پرش به محتوا

هخامنشیان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''هخامنشيان،''' خانداني كه بزرگ‌ترين سلسلة شاهنشاهي متمركز باستاني جهان را در ايران بنياد نهادند (330-550پ.م). خاستگاه اولية هخامنشيان سرزمين پارس (فارس كنوني) در قلب فلات ايران بود كه نياكانشان (هخامنش، نياي بزرگ هخامنشيان، چيش پيش، آريا رمنه و ا...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''هخامنشيان،''' خانداني كه بزرگ‌ترين سلسلة شاهنشاهي متمركز باستاني جهان را در ايران بنياد نهادند (330-550پ.م). خاستگاه اولية هخامنشيان سرزمين پارس (فارس كنوني) در قلب فلات ايران بود كه نياكانشان (هخامنش، نياي بزرگ هخامنشيان، چيش پيش، آريا رمنه و ارشام) از ديرباز تحت تسلط دولت‌هاي عيلام، آشور و ماد فرامانروايي كرده بود.<sup>1</sup> پادشاهان هخامنشي از دو تيرة اصلي (كورش اول) و فرعي (آريا رمنه) بودند. كورش دوم (كبير) بنيانگذار اين سلسله با غلبه بر آستياگر شاه ماد (550پ.م) و سرنگون كردن دولتش،<sup>2</sup> شاهنشاهي را تأسيس و حدود آن را از شرق تا رود سند و هندوستان، از غرب تا مصر، سواحل درياي سياه و مديترانه، از شمال تا رود سيحون، درياچة خوارزم (آرال) و قفقاز و از جنوب تا سواحل جنوبي خليج فارس و سرزمين عربايا (اربايا) گسترش داد. پس از او پسرش كمبوجيه و داريوش اول كبير از شاخة اريارمنه، نقش چشمگيري در تثبيت و ساماندهي شاهنشاهي ايفا كرد. پس از داريوش به ترتيب هشت پادشاه (خشايارشا، اردشير اول، داريوش دوم [اخس]، اردشير دوم، ارسك، داريوش سوم [كدمان]<sup>3</sup> از نوادگانش حكومت كردند تا اين‌كه در اثر ضعف دروني و با حملة اسكندر مقدوني اين شاهنشاهي سرنگون شد (330پ.م)<sup>4</sup> افزايش قدرت درباريان و خواجگان توأم با توطئه‌ها و قتل برخي پادشاهان، از عوامل اين ضعف بود.<sup>5</sup> هماورد اصلي هخامنشيان يونانيان بودند و جنگ‌هاي متعددي (ماراتن 490پ.م، ترموپيل 480پ.م، سالامين 480پ.م، پلانه 479پ.م) ميان آنان درگرفت، ايرانيان در نبرد ترموپيل آتن پايتخت يونان را فتح و ويران كردند.<sup>6</sup> فرو نشاندن شورش‌هاي مختلف در گوشه و كنار شاهنشاهي از جمله مصر از ديگر دغدغه‌هاي شاهان هخامنشي بود. ارتش هخامنشي شامل پياده نظام و سواره نظام و متشكل از سربازان اقوام مختلف شاهنشاهي و مزدوران يوناني بود و به واحدهاي ده‌تايي، صدتايي و هزارتايي تقسيم مي‌شد. بيشتر فرماندهان اين ارتش افسران پارسي و مادي بودند.<sup>7</sup> مهم‌ترين آن نيروي ده‌هزار نفري سپاهيان جاويدان (بي‌مرگ) بود كه وظيفة حفاظت و نگهباني از شخص شاه را بر عهده داشتند. در اين ارتش واحدهايي از شتر سواران و پيل‌بانان نيز وجود داشتند و نيروي دريايي آن متشكل از دريانوردان فنيقيه‌اي بود. مطابق كتيبه‌هاي پادشاهان هخامنشي اقوام و كشورهاي تابع شاهنشاهي 25 تا 28 كشور بودند. شاهنشاهي به 20 ايالت (ساتراپي) علاوه بر شهر دولت‌هاي خودمختار يوناني تقسيم ‌مي‌شد.