پرش به محتوا

کون و فساد: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''كون و فساد،''' در لغت به معني شدن، پديد آمدن و تباه شدن و در اصطلاح فلسفه، كون، به معني خروج دفعي و ناگهاني شيء از عدم به سوي وجود و فساد، به معني خروج دفعي شيء از وجود به سوي عدم است.<sup>1</sup> همچنين از كون به حصول صورت براي ماده و از فساد به زوال صو...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''كون و فساد،''' در لغت به معني شدن، پديد آمدن و تباه شدن و در اصطلاح فلسفه، كون، به معني خروج دفعي و ناگهاني شيء از عدم به سوي وجود و فساد، به معني خروج دفعي شيء از وجود به سوي عدم است.<sup>1</sup> همچنين از كون به حصول صورت براي ماده و از فساد به زوال صورت از ماده تفسير شده است. بر اين بنياد معناي اين سخن كه پديده‌هاي جسماني، همواره در معرض كون و فساد هستند، آن است كه پيوسته، صورتي از آن‌ها زايل مي‌شود و صورتي براي آن‌ها پديد مي‌آيد.<sup>2</sup> [← حركت].
'''[[کون و فساد]]،''' در لغت به معنی شدن، پدیدامدن و تباه شدن و در اصطلاح فلسفه، کون، به معنی خروج دفعی و ناگهانی شیء از عدم به سوی وجود و فساد، به معنی خروج دفعی شیء از وجود به سوی عدم است<ref name=":0">جرجانی. '''''التعریفات'''''. بیروت: 1990م، 1 197.73،</ref>. همچنین از کون به حصول صورت برای ماده و از فساد به زوال صورت از ماده تفسیر شده است. بر این بنیاد معنای این سخن که پدیده‌های جسمانی، همواره در معرض کون و فساد هستند،ان است که پیوسته، صورتی ازان‌ها زایل می‌شود و صورتی برایان‌ها پدید می‌آید<ref name=":1">فروغی، محمدعلی. '''''فن''''' '''''سماع''''' '''''طبیعی'''''. از کتاب شفا، تهران: 1360، 26.</ref>. [← حرکت].




'''مآخذ:'''
'''مآخذ:'''


1.    آمدي، سيف‌الدين. '''''كتاب‌المبين'''''. ص355.
1.   امدی، سیف‌الدین. '''''کتاب‌المبین'''''. ص355.


2.    سهروردي، يحيي بن حبش. '''''حكمة‌الاشراق'''''. 2/199؛ احمد، نگري. '''''دستورالعلماء'''''. 3/27.
2.    سهروردی، یحیی بن حبش. '''''حکمه‌الاشراق'''''. 2/199؛ احمد، نگری. '''''دستورالعلماء'''''. 3/27.


