پرش به محتوا

انواع مالکیت درکشاورزی ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « '''روابط مالکیت و انواع بهره برداری درکشاورزی ایران''' زمین از عوامل اساسی تولید کشاورزی به شمار می‌آید و چگونگی مالکیت بر آن تأثیر تعیین کننده‌ای بر نحوه فعالیتهای انسانها در تولید دارد. علی رغم نفوذ روابط سرمایه داری در کشاورزی ایران از او...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:


بر پایه تعریف ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران؛ بهره‌بردارِ کشاورزی، شخص یا شخصیت حقوقی می‌باشدکه مسئولیت اقتصادی، فنی و ابتکار اداره‌کردن و گرداندن واحدهای بهره‌برداری، ۱. مطالب این بخش از؛ مرکز آمار ابران، سالنامه آماری ۱۳۵۹، جغرافیای مفصل ایران و روزنامه اطلاعات به تاریخهای ۲۰/۷/۷۶ و ۲۱/۷/۷۶ استخراج شده است.  
بر پایه تعریف ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران؛ بهره‌بردارِ کشاورزی، شخص یا شخصیت حقوقی می‌باشدکه مسئولیت اقتصادی، فنی و ابتکار اداره‌کردن و گرداندن واحدهای بهره‌برداری، ۱. مطالب این بخش از؛ مرکز آمار ابران، سالنامه آماری ۱۳۵۹، جغرافیای مفصل ایران و روزنامه اطلاعات به تاریخهای ۲۰/۷/۷۶ و ۲۱/۷/۷۶ استخراج شده است.  
کشاورزی
۳۷


کشاورزی را شخصاً به طور مستقیم یا به وسیله مباشر به عهده دارد.۱ واحد بهره‌برداری کشاورزی عبارت از مجموعه اراضی است که کلاً یا جزعاً برای تولید کشاورزی به کار رفته باشد و به وسیله شخص یا شخصیت حقوقی به نام بهره‌بردار به تنهایی یا با کمک دیگران اداره گردد. نحوه بهره برداری‌کشاورزی ایران، پیش از اصلاحات ارضی به شرح زیر بوده است: الف) بهره‌برداری ملکی: بهره بردار خود مالک زمین زراعی است و این طرز بهره‌برداری ویژه خرده مالک و مالک متوسط می‌باشد.  
کشاورزی را شخصاً به طور مستقیم یا به وسیله مباشر به عهده دارد.۱ واحد بهره‌برداری کشاورزی عبارت از مجموعه اراضی است که کلاً یا جزعاً برای تولید کشاورزی به کار رفته باشد و به وسیله شخص یا شخصیت حقوقی به نام بهره‌بردار به تنهایی یا با کمک دیگران اداره گردد. نحوه بهره برداری‌کشاورزی ایران، پیش از اصلاحات ارضی به شرح زیر بوده است: الف) بهره‌برداری ملکی: بهره بردار خود مالک زمین زراعی است و این طرز بهره‌برداری ویژه خرده مالک و مالک متوسط می‌باشد.  
خط ۲۵: خط ۱۹:
ه) بهره‌برداری مالکی-اجاره‌ای: منظور بهره‌برداریهایی است که در آن بهره‌بردار مقداری از زمین زراعی را با اجاره بهای ثابت مورد بهره برداری قرار داده و بقیه را مالک می‌باشد.  
ه) بهره‌برداری مالکی-اجاره‌ای: منظور بهره‌برداریهایی است که در آن بهره‌بردار مقداری از زمین زراعی را با اجاره بهای ثابت مورد بهره برداری قرار داده و بقیه را مالک می‌باشد.  


و) بهره‌برداری اجاره‌ای-رعیتی: در این مورد بهره‌بردار مقداری از زمین مورد بهره‌برداری، خود را با اجاره بهای ثابت در اختیار دارد و در بخش باقیمانده به عنوان رعیت فعالیت می‌نماید. یکی از نظامهای زراعی در ایران «بُنه» بود که در مناطق نامساعد طبیعی برداشت محصول در گرو کمیت آب و شیوه‌های بهره‌برداری از آن بود و یکی از کاراترین روشهای‌کشت و زرع، بویژه در چگونگی بهره‌برداری از آب، محسوب می‌شد. بُنه نام عامی بود که در روستاهای حومه تهران، قزوین و قم تا قبل از اصلاحات ارضی به واحدهای زراعی سنتی اطلاق می‌گردید. در ۱. مرکز آمار ایران، فرهنگ تعاریف و مفاهیم به کار رفته در طرحها و گزارش‌های آماری، خرداد ۱۳۷۴.  
و) بهره‌برداری اجاره‌ای-رعیتی: در این مورد بهره‌بردار مقداری از زمین مورد بهره‌برداری، خود را با اجاره بهای ثابت در اختیار دارد و در بخش باقیمانده به عنوان رعیت فعالیت می‌نماید. یکی از نظامهای زراعی در ایران «بُنه» بود که در مناطق نامساعد طبیعی برداشت محصول در گرو کمیت آب و شیوه‌های بهره‌برداری از آن بود و یکی از کاراترین روشهای‌کشت و زرع، بویژه در چگونگی بهره‌برداری از آب، محسوب می‌شد. بُنه نام عامی بود که در روستاهای حومه تهران، قزوین و قم تا قبل از اصلاحات ارضی به واحدهای زراعی سنتی اطلاق می‌گردید. در ۱. مرکز آمار ایران، فرهنگ تعاریف و مفاهیم به کار رفته در طرحها و گزارش‌های آماری، خرداد ۱۳۷۴.
 
 
 
۳۸
 
اقتصاد


مناطق دیگر کشور به این تشکیلات، «صحرا» یا «گاوبند» نیز می‌گفتند.  
مناطق دیگر کشور به این تشکیلات، «صحرا» یا «گاوبند» نیز می‌گفتند.  
خط ۴۱: خط ۲۹:
سهم محصول هر دهقان بستگی به موقعیت وی در بُنه داشت. به آبیار بیشترین سهم و به برزگر کمترین سهم تعلق می‌گرفت. حیات بُنه به عوامل پنجگانه زمین، آب، شخم، نیروی‌کار و بذر بستگی داشت.  
سهم محصول هر دهقان بستگی به موقعیت وی در بُنه داشت. به آبیار بیشترین سهم و به برزگر کمترین سهم تعلق می‌گرفت. حیات بُنه به عوامل پنجگانه زمین، آب، شخم، نیروی‌کار و بذر بستگی داشت.  


نیروی‌کار هر بُنه به دو بخش انسانی و شخم تقسیم می‌شد. نیروی انسانی که اعضاء بنه را تشکیل می‌داد تابعی بود از مقدار زمین‌که احتیاج بُنه را به نیروی شخم مشخص می‌کرد. ریاست اعضاء بنه با «سربنه» بود که او را «آبیار» می‌نامیدند. هر آبیار دو معاون به نام «دُم آبیار» (دنبال آبیار) داشت. ساختمان بنه‌ها دارای سلسله مراتب خاصی بود.گروه‌های داخلی بنه روابط بسیار نزدیکی با هم برقرار می‌کردند. خانواده‌های «هم بنه» اغلب با هم تفاهم داشتند و (به اتفاق) دارای برنامه‌های مشترکی بودند. تعاون و همکاری میان اعضاء خانوار یک بُنه به خوبی آشکار بود. در مواقعی زنان خانوارهای بنه غذای مشترک تهیه می‌کردند، شوهران خود را که عضو بنه بودند
نیروی‌کار هر بُنه به دو بخش انسانی و شخم تقسیم می‌شد. نیروی انسانی که اعضاء بنه را تشکیل می‌داد تابعی بود از مقدار زمین‌که احتیاج بُنه را به نیروی شخم مشخص می‌کرد. ریاست اعضاء بنه با «سربنه» بود که او را «آبیار» می‌نامیدند. هر آبیار دو معاون به نام «دُم آبیار» (دنبال آبیار) داشت. ساختمان بنه‌ها دارای سلسله مراتب خاصی بود.گروه‌های داخلی بنه روابط بسیار نزدیکی با هم برقرار می‌کردند. خانواده‌های «هم بنه» اغلب با هم تفاهم داشتند و (به اتفاق) دارای برنامه‌های مشترکی بودند. تعاون و همکاری میان اعضاء خانوار یک بُنه به خوبی آشکار بود. در مواقعی زنان خانوارهای بنه غذای مشترک تهیه می‌کردند، شوهران خود را که عضو بنه بودند، دعوت می‌نمودند و بر سر یک سفره غذا می‌خوردند. مردان بنه نسبت به هم تعصب هم بنگی، داشتند. در نزاعها علیه شخص ثالث در صف واحدی قرار می‌گرفتند و به سختی به طرفداری از هم برمی‌خاستند.  
 
 
 
کشاورزی
 
۳۹
 
دعوت می‌نمودند و بر سر یک سفره غذا می‌خوردند. مردان بنه نسبت به هم تعصب هم بنگی، داشتند. در نزاعها علیه شخص ثالث در صف واحدی قرار می‌گرفتند و به سختی به طرفداری از هم برمی‌خاستند.  


قشرهای درونی بُنه  
قشرهای درونی بُنه  
خط ۵۹: خط ۳۹:
۳. برزگر: پایین‌ترین قشری بود که افراد آن قبل از ۲۰ سالگی به عضویت در بنه انتخاب می‌شدند. سلامت جسمانی، محلی بودن، کارآمد بودن، علاقه‌مند بودن به یادگیری فنون کشاورزی، مورد تأیید سربنه و کدخدا یا ارباب بودن از مهمترین شرایط برزگران بود. اینان برای مدت یک سال زراعی با سمت برزگری در بنه انجام وظیفه می‌کردند و ماهیانه مبلغی وجه نقد و مقداری گندم به عنوان مساعده، به مدت ۹ ماه از سال، دریافت می‌کردند و هنگام برداشت محصول غلات و فروش نقدی تسویه حساب می‌کردند.  
۳. برزگر: پایین‌ترین قشری بود که افراد آن قبل از ۲۰ سالگی به عضویت در بنه انتخاب می‌شدند. سلامت جسمانی، محلی بودن، کارآمد بودن، علاقه‌مند بودن به یادگیری فنون کشاورزی، مورد تأیید سربنه و کدخدا یا ارباب بودن از مهمترین شرایط برزگران بود. اینان برای مدت یک سال زراعی با سمت برزگری در بنه انجام وظیفه می‌کردند و ماهیانه مبلغی وجه نقد و مقداری گندم به عنوان مساعده، به مدت ۹ ماه از سال، دریافت می‌کردند و هنگام برداشت محصول غلات و فروش نقدی تسویه حساب می‌کردند.  


برزگران، به هنگام عضویت در بنه، با غرور به کارهای روزانه‌شان می‌پرداختند و برزگران با استعداد پس از یکی دو سال ارتقاء یافته و به سمت دم آبیاری نایل می‌آمدند.  
برزگران، به هنگام عضویت در بنه، با غرور به کارهای روزانه‌شان می‌پرداختند و برزگران با استعداد پس از یکی دو سال ارتقاء یافته و به سمت دم آبیاری نایل می‌آمدند.
 
 
 
،
 
۴۰
 
اقتصاد
 
اصلاحات ارضی


=== اصلاحات ارضی ===
سلسله اقداماتی تحت عنوان «اصلاحات ارضی» با هدف «بالا بردن سطح تولید کشاورزی، افزایش قدرت خرید دهقانان، افزایش درامد ملی، تأمین عدالت اجتماعی از طریق درآمد عادلانه و نابودی بزرگ مالکی به عنوان طبقه پر نفوذ و حاکم بر دیگر طبقات اجتماعی و مانع پیشرفت اقتصادی» در سه مرحله از سال ۱۳۴۱ آغاز شد.  
سلسله اقداماتی تحت عنوان «اصلاحات ارضی» با هدف «بالا بردن سطح تولید کشاورزی، افزایش قدرت خرید دهقانان، افزایش درامد ملی، تأمین عدالت اجتماعی از طریق درآمد عادلانه و نابودی بزرگ مالکی به عنوان طبقه پر نفوذ و حاکم بر دیگر طبقات اجتماعی و مانع پیشرفت اقتصادی» در سه مرحله از سال ۱۳۴۱ آغاز شد.  


خط ۷۹: خط ۵۰:
در کل اهداف اصلاحات ارضی، افزایش محصولات کشاورزی و آزاد کردن دهقانان از انواع قهرها (ارباب، بُنه، فقر و...) اعلام شد. اما به دلیل کاهش منابع آب و ویرانی قناتها تولیدات کشاورزی در زمینهای تقسیم شده کاهش یافت، ضمن اینکه با محروم کردن دهقانان از بهره‌برداری از مراتع سنتی، تولید محصولات دامی و در نتیجه درآمد دهقانان نیز کاهش یافت. بدین ترتیب سازمان قبلی تولید کشاورزی در ایران از هم گسیخت و روابط سرمایه‌داری بدون اینکه بتواند مسائل این بخش از اقتصاد را حل کند جایگزین آن شد.  
در کل اهداف اصلاحات ارضی، افزایش محصولات کشاورزی و آزاد کردن دهقانان از انواع قهرها (ارباب، بُنه، فقر و...) اعلام شد. اما به دلیل کاهش منابع آب و ویرانی قناتها تولیدات کشاورزی در زمینهای تقسیم شده کاهش یافت، ضمن اینکه با محروم کردن دهقانان از بهره‌برداری از مراتع سنتی، تولید محصولات دامی و در نتیجه درآمد دهقانان نیز کاهش یافت. بدین ترتیب سازمان قبلی تولید کشاورزی در ایران از هم گسیخت و روابط سرمایه‌داری بدون اینکه بتواند مسائل این بخش از اقتصاد را حل کند جایگزین آن شد.  


اندیشه تعاون و تجمع اراضی مزروعی در ایران از دیرباز به منظور جلوگیری از بروز جنبه‌های منفی تقسیم افراطی اراضی مزروعی وجود داشته است. زیرا در نظام خرده مالکی، سرمایه ارضی هنوز هم اساس تراکم سرمایه به منظور تولیدکشاورزی به حساب می‌آید. لازمه ترقی سطح بهره‌وری و افزایش تخصص در تولیدات؛ توسعه ابعاد واحدهای زراعی و تغییر بنیان‌های موجود و پذیرش شیوه‌های فنی نوین در کشت و کار است. اکنون که در رشته کشاورزی تمرکز بیشتر برپایه تراکم سرمایه و تشدید سرمایه‌گذاری پدید می‌آید و نه بر اساس  
اندیشه تعاون و تجمع اراضی مزروعی در ایران از دیرباز به منظور جلوگیری از بروز جنبه‌های منفی تقسیم افراطی اراضی مزروعی وجود داشته است. زیرا در نظام خرده مالکی، سرمایه ارضی هنوز هم اساس تراکم سرمایه به منظور تولیدکشاورزی به حساب می‌آید. لازمه ترقی سطح بهره‌وری و افزایش تخصص در تولیدات؛ توسعه ابعاد واحدهای زراعی و تغییر بنیان‌های موجود و پذیرش شیوه‌های فنی نوین در کشت و کار است. اکنون که در رشته کشاورزی تمرکز بیشتر برپایه تراکم سرمایه و تشدید سرمایه‌گذاری پدید می‌آید و نه بر اساس گروه بندیهای تازه مالکیت و واحدهای بهره‌برداری زمین، شرکتهای سهامی زراعی و اتحادیه‌های تعاونی روستایی می‌توانند در این راستا نقش مهمی را ایفاء کنند.  
 
 
 
کشاورزی،
 
۴۱
 
گروه بندیهای تازه مالکیت و واحدهای بهره‌برداری زمین، شرکتهای سهامی زراعی و اتحادیه‌های تعاونی روستایی می‌توانند در این راستا نقش مهمی را ایفاء کنند.  


تأثیر ضعیف سرمایه‌های مالی یکایک خرده مالکان، فقدان اطلاعات اقتصادی و بازرگانی، اینان، نفوذ واسطه‌های فرصت طلب و سودجو و نبودن مدیریت شایسته، تمایل به تمرکز و تجمع دوباره واحدهای بهره‌برداری کوچک را موجه‌تر کرد. به منظور جبران شکست‌های اصلاحات ارضی و جلوگیری از شکست بیشتر، دولت، به موازات اجرای قوانین و اصلاحات ارضی، به ایجاد و گسترش شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی روستایی دست زد. از جمله اقدامات انجام شده در این زمینه عبارتند از:  
تأثیر ضعیف سرمایه‌های مالی یکایک خرده مالکان، فقدان اطلاعات اقتصادی و بازرگانی، اینان، نفوذ واسطه‌های فرصت طلب و سودجو و نبودن مدیریت شایسته، تمایل به تمرکز و تجمع دوباره واحدهای بهره‌برداری کوچک را موجه‌تر کرد. به منظور جبران شکست‌های اصلاحات ارضی و جلوگیری از شکست بیشتر، دولت، به موازات اجرای قوانین و اصلاحات ارضی، به ایجاد و گسترش شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی روستایی دست زد. از جمله اقدامات انجام شده در این زمینه عبارتند از:  


تشکیل سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران  
==== تشکیل سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران ====
 
این سازمان یک شرکت سهامی است که در تاریخ پانزدهم مرداد ماه ۱۳۴۲ شمسی و با سرمایه یک میلیارد ریال برای مدت نامحدود تشکیل شده است و موافق اصول بازرگانی اداره می‌شود. این سازمان در سال ۱۳۵۰ شمسی ۴۵۹,۹۹۰,۰۰۰ ریال نیز از سرمایه اتحادیه‌های تعاونی روستایی را در اختیار داشته است.  
این سازمان یک شرکت سهامی است که در تاریخ پانزدهم مرداد ماه ۱۳۴۲ شمسی و با سرمایه یک میلیارد ریال برای مدت نامحدود تشکیل شده است و موافق اصول بازرگانی اداره می‌شود. این سازمان در سال ۱۳۵۰ شمسی ۴۵۹,۹۹۰,۰۰۰ ریال نیز از سرمایه اتحادیه‌های تعاونی روستایی را در اختیار داشته است.  