<sup>8</sup> در رأس هر ايالت يك والي (ساتراپ) قرار داشت و در كنارش يك دبير كه رابط ميان او و پادشاه و مراقب و ناظر عملكرد او بود. در سرتاسر شاهنشاهي مأموران خبر چيني وجود داشتند كه آنان را چشم و گوش شاه مي‌ناميدند. جاده‌هاي شاهي موجود در شاهنشاهي، انجام امور اداري و عبور و مرور كاروان‌هاي تجاري را تسهيل مي‌كردند. مهم‌ترين آن‌ها جاده‌اي با 2683 كيلومتر طول و 111 ايستگاه چاپار از شوش تا سارد وافسوس ادامه داشت و چاپارها با اسب‌هاي تازه نفس مسيرهاي 90 روزه را در يك هفته مي‌پيمودند. هگمتانه (اكباتان= همدان) پايتخت تابستاني، بابل و شوش پايتخت‌هاي تابستاني كه شوش مركز اداري و سياسي نيز بود، پاسارگارد محل آرامگاه و كاخ‌هاي كوروش مركز آئيني و محل تاج‌گذاري شاهان هخامنشي و تخت جمشيد كانون معنوي قلمرو آنان بود.<sup>9</sup> كشاورزي، تجارت و درآمدهاي مالياتي اركان مهم اقتصاد شاهنشاهي هخامنشيان بودند. مالكان بزرگ زمين‌ها و كشاورزان را در اختيار داشتند و ايران پل ارتباطي مسيرهاي تجاري شرق و غرب بود و شاهاني مانند داريوش به آن اهميت فراوان قائل بودند،<sup>10</sup> دربار هخامنشي محل تمركز خزائن پادشاهي، ماليات‌ها و هدايا بود كه درآمدها صرف دربار، ارتش، عمران و رفاه مي‌شد. ايالت پارس از پرداخت ماليات معاف بود و پادشاه و برخي ساتراپ‌ها در ضرب سكه اختيار داشتند در يك (زريك) سكة طلا و سيلگوس سكة نقره هخامنشيان بودند و در شهرهايي مانند بابل بانك‌ها فعاليت داشتند.
'''[[هخامنشیان]]،''' خاندانی که بزرگ‌ترین سلسله شاهنشاهی متمرکز باستانی جهان را در ایران بنیاد نهادند (330-550پ.م). خاستگاه اولیه هخامنشیان سرزمین پارس (فارس کنونی) در قلب فلات ایران بود که نیاکانشان (هخامنش، نیای بزرگ هخامنشیان، چیش پیش، آریا رمنه و ارشام) از دیرباز تحت تسلط دولت‌های عیلام، آشور و ماد فرامانروایی کرده بود<ref>مشکور، محمدجواد. '''''ایران در عهد باستان'''''. تهران: سازمان تربیت معلم و تحقیقات تربیتی، 1343، ص166.</ref>. پادشاهان هخامنشی از دو تیره اصلی (کورش اول) و فرعی (آریا رمنه) بودند. کورش دوم (کبیر) بنیانگذار این سلسله با غلبه بر آستیاگر شاه ماد (550پ.م) و سرنگون کردن دولتش<ref>ایسرائیل، ژرار. '''''کورش بزرگ'''''. مترجم ثاقب‌فر، تهران: انتشارات ققنوس، 13، ص94.</ref>، شاهنشاهی را تأسیس و حدود آن را از شرق تا رود سند و هندوستان، از غرب تا مصر، سواحل دریای سیاه و مدیترانه، از شمال تا رود سیحون، دریاچه خوارزم (آرال) و قفقاز و از جنوب تا سواحل جنوبی خلیج فارس و سرزمین عربایا (اربایا) گسترش داد. پس از او پسرش کمبوجیه و داریوش اول کبیر از شاخه اریارمنه، نقش چشمگیری در تثبیت و ساماندهی شاهنشاهی ایفا کرد. پس از داریوش به ترتیب هشت پادشاه (خشایارشا، اردشیر اول، داریوش دوم [اخس]، اردشیر دوم، ارسک، داریوش سوم [کدمان]<ref>Schmitt. R.Achaemenid. '''''Encyclopedia Iranica''''', London and Newyork, Routladge and kegan paul, 1986, VolI, p 414.</ref> از نوادگانش حکومت کردند تا این‌که در اثر ضعف درونی و با حمله اسکندر مقدونی این شاهنشاهی سرنگون شد (330پ.م)<ref>  ناردو، دان. '''''امپراتوری ایران'''''. مترجم مرتضی ثاقب‌فر، تهران: انتشارات ققنوس، 1380، ص111.</ref> افزایش قدرت درباریان و خواجگان توأم با توطئه‌ها و قتل برخی پادشاهان، از عوامل این ضعف بود<ref>ویسهوفر، یوزف. '''''ایران باستان از 550 پ.م تا 650 میلادی'''''. مترجم مرتض ثاقب‌فر، تهران: انتشارات ققنوس، 1377، ص139.