نوروز در دوران اسلامی: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «نوروز '''بخش دوم -نوروز در دوران اسلامی''' با اینکهایرانیان اسلام را پذیرفتند و از آئینهای زرتشتی بپرداختند دست از نوروز برنداشتند چرا که نوروز بیش از هر چیزی صورتی اهمگانی به خود پذیرفته بود و با استقرار در جایگاهی متین و استوار جشن ملی و اج...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
باری، تردیدی نیست که وزرای ایرانی عصر عباسی در اشاعه مراسم نوروزی سهم بزرگی داشتند و بسیاری از آداب آن را نیز به خلفا آموختند. | باری، تردیدی نیست که وزرای ایرانی عصر عباسی در اشاعه مراسم نوروزی سهم بزرگی داشتند و بسیاری از آداب آن را نیز به خلفا آموختند. | ||
عید نوروز در زمان خلفای عباسی | === عید نوروز در زمان خلفای عباسی === | ||
عباسیان مانند پادشاهان ایران در تالاری با جامههای فاخر مینشستند و هدیهها را خود میپذیرفتند. گفتهاند که متوکل از بامداد تا | عباسیان مانند پادشاهان ایران در تالاری با جامههای فاخر مینشستند و هدیهها را خود میپذیرفتند. گفتهاند که متوکل از بامداد تا | ||
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
نسخهٔ ۱۴ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۵۴
نوروز
بخش دوم -نوروز در دوران اسلامی
با اینکهایرانیان اسلام را پذیرفتند و از آئینهای زرتشتی بپرداختند دست از نوروز برنداشتند چرا که نوروز بیش از هر چیزی صورتی اهمگانی به خود پذیرفته بود و با استقرار در جایگاهی متین و استوار جشن ملی و اجتماعی بشمار میآمد، و اگر یک روز رنگ دینی کَهنی داشت امری ناممکن نبود که از آن رنگ پرداخته شود و رنگ نوین اسلامی به خود گیرد. از این روست که میبینیم ایرانیان تحت لوای حکومت مسلمین به برپاساختن نوروز برخاستند.
اعراب عید نوروز و عید مهرگان را از کهنترین زمانها میشناختند. الوسی گوید: «که مردم مدینه، پیش از اسلام، دو عید داشتند. نوروز و مهرگان و چون رسول اکرم(ص) به مدینه آمد بر آداب و رسوم ایشان در این دو عید آگاه شد،گفت: خدای تبارک و تعالی به جای این دو عید بهتر از آنها را به شما ارزانی داشته، که یومالفطر و یومالنحر است» این امر نشانه آن است که اعراب با ایرانیان الفتی کهن داشتند و حتی در برخی از مظاهر مدنی از آنان پیروی میکردند.
در روایت دیگر آمده است که: «نوروز و مهرگان از آنها نهی شد، چرا که در زمان جاهلیت در دو روز نوروز و مهرگان به شادی میپرداختند. اعراب پس از گشودن هر سرزمینی، به ناچار برخی از آداب و رسوم آن سرزمینها را که مباین احکام شرع نبود، اخذ و رعایت میکردند. در ایران زمین چون اصول سازمان اداره کشور را از ساسانیان اقتباس کردهاند، ناگزیر قوانین مالی، سازمان مالیاتی و پرداخت خراج به ۱- اَلوسی، بلوغالارب، ج ۱، چاپ قاهره، ۱۹۲۵، ص ۳۶۴.
سیر تاریخی نوروز
۱۱۳
دیوانهای محاسبات آنان را نیز به کار بردند. اصطخری میگوید: «ایرانیان بنیادگذاران دیوانهای خلافتاند و کارگزارانی که رشد سیاسی وزیران و دیگر دیوانسالاران از ایشان حاصل گردیده است.»^{۱}
هم او میافزاید که : «در دیگر دیوانهای اسلامی هیچ دیوانی دشوارتر و سختتر از دیوان فارس نظر به اختلاف مناطق و ناهمسانی خراجها بر اساس انواع کشت و اختلاف امور مالی آنها و پراکندگی کارهای گماردگانشان نیست.»^{۲}
مهمترین دیوان در دولت، دیوان خراج بود که بر تمام امور مالی نظارت داشت و در همه پایتختهای دولتهای اسلامی دارای مرکز و در شهرها دارای شعباتی بود. در شرق جهان اسلام سازمان دیوانی، ایرانی و منبعث از تنظیمات عصر ساسانی بود. چنانکه در غرب بیزانسی، عربها نهتنها مخالفتی با این امر نورزیدند، بلکه از این سیاست برای انتظام هر اچه بیشتر امور خود استفاده کردند. باری، نوروز آغاز سال خورشیدی است که کار و کارورزی در ایران آغاز میشود و همچنین سر سال کشتورزی و مالی بود و اجرای امور دیوان خراج بر این مدار سالیانه قرار میگرفت. به طوری که مشاهده میشود همینکه سال خورشیدی ایرانی به ناچار در میان ملل اسلامی شرق، و گاهشماری آن رایج شد. نامهای فارسی ماههای ایرانی، و حتی نام روزهای ماه در برخی از دیوانها بکار رفت.۳
سبب اصلی ماندگاری نوروز در دولت اسلامی در این جشن همان ۱- اصطخری، المسالک والممالک، چاپ قاهره، ۱۹۶۱، ص ۸۸.