اصغر دادبه
اصغر دادبه


'''كون و فساد،''' در علم طبيعي، به معني شدن (چيزي) و از ميان رفتن (چيزي) در عالم طبيعت. كون و فساد مخصوص عالم زميني است كه عالم عناصر (چهارگانه) به شمار مي‌رود، در برابر عالم افلاك كه طبيعتي ديگر دارد. كون و فساد، يك نوع از ايجاد چيزها را توجيه مي‌كند، يعني حركت دفعي را؛ مثلاً آب كه به هوا تبديل مي‌گردد. نوع ديگر، حركت تدريجي است مانند سيب كه به تدريج رنگش به سرخي مي‌گرايد و كال است، مي‌رسد. پس در تعريف كون و فساد گفته‌اند: حادث شدن چيزي به صورت دفعي و ناگهاني و يا حاصل شدن صورت در ماده پس از آن‌كه آن صورت نبود؛ و از ميان رفتن صورت از ماده پس از آن‌كه براي آن حاصل شد.<sup>1</sup> در اين تعريف چنان‌كه ملاحظه مي‌شود عدم، به معني نبودن صورتي كه بعداً در ماده حاصل مي‌گردد، در كنار ماده (هيولي) و صورت يكي از مبادي تكوين يا شدن چيزي به شمار آمده است. مثلاً چوبي كه فعلاً صورت چوبي دارد، فاقد صورت تخت مي‌باشد و چون نجار آن را به تخت تبديل كرد، هيولي و صورت و عدم، هر سه مبداء تخت شدنِ تخت شمرده خواهند شد.<sup>2</sup>
'''کون و فساد،''' در علم طبیعی، به معنی شدن (چیزی) و از میان رفتن (چیزی) در عالم طبیعت. کون و فساد مخصوص عالم زمینی است که عالم عناصر (چهارگانه) به شمار می‌رود، در برابر عالم افلاک که طبیعتی دیگر دارد. کون و فساد، یک نوع از ایجاد چیزها را توجیه می‌کند، یعنی حرکت دفعی را؛ مثلاًاب که به هوا تبدیل می‌گردد. نوع دیگر، حرکت تدریجی است مانند سیب که به تدریج رنگش به سرخی می‌گراید و کال است، می‌رسد. پس در تعریف کون و فساد گفته‌اند: حادث شدن چیزی به صورت دفعی و ناگهانی و یا حاصل شدن صورت در ماده پس ازان‌کهان صورت نبود؛ و از میان رفتن صورت از ماده پس ازان‌که برایان حاصل شد<ref name=":0" />. در این تعریف چنان‌که ملاحظه می‌شود عدم، به معنی نبودن صورتی که بعداً در ماده حاصل می‌گردد، در کنار ماده (هیولی) و صورت یکی از مبادی تکوین یا شدن چیزی به شمارامده است<ref name=":1" />. مثلاً چوبی که فعلاً صورت چوبی دارد، فاقد صورت تخت می‌باشد و چون نجاران را به تخت تبدیل کرد، هیولی و صورت و عدم، هر سه مبداء تخت شدنِ تخت شمرده خواهند شد.


نظرية كون و فساد براي تبيين تغييرات و به وجود آمدن و از ميان رفتن اشياء جهان كه به مشاهدة آشكار مي‌شدند، مطرح شده است. ارسطو دربارة آن بحث كرد و پس از او به عالم اسلامي راه يافت. از آن‌جا كه در نظر پيشينيان، فقط عالم زميني مكان عناصر مي‌باشد و تكوين نيز از عناصر صورت مي‌پذيرد، كون و فساد جز دربارة همين جهان زميني صادق نيست و در موجودات فلكي كه جسم آن‌ها از جنس ديگريست، كون و فساد راه ندارد. ملاصدرا با آوردن نظرية حركت جوهري، تبيين ديگري از علت و چگونگي تغييرات اشياء جهان ارائه داد كه بر طبق آن ذات و جوهر هر چيزي لحظه به لحظه در ميان عدم و وجود در حال حركت است.<sup>3</sup>
نظریه کون و فساد برای تبیین تغییرات و به وجودامدن و از میان رفتن اشیاء جهان که به مشاهده اشکار می‌شدند، مطرح شده است. ارسطو دربارهان بحث کرد و پس از او به عالم اسلامی راه یافت. ازان‌جا که در نظر پیشینیان، فقط عالم زمینی مکان عناصر می‌باشد و تکوین نیز از عناصر صورت می‌پذیرد، کون و فساد جز درباره همین جهان زمینی صادق نیست و در موجودات فلکی که جسمان‌ها از جنس دیگریست، کون و فساد راه ندارد. ملاصدرا بااوردن نظریه حرکت جوهری، تبیین دیگری از علت و چگونگی تغییرات اشیاء جهان ارائه داد که بر طبقان ذات و جوهر هر چیزی لحظه به لحظه در میان عدم و وجود در حال حرکت است<ref>صدرالدین شیرازی. '''''اسفار'''''. قم: مکتبه المصطفوی، 2 (2)/ 272.</ref>.


==  '''مآخذ:''' ==
1.    جرجانی. '''''التعریفات'''''. بیروت: 1990م، 1 197.73،


'''مآخذ:'''
2.    فروغی، محمدعلی. '''''فن''''' '''''سماع''''' '''''طبیعی'''''. از کتاب شفا، تهران: 1360، 26.
 
3.    صدرالدین شیرازی. '''''اسفار'''''. قم: مکتبه المصطفوی، 2 (2)/ 272.
 
منوچهر پزشک


1.    جرجاني. '''''التعريفات'''''. بيروت: 1990م، 173، 197.
== نیز نگاه کنید به ==


2.    فروغي، محمدعلي. '''''فن''''' '''''سماع''''' '''''طبيعي'''''. از كتاب شفا، تهران: 1360، 26.


