اعداد ایام نوروز: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی « در اینکه جشن نوروز از اوّل فروردین تا چند روز امتداد مییافت اندکی جای تأمل است چه در هیچ کتابی صراحتاً بدین امر اشارهای نشده ۷۴ أداب و رسوم نوروز است مگر اینکه برخی آن را در ضمن رسوم درباری به یک ماه رسانیدهاند و عدهای دیگر فقط به دو...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
این تغییر در تقویم باعث بروز آشفتگیهایی در امر گاهشماری در نزد توده مردم شد و آنانی را که سنتگرا بودند، مخالف نوگرایان قرار داد. بدین معنا که مردم عادی پس از پایان سی روزه اسفند، منتظر نوروز بودند و خواص روزگار، پس از اختتام پنجه دزده، نوروز را جشن میگرفتند. لامحاله دو روز «نوروزعامه» و «نوروز خاصه» به وجود آمد کهکل ناس در کنار هم به بزرگداشت مراسم نوروزی میپرداختند. | این تغییر در تقویم باعث بروز آشفتگیهایی در امر گاهشماری در نزد توده مردم شد و آنانی را که سنتگرا بودند، مخالف نوگرایان قرار داد. بدین معنا که مردم عادی پس از پایان سی روزه اسفند، منتظر نوروز بودند و خواص روزگار، پس از اختتام پنجه دزده، نوروز را جشن میگرفتند. لامحاله دو روز «نوروزعامه» و «نوروز خاصه» به وجود آمد کهکل ناس در کنار هم به بزرگداشت مراسم نوروزی میپرداختند. | ||
این چنین جشن گرفتنهایی به مرور موجب پیدایش دو نوروز شد و همزمان دوگانگی تقویمها بر جشنهای دیگری چون مهرگان و گاهنبارها هم اثر گذاشت. به نظر میرسد که برای ایجاد سازشی در میان دو گروه مخالف بود که هرمزد نوه اردشیر دو نوروز را به هم پیوست و روزهای بینابین آنها را نیز جشن گرفت و لذا طول ایام برگزاری جشنهایش به شش روز رسید. سنتگرایانی که همه رساله پهلوی «ماه فروردین روز خرداد» را تدوین کردهاند،کوششی عظیم به کار آوردهاند تا در آن برای نشان دادن اهمیتها و ویژگیهای خرداد روز قصهها بسرایند و حکایات متعددی ارائه دهند تا مشروعیت این روز را به عموم بقبولانند. رویدادهایی که در ذیل شمهای از آنها را نقل میکنیم، به حقیقت هر کدام تعبیری از این تلاشها را با خود دارند و بداهتاً احتمال آن را نیز از میان نمیبرند که یک یا چند واقعه نیز مصادف با نوروز اتفاق افتاده باشند. | این چنین جشن گرفتنهایی به مرور موجب پیدایش دو نوروز شد و همزمان دوگانگی تقویمها بر جشنهای دیگری چون مهرگان و گاهنبارها هم اثر گذاشت. به نظر میرسد که برای ایجاد سازشی در میان دو گروه مخالف بود که هرمزد نوه اردشیر دو نوروز را به هم پیوست و روزهای بینابین آنها را نیز جشن گرفت و لذا طول ایام برگزاری جشنهایش به شش روز رسید. سنتگرایانی که همه رساله پهلوی «ماه فروردین روز خرداد» را تدوین کردهاند،کوششی عظیم به کار آوردهاند تا در آن برای نشان دادن اهمیتها و ویژگیهای خرداد روز قصهها بسرایند و حکایات متعددی ارائه دهند تا مشروعیت این روز را به عموم بقبولانند. رویدادهایی که در ذیل شمهای از آنها را نقل میکنیم، به حقیقت هر کدام تعبیری از این تلاشها را با خود دارند و بداهتاً احتمال آن را نیز از میان نمیبرند که یک یا چند واقعه نیز مصادف با نوروز اتفاق افتاده باشند. | ||
نسخهٔ ۱۴ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۵:۴۵