۲- اصطخری، یاد شده، همان جا.
۳-بیرونی، آثارالباقیه، یادشده، ص ۶۸.
أداب و رسوم نوروز
| ۱۱۴ |
| گوید: |
اسر سال بودن آن بود که زمان خراج قرار میگرفت. چنانکه اسدی طوسی نوندی سر سال نو کرد راست
یک سبب مُهم دیگر اینکه چون ایرانیان از دیرباز به پیشکشکردن هدایا به مناسبت این جشن خو کرده بودند فرمانروایان عرب نیز چنین فرصتی را برایاخذ آن هدایا مغتنم شمردند و آئینهای نوروزی را رایج نگاه داشتند. چندان که واژه آئین را در مورد جشن نوروز و مهرگان بکار بردند. سقوط دولت اموی در اثر قیام ایرانیان و رویکارآمدن دولتهای کوچک متقارن در جوار یا تحت نظارت عباسیانکه خود بسی از آئینهای ایرانی را پذیرفته بودند، موجب شد که آن دولتهای کوچک در تجدید وضع و رونق جشنهای ایرانی عامل مؤثری باشند و آئینها و آداب کهن را دوباره زنده کنند. خلفا به صورتی رسمی آن را برگذار میکردند و افراد مهمَّ حاکم و زیردست تعاطی هدیه میکردند.گویند در عصر متوکل پنج میلیون درهم به فرمان خلیفه ضرب شد که به رنگهای گوناگون بود و خلیفه بر سر ایرانیان خویش شاباش کرد. بازیگران نقابدار (اصحاب السماجه) به پیشگاه خلیفه میآمدند و خلیفه برایشان سکّه میانداخت و گلهایی از عنبر سرخ بدیشان میبخشید.^{۲}
شاعران تهنیتها میسرودند و از بزرگان برای مردمان هدیه طلب میکردند. ابن زبیر میگوید که در یک نوروز بازی سماجهای در برابر معتضد خلیفه برگذار شد که سیزده هزار دینار صرف آن شد. در روزهای ۱- اسدی طوسی، گرشاسب نامه، ص ۴۲۷.
۲- مناظر احسن، محمد، زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، ترجمه مسعود رجبنیا، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۶۹، صص ۸-۳۴۷.
سیر تاریخی نوروز
۱۱۵
نوروز شیرینیها مانند صابونیه و لوزینج پخته میشد و مردم میان خود پخش میکردند... به گفته یعقوبی عمربن عبدالعزیز رسم تبادل هدیه در نوروز و مهرجان را برانداخت و سپس یزید دوم آن را دوباره بر پا ساخت.^{۱}
هندو شاه نخجوانی به نقل از تواریخ عربی آورده: «گویند روز نوروزی جهت خالدبن برمک وزیر، کاسهها از زر و نقره به هدیه آورده بودند یکی از شعراء این ابیات به خالد نوشت:
لیت شعری اما لنامنک حظ ما علی خالدبن برمک فیالجود لیت لی جام فضة من هدایا انما ابتغیه اللعسل المم
یا هدایا الوزیر فی النوروز نوان ینیله بعزیز هوی ما بالامیر مجیزی زوج بالماء لالبول العجوز
خالد هر چه در آن مجلس او زر و نقره بود همه به آن شاعر بخشید، چون اعتبار کردند مالی عظیم بود و شاعر از آن توانگر شد.^{۲}
باری، تردیدی نیست که وزرای ایرانی عصر عباسی در اشاعه مراسم نوروزی سهم بزرگی داشتند و بسیاری از آداب آن را نیز به خلفا آموختند.
