پرش به محتوا

مرشد: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''مرشد،''' در لغت به معني ارشاد كننده و راهنماست و در اصطلاح تصوف و عرفان، راهنماي طالبان حق به سوي حق است. بدين معنا كه چون انسان از خواب غفلت بيدار شود و توبه كند در مي‌يابد كه سراسر وجودش نقص و كاستي است و نيازمند آن است كه به كمال برسد. احساس ن...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''مرشد،''' در لغت به معني ارشاد كننده و راهنماست و در اصطلاح تصوف و عرفان، راهنماي طالبان حق به سوي حق است. بدين معنا كه چون انسان از خواب غفلت بيدار شود و توبه كند در مي‌يابد كه سراسر وجودش نقص و كاستي است و نيازمند آن است كه به كمال برسد. احساس نقص و نياز به كمال از سوي تائبي كه طالب حقيقت است موجب مي‌شود تا راهنما و مددكاري بجويد و در جريان حق‌جويي از او ياري بطلبد. از اين راهنما، كه نشان دهندة راه و رسم حقيقت به سالك است، اصطلاحاً به مرشد، پير، مراد، خضر، خضرراه، غوث، ولي (جمع آن: اوليا= اولياءاللهشيخ، قطب، دليل راه و ... تعبير مي‌شود. مرشد يا پير، كسي است كه خود راه حق را طي كرده و به تعبير حافظ از راه و رسم منزل‌ها با خبر است. بر طبق اصول تصوف و عرفان اولاً، سالك كه از او به مريد نيز تعبير مي‌شود بايد دست ارادت به پيري (= مرشدي) كه بر‌مي‌گزيند بدهد و تحت نظر او به رهروي يا سير در مسير حقيقت بپردازد. در آثار عرفاني از ضرورت وجود پير و انتخاب پير از سوي رهرو (= سالك) سخن‌ها رفته و تصريح  شده است كه سير و سلوك بدون راهنمايي پير منجر به بيراهي و گمراهي مي‌شود كه به گفتة حافظ:
'''[[مرشد]]،''' در لغت به معنی ارشاد کننده و راهنماست و در اصطلاح تصوف و عرفان، راهنمای طالبان حق به سوی حق است. بدین معنا که چون انسان از خواب غفلت بیدار شود و توبه کند در می‌یابد که سراسر وجودش نقص و کاستی است و نیازمند ان است که به کمال برسد. احساس نقص و نیاز به کمال از سوی تائبی که طالب حقیقت است موجب می‌شود تا راهنما و مددکاری بجوید و در جریان حق‌جویی از او یاری بطلبد. از این راهنما، که نشان دهنده راه و رسم حقیقت به سالک است، اصطلاحاً به مرشد، پیر، مراد، خضر، خضرراه، غوث، ولی (جمع ان: اولیا= اولیاءاللهشیخ، قطب، دلیل راه و ... تعبیر می‌شود. مرشد یا پیر، کسی است که خود راه حق را طی کرده و به تعبیر حافظ از راه و رسم منزل‌ها با خبر است. بر طبق اصول تصوف و عرفان اولاً، سالک که از او به مرید نیز تعبیر می‌شود باید دست ارادت به پیری (= مرشدی) که بر‌می‌گزیند بدهد و تحت نظر او به رهروی یا سیر در مسیر حقیقت بپردازد. در اثار عرفانی از ضرورت وجود پیر و انتخاب پیر از سوی رهرو (= سالک) سخن‌ها رفته و تصریح  شده است که سیر و سلوک بدون راهنمایی پیر منجر به بیراهی و گمراهی می‌شود که به گفته حافظ:


قطع اين مرحله بي‌همرهي خضر مكن                     ظلمات است بترس از خطر گمراهي
قطع این مرحله بی‌همرهی خضر مکن                     ظلمات است بترس از خطر گمراهی


ثانياً، مريد بايد دستورهاي مراد (= پير) خود را بي‌چون و چرا اجرا كند، حتي اگر به ظاهر خلاف شرع باشد كه اين مخالفت، ظاهري است و هرگونه ترديد در درستي اوامر پير و حتي تأمّل در اجراي دستورهاي وي از سوي مريد «كفر طريقت» محسوب مي‌شود كه باز هم به گفتة حافظ:
ثانیاً، مرید باید دستورهای مراد (= پیر) خود را بی‌چون و چرا اجرا کند، حتی اگر به ظاهر خلاف شرع باشد که این مخالفت، ظاهری است و هرگونه تردید در درستی اوامر پیر و حتی تأمّل در اجرای دستورهای وی از سوی مرید «کفر طریقت» محسوب می‌شود که باز هم به گفته حافظ:


به مي سجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد             كه سالك بي‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید             که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها


پير (= مرشد) را به پير صحبت (= مصاحب= راهنما) و پير خرقه تقسيم كرده‌اند:
پیر (= مرشد) را به پیر صحبت (= مصاحب= راهنما) و پیر خرقه تقسیم کرده‌اند:


'''1) پير خرقه،''' پيري است كه سالك، نخست بار از دست وي خرقه مي‌پوشد و ورودش به جرگة صوفيان تصديق مي‌شود.
'''1) پیر خرقه،''' پیری است که سالک، نخست بار از دست وی خرقه می‌پوشد و ورودش به جرگه صوفیان تصدیق می‌شود.


