مراقبه: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''مراقبه،''' در لغت مواظبت و نگاهباني است و در اصطلاح صوفيانه، حالي است كه با يقين سالك نسبت به آگاهي حق بر ضماير، آغاز ميشود، با تمركز يا حَصْر فكر وي در حق ادامه مييابد و سرانجام با بيخبري سالك از آنچه جز حق است به كمال ميرسد. بنابراين،...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''[[مراقبه]]،''' در لغت مواظبت و نگاهبانی است و در اصطلاح صوفیانه، حالی است که با یقین سالک نسبت به اگاهی حق بر ضمایر، اغاز میشود، با تمرکز یا حَصْر فکر وی در حق ادامه مییابد و سرانجام با بیخبری سالک از انچه جز حق است به کمال میرسد. بنابراین، مراقبه شامل سه مرحله است: | ||
'''الف) | '''الف) یقین سالک از اگاهی حق بر ضمایر:''' بدین معنی که سالک در حالتی قرار گیرد که به یقین دریابد حق در جمیع اوقات از ما فی الضّمیر او اگاه است. از پرتو این یقین، سالک مراقب است تا خَواطِر ناپسند، دل او را از یاد خدا باز ندارد و اندیشههای بد به قلبش راه نیابد. به همین سبب، مراقبه را به نگاه داشتن قلب از بدیها تعبیر میکنند. | ||
'''ب) محصور شدن | '''ب) محصور شدن اندیشه سالک به حق:''' یعنی سالک چنان مراقبت ورزد و بدان گونه اندیشه خود را به حق مشغول دارد، که ما سوی الله (= جز خدا) را به فراموشی سپارد و جز حق در اندیشهاش نماند. سالک، در حال مراقبه، بیحرکت مینشیند و فکر خود را متمرکز میسازد و بدین سان در مطلوب (خدا) مستغرق میگردد<ref>نیشابوری، سراج. '''''اللّمع فی التصوف'''''. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص54- 55.</ref>. در تذکرهالاولیا از قول شبلی نقل شده که گفت: «پیشِ نوری (ابوالحسین نوری، متوفی 295ق/م) شدم. او را دیدم به مراقبت نشسته که مویی بر تن او حرکت نمیکرد. گفتم: مراقبتی چنین نیکو از که اموختی؟ گفت: از گربهای که بر سوراخ موش بود و او از من بسیار ساکنتر بود»<ref>عطار نیشابوری. '''''تذکرهالاولیا'''''.</ref>. | ||
'''ج) | '''ج) بیخبری سالک از مراقبه خود:''' در این مرحله، میان سالک و حق حجابی نمیمانَد و در حالی که سراپای وجود سالک مراقبت است و از حق میطلبد تا او را رعایت کند. چنان بیخود میشود که از مراقبه خود نیز بیخبر میماند<ref> نیشابوری، سراج. '''''اللّمع.... .''''' ص56.</ref>. | ||
== '''ماخذ:''' == | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
== منبع اصلی == | |||
دانشنامه ایران | |||
== نویسنده مقاله == | |||
اصغر دادبه | اصغر دادبه | ||
نسخهٔ ۱ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۳۱
مراقبه، در لغت مواظبت و نگاهبانی است و در اصطلاح صوفیانه، حالی است که با یقین سالک نسبت به اگاهی حق بر ضمایر، اغاز میشود، با تمرکز یا حَصْر فکر وی در حق ادامه مییابد و سرانجام با بیخبری سالک از انچه جز حق است به کمال میرسد. بنابراین، مراقبه شامل سه مرحله است:
الف) یقین سالک از اگاهی حق بر ضمایر: بدین معنی که سالک در حالتی قرار گیرد که به یقین دریابد حق در جمیع اوقات از ما فی الضّمیر او اگاه است. از پرتو این یقین، سالک مراقب است تا خَواطِر ناپسند، دل او را از یاد خدا باز ندارد و اندیشههای بد به قلبش راه نیابد. به همین سبب، مراقبه را به نگاه داشتن قلب از بدیها تعبیر میکنند.
ب) محصور شدن اندیشه سالک به حق: یعنی سالک چنان مراقبت ورزد و بدان گونه اندیشه خود را به حق مشغول دارد، که ما سوی الله (= جز خدا) را به فراموشی سپارد و جز حق در اندیشهاش نماند. سالک، در حال مراقبه، بیحرکت مینشیند و فکر خود را متمرکز میسازد و بدین سان در مطلوب (خدا) مستغرق میگردد[۱]. در تذکرهالاولیا از قول شبلی نقل شده که گفت: «پیشِ نوری (ابوالحسین نوری، متوفی 295ق/م) شدم. او را دیدم به مراقبت نشسته که مویی بر تن او حرکت نمیکرد. گفتم: مراقبتی چنین نیکو از که اموختی؟ گفت: از گربهای که بر سوراخ موش بود و او از من بسیار ساکنتر بود»[۲].
ج) بیخبری سالک از مراقبه خود: در این مرحله، میان سالک و حق حجابی نمیمانَد و در حالی که سراپای وجود سالک مراقبت است و از حق میطلبد تا او را رعایت کند. چنان بیخود میشود که از مراقبه خود نیز بیخبر میماند[۳].
ماخذ:
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
اصغر دادبه