خط ۹۹: خط ۶۱:
تشکیل شرکتهای زراعی نیز در راستای اهداف فوق و به منظور جلوگیری از شکست بیشتر برنامه اصلاحات ارضی بود. یکی از شقوق قانون مرحله دوم اصلاحات ارضی تشکیل شرکتهای، سهامی زراعی، متشکل از مالک و زارع بر حسب عوامل تولید سنتی (زمین، بذر، شخم، و نیروی کار) بود. این شرکتها معمولاً %۶۰ سهام را در اختیار مالک و حداکثر %۴۰ را در اختیار دهقان قرار می‌دادند. در این شرکتها مالکیت مستقل دهقانان منتفی بود و آنان می‌توانستند به صورت کارگر مزدبگیر کارکنند.  
تشکیل شرکتهای زراعی نیز در راستای اهداف فوق و به منظور جلوگیری از شکست بیشتر برنامه اصلاحات ارضی بود. یکی از شقوق قانون مرحله دوم اصلاحات ارضی تشکیل شرکتهای، سهامی زراعی، متشکل از مالک و زارع بر حسب عوامل تولید سنتی (زمین، بذر، شخم، و نیروی کار) بود. این شرکتها معمولاً %۶۰ سهام را در اختیار مالک و حداکثر %۴۰ را در اختیار دهقان قرار می‌دادند. در این شرکتها مالکیت مستقل دهقانان منتفی بود و آنان می‌توانستند به صورت کارگر مزدبگیر کارکنند.  


هدف از ایجاد این شرکتها یکپارچه کردن زمینهای خرد شده کشاورزی، رفع کمبود مدیریت و سرمایه، افزایش نهادهای کشاورزی برای افزایش بازدهی کشاورزی و کاهش هزینه تولید بود  
هدف از ایجاد این شرکتها یکپارچه کردن زمینهای خرد شده کشاورزی، رفع کمبود مدیریت و سرمایه، افزایش نهادهای کشاورزی برای افزایش بازدهی کشاورزی و کاهش هزینه تولید بود که به جلب حمایت دهقانان و ایجاد انگیزه در آنان برای تولید و به کار بردن ماشین آلات کشاورزی منتهی می‌شد. شرکتهای سهامی زراعی در آن بخش از مناطق روستایی تشکیل می‌شد که سالیانه حداقل یک هزار هکتار زمین زیرکشت داشتند. تعداد شرکتهای سهامی زراعی در سال ۱۳۵۶، بالغ بر ۹۲ شرکت و تعداد دهات و مزارع حوزه عملیات این شرکتها ۸۴۳ و تعداد کل سهامداران آنها در این سال به حدود ۳۵ هزار نفر بالغ می‌شد. طبق گزارش بانک مرکزی (سال ۵۶) میزان سرمایه این شرکتها بالغ بر ۵۱۵/۱ میلیون ریال بوده است.  
 
 
 
،
 
۴۲
 
اقتصاد
 
که به جلب حمایت دهقانان و ایجاد انگیزه در آنان برای تولید و به کار بردن ماشین آلات کشاورزی منتهی می‌شد. شرکتهای سهامی زراعی در آن بخش از مناطق روستایی تشکیل می‌شد که سالیانه حداقل یک هزار هکتار زمین زیرکشت داشتند. تعداد شرکتهای سهامی زراعی در سال ۱۳۵۶، بالغ بر ۹۲ شرکت و تعداد دهات و مزارع حوزه عملیات این شرکتها ۸۴۳ و تعداد کل سهامداران آنها در این سال به حدود ۳۵ هزار نفر بالغ می‌شد. طبق گزارش بانک مرکزی (سال ۵۶) میزان سرمایه این شرکتها بالغ بر ۵۱۵/۱ میلیون ریال بوده است.  


شرکتهای سهامی زراعی اغلب مالک آبادترین دهات و اراضی منطقه بودندو سرمایه زیادی (اعم از زیربنایی و جاری) در اختیار داشتند. سرانجام، به دلیل عدم انطباق این واحدها با و یژگیهای اجتماعی- اقتصادی جامعه روستایی کشور و بروز نارضایتی‌های گسترده، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جز تعدادی اندک بقیه، منحل شدند. یکی از مهمترین علل شکست این تجربه را می‌توان فقدان انگیزه در کشاورزان برای کار و کوشش بیشتر برشمرد. شرکتهای تعاونی تولید و توزیع روستایی  
شرکتهای سهامی زراعی اغلب مالک آبادترین دهات و اراضی منطقه بودندو سرمایه زیادی (اعم از زیربنایی و جاری) در اختیار داشتند. سرانجام، به دلیل عدم انطباق این واحدها با و یژگیهای اجتماعی- اقتصادی جامعه روستایی کشور و بروز نارضایتی‌های گسترده، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جز تعدادی اندک بقیه، منحل شدند. یکی از مهمترین علل شکست این تجربه را می‌توان فقدان انگیزه در کشاورزان برای کار و کوشش بیشتر برشمرد. شرکتهای تعاونی تولید و توزیع روستایی  


تعاون نوعی عمل جمعی در کار و انواع گوناگون روابط انسانی است. شرکتهای تعاونی در ایران حدود سالهای ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ تشکیل شد. در تعاونی روستایی هر عضو، صرف نظر از سهام و سرمایه، سهم مساوی با دیگران دارد و سود حاصل از عملیات تعاونی به نسبت مشارکت در داد و ستد و نه به نسبت سرمایه، بین اعضاء تقسیم می‌شود. پیش از اصلاحات ارضی اشکال مختلفی از تعاونی، بویژه تعاونی تولید، در ایران وجود داشته که دارای اصول و یژه‌ای در انطباق کامل با وضع روستاهای ایران بوده است. از جمله اهداف تعاونیهای روستایی ایران می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: - ازدیاد درآمد اعضاء؛
تعاون نوعی عمل جمعی در کار و انواع گوناگون روابط انسانی است. شرکتهای تعاونی در ایران حدود سالهای ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ تشکیل شد. در تعاونی روستایی هر عضو، صرف نظر از سهام و سرمایه، سهم مساوی با دیگران دارد و سود حاصل از عملیات تعاونی به نسبت مشارکت در داد و ستد و نه به نسبت سرمایه، بین اعضاء تقسیم می‌شود. پیش از اصلاحات ارضی اشکال مختلفی از تعاونی، بویژه تعاونی تولید، در ایران وجود داشته که دارای اصول و یژه‌ای در انطباق کامل با وضع روستاهای ایران بوده است. از جمله اهداف تعاونیهای روستایی ایران می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
 
- تأمین خدماتی که اعضاء به طور انفرادی نمی‌توانند انجام دهند؛
 
- تأمین خدمات و تسهیلات مربوط به تهیه و آماده سازی محصول برای مصرف و خرید محصول زارعان؛


-کاهش هزینه خرید ملزومات کشاورزی؛ - پایین نگه داشتن هزینه خدمات؛  
* ازدیاد درآمد اعضاء؛
 
* تأمین خدماتی که اعضاء به طور انفرادی نمی‌توانند انجام دهند؛
- اَموزش عملی اعضاء و اَشناکردن آنها با روحیه تعاون؛  
* تأمین خدمات و تسهیلات مربوط به تهیه و آماده سازی محصول برای مصرف و خرید محصول زارعان؛
 
* کاهش هزینه خرید ملزومات کشاورزی؛ - پایین نگه داشتن هزینه خدمات؛
 
* اَموزش عملی اعضاء و اَشناکردن آنها با روحیه تعاون؛
 
* دادن وام متناسب با سهام اعضای خود.
کشاورزی
 
۴۳
 
- دادن وام متناسب با سهام اعضای خود.  


شرکتهای تعاونی روستایی در واقع نقش مالک را در دوره پیش از اصلاحات ارضی ایفا می‌کردند و سازماندهی تولید، فروش محصولات روستائیان در شهر و خرید نیازهای آنان، تهیه وسایل و ماشین آلات کشاورزی، پرداخت اعتبار به دهقانان و غیره را به عهده داشتند. پس از انقلاب اسلامی و با توجه به تجربه گذشته، زمینهای تقسیم شده بین روستائیان به صورت مشاع به مالکیت آنان درآمد و سازماندهی تولید به نحوی انجام گرفت‌که بهره‌برداری جمعی در شکل تعاونیهای و نید با تمرکز زمینها همراه شد. استفاده از سنتهای قدیم کشاورزی ایران در زمینه بهره‌برداری جمعی و انطباق آن با مالکیت‌های کوچک بر زمین می‌توانست کار تعاونیهای تولید روستایی را با موفقیت توأم کند. شرکتهای تعاونی تولید روستایی قادرند با بهره‌گیری درست از پیشرفتهای فنی و ماشین‌آلات کشاورزی و ایجاد صنایع کشاورزی در مناطق روستایی، مسایل کشاورزی اعم از تولید، توزیع و مصرف را با مشارکت وسیع دهقانان و به سود آنان حل کنند.  
شرکتهای تعاونی روستایی در واقع نقش مالک را در دوره پیش از اصلاحات ارضی ایفا می‌کردند و سازماندهی تولید، فروش محصولات روستائیان در شهر و خرید نیازهای آنان، تهیه وسایل و ماشین آلات کشاورزی، پرداخت اعتبار به دهقانان و غیره را به عهده داشتند. پس از انقلاب اسلامی و با توجه به تجربه گذشته، زمینهای تقسیم شده بین روستائیان به صورت مشاع به مالکیت آنان درآمد و سازماندهی تولید به نحوی انجام گرفت‌که بهره‌برداری جمعی در شکل تعاونیهای و نید با تمرکز زمینها همراه شد. استفاده از سنتهای قدیم کشاورزی ایران در زمینه بهره‌برداری جمعی و انطباق آن با مالکیت‌های کوچک بر زمین می‌توانست کار تعاونیهای تولید روستایی را با موفقیت توأم کند. شرکتهای تعاونی تولید روستایی قادرند با بهره‌گیری درست از پیشرفتهای فنی و ماشین‌آلات کشاورزی و ایجاد صنایع کشاورزی در مناطق روستایی، مسایل کشاورزی اعم از تولید، توزیع و مصرف را با مشارکت وسیع دهقانان و به سود آنان حل کنند.  


واحدهای بهره‌برداری بزرگتر: کشت و صنعت  
==== واحدهای بهره‌برداری بزرگتر: کشت و صنعت ====
 
ایجاد واحدهای کشت و صنعت در ایران نتیجه بسط بازار پولی و سرمایه‌ای و نفوذ این دو عامل در تولید کشاورزی است. اصولاً کشت و صنعت نوعی واحدهای «سرمایه داری ارضی» هستند که با ویژگیهایی از قبیل: انجام عملیات کشت در سطح وسیع، تلفیق کار کشاورزی با کار صنعت، استفاده از تکنولوژی نوین کشاورزی، انجام عملیات بازاریابی و بهره‌گیری از تخصص‌های ویژه، تقسیم کار برنامه ریزی شده از طریق ایجاد یک مدیریت صنعتی مرکزی واحد و با هدف افزایش تولید محصولات کشاورزی در مقیاس وسیع، بهره‌برداری بهینه از منابع آب، تبدیل صنعتی فراورده‌های کشاورزی و تولید مواد غذایی و در واقع افزایش ارزش افزوده محصولات کشاورزی ایجاد می‌شوند. ناگفته نماند که به دلیل برنامه‌ریزی نادرست و به منظور پایین نگه داشتن سطح دستمزد در صنایع شهری و همچنین تسهیل واردات ماشین‌آلات کشورهای غربی ایجاد این واحدهادر ایران با خلع ید دهقانان و بیکار شدن بسیاری از آنان همراه بود.  
ایجاد واحدهای کشت و صنعت در ایران نتیجه بسط بازار پولی و سرمایه‌ای و نفوذ این دو عامل در تولید کشاورزی است. اصولاً کشت و صنعت نوعی واحدهای «سرمایه داری ارضی» هستند که با ویژگیهایی از قبیل: انجام عملیات کشت در سطح وسیع، تلفیق کار کشاورزی با کار صنعت، استفاده از تکنولوژی نوین کشاورزی، انجام عملیات بازاریابی و بهره‌گیری از تخصص‌های ویژه، تقسیم کار برنامه ریزی شده از طریق ایجاد یک مدیریت صنعتی مرکزی واحد و با هدف افزایش تولید محصولات کشاورزی در مقیاس وسیع، بهره‌برداری بهینه از منابع آب، تبدیل صنعتی فراورده‌های کشاورزی و تولید مواد غذایی و در واقع افزایش ارزش افزوده محصولات کشاورزی ایجاد می‌شوند. ناگفته نماند که به دلیل برنامه‌ریزی نادرست و به منظور پایین نگه داشتن سطح دستمزد در صنایع شهری و همچنین تسهیل واردات ماشین‌آلات کشورهای غربی ایجاد این واحدهادر ایران با خلع ید دهقانان و بیکار شدن بسیاری از آنان همراه بود.  


قانون تأسیس شرکتهای کشت و صنعت در ایران در سال ۱۳۴۷ تصویب شد. ماده یک این قانون هدف از تأسیس این واحدها را حداکثر استفاده از منابع آب سدهای کشور در اراضی واقع  
قانون تأسیس شرکتهای کشت و صنعت در ایران در سال ۱۳۴۷ تصویب شد. ماده یک این قانون هدف از تأسیس این واحدها را حداکثر استفاده از منابع آب سدهای کشور در اراضی واقع شده در حوزه آبیاری آنها عنوان می‌کند. وسعت این واحدها می‌بایست بیش از ۵ هزار هکتار باشد تا با کارایی بهتر و همراه با حداکثر استفاده از ماشین‌آلات کشاورزی عمل کند. در آن زمان، دولت برای تشویق سرمایه‌داران و تجاری‌کردن تولیدات کشاورزی ابتدا چند واحد نمونه از این نوع ایجاد کرد تا اعتماد سرمایه‌داران ایرانی و خارجی را جلب کند.  
 
 
 
۴۴
 
اقتصاد
 
شده در حوزه آبیاری آنها عنوان می‌کند. وسعت این واحدها می‌بایست بیش از ۵ هزار هکتار باشد تا با کارایی بهتر و همراه با حداکثر استفاده از ماشین‌آلات کشاورزی عمل کند. در آن زمان، دولت برای تشویق سرمایه‌داران و تجاری‌کردن تولیدات کشاورزی ابتدا چند واحد نمونه از این نوع ایجاد کرد تا اعتماد سرمایه‌داران ایرانی و خارجی را جلب کند.  


بر اساس گزارشهای منتشره،^{۱} کل اراضی مربوط به کشت و صنعتها در سال ۱۳۵۲ در ایران بالغ بر ۱۰۴ هزار هکتار بوده است که حدود ۷۰۸۵۱ هکتار از این اراضی در حوزه سد دز، در اختیار هفت واحد کشت و صنعت قرار داشت که عبارتند از: شرکت کشت و صنعت ایران و امریکا، شرکت شِل میچل، شرکت ایران و کالیفرنیا، شرکت نیشکر هفت تپه، شرکت تصفیه شکر اهواز، شرکت دزکار و شرکت کلدسن. بقیه اراضی کشت و صنعت نیز در سایر نواحی ایران در اختیار پنج شرکت دیگر به نامهای کمپانی فرانسوی، در ناحیه سفید رود؛ شرکت ایران یوگسلاوی، در اراضی زیر سد شاهپور؛ شرکت شاوور در خوزستان، شرکت دشت مغان، در اراضی زیر سد اَرّس و شرکت ژاپنی، در زیر سد مینا قرار داشت.  
بر اساس گزارشهای منتشره،^{۱} کل اراضی مربوط به کشت و صنعتها در سال ۱۳۵۲ در ایران بالغ بر ۱۰۴ هزار هکتار بوده است که حدود ۷۰۸۵۱ هکتار از این اراضی در حوزه سد دز، در اختیار هفت واحد کشت و صنعت قرار داشت که عبارتند از: شرکت کشت و صنعت ایران و امریکا، شرکت شِل میچل، شرکت ایران و کالیفرنیا، شرکت نیشکر هفت تپه، شرکت تصفیه شکر اهواز، شرکت دزکار و شرکت کلدسن. بقیه اراضی کشت و صنعت نیز در سایر نواحی ایران در اختیار پنج شرکت دیگر به نامهای کمپانی فرانسوی، در ناحیه سفید رود؛ شرکت ایران یوگسلاوی، در اراضی زیر سد شاهپور؛ شرکت شاوور در خوزستان، شرکت دشت مغان، در اراضی زیر سد اَرّس و شرکت ژاپنی، در زیر سد مینا قرار داشت.  
خط ۱۵۱: خط ۸۵:
با توجه به افزایش درآمدهای نفتی تعداد واحدهای کشت و صنعت از سال ۱۳۵۲ به بعد به طور چشمگیری افزایش یافت. درست در فاصله سالهای ۱۳۵۲ و ۵۳ پنج واحد کشت و صنعت دیگر نیز تأسیس شد. تعداد واحدهای خصوصی و به تبع آن وسعت اراضی کشاورزی در چهارچوب نظام بهره‌برداری‌کشت و صنعت نیز در طول این مدت به طور جهشی افزایش یافت. البته کشت و صنعت‌های موجود در ایران همه از یک دست نیستند و از نظر وسعت اراضی و شکل مالکیت و مناسبات تولیدی حاکم بر واحد با هم تفاوت دارند. به طورکلی دو دسته کشت و صنعت در ایران وجود دارد که گروه اول واحدهای دولتی و گروه دوم واحدهای خصوصی هستند.  
با توجه به افزایش درآمدهای نفتی تعداد واحدهای کشت و صنعت از سال ۱۳۵۲ به بعد به طور چشمگیری افزایش یافت. درست در فاصله سالهای ۱۳۵۲ و ۵۳ پنج واحد کشت و صنعت دیگر نیز تأسیس شد. تعداد واحدهای خصوصی و به تبع آن وسعت اراضی کشاورزی در چهارچوب نظام بهره‌برداری‌کشت و صنعت نیز در طول این مدت به طور جهشی افزایش یافت. البته کشت و صنعت‌های موجود در ایران همه از یک دست نیستند و از نظر وسعت اراضی و شکل مالکیت و مناسبات تولیدی حاکم بر واحد با هم تفاوت دارند. به طورکلی دو دسته کشت و صنعت در ایران وجود دارد که گروه اول واحدهای دولتی و گروه دوم واحدهای خصوصی هستند.  


