پرش به محتوا

اصلح: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''اَصْلَح'''، در لغت به معني نيكوتر و شايسته‌تر است و در اصطلاح دانش كلام مراد از اصلح آن است كه خداوند نسبت به بندگان خود آن مي‌كند كه نيكوترين و بهترين و شايسته‌ترين است<sup>(1)</sup> و اين از آن روست كه خداوند لطيف<sup>*</sup> ]← لطيف[ است و نسبت به بندگ...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''اَصْلَح'''، در لغت به معني نيكوتر و شايسته‌تر است و در اصطلاح دانش كلام مراد از اصلح آن است كه خداوند نسبت به بندگان خود آن مي‌كند كه نيكوترين و بهترين و شايسته‌ترين است<sup>(1)</sup> و اين از آن روست كه خداوند لطيف<sup>*</sup> ]← لطيف[ است و نسبت به بندگان خود با لطف ]← لطف[ عمل مي‌كند. نظرية اصلح، نظريه‌اي است كه از سوي معتزله پذيرفته شده<sup>(2)</sup> و اشاعره بر اين اساس كه خداوند هر چه بخواهد انجام مي‌دهد و هرچه انجام مي‌دهد بهترين است و نيز بر اين بنياد كه هيچ چيز بر خدا واجب نيست، اين نظريه را رد كرده‌اند،<sup>(3)</sup> اما متكلمان اماميه آنرا مورد تأييد قرار داده‌اند.<sup>(4)</sup> از آنجا كه «بهترين (= اصلح)» هم جنبة ديني دارد، هم جنبة دنيايي معتزلة بصره ضمن تفسير اصلح به سود (= نفع) چنين اظهار نظر كرده‌اند كه بر خداست تا «بهترين‌هاي ديني» را براي مردم فراهم آورد و متعزلة بغداد، اصلح را «حكمت و تدبير» دانسته‌اند و بهترين‌هايي را كه خداوند بايد براي مردم فراهم آورد هم ديني دانسته‌اند، هم دنيايي.<sup>(5)</sup> از اين معاني گاه به نظرية «صلاح و اصلح» نيز تعبير شده‌ است. صلاح ← اصلح  
'''اصْلَح'''، در لغت به معنی نیكوتر و شایسته‌تر است و در اصطلاح دانش كلام مراد از اصلح ان است كه خداوند نسبت به بندگان خود ان می‌كند كه نیكوترین و بهترین و شایسته‌ترین است<ref>  طوسی، خواجه نصیرالدین. '''''قواعد العقائد'''''. پیوست '''''تلخیص المحصل''''' معروف به '''''نقد المحصل'''''، به اهتمام عبدالله نورانی، تهران، مؤسسه مك گیل، دانشگاه تهران، 1359، ص 453؛ شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبدالكریم بن ابی بكر، '''''نهایه الاقدام فی علم الكلام'''''، تصحیح الفرد جیوم، بیروت: دارالكتاب اللبنانی، بی تا، ص 398، 405-406. </ref> و این از ان روست كه خداوند لطیف<sup>*</sup> ]← لطیف[ است و نسبت به بندگان خود با لطف ]← لطف[ عمل می‌كند. نظریه اصلح، نظریه‌ای است كه از سوی معتزله پذیرفته شده<ref>ابن حزم. '''''الفصل فی الملل و الاهواء و النحل'''''. بیروت: دارالمعرفه، 1975م، ص 3/164-165؛ ابن خیاط، الانتصار و الرد علی ابن،                                  ، ص 26.</ref> و اشاعره بر این اساس كه خداوند هر چه بخواهد انجام می‌دهد و هرچه انجام می‌دهد بهترین است و نیز بر این بنیاد كه هیچ چیز بر خدا واجب نیست، این نظریه را رد كرده‌اند،<ref>غزالی، ابوحامد محمد. '''''الاقتصاد فی الاعتقاد.''''' تحقیق الشیخ محمد مصطفی ابوالعلاء، مصر: مكتبه الجندی، 1392ق/1973م، ص 137 و 156.</ref> اما متكلمان امامیه انرا مورد تأیید قرار داده‌اند<ref>علامه حلی. '''''كشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد'''''. به كوشش سید ابراهیم موسوی زنجانی، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1399ق / 1979م، ص 372-373.</ref>. از انجا كه «بهترین (= اصلح)» هم جنبه دینی دارد، هم جنبه دنیایی معتزله بصره ضمن تفسیر اصلح به سود (= نفع) چنین اظهار نظر كرده‌اند كه بر خداست تا «بهترین‌های دینی» را برای مردم فراهم اورد و متعزله بغداد، اصلح را «حكمت و تدبیر» دانسته‌اند و بهترین‌هایی را كه خداوند باید برای مردم فراهم اورد هم دینی دانسته‌اند، هم دنیایی<ref>همو. '''''همان.''''' همانجا؛ شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبدالكریم بن ابی بكر احمد. '''''نهایه الاقدام فی علم الكلام.''''' ص 405؛ بغدادی، عبدالقاهر. '''''الفرق بین الفرق'''''. تحقیق محمد محی‌الدین عبدالحمید، مصر: مكتبه محمدعلی صبیح و اولاده، بی تا، ص 182؛ علامه حلی. '''''انوار الملكوت فی شرح الیاقوت'''''. تصحیح محمد نجمی زنجانی، تهران: دانشگاه تهران، 1338، ص 157.</ref>. از این معانی گاه به نظریه «صلاح و اصلح» نیز تعبیر شده‌ است. صلاح ← اصلح  


