پرش به محتوا

فصاحت: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''فصاحت'''، در علم معانی و بیان روشنی در كلمه و كلام یا به عبارت دیگر، گشاده زبانی و روشن گویی.<sup>1</sup> صراحت لفظ، شیوایی بیان و پاكیزگی سخن از پیچیدگی و دشواری لفظی از لوازم اصلی فصاحت هستند.<sup>2</sup> اهل فن در اصطلاح برای فصاحت بر اساس آن‌كه صفت ك...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''فصاحت'''، در علم معانی و بیان روشنی در كلمه و كلام یا به عبارت دیگر، گشاده زبانی و روشن گویی.<sup>1</sup>  
فصاحت، در علم معانی و بیان روشنی در کلمه و کلام یا به عبارت دیگر، گشاده زبانی و روشن گویی<ref>میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت. '''''واژه نامه هنر شاعری'''''. تهران: کتاب مهناز، چ 2، 1376، ص193.</ref>.


صراحت لفظ، شیوایی بیان و پاكیزگی سخن از پیچیدگی و دشواری لفظی از لوازم اصلی فصاحت هستند.<sup>2</sup> اهل فن در اصطلاح برای فصاحت بر اساس آن‌كه صفت كلمه یا صفت كلام و یا صفت متكلم قرار گیرد، سه نوع تعریف به دست داده‌اند.<sup>3</sup> '''الف)''' فصاحت كلمه كه باید از عیوبی چون: 1- تنافر حروف 2- غرابت استعمال 3- كراهت در سمع 4- مخالفت قیاس صرفی، خالی باشد. '''ب)''' فصاحت كلام كه خالی بودن آن از عیوبی نظیر: 1- تنافر در كلمات 2- ضعف تألیف و تعقید لفظی 3- تقید معنوی 4- كثرت تكرار و 5- تتابع اضافات، ضروری است. '''ج)''' فصاحت متكلم و آن هنگامی است كه آوردن كلمه و كلام فصیح از عادات او باشد و كلمه و كلام فصیح را بدون هر گونه تكلف و تصنع ادا كند.<sup>4</sup> از آن‌جا كه كلام بلیغ پس از كلام فصیح تحقق می‌پذیرد، فصاحت را جزو علم معانی به شمار آورده‌اند. بنابراین اگر كلمه یا كلام فصیح نباشد، به دلایل گوناگون نمی‌توان آن را بلیغ دانست.<sup>5</sup> ارتباط فصاحت و [[بلاغت]]<sup>*</sup> تا بدان پایه است كه برخی از دانشمندان و صاحب نظران علم بلاغت از شیوایی و شكوه الفاظ به عنوان شرط لازم برای تحقق بلاغت یاد كرده‌اند.<sup>6</sup>
صراحت لفظ، شیوایی بیان و پاکیزگی سخن از پیچیدگی و دشواری لفظی از لوازم اصلی فصاحت هستند<ref>عباسپور، هومن. «فصاحت»، '''''فرهنگنامه ادبی فارسی ؛ دانشنامه ادب فارسی (2).''''' به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1376، ص 1042.</ref>. اهل فن در اصطلاح برای فصاحت بر اساس آن‌که صفت کلمه یا صفت کلام و یا صفت متکلم قرار گیرد، سه نوع تعریف به دست داده‌اند<ref>نصیریان، یدالله. '''''علوم بلاغت و اعجاز قرآن'''''. ‌تهران: سمت، چ 2، 1380، ص 25.</ref>.  


'''مآخذ:'''
الف) فصاحت کلمه که باید از عیوبی چون: 1- تنافر حروف 2- غرابت استعمال 3- کراهت در سمع 4- مخالفت قیاس صرفی، خالی باشد. 


1.    میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت. '''''واژه نامة هنر شاعری'''''. تهران: كتاب مهناز، چ 2، 1376، ص193.
ب) فصاحت کلام که خالی بودن آن از عیوبی نظیر: 1- تنافر در کلمات 2- ضعف تألیف و تعقید لفظی 3- تقید معنوی 4- کثرت تکرار و 5- تتابع اضافات، ضروری است.  


2.    عباسپور، هومن. «فصاحت»، '''''فرهنگنامة ادبی فارسی ؛ دانشنامة ادب فارسی (2).''''' به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1376، ص 1042.
ج) فصاحت متکلم و آن هنگامی است که آوردن کلمه و کلام فصیح از عادات او باشد و کلمه و کلام فصیح را بدون هر گونه تکلف و تصنع ادا کند<ref>علوی‌مقدم، محمد؛ اشرف‌زاده، رضا. '''''معانی و بیان.''''' تهران: سمت، چ 1، 1376، ص 21ـ 25 (به اختصار).</ref>.


