup>1</sup> | ||
=== ایران باستان === | === ایران باستان === | ||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
=== ایران بعد از اسلام === | === ایران بعد از اسلام === | ||
در صدر اسلام شعرا نیز از خفتان (قفطن) استفاده میکرده اند.<sup>5</sup> خلیفه عباسی، خفتان ملیلهدوزی شدهای داشت، بدون یقه و به همراه دگمههایی کوچک و نزدیک به هم در روی سینه. جنس آن ابریشمی و یا از دیبای شوشتری و زربفت بود و تصاویری گل و بوتهای نقرهای رنگی داشت.<sup>6</sup> ظاهراً این خفتانها، را میتوان نوعی "بدنه" (جامهای کوتاه تا کمر که به صورت یکدست بافته میشد) دانست که جامه ویژه خلفا نیز بود.<sup>7 </sup> کاربرد اصلی خفتان آن بود که معمولاً میان دو رویه آن را از ریزههای ابریشم پُر میکردند تا ضربهگیری آن در برابر شمشیر و تیر و مانند آن بهتر باشد، و به این ترتیب نوعی [[زره]] پارچهای به شمار میرفت. به همین خاطر است که به آن غژآگند = آکنده از قز (ابریشم) نیز گفتهاند.<sup>8 </sup> سعدی به خفتاني با صد لایه ابریشمی اشاره | در صدر اسلام شعرا نیز از خفتان (قفطن) استفاده میکرده اند.<sup>5</sup> خلیفه عباسی، خفتان ملیلهدوزی شدهای داشت، بدون یقه و به همراه دگمههایی کوچک و نزدیک به هم در روی سینه. جنس آن ابریشمی و یا از دیبای شوشتری و زربفت بود و تصاویری گل و بوتهای نقرهای رنگی داشت.<sup>6</sup> ظاهراً این خفتانها، را میتوان نوعی "بدنه" (جامهای کوتاه تا کمر که به صورت یکدست بافته میشد) دانست که جامه ویژه خلفا نیز بود.<sup>7 </sup> کاربرد اصلی خفتان آن بود که معمولاً میان دو رویه آن را از ریزههای ابریشم پُر میکردند تا ضربهگیری آن در برابر شمشیر و تیر و مانند آن بهتر باشد، و به این ترتیب نوعی [[زره]] پارچهای به شمار میرفت. به همین خاطر است که به آن غژآگند = آکنده از قز (ابریشم) نیز گفتهاند.<sup>8 </sup> سعدی به خفتاني با صد لایه ابریشمی اشاره ميکند.<sup>9 </sup>به هنگام نبرد زره را در زیر و خفتان را روی آن بر تن میکردند.<sup>10</sup> یعقوب لیث صفاری خفتانی ساده اما رنگ شده از جنس نوع کرباس به نام "فاختی یا فاختهای" ميپوشيدند.<sup>11</sup> ظاهراً این جامه بدون نیاز به بریدن و دوختن، به صورت یکدست بافته میشد.<sup>12 </sup> | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
4. ابن ندیم، '''الفهرست'''. طبع گوستاو فلوگل، لایپزیگ، 1871- 1872م، ص84. | 4. ابن ندیم، '''الفهرست'''. طبع گوستاو فلوگل، لایپزیگ، 1871- 1872م، ص84. | ||
5. متز، آدام. ''' | 5. متز، آدام. '''الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع.''' نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/ 1957م، ج1، ص 16- 17، 227؛ | ||
Dozy, R. P. R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam, 1845, pp.162-168, 246-247. | Dozy, R. P. R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam, 1845, pp.162-168, 246-247. | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
9. '''زره زیر و خفتانش از بَر کبود'''. به نقل از دهخدا ذیل خفتان. | 9. '''زره زیر و خفتانش از بَر کبود'''. به نقل از دهخدا ذیل خفتان. | ||
10. مسعودی، ابی الحسن علی. '''مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ'''. بتحقیق محمد محییالدین عبدالحمید، | 10. مسعودی، ابی الحسن علی. '''مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ'''. بتحقیق محمد محییالدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج4، ص204. | ||
11. متز، ج2، ص297. | 11. متز، ج2، ص297. | ||
نسخهٔ ۲۰ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۰۹
خَفْتان، بالاپوشی کوتاه و تا کمر، از پارچه کلفت دو لايه و نسبتاً چسبان با آستینهایی بلند و جلو بسته که بر بدن به صورتی خفت و چسبان قرار میگرفت و معمولاً آن را به هنگام رزم ميپوشيدند[۱].1
ایران باستان
خفتانی از دوره هخامنشی با آستینهایی بلند و جلو بسته که تا کمر را میپوشانیده به دست آمده است. اغلب خفتانها دولایه و از پوست سمور و یا نمد بسیار ظریف و نازک بود[۲][۳]. در دورههای اشکانی[۴][۵] و به ویژه ساسانی[۶] استفاده از آن رواج بیشتری یافت.