عید نوروز در زمان خلفای عباسی
عباسیان مانند پادشاهان ایران در تالاری با جامههای فاخر مینشستند و هدیهها را خود میپذیرفتند. گفتهاند که متوکل از بامداد تا
| ۱- مناظر احسن، یادشده، همان جا. | |
| ۲- هندوشاه نخجوانی، تجارب السلف، ص ۱۰۲. |
۱۱۶
آداب و رسوم نوروز
نماز ظهر مینشست و به پذیرفتن پیشکشهایی که از سوی بلند پایگان و دیگر بزرگان تقدیم میشد میپرداخت. خلفا در واقع در چنین روز خُجسته حق دریافت هدیه از رعایای خویش را داشتند پس مردم همه طبقات به تقدیم پیشکشی به خلیفه میپرداختند و نیز وزیران و بلندپایگان دیوان و توانگران عطر و گوهر و مروارید و بازرگانان کالاهای مرغوب مانند فرش و جامه وکنیز و شاعران نیز قصیده و مردم عادی گل و میوه نثار میکردند. دیدار خلیفه در ایام نوروزی بیتقدیم پیشکشی نامیمون بود. خلفاگاهی از پیشکشهای مهمانان خویش جویا میشدند و بنا به گفته منابع پرسش خلفا عبارت ویژهای بود که «کجاست پیشکش امروز شما؟» دادن پیشکشیهای بسیار به خلیفه موجب شد دفتری فراهم شود تا نام بازدیدکنندگان کاخ و پیشکش ایشان در آن ثبت شود. در برابر، خلیفه هم هدایای پرارجی بدیشان ارزانی میداشت. مردم عادی در نوروز خانههای خود را با تکههای پنبه (حبّ القطن) و بخوردانهای گلین (المجامیرالطین) چراغانی میکردند. کاخهای سلطنتی هم با قطعات پارچههای ارزنده مانند زهری خیسشده در روغن بلسان «هن البلسان» و دیگر مایعات خوشبو و پربها که در بخوردانهای سنگی «المجامیرالبرام» نهاده شده بود چراغانی میشد.
در طی شش روز جشن نوروز مردم در گذرگاهها گرد میآمدند و آتش میافروختند. شور و دلبستگی مردم در برپایی نوروز چنان بود که کوشش معتضد خلیفه در سال ۲۸۴ ه ق.برای جلوگیری از شادیهای زیاده از حد درگذرگاهها در هوای تابستان سودمند نیفتاد و پس از دو روز مردم را آزادگذاشت تا هرگونه که بخواهند شادمانی کنند. ابن حوقلگوید
سیر تاریخی نوروز
۱۱۷
که در سده دهم میلادی / چهارم هجری در جبال، نوروز را به مدّت هفت روز برپا داشتند با خوشی و شادی فراوان خوراکیهای لذیذ پختند و جامههای فاخر دوختند و پول بسیاری بدین جشن صرف کردند ضمناً مهمانیهایی با رستههای مُنظم نوازنده برپا کردند و حتّی بر بام خانههای خود جشن گرفتند.^{۱}
پرفسور تریتون بخشی از کتاب الهفواه صابی را درباره برگذاری نوروز ذمیان بغداد در قرن چهارم نقل کرده است. صابی گوید که بعضی از ذمیان آشپزی مخصوص به خدمتگرفتند تا خوراکیها را شبانه فراهم کند که با مواد تازه باشد و مهمانیهایی برای خود شان و دوستان دادند که در آنها خربزه و آلو و هلو و خرما بر خوانها نهاده بودند. زنان میکوشیدند تا برای آن روز عطریات بخرند و سنگپشتها را برای راندن شیطانها از خانهها میآوردند، و تخممرغ رنگ میکردند. پاشیدن عطر به روی فرد و هفت گام به سوی او رفتن به مفهوم آن بود که چشم بد و تنبلی و تب از او دور میشود. توتیا با سلاب و سورمه را برای افزایش نور چشم در سال آینده به چشم میکشیدند و روز فرخندهای بود برای مصرف دارو، مدرسهها بسته میشد و دانشآموزان به بازی میپرداختند. اگر استادی به مدرسه میآمد با او با احترام رفتار نمیکردند و ای بسا که او را به آبگیر میانداختند مگر آنکه وجهی میداد که صرف خرید خوراکی میکردند. صابی ضمناً گوید که مسلمانان در این شادمانی شرکت میکردند و حتّی در انظار عموم شراب مینوشیدند و مانند ذمیان به خوردن عدس پاک کرده میپرداختند و در آب پاشیدن به روی مردم با ذمیان همبازی ۱- زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، یادشده، صص ۳۴۷ تا ۳۵۰.