</ref>. هماورد اصلی هخامنشیان یونانیان بودند و جنگ‌های متعددی (ماراتن 490پ.م، ترموپیل 480پ.م، سالامین 480پ.م، پلانه 479پ.م) میان آنان درگرفت، ایرانیان در نبرد ترموپیل آتن پایتخت یونان را فتح و ویران کردند<ref>پیرنیا، حسن (مشیرالدوله). '''''ایران قدیم'''''. تهران: مجلس شورای ملی، 1308، ص96.</ref>. فرو نشاندن شورش‌های مختلف در گوشه و کنار شاهنشاهی از جمله مصر از دیگر دغدغه‌های شاهان هخامنشی بود. ارتش هخامنشی شامل پیاده نظام و سواره نظام و متشکل از سربازان اقوام مختلف شاهنشاهی و مزدوران یونانی بود و به واحدهای ده‌تایی، صدتایی و هزارتایی تقسیم می‌شد. بیشتر فرماندهان این ارتش افسران پارسی و مادی بودند<ref>میرسعیدی، نادر'''''. ایران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص56.</ref>. مهم‌ترین آن نیروی ده‌هزار نفری سپاهیان جاویدان (بی‌مرگ) بود که وظیفه حفاظت و نگهبانی از شخص شاه را بر عهده داشتند. در این ارتش واحدهایی از شتر سواران و پیل‌بانان نیز وجود داشتند و نیروی دریایی آن متشکل از دریانوردان فنیقیه‌ای بود. مطابق کتیبه‌های پادشاهان هخامنشی اقوام و کشورهای تابع شاهنشاهی 25 تا 28 کشور بودند. شاهنشاهی به 20 ایالت (ساتراپی) علاوه بر شهر دولت‌های خودمختار یونانی تقسیم ‌می‌شد<ref>  کورت، امیلی. '''''هخامنشیان'''''. مترجم مرتضی ثاقب‌فر، تهران: انتشارات ققنوس، 1378، ص108.</ref>. در رأس هر ایالت یک والی (ساتراپ) قرار داشت و در کنارش یک دبیر که رابط میان او و پادشاه و مراقب و ناظر عملکرد او بود. در سرتاسر شاهنشاهی مأموران خبر چینی وجود داشتند که آنان را چشم و گوش شاه می‌نامیدند. جاده‌های شاهی موجود در شاهنشاهی، انجام امور اداری و عبور و مرور کاروان‌های تجاری را تسهیل می‌کردند. مهم‌ترین آن‌ها جاده‌ای با 2683 کیلومتر طول و 111 ایستگاه چاپار از شوش تا سارد وافسوس ادامه داشت و چاپارها با اسب‌های تازه نفس مسیرهای 90 روزه را در یک هفته می‌پیمودند. هگمتانه (اکباتان= همدان) پایتخت تابستانی، بابل و شوش پایتخت‌های تابستانی که شوش مرکز اداری و سیاسی نیز بود، پاسارگارد محل آرامگاه و کاخ‌های کوروش مرکز آئینی و محل تاج‌گذاری شاهان هخامنشی و تخت جمشید کانون معنوی قلمرو آنان بود<ref>  اومستد، آ. ت. '''''تاریخ شاهنشاهی هخامنشی'''''. مترجم محمد مقدم، تهران: سازمان چاپ و پخش کتاب، 1340، ص370.</ref>.  کشاورزی، تجارت و درآمدهای مالیاتی ارکان مهم اقتصاد شاهنشاهی هخامنشیان بودند. مالکان بزرگ زمین‌ها و کشاورزان را در اختیار داشتند و ایران پل ارتباطی مسیرهای تجاری شرق و غرب بود و شاهانی مانند داریوش به آن اهمیت فراوان قائل بودند، <ref>کخ، هایدماری. '''''از زبان داریوش'''''. مترجم پرویز رجبی، تهران: نشر کارنگ، 1376، ص70.</ref>دربار هخامنشی محل تمرکز خزائن پادشاهی، مالیات‌ها و هدایا بود که درآمدها صرف دربار، ارتش، عمران و رفاه می‌شد. ایالت پارس از پرداخت مالیات معاف بود و پادشاه و برخی ساتراپ‌ها در ضرب سکه اختیار داشتند در یک (زریک) سکه طلا و سیلگوس سکه نقره هخامنشیان بودند و در شهرهایی مانند بابل بانک‌ها فعالیت داشتند<ref>   گیرشمن، رومن'''''. ایران از آغاز تا اسلام'''''. مترجم محمود بهفروزی، تهران: انتشارات جامی، 1379، ص180.</ref>.