الف) کشت و صنعت دولتی  
===== الف) کشت و صنعت دولتی =====
 
این گروه از کشت و صنعت‌ها شامل واحدهای تولیدی عظیمی هستند که در گذشته بخش مهمی از اراضی آنها در چارچوب بهره‌برداری سنتی توسط دهقانان و کشاورزان، عموماً در قالب تولید خانوادگی، بهره‌برداری می‌شد. هدف اصلی تشکیل این شرکتها، با توجه به سیاست  
این گروه از کشت و صنعت‌ها شامل واحدهای تولیدی عظیمی هستند که در گذشته بخش مهمی از اراضی آنها در چارچوب بهره‌برداری سنتی توسط دهقانان و کشاورزان، عموماً در قالب تولید خانوادگی، بهره‌برداری می‌شد. هدف اصلی تشکیل این شرکتها، با توجه به سیاست  


۱. احمد اشرف، نظام‌های بهره برداری در ایران، سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۵۱.  
۱. احمد اشرف، نظام‌های بهره برداری در ایران، سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۵۱.
 
 
 
کشاورزی
 
۴۵


تجاری کردن تولید کشاورزی، جلب اعتماد سرمایه‌داران داخلی به سودآوری چنین واحدهای تولیدی و اجرای آزمایشی این قبیل طرحهای تولید کشاورزی بود.  
تجاری کردن تولید کشاورزی، جلب اعتماد سرمایه‌داران داخلی به سودآوری چنین واحدهای تولیدی و اجرای آزمایشی این قبیل طرحهای تولید کشاورزی بود.  
خط ۱۷۱: خط ۹۸:
ظرفیت کارخانه از ۳۰۰ تن شکر در روز شروع شد و به ۵۰۰ تن افزایش یافت و در زمان شروع فعالیت کارخانه سطح زیر کشت ۲۲۰۰ هکتار بود که در سال ۱۳۴۷ به ۴۶۰۰ هکتار رسید. در سالهای بعد با انجام یک سلسله برنامه‌های اصلاح اراضی شور و ایجاد زهکشی، مناسب و به کارگیری روشهای نوین در امر آبیاری به شکل قابل ملاحظه‌ای به سطح عملیات شرکت افزوده شد. در کنار تأسیسات کارخانه، یک کارخانه کاغذ سازی به نام شرکت سهامی کاغذ پارس نیز ایجاد گردید که قسمت اعظم مواد اولیه لازم این کارخانه از طریق «باگاس» تولید شده در کشت و صنعت هفت تپه تأمین می‌شود. همچنین در کشت هفت تپه سالیانه مقادیر قابل توجهی «ملاس» تهیه می‌شود که ماده اولیه غذای دام و طیور بوده و بعضاً مصارف صنعتی نیز دارد.  
ظرفیت کارخانه از ۳۰۰ تن شکر در روز شروع شد و به ۵۰۰ تن افزایش یافت و در زمان شروع فعالیت کارخانه سطح زیر کشت ۲۲۰۰ هکتار بود که در سال ۱۳۴۷ به ۴۶۰۰ هکتار رسید. در سالهای بعد با انجام یک سلسله برنامه‌های اصلاح اراضی شور و ایجاد زهکشی، مناسب و به کارگیری روشهای نوین در امر آبیاری به شکل قابل ملاحظه‌ای به سطح عملیات شرکت افزوده شد. در کنار تأسیسات کارخانه، یک کارخانه کاغذ سازی به نام شرکت سهامی کاغذ پارس نیز ایجاد گردید که قسمت اعظم مواد اولیه لازم این کارخانه از طریق «باگاس» تولید شده در کشت و صنعت هفت تپه تأمین می‌شود. همچنین در کشت هفت تپه سالیانه مقادیر قابل توجهی «ملاس» تهیه می‌شود که ماده اولیه غذای دام و طیور بوده و بعضاً مصارف صنعتی نیز دارد.  


2. مجتمع عظیم کشت و صنعت و دامپروری مغان: این مجتمع در نیمه دوم سال ۱۳۵۱ از سوی وزارت کشاورزی و عمران روستایی (وقت) برای بهره‌گیری مدون از ۴۰۰/۴۸ هکتار از اراضی قابل آبیاری دشت مغان تشکیل شد. شرکت سهامی کشت و صنعت و دامپروری مغان با سرمایه اولیه ۷۰۰ میلیون تومان در اسفند ماه ۱۳۵۴ بنیانگذاری و تا سال ۱۳۶۰ برای تکمیل طرح آن در حدود ۵/۲ میلیارد تومان هزینه شد. اهم فعالیتهای پیش بینی شده در طرح اولیه این مجتمع عبارت بودند از:  
===== 2. مجتمع عظیم کشت و صنعت و دامپروری مغان: =====
این مجتمع در نیمه دوم سال ۱۳۵۱ از سوی وزارت کشاورزی و عمران روستایی (وقت) برای بهره‌گیری مدون از ۴۰۰/۴۸ هکتار از اراضی قابل آبیاری دشت مغان تشکیل شد. شرکت سهامی کشت و صنعت و دامپروری مغان با سرمایه اولیه ۷۰۰ میلیون تومان در اسفند ماه ۱۳۵۴ بنیانگذاری و تا سال ۱۳۶۰ برای تکمیل طرح آن در حدود ۵/۲ میلیارد تومان هزینه شد. اهم فعالیتهای پیش بینی شده در طرح اولیه این مجتمع عبارت بودند از:  


- تسطیح اراضی، ساخت تاسیسات آبیاری سطحی و قطره‌ای، کشت گیاهان علوفه‌ای، صنعتی و غلات در سطح حدود ۵۰ هزار هکتار،  
- تسطیح اراضی، ساخت تاسیسات آبیاری سطحی و قطره‌ای، کشت گیاهان علوفه‌ای، صنعتی و غلات در سطح حدود ۵۰ هزار هکتار،  


- ایجاد مراکز پرواربندی گاو و گوسفند، کشتارگاه و سردخانه با ظرفیتی معادل ۱۲۵۰۰  
- ایجاد مراکز پرواربندی گاو و گوسفند، کشتارگاه و سردخانه با ظرفیتی معادل ۱۲۵۰۰
 
 
 
۴۶
 
اقتصاد


رأس گاو و ۰۰۰/۵۴۰ رأس گوسفند با تولید ۳۲۰۰ تن گوشت گاو و ۰۰۰/۱۲ تن گوشت گوسفند در سال،  
رأس گاو و ۰۰۰/۵۴۰ رأس گوسفند با تولید ۳۲۰۰ تن گوشت گاو و ۰۰۰/۱۲ تن گوشت گوسفند در سال،  
خط ۱۸۹: خط ۱۱۱:
- ایجاد مراکز پرورش مرغ‌گوشتی،کشتارگاه و سردخانه‌های مربوطه،  
- ایجاد مراکز پرورش مرغ‌گوشتی،کشتارگاه و سردخانه‌های مربوطه،  


-. ایجاد مراکز پرورش مرغ تخم‌گذار و کارخانه پر و سپس تخم مرغ و بسته بندی، - ایجاد مراکز پرورش مرغ مادر به منظور تولید تخم مرغ جوجه کشی برای مرغهای گوشتی و تخم‌گذار،  
-. ایجاد مراکز پرورش مرغ تخم‌گذار و کارخانه پر و سپس تخم مرغ و بسته بندی،  
 
- ایجاد مراکز پرورش مرغ مادر به منظور تولید تخم مرغ جوجه کشی برای مرغهای گوشتی و تخم‌گذار،  


- ایجاد کارخانه عسل و موم به ظرفیت ۲۱۰ تن عسل و ۷ تن موم در سال،  
- ایجاد کارخانه عسل و موم به ظرفیت ۲۱۰ تن عسل و ۷ تن موم در سال،  
خط ۲۰۳: خط ۱۲۷:
از دیگر مجتمع‌های کشت و صنعت دولتی که در دهه‌های‌گذشته ایجاد شده‌اند می‌توان از مجتمع کشت و صنعت شرکت سهامی کشاورزی و دامپروری سفید رود، شرکت کشت و صنعت شاوور، مجتمع صنعتی گوشت فارس، کشت و صنعت کارون، کشت و صنعت گیاهان معطر یا مجتمع تولید ابریشم، شرکت سهامی کشت و صنعت جیرفت و مجتمع صنعتی گوشت لرستان نام برد.  
از دیگر مجتمع‌های کشت و صنعت دولتی که در دهه‌های‌گذشته ایجاد شده‌اند می‌توان از مجتمع کشت و صنعت شرکت سهامی کشاورزی و دامپروری سفید رود، شرکت کشت و صنعت شاوور، مجتمع صنعتی گوشت فارس، کشت و صنعت کارون، کشت و صنعت گیاهان معطر یا مجتمع تولید ابریشم، شرکت سهامی کشت و صنعت جیرفت و مجتمع صنعتی گوشت لرستان نام برد.  


ب) کشت و صنعت‌های خصوصی  
==== ب) کشت و صنعت‌های خصوصی ====
 
این گروه از کشت و صنعت‌ها با حمایتهای دولت و استفاده از تسهیلات فراوان از قبیل بخشودگی مالیاتی و وام با بهره پایین و سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی به طور مشترک ایجاد  
این گروه از کشت و صنعت‌ها با حمایتهای دولت و استفاده از تسهیلات فراوان از قبیل بخشودگی مالیاتی و وام با بهره پایین و سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی به طور مشترک ایجاد  


خط ۲۱۳: خط ۱۳۶:
۴۷  
۴۷  


شدند. از جمله این واحدها که قبل از انقلاب ایجاد شدند و برخی از آنها نیز تاکنون فعال هستند می‌توان به کشت و صنعت‌های ایران و آمریکا، ایران شلکات، ایران کالیفرنیا، شرکت بین‌المللی کشت و صنعت ایران، کشت و صنعت گله و کشت و صنعت چین چین اشاره کرد که در مناطق مختلف ایران پراکنده بوده و در امور مختلف تخصص داشتند.  
شدند. از جمله این واحدها که قبل از انقلاب ایجاد شدند و برخی از آنها نیز تاکنون فعال هستند می‌توان به کشت و صنعت‌های ایران و آمریکا، ایران شلکات، ایران کالیفرنیا، شرکت بین‌المللی کشت و صنعت ایران، کشت و صنعت گله و کشت و صنعت چین چین اشاره کرد که در مناطق مختلف ایران پراکنده بوده و در امور مختلف تخصص داشتند.
 
 
 
۵۰
 
اقتصاد


چنانچه در بخش صنایع دستی اشاره خواهد شد در این دوره صنعت قالی‌بافی و دیگر صنایع مستظرفه - بویژه در مرکز حکومت یعنی اصفهان - در اوج بوده است. پرفسور آرتور پوپ در این خصوص گفته است: «هر کس علاقه‌مند به صنایع مستظرفه باشد می‌تواند اصفهان را زیارتگاه خود قرار دهد چه به قدری در این شهر بناها و صنایع دیدنی وجود دارد که شاید یکسال وقت برای تماشای آنها کافی نباشد.»  
چنانچه در بخش صنایع دستی اشاره خواهد شد در این دوره صنعت قالی‌بافی و دیگر صنایع مستظرفه - بویژه در مرکز حکومت یعنی اصفهان - در اوج بوده است. پرفسور آرتور پوپ در این خصوص گفته است: «هر کس علاقه‌مند به صنایع مستظرفه باشد می‌تواند اصفهان را زیارتگاه خود قرار دهد چه به قدری در این شهر بناها و صنایع دیدنی وجود دارد که شاید یکسال وقت برای تماشای آنها کافی نباشد.»  
خط ۲۶۸: خط ۱۸۵:
همان گونه که می‌دانیم صنایع بر اساس سطح دانش فنی به کار رفته در آن به سه گروه عمده «دستی»، «ماشینی» و «نوین یا پیشرفته» تقسیم می‌شوند. حال با توجه به تقسیم‌بندی فوق به شرح امکانات، وضعیت صنایع و نیز تاریخچه آن در ایران می‌پردازیم.  
همان گونه که می‌دانیم صنایع بر اساس سطح دانش فنی به کار رفته در آن به سه گروه عمده «دستی»، «ماشینی» و «نوین یا پیشرفته» تقسیم می‌شوند. حال با توجه به تقسیم‌بندی فوق به شرح امکانات، وضعیت صنایع و نیز تاریخچه آن در ایران می‌پردازیم.  


صنایع روستایی و دستی  
=== صنایع روستایی و دستی ===
 
صنایع روستایی از جمله صنایع کوچکی هستند که در خدمت کشاورزی و احتیاجات روستاها بوده و نیازهای صنعتی روستاها را تأمین می‌نماید. این صنایع در عین حال درآمد روستائیان را نیز افزایش داده و حجم تولید آنها را گسترش می‌دهد. این‌گونه صنایع معمولا در کارگاه‌های کوچکی که در سراسر کشور و تقریباً در تمام روستاها پراکنده‌اند فعالند و کارکنان آنها اغلب اعضای یک فامیل هستند که مزد نمی‌گیرند و بیشتر تولیداتشان جنبه خود مصرفی دارد. صنایع روستایی اوقات فراغت روستائیان را پر می‌نماید و به تولید ناخالص ملی کشور می‌افزاید و نهایتاً باعث جلوگیری از مهاجرت نیروهای فعال روستا به حاشیه شهرها می‌شود. از و یژگیهای این نوع فعالیت، فصلی بودن کار و عدم استمرار آن است. از کل کارگاه‌های کوچک روستایی حدود %۹۵ خانگی بوده که کارکنان آن افراد یک خانواده هستند. مابقی کارگاه‌های موجود را صنایع نساجی و بویژه صنعت قالی‌بافی تشکیل می‌دهد.  
صنایع روستایی از جمله صنایع کوچکی هستند که در خدمت کشاورزی و احتیاجات روستاها بوده و نیازهای صنعتی روستاها را تأمین می‌نماید. این صنایع در عین حال درآمد روستائیان را نیز افزایش داده و حجم تولید آنها را گسترش می‌دهد. این‌گونه صنایع معمولا در کارگاه‌های کوچکی که در سراسر کشور و تقریباً در تمام روستاها پراکنده‌اند فعالند و کارکنان آنها اغلب اعضای یک فامیل هستند که مزد نمی‌گیرند و بیشتر تولیداتشان جنبه خود مصرفی دارد. صنایع روستایی اوقات فراغت روستائیان را پر می‌نماید و به تولید ناخالص ملی کشور می‌افزاید و نهایتاً باعث جلوگیری از مهاجرت نیروهای فعال روستا به حاشیه شهرها می‌شود. از و یژگیهای این نوع فعالیت، فصلی بودن کار و عدم استمرار آن است. از کل کارگاه‌های کوچک روستایی حدود %۹۵ خانگی بوده که کارکنان آن افراد یک خانواده هستند. مابقی کارگاه‌های موجود را صنایع نساجی و بویژه صنعت قالی‌بافی تشکیل می‌دهد.  


حدود %۹۰ از کارگاه‌های کوچک روستایی از نظر مواد اولیه مصرفی به دامداری سنتی کشور متکی است و تنها بخش اندکی از آنها مواد اولیه خود را از محصولات زراعی دریافت می‌کنند. به دلیل همین پیوند و ارتباط بین صنایع روستایی و دامداری، کارگاه‌های کوچک روستایی (اغلب نساجی و قالی‌بافی) در استانهای دارای دامپروری و دامداری سنتی از جمله خراسان، آذربایجان غربی، استان مرکزی، همدان و خوزستان پراکنده‌اند. البته نوع فعالیت تولیدی کارگاههای یاد شده در استانها متغیر است. مثلاً در استانهای گیلان و مازندران به دلیل برخورداری از جنگلهای‌گسترده و منابع چوبی فراوان، صنایع دستی چوبی رونق بیشتری دارند.  
حدود %۹۰ از کارگاه‌های کوچک روستایی از نظر مواد اولیه مصرفی به دامداری سنتی کشور متکی است و تنها بخش اندکی از آنها مواد اولیه خود را از محصولات زراعی دریافت می‌کنند. به دلیل همین پیوند و ارتباط بین صنایع روستایی و دامداری، کارگاه‌های کوچک روستایی (اغلب نساجی و قالی‌بافی) در استانهای دارای دامپروری و دامداری سنتی از جمله خراسان، آذربایجان غربی، استان مرکزی، همدان و خوزستان پراکنده‌اند. البته نوع فعالیت تولیدی کارگاههای یاد شده در استانها متغیر است. مثلاً در استانهای گیلان و مازندران به دلیل برخورداری از جنگلهای‌گسترده و منابع چوبی فراوان، صنایع دستی چوبی رونق بیشتری دارند.
 
