بعث: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''بَعْث:''' در لغت به معني برانگيختن و فرستادن است و در اصطلاح متكلمان در دو معنا به كار ميرود: 1) رستاخيز و قيامت، و زنده كردن مردگان و بيرون آوردن آنان از گورهاست تا جزاي كردارهاي نيك و بد خود را دريافت كنند.<sup>1</sup> اين واژه به صورت مصدر يعني «بَ...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''بَعْث:''' در لغت به | '''[[بعث|بَعْث]]:''' در لغت به معنی برانگیختن و فرستادن است و در اصطلاح متکلمان در دو معنا به کار میرود: 1) رستاخیز و قیامت، و زنده کردن مردگان و بیروناوردنانان از گورهاست تا جزای کردارهای نیک و بد خود را دریافت کنند<ref>تهانوی. '''''کشافاصطلاحات.''''' بیروت: 1996م، 1/340.</ref>. این واژه به صورت مصدر یعنی «بَعْث» در سهایه (نک: حج/5؛ روم/56؛ لقمان/28) و به صورت صیغههای مختلف فعل درایات گوناگون قرآنامده است، مثلِ «مَنْ بَعَثْنا مِن مَرْقَدِنا: کیست که ما را از گورهایمان برانگیزد یعنی دوباره ما را زنده کند؟» (<sup>36</sup>/52) [← قیامت] | ||
2) '''بعثت،''' | 2) '''بعثت،''' یعنی برانگیختن پیامبران و فرستادنانان به سوی مردم تا مردم را به راه راست هدایت کنند مثل «بَعَثْنا فی کّلِ اُمّهٍ رَسُولاً: در میان هر امّتی پیامبرانی را برانگیختیم»<ref>طریحی. '''''مجمعالبحرین'''''. تهران: بیتا، 2/236.</ref> (<sup>16</sup>/36) [←نبوّت]. باعث، اسم فاعل «بعث» از نامهای نیکوی خداوند یا از اسماءالحسنی است که در دو معنی به کار میرود: برانگیزنده یا فرستنده پیامبران؛<ref>ابوالفتوح. '''''تفسیرروضالجنان و روحالجنان'''''. تهران: بیتا، 2/164.</ref> انتقال دهنده انسان از نشأتی به نشأت دیگر یا از مرحلهای به مرحله دیگر که یک بار در جریان خلق نخستین صورت میگیرد و انسان از عدم خلق میشود و بار دوم در جریان خلق دومین یاافرینش دوم انجام میشود وان عبارت است از بعث یا زنده شدن مردگان و برانگیخته شدنانان از گورها<ref>سمعانی. '''''روحالارواح'''''. تهران: 422؛ غزالی، '''''المقصدالاسنی'''''. قاهره: 1324ق، 59- 60؛ فیض. '''''علمالیقین'''''. قم: 1358، 1/134.</ref>. | ||
'''ماخذ:''' | == '''ماخذ:''' == | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
== منبع اصلی == | |||
دانشنامه ایران | |||
== نویسنده مقاله == | |||
اصغر دادبه | اصغر دادبه | ||
نسخهٔ ۴ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۲۲
بَعْث: در لغت به معنی برانگیختن و فرستادن است و در اصطلاح متکلمان در دو معنا به کار میرود: 1) رستاخیز و قیامت، و زنده کردن مردگان و بیروناوردنانان از گورهاست تا جزای کردارهای نیک و بد خود را دریافت کنند[۱]. این واژه به صورت مصدر یعنی «بَعْث» در سهایه (نک: حج/5؛ روم/56؛ لقمان/28) و به صورت صیغههای مختلف فعل درایات گوناگون قرآنامده است، مثلِ «مَنْ بَعَثْنا مِن مَرْقَدِنا: کیست که ما را از گورهایمان برانگیزد یعنی دوباره ما را زنده کند؟» (36/52) [← قیامت]
2) بعثت، یعنی برانگیختن پیامبران و فرستادنانان به سوی مردم تا مردم را به راه راست هدایت کنند مثل «بَعَثْنا فی کّلِ اُمّهٍ رَسُولاً: در میان هر امّتی پیامبرانی را برانگیختیم»[۲] (16/36) [←نبوّت]. باعث، اسم فاعل «بعث» از نامهای نیکوی خداوند یا از اسماءالحسنی است که در دو معنی به کار میرود: برانگیزنده یا فرستنده پیامبران؛[۳] انتقال دهنده انسان از نشأتی به نشأت دیگر یا از مرحلهای به مرحله دیگر که یک بار در جریان خلق نخستین صورت میگیرد و انسان از عدم خلق میشود و بار دوم در جریان خلق دومین یاافرینش دوم انجام میشود وان عبارت است از بعث یا زنده شدن مردگان و برانگیخته شدنانان از گورها[۴].
ماخذ:
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
اصغر دادبه