'''مآخذ:'''  
== '''ماخذ:''' ==


1-    طوسي، خواجه نصيرالدين. '''''قواعد العقائد'''''. پيوست '''''تلخيص المحصل''''' معروف به '''''نقد المحصل'''''، به اهتمام عبدالله نوراني، تهران، مؤسسة مك گيل، دانشگاه تهران، 1359، ص 453؛ شهرستاني، ابوالفتح محمد بن عبدالكريم بن ابي بكر، '''''نهاية الاقدام في علم الكلام'''''، تصحيح آلفرد جيوم، بيروت: دارالكتاب اللبناني، بي تا، ص 398، 405-406.
== نیز نگاه کنید به ==


2-    ابن حزم. '''''الفصل في الملل و الاهواء و النحل'''''. بيروت: دارالمعرفة، 1975م، ص 3/164-165؛ ابن خياط، الانتصار و الرد علي ابن،                                  ، ص 26.


3-    غزالي، ابوحامد محمد. '''''الاقتصاد في الاعتقاد.''''' تحقيق الشيخ محمد مصطفي ابوالعلاء، مصر: مكتبة الجندي، 1392ق/1973م، ص 137 و 156.


4-    علامه حلي. '''''كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد'''''. به كوشش سيد ابراهيم موسوي زنجاني، بيروت: مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، 1399ق / 1979م، ص 372-373.


5-    همو. '''''همان.''''' همانجا؛ شهرستاني، ابوالفتح محمد بن عبدالكريم بن ابي بكر احمد. '''''نهاية الاقدام في علم الكلام.''''' ص 405؛ بغدادي، عبدالقاهر. '''''الفرق بين الفرق'''''. تحقيق محمد محي‌الدين عبدالحميد، مصر: مكتبة محمدعلي صبيح و اولاده، بي تا، ص 182؛ علامه حلي. '''''انوار الملكوت في شرح الياقوت'''''. تصحيح محمد نجمي زنجاني، تهران: دانشگاه تهران، 1338، ص 157.
== منبع اصلی ==
دانشنامه ایران


== نویسنده مقاله ==
اصغر دادبه
اصغر دادبه

نسخهٔ ‏۵ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۰۴

اصْلَح، در لغت به معنی نیكوتر و شایسته‌تر است و در اصطلاح دانش كلام مراد از اصلح ان است كه خداوند نسبت به بندگان خود ان می‌كند كه نیكوترین و بهترین و شایسته‌ترین است[۱] و این از ان روست كه خداوند لطیف* ]← لطیف[ است و نسبت به بندگان خود با لطف ]← لطف[ عمل می‌كند. نظریه اصلح، نظریه‌ای است كه از سوی معتزله پذیرفته شده[۲] و اشاعره بر این اساس كه خداوند هر چه بخواهد انجام می‌دهد و هرچه انجام می‌دهد بهترین است و نیز بر این بنیاد كه هیچ چیز بر خدا واجب نیست، این نظریه را رد كرده‌اند،[۳] اما متكلمان امامیه انرا مورد تأیید قرار داده‌اند[۴]. از انجا كه «بهترین (= اصلح)» هم جنبه دینی دارد، هم جنبه دنیایی معتزله بصره ضمن تفسیر اصلح به سود (= نفع) چنین اظهار نظر كرده‌اند كه بر خداست تا «بهترین‌های دینی» را برای مردم فراهم اورد و متعزله بغداد، اصلح را «حكمت و تدبیر» دانسته‌اند و بهترین‌هایی را كه خداوند باید برای مردم فراهم اورد هم دینی دانسته‌اند، هم دنیایی[۵]. از این معانی گاه به نظریه «صلاح و اصلح» نیز تعبیر شده‌ است. صلاح ← اصلح

ماخذ:

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

اصغر دادبه

  1.   طوسی، خواجه نصیرالدین. قواعد العقائد. پیوست تلخیص المحصل معروف به نقد المحصل، به اهتمام عبدالله نورانی، تهران، مؤسسه مك گیل، دانشگاه تهران، 1359، ص 453؛ شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبدالكریم بن ابی بكر، نهایه الاقدام فی علم الكلام، تصحیح الفرد جیوم، بیروت: دارالكتاب اللبنانی، بی تا، ص 398، 405-406.
  2. ابن حزم. الفصل فی الملل و الاهواء و النحل. بیروت: دارالمعرفه، 1975م، ص 3/164-165؛ ابن خیاط، الانتصار و الرد علی ابن،                                  ، ص 26.
  3. غزالی، ابوحامد محمد. الاقتصاد فی الاعتقاد. تحقیق الشیخ محمد مصطفی ابوالعلاء، مصر: مكتبه الجندی، 1392ق/1973م، ص 137 و 156.
  4. علامه حلی. كشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد. به كوشش سید ابراهیم موسوی زنجانی، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1399ق / 1979م، ص 372-373.
  5. همو. همان. همانجا؛ شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبدالكریم بن ابی بكر احمد. نهایه الاقدام فی علم الكلام. ص 405؛ بغدادی، عبدالقاهر. الفرق بین الفرق. تحقیق محمد محی‌الدین عبدالحمید، مصر: مكتبه محمدعلی صبیح و اولاده، بی تا، ص 182؛ علامه حلی. انوار الملكوت فی شرح الیاقوت. تصحیح محمد نجمی زنجانی، تهران: دانشگاه تهران، 1338، ص 157.