 
 
۵۴
 
اقتصاد


اما تراکم واحدهای تولید منسوجات تقریباً در تمامی استانهای‌کشور-جزگیلان و بوشهر-بیشتر از دیگر صنایع روستایی است. خصوصیت دیگر این صنایع نسبت جنسی کارکنان آن است که اکثر آنها را زنان تشکیل می‌دهند و این امر به دلیل خانگی بودن اغلب کارگاه‌های فعال در این صنایع است. البته تعداد زنان در فعالیتهای مختلف به نسبت درجه سنگینی و سختی کار متفاوت است.  
اما تراکم واحدهای تولید منسوجات تقریباً در تمامی استانهای‌کشور-جزگیلان و بوشهر-بیشتر از دیگر صنایع روستایی است. خصوصیت دیگر این صنایع نسبت جنسی کارکنان آن است که اکثر آنها را زنان تشکیل می‌دهند و این امر به دلیل خانگی بودن اغلب کارگاه‌های فعال در این صنایع است. البته تعداد زنان در فعالیتهای مختلف به نسبت درجه سنگینی و سختی کار متفاوت است.  


صنایع دستی  
=== صنایع دستی ===
 
مهم‌ترین فعالیت تولیدی روستاها صنایع دستی است که از دیر باز در روستاهای کشور رونق داشته و در دوره‌های گذشته قادر بوده است، نیازهای ضروری خود را بدون استفاده از برق و ماشین تولید کند. این صنایع درگذشته با توجه به روابط پولی ویژه، محدودیت بازارهای مصرف، رواج خود مصرفی و جمعیت اندک کشور، کاملاً مطابق الگوی مصرف سنتی کشور بود. صنایع دستی نه تنها نیاز داخلی راتأمین می‌کرد بلکه صدور تولیدات آن- هر چند به مقدار ناچیز- به عنوان مازاد به خارج عامل مهمی در اقتصاد کشور محسوب می‌شد. صنایع دستی، ایران تا اوایل دوره قاجار، با وجود سیر نزولی،کماکان پاسخگوی نیاز داخلی و حتی صادرات بود. در آن زمان اقلام صادرات صنایع دستی ایران مشتمل بود بر قالی، قالیچه، ابریشم، انواع پارچه‌های سنتی، آهن آلات و شیشه‌های الوان، این اقلام اکثراً در استانهایی نظیر اصفهان، یزد، کاشان، شیراز، همدان و رشت تولید می‌شد. اما بتدریج و با ورودکالاهای اروپایی به کشور و سیاست‌های غلط سران دولت وقت از جمله اعطای امتیازات گمرکی فراوان به کالاهای وارداتی و رقابت این کالاها با تولیدات صنایع دستی داخلی، این صنایع رفته رفته نابود شد و تنها تولید چند قلم کالا از جمله قالی، چرم، ابریشم و پارچه‌های ابریشمی ادامه یافت.  
مهم‌ترین فعالیت تولیدی روستاها صنایع دستی است که از دیر باز در روستاهای کشور رونق داشته و در دوره‌های گذشته قادر بوده است، نیازهای ضروری خود را بدون استفاده از برق و ماشین تولید کند. این صنایع درگذشته با توجه به روابط پولی ویژه، محدودیت بازارهای مصرف، رواج خود مصرفی و جمعیت اندک کشور، کاملاً مطابق الگوی مصرف سنتی کشور بود. صنایع دستی نه تنها نیاز داخلی راتأمین می‌کرد بلکه صدور تولیدات آن- هر چند به مقدار ناچیز- به عنوان مازاد به خارج عامل مهمی در اقتصاد کشور محسوب می‌شد. صنایع دستی، ایران تا اوایل دوره قاجار، با وجود سیر نزولی،کماکان پاسخگوی نیاز داخلی و حتی صادرات بود. در آن زمان اقلام صادرات صنایع دستی ایران مشتمل بود بر قالی، قالیچه، ابریشم، انواع پارچه‌های سنتی، آهن آلات و شیشه‌های الوان، این اقلام اکثراً در استانهایی نظیر اصفهان، یزد، کاشان، شیراز، همدان و رشت تولید می‌شد. اما بتدریج و با ورودکالاهای اروپایی به کشور و سیاست‌های غلط سران دولت وقت از جمله اعطای امتیازات گمرکی فراوان به کالاهای وارداتی و رقابت این کالاها با تولیدات صنایع دستی داخلی، این صنایع رفته رفته نابود شد و تنها تولید چند قلم کالا از جمله قالی، چرم، ابریشم و پارچه‌های ابریشمی ادامه یافت.  


با رشد صنایع ماشینی تنها برخی از صنایع دستی ایران دوام یافتند که آن هم صرفاً به تولید کالاهای زینتی و تفننی و مطابق سلیقه مصرف کنندگان خارجی می‌پرداختند. از جمله این صنایع می‌توان از قلم زنی، نقره کاری، خاتم‌کاری، سفالگری، منبت کاری و نازک کاری روی چوب، قالی‌بافی و بافت پارچه‌های ابریشمی نام برد. این روند تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت، اما پس از انقلاب این روند به سوی تولیدکالاهای مورد نیاز داخلی و عمومی سوق  
با رشد صنایع ماشینی تنها برخی از صنایع دستی ایران دوام یافتند که آن هم صرفاً به تولید کالاهای زینتی و تفننی و مطابق سلیقه مصرف کنندگان خارجی می‌پرداختند. از جمله این صنایع می‌توان از قلم زنی، نقره کاری، خاتم‌کاری، سفالگری، منبت کاری و نازک کاری روی چوب، قالی‌بافی و بافت پارچه‌های ابریشمی نام برد. این روند تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت، اما پس از انقلاب این روند به سوی تولیدکالاهای مورد نیاز داخلی و عمومی سوق پیدا کرد. با حمایت و آگاه‌سازی عمرمی در جهت مصرف مجدد کالاهای این صنایع، ارائه طرحهای تولید مناسب، استفاده از تکنولوژی جدید تولیدی و ایجاد تسهیلات لازم برای فروش تولیدات آَنها، این صنایع توانستند حیات دوباره خود را باز یابند.  
 
 
 
صنعت
 
۵۵
 
پیدا کرد. با حمایت و آگاه‌سازی عمرمی در جهت مصرف مجدد کالاهای این صنایع، ارائه طرحهای تولید مناسب، استفاده از تکنولوژی جدید تولیدی و ایجاد تسهیلات لازم برای فروش تولیدات آَنها، این صنایع توانستند حیات دوباره خود را باز یابند.  


در حال حاضر سهم صنایع دستی از لحاظ اشتغال در صنعت کشور بسیار بالاست. معمولاً شاغلان این بخش چند برابر فعالین در صنایع ماشینی هستند و اکثر ایشان در صنعت قالی و قالیچه بافی،گلیم، زیلو و جاجیم بافی اشتغال دارند. همان طور که گفته شد عمده‌ترین سهم در اشتغال و تولید صنایع دستی، به قالی‌بافی اختصاص دارد که از سابقه‌ای بس کهن برخوردار است. این بخش از صنایع دستی با توجه به گشوده شدن بازار ایران به روی تجار اروپایی - در عهد صفویه و سپس قاجاریه - و علاقه اروپاییان به فرش دستباف ایرانی از جنبه اشتغال و تولید به سرعت رشاء کرد. در حال حاضر نیز فرش دستباف بخش عمده‌ای از صادرات کالاهای غیر نفتی کشور را تشکیل می‌دهد که غالباً به کشورهای اروپایی نظیر آلمان، انگلیس. اتریش، سوئیس و امریکا صادر می‌شود. صادرات فرش در سال ۱۳۵۳ به بالاترین میزان خود یعنی حدود ۱۱۹ میلیون دلار رسید. در حالیکه این رقم در سال ۱۳۷۴ به ۵/۹۱۹ میلیون دلار افزایش یافت.  
در حال حاضر سهم صنایع دستی از لحاظ اشتغال در صنعت کشور بسیار بالاست. معمولاً شاغلان این بخش چند برابر فعالین در صنایع ماشینی هستند و اکثر ایشان در صنعت قالی و قالیچه بافی،گلیم، زیلو و جاجیم بافی اشتغال دارند. همان طور که گفته شد عمده‌ترین سهم در اشتغال و تولید صنایع دستی، به قالی‌بافی اختصاص دارد که از سابقه‌ای بس کهن برخوردار است. این بخش از صنایع دستی با توجه به گشوده شدن بازار ایران به روی تجار اروپایی - در عهد صفویه و سپس قاجاریه - و علاقه اروپاییان به فرش دستباف ایرانی از جنبه اشتغال و تولید به سرعت رشاء کرد. در حال حاضر نیز فرش دستباف بخش عمده‌ای از صادرات کالاهای غیر نفتی کشور را تشکیل می‌دهد که غالباً به کشورهای اروپایی نظیر آلمان، انگلیس. اتریش، سوئیس و امریکا صادر می‌شود. صادرات فرش در سال ۱۳۵۳ به بالاترین میزان خود یعنی حدود ۱۱۹ میلیون دلار رسید. در حالیکه این رقم در سال ۱۳۷۴ به ۵/۹۱۹ میلیون دلار افزایش یافت.  


تاریخچه صنایع دستی ایران  
==== تاریخچه صنایع دستی ایران ====
 
تاریخچه فعالیتهای صنایع دستی در ایران نیز همانند مناطق مختلف جهان از سابقه‌ای بس طولانی برخوردار است. صنایع دستی در مراحل مختلف تکامل اقتصادی، تأمین کننده بسیاری، از احتیاجات بشری بوده است. با توجه به مدارک موجود و استناد به کشفیات باستان‌شناسان - عمدتاً غربی - خاورمیانه و بخصوص فلات ایران خاستگاه فنون مختلف کاربردی، صنایع دستی از جمله فلز کاری، سفالگری و نساجی بوده است. طبق کشفیات «پرفسور کارستون. س.کون» در غار مسکونی «هوتو» در جنوب شرقی دریای خزر، کشاورزی و دامداری و ساخت ابزار و ادوات کشاورزی از جمله داسهای سنگی و ابزار شکار و نیز بافتن و رشتن پشم‌گوسفندان در حدود ۶۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در این مناطق رواج داشته است. همچنین بنابر نظر گیرشمن در عصر حجر میانه در کوهستانهای بختیاری (در استان لرستان فعلی) افرادی، می‌زیسته‌اندکه با سفالگری و بافندگی آشنایی داشته‌اند. طبق مدارک موجود، تمدن ایران قدمتی بیشتر از تمدنهای مصر، چین و هند داشته است. صنایع دستی ایرانیان نیز در طول تاریخ، همانند سایر مناطق، تحت تأثیر تحولات تاریخی و اجتماعی بشر، دچار دگرگونیهای فراوانی شده است. بر اساس مدارک کشف شده، ایرانیان صنعتگر در دورانهای مختلف همواره در صنعتگری پیشتاز و مبدع و مبتکر بوده‌اند و از امکانات طبیعی و زیست محیطی خود به نحو احسن استفاده کرده‌اند و شاید انعطاف‌پذیری این صنایع است که باعث حفظ و بقای آن در طول تاریخ شده است.  
تاریخچه فعالیتهای صنایع دستی در ایران نیز همانند مناطق مختلف جهان از سابقه‌ای بس طولانی برخوردار است. صنایع دستی در مراحل مختلف تکامل اقتصادی، تأمین کننده بسیاری، از احتیاجات بشری بوده است. با توجه به مدارک موجود و استناد به کشفیات باستان‌شناسان - عمدتاً غربی - خاورمیانه و بخصوص فلات ایران خاستگاه فنون مختلف کاربردی، صنایع دستی از جمله فلز کاری، سفالگری و نساجی بوده است. طبق کشفیات «پرفسور کارستون. س.کون» در غار مسکونی «هوتو» در جنوب شرقی دریای خزر، کشاورزی و دامداری و ساخت ابزار و ادوات کشاورزی از جمله داسهای سنگی و ابزار شکار و نیز بافتن و رشتن پشم‌گوسفندان در حدود ۶۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در این مناطق رواج داشته است. همچنین بنابر نظر گیرشمن در عصر حجر میانه در کوهستانهای بختیاری (در استان لرستان فعلی) افرادی، می‌زیسته‌اندکه با سفالگری و بافندگی آشنایی داشته‌اند. طبق مدارک موجود، تمدن ایران قدمتی  
 
 
 
۵۶
 
اقتصاد
 
بیشتر از تمدنهای مصر، چین و هند داشته است. صنایع دستی ایرانیان نیز در طول تاریخ، همانند سایر مناطق، تحت تأثیر تحولات تاریخی و اجتماعی بشر، دچار دگرگونیهای فراوانی شده است. بر اساس مدارک کشف شده، ایرانیان صنعتگر در دورانهای مختلف همواره در صنعتگری پیشتاز و مبدع و مبتکر بوده‌اند و از امکانات طبیعی و زیست محیطی خود به نحو احسن استفاده کرده‌اند و شاید انعطاف‌پذیری این صنایع است که باعث حفظ و بقای آن در طول تاریخ شده است.  


در عصر کنونی نیز فراوانی منابع مورد نیاز صنایع دستی، تجربه دیرینه ایرانیان در ساخت این صنایع و تنوع محصولات و جنبه‌های مصرفی فرآورده‌های ایرانی باعث شده است صنایع دستی نقش مؤثری در ایجاد درآمد و اشتغال داشته باشد و از نظر اقتصادی، فرهنگی و نیز هنری دارای اهمیت خاصی باشد. از نظر اقتصادی نیز با توجه به کاربر بودن صنایع دستی، اهمیت آن در تولید کالاهای مورد نیاز داخلی و صرفه‌جویی در سرمایه‌گذاریهای تولیدی کاملاً آشکار است. همچنین تکنولوژی به کارگرفته شده در تولید صنایع دستی از ورود تکنولوژیهای مدرن غربی جلوگیری می‌کند که تطابق چندانی با نیرو و امکانات موجود درکشور ندارد. در تولیدات صنایع دستی با تلفیق مناسب و با ثبات هنر و صنعت و به کارگیری ابزار بومی و نیز با اتّکا، به نیروی ذوق و ابتکار صنعتگران، امکان بالقوه‌ای برای افزایش درآمد آنها به وجود می‌آید. صنایع دستی می‌تواند ارزش افزوده قابل توجهی برای کشور ایجاد کند. همچنین با توجه به ارزان تمام شدن تولیدات صنایع دستی و تمایل خارجیان به خرید این‌کالاها، این فرآورده‌ها می‌توانند در بازارهای خارجی با کالاهای مشابه رقابت کنند. حال با توجه به اثرات مختلف توسعه صنایع دستی به معرفی صنایع دستی ایران و تاریخچه و وضعیت فعلی تولید آنها می‌پردازیم. قبل از همه به هنر - صنعت قالی‌بافی که سهم عمده‌ای، در صنایع دستی ایران _ هم از نظر اشتغال و هم از نظر تولید - دارد، می‌پردازیم.  
در عصر کنونی نیز فراوانی منابع مورد نیاز صنایع دستی، تجربه دیرینه ایرانیان در ساخت این صنایع و تنوع محصولات و جنبه‌های مصرفی فرآورده‌های ایرانی باعث شده است صنایع دستی نقش مؤثری در ایجاد درآمد و اشتغال داشته باشد و از نظر اقتصادی، فرهنگی و نیز هنری دارای اهمیت خاصی باشد. از نظر اقتصادی نیز با توجه به کاربر بودن صنایع دستی، اهمیت آن در تولید کالاهای مورد نیاز داخلی و صرفه‌جویی در سرمایه‌گذاریهای تولیدی کاملاً آشکار است. همچنین تکنولوژی به کارگرفته شده در تولید صنایع دستی از ورود تکنولوژیهای مدرن غربی جلوگیری می‌کند که تطابق چندانی با نیرو و امکانات موجود درکشور ندارد. در تولیدات صنایع دستی با تلفیق مناسب و با ثبات هنر و صنعت و به کارگیری ابزار بومی و نیز با اتّکا، به نیروی ذوق و ابتکار صنعتگران، امکان بالقوه‌ای برای افزایش درآمد آنها به وجود می‌آید. صنایع دستی می‌تواند ارزش افزوده قابل توجهی برای کشور ایجاد کند. همچنین با توجه به ارزان تمام شدن تولیدات صنایع دستی و تمایل خارجیان به خرید این‌کالاها، این فرآورده‌ها می‌توانند در بازارهای خارجی با کالاهای مشابه رقابت کنند. حال با توجه به اثرات مختلف توسعه صنایع دستی به معرفی صنایع دستی ایران و تاریخچه و وضعیت فعلی تولید آنها می‌پردازیم. قبل از همه به هنر - صنعت قالی‌بافی که سهم عمده‌ای، در صنایع دستی ایران _ هم از نظر اشتغال و هم از نظر تولید - دارد، می‌پردازیم.  


