تقلید: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''تقلید،''' كسی كه گفتار و كردار دیگران را به طور مسخره عمل كند، و ادا و نوای آنها را در آورد | '''تقلید،''' كسی كه گفتار و كردار دیگران را به طور مسخره عمل كند، و ادا و نوای آنها را در آورد<ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایره المعارف فارسی.''''' تهران: شركت سهامی كتابهای جیبی، چاپ دوم 1381، جلد دوم، بخش دوم (م ـ ی)، ص2827.</ref>. تقلید، الفاظ و اعمال كسی را نشان دادن؛ عنوانی است كُلی، به همه نمایشهای شادیآور غیر مذهبی، كه در دوران صفویه اجرا میگردید.<sup>2</sup> تقلید از ادامه «مضحكه» و توسعه این هنر نمایش سنّتی شكل گرفته است. این نوع نمایش نسبت به مضحكه، داستانهای بلندتری داشت و جنبه آوازی آن شكل مناسبتری به خود گرفت؛ آواز ممكن بود در جایی از بازی به طور مستقل و به مناسبت خوانده شود؛ اما گفتگوها به آواز نبود. به سبب اینكه، لهجهها و خصوصیات اهالی روستاها و شهرهای ایران، به وسیله بازیگران مورد تقلید قرار میگرفت، عنوان «تقلید» به این گونه نمایشها اطلاق گردید.<sup>3</sup> مقلدها همان لوتیهای مطرب دورهگرد خرده نمایش «مضحكه» بودند. شكل نمایش تقلید بدین گونه بود كه: «بازیگران وقتی كه به هم میرسیدند، بعد از سلام و احوالپرسی كه با تقلید لهجه و خصوصیات رفتاری مردم شهرها و دِههای ایران همراه بود؛ و با بروز اختلافی بینشان، كار به دعوا و مرافعه كشیده میشد و فرصت به مسخره كردن لهجه و خصوصیات یكدیگر میرسید و داستان را با زد و خورد و فرار و تعقیب به پایان میرساندند؛ و این یكی از سادهترین شكلهای نمایش تقلید بود.<sup>4</sup> در دوران صفویه، دستههای تقلیدچی در چند شهر به خصوص در اصفهان و شیراز از اعتبار خاصی برخوردار شدند، و به همین دلیل گاهی هم به خانههای مردم قشرهای متوسط و حتی پائینتر دعوت میشدند، تا در جشنهایی مثل، عروسی، نامگذاری نوزاد، ختنه سوران و نظایر اینها، نمایش بدهند. با پیدایی [[قهوه خانه های ایران|قهوهخانهها]] در همان دوران، پاتوقی مناسب برای تقلیدچیها فراهم شد، كه علاوه بر استراحت، در این مكانها نیز به هنرنمایی بپردازند.<sup>5</sup> استقبال عمومی و خصوصی از نمایش «تقلید»، جستجوی راههای تازهای را برای بسط و توسعه آن، فراهم كرد؛ و با رد و بدل شدن برخی عناصر نمایشی بین بازیگران تقلید، به تدریج شكل نمایشها، دارای وحدت و حدود معلومی شد، و وجوه اشتراك، به صورت سنّت نمایشی «تقلید» درآمد:<sup>6</sup> و تقلیدها به چهار شكل اجرا میگردید: | ||
1- تقلیدهای تاریخی و اساطیری. در این شكل، اشخاص بازی و قصهها، همه از افراد و ماجراهای شناخته شده تاریخی و اسطورهای بودند. مانند «بیژن و منیژه»، «خسرو و شیرین»، «هارونالرشید» و ... تقلیدچیها در زمان و مكان این شكل از تقلیدها دخل و تصرف میكردند و بسیاری از تكیه كلامها و اصطلاحها را امروزی و خارج از زمان و مكان ادا میكردند و هجوی خاص در آن وارد میكردند. | 1- تقلیدهای تاریخی و اساطیری. در این شكل، اشخاص بازی و قصهها، همه از افراد و ماجراهای شناخته شده تاریخی و اسطورهای بودند. مانند «بیژن و منیژه»، «خسرو و شیرین»، «هارونالرشید» و ... تقلیدچیها در زمان و مكان این شكل از تقلیدها دخل و تصرف میكردند و بسیاری از تكیه كلامها و اصطلاحها را امروزی و خارج از زمان و مكان ادا میكردند و هجوی خاص در آن وارد میكردند. | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
'''مآخذ:''' | '''مآخذ:''' | ||
1. | 1. دایره المعارف فارسی: به سرپرستی غلامحسین مصاحب، تهران: شركت سهامی كتابهای جیبی، چاپ دوم 1381، جلد دوم، بخش دوم (م ـ ی)، ص2827. | ||