ایران بعد از اسلام
در صدر اسلام شعرا نیز از خفتان (قفطن) استفاده میکرده اند.5 خلیفه عباسی، خفتان ملیلهدوزی شدهای داشت، بدون یقه و به همراه دگمههایی کوچک و نزدیک به هم در روی سینه. جنس آن ابریشمی و یا از دیبای شوشتری و زربفت بود و تصاویری گل و بوتهای نقرهای رنگی داشت.6 ظاهراً این خفتانها، را میتوان نوعی "بدنه" (جامهای کوتاه تا کمر که به صورت یکدست بافته میشد) دانست که جامه ویژه خلفا نیز بود.7 کاربرد اصلی خفتان آن بود که معمولاً میان دو رویه آن را از ریزههای ابریشم پُر میکردند تا ضربهگیری آن در برابر شمشیر و تیر و مانند آن بهتر باشد، و به این ترتیب نوعی زره پارچهای به شمار میرفت. به همین خاطر است که به آن غژآگند = آکنده از قز (ابریشم) نیز گفتهاند.8 سعدی به خفتاني با صد لایه ابریشمی اشاره ميکند.9 به هنگام نبرد زره را در زیر و خفتان را روی آن بر تن میکردند.10 یعقوب لیث صفاری خفتانی ساده اما رنگ شده از جنس نوع کرباس به نام "فاختی یا فاختهای" ميپوشيدند.11 ظاهراً این جامه بدون نیاز به بریدن و دوختن، به صورت یکدست بافته میشد.12
نیز نگاه کنید به
مآخذ
1. Rudenko,S.I.Frozen tombs of Siberia,tr.Thompson,Berkeley-Los Angeles, 1970, Pp.82-88, fig 30.
2. Schlumberger,D.Le temple de Surkh Kotal en Bactriane,JA,270,1952, Pp. 440-451,Pl.VI ; Ghirshman,R.Terrasses sacrées Bard-è Néchandeh et Masjid -I Solaiman, Téhéran,1976,vol 2,Pl.19,GMIS 168,Pl.87,no 5-6.
3. Herrmann,G.The Iranian revival,Oxford,1977,P.15 ;Orbeli,J.Sasanian and early Islamic metalwork,SPA,1938,vol I,chapter 33,Pp.725-726,Pl.229, no A.
4. ابن ندیم، الفهرست. طبع گوستاو فلوگل، لایپزیگ، 1871- 1872م، ص84.
5. متز، آدام. الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/ 1957م، ج1، ص 16- 17، 227؛
Dozy, R. P. R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam, 1845, pp.162-168, 246-247.
6. متز، ج2، ص297.
7. متز، ج1، ص 16- 17، 227.
8. سعدی، بوستان. تصحیح غلامحسین یوسفی، خوارزمی، 1368، ص 129، باب چهارم، بیت 2338.
9. زره زیر و خفتانش از بَر کبود. به نقل از دهخدا ذیل خفتان.
10. مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ. بتحقیق محمد محییالدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج4، ص204.
11. متز، ج2، ص297.
- ↑ Rudenko,S.I.Frozen tombs of Siberia,tr.Thompson,Berkeley-Los Angeles, 1970, Pp.82-88, fig 30
- ↑ Schlumberger,D.Le temple de Surkh Kotal en Bactriane,JA,270,1952, Pp. 440-451,Pl.VI
- ↑ Ghirshman,R.Terrasses sacrées Bard-è Néchandeh et Masjid -I Solaiman, Téhéran,1976,vol 2,Pl.19,GMIS 168,Pl.87,no 5-6.
- ↑ Herrmann,G.The Iranian revival,Oxford,1977,P.15
- ↑ Orbeli,J.Sasanian and early Islamic metalwork,SPA,1938,vol I,chapter 33,Pp.725-726,Pl.229, no A
- ↑ ابن ندیم، الفهرست. طبع گوستاو فلوگل، لایپزیگ، 1871- 1872م، ص84.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
محمدرضا چیت ساز