زبان پارسي باستان زبان رسمي شاهنشاهي بود كه با خط ميخي نوشته مي‌شد. آرامي زبان اداري در تدوين و نگارش نامه‌ها و فرمان‌ها بود<sup>12</sup> و بسياري از كتيبه‌ها به سه زبان پارسي باستان، عيلامي و بابلي نوشته‌ شده‌اند.
زبان پارسی باستان زبان رسمی شاهنشاهی بود که با خط میخی نوشته می‌شد. آرامی زبان اداری در تدوین و نگارش نامه‌ها و فرمان‌ها بود <ref>  داندامایف، م.آ'''''. ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی'''''. مترجم روحی ارباب، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1352، ص15.</refبسیاری از کتیبه‌ها به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته‌ شده‌اند.


وجود اديان مختلف در مناطق گوناگون شاهنشاهي گواه از آن دارد كه در آن دوره در ترويج و پرستش اديان، ممانعتي وجود نداشت. دين يهودي از جمله آئين‌هاي رايج در مناطق غربي شاهنشاهي بود و تا حدود زيادي به خاطر رهايي از اسارت بابليان مديون كورش كبير و دولت هخامنشي بود. دين پادشاهان هخامنشي ظاهراً گونه‌اي از آئين زرتشتي بود. خدايان مقدس آنان اهورا مزدا، ميترا و آناهيتا بودند و به وجود خداي بدي و شرِ «دروج» اعتقاد داشتند. آنان آتش را نيز مقدس مي‌شمردند. در اين دوران تبليغ و اشاعة دين و انجام مراسم مذهبي به عهدة مغان «طايفه‌اي از قبايل ماد» بود.<sup>13</sup> هنر و معماري هخامنشي امروزه بيشتر از طريق هنر و معماري درباري آنان قابل شناسايي است. معماري آنان تلفيقي از معماري يوناني و ديگر اقوام تابع شاهنشاهي و همچون ايونيان و بين‌النهريني‌ها است. قطعات بزرگ سنگ، چوب و الوار از عناصر اصلي اين معماري بوده و استاد كاران و هنرمندان اقوام مختلف شاهنشاهي در ساخت شهرها و كاخ‌هاي سلطنتي شركت داشته‌اند.<sup>14</sup> مصالح اين بناها از مناطق مختلف شاهنشاهي همچون هندوستان، لبنان، مصر و بابل تأمين مي‌شدند. هنر نقش برجسته و پيكره‌تراشي پيشرفت چشمگيري داشته و مجسمه‌ها و نقش‌ برجسته‌هاي بي‌شمار تصاوير بي‌نظيري از پادشاهان، درباريان، خدايان و موجودات اساطيري به نمايش مي‌گذاشته‌اند.<sup>15</sup> علاوه بر اين شمار زيادي از جواهر آلات، جام‌ها، ظروف و سكه‌هاي طلا و نقره از اين دوران به دست آمده‌اند كه حاوي تصاوير و نقش‌هاي مشابه پيكره‌ها و نقش‌ برجسته‌ها هستند. تخت جمشيد، پاسارگاد، نقش رستم، كتيبة بيستون، كاخ‌هاي شوش از آثار مهم آن زمان و اثرگذار در روند هنري جوامع بشري هستند. حجاري‌هاي اين بناها به ويژه در تخت جمشيد نشانگر آن است كه در آن زمان دانش رياضي و نجوم در حد كمال بوده است و هخامنشيان در توسعة علم و دانش اهتمام مي‌ورزيدند.