قالی‌بافی  
=== قالی‌بافی ===
 
صنعت قالی‌بافی ایران صنعتی کاملاً مستقل است که ضمن رفع نیازهای مصرفی دارای، ارزش هنری نیز می‌باشد. دست‌اندرکاران تولید این فرآورده از مواد اولیه ارزان و فراوان، محصولات گران قیمت می‌سازند. این صنعت از گذشته‌های دور شهرتی درخور داشته و دارد.
صنعت قالی‌بافی ایران صنعتی کاملاً مستقل است که ضمن رفع نیازهای مصرفی دارای، ارزش هنری نیز می‌باشد. دست‌اندرکاران تولید این فرآورده از مواد اولیه ارزان و فراوان، محصولات گران قیمت می‌سازند. این صنعت از گذشته‌های دور شهرتی درخور داشته و دارد.  
 
 
 
صنعت
 
۵۷


بافت قالی ترکیبی از «هنر» و «صنعت» و بازتاب سرپنجه‌های هنرمندان و صنعتگران قالی‌باف است. به همین دلیل دارای ویژگیهایی است که از هیچ جهت به سایر فرآورده‌های هنری و صنعتی شبیه نیست. و باز به همین علت است که رشد ماشینیزم، علی رغم آنکه عرصه را بر بسیاری از فرآورده‌های دستی تنگ کرده، هنوز موفق به سلب هویت از قالی‌بافی نشده است و این صنعت کماکان توان آن را دارد تا حیرت هم عصران ماشین را برانگیزد و زبانها را به تحسین بگشاید. قالی ایران در واقع آینه تمام نمای افکار، احساسات، روحیات و خلق و خوی مردم باصفا و صمیمی و هنرمند ایران است.  
بافت قالی ترکیبی از «هنر» و «صنعت» و بازتاب سرپنجه‌های هنرمندان و صنعتگران قالی‌باف است. به همین دلیل دارای ویژگیهایی است که از هیچ جهت به سایر فرآورده‌های هنری و صنعتی شبیه نیست. و باز به همین علت است که رشد ماشینیزم، علی رغم آنکه عرصه را بر بسیاری از فرآورده‌های دستی تنگ کرده، هنوز موفق به سلب هویت از قالی‌بافی نشده است و این صنعت کماکان توان آن را دارد تا حیرت هم عصران ماشین را برانگیزد و زبانها را به تحسین بگشاید. قالی ایران در واقع آینه تمام نمای افکار، احساسات، روحیات و خلق و خوی مردم باصفا و صمیمی و هنرمند ایران است.  
خط ۳۸۵: خط ۲۷۰:
قدمت این هنر و فن در استان خراسان به قبل از حمله اعراب به ایران می‌رسد. مشهد، که مرکز استان خراسان و یکی از شهرهای زیارتی و توریستی است، در زمان صفویه یکی از مراکز مهم قالی‌بافی خراسان بزرگ و ایران بشمار می‌رفت و از آن دوره قالی‌های بسیار نفیسی در موزه‌های جهان موجود است. در طراحی و بافت این قالی‌ها نهایت ظرافت و استادی به کار رفته است. مجموعه فرشهای موجود در موزه آستان قدس رضوی یکی از کاملترین مجموعه‌های فرش جهان است. به سبب آنکه مشهد یکی از شهرهای زیارتی و سیاحتی است، یکی از بازارهای بزرگ داد و ستد فرش نیز محسوب می‌شود.  
قدمت این هنر و فن در استان خراسان به قبل از حمله اعراب به ایران می‌رسد. مشهد، که مرکز استان خراسان و یکی از شهرهای زیارتی و توریستی است، در زمان صفویه یکی از مراکز مهم قالی‌بافی خراسان بزرگ و ایران بشمار می‌رفت و از آن دوره قالی‌های بسیار نفیسی در موزه‌های جهان موجود است. در طراحی و بافت این قالی‌ها نهایت ظرافت و استادی به کار رفته است. مجموعه فرشهای موجود در موزه آستان قدس رضوی یکی از کاملترین مجموعه‌های فرش جهان است. به سبب آنکه مشهد یکی از شهرهای زیارتی و سیاحتی است، یکی از بازارهای بزرگ داد و ستد فرش نیز محسوب می‌شود.  


از و یژگیهای فرش خراسان این است که گره فرشها، ترکی باف و فارسی باف است و علت آن مهاجرت برخی اهالی آذربایجان به مشهد است. پشم قالی‌های مشهد نیز در خود استان خراسان تهیه می‌شود. زیرا شمال خراسان از مراکز عمده دامداری ایران بوده و هست. پشمهای خراسانی، نرمتر از پشمهای آذربایجانی است. بیشتر گره‌های خراسانی جفتی و فارسی باف است که به دلیل نرم بودن پشم به کار رفته قالی‌های خراسان معمولاً کم دوام‌تر از فرشهای تبریزی هستند. علاوه بر مشهد در شهرهای دیگر از جمله قائنات، کاشمر، توس و نیشابور نیز قالی‌بافی رواج دارد. قالی‌های قائنات از دیرباز معروف بوده و حتی عقیده بر این است که طرح معروف «هراتی» ابتدا در روستاهای قائنات (گناباد) به وجود آمده است.  
از و یژگیهای فرش خراسان این است که گره فرشها، ترکی باف و فارسی باف است و علت آن مهاجرت برخی اهالی آذربایجان به مشهد است. پشم قالی‌های مشهد نیز در خود استان خراسان تهیه می‌شود. زیرا شمال خراسان از مراکز عمده دامداری ایران بوده و هست. پشمهای خراسانی، نرمتر از پشمهای آذربایجانی است. بیشتر گره‌های خراسانی جفتی و فارسی باف است که به دلیل نرم بودن پشم به کار رفته قالی‌های خراسان معمولاً کم دوام‌تر از فرشهای تبریزی هستند. علاوه بر مشهد در شهرهای دیگر از جمله قائنات، کاشمر، توس و نیشابور نیز قالی‌بافی رواج دارد. قالی‌های قائنات از دیرباز معروف بوده و حتی عقیده بر این است که طرح معروف «هراتی» ابتدا در روستاهای قائنات (گناباد) به وجود آمده است.
 
 
 
۶۲
 
اقتصاد
 
کاشان


=== کاشان ===
این شهر در زمان صفویه یکی از مراکز مهم نساجی ایران و حتی جهان بوده است. به طوری که مخمل دوزی آن شهرتی عالمگیر داشته و اکنون نیز در موزه‌های داخل و خارج از کشور نمونه‌هایی از این پارچه‌ها و قالی‌هایی، که در زمان صفویه بافته شده‌اند، یافت می‌شود. همان گونه که ذکر شد قالی‌بافی در دوره صفویه رواج داشت چنانکه مارکوپولو، جهانگرد معروف ونیزی، در سمرنامه خود علاوه بر مخمل دوزی کاشان از قالی‌های خوش نقش این شهر نیز یاد کرده است. در زیر قالی معروف «اردبیل» نام «مقصود کاشانی» به چشم می‌خورد و معروف است که وی از دست شاه تهماسب صفوی‌گریخته و در مقبره شیخ صفی‌الدین اردبیلی متحصن شده و در همانجا این شاهکار کم نظیر را شروع کرده و به انجام رسانده است.  
این شهر در زمان صفویه یکی از مراکز مهم نساجی ایران و حتی جهان بوده است. به طوری که مخمل دوزی آن شهرتی عالمگیر داشته و اکنون نیز در موزه‌های داخل و خارج از کشور نمونه‌هایی از این پارچه‌ها و قالی‌هایی، که در زمان صفویه بافته شده‌اند، یافت می‌شود. همان گونه که ذکر شد قالی‌بافی در دوره صفویه رواج داشت چنانکه مارکوپولو، جهانگرد معروف ونیزی، در سمرنامه خود علاوه بر مخمل دوزی کاشان از قالی‌های خوش نقش این شهر نیز یاد کرده است. در زیر قالی معروف «اردبیل» نام «مقصود کاشانی» به چشم می‌خورد و معروف است که وی از دست شاه تهماسب صفوی‌گریخته و در مقبره شیخ صفی‌الدین اردبیلی متحصن شده و در همانجا این شاهکار کم نظیر را شروع کرده و به انجام رسانده است.  


خط ۴۱۳: خط ۲۹۱:
از جمله استانهای با سابقه در تولید قالی و قالیچه استانهای یزد و اصفهان هستند که قالی‌های آنها بیشتر شبیه قالی‌های‌کرمان است ولی از لحاظ رنگ بهتر از آنها می‌باشند. از آنجا اکه در بافت قالی‌های یزدی - به ویژه نقش هراتی آن - از رنگ‌های نباتی و گاه شیمیایی استفاده  
از جمله استانهای با سابقه در تولید قالی و قالیچه استانهای یزد و اصفهان هستند که قالی‌های آنها بیشتر شبیه قالی‌های‌کرمان است ولی از لحاظ رنگ بهتر از آنها می‌باشند. از آنجا اکه در بافت قالی‌های یزدی - به ویژه نقش هراتی آن - از رنگ‌های نباتی و گاه شیمیایی استفاده  


فرش اصفهان  
=== فرش اصفهان ===




خط ۴۶۷: خط ۳۴۵:
۶۷  
۶۷  


فارس و ایل قشقایی  
=== فارس و ایل قشقایی ===
 
قالی‌بافی در استان فارس بیشتر در بین ایلات قشقایی خمسه و ممسنی و یا مردم روستایی این استان رواج دارد. بهترین قالیچه‌های فارس‌کار ترکان قشقایی است که در خارج از کشور هم از شهرت بسزایی برخوردار است. این قالی‌ها و قالیچه‌ها کار زنان و دختران ایل است که عمدتاً برای مصرف خانواده و یا جهیزیه عروس بافته می‌شود. تار و پود این قالی‌ها عمدتاً از پشم است که در فارس تهیه می‌شود و از انواع مرغوب پشم به شمار می‌رود. قالی‌های قشقایی ترکی باف و دو پوده است، نقش آنها اکثراً شکسته و هندسی (تکراری) بوده و صرفنظر از شفافیت رنگ‌ها شبیه کارهای ترکمن است. تیره ایل عرب و باصری از ایلات خمسه هم قالیچه‌هایی با طرحهای، متنوع و فارسی باف می‌بافند. سیستان و بلوچستان  
قالی‌بافی در استان فارس بیشتر در بین ایلات قشقایی خمسه و ممسنی و یا مردم روستایی این استان رواج دارد. بهترین قالیچه‌های فارس‌کار ترکان قشقایی است که در خارج از کشور هم از شهرت بسزایی برخوردار است. این قالی‌ها و قالیچه‌ها کار زنان و دختران ایل است که عمدتاً برای مصرف خانواده و یا جهیزیه عروس بافته می‌شود. تار و پود این قالی‌ها عمدتاً از پشم است که در فارس تهیه می‌شود و از انواع مرغوب پشم به شمار می‌رود. قالی‌های قشقایی ترکی باف و دو پوده است، نقش آنها اکثراً شکسته و هندسی (تکراری) بوده و صرفنظر از شفافیت رنگ‌ها شبیه کارهای ترکمن است. تیره ایل عرب و باصری از ایلات خمسه هم قالیچه‌هایی با طرحهای، متنوع و فارسی باف می‌بافند. سیستان و بلوچستان  


خط ۴۹۱: خط ۳۶۸:
نمونه‌های اندک باقی‌مانده از قالی اصیل سیستان متعلق به اواخر قرن سیزدهم هجری (قرن نوزدهم میلادی) می‌باشند. پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که فرشهای سیستان از فرشهای، بلوچی جدا بوده و ریشه در فرهنگ قومی سیستانیان (سکاها) دارند.  
نمونه‌های اندک باقی‌مانده از قالی اصیل سیستان متعلق به اواخر قرن سیزدهم هجری (قرن نوزدهم میلادی) می‌باشند. پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که فرشهای سیستان از فرشهای، بلوچی جدا بوده و ریشه در فرهنگ قومی سیستانیان (سکاها) دارند.  


گلیم بانی  
=== گلیم بانی ===
 
بافت‌گلیم - به عنوان ابتدایی‌ترین زیرانداز بشر - سابقه‌ای بس طولانی دارد و طبق شواهد موجود گلیم‌های اولیه طرحهایی بسیار ساده داشتند. این احتمال وجود دارد که ایرانیان بافت گلیم‌های ساده را از چینیان آموخته باشند ولی تفاوت گلیمهای دستباف ایرانی و چینی در این است که گلیمهای ایرانی پودنما و چینی‌ها تارنما بوده‌اند. هنرمندان ایرانی در تکمیل این هنر نقش بسزایی داشته‌اند تا جائیکه توانسته‌اند آن را به عنوان محصولی هنری و مصرفی حتی به بازارهای خارجی روانه کنند.  
بافت‌گلیم - به عنوان ابتدایی‌ترین زیرانداز بشر - سابقه‌ای بس طولانی دارد و طبق شواهد موجود گلیم‌های اولیه طرحهایی بسیار ساده داشتند. این احتمال وجود دارد که ایرانیان بافت گلیم‌های ساده را از چینیان آموخته باشند ولی تفاوت گلیمهای دستباف ایرانی و چینی در این است که گلیمهای ایرانی پودنما و چینی‌ها تارنما بوده‌اند. هنرمندان ایرانی در تکمیل این هنر نقش بسزایی داشته‌اند تا جائیکه توانسته‌اند آن را به عنوان محصولی هنری و مصرفی حتی به بازارهای خارجی روانه کنند.  


خط ۵۰۹: خط ۳۸۵:
فمه  
فمه  


در حال حاضر در نقاط مختلف ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب،گلیم بافی بین روستاییان و عشایر رواج دارد ولی در دشت مغان، اهر و مشکین شهر در شمال غربی کشورگلیم بافی از مشاغل اصلی ساکنان به شمار می‌رود. مثلاً رنگ گلیم‌های ایل قشقایی (استان فارس) عمدتاً بسیار روشن و متأثر از رنگ‌های طبیعی است و نقش‌های هندسی متنوعی برای تزئین آنها به کار می‌رود.  
در حال حاضر در نقاط مختلف ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب،گلیم بافی بین روستاییان و عشایر رواج دارد ولی در دشت مغان، اهر و مشکین شهر در شمال غربی کشورگلیم بافی از مشاغل اصلی ساکنان به شمار می‌رود. مثلاً رنگ گلیم‌های ایل قشقایی (استان فارس) عمدتاً بسیار روشن و متأثر از رنگ‌های طبیعی است و نقش‌های هندسی متنوعی برای تزئین آنها به کار می‌رود.
 
۰
 
TTn!
 
۲۰۱
 
۶۸
 
۱۱
 
۷۱۱
 
ل
 
۷۸۳۳
 
۲۱۱۱
 
۱
 
ق
 
<nowiki>:</nowiki>
 
۱۱۰۱
 
۱۱۱۱۱


بههروسیعنایهی‌وفتم'  
بههروسیعنایهی‌وفتم'  
خط ۵۵۱: خط ۳۹۹:
همچنین در استان آذربایجان شرقی بافت نوعی مخصوص ازگلیم رایج است که به آن «وَرنی» می‌گویند. بافت این گلیم بسیار ریز و ظریف است و تصویر حیوانات و پرندگان مختلف به‌صورت طرح‌های هندسی ساده در آنها به کار می‌رود. بافت این نوع گلیم در انحصار ایل «إِل‌سَوَن» است.  
همچنین در استان آذربایجان شرقی بافت نوعی مخصوص ازگلیم رایج است که به آن «وَرنی» می‌گویند. بافت این گلیم بسیار ریز و ظریف است و تصویر حیوانات و پرندگان مختلف به‌صورت طرح‌های هندسی ساده در آنها به کار می‌رود. بافت این نوع گلیم در انحصار ایل «إِل‌سَوَن» است.  


