میرداماد: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی « '''ميرداماد،''' محمدباقر حسيني استرآبادي، د. 1041ق/ 2-1631م، فيلسوف، متكلم و فقيه شيعي دورة صفويه. خاندان او در اصل استرآبادي ساكن اصفهان بودند كه مركز سياسي و علمي ايران آن دوران بهشمار ميرفت. پدر محمدباقر، ميرشمسالدين محمد به سبب ازدواج با دخ...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''[[میرداماد]]،''' محمدباقر حسینی استرآبادی د. 1041ق/ 2-1631م، فیلسوف، متکلم و فقیه شیعی دوره صفویه. خاندان او در اصل استرآبادی ساکن اصفهان بودند که مرکز سیاسی و علمی ایرانان دوران بهشمار میرفت. پدر محمدباقر، میرشمسالدین محمد به سبب ازدواج با دختر محقق کرکی فقیه و متکلم مشهور لقب داماد گرفته بود که این لقب به محمدباقر نیز رسید. میرداماد با پرورش در خاندانی اهل علم، بهزودی به دانشمندی پر مایه مبدل شد و چنانکهاثار باقیمانده از او گواهی میدهند، در علوم دینی همچون فقه و اصول و تفسیر و حدیث قویدست و صاحب نظر شد. در زندگی شخصی نیز همانند یک عالم دینی به تکالیف مذهبی پایبندی داشت و عبادات زهدگونه و دشوار از او نقل شدهاند. اما عمده اهمیت و شهرت او به واسطهاثارش در فلسفه و کلام بهدستامده است. وی با شیخ بهائی دوستی نزدیک و عمیق داشت و هر دو از مقربان شاه عباس صفوی بودند. میرداماد در دوره شاه صفی به عتبات رفت و در همانجا وفات یافت و بین نجف و کربلا مدفون گردید<ref>خوانساری محمدباقر. '''''روضات الجنات.''''' قم: 1391ق، 2/62- 66.</ref>. میرداماد، هر چند که در پرتو درخشش نام و شهرت شاگردش ملاصدرا، در پهنه تاریخ فلسفه تقریباً بر کنار مانده است، لیکن مهمترین نقش را در انتقال و گسترش میراث عقلی حکمت و فلسفه سدههای 6 و 7ق به سده 11ق دارد. نخستانکه از حلقه درس او مردان بزرگی در حکمت و فلسفه چون ملاصدرا<sup>*</sup>، سید احمد علوی ملا خلیل قزوینی و قطبالدین اشکوری بیرونامدند. دیگرانکه مقایسهاثار ملاصدرا نماینده مطلق و بیچون و چرای مکتب فلسفی اصفهان و یکی از چند فیلسوف بزرگ ایران ـ و جهان، بااثار میرداماد، که اغلب ناتمام و دشوار و پیچیده و گاه رمزی میباشند، نشان میدهد که جرقههای اصلی اندیشه ملاصدرا در روش و اسلوب، پس ازاشنائی با میرداماد که فلسفه خود را حکمت یمانی نامیده، به وجودامدهاند. به سخن دیگر، زمینهای که دران فلسفه ابن سینائی و حکمت اشراقی و عرفان ابن عربی و کلام شیعی (کلام، قرآن و خبر) درامیختند و حکمتی را پدیداوردند که چونان همراه و لازم مذهب تشیع تا کنون استوار مانده است، با میرداماداغاز شد و پس از پرورده شدن در اندیشه ملاصدرا از طریق او بهایندگان منتقل گردید<ref>نصر، حسین. '''''«مکتب اصفهان»'''''. ترجمه عبدالحسیناذرنگ، '''''در تاریخ فلسفه در اسلام'''''. به کوشش م.م. شریف، تهران: 1365، 2/451-453.</ref>. یکی از اندیشههای بنیادی میرداماد، که با بیان خاص او ابداعی نیز به شمار میآید، نظریه او درباره سرمد، دهر و زمان است که در کتاب ''الصراط المستقیم'' او به تفصیلامده است. در این کتاب که موضوعان، حدوث و قدم خود از مسائل پیچیده فلسفه به شمار میرود، زبان میرداماد نسبت به دیگراثارش پیچیدگی کمتری دارد. ازاثار متعدد میرداماد، که به سبب دشواری زبان و پیچیدگی بیان و اصطلاحات او کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند، اخیراً چند کتاب مهم و کلیدی: ''الصراط المستقیم''، ''تقویم'' ''الایمان''، ''جذوات''، ''مواقیت'' و شرحی بر قبسات او به نام ''شرح القبسات''،<ref>همگی به کوشش علی اوجبی تهران: نشر میراث مکتوب.</ref> نیز، ''نبراس'' ''الضیاء'' ''و'' ''تسواء'' ''السواء''<ref>به کوشش حامد ناجیاصفهانی همانجا'''''، همان.'''''</ref> به روش تحقیقی و به گونهای ارزشمند به چاپ رسیدهاند. | ||