2. شهریاری، خسرو. '''''كتاب''''' '''''نمایش'''''. تهران: امیركبیر، چاپ اول 1365، دفتر اول (آ ـ و)، ص80. | 2. شهریاری، خسرو. '''''كتاب''''' '''''نمایش'''''. تهران: امیركبیر، چاپ اول 1365، دفتر اول (آ ـ و)، ص80. | ||
نسخهٔ ۱۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۰۴
تقلید، كسی كه گفتار و كردار دیگران را به طور مسخره عمل كند، و ادا و نوای آنها را در آورد[۱]. تقلید، الفاظ و اعمال كسی را نشان دادن؛ عنوانی است كُلی، به همه نمایشهای شادیآور غیر مذهبی، كه در دوران صفویه اجرا میگردید.2 تقلید از ادامه «مضحكه» و توسعه این هنر نمایش سنّتی شكل گرفته است. این نوع نمایش نسبت به مضحكه، داستانهای بلندتری داشت و جنبه آوازی آن شكل مناسبتری به خود گرفت؛ آواز ممكن بود در جایی از بازی به طور مستقل و به مناسبت خوانده شود؛ اما گفتگوها به آواز نبود. به سبب اینكه، لهجهها و خصوصیات اهالی روستاها و شهرهای ایران، به وسیله بازیگران مورد تقلید قرار میگرفت، عنوان «تقلید» به این گونه نمایشها اطلاق گردید.3 مقلدها همان لوتیهای مطرب دورهگرد خرده نمایش «مضحكه» بودند. شكل نمایش تقلید بدین گونه بود كه: «بازیگران وقتی كه به هم میرسیدند، بعد از سلام و احوالپرسی كه با تقلید لهجه و خصوصیات رفتاری مردم شهرها و دِههای ایران همراه بود؛ و با بروز اختلافی بینشان، كار به دعوا و مرافعه كشیده میشد و فرصت به مسخره كردن لهجه و خصوصیات یكدیگر میرسید و داستان را با زد و خورد و فرار و تعقیب به پایان میرساندند؛ و این یكی از سادهترین شكلهای نمایش تقلید بود.4 در دوران صفویه، دستههای تقلیدچی در چند شهر به خصوص در اصفهان و شیراز از اعتبار خاصی برخوردار شدند، و به همین دلیل گاهی هم به خانههای مردم قشرهای متوسط و حتی پائینتر دعوت میشدند، تا در جشنهایی مثل، عروسی، نامگذاری نوزاد، ختنه سوران و نظایر اینها، نمایش بدهند. با پیدایی قهوهخانهها در همان دوران، پاتوقی مناسب برای تقلیدچیها فراهم شد، كه علاوه بر استراحت، در این مكانها نیز به هنرنمایی بپردازند.5 استقبال عمومی و خصوصی از نمایش «تقلید»، جستجوی راههای تازهای را برای بسط و توسعه آن، فراهم كرد؛ و با رد و بدل شدن برخی عناصر نمایشی بین بازیگران تقلید، به تدریج شكل نمایشها، دارای وحدت و حدود معلومی شد، و وجوه اشتراك، به صورت سنّت نمایشی «تقلید» درآمد:6 و تقلیدها به چهار شكل اجرا میگردید:
1- تقلیدهای تاریخی و اساطیری. در این شكل، اشخاص بازی و قصهها، همه از افراد و ماجراهای شناخته شده تاریخی و اسطورهای بودند. مانند «بیژن و منیژه»، «خسرو و شیرین»، «هارونالرشید» و ... تقلیدچیها در زمان و مكان این شكل از تقلیدها دخل و تصرف میكردند و بسیاری از تكیه كلامها و اصطلاحها را امروزی و خارج از زمان و مكان ادا میكردند و هجوی خاص در آن وارد میكردند.
2- تقلیدهای مربوط به زندگی روزمره. در این شكل از نمایش، اشخاص اصلی از طبقات عادی مردم بودند. مانند: «داماد فراری»، «حاجی كاشی»، «مازندرانی و كاشی»، «نصیب و قسمت»، «مشتی و نیم مشتی»، «طبیب كاشی»، «طبیب مازندرانی»، «عروسی هالو» و ... قابلیت بازیگر، در برخوردهایش با نارواییها، نادرستیهای شرایط و رسوا كردن رفتار و كردار آدمهای بد ذات و شرور، درشت كردن عیبها و كمبودها، كه به نحوی خندهآور عرضه میشد.
3- تقلیدهای تخیلی. بازی بازیگران تقلید در این شكل نمایش به سوی تخیل و آرزو كشیده میشد. ظرافت و پیچیدگی در این نوع تقلید حالت شاعرانهای پیدا میكرد و بازیها با حفظ جنبش و تحرك كه رنگآمیزی درخشانی از عواطف را به همراه داشت.
