حق التألیف: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی « '''حق التأليف'''[1]'''،''' يا حقالتحرير وجه يا وجوهي كه ناشر، طبق قرارداد فيمابين، در ازاي دريافت حقوق نشر اثر (براي هميشه يا مدتي محدود) به مؤلف آن ميپردازد.<sup>1</sup> در روزگارهاي كهن، يگانه طرز پرداخت حق التأليف (ادبي) صله بوده كه ادبپروران به...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''حق التأليف''' | '''حق التأليف'''(Royalty)'''،''' يا حقالتحرير وجه يا وجوهي كه ناشر، طبق قرارداد فيمابين، در ازاي دريافت حقوق نشر اثر (براي هميشه يا مدتي محدود) به مؤلف آن ميپردازد<ref>سلطاني، پوري؛ راستين، فروردين'''. ''دانشنامة كتابداري و اطلاعرساني''.''' تهران: فرهنگ معاصر، 1379، ذيل «حق تأليف».</ref>. | ||
در روزگارهاي كهن، يگانه طرز پرداخت حق التأليف (ادبي) صله بوده كه ادبپروران به اديبان اعطا ميكردهاند.پرداخت حق التأليف(درصدي) به مؤلفان آثار در ايران با رونق گرفتن كار نشر كتاب و پا گرفتن مؤسسههاي انتشاراتي نسبتاً بزرگ در دهة 1330 باب شده است. قبل از آن، كتابفروشانِ ناشر، مانند انتشارات ابنسينا يا كانون معرفت تهران، معمولاً ده درصد نسخههاي چاپ شده از كتاب را به عنوان حقالتأليف يا حقالترجمه عيناً به پديدآورنده تحويل ميدادند، و اگراو تصميم به فروش اين نسخهها ميگرفت، طبعاً با كسر تخفيف فروش، چيزي معادل 7 يا 8 درصد بهاي شمارگان نصيبش ميشد. | در روزگارهاي كهن، يگانه طرز پرداخت حق التأليف (ادبي) صله بوده كه ادبپروران به اديبان اعطا ميكردهاند.پرداخت حق التأليف(درصدي) به مؤلفان آثار در ايران با رونق گرفتن كار نشر كتاب و پا گرفتن مؤسسههاي انتشاراتي نسبتاً بزرگ در دهة 1330 باب شده است. قبل از آن، كتابفروشانِ ناشر، مانند انتشارات ابنسينا يا كانون معرفت تهران، معمولاً ده درصد نسخههاي چاپ شده از كتاب را به عنوان حقالتأليف يا حقالترجمه عيناً به پديدآورنده تحويل ميدادند، و اگراو تصميم به فروش اين نسخهها ميگرفت، طبعاً با كسر تخفيف فروش، چيزي معادل 7 يا 8 درصد بهاي شمارگان نصيبش ميشد. | ||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
مؤسسات انتشاراتي در ايران ترجيح ميدهند حقوق نشر كتاب با شمارگان بالا ـ مانند كتابهاي درسي و كمكدرسي ـ را يكجا به صورت مقطوع از پديدآورندگان آن آثار خريداري و به خود منتقل كنند. در مورد آثاري كه داراي مؤلفان متعدد هستند (مثل دايرةالمعارفها و ساير كتابهاي مرجع) نيز به همين ترتيب عمل ميشود. | مؤسسات انتشاراتي در ايران ترجيح ميدهند حقوق نشر كتاب با شمارگان بالا ـ مانند كتابهاي درسي و كمكدرسي ـ را يكجا به صورت مقطوع از پديدآورندگان آن آثار خريداري و به خود منتقل كنند. در مورد آثاري كه داراي مؤلفان متعدد هستند (مثل دايرةالمعارفها و ساير كتابهاي مرجع) نيز به همين ترتيب عمل ميشود. | ||
حقالتأليف درصدي در مورد كتابهايي بيشتر معمول است كه يكسره متن هستند و سهم مؤلف در پديدآوردن آن كاملاً مشخص است و بر مبناي كلّ بهاي شمارگان در هر نوبت چاپ و طبق فرمول زير محاسبه و پرداخت ميگردد:< | حقالتأليف درصدي در مورد كتابهايي بيشتر معمول است كه يكسره متن هستند و سهم مؤلف در پديدآوردن آن كاملاً مشخص است و بر مبناي كلّ بهاي شمارگان در هر نوبت چاپ و طبق فرمول زير محاسبه و پرداخت ميگردد:<ref>آذرنگ، عبدالحسين'''. ''آشنايي با چاپ و نشر''.''' تهران: سمت، 1375، ص 143.</ref> | ||
100 / درصد توافقي ناشر و مؤلف × شمارگان × بهاي كتاب = حقالتأليف | 100 / درصد توافقي ناشر و مؤلف × شمارگان × بهاي كتاب = حقالتأليف | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