وجود ادیان مختلف در مناطق گوناگون شاهنشاهی گواه از آن دارد که در آن دوره در ترویج و پرستش ادیان، ممانعتی وجود نداشت. دین یهودی از جمله آئین‌های رایج در مناطق غربی شاهنشاهی بود و تا حدود زیادی به خاطر رهایی از اسارت بابلیان مدیون کورش کبیر و دولت هخامنشی بود. دین پادشاهان هخامنشی ظاهراً گونه‌ای از آئین زرتشتی بود. خدایان مقدس آنان اهورا مزدا، میترا و آناهیتا بودند و به وجود خدای بدی و شرِ «دروج» اعتقاد داشتند. آنان آتش را نیز مقدس می‌شمردند. در این دوران تبلیغ و اشاعه دین و انجام مراسم مذهبی به عهده مغان «طایفه‌ای از قبایل ماد» بود<ref>  زرین‌کوب، عبدالحسین. '''''تاریخ مردم ایران'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1364، ج1، ص192.</ref>هنر و معماری هخامنشی امروزه بیشتر از طریق هنر و معماری درباری آنان قابل شناسایی است. معماری آنان تلفیقی از معماری یونانی و دیگر اقوام تابع شاهنشاهی و همچون ایونیان و بین‌النهرینی‌ها است. قطعات بزرگ سنگ، چوب و الوار از عناصر اصلی این معماری بوده و استاد کاران و هنرمندان اقوام مختلف شاهنشاهی در ساخت شهرها و کاخ‌های سلطنتی شرکت داشته‌اند<ref>بریان، پیر. '''''امپراطوری هخامنشی'''''. مترجم ناهید فروغان، تهران: نشر قطره، نشر فرزان، 1381، ص262.</ref>. مصالح این بناها از مناطق مختلف شاهنشاهی همچون هندوستان، لبنان، مصر و بابل تأمین می‌شدند. هنر نقش برجسته و پیکره‌تراشی پیشرفت چشمگیری داشته و مجسمه‌ها و نقش‌ برجسته‌های بی‌شمار تصاویر بی‌نظیری از پادشاهان، درباریان، خدایان و موجودات اساطیری به نمایش می‌گذاشته‌اند<ref>Boardman, John. '''''Persia and the West'''''. London, Thames and Hudson, 2000</ref>. علاوه بر این شمار زیادی از جواهر آلات، جام‌ها، ظروف و سکه‌های طلا و نقره از این دوران به دست آمده‌اند که حاوی تصاویر و نقش‌های مشابه پیکره‌ها و نقش‌ برجسته‌ها هستند. تخت جمشید، پاسارگاد، نقش رستم، کتیبه بیستون، کاخ‌های شوش از آثار مهم آن زمان و اثرگذار در روند هنری جوامع بشری هستند. حجاری‌های این بناها به ویژه در تخت جمشید نشانگر آن است که در آن زمان دانش ریاضی و نجوم در حد کمال بوده است و هخامنشیان در توسعه علم و دانش اهتمام می‌ورزیدند.
 
