ابونصر مشکان: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی « '''ابونصر مُشكان'''، يا منصور بن مُشكان (د 431ق / 1040م) نويسنده'''،''' اديب و رجل دربار غزنوي. او از نويسندگان نامدار و صاحب ديوان رسائل سلطان محمود (حك 389-421ق) و پسرش سلطان مسعود غزنوي (حك 421-432ق / 1030-1041م) بود.<sup>1</sup> ظاهراً در 401 ق/ 1011م پس...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''ابونصر مُشكان'''، | '''ابونصر مُشكان'''، یا منصور بن مُشكان (د 431ق / 1040م) نویسنده'''،''' ادیب و رجل دربار غزنوی. | ||
او از | او از نویسندگان نامدار و صاحب دیوان رسائل سلطان محمود (حک 389-421ق) و پسرش سلطان مسعود غزنوی (حک 421-432ق / 1030-1041م) بود<ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایره المعارف فارسی'''''. تهران: فرانكلین، 1345، ج 1، ص 36.</ref>. ظاهراً در 401 ق/ 1011م پس از انتخاب خواجه حسن میمندی به وزارت و خالی ماندن منصب صاحب دیوانی به این سمتبرگزیده شد و تا هنگام مرگ در این شغل باقی ماند<ref>صفا، ذبیحالله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''.'' تهران: ابنسینا، 1335، ج1، ص 638.</ref>. | ||
در نثر | در نثر فارسی و عربی دست داشت. مكتوبهایی كه به قلم او تحریر شد، ازجمله بلیغترین رسائلساده فارسی به شمار میرود<ref>صفا، ذبیحالله. '''''نثر فارسی از آغاز تا عهد نظامالملک طوسی'''.'' تهران: ابنسینا، 1347، ص 249.</ref>. | ||
ابوالفضل | ابوالفضل بیهقی<sup>*</sup>، مورخ مشهور نیز زیر نظر ابونصر در دربار غزنوی به خدمت مشغول بود. به همینسبب آنچه را كه از مشاهدات وی شنیده بود، در كتابی به نام ''مقامات ابونصر مشكان'' گردآورد كهتاسده 9 ق وجود داشت<ref>بیانی، مهدی. '''''كارنامه بزرگان ایران'''''. تهران: اداره كل انتشارات و رادیو، 1340، ص 107.</ref>. | ||
بیهقی تعدادی از نامههای فارسی او، از جمله نامه بزرگان دولت غزنوی به سلطان مسعود و دعوت او به غزنین ونامههای سلطان مسعود به قدرخان و آلتونتاش خوارزمشاه، را در تاریخ خود آورده است<ref>صفا، ذبیحالله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''.'' تهران: فردوس، 1363، ج1، ص 634. </ref><ref>سادات ناصری، حسن. '''''سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران'''''. تهران: شورای عالی فرهنگ وهنر، 1353، ص 144ـ 145.</ref>. | |||
'''مآخذ:''' | '''مآخذ:''' | ||
# | # | ||
ابوالقاسم رادفر | ابوالقاسم رادفر | ||
نسخهٔ ۴ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۴۹
ابونصر مُشكان، یا منصور بن مُشكان (د 431ق / 1040م) نویسنده، ادیب و رجل دربار غزنوی.
او از نویسندگان نامدار و صاحب دیوان رسائل سلطان محمود (حک 389-421ق) و پسرش سلطان مسعود غزنوی (حک 421-432ق / 1030-1041م) بود[۱]. ظاهراً در 401 ق/ 1011م پس از انتخاب خواجه حسن میمندی به وزارت و خالی ماندن منصب صاحب دیوانی به این سمتبرگزیده شد و تا هنگام مرگ در این شغل باقی ماند[۲].
در نثر فارسی و عربی دست داشت. مكتوبهایی كه به قلم او تحریر شد، ازجمله بلیغترین رسائلساده فارسی به شمار میرود[۳].
ابوالفضل بیهقی*، مورخ مشهور نیز زیر نظر ابونصر در دربار غزنوی به خدمت مشغول بود. به همینسبب آنچه را كه از مشاهدات وی شنیده بود، در كتابی به نام مقامات ابونصر مشكان گردآورد كهتاسده 9 ق وجود داشت[۴].
بیهقی تعدادی از نامههای فارسی او، از جمله نامه بزرگان دولت غزنوی به سلطان مسعود و دعوت او به غزنین ونامههای سلطان مسعود به قدرخان و آلتونتاش خوارزمشاه، را در تاریخ خود آورده است[۵][۶].
مآخذ:
ابوالقاسم رادفر
- ↑ مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. تهران: فرانكلین، 1345، ج 1، ص 36.
- ↑ صفا، ذبیحالله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابنسینا، 1335، ج1، ص 638.
- ↑ صفا، ذبیحالله. نثر فارسی از آغاز تا عهد نظامالملک طوسی. تهران: ابنسینا، 1347، ص 249.
- ↑ بیانی، مهدی. كارنامه بزرگان ایران. تهران: اداره كل انتشارات و رادیو، 1340، ص 107.
- ↑ صفا، ذبیحالله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس، 1363، ج1، ص 634.
- ↑ سادات ناصری، حسن. سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران. تهران: شورای عالی فرهنگ وهنر، 1353، ص 144ـ 145.