در اینکه جشن نوروز از اوّل فروردین تا چند روز امتداد مییافت اندکی جای تأمل است چه در هیچ کتابی صراحتاً بدین امر اشارهای نشده
۷۴
أداب و رسوم نوروز
است مگر اینکه برخی آن را در ضمن رسوم درباری به یک ماه رسانیدهاند و عدهای دیگر فقط به دو قسمت کردن نوروز اکتفا کردهاند پنج روز اول را نوروز عامه و بقیه را خاصه نامیدهاند، بهرحال باید معتقد بود که یک ماهه بودن نوروز فقط صورت درباری داشت و در نزد عامه مردم شاید از سیزده روز تجاوز نمیکرد. در پنج روز اول فروردین جشن نوروز صورت عمومی و ملّی داشت و در این روزها عموم ملت ایران از شادکامی و خرّمی ملی بهرهمند و کامیاب میگردیدند. از ششم فروردین ماه نوروز صورتی درباری و خاص به خود میگرفت یعنی از این روز به بعد جشنهای درباری شروع میشد و دربار پادشاه بر روی عامّه مردم بسته میشد و سپس بر روی خواص دربار گشوده میگردید و هدیههای ملت به پادشاه میرسید در این مدت اگرچه نمیتوان گفت که عامه مردم به کلی دست از سور و سرور میکشیدند ولی آن عمومیت پنج روز اوّل فروردین از نوروز سلب میشد. نوروز خاصه را «نوروز بزرگ» و «جشن بزرگ» (برهان قاطع) و «نوروز ملک» (شرح بیست باب) نیز نامیدهاند.^{۲} ابوریحان که مجموعه آگاهیهای خود را درباره نوروز گرد آورده است میگوید که هرمزد نوه اردشیر دو نوروز عامّه و خاصه را با یکدیگر جمع کرد. چون اردشیر بابکان، پس از جلوس بر مسند سلطنت تقویم را اصلاحکرد و پنج روز اضافی سال یا خمسه مسترقه را به سال افزود تا هم گاهشماری دقیقتر انجام گیرد و هم تطابق تقویم و طبیعت کاملتر شود.۳ ۱- آثارالباقیه، یاد شده، مس ۳۱۷.
2- صفا، ذبیحالله، گاهشماری و جشنهای ملی ایرانیان، یادشده، ص ۷۲، بزرگزاد، حبیبالله، جشنها، و اعیاد ملّی و مذهبی در ایران، ناشر نگارنده، ۱۳۵۰، ص ۱۶. 3. آثار الباقیه عن القرون الخالیه، ص ۲۱۸ به نقل از صفا، ذبیحالله، گاهشماری و
جشنها و مراسم نوروزی
۷۵
این تغییر در تقویم باعث بروز آشفتگیهایی در امر گاهشماری در نزد توده مردم شد و آنانی را که سنتگرا بودند، مخالف نوگرایان قرار داد. بدین معنا که مردم عادی پس از پایان سی روزه اسفند، منتظر نوروز بودند و خواص روزگار، پس از اختتام پنجه دزده، نوروز را جشن میگرفتند. لامحاله دو روز «نوروزعامه» و «نوروز خاصه» به وجود آمد کهکل ناس در کنار هم به بزرگداشت مراسم نوروزی میپرداختند.
این چنین جشن گرفتنهایی به مرور موجب پیدایش دو نوروز شد و همزمان دوگانگی تقویمها بر جشنهای دیگری چون مهرگان و گاهنبارها هم اثر گذاشت. به نظر میرسد که برای ایجاد سازشی در میان دو گروه مخالف بود که هرمزد نوه اردشیر دو نوروز را به هم پیوست و روزهای بینابین آنها را نیز جشن گرفت و لذا طول ایام برگزاری جشنهایش به شش روز رسید. سنتگرایانی که همه رساله پهلوی «ماه فروردین روز خرداد» را تدوین کردهاند،کوششی عظیم به کار آوردهاند تا در آن برای نشان دادن اهمیتها و ویژگیهای خرداد روز قصهها بسرایند و حکایات متعددی ارائه دهند تا مشروعیت این روز را به عموم بقبولانند. رویدادهایی که در ذیل شمهای از آنها را نقل میکنیم، به حقیقت هر کدام تعبیری از این تلاشها را با خود دارند و بداهتاً احتمال آن را نیز از میان نمیبرند که یک یا چند واقعه نیز مصادف با نوروز اتفاق افتاده باشند.