 
'''مآخذ:'''
 
1.   مشكور، محمدجواد. '''''ايران در عهد باستان'''''. تهران: سازمان تربيت معلم و تحقيقات تربيتي، 1343، ص166.
 
2.   ايسرائيل، ژرار. '''''كورش بزرگ'''''. مترجم ثاقب‌فر، تهران: انتشارات ققنوس، 13، ص94.
 
3.    Schmitt. R.Achaemenid. '''''Encyclopedia Iranica''''', London and Newyork, Routladge and kegan paul, 1986, VolI, p 414.
 
4.   ناردو، دان. '''''امپراتوري ايران'''''. مترجم مرتضي ثاقب‌فر، تهران: انتشارات ققنوس، 1380، ص111.
 
5.   ويسهوفر، يوزف. '''''ايران باستان از 550 پ.م تا 650 ميلادي'''''. مترجم مرتض ثاقب‌فر، تهران: انتشارات ققنوس، 1377، ص139.
 
6.   پيرنيا، حسن (مشيرالدوله). '''''ايران قديم'''''. تهران: مجلس شوراي ملي، 1308، ص96.
 
7.   ميرسعيدي، نادر'''''. ايران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1382، ص56.
 
8.   كورت، اميلي. '''''هخامنشيان'''''. مترجم مرتضي ثاقب‌فر، تهران: انتشارات ققنوس، 1378، ص108.
 
9.   اومستد، آ. ت. '''''تاريخ شاهنشاهي هخامنشي'''''. مترجم محمد مقدم، تهران: سازمان چاپ و پخش كتاب، 1340، ص370.
 
10.                 كخ، هايدماري. '''''از زبان داريوش'''''. مترجم پرويز رجبي، تهران: نشر كارنگ، 1376، ص70.
 
11.                 گيرشمن، رومن'''''. ايران از آغاز تا اسلام'''''. مترجم محمود بهفروزي، تهران: انتشارات جامي، 1379، ص180.
 
12.                 داندامايف، م.آ'''''. ايران در دوران نخستين پادشاهان هخامنشي'''''. مترجم روحي ارباب، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1352، ص15.
 
13.                 زرين‌كوب، عبدالحسين. '''''تاريخ مردم ايران'''''. تهران: انتشارات اميركبير، 1364، ج1، ص192.
 
14.                 بريان، پير. '''''امپراطوري هخامنشي'''''. مترجم ناهيد فروغان، تهران: نشر قطره، نشر فرزان، 1381، ص262.
 