== '''مآخذ:''' == | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
== منبع اصلی == | |||
دانشنامه ایران | |||
== نویسنده مقاله == | |||
منوچهر پزشک | منوچهر پزشک | ||
نسخهٔ ۱ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۴۳
میرداماد، محمدباقر حسینی استرآبادی د. 1041ق/ 2-1631م، فیلسوف، متکلم و فقیه شیعی دوره صفویه. خاندان او در اصل استرآبادی ساکن اصفهان بودند که مرکز سیاسی و علمی ایرانان دوران بهشمار میرفت. پدر محمدباقر، میرشمسالدین محمد به سبب ازدواج با دختر محقق کرکی فقیه و متکلم مشهور لقب داماد گرفته بود که این لقب به محمدباقر نیز رسید. میرداماد با پرورش در خاندانی اهل علم، بهزودی به دانشمندی پر مایه مبدل شد و چنانکهاثار باقیمانده از او گواهی میدهند، در علوم دینی همچون فقه و اصول و تفسیر و حدیث قویدست و صاحب نظر شد. در زندگی شخصی نیز همانند یک عالم دینی به تکالیف مذهبی پایبندی داشت و عبادات زهدگونه و دشوار از او نقل شدهاند. اما عمده اهمیت و شهرت او به واسطهاثارش در فلسفه و کلام بهدستامده است. وی با شیخ بهائی دوستی نزدیک و عمیق داشت و هر دو از مقربان شاه عباس صفوی بودند. میرداماد در دوره شاه صفی به عتبات رفت و در همانجا وفات یافت و بین نجف و کربلا مدفون گردید[۱]. میرداماد، هر چند که در پرتو درخشش نام و شهرت شاگردش ملاصدرا، در پهنه تاریخ فلسفه تقریباً بر کنار مانده است، لیکن مهمترین نقش را در انتقال و گسترش میراث عقلی حکمت و فلسفه سدههای 6 و 7ق به سده 11ق دارد. نخستانکه از حلقه درس او مردان بزرگی در حکمت و فلسفه چون ملاصدرا*، سید احمد علوی ملا خلیل قزوینی و قطبالدین اشکوری بیرونامدند. دیگرانکه مقایسهاثار ملاصدرا نماینده مطلق و بیچون و چرای مکتب فلسفی اصفهان و یکی از چند فیلسوف بزرگ ایران ـ و جهان، بااثار میرداماد، که اغلب ناتمام و دشوار و پیچیده و گاه رمزی میباشند، نشان میدهد که جرقههای اصلی اندیشه ملاصدرا در روش و اسلوب، پس ازاشنائی با میرداماد که فلسفه خود را حکمت یمانی نامیده، به وجودامدهاند. به سخن دیگر، زمینهای که دران فلسفه ابن سینائی و حکمت اشراقی و عرفان ابن عربی و کلام شیعی (کلام، قرآن و خبر) درامیختند و حکمتی را پدیداوردند که چونان همراه و لازم مذهب تشیع تا کنون استوار مانده است، با میرداماداغاز شد و پس از پرورده شدن در اندیشه ملاصدرا از طریق او بهایندگان منتقل گردید[۲]. یکی از اندیشههای بنیادی میرداماد، که با بیان خاص او ابداعی نیز به شمار میآید، نظریه او درباره سرمد، دهر و زمان است که در کتاب الصراط المستقیم او به تفصیلامده است. در این کتاب که موضوعان، حدوث و قدم خود از مسائل پیچیده فلسفه به شمار میرود، زبان میرداماد نسبت به دیگراثارش پیچیدگی کمتری دارد. ازاثار متعدد میرداماد، که به سبب دشواری زبان و پیچیدگی بیان و اصطلاحات او کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند، اخیراً چند کتاب مهم و کلیدی: الصراط المستقیم، تقویم الایمان، جذوات، مواقیت و شرحی بر قبسات او به نام شرح القبسات،[۳] نیز، نبراس الضیاء و تسواء السواء[۴] به روش تحقیقی و به گونهای ارزشمند به چاپ رسیدهاند.
مآخذ:
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
منوچهر پزشک