در ايران، ناشران حداكثر مبلغي كه به مؤلفان بعد از عقد قرارداد ميپردازند يك پنجم يا حداكثر يك چهارم حقالتأليف برآورده شده براي چاپ اول كتاب است. | در ايران، ناشران حداكثر مبلغي كه به مؤلفان بعد از عقد قرارداد ميپردازند يك پنجم يا حداكثر يك چهارم حقالتأليف برآورده شده براي چاپ اول كتاب است. | ||
در هر حال، بذل توجه به حقوق مادي پديدآورندگان، دوشادوش عوامل ديگر، بر توليد و نشر كتاب و ميزان و چگونگي اثرآفريني مؤثر بوده و هست؛ و ناخرسندي پديدآورندگان از قراردادهاي حقوقي نشر، كه حقالتأليف هم جرو آنهاست، يكي از علل رويكرد به خودناشري | در هر حال، بذل توجه به حقوق مادي پديدآورندگان، دوشادوش عوامل ديگر، بر توليد و نشر كتاب و ميزان و چگونگي اثرآفريني مؤثر بوده و هست؛ و ناخرسندي پديدآورندگان از قراردادهاي حقوقي نشر، كه حقالتأليف هم جرو آنهاست، يكي از علل رويكرد به خودناشري(Self - Publishing) در اغلب كشورهاست<ref>همو. '''''شمهاي از انتشار كتاب در ايران.''''' تهران: نشر كتابدار، 1378، ص 61-72. </ref><ref>امامي، كريم. «حقالتأليف»، '''''داكا'''''.</ref>. | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
== '''مآخذ''' == | |||
کریم امامی | کریم امامی | ||
تلخیص نرگس نشاط | تلخیص نرگس نشاط | ||
نسخهٔ ۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۲۱
حق التأليف(Royalty)، يا حقالتحرير وجه يا وجوهي كه ناشر، طبق قرارداد فيمابين، در ازاي دريافت حقوق نشر اثر (براي هميشه يا مدتي محدود) به مؤلف آن ميپردازد[۱].
در روزگارهاي كهن، يگانه طرز پرداخت حق التأليف (ادبي) صله بوده كه ادبپروران به اديبان اعطا ميكردهاند.پرداخت حق التأليف(درصدي) به مؤلفان آثار در ايران با رونق گرفتن كار نشر كتاب و پا گرفتن مؤسسههاي انتشاراتي نسبتاً بزرگ در دهة 1330 باب شده است. قبل از آن، كتابفروشانِ ناشر، مانند انتشارات ابنسينا يا كانون معرفت تهران، معمولاً ده درصد نسخههاي چاپ شده از كتاب را به عنوان حقالتأليف يا حقالترجمه عيناً به پديدآورنده تحويل ميدادند، و اگراو تصميم به فروش اين نسخهها ميگرفت، طبعاً با كسر تخفيف فروش، چيزي معادل 7 يا 8 درصد بهاي شمارگان نصيبش ميشد.
مؤسسات انتشاراتي در ايران ترجيح ميدهند حقوق نشر كتاب با شمارگان بالا ـ مانند كتابهاي درسي و كمكدرسي ـ را يكجا به صورت مقطوع از پديدآورندگان آن آثار خريداري و به خود منتقل كنند. در مورد آثاري كه داراي مؤلفان متعدد هستند (مثل دايرةالمعارفها و ساير كتابهاي مرجع) نيز به همين ترتيب عمل ميشود.
حقالتأليف درصدي در مورد كتابهايي بيشتر معمول است كه يكسره متن هستند و سهم مؤلف در پديدآوردن آن كاملاً مشخص است و بر مبناي كلّ بهاي شمارگان در هر نوبت چاپ و طبق فرمول زير محاسبه و پرداخت ميگردد:[۲]
100 / درصد توافقي ناشر و مؤلف × شمارگان × بهاي كتاب = حقالتأليف
در ايران، ناشران حداكثر مبلغي كه به مؤلفان بعد از عقد قرارداد ميپردازند يك پنجم يا حداكثر يك چهارم حقالتأليف برآورده شده براي چاپ اول كتاب است.
در هر حال، بذل توجه به حقوق مادي پديدآورندگان، دوشادوش عوامل ديگر، بر توليد و نشر كتاب و ميزان و چگونگي اثرآفريني مؤثر بوده و هست؛ و ناخرسندي پديدآورندگان از قراردادهاي حقوقي نشر، كه حقالتأليف هم جرو آنهاست، يكي از علل رويكرد به خودناشري(Self - Publishing) در اغلب كشورهاست[۳][۴].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
کریم امامی
تلخیص نرگس نشاط