صنایع فلزکاری دستی  
=== صنایع فلزکاری دستی ===
 
قدمت استفاده از فلز در ایران به اندازه قدمت کشف و استفاده از آن در جهان است. از آن زمان تاکنون، در ایران انواع وسایل مصرفی و حتی زینتی با استفاده از مس، برنج، مفرغ، آهن، طلا و نقره ساخته شده است. هنر- صنعت فلزکاری در این سیر تاریخی همواره رو به تکامل بوده و هنرمندان ایرانی آن را به اوج کمال و ظرافت رسانده‌اند. در حال حاضر هم مصنوعات فلزی دست‌ساز در جای جای این خطه هنرپرور نظیر اصفهان، شیراز، زنجان، کرمان، گنبد کاووس وتهران با استفاده از فلزات مختلف و به صورتهای‌گوناگون مصرفی، هنری و تزئینی ساخته می‌شوند. رشته‌های مختلفی از جمله قلمزنی مس و برنج، میناکاری، ملیله کاری، طلا کوبی، فولاد، چاقو سازی و جواهر سازی از گذشته‌های دور از میان صنایع فلزی سنتی ایران باقی مانده‌اند که در شهرهای یاد شده رواج دارد. همان طور که گفته شد این هنر- صنعت در طول تاریخ، فراز و نشیب بسیاری به خود دیده ولی همواره رو به تکامل بوده است. در گوشه و کنار ایران آثار فلزی زیادی مربوط به دورانهای مختلف یافت شده که حاکی از رواج فلز و فلزکاری در زمانهای دور بوده است. از جمله می‌توان به کشف مصنوعات مسی در شوش و مصنوعات مفرغی در ناحیه حسنلو واقع در آذربایجان (شمال غربی ایران) و نیز فلزات کنده‌کاری شده در منطقه سرخ‌دم لرستان اشاره‌کرد. عصر هخامنشیان دوره شکوفایی فلزکاری در زمینه ریخته‌گری، چکش‌کاری، مرصع کاری و قلمزنی بود، که هنوز هم رمز و راز کارهای فنی‌و هنری مردم آن زمان کشف نشده است. از جمله آثار این دوره می‌توان به نمونه‌های فلزکاری موجود در مجموعه گنج جیحون در موزه بریتانیا و نیز یک جفت دسته ظرف که از مفرغ به شکل بز کوهی ساخته شده و در موزه لوور پاریس و موزه دولتی برلین قرار دارند اشاره کرد. در دوره ساسانیان ساخت ظروف از فلزات گرانبها رواج یافت. یکی از نمونه‌های فلز کاری این عهد ظرف طلایی بسیار زیبا، معروف به «جام خسرو» است که در خزانه کلیسایی در فرانسه  
قدمت استفاده از فلز در ایران به اندازه قدمت کشف و استفاده از آن در جهان است. از آن زمان تاکنون، در ایران انواع وسایل مصرفی و حتی زینتی با استفاده از مس، برنج، مفرغ، آهن، طلا و نقره ساخته شده است. هنر- صنعت فلزکاری در این سیر تاریخی همواره رو به تکامل بوده و هنرمندان ایرانی آن را به اوج کمال و ظرافت رسانده‌اند. در حال حاضر هم مصنوعات فلزی دست‌ساز در جای جای این خطه هنرپرور نظیر اصفهان، شیراز، زنجان، کرمان، گنبد کاووس وتهران با استفاده از فلزات مختلف و به صورتهای‌گوناگون مصرفی، هنری و تزئینی ساخته می‌شوند. رشته‌های مختلفی از جمله قلمزنی مس و برنج، میناکاری، ملیله کاری، طلا کوبی، فولاد، چاقو سازی و جواهر سازی از گذشته‌های دور از میان صنایع فلزی سنتی ایران باقی مانده‌اند که در شهرهای یاد شده رواج دارد. همان طور که گفته شد این هنر- صنعت در طول تاریخ، فراز و نشیب بسیاری به خود دیده ولی همواره رو به تکامل بوده است. در گوشه و کنار ایران آثار فلزی زیادی مربوط به دورانهای مختلف یافت شده که حاکی از رواج فلز و فلزکاری در زمانهای دور بوده است. از جمله می‌توان به کشف مصنوعات مسی در شوش و مصنوعات مفرغی در ناحیه حسنلو واقع در آذربایجان (شمال غربی ایران) و نیز فلزات کنده‌کاری شده در منطقه سرخ‌دم لرستان اشاره‌کرد. عصر هخامنشیان دوره شکوفایی فلزکاری در زمینه ریخته‌گری، چکش‌کاری، مرصع کاری و قلمزنی بود، که هنوز هم رمز و راز کارهای فنی‌و هنری مردم آن زمان کشف نشده است. از جمله آثار این دوره می‌توان به نمونه‌های فلزکاری موجود در مجموعه گنج جیحون در موزه بریتانیا و نیز یک جفت دسته ظرف که از مفرغ به شکل بز کوهی ساخته شده و در موزه لوور پاریس و موزه دولتی برلین قرار دارند اشاره کرد. در دوره ساسانیان ساخت ظروف از فلزات گرانبها رواج یافت. یکی از نمونه‌های فلز کاری این عهد ظرف طلایی بسیار زیبا، معروف به «جام خسرو» است که در خزانه کلیسایی در فرانسه  



نسخهٔ ‏۲۳ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۲۵


روابط مالکیت و انواع بهره برداری درکشاورزی ایران

زمین از عوامل اساسی تولید کشاورزی به شمار می‌آید و چگونگی مالکیت بر آن تأثیر تعیین کننده‌ای بر نحوه فعالیتهای انسانها در تولید دارد. علی رغم نفوذ روابط سرمایه داری در کشاورزی ایران از اواسط دوره قاجار و بویژه پس از کودتای ۱۲۹۹، که شکل گیری نظام سرمایه‌داری در ایران شتاب بیشتری‌گرفت و تولید در این دوره از انگیزه‌های سود طلبی بیشتری برخوردار شد، تا پیش از اصلاحات ارضی عمده‌ترین شکل مالکیت بر زمین، مالکیت اربابی، بود. به طور کلی از دوره سلطنت فتحعلی شاه قاجار به بعد نظام کشاورزی ایران بر مبنای مالکیت خصوصی همراه با تیول داری بوده است. اشکال اساسی مالکیت ارضی در ایران در دوره قاجار عبارت بوده است از: خالصه یا اراضی شاهی، موقوفه یا زمینهایی که وقف اماکن و نهادهای مذهبی شده است، املاک اختصاصی سلطنتی، عمده مالکی، خرده مالکی و مالکیت مشترک (ایلاتی) یا زمینهایی که تحت تسلط رؤسای عشایر و طوایف چادرنشین بود. بدین معنی که املاک ایل به همه افراد آن تعلق داشت اما به نام رئیس ایل نیز به ثبت می‌رسید.

طرز بهره‌برداری کشاورزی

بر پایه تعریف ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران؛ بهره‌بردارِ کشاورزی، شخص یا شخصیت حقوقی می‌باشدکه مسئولیت اقتصادی، فنی و ابتکار اداره‌کردن و گرداندن واحدهای بهره‌برداری، ۱. مطالب این بخش از؛ مرکز آمار ابران، سالنامه آماری ۱۳۵۹، جغرافیای مفصل ایران و روزنامه اطلاعات به تاریخهای ۲۰/۷/۷۶ و ۲۱/۷/۷۶ استخراج شده است.

کشاورزی را شخصاً به طور مستقیم یا به وسیله مباشر به عهده دارد.۱ واحد بهره‌برداری کشاورزی عبارت از مجموعه اراضی است که کلاً یا جزعاً برای تولید کشاورزی به کار رفته باشد و به وسیله شخص یا شخصیت حقوقی به نام بهره‌بردار به تنهایی یا با کمک دیگران اداره گردد. نحوه بهره برداری‌کشاورزی ایران، پیش از اصلاحات ارضی به شرح زیر بوده است: الف) بهره‌برداری ملکی: بهره بردار خود مالک زمین زراعی است و این طرز بهره‌برداری ویژه خرده مالک و مالک متوسط می‌باشد.

ب) بهره‌برداری رعیتی: بهره‌بردار در قبال بهره‌برداری از زمین سهمی از محصول را به مالک می‌دهد. این سهم لزوماً ثابت نمی‌باشد و با افزایش یا کاهش میزان محصول تغییر می‌نماید و «رعیت» کشاورزی است که در ده زندگی می‌کند و حق دارد قسمتی از زمین را بکارد و در مقابل، بخشی از محصول را به مالک می‌دهد، بیگاری می‌کند و عوارض اربابی می‌پردازد.

ج) بهره‌برداری اجاره‌ای: در این مورد زمین زراعی به وسیله بهره‌بردار از مالک به مبلغ ثابت (به پول یا جنس) اجاره شده است. روشن است که چون مدت قرارداد کوتاه و خطر خشکسالی نیز در میان است، اجاره‌دار می‌کوشد به بهای ویرانی ده و کور شدن قنوات در حداقل زمان بیشترین سود را به دست آورد.

د) بهره‌برداری مالکی-رعیتی: در اینجا بهره بردار، مالک مقداری از زمین مورد بهره‌برداری است و در بقیه عنوان رعیت دارد.

ه) بهره‌برداری مالکی-اجاره‌ای: منظور بهره‌برداریهایی است که در آن بهره‌بردار مقداری از زمین زراعی را با اجاره بهای ثابت مورد بهره برداری قرار داده و بقیه را مالک می‌باشد.

و) بهره‌برداری اجاره‌ای-رعیتی: در این مورد بهره‌بردار مقداری از زمین مورد بهره‌برداری، خود را با اجاره بهای ثابت در اختیار دارد و در بخش باقیمانده به عنوان رعیت فعالیت می‌نماید. یکی از نظامهای زراعی در ایران «بُنه» بود که در مناطق نامساعد طبیعی برداشت محصول در گرو کمیت آب و شیوه‌های بهره‌برداری از آن بود و یکی از کاراترین روشهای‌کشت و زرع، بویژه در چگونگی بهره‌برداری از آب، محسوب می‌شد. بُنه نام عامی بود که در روستاهای حومه تهران، قزوین و قم تا قبل از اصلاحات ارضی به واحدهای زراعی سنتی اطلاق می‌گردید. در ۱. مرکز آمار ایران، فرهنگ تعاریف و مفاهیم به کار رفته در طرحها و گزارش‌های آماری، خرداد ۱۳۷۴.

مناطق دیگر کشور به این تشکیلات، «صحرا» یا «گاوبند» نیز می‌گفتند.

بُنه عبارت از واحد مستقل زراعی بود که عده‌ای از دهقانان با سمتهای مشخص اجتماعی بر اساس تقسیم کاری که مبتنی بر امتیازات اقتصادی و منزلتهای اجتماعی بود، در یک یا چند قطعه زمین مشخص به کشت و زرع می‌پرداختند. نیروی شخم (گاوکار)، مقدار آب، زمین و تعداد ابزار کار متعلق به بنه به مدت یکسالِ زراعی از مسایل ضروری و اولیه آن محسوب می‌شد. بدین ترتیب بُنه صرف نظر از نقشی که به عنوان بهترین شیوه تولید جمعی از آب و زمین به عهده داشت، مطمئن‌ترین سازمان جمعی برای پذیرش و اجرای تعهداتی بود که زارعان در مقابل صاحبان زمین به عهده داشتند.

یک آبادی معمولاً از چند بُنه تشکیل می‌شد که تعداد و وسعت بنه‌ها با مقدار آب و زمین قابل کشتِ ده در ارتباط بود. اندازه زمین بنه‌های یک دِه تقریباً و اندازه مقدار آب آنها تحقیقاً مساوی بود. عضویت دهقانان در بنه با حق نسق داشتن، سکونت مستمر در آبادی، آگاهی از فنون‌کشاورزی و موافقت ارباب مربوط می‌شد. مدت عضویت دهقانان در یک بُنه معمولاً یک سال زراعی بود که ممکن بود این عضویت سالهای متمادی نیز ادامه یابد. یک عضو ساده بنه (برزگر) می‌توانست تا مقام آبیاری (سربُنگی) ارتقا یابد. تعویض اعضاء بنه به وسیله آبیاران صورت می‌گرفت که ممکن بود اجباری یا با تمایل عضو بنه صورت‌گیرد.

سهم محصول هر دهقان بستگی به موقعیت وی در بُنه داشت. به آبیار بیشترین سهم و به برزگر کمترین سهم تعلق می‌گرفت. حیات بُنه به عوامل پنجگانه زمین، آب، شخم، نیروی‌کار و بذر بستگی داشت.

نیروی‌کار هر بُنه به دو بخش انسانی و شخم تقسیم می‌شد. نیروی انسانی که اعضاء بنه را تشکیل می‌داد تابعی بود از مقدار زمین‌که احتیاج بُنه را به نیروی شخم مشخص می‌کرد. ریاست اعضاء بنه با «سربنه» بود که او را «آبیار» می‌نامیدند. هر آبیار دو معاون به نام «دُم آبیار» (دنبال آبیار) داشت. ساختمان بنه‌ها دارای سلسله مراتب خاصی بود.گروه‌های داخلی بنه روابط بسیار نزدیکی با هم برقرار می‌کردند. خانواده‌های «هم بنه» اغلب با هم تفاهم داشتند و (به اتفاق) دارای برنامه‌های مشترکی بودند. تعاون و همکاری میان اعضاء خانوار یک بُنه به خوبی آشکار بود. در مواقعی زنان خانوارهای بنه غذای مشترک تهیه می‌کردند، شوهران خود را که عضو بنه بودند، دعوت می‌نمودند و بر سر یک سفره غذا می‌خوردند. مردان بنه نسبت به هم تعصب هم بنگی، داشتند. در نزاعها علیه شخص ثالث در صف واحدی قرار می‌گرفتند و به سختی به طرفداری از هم برمی‌خاستند.

قشرهای درونی بُنه

۱. آبیار (سربنه): آبیار یا سربنه فرماندهی بنه را به عهده داشت. اینان از بین انبوه زارعان به دقت انتخاب می‌شدند. انتخاب آنان به تخصص و کارایی‌شان بستگی داشت، زیرا آبیاران بایستی مراحل مختلف عضویت در بنه راگذرانده باشند و نبوغ خود را در مورد کشت، داشت و برداشت به اثبات رسانیده باشند. برخی از اعضای بنه از خود نبوغ خارق‌العاده‌ای نشان می‌دادند و پس از چند سال به مقام آبیاری می‌رسیدند. برخی از آبیاران ده به درجه‌ای از تخصص و خبرگی می‌رسیدند که شهرتشان در تمام منطقه می‌پیچید و در واقع برای همکاران، کارشناسان رسمی امور زراعی بودند.

2. دُم آبیار (معاون آبیار): هر آبیار پس از انتخاب مجدد به مقام سربنگی موظف بود که یک نفر معاون برای خود انتخاب کند. معاونان به نام «دُم آبیار» به مفهوم دنباله‌رو آبیار شهرت داشتند. دُم آبیاران مستعد خیلی زود از مقام برزگری بدین مقام می‌رسیدند و برخی از آنها هم به قدری از خود خبرگی نشان می‌دادند که دست کمی از آبیاران نداشتند و همواره رقیب آنها به شمار می‌رفتند.

۳. برزگر: پایین‌ترین قشری بود که افراد آن قبل از ۲۰ سالگی به عضویت در بنه انتخاب می‌شدند. سلامت جسمانی، محلی بودن، کارآمد بودن، علاقه‌مند بودن به یادگیری فنون کشاورزی، مورد تأیید سربنه و کدخدا یا ارباب بودن از مهمترین شرایط برزگران بود. اینان برای مدت یک سال زراعی با سمت برزگری در بنه انجام وظیفه می‌کردند و ماهیانه مبلغی وجه نقد و مقداری گندم به عنوان مساعده، به مدت ۹ ماه از سال، دریافت می‌کردند و هنگام برداشت محصول غلات و فروش نقدی تسویه حساب می‌کردند.

برزگران، به هنگام عضویت در بنه، با غرور به کارهای روزانه‌شان می‌پرداختند و برزگران با استعداد پس از یکی دو سال ارتقاء یافته و به سمت دم آبیاری نایل می‌آمدند.

اصلاحات ارضی

سلسله اقداماتی تحت عنوان «اصلاحات ارضی» با هدف «بالا بردن سطح تولید کشاورزی، افزایش قدرت خرید دهقانان، افزایش درامد ملی، تأمین عدالت اجتماعی از طریق درآمد عادلانه و نابودی بزرگ مالکی به عنوان طبقه پر نفوذ و حاکم بر دیگر طبقات اجتماعی و مانع پیشرفت اقتصادی» در سه مرحله از سال ۱۳۴۱ آغاز شد.

پیش از انجام اصلاحات ارضی حدود ۸۸/۱ میلیون واحد بهره‌برداری کشاورزی با حدود ۴/۱۱ میلیون هکتار زمین تحت تصرف، در کشور وجود داشت و شکل غالب بهره‌برداری در این زمان به صورت ارباب رعیتی بود.

اصلاحات ارضی سه هدف عمده را در سه مرحله دنبال می‌کرد. هدف مرحله اول، تقسیم اراضی مالکان غایب و محدود کردن میزان مالکیت اراضی مزروعی به یک ده ششدانگ یا ششدانگ از دهات مختلف بود. در مرحله دوم هدف، حذف نظام سهم بری و جایگزین کردن اجاره داری بدون تغییر نظام زمینداری بود. هدف مرحله سوم، از میان برداشتن مناسبات ارباب- رعیتی بود. در این مرحله تقسیم اراضی بین مالکان و اجاره دادن بر حسب بهره مالکانه و یا فروش اراضی به دهقانان، به مالکان تکلیف شد.

در کل اهداف اصلاحات ارضی، افزایش محصولات کشاورزی و آزاد کردن دهقانان از انواع قهرها (ارباب، بُنه، فقر و...) اعلام شد. اما به دلیل کاهش منابع آب و ویرانی قناتها تولیدات کشاورزی در زمینهای تقسیم شده کاهش یافت، ضمن اینکه با محروم کردن دهقانان از بهره‌برداری از مراتع سنتی، تولید محصولات دامی و در نتیجه درآمد دهقانان نیز کاهش یافت. بدین ترتیب سازمان قبلی تولید کشاورزی در ایران از هم گسیخت و روابط سرمایه‌داری بدون اینکه بتواند مسائل این بخش از اقتصاد را حل کند جایگزین آن شد.

اندیشه تعاون و تجمع اراضی مزروعی در ایران از دیرباز به منظور جلوگیری از بروز جنبه‌های منفی تقسیم افراطی اراضی مزروعی وجود داشته است. زیرا در نظام خرده مالکی، سرمایه ارضی هنوز هم اساس تراکم سرمایه به منظور تولیدکشاورزی به حساب می‌آید. لازمه ترقی سطح بهره‌وری و افزایش تخصص در تولیدات؛ توسعه ابعاد واحدهای زراعی و تغییر بنیان‌های موجود و پذیرش شیوه‌های فنی نوین در کشت و کار است. اکنون که در رشته کشاورزی تمرکز بیشتر برپایه تراکم سرمایه و تشدید سرمایه‌گذاری پدید می‌آید و نه بر اساس گروه بندیهای تازه مالکیت و واحدهای بهره‌برداری زمین، شرکتهای سهامی زراعی و اتحادیه‌های تعاونی روستایی می‌توانند در این راستا نقش مهمی را ایفاء کنند.