3.    نصیریان، یدالله. '''''علوم بلاغت و اعجاز قرآن'''''. ‌تهران: سمت، چ 2، 1380، ص 25.
از آن‌جا که کلام بلیغ پس از کلام فصیح تحقق می‌پذیرد، فصاحت را جزو علم معانی به شمار آورده‌اند. بنابراین اگر کلمه یا کلام فصیح نباشد، به دلایل گوناگون نمی‌توان آن را بلیغ دانست<ref>شمیسا، سیروس. '''''معانی و بیان (1).''''' تهران: دانشگاه پیام نور، چ 1، 1370، ص 11، 12، 13 (سری انتشارات آزمایشی متون درسی).</ref>. ارتباط فصاحت و [[بلاغت]]<sup>*</sup> تا بدان پایه است که برخی از دانشمندان و صاحب نظران علم بلاغت از شیوایی و شکوه الفاظ به عنوان شرط لازم برای تحقق بلاغت یاد کرده‌اند<ref>رضانژاد (نوشین)، غلامحسین. '''''اصول علم بلاغت در زبان فارسی.''''' تهران: انتشارات الزهراء ، چ 1، 1367، ص 31.</ref>.


4.    علوی‌مقدم، محمد؛ اشرف‌زاده، رضا. '''''معانی و بیان.''''' تهران: سمت، چ 1، 1376، ص 21ـ 25 (به اختصار).
== نیز نگاه کنید به ==


5.    شمیسا، سیروس. '''''معانی و بیان (1).''''' تهران: دانشگاه پیام نور، چ 1، 1370، ص 11، 12، 13 (سری انتشارات آزمایشی متون درسی).
* [[بلاغت]]


6.    رضانژاد (نوشین)، غلامحسین. '''''اصول علم بلاغت در زبان فارسی.''''' تهران: انتشارات الزهراء ، چ 1، 1367، ص 31.
== مآخذ ==
 
 
ابوالقاسم رادفر

نسخهٔ ‏۱۰ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۰

فصاحت، در علم معانی و بیان روشنی در کلمه و کلام یا به عبارت دیگر، گشاده زبانی و روشن گویی[۱].

صراحت لفظ، شیوایی بیان و پاکیزگی سخن از پیچیدگی و دشواری لفظی از لوازم اصلی فصاحت هستند[۲]. اهل فن در اصطلاح برای فصاحت بر اساس آن‌که صفت کلمه یا صفت کلام و یا صفت متکلم قرار گیرد، سه نوع تعریف به دست داده‌اند[۳].

الف) فصاحت کلمه که باید از عیوبی چون: 1- تنافر حروف 2- غرابت استعمال 3- کراهت در سمع 4- مخالفت قیاس صرفی، خالی باشد.

ب) فصاحت کلام که خالی بودن آن از عیوبی نظیر: 1- تنافر در کلمات 2- ضعف تألیف و تعقید لفظی 3- تقید معنوی 4- کثرت تکرار و 5- تتابع اضافات، ضروری است.

ج) فصاحت متکلم و آن هنگامی است که آوردن کلمه و کلام فصیح از عادات او باشد و کلمه و کلام فصیح را بدون هر گونه تکلف و تصنع ادا کند[۴].

از آن‌جا که کلام بلیغ پس از کلام فصیح تحقق می‌پذیرد، فصاحت را جزو علم معانی به شمار آورده‌اند. بنابراین اگر کلمه یا کلام فصیح نباشد، به دلایل گوناگون نمی‌توان آن را بلیغ دانست[۵]. ارتباط فصاحت و بلاغت* تا بدان پایه است که برخی از دانشمندان و صاحب نظران علم بلاغت از شیوایی و شکوه الفاظ به عنوان شرط لازم برای تحقق بلاغت یاد کرده‌اند[۶].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت. واژه نامه هنر شاعری. تهران: کتاب مهناز، چ 2، 1376، ص193.
  2. عباسپور، هومن. «فصاحت»، فرهنگنامه ادبی فارسی ؛ دانشنامه ادب فارسی (2). به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1376، ص 1042.
  3. نصیریان، یدالله. علوم بلاغت و اعجاز قرآن. ‌تهران: سمت، چ 2، 1380، ص 25.
  4. علوی‌مقدم، محمد؛ اشرف‌زاده، رضا. معانی و بیان. تهران: سمت، چ 1، 1376، ص 21ـ 25 (به اختصار).
  5. شمیسا، سیروس. معانی و بیان (1). تهران: دانشگاه پیام نور، چ 1، 1370، ص 11، 12، 13 (سری انتشارات آزمایشی متون درسی).
  6. رضانژاد (نوشین)، غلامحسین. اصول علم بلاغت در زبان فارسی. تهران: انتشارات الزهراء ، چ 1، 1367، ص 31.