'''2) پير صحبت،''' يا پير دليل، پيري است كه عهده‌دار ارشاد، تربيت و تعليم و تلقين ذكر و در نهايت عهده‌دار رساندن سالك به سرمنزل مقصود است. پير صحبت، پيوسته مصاحب سالك است و كردارهاي او را تحت نظر مي‌گيرد و از او مراقبت مي‌كند و دستورها و پندهاي لازم را به سالك مي‌دهد و از آن‌چه نبايد (= ناشايست‌ها) او را باز مي‌دارد، كه به تعبير حافظ:
'''2) پیر صحبت،''' یا پیر دلیل، پیری است که عهده‌دار ارشاد، تربیت و تعلیم و تلقین ذکر و در نهایت عهده‌دار رساندن سالک به سرمنزل مقصود است. پیر صحبت، پیوسته مصاحب سالک است و کردارهای او را تحت نظر می‌گیرد و از او مراقبت می‌کند و دستورها و پندهای لازم را به سالک می‌دهد و از ان‌چه نباید (= ناشایست‌ها) او را باز می‌دارد، که به تعبیر حافظ:


نخست موعظة پير صحبت اين حرف است                  كه از معاشر ناجنس احتراز كنيد
نخست موعظه پیر صحبت این حرف است                  که از معاشر ناجنس احتراز کنید


==  '''ماخذ:''' ==
== نیز نگاه کنید به ==
== منبع اصلی ==
دانشنامه ایران
== نویسنده مقاله ==


'''مآخذ:'''


اصغر دادبه
اصغر دادبه

نسخهٔ ‏۱ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۲۶

مرشد، در لغت به معنی ارشاد کننده و راهنماست و در اصطلاح تصوف و عرفان، راهنمای طالبان حق به سوی حق است. بدین معنا که چون انسان از خواب غفلت بیدار شود و توبه کند در می‌یابد که سراسر وجودش نقص و کاستی است و نیازمند ان است که به کمال برسد. احساس نقص و نیاز به کمال از سوی تائبی که طالب حقیقت است موجب می‌شود تا راهنما و مددکاری بجوید و در جریان حق‌جویی از او یاری بطلبد. از این راهنما، که نشان دهنده راه و رسم حقیقت به سالک است، اصطلاحاً به مرشد، پیر، مراد، خضر، خضرراه، غوث، ولی (جمع ان: اولیا= اولیاءالله)، شیخ، قطب، دلیل راه و ... تعبیر می‌شود. مرشد یا پیر، کسی است که خود راه حق را طی کرده و به تعبیر حافظ از راه و رسم منزل‌ها با خبر است. بر طبق اصول تصوف و عرفان اولاً، سالک که از او به مرید نیز تعبیر می‌شود باید دست ارادت به پیری (= مرشدی) که بر‌می‌گزیند بدهد و تحت نظر او به رهروی یا سیر در مسیر حقیقت بپردازد. در اثار عرفانی از ضرورت وجود پیر و انتخاب پیر از سوی رهرو (= سالک) سخن‌ها رفته و تصریح  شده است که سیر و سلوک بدون راهنمایی پیر منجر به بیراهی و گمراهی می‌شود که به گفته حافظ:

قطع این مرحله بی‌همرهی خضر مکن                     ظلمات است بترس از خطر گمراهی

ثانیاً، مرید باید دستورهای مراد (= پیر) خود را بی‌چون و چرا اجرا کند، حتی اگر به ظاهر خلاف شرع باشد که این مخالفت، ظاهری است و هرگونه تردید در درستی اوامر پیر و حتی تأمّل در اجرای دستورهای وی از سوی مرید «کفر طریقت» محسوب می‌شود که باز هم به گفته حافظ:

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید             که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

پیر (= مرشد) را به پیر صحبت (= مصاحب= راهنما) و پیر خرقه تقسیم کرده‌اند:

1) پیر خرقه، پیری است که سالک، نخست بار از دست وی خرقه می‌پوشد و ورودش به جرگه صوفیان تصدیق می‌شود.

2) پیر صحبت، یا پیر دلیل، پیری است که عهده‌دار ارشاد، تربیت و تعلیم و تلقین ذکر و در نهایت عهده‌دار رساندن سالک به سرمنزل مقصود است. پیر صحبت، پیوسته مصاحب سالک است و کردارهای او را تحت نظر می‌گیرد و از او مراقبت می‌کند و دستورها و پندهای لازم را به سالک می‌دهد و از ان‌چه نباید (= ناشایست‌ها) او را باز می‌دارد، که به تعبیر حافظ:

نخست موعظه پیر صحبت این حرف است                  که از معاشر ناجنس احتراز کنید

ماخذ:

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

اصغر دادبه