تأثیر ضعیف سرمایه‌های مالی یکایک خرده مالکان، فقدان اطلاعات اقتصادی و بازرگانی، اینان، نفوذ واسطه‌های فرصت طلب و سودجو و نبودن مدیریت شایسته، تمایل به تمرکز و تجمع دوباره واحدهای بهره‌برداری کوچک را موجه‌تر کرد. به منظور جبران شکست‌های اصلاحات ارضی و جلوگیری از شکست بیشتر، دولت، به موازات اجرای قوانین و اصلاحات ارضی، به ایجاد و گسترش شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی روستایی دست زد. از جمله اقدامات انجام شده در این زمینه عبارتند از:

تشکیل سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران

این سازمان یک شرکت سهامی است که در تاریخ پانزدهم مرداد ماه ۱۳۴۲ شمسی و با سرمایه یک میلیارد ریال برای مدت نامحدود تشکیل شده است و موافق اصول بازرگانی اداره می‌شود. این سازمان در سال ۱۳۵۰ شمسی ۴۵۹,۹۹۰,۰۰۰ ریال نیز از سرمایه اتحادیه‌های تعاونی روستایی را در اختیار داشته است.

اهداف این سازمان عبارتند از: کمک به پیشرفت جنبش تعاونی در مناطق روستایی، دادن اعتبار برای اجرای برنامه‌های اتحادیه‌ها و شرکتهای تعاونی، تدارک بذر و کود، تهیه وسایل آبیاری و دفع آفات نباتی، تهیه کالاهای مورد نیاز کشاورزان، تأمین آب زراعی برای اعضای خود و بازاریابی برای فروش محصولات کشاورزی و دامی. شرکتهای سهامی زراعی

تشکیل شرکتهای زراعی نیز در راستای اهداف فوق و به منظور جلوگیری از شکست بیشتر برنامه اصلاحات ارضی بود. یکی از شقوق قانون مرحله دوم اصلاحات ارضی تشکیل شرکتهای، سهامی زراعی، متشکل از مالک و زارع بر حسب عوامل تولید سنتی (زمین، بذر، شخم، و نیروی کار) بود. این شرکتها معمولاً %۶۰ سهام را در اختیار مالک و حداکثر %۴۰ را در اختیار دهقان قرار می‌دادند. در این شرکتها مالکیت مستقل دهقانان منتفی بود و آنان می‌توانستند به صورت کارگر مزدبگیر کارکنند.

هدف از ایجاد این شرکتها یکپارچه کردن زمینهای خرد شده کشاورزی، رفع کمبود مدیریت و سرمایه، افزایش نهادهای کشاورزی برای افزایش بازدهی کشاورزی و کاهش هزینه تولید بود که به جلب حمایت دهقانان و ایجاد انگیزه در آنان برای تولید و به کار بردن ماشین آلات کشاورزی منتهی می‌شد. شرکتهای سهامی زراعی در آن بخش از مناطق روستایی تشکیل می‌شد که سالیانه حداقل یک هزار هکتار زمین زیرکشت داشتند. تعداد شرکتهای سهامی زراعی در سال ۱۳۵۶، بالغ بر ۹۲ شرکت و تعداد دهات و مزارع حوزه عملیات این شرکتها ۸۴۳ و تعداد کل سهامداران آنها در این سال به حدود ۳۵ هزار نفر بالغ می‌شد. طبق گزارش بانک مرکزی (سال ۵۶) میزان سرمایه این شرکتها بالغ بر ۵۱۵/۱ میلیون ریال بوده است.

شرکتهای سهامی زراعی اغلب مالک آبادترین دهات و اراضی منطقه بودندو سرمایه زیادی (اعم از زیربنایی و جاری) در اختیار داشتند. سرانجام، به دلیل عدم انطباق این واحدها با و یژگیهای اجتماعی- اقتصادی جامعه روستایی کشور و بروز نارضایتی‌های گسترده، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جز تعدادی اندک بقیه، منحل شدند. یکی از مهمترین علل شکست این تجربه را می‌توان فقدان انگیزه در کشاورزان برای کار و کوشش بیشتر برشمرد. شرکتهای تعاونی تولید و توزیع روستایی

تعاون نوعی عمل جمعی در کار و انواع گوناگون روابط انسانی است. شرکتهای تعاونی در ایران حدود سالهای ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ تشکیل شد. در تعاونی روستایی هر عضو، صرف نظر از سهام و سرمایه، سهم مساوی با دیگران دارد و سود حاصل از عملیات تعاونی به نسبت مشارکت در داد و ستد و نه به نسبت سرمایه، بین اعضاء تقسیم می‌شود. پیش از اصلاحات ارضی اشکال مختلفی از تعاونی، بویژه تعاونی تولید، در ایران وجود داشته که دارای اصول و یژه‌ای در انطباق کامل با وضع روستاهای ایران بوده است. از جمله اهداف تعاونیهای روستایی ایران می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ازدیاد درآمد اعضاء؛
  • تأمین خدماتی که اعضاء به طور انفرادی نمی‌توانند انجام دهند؛
  • تأمین خدمات و تسهیلات مربوط به تهیه و آماده سازی محصول برای مصرف و خرید محصول زارعان؛
  • کاهش هزینه خرید ملزومات کشاورزی؛ - پایین نگه داشتن هزینه خدمات؛
  • اَموزش عملی اعضاء و اَشناکردن آنها با روحیه تعاون؛
  • دادن وام متناسب با سهام اعضای خود.

شرکتهای تعاونی روستایی در واقع نقش مالک را در دوره پیش از اصلاحات ارضی ایفا می‌کردند و سازماندهی تولید، فروش محصولات روستائیان در شهر و خرید نیازهای آنان، تهیه وسایل و ماشین آلات کشاورزی، پرداخت اعتبار به دهقانان و غیره را به عهده داشتند. پس از انقلاب اسلامی و با توجه به تجربه گذشته، زمینهای تقسیم شده بین روستائیان به صورت مشاع به مالکیت آنان درآمد و سازماندهی تولید به نحوی انجام گرفت‌که بهره‌برداری جمعی در شکل تعاونیهای و نید با تمرکز زمینها همراه شد. استفاده از سنتهای قدیم کشاورزی ایران در زمینه بهره‌برداری جمعی و انطباق آن با مالکیت‌های کوچک بر زمین می‌توانست کار تعاونیهای تولید روستایی را با موفقیت توأم کند. شرکتهای تعاونی تولید روستایی قادرند با بهره‌گیری درست از پیشرفتهای فنی و ماشین‌آلات کشاورزی و ایجاد صنایع کشاورزی در مناطق روستایی، مسایل کشاورزی اعم از تولید، توزیع و مصرف را با مشارکت وسیع دهقانان و به سود آنان حل کنند.

واحدهای بهره‌برداری بزرگتر: کشت و صنعت

ایجاد واحدهای کشت و صنعت در ایران نتیجه بسط بازار پولی و سرمایه‌ای و نفوذ این دو عامل در تولید کشاورزی است. اصولاً کشت و صنعت نوعی واحدهای «سرمایه داری ارضی» هستند که با ویژگیهایی از قبیل: انجام عملیات کشت در سطح وسیع، تلفیق کار کشاورزی با کار صنعت، استفاده از تکنولوژی نوین کشاورزی، انجام عملیات بازاریابی و بهره‌گیری از تخصص‌های ویژه، تقسیم کار برنامه ریزی شده از طریق ایجاد یک مدیریت صنعتی مرکزی واحد و با هدف افزایش تولید محصولات کشاورزی در مقیاس وسیع، بهره‌برداری بهینه از منابع آب، تبدیل صنعتی فراورده‌های کشاورزی و تولید مواد غذایی و در واقع افزایش ارزش افزوده محصولات کشاورزی ایجاد می‌شوند. ناگفته نماند که به دلیل برنامه‌ریزی نادرست و به منظور پایین نگه داشتن سطح دستمزد در صنایع شهری و همچنین تسهیل واردات ماشین‌آلات کشورهای غربی ایجاد این واحدهادر ایران با خلع ید دهقانان و بیکار شدن بسیاری از آنان همراه بود.

قانون تأسیس شرکتهای کشت و صنعت در ایران در سال ۱۳۴۷ تصویب شد. ماده یک این قانون هدف از تأسیس این واحدها را حداکثر استفاده از منابع آب سدهای کشور در اراضی واقع شده در حوزه آبیاری آنها عنوان می‌کند. وسعت این واحدها می‌بایست بیش از ۵ هزار هکتار باشد تا با کارایی بهتر و همراه با حداکثر استفاده از ماشین‌آلات کشاورزی عمل کند. در آن زمان، دولت برای تشویق سرمایه‌داران و تجاری‌کردن تولیدات کشاورزی ابتدا چند واحد نمونه از این نوع ایجاد کرد تا اعتماد سرمایه‌داران ایرانی و خارجی را جلب کند.

بر اساس گزارشهای منتشره،^{۱} کل اراضی مربوط به کشت و صنعتها در سال ۱۳۵۲ در ایران بالغ بر ۱۰۴ هزار هکتار بوده است که حدود ۷۰۸۵۱ هکتار از این اراضی در حوزه سد دز، در اختیار هفت واحد کشت و صنعت قرار داشت که عبارتند از: شرکت کشت و صنعت ایران و امریکا، شرکت شِل میچل، شرکت ایران و کالیفرنیا، شرکت نیشکر هفت تپه، شرکت تصفیه شکر اهواز، شرکت دزکار و شرکت کلدسن. بقیه اراضی کشت و صنعت نیز در سایر نواحی ایران در اختیار پنج شرکت دیگر به نامهای کمپانی فرانسوی، در ناحیه سفید رود؛ شرکت ایران یوگسلاوی، در اراضی زیر سد شاهپور؛ شرکت شاوور در خوزستان، شرکت دشت مغان، در اراضی زیر سد اَرّس و شرکت ژاپنی، در زیر سد مینا قرار داشت.

با توجه به افزایش درآمدهای نفتی تعداد واحدهای کشت و صنعت از سال ۱۳۵۲ به بعد به طور چشمگیری افزایش یافت. درست در فاصله سالهای ۱۳۵۲ و ۵۳ پنج واحد کشت و صنعت دیگر نیز تأسیس شد. تعداد واحدهای خصوصی و به تبع آن وسعت اراضی کشاورزی در چهارچوب نظام بهره‌برداری‌کشت و صنعت نیز در طول این مدت به طور جهشی افزایش یافت. البته کشت و صنعت‌های موجود در ایران همه از یک دست نیستند و از نظر وسعت اراضی و شکل مالکیت و مناسبات تولیدی حاکم بر واحد با هم تفاوت دارند. به طورکلی دو دسته کشت و صنعت در ایران وجود دارد که گروه اول واحدهای دولتی و گروه دوم واحدهای خصوصی هستند.

الف) کشت و صنعت دولتی

این گروه از کشت و صنعت‌ها شامل واحدهای تولیدی عظیمی هستند که در گذشته بخش مهمی از اراضی آنها در چارچوب بهره‌برداری سنتی توسط دهقانان و کشاورزان، عموماً در قالب تولید خانوادگی، بهره‌برداری می‌شد. هدف اصلی تشکیل این شرکتها، با توجه به سیاست

۱. احمد اشرف، نظام‌های بهره برداری در ایران، سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۵۱.

تجاری کردن تولید کشاورزی، جلب اعتماد سرمایه‌داران داخلی به سودآوری چنین واحدهای تولیدی و اجرای آزمایشی این قبیل طرحهای تولید کشاورزی بود.

از جمله واحدهای کشت و صنعت دولتی که در طول دهه‌های اخیر ایجاد شده‌اند می‌توان به واحدهای زیر اشاره کرد:

۱. کشت و صنعت نیشکر هفت تپه: سابقه فعالیتهای طرح نیشکر به سال ۱۳۲۶ شمسی برمی‌گردد که با کاشت قلمه نیشکر در منطقه حسین آباد شروع شد. سپس در سال ۱۳۳۸ اراضی لازم تسطیح شد و ساختمان آسیاب و قسمت تصفیه کارخانه نیز آغاز گردید و در سال ۱۳۳۹ کشت نیشکر به مقیاس وسیع شروع شد.

ظرفیت کارخانه از ۳۰۰ تن شکر در روز شروع شد و به ۵۰۰ تن افزایش یافت و در زمان شروع فعالیت کارخانه سطح زیر کشت ۲۲۰۰ هکتار بود که در سال ۱۳۴۷ به ۴۶۰۰ هکتار رسید. در سالهای بعد با انجام یک سلسله برنامه‌های اصلاح اراضی شور و ایجاد زهکشی، مناسب و به کارگیری روشهای نوین در امر آبیاری به شکل قابل ملاحظه‌ای به سطح عملیات شرکت افزوده شد. در کنار تأسیسات کارخانه، یک کارخانه کاغذ سازی به نام شرکت سهامی کاغذ پارس نیز ایجاد گردید که قسمت اعظم مواد اولیه لازم این کارخانه از طریق «باگاس» تولید شده در کشت و صنعت هفت تپه تأمین می‌شود. همچنین در کشت هفت تپه سالیانه مقادیر قابل توجهی «ملاس» تهیه می‌شود که ماده اولیه غذای دام و طیور بوده و بعضاً مصارف صنعتی نیز دارد.

2. مجتمع عظیم کشت و صنعت و دامپروری مغان:

این مجتمع در نیمه دوم سال ۱۳۵۱ از سوی وزارت کشاورزی و عمران روستایی (وقت) برای بهره‌گیری مدون از ۴۰۰/۴۸ هکتار از اراضی قابل آبیاری دشت مغان تشکیل شد. شرکت سهامی کشت و صنعت و دامپروری مغان با سرمایه اولیه ۷۰۰ میلیون تومان در اسفند ماه ۱۳۵۴ بنیانگذاری و تا سال ۱۳۶۰ برای تکمیل طرح آن در حدود ۵/۲ میلیارد تومان هزینه شد. اهم فعالیتهای پیش بینی شده در طرح اولیه این مجتمع عبارت بودند از:

- تسطیح اراضی، ساخت تاسیسات آبیاری سطحی و قطره‌ای، کشت گیاهان علوفه‌ای، صنعتی و غلات در سطح حدود ۵۰ هزار هکتار،

- ایجاد مراکز پرواربندی گاو و گوسفند، کشتارگاه و سردخانه با ظرفیتی معادل ۱۲۵۰۰

رأس گاو و ۰۰۰/۵۴۰ رأس گوسفند با تولید ۳۲۰۰ تن گوشت گاو و ۰۰۰/۱۲ تن گوشت گوسفند در سال،

- ایجاد مراکز پرورش گاوهای شیری به ظرفیت ۱۰ هزار رأس‌گاو اصیل و کارخانه تولید لبنیات به ظرفیت ۷۰ هزار تن شیر قابل تبدیل به ۶۵۰/۶ تن شیر خشک و ۵۴۰/۲ تن کره بسته‌بندی شده،

- ایجاد مراکز پرورش مرغ‌گوشتی،کشتارگاه و سردخانه‌های مربوطه،

-. ایجاد مراکز پرورش مرغ تخم‌گذار و کارخانه پر و سپس تخم مرغ و بسته بندی،

- ایجاد مراکز پرورش مرغ مادر به منظور تولید تخم مرغ جوجه کشی برای مرغهای گوشتی و تخم‌گذار،

- ایجاد کارخانه عسل و موم به ظرفیت ۲۱۰ تن عسل و ۷ تن موم در سال،

- ایجاد کارخانه کمپوت سازی و بسته بندی میوه تازه به ظرفیت ۰۰۰/۲۰۰ تن در سال، - ایجاد کارخانه چغندر قند به ظرفیت ۳۵۰/۳۱ تن شکر تصفیه شده، ۲۹۰/۱۳ تن ملاس و ۱۱۲ تن تفاله چغندر،

- ایجاد مراکز تولید خوراک دام،

~ ایجاد شهرکهای مسکونی در اطراف اراضی شرکت، پرورش ماهی در دریاچه‌ها و کانالهای شبکه آبیاری مغان.

این مجتمع هم‌اکنون یکی از فعالترین واحدهای کشت و صنعت دولتی در ایران است که فرآورده‌های متنوعی تولید می‌کند.

از دیگر مجتمع‌های کشت و صنعت دولتی که در دهه‌های‌گذشته ایجاد شده‌اند می‌توان از مجتمع کشت و صنعت شرکت سهامی کشاورزی و دامپروری سفید رود، شرکت کشت و صنعت شاوور، مجتمع صنعتی گوشت فارس، کشت و صنعت کارون، کشت و صنعت گیاهان معطر یا مجتمع تولید ابریشم، شرکت سهامی کشت و صنعت جیرفت و مجتمع صنعتی گوشت لرستان نام برد.