4- تقلیدهای شبه اخلاقی. در این شكل تقلید، تیغ انتقاد كند شده و جنبههای شعار گونه آن فراوان و از اوایل قرن چهاردهم شمسی رواج بیشتری پیدا كرد. جالبترین نكته این دست تقلیدها، پیدایش تیپ تازهای بود به نام «فكلی» كه با عصایی نازك و عینك یك چشم و كت سفید و شلوار سیاه رنگ و با پاپیونی با رنگهای تند و شاد و با ادا و رفتارهایی كه با لهجه فرنگی اجرا میگردید، وارد این نمایش شد. فكلی، پسر فرنگ رفته حاجی و یا گاهی خواستگار دختر حاجی بود؛ و به هر حال عدم تفاهمهای او و خانواده پایبند به آداب و سنتها، زمینههای خندهآور موفقی را ایجاد میكرد كه باعث پیدایی و تحول یك رشته نمایشهای مشابه به دیگر گردید.7 در بین مقلدان مشهور، سه نفر، نام خود را به عنوان اشخاصی تأثیرگذار در اینگونه نمایش، ثبت كردهاند: «كچل عنایت، مسخره درباری شاه عباس بود. اسمش كربلایی عنایت بود و او را بدین مناسبت كل عنایت میخواندند. ولی شاه عباس كل را مبدل به كچل ساخت و او را كچل عنایت نامید».8 دومین مقلد مشهور، اسماعیل بزاز دلقك و مقلد دربار ناصرالدین شاه است: «اسماعیل بزاز چنانكه از لقبش پیداست، بزاز و طبیعتاً مرد خوشمزهای بود. ابتدا در مجالس رفقای خود لودگی زیاد میكرد. بالاخره با داشتن كسب بزّازی یكی از سردستههای عمله طرب و شاهشناس شد...».9 كریم شیرهای از بازیگران و نوآوران این گونه نمایشها بوده است: «در عهد سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، مسخره معروفی در دربار بود به نام كریم شیرهای كه هم برقرار كننده و ابداع كننده نمایشهای دربار بود و هم نایب نقارهخانه دولتی و رئیس دستههای مطرب درجه دوم و سوم غیر دولتی پایتخت. لقب شیرهای كه پشت بند نام او بود، شیرینی نمایشها و مسخرهگیهای او را به یاد میآورد».10 همزمان با آغاز جنبش مشروطیت و اواخر دوران قاجار، دستههای مقلد تهران در پاتوقهایی مانند، «باغ ایلچی»، «قهوهخانه قتلگاه»، «قهوهخانه نایب علی»، «قهوهخانه امامزاده زید»، «قهوهخانه پستخانه»، «قهوهخانه سیدولی»، نمایشهای تقلید را اجرا میكردهاند. اقبالی كه از این نمایشها صورت گرفت، به تدریج از اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی، دستههای تقلید برای خود، دكههایی به نام «بنگاه شادمانی» ترتیب دادند و محلی شد برای مراجعه مردم و دعوت از دستههای تقلید برای اجرای نمایش در جشنها و سرور آنان. نخستین بنگاه شادمانی در 1301ش در پاچنار تشكیل شد. «تئاتر سعادت» یكی از این محلها بود، كه برای نخستین بار زنی به نام «شالمانی گل» به نمایش تقلید پرداخت؛ و به همین دلیل عدهای به این تماشاخانه حمله و آن را آتش زدند. پس از «شالمانی گل» زنان دیگری مانند «ملوك مولودی» و «پری گلوبندكی» به دستههای تقلید پیوستند.11 در سالهای پایانی نیمه اول قرن چهاردهم شمسی، در خیابان سیروس تهران؛ به آخرین بازماندههای دكهها و بنگاههای شادمانی، كه بازیگرانش در عروسی و جشنها به هنرنمایی میپرداختند؛ با مرگ «عباس مؤسس» در 1341ش، كسی كه برای زنده نگهداشتن سنّت نمایشی «تقلید» از هیچ كوششی فروگذار نكرده بود؛ ضربهای سخت وارد آمد؛ و پیآمد آن، با به آتش كشیده شدن دكهها و مراكز مطربی در 1342ش، دوران طلائی آن به پایان رسید.12
مآخذ:
1. دایره المعارف فارسی: به سرپرستی غلامحسین مصاحب، تهران: شركت سهامی كتابهای جیبی، چاپ دوم 1381، جلد دوم، بخش دوم (م ـ ی)، ص2827.
2. شهریاری، خسرو. كتاب نمایش. تهران: امیركبیر، چاپ اول 1365، دفتر اول (آ ـ و)، ص80.
3. بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. تهران: چاپ كاویان، مهرماه 1344، ص168.
4. همان كتاب، ص168 و 169.
5. شهریاری، خسرو. كتاب نمایش. ص80.
6. بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. ص172.
7. همان كتاب، ص198 تا 200.
8. جمالزاده، محمدعلی. هزار پیشه. تهران: چاپ علمی و زوار، 1326، ص139.
9. مستوفی، عبدالله. شرح زندگانی من. تهران: زوار، چاپ دوم، جلد دوم، ص227.
10. همان كتاب، ج 1، ص359 و 360.
11. شهریاری، خسرو. كتاب نمایش. ص81.
12. بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. ص215 و 216.
محمود عزیزی
- ↑ مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. تهران: شركت سهامی كتابهای جیبی، چاپ دوم 1381، جلد دوم، بخش دوم (م ـ ی)، ص2827.