15.  Boardman, John. '''''Persia and the West'''''. London, Thames and Hudson, 2000


== نیز نگاه کنید به ==


== ماخذ ==


== منبع اصلی ==
دانشنامه ایران


== نویسنده مقاله ==
مهرداد شباهنگ
مهرداد شباهنگ

نسخهٔ ‏۴ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۱۲

هخامنشیان، خاندانی که بزرگ‌ترین سلسله شاهنشاهی متمرکز باستانی جهان را در ایران بنیاد نهادند (330-550پ.م). خاستگاه اولیه هخامنشیان سرزمین پارس (فارس کنونی) در قلب فلات ایران بود که نیاکانشان (هخامنش، نیای بزرگ هخامنشیان، چیش پیش، آریا رمنه و ارشام) از دیرباز تحت تسلط دولت‌های عیلام، آشور و ماد فرامانروایی کرده بود[۱]. پادشاهان هخامنشی از دو تیره اصلی (کورش اول) و فرعی (آریا رمنه) بودند. کورش دوم (کبیر) بنیانگذار این سلسله با غلبه بر آستیاگر شاه ماد (550پ.م) و سرنگون کردن دولتش[۲]، شاهنشاهی را تأسیس و حدود آن را از شرق تا رود سند و هندوستان، از غرب تا مصر، سواحل دریای سیاه و مدیترانه، از شمال تا رود سیحون، دریاچه خوارزم (آرال) و قفقاز و از جنوب تا سواحل جنوبی خلیج فارس و سرزمین عربایا (اربایا) گسترش داد. پس از او پسرش کمبوجیه و داریوش اول کبیر از شاخه اریارمنه، نقش چشمگیری در تثبیت و ساماندهی شاهنشاهی ایفا کرد. پس از داریوش به ترتیب هشت پادشاه (خشایارشا، اردشیر اول، داریوش دوم [اخس]، اردشیر دوم، ارسک، داریوش سوم [کدمان][۳] از نوادگانش حکومت کردند تا این‌که در اثر ضعف درونی و با حمله اسکندر مقدونی این شاهنشاهی سرنگون شد (330پ.م)[۴] افزایش قدرت درباریان و خواجگان توأم با توطئه‌ها و قتل برخی پادشاهان، از عوامل این ضعف بود[۵]. هماورد اصلی هخامنشیان یونانیان بودند و جنگ‌های متعددی (ماراتن 490پ.م، ترموپیل 480پ.م، سالامین 480پ.م، پلانه 479پ.م) میان آنان درگرفت، ایرانیان در نبرد ترموپیل آتن پایتخت یونان را فتح و ویران کردند[۶]. فرو نشاندن شورش‌های مختلف در گوشه و کنار شاهنشاهی از جمله مصر از دیگر دغدغه‌های شاهان هخامنشی بود. ارتش هخامنشی شامل پیاده نظام و سواره نظام و متشکل از سربازان اقوام مختلف شاهنشاهی و مزدوران یونانی بود و به واحدهای ده‌تایی، صدتایی و هزارتایی تقسیم می‌شد. بیشتر فرماندهان این ارتش افسران پارسی و مادی بودند[۷]. مهم‌ترین آن نیروی ده‌هزار نفری سپاهیان جاویدان (بی‌مرگ) بود که وظیفه حفاظت و نگهبانی از شخص شاه را بر عهده داشتند. در این ارتش واحدهایی از شتر سواران و پیل‌بانان نیز وجود داشتند و نیروی دریایی آن متشکل از دریانوردان فنیقیه‌ای بود. مطابق کتیبه‌های پادشاهان هخامنشی اقوام و کشورهای تابع شاهنشاهی 25 تا 28 کشور بودند. شاهنشاهی به 20 ایالت (ساتراپی) علاوه بر شهر دولت‌های خودمختار یونانی تقسیم ‌می‌شد[۸]. در رأس هر ایالت یک والی (ساتراپ) قرار داشت و در کنارش یک دبیر که رابط میان او و پادشاه و مراقب و ناظر عملکرد او بود. در سرتاسر شاهنشاهی مأموران خبر چینی وجود داشتند که آنان را چشم و گوش شاه می‌نامیدند. جاده‌های شاهی موجود در شاهنشاهی، انجام امور اداری و عبور و مرور کاروان‌های تجاری را تسهیل می‌کردند. مهم‌ترین آن‌ها جاده‌ای با 2683 کیلومتر طول و 111 ایستگاه چاپار از شوش تا سارد وافسوس ادامه داشت و چاپارها با اسب‌های تازه نفس مسیرهای 90 روزه را در یک هفته می‌پیمودند. هگمتانه (اکباتان= همدان) پایتخت تابستانی، بابل و شوش پایتخت‌های تابستانی که شوش مرکز اداری و سیاسی نیز بود، پاسارگارد محل آرامگاه و کاخ‌های کوروش مرکز آئینی و محل تاج‌گذاری شاهان هخامنشی و تخت جمشید کانون معنوی قلمرو آنان بود[۹]. کشاورزی، تجارت و درآمدهای مالیاتی ارکان مهم اقتصاد شاهنشاهی هخامنشیان بودند. مالکان بزرگ زمین‌ها و کشاورزان را در اختیار داشتند و ایران پل ارتباطی مسیرهای تجاری شرق و غرب بود و شاهانی مانند داریوش به آن اهمیت فراوان قائل بودند، [۱۰]دربار هخامنشی محل تمرکز خزائن پادشاهی، مالیات‌ها و هدایا بود که درآمدها صرف دربار، ارتش، عمران و رفاه می‌شد. ایالت پارس از پرداخت مالیات معاف بود و پادشاه و برخی ساتراپ‌ها در ضرب سکه اختیار داشتند در یک (زریک) سکه طلا و سیلگوس سکه نقره هخامنشیان بودند و در شهرهایی مانند بابل بانک‌ها فعالیت داشتند[۱۱].

زبان پارسی باستان زبان رسمی شاهنشاهی بود که با خط میخی نوشته می‌شد. آرامی زبان اداری در تدوین و نگارش نامه‌ها و فرمان‌ها بود [۱۲]و بسیاری از کتیبه‌ها به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته‌ شده‌اند.