۱۱۸
آداب و رسوم نوروز
میشدند. کسان محترم یکدیگر را با مشک آب میزدند یا پیرامون خانهها و باغهای خود را آبپاشی میکردند و مردم عادی هم بدین کار در گذرگاهها و شوارع عام میپرداختند.^{۱}
از دولتهای ایرانی در عهد اسلامی، بیش و پیش از همه، صفاریان، به احیای زبان فارسی و آئینهای ایرانی همت گماشتند، پس از آن دولت ایرانی مقتدری چون سامانیان در بخش کهن و زادبوم فرهنگ اصیل ایرانی، خراسان روی کار آمدند که بسیاری از آئینهای باستانی را احیاء کردند و به جای آوردند تنها آثاریکه در باب نوروز از شاعران و ادیبان آن روزگار به جای مانده، خود قسمت مهمی از ادبیات نوروزی را در سبک خراسانی تشکیل میدهند. لیکن کوشش بویهیان در نگهداری آداب و رسوم و جشنهای ایرانی، بخصوص نوروز و مهرگان و سده چشمگیرتر و مؤثرتر از همه بوده است. چنانکه «مافروخی» بیان کرده است: «و بازاری بود بر دروازه جور که آن را بازار جورین گفتهاند، در فصل نوروز هر سال تمامت اهل اصفهان از صغیر و کبیر و وضیع و شریف و خاص و عام و اطفال و عورات هر کس به حسب حال طبقات و درجات بالوان اسباب مأکول و مشروب و انواع ضروب عدت و آلت مطلوب مرغوب مدت یک دو ماه بدانجا نقل کردهاند و از استیضاح و لذات و استمتاع عیش و عشرت از لهو و لعب و نشاط و طرب حظی وافی و ذوقی وافر از زندگانی برداشته چون روز نوروز رسیده چندین بازار ساخته طوافان و بازاریان گوناگون نعمتها در آنجا پرداخته و عوام در میان آنجا چون دریا بر دریا در تموج و خواص از دور و نزدیک و بالا در نشیب در تفرج و پیوسته آن ۱- همان کتاب، همان جا.
سیر تاریخی نوروز
۱۱۹
مدت را گذرانیده به فکاهت و خوشی و عیش و افسانه و خلیع العذار دیوانهوار آشنا و بیگانه مشتغل بکأس و پیمانه...». نوروز در زمان دیلمیان
«ابنمسکویه» در مورد افتتاح خراج در زمان عضدالدوله دیلمی اشاراتی بس مهم به نوروز معتضدی دارد بدین قرار: «عضدالدوله افتتاح خراج را به نوروز معتضدی عقب انداخت. در گذشته پیش از رسیدن، غلات گرفته میشد. برای رعیت رسوم صحیحی را بجا داشت و از آن زیادات و تأویلات را حذف کرده و بر مظالم متظلمین وقف کرده و بر تعدیل عمل کردند و اخذ از قوافل حاجیان را برداشت و آنچه برایشان مقرر شده بود از قبالح و ضروب عسف... زایل کرد.»^{۲}
هم او در حاشیه گوید: ابوهلال عسکری در کتاب الاوائل (نسخه خطی) درباره تأخیر خراج گوید: «نخستین کسی که نوروز را عقب انداخت متوکل بود، که او دید زیان میبیند و مردمان به افتتاح خراج و زرع، ایشان را مقروض و تلف میکنند.
ابراهیم بن عباس صولی را خواست و تصمیم گرفت بر عقبانداختن نوروز به بیست و هفت روز از حزیران، پس نامهها در این باره نوشته شد و آنکتابی مشهور است در رسائل ابراهیم (بن عباس)... و متوکل پیش از دخول سال جدید به قتل آمد. والمنتصر بجایش آمد و انیازمند به مال بود پس مردمان مورد مطالبه قرار گرفتند طبق رسم اوّل و ۱- مافروخی، محاسن اصفهان، ص ۱۷ به نقل: اذکائی، پرویز، تاریخچه و مرجعشناسی نوروز، صص ۱۷-۱۶.
۲- ابن مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم و تعاقب الهمم، جلد 2، ص ۴۰7.
۱۲۰
آداب و رسوم نوروز
آنچه متوکل رسم کرده بود، از بین رفت و مورد عمل واقع نشد تا زمان معتضد. پس وی حسابش را در روز یازدهم از حزیران قرار داد و فرمان داد در دیوانها ثبت کنند. تنها آنچه معتضد کرد این بود که مدّت را کوتاه کرد در یازده روز از حزیران».
