پرش به محتوا

مراقبه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''مراقبه،''' در لغت مواظبت و نگاهباني است و در اصطلاح صوفيانه، حالي است كه با يقين سالك نسبت به آگاهي حق بر ضماير، آغاز مي‌شود، با تمركز يا حَصْر فكر وي در حق ادامه مي‌يابد و سرانجام با بي‌خبري سالك از آن‌چه جز حق است به كمال مي‌رسد. بنابراين،...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''مراقبه،''' در لغت مواظبت و نگاهباني است و در اصطلاح صوفيانه، حالي است كه با يقين سالك نسبت به آگاهي حق بر ضماير، آغاز مي‌شود، با تمركز يا حَصْر فكر وي در حق ادامه مي‌يابد و سرانجام با بي‌خبري سالك از آن‌چه جز حق است به كمال مي‌رسد. بنابراين، مراقبه شامل سه مرحله است:
'''[[مراقبه]]،''' در لغت مواظبت و نگاهبانی است و در اصطلاح صوفیانه، حالی است که با یقین سالک نسبت به اگاهی حق بر ضمایر، اغاز می‌شود، با تمرکز یا حَصْر فکر وی در حق ادامه می‌یابد و سرانجام با بی‌خبری سالک از ان‌چه جز حق است به کمال می‌رسد. بنابراین، مراقبه شامل سه مرحله است:


'''الف) يقين سالك از آگاهي حق بر ضماير:''' بدين معني كه سالك در حالتي قرار گيرد كه به يقين دريابد حق در جميع اوقات از ما في الضّمير او آگاه است. از پرتو اين يقين، سالك مراقب است تا خَواطِر ناپسند، دل او را از ياد خدا باز ندارد و انديشه‌هاي بد به قلبش راه نيابد. به همين سبب، مراقبه را به نگاه داشتن قلب از بدي‌ها تعبير مي‌كنند.
'''الف) یقین سالک از اگاهی حق بر ضمایر:''' بدین معنی که سالک در حالتی قرار گیرد که به یقین دریابد حق در جمیع اوقات از ما فی الضّمیر او اگاه است. از پرتو این یقین، سالک مراقب است تا خَواطِر ناپسند، دل او را از یاد خدا باز ندارد و اندیشه‌های بد به قلبش راه نیابد. به همین سبب، مراقبه را به نگاه داشتن قلب از بدی‌ها تعبیر می‌کنند.


'''ب) محصور شدن انديشة سالك به حق:'''  يعني سالك چنان مراقبت ورزد و بدان گونه انديشة خود را به حق مشغول دارد، كه ما سوي الله (= جز خدا) را به فراموشي سپارد و جز حق در انديشه‌اش نماند. سالك، در حال مراقبه، بي‌حركت مي‌نشيند و فكر خود را متمركز مي‌سازد و بدين سان در مطلوب (خدا) مستغرق مي‌گردد.<sup>1</sup> در تذكرةالاوليا از قول شبلي نقل شده كه گفت: «پيشِ نوري (ابوالحسين نوري، متوفي 295ق/م) شدم. او را ديدم به مراقبت نشسته كه مويي بر تن او حركت نمي‌كرد. گفتم: مراقبتي چنين نيكو از كه آموختي؟ گفت: از گربه‌اي كه بر سوراخ موش بود و او از من بسيار ساكن‌تر بود».<sup>2</sup>
'''ب) محصور شدن اندیشه سالک به حق:'''  یعنی سالک چنان مراقبت ورزد و بدان گونه اندیشه خود را به حق مشغول دارد، که ما سوی الله (= جز خدا) را به فراموشی سپارد و جز حق در اندیشه‌اش نماند. سالک، در حال مراقبه، بی‌حرکت می‌نشیند و فکر خود را متمرکز می‌سازد و بدین سان در مطلوب (خدا) مستغرق می‌گردد<ref>نیشابوری، سراج. '''''اللّمع فی التصوف'''''. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص54- 55.</ref>. در تذکرهالاولیا از قول شبلی نقل شده که گفت: «پیشِ نوری (ابوالحسین نوری، متوفی 295ق/م) شدم. او را دیدم به مراقبت نشسته که مویی بر تن او حرکت نمی‌کرد. گفتم: مراقبتی چنین نیکو از که اموختی؟ گفت: از گربه‌ای که بر سوراخ موش بود و او از من بسیار ساکن‌تر بود»<ref>عطار نیشابوری. '''''تذکرهالاولیا'''''.</ref>.