وجود ادیان مختلف در مناطق گوناگون شاهنشاهی گواه از آن دارد که در آن دوره در ترویج و پرستش ادیان، ممانعتی وجود نداشت. دین یهودی از جمله آئین‌های رایج در مناطق غربی شاهنشاهی بود و تا حدود زیادی به خاطر رهایی از اسارت بابلیان مدیون کورش کبیر و دولت هخامنشی بود. دین پادشاهان هخامنشی ظاهراً گونه‌ای از آئین زرتشتی بود. خدایان مقدس آنان اهورا مزدا، میترا و آناهیتا بودند و به وجود خدای بدی و شرِ «دروج» اعتقاد داشتند. آنان آتش را نیز مقدس می‌شمردند. در این دوران تبلیغ و اشاعه دین و انجام مراسم مذهبی به عهده مغان «طایفه‌ای از قبایل ماد» بود[۱۳]. هنر و معماری هخامنشی امروزه بیشتر از طریق هنر و معماری درباری آنان قابل شناسایی است. معماری آنان تلفیقی از معماری یونانی و دیگر اقوام تابع شاهنشاهی و همچون ایونیان و بین‌النهرینی‌ها است. قطعات بزرگ سنگ، چوب و الوار از عناصر اصلی این معماری بوده و استاد کاران و هنرمندان اقوام مختلف شاهنشاهی در ساخت شهرها و کاخ‌های سلطنتی شرکت داشته‌اند[۱۴]. مصالح این بناها از مناطق مختلف شاهنشاهی همچون هندوستان، لبنان، مصر و بابل تأمین می‌شدند. هنر نقش برجسته و پیکره‌تراشی پیشرفت چشمگیری داشته و مجسمه‌ها و نقش‌ برجسته‌های بی‌شمار تصاویر بی‌نظیری از پادشاهان، درباریان، خدایان و موجودات اساطیری به نمایش می‌گذاشته‌اند[۱۵]. علاوه بر این شمار زیادی از جواهر آلات، جام‌ها، ظروف و سکه‌های طلا و نقره از این دوران به دست آمده‌اند که حاوی تصاویر و نقش‌های مشابه پیکره‌ها و نقش‌ برجسته‌ها هستند. تخت جمشید، پاسارگاد، نقش رستم، کتیبه بیستون، کاخ‌های شوش از آثار مهم آن زمان و اثرگذار در روند هنری جوامع بشری هستند. حجاری‌های این بناها به ویژه در تخت جمشید نشانگر آن است که در آن زمان دانش ریاضی و نجوم در حد کمال بوده است و هخامنشیان در توسعه علم و دانش اهتمام می‌ورزیدند.

نیز نگاه کنید به

ماخذ

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

مهرداد شباهنگ

  1. مشکور، محمدجواد. ایران در عهد باستان. تهران: سازمان تربیت معلم و تحقیقات تربیتی، 1343، ص166.
  2. ایسرائیل، ژرار. کورش بزرگ. مترجم ثاقب‌فر، تهران: انتشارات ققنوس، 13، ص94.
  3. Schmitt. R.Achaemenid. Encyclopedia Iranica, London and Newyork, Routladge and kegan paul, 1986, VolI, p 414.
  4.   ناردو، دان. امپراتوری ایران. مترجم مرتضی ثاقب‌فر، تهران: انتشارات ققنوس، 1380، ص111.
  5. ویسهوفر، یوزف. ایران باستان از 550 پ.م تا 650 میلادی. مترجم مرتض ثاقب‌فر، تهران: انتشارات ققنوس، 1377، ص139.
  6. پیرنیا، حسن (مشیرالدوله). ایران قدیم. تهران: مجلس شورای ملی، 1308، ص96.
  7. میرسعیدی، نادر. ایران باستان. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص56.
  8.   کورت، امیلی. هخامنشیان. مترجم مرتضی ثاقب‌فر، تهران: انتشارات ققنوس، 1378، ص108.
  9.   اومستد، آ. ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشی. مترجم محمد مقدم، تهران: سازمان چاپ و پخش کتاب، 1340، ص370.
  10. کخ، هایدماری. از زبان داریوش. مترجم پرویز رجبی، تهران: نشر کارنگ، 1376، ص70.
  11.    گیرشمن، رومن. ایران از آغاز تا اسلام. مترجم محمود بهفروزی، تهران: انتشارات جامی، 1379، ص180.
  12.   داندامایف، م.آ. ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی. مترجم روحی ارباب، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1352، ص15.
  13.   زرین‌کوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1364، ج1، ص192.
  14. بریان، پیر. امپراطوری هخامنشی. مترجم ناهید فروغان، تهران: نشر قطره، نشر فرزان، 1381، ص262.
  15. Boardman, John. Persia and the West. London, Thames and Hudson, 2000