تسلسل: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''تَسَلْسُل،''' به معني پي در پي آمدن، در اصطلاح فلسفه و كلام، رشتة بيپايان علتها و معلولها يكي پس از ديگري. تسلسل را چهار قسم دانستهاند<sup>1</sup> كه نوع مصطلح آن در فسلفه رشتة بيپايان علت و معلول است كه در آن هر چيز معلول علت پيش از خود باشد...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''[[تسلسل|تَسَلْسُل]]،''' به معنی پی در پیامدن، در اصطلاح فلسفه و کلام، رشته بیپایان علتها و معلولها یکی پس از دیگری. تسلسل را چهار قسم دانستهاند<ref> كرم، یوسف. '''''المعجم الفلسفی'''''. قاهره: 1966م، ص41.</ref> که نوع مصطلحان در فسلفه رشته بیپایان علت و معلول است که دران هر چیز معلول علت پیش از خود باشد و این رشته هرگز بااغاز خود ، یعنی به چیزی که خود معلول دیگری نباشد، نرسد، چنین رشته بیپایانی اشکارا با اصل علیّت، که از پایههای فلسفه و کلام به شمار میرود، ناسازگار است. به همین جهت در مباحث مربوط به علیّت، اثبات محرک نخستین اثبات واجب الوجود و نیز جاهای دیگری که لزوماً به تسلسل منتهی میشود، از ابطال تسلسل استفاده شده است. فیلسوفان و متکلمان، از ارسطو تا متفکران اسلامی، برهانهائی بر ابطال تسلسل، اندیشیدهاند زیرا رد تسلسل به سادگی و جز از طریق استدلال میسر نیست. در برهانهای ابطال تسلسل، همواره حضور دو شرط وجود بالفعل و پیدرپی بودن علّی اجزاء، چه سلسله دو سو داشته باشد چه یک سو، از سوی فیلسوف مفروض است. بنابراین مثلاً در عدد، که بالقوه تا بینهایت میتواند تصور شود، شرط تسلسل وجود ندارد<ref>2. صدرالدین شیرازی. '''''اسفار'''''. قم: 1378ق، 1/ (2)/ 147؛ طباطبائی، محمدحسین. نهایه الحكمه. قم: دارالتبلیغ اسلامی، ص150.</ref>. فلاسفه بر ابطال تسلسل دلایلی اوردهاند که میتوانانها را در کتب فلسفی باز جُست<ref> نكـ: '''''اسفار'''''، 1/ (2)/145- 166.</ref>. | ||
== '''مآخذ:''' == | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
== منبع اصلی == | |||
دانشنامه ایران | |||
== نویسنده مقاله == | |||
منوچهر پزشک | منوچهر پزشک | ||
نسخهٔ ۴ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۰۳
تَسَلْسُل، به معنی پی در پیامدن، در اصطلاح فلسفه و کلام، رشته بیپایان علتها و معلولها یکی پس از دیگری. تسلسل را چهار قسم دانستهاند[۱] که نوع مصطلحان در فسلفه رشته بیپایان علت و معلول است که دران هر چیز معلول علت پیش از خود باشد و این رشته هرگز بااغاز خود ، یعنی به چیزی که خود معلول دیگری نباشد، نرسد، چنین رشته بیپایانی اشکارا با اصل علیّت، که از پایههای فلسفه و کلام به شمار میرود، ناسازگار است. به همین جهت در مباحث مربوط به علیّت، اثبات محرک نخستین اثبات واجب الوجود و نیز جاهای دیگری که لزوماً به تسلسل منتهی میشود، از ابطال تسلسل استفاده شده است. فیلسوفان و متکلمان، از ارسطو تا متفکران اسلامی، برهانهائی بر ابطال تسلسل، اندیشیدهاند زیرا رد تسلسل به سادگی و جز از طریق استدلال میسر نیست. در برهانهای ابطال تسلسل، همواره حضور دو شرط وجود بالفعل و پیدرپی بودن علّی اجزاء، چه سلسله دو سو داشته باشد چه یک سو، از سوی فیلسوف مفروض است. بنابراین مثلاً در عدد، که بالقوه تا بینهایت میتواند تصور شود، شرط تسلسل وجود ندارد[۲]. فلاسفه بر ابطال تسلسل دلایلی اوردهاند که میتوانانها را در کتب فلسفی باز جُست[۳].
مآخذ:
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
منوچهر پزشک