ب) کشت و صنعت‌های خصوصی

این گروه از کشت و صنعت‌ها با حمایتهای دولت و استفاده از تسهیلات فراوان از قبیل بخشودگی مالیاتی و وام با بهره پایین و سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی به طور مشترک ایجاد


کشاورزی

۴۷

شدند. از جمله این واحدها که قبل از انقلاب ایجاد شدند و برخی از آنها نیز تاکنون فعال هستند می‌توان به کشت و صنعت‌های ایران و آمریکا، ایران شلکات، ایران کالیفرنیا، شرکت بین‌المللی کشت و صنعت ایران، کشت و صنعت گله و کشت و صنعت چین چین اشاره کرد که در مناطق مختلف ایران پراکنده بوده و در امور مختلف تخصص داشتند.

چنانچه در بخش صنایع دستی اشاره خواهد شد در این دوره صنعت قالی‌بافی و دیگر صنایع مستظرفه - بویژه در مرکز حکومت یعنی اصفهان - در اوج بوده است. پرفسور آرتور پوپ در این خصوص گفته است: «هر کس علاقه‌مند به صنایع مستظرفه باشد می‌تواند اصفهان را زیارتگاه خود قرار دهد چه به قدری در این شهر بناها و صنایع دیدنی وجود دارد که شاید یکسال وقت برای تماشای آنها کافی نباشد.»

صنعت ایران - در واقع همان صنایع دستی - به همین صورت به حیات خود ادامه می‌داد تا اینکه در قرن هیجدهم میلادی انقلاب صنعتی در غرب پدید آمد و صنایع ماشینی در کشورهای اروپایی رشد و توسعه یافت. پس از آن در ایران هم به دلیل گسترش روابط اقتصادی، نظامی و علمی با اروپاییان (که از عهد ناپلئون شروع شده بود) و مواجهه با توفیقات علمی و صنعتی کشورهای مزبور، انتقال دانش و تکنولوژی مدرن و ایجاد بنیاد صنایع ماشینی جدید به صورت یک ضرورت جلوه نمود. در این دوره، یعنی عهد سلطنت قاجاریه، توسط عباس میرزا و قائم مقام فراهانی و پس از این دو میرزا تقی خان امیر کبیر، صدر اعظم لایق و کوشای ناصرالدین شاه، اقداماتی برای پایه‌گذاری صنایع نوین در ایران صورت گرفت‌که البته بیشتر آنها با دخالتهای مستقیم و غیر مستقیم روسیه و انگلیس به شکست انجامید. همزمان با اعزام دانشجو به خارج برای تحصیل علوم و فنون جدید و دعوت از استادان خارجی برای تدریس در مدرسه دارالفنون- که توسط امیرکبیر تأسیس شده بود- و ورود علوم جدید به کشور، صنایع و کارخانه‌های جدیدی در نقاط مختلف ایران تاسیس شد. صنعت نساجی به مفهوم مدرن آن پیشتاز صنایع ایجاد شده توسط میرزا تقی خان امیر کبیر بود. از جمله کارخانه‌های ایجاد شده عبارتند از: - کارخانه ابریشم‌تابی در رشت (۱۲۶۴ ه ق)؛

- کارخانه ریسندگی که توسط محمد خان ناصر المُلک از مسکو خریداری و در اطراف تهران راه اندازی شد.

-کارخانه کتان بافی نزدیک تهران؛

-کارخانه ابریشم بافی درگیلان که توسط حاجی محمد حسن امین‌الضرب از کارخانه‌ای در لیون فرانسه^{۱} خریداری و راه‌اندازی شد.

1. Bertbaud.


صنعت

۵۱

- دو کارخانه پنبه پاک‌کنی یکی در سبزوار متعلق به حاجی میرزا علی اصفهانی و دیگری در نیشابور، به منظور آماده‌سازی پنبه‌های داخلی برای صدور به روسیه؛ - کارخانه ریسندگی در تبریز (۱۲۸۷ ه. ق).

به علاوه، چند کارخانه آهن تراشی، چینی و بلور سازی، آجر پزی، صابون سازی و تولید برق و آسیاب بخاری نیز در نقاط مختلف ایران تأسیس شد که پس از قتل امیر کبیر و دخالت دولتهای استعماری اکثر آنها تعطیل شدند و تعداد کمی از آنها به حیات خود ادامه دادند. پس از سلسله قاجار و بروز تحولات سیاسی، اجتماعی و نظامی در داخل و خارج، از جمله انقلاب مشروطه و جنگ‌های جهانی و به قدرت رسیدن خاندان پهلوی - استعمارگران وقت - یعنی دولت بریتانیا و پس از آن آمریکا - دریافتند که باید برای بهره‌برداری هر چه بیشتر از منابع ایران و تسلط بیش از پیش، شیوه جدیدی به کار گیرند و آن استفاده از اهرمهای اقتصادی بود. تحت چنین شرایطی بود که صنایع نوین و پیشرفته بدون مطالعه و برنامه‌ریزی دولت به کشور راه یافتند و از اینجا وابستگی صنایع و اقتصاد ایران به کشورهای صنعتی اروپایی آغاز شد. ایجاد، بدون مطالعه، این صنایع باعث شد تعداد زیادی از صنایع دستی و سنتی کشور -که تا آن زمان نیازهای مردم را تا حد زیادی برآورده می‌کردند - نتوانند با کالاهای جدید رقابت کنند. پس از جنگ جهانی دوم و رویارویی اقتصاد وابسته به نفت ایران با بحران‌ها و نوسانات مختلف، جداسازی اقتصاد ایران از نفت و وابسته ساختن آن به تولیدات صنعتی امری مهم و ضروری تلقی شد. به همین منظور و برای تغییر بافت صنعتی کشور از سال ۱۳۲۶ گروهی مأمور آماده سازی برنامه‌های عمرانی و اقتصادی کشور شدند و اقداماتی نیز در جهت صنعتی کردن کشور انجام گرفت. البته صنعتی شدن کشور رسماً در برنامه چهارم عمرانی- اقتصادی اعلام شد و این برنامه با تکیه بر «استراتژی جایگزینی واردات» آغاز به کار کرد. در سال ۱۳۴۶ به دنبال اجرای، برنامه‌های چهارم و پنجم، صنایع سنگین از جمله: ذوب اَهن، ماشین سازی، آلومینیوم سازی و پتروشیمی ایجاد شد. البته این صنایع که به ظاهر برای قطع وابستگی از کشورهای خارج ایجاد شده بودند سرانجام خود نیز وابسته شدند و به صورت صنایع مصرفی در آمدند. برنامه ششم عمرانی با پیروزی انقلاب اسلامی به اجرا در نیامد. پس از انقلاب، ایران درگیر تحولات جدیدی شد؛ جنگ تحمیلی عراق، تحریم‌های اقتصادی کشورهای صنعتی و مشکلات دیگر باعث شد کشور چند سالی بدون برنامه اقتصادی بماند. سرانجام در سال ۱۳۶۱ اولین برنامه اقتصادی،


۵۲

اقتصاد

کشور، تدوین شد. هدف این برنامه کاهش وابستگی اقتصاد به نفت و تأکید بر توسعه کشاورزی، و صنایع سبک بود. در این برنامه سرمایه‌گذاری مستقیم دولت در بخشهای یاد شده مورد توجه قرار گرفته بود. به دلیل شرایط خاص ایجاد شده، علاوه بر صنایع نفت و گاز، ذوب آهن و مس، صنایع مادر دیگری از جمله آلومینیوم سازی، ماشین سازی، اتومبیل سازی و کشتی سازی نیز ملّی شدند. همچنین برای توسعه صنایع سبک، تعاونی‌هایی با عنوان سازمان «گسترش خدمات تولیدی و عمرانی» به وجود آمد. از اهداف برنامه توسعه اول می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: ۱. پایه‌گذاری صنایع جدید بر اساس معادن، مواد اولیه حاصل ازکشاورزی و بهره‌برداری از منابع طبیعی داخلی به منظور خوداتکایی صنعتی؛

۲. نیل به استقلال اقتصادی از طریق افزایش تولیدات داخلی؛ ۳. ارتقای سطح توانایی فنی داخلی؛

۴. حداکثر بهره‌برداری از ظرفیتهای تولید صنعتی موجود؛ ۵. توسعه صنایع روستایی.

پس از انقلاب، اقدامات مهمی در راستای صنعتی کردن کشور مانند طرح توسعه ذوب آهن اصفهان و مجتمع فولاد اهواز انجام گرفت که مورد اخیر به دلیل جنگ تحمیلی مدتی متوقف ماند. از جمله اقدامات دیگر دولت در این دوره ایجاد شهرک‌های صنعتی به منظور کاستن از مرکزیت استان تهران بود.

با توجه به آنچه‌گفته شد و علی رغم وابستگیهای صنعتی کشور، نمی‌توان نقش صنعت را در پیشرفت و توسعه کشور نادیده‌گرفت. زیرا آشنایی میلیونها انسان با تکنولوژی جدید و نیز وجود ماشین آلات، ابزارهای جدید و امکانات زیربنایی مختلف از جمله بنادر، فرودگاه‌ها، شبکه‌های ارتباطی و... امکانات بالقوه‌ای برای تغییر ساختار صنعتی کشور مطابق با نیازهای، ملی و کسب استقلال اقتصادی به شمار می‌روند. هر چند صنایع وابسته بیش از سایر بخشها باعث ایجاد وابستگی اقتصادی کشور شده‌اند اما تنها این بخش است که دارای امکانات لازم برای نیل به هدفهای فوق می‌باشد. توسعه کشاورزی -که محور توسعه کشور محسوب می‌شود برای تأمین ماشین آلات کشاورزی،کود، سموم و امکانات دیگر، به توسعه صنعت نیاز دارد. بهره‌برداری از معادن و منابع طبیعی نیز به تکنولوژی پیشرفته نیاز دارد که آن هم در بخش صنعت فراهم می‌آید. همچنین راه‌ها، شبکه‌های حمل و نقل، بنادر و... توسط این بخش ایجاد می‌شود.


صنعت

۵۳

به این ترتیب ایجاد و گسترش صنایع نوین از جمله ذوب فلزات و ماشین سازی، با توجه به منابع موجود و سطح علمی و فنی کشور، نقش تعیین کننده‌ای در تغییر ساخت صنعتی و اقتصادی خواهد داشت.

همان گونه که می‌دانیم صنایع بر اساس سطح دانش فنی به کار رفته در آن به سه گروه عمده «دستی»، «ماشینی» و «نوین یا پیشرفته» تقسیم می‌شوند. حال با توجه به تقسیم‌بندی فوق به شرح امکانات، وضعیت صنایع و نیز تاریخچه آن در ایران می‌پردازیم.

صنایع روستایی و دستی

صنایع روستایی از جمله صنایع کوچکی هستند که در خدمت کشاورزی و احتیاجات روستاها بوده و نیازهای صنعتی روستاها را تأمین می‌نماید. این صنایع در عین حال درآمد روستائیان را نیز افزایش داده و حجم تولید آنها را گسترش می‌دهد. این‌گونه صنایع معمولا در کارگاه‌های کوچکی که در سراسر کشور و تقریباً در تمام روستاها پراکنده‌اند فعالند و کارکنان آنها اغلب اعضای یک فامیل هستند که مزد نمی‌گیرند و بیشتر تولیداتشان جنبه خود مصرفی دارد. صنایع روستایی اوقات فراغت روستائیان را پر می‌نماید و به تولید ناخالص ملی کشور می‌افزاید و نهایتاً باعث جلوگیری از مهاجرت نیروهای فعال روستا به حاشیه شهرها می‌شود. از و یژگیهای این نوع فعالیت، فصلی بودن کار و عدم استمرار آن است. از کل کارگاه‌های کوچک روستایی حدود %۹۵ خانگی بوده که کارکنان آن افراد یک خانواده هستند. مابقی کارگاه‌های موجود را صنایع نساجی و بویژه صنعت قالی‌بافی تشکیل می‌دهد.

حدود %۹۰ از کارگاه‌های کوچک روستایی از نظر مواد اولیه مصرفی به دامداری سنتی کشور متکی است و تنها بخش اندکی از آنها مواد اولیه خود را از محصولات زراعی دریافت می‌کنند. به دلیل همین پیوند و ارتباط بین صنایع روستایی و دامداری، کارگاه‌های کوچک روستایی (اغلب نساجی و قالی‌بافی) در استانهای دارای دامپروری و دامداری سنتی از جمله خراسان، آذربایجان غربی، استان مرکزی، همدان و خوزستان پراکنده‌اند. البته نوع فعالیت تولیدی کارگاههای یاد شده در استانها متغیر است. مثلاً در استانهای گیلان و مازندران به دلیل برخورداری از جنگلهای‌گسترده و منابع چوبی فراوان، صنایع دستی چوبی رونق بیشتری دارند.

اما تراکم واحدهای تولید منسوجات تقریباً در تمامی استانهای‌کشور-جزگیلان و بوشهر-بیشتر از دیگر صنایع روستایی است. خصوصیت دیگر این صنایع نسبت جنسی کارکنان آن است که اکثر آنها را زنان تشکیل می‌دهند و این امر به دلیل خانگی بودن اغلب کارگاه‌های فعال در این صنایع است. البته تعداد زنان در فعالیتهای مختلف به نسبت درجه سنگینی و سختی کار متفاوت است.

صنایع دستی

مهم‌ترین فعالیت تولیدی روستاها صنایع دستی است که از دیر باز در روستاهای کشور رونق داشته و در دوره‌های گذشته قادر بوده است، نیازهای ضروری خود را بدون استفاده از برق و ماشین تولید کند. این صنایع درگذشته با توجه به روابط پولی ویژه، محدودیت بازارهای مصرف، رواج خود مصرفی و جمعیت اندک کشور، کاملاً مطابق الگوی مصرف سنتی کشور بود. صنایع دستی نه تنها نیاز داخلی راتأمین می‌کرد بلکه صدور تولیدات آن- هر چند به مقدار ناچیز- به عنوان مازاد به خارج عامل مهمی در اقتصاد کشور محسوب می‌شد. صنایع دستی، ایران تا اوایل دوره قاجار، با وجود سیر نزولی،کماکان پاسخگوی نیاز داخلی و حتی صادرات بود. در آن زمان اقلام صادرات صنایع دستی ایران مشتمل بود بر قالی، قالیچه، ابریشم، انواع پارچه‌های سنتی، آهن آلات و شیشه‌های الوان، این اقلام اکثراً در استانهایی نظیر اصفهان، یزد، کاشان، شیراز، همدان و رشت تولید می‌شد. اما بتدریج و با ورودکالاهای اروپایی به کشور و سیاست‌های غلط سران دولت وقت از جمله اعطای امتیازات گمرکی فراوان به کالاهای وارداتی و رقابت این کالاها با تولیدات صنایع دستی داخلی، این صنایع رفته رفته نابود شد و تنها تولید چند قلم کالا از جمله قالی، چرم، ابریشم و پارچه‌های ابریشمی ادامه یافت.

با رشد صنایع ماشینی تنها برخی از صنایع دستی ایران دوام یافتند که آن هم صرفاً به تولید کالاهای زینتی و تفننی و مطابق سلیقه مصرف کنندگان خارجی می‌پرداختند. از جمله این صنایع می‌توان از قلم زنی، نقره کاری، خاتم‌کاری، سفالگری، منبت کاری و نازک کاری روی چوب، قالی‌بافی و بافت پارچه‌های ابریشمی نام برد. این روند تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت، اما پس از انقلاب این روند به سوی تولیدکالاهای مورد نیاز داخلی و عمومی سوق پیدا کرد. با حمایت و آگاه‌سازی عمرمی در جهت مصرف مجدد کالاهای این صنایع، ارائه طرحهای تولید مناسب، استفاده از تکنولوژی جدید تولیدی و ایجاد تسهیلات لازم برای فروش تولیدات آَنها، این صنایع توانستند حیات دوباره خود را باز یابند.

در حال حاضر سهم صنایع دستی از لحاظ اشتغال در صنعت کشور بسیار بالاست. معمولاً شاغلان این بخش چند برابر فعالین در صنایع ماشینی هستند و اکثر ایشان در صنعت قالی و قالیچه بافی،گلیم، زیلو و جاجیم بافی اشتغال دارند. همان طور که گفته شد عمده‌ترین سهم در اشتغال و تولید صنایع دستی، به قالی‌بافی اختصاص دارد که از سابقه‌ای بس کهن برخوردار است. این بخش از صنایع دستی با توجه به گشوده شدن بازار ایران به روی تجار اروپایی - در عهد صفویه و سپس قاجاریه - و علاقه اروپاییان به فرش دستباف ایرانی از جنبه اشتغال و تولید به سرعت رشاء کرد. در حال حاضر نیز فرش دستباف بخش عمده‌ای از صادرات کالاهای غیر نفتی کشور را تشکیل می‌دهد که غالباً به کشورهای اروپایی نظیر آلمان، انگلیس. اتریش، سوئیس و امریکا صادر می‌شود. صادرات فرش در سال ۱۳۵۳ به بالاترین میزان خود یعنی حدود ۱۱۹ میلیون دلار رسید. در حالیکه این رقم در سال ۱۳۷۴ به ۵/۹۱۹ میلیون دلار افزایش یافت.

تاریخچه صنایع دستی ایران

تاریخچه فعالیتهای صنایع دستی در ایران نیز همانند مناطق مختلف جهان از سابقه‌ای بس طولانی برخوردار است. صنایع دستی در مراحل مختلف تکامل اقتصادی، تأمین کننده بسیاری، از احتیاجات بشری بوده است. با توجه به مدارک موجود و استناد به کشفیات باستان‌شناسان - عمدتاً غربی - خاورمیانه و بخصوص فلات ایران خاستگاه فنون مختلف کاربردی، صنایع دستی از جمله فلز کاری