'''ج) بي‌خبري سالك از مراقبة خود:''' در اين مرحله، ميان سالك و حق حجابي نمي‌مانَد و در حالي كه سراپاي وجود سالك مراقبت است و از حق مي‌طلبد تا او را رعايت كند. چنان بيخود مي‌شود كه از مراقبة خود نيز بي‌خبر مي‌ماند.<sup>3</sup>
'''ج) بی‌خبری سالک از مراقبه خود:''' در این مرحله، میان سالک و حق حجابی نمی‌مانَد و در حالی که سراپای وجود سالک مراقبت است و از حق می‌طلبد تا او را رعایت کند. چنان بیخود می‌شود که از مراقبه خود نیز بی‌خبر می‌ماند<ref>  نیشابوری، سراج. '''''اللّمع.... .''''' ص56.</ref>.


==  '''ماخذ:''' ==


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.    نيشابوري، سراج. '''''اللّمع في التصوف'''''. به كوشش نيكلسن، ليدن: 1914م، ص54- 55.


2.    عطار نيشابوري. '''''تذكرةالاوليا'''''.
== منبع اصلی ==
 
دانشنامه ایران
3.    نيشابوري، سراج. '''''اللّمع.... .''''' ص56.


== نویسنده مقاله ==
اصغر دادبه
اصغر دادبه

نسخهٔ ‏۱ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۳۱

مراقبه، در لغت مواظبت و نگاهبانی است و در اصطلاح صوفیانه، حالی است که با یقین سالک نسبت به اگاهی حق بر ضمایر، اغاز می‌شود، با تمرکز یا حَصْر فکر وی در حق ادامه می‌یابد و سرانجام با بی‌خبری سالک از ان‌چه جز حق است به کمال می‌رسد. بنابراین، مراقبه شامل سه مرحله است:

الف) یقین سالک از اگاهی حق بر ضمایر: بدین معنی که سالک در حالتی قرار گیرد که به یقین دریابد حق در جمیع اوقات از ما فی الضّمیر او اگاه است. از پرتو این یقین، سالک مراقب است تا خَواطِر ناپسند، دل او را از یاد خدا باز ندارد و اندیشه‌های بد به قلبش راه نیابد. به همین سبب، مراقبه را به نگاه داشتن قلب از بدی‌ها تعبیر می‌کنند.

ب) محصور شدن اندیشه سالک به حق:  یعنی سالک چنان مراقبت ورزد و بدان گونه اندیشه خود را به حق مشغول دارد، که ما سوی الله (= جز خدا) را به فراموشی سپارد و جز حق در اندیشه‌اش نماند. سالک، در حال مراقبه، بی‌حرکت می‌نشیند و فکر خود را متمرکز می‌سازد و بدین سان در مطلوب (خدا) مستغرق می‌گردد[۱]. در تذکرهالاولیا از قول شبلی نقل شده که گفت: «پیشِ نوری (ابوالحسین نوری، متوفی 295ق/م) شدم. او را دیدم به مراقبت نشسته که مویی بر تن او حرکت نمی‌کرد. گفتم: مراقبتی چنین نیکو از که اموختی؟ گفت: از گربه‌ای که بر سوراخ موش بود و او از من بسیار ساکن‌تر بود»[۲].

ج) بی‌خبری سالک از مراقبه خود: در این مرحله، میان سالک و حق حجابی نمی‌مانَد و در حالی که سراپای وجود سالک مراقبت است و از حق می‌طلبد تا او را رعایت کند. چنان بیخود می‌شود که از مراقبه خود نیز بی‌خبر می‌ماند[۳].

ماخذ:

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

اصغر دادبه

  1. نیشابوری، سراج. اللّمع فی التصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص54- 55.
  2. عطار نیشابوری. تذکرهالاولیا.
  3.   نیشابوری، سراج. اللّمع.... . ص56.