مُلَطّفه: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''مُلَطّفه، يا ملاطفه،''' در لغت به معناي نامة باريك، رقعه، نوشتة مختصر، نامة خصوصي و كوچك است.<sup>1</sup> ملطّفه را نخستين بار ابوالفضل بيهقي (385-470ق / 995-1077م) در ''تاريخ بيهقي'' به كار برده است<sup>2</sup> و از اين كلمه، نامهاي كوچك و مختصر را براي ارسال مط...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''مُلَطّفه، | '''مُلَطّفه، یا ملاطفه،''' در لغت به معنای نامه باریک، رقعه، نوشته مختصر، نامه خصوصی و کوچک است<ref name=":0">جوان، مریم. «ملطّفه»، در '''''فرهنگنامه ادبی فارسی''''' (گزیده اصطلاحات، مضامین و موضوعات ادب پارسی)، به کوشش حسن انوشه. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1376، ص1266.</ref>. ملطّفه را نخستین بار ابوالفضل بیهقی (385-470ق / 995-1077م) در ''تاریخ بیهقی'' به کار برده است<ref>بهار، محمدتقی. '''''سبک شناسی'''''. تهران: امیرکبیر، 1337، ج 2، ص 305. </ref> و از این کلمه، نامهای کوچک و مختصر را برای ارسال مطالب محرمانه و غالباً فوری، اراده کرده است<ref>رکنی یزدی، محمدمهدی. «دیوان رسالت و آیین دبیری از خلال ''تاریخ بیهقی''»، '''''یادنامه ابوالفضل بیهقی: مجموعه سخنرانیها، 21 تا 25 شهریور 1349.''''' مشهد: دانشگاه فردوسی، 1350، ص 256.</ref>. | ||
از شواهد | از شواهد چنین بر میآید که وجه تسمیه این نامههای خرد به ملطّفه (تلطیف شده، نازک شده) این است که در وقت ارسال، آنها را باریک و نازک میکردهاند تا مخفی کردن و ارسال آن آسان باشد<ref name=":1">رکنی یزدی، محمدمهدی. «دیوان رسالت و آیین دبیری از خلال ''تاریخ بیهقی''»، '''''یادنامه ابوالفضل بیهقی: مجموعه سخنرانیها، 21 تا 25 شهریور 1349.''''' مشهد: دانشگاه فردوسی، 1350، ص 258.</ref>. در برخی منابع برای این کلمه علاوه بر معادل فارسی «نامک»، «مهرنامه» را هم ذکر کردهاند<ref>پرتو، ابوالقاسم. '''''واژهیاب: فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه'''''. تهران: اساطیر، 1373، ج3، ص 1929.</ref> و وجه تسمیه آن را این دانستهاند که در ابتدا به نامههای کوتاه و دوستانه اطلاق میشده است<ref name=":0" />که این معنا در متون شاهدی ندارد. در ملطّفهها معمولاً عنوان ذکر نمیشده است<ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی.''''' ذیل «ملطفه».</ref>. این کلمه به صورت ملاطفه نیز به کار رفته است. اگر مندرجات ملطّفه رمزی باشد، آن را «ملطّفه معما»<ref name=":1" /> و اگر امضای پادشاه بر آن درج شود، «ملطّفه توقیعی» گویند<ref>انوری، حسن'''''. اصطلاحات دیوانی دوره غزنوی و سلجوقی'''''. تهران: طهوری، 1355، ص170.</ref>. | ||
ملطّفه به | ملطّفه به معنی مطلقنامه نیز به کار رفته است<ref>دهخدا، علیاکبر. '''''لغتنامه'''''. ذیل «ملطفه».</ref>. | ||
عباس جاهدجاه | عباس جاهدجاه | ||
نسخهٔ ۲۳ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۰۸
مُلَطّفه، یا ملاطفه، در لغت به معنای نامه باریک، رقعه، نوشته مختصر، نامه خصوصی و کوچک است[۱]. ملطّفه را نخستین بار ابوالفضل بیهقی (385-470ق / 995-1077م) در تاریخ بیهقی به کار برده است[۲] و از این کلمه، نامهای کوچک و مختصر را برای ارسال مطالب محرمانه و غالباً فوری، اراده کرده است[۳].
از شواهد چنین بر میآید که وجه تسمیه این نامههای خرد به ملطّفه (تلطیف شده، نازک شده) این است که در وقت ارسال، آنها را باریک و نازک میکردهاند تا مخفی کردن و ارسال آن آسان باشد[۴]. در برخی منابع برای این کلمه علاوه بر معادل فارسی «نامک»، «مهرنامه» را هم ذکر کردهاند[۵] و وجه تسمیه آن را این دانستهاند که در ابتدا به نامههای کوتاه و دوستانه اطلاق میشده است[۱]که این معنا در متون شاهدی ندارد. در ملطّفهها معمولاً عنوان ذکر نمیشده است[۶]. این کلمه به صورت ملاطفه نیز به کار رفته است. اگر مندرجات ملطّفه رمزی باشد، آن را «ملطّفه معما»[۴] و اگر امضای پادشاه بر آن درج شود، «ملطّفه توقیعی» گویند[۷].
ملطّفه به معنی مطلقنامه نیز به کار رفته است[۸].
عباس جاهدجاه
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ جوان، مریم. «ملطّفه»، در فرهنگنامه ادبی فارسی (گزیده اصطلاحات، مضامین و موضوعات ادب پارسی)، به کوشش حسن انوشه. تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1376، ص1266.
- ↑ بهار، محمدتقی. سبک شناسی. تهران: امیرکبیر، 1337، ج 2، ص 305.
- ↑ رکنی یزدی، محمدمهدی. «دیوان رسالت و آیین دبیری از خلال تاریخ بیهقی»، یادنامه ابوالفضل بیهقی: مجموعه سخنرانیها، 21 تا 25 شهریور 1349. مشهد: دانشگاه فردوسی، 1350، ص 256.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ رکنی یزدی، محمدمهدی. «دیوان رسالت و آیین دبیری از خلال تاریخ بیهقی»، یادنامه ابوالفضل بیهقی: مجموعه سخنرانیها، 21 تا 25 شهریور 1349. مشهد: دانشگاه فردوسی، 1350، ص 258.
- ↑ پرتو، ابوالقاسم. واژهیاب: فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه. تهران: اساطیر، 1373، ج3، ص 1929.
- ↑ مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. ذیل «ملطفه».
- ↑ انوری، حسن. اصطلاحات دیوانی دوره غزنوی و سلجوقی. تهران: طهوری، 1355، ص170.
- ↑ دهخدا، علیاکبر. لغتنامه. ذیل «ملطفه».