3.    صدرالدين شيرازي. '''''اسفار'''''. قم: مكتبة المصطفوي، 2 (2)/ 272.
== منبع اصلی ==
دانشنامه ایران


== نویسنده مقاله ==
منوچهر پزشک
منوچهر پزشک

نسخهٔ ‏۱ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۰۷

کون و فساد، در لغت به معنی شدن، پدیدامدن و تباه شدن و در اصطلاح فلسفه، کون، به معنی خروج دفعی و ناگهانی شیء از عدم به سوی وجود و فساد، به معنی خروج دفعی شیء از وجود به سوی عدم است[۱]. همچنین از کون به حصول صورت برای ماده و از فساد به زوال صورت از ماده تفسیر شده است. بر این بنیاد معنای این سخن که پدیده‌های جسمانی، همواره در معرض کون و فساد هستند،ان است که پیوسته، صورتی ازان‌ها زایل می‌شود و صورتی برایان‌ها پدید می‌آید[۲]. [← حرکت].


مآخذ:

1.   امدی، سیف‌الدین. کتاب‌المبین. ص355.

2.    سهروردی، یحیی بن حبش. حکمه‌الاشراق. 2/199؛ احمد، نگری. دستورالعلماء. 3/27.

اصغر دادبه

کون و فساد، در علم طبیعی، به معنی شدن (چیزی) و از میان رفتن (چیزی) در عالم طبیعت. کون و فساد مخصوص عالم زمینی است که عالم عناصر (چهارگانه) به شمار می‌رود، در برابر عالم افلاک که طبیعتی دیگر دارد. کون و فساد، یک نوع از ایجاد چیزها را توجیه می‌کند، یعنی حرکت دفعی را؛ مثلاًاب که به هوا تبدیل می‌گردد. نوع دیگر، حرکت تدریجی است مانند سیب که به تدریج رنگش به سرخی می‌گراید و کال است، می‌رسد. پس در تعریف کون و فساد گفته‌اند: حادث شدن چیزی به صورت دفعی و ناگهانی و یا حاصل شدن صورت در ماده پس ازان‌کهان صورت نبود؛ و از میان رفتن صورت از ماده پس ازان‌که برایان حاصل شد[۱]. در این تعریف چنان‌که ملاحظه می‌شود عدم، به معنی نبودن صورتی که بعداً در ماده حاصل می‌گردد، در کنار ماده (هیولی) و صورت یکی از مبادی تکوین یا شدن چیزی به شمارامده است[۲]. مثلاً چوبی که فعلاً صورت چوبی دارد، فاقد صورت تخت می‌باشد و چون نجاران را به تخت تبدیل کرد، هیولی و صورت و عدم، هر سه مبداء تخت شدنِ تخت شمرده خواهند شد.

نظریه کون و فساد برای تبیین تغییرات و به وجودامدن و از میان رفتن اشیاء جهان که به مشاهده اشکار می‌شدند، مطرح شده است. ارسطو دربارهان بحث کرد و پس از او به عالم اسلامی راه یافت. ازان‌جا که در نظر پیشینیان، فقط عالم زمینی مکان عناصر می‌باشد و تکوین نیز از عناصر صورت می‌پذیرد، کون و فساد جز درباره همین جهان زمینی صادق نیست و در موجودات فلکی که جسمان‌ها از جنس دیگریست، کون و فساد راه ندارد. ملاصدرا بااوردن نظریه حرکت جوهری، تبیین دیگری از علت و چگونگی تغییرات اشیاء جهان ارائه داد که بر طبقان ذات و جوهر هر چیزی لحظه به لحظه در میان عدم و وجود در حال حرکت است[۳].

مآخذ:

1.    جرجانی. التعریفات. بیروت: 1990م، 1 197.73،

2.    فروغی، محمدعلی. فن سماع طبیعی. از کتاب شفا، تهران: 1360، 26.

3.    صدرالدین شیرازی. اسفار. قم: مکتبه المصطفوی، 2 (2)/ 272.

منوچهر پزشک

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

منوچهر پزشک

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ جرجانی. التعریفات. بیروت: 1990م، 1 197.73،
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ فروغی، محمدعلی. فن سماع طبیعی. از کتاب شفا، تهران: 1360، 26.
  3. صدرالدین شیرازی. اسفار. قم: مکتبه المصطفوی، 2 (2)/ 272.