نوروز در زمان غزنویان
در زمان غزنویان چنانکه از جای جای تاریخ بیهقی برمیآید، باز هم به رسم هدایای نوروز و مهرگان که البته خوشایند ترکان بوده است برمیخوریم. از جمله اطلاع مییابیم که در سال ۴۲۹ق سلطان مسعود برای جشن نوروز جلوس کرد و هدایای مرسوم مبادله گشت و به قول بیهقی در این روز بود که این سلطان توبه خود را در شرابخواری بشکست و همچنین یادی از جشن نوروز سال ۴۳۱ق و شادمانی حاضران و مدیحهگویی شاعران و تبادل هدایا و صلات به میان آمده است.۲
نوروز در زمان سلاجقه و خوارزمشاهیان و ایلخانان
با اینکه این دوره را عصر غلبه ترکان و مغولان نام میگذارند ولی به دلیل توطن آنان در مهد فرهنگ و تمدن ایران اسلامی، همگان به مرور خوی ایرانی گرفتند و در جامعه بزرگ ایرانیان مستحیل شدند. به طوری که نسل دوم همه آنها عرق و حمیت ایرانی یافتند و نه تنها دین مبین اسلام را پذیرفتند که به زبان و فرهنگ ایرانی نیز تعلق شایسته نشان دادند. در ۱- تجارب الامم، یادشده ، حاشیه ۴۰۷ / تاریخچه و مرجعشناسی نوروز، یادشده،
صص ۱۴ تا ۱۶.
۲- اذکائی، همان کتاب، ص ۱۷.
سیر تاریخی نوروز
۱۲۱
تلاش برای ایرانیشدن هر چه بیشتر و در شمار عام درآمدن هرچه سریعتر آنان است که مشاهده میشود تمامی آداب و رسوم ایرانی را میپذیرند و جامههای ایرانی بر تن میکنند.
چنانکه از کتاب «کیمیای سعادت» امام غزالی برمیآید:
«... و چنگ و چغانه و صورت حیوانات فروشند برای کودکان در عید و شمشیر و سپر چوبین فروشند برای نوروز و بوق سفالین برای سده و آنچه برای نوروز و سده فروشند چون سپر و شمشیر چوبین و بوق سفالین در نفس خویش حرام نیست اما برای اظهار شعارگران حرام است.»
آئینهای هدیهدادن و هدیه پذیرفتن بر قیاس گذشته در این ادوار رایج بود و هم از ادبیات نوروزی عصر برمیآید که مراسم درباری آن، کماکان برگذار میشد. از جمله این ابیات امیر معزّی را در مدح ملکشاه و تهنیت نوروز میتوان یادکرد:
باد میمون و مبارک صدهزاران جشن جم
بر خداوندی که چون جّم بنده دارد صدهزار
با نشاط و رامش و پیروزی و نیک اختری
همچنین نوروز و صد نوروز دیگر برگذار^{۲}
از کتاب «سیرة جلالالدین منکبرنی» برمیآید که جشن نوروز به روزگار خوارزمشاهیان در میان توده مردمان برگذار میشده، چنانکه از ۱- غزالی، ابوحامد محمدبن محمد، کیمیای سعادت، نیمه اول، صص ۴۷۸-۴۷۷ و نیز احیاء علوم الدین، ج ۲، چاپ قاهره، ص ۲۳۴.
۲- امیر معزّی، دیوان، به اهتمام عباس اقبال، صص ۳۲۱-۳۲۰،
۱۲۲
آداب و رسوم نوروز
جامههای نوین و رنگارنگ مردم اصفهان در این روز هویدا بوده است.' پس از حمله خانمانسوز مغول، علیرغم ویرانگریها و کشتارهایی که آن قوم وحشی در ایران براه انداخت: «ایرانیان این عید را پناهگاه و دستآویز خود ساختند و به عنوان شعاری برای نمایان ساختن روح مجد و عظمت و دفاع در راه طرد آن چیرهگران غاصب و اظهار استقلال، قرار دادند.»^{۲}
در دواوین شعرای نامدار این ادوار، چون سعدی، سلمان ساوجی، خواجوی کرمانی و دیگران به فراوانی از نوروز و مراسم خجسته آن یاد شده و گویای این مطلب است که با وجود همه مصائب و متاعبی که بر ایرانیان گذشت رشتههای الفت خود را با فرهنگ ملّی و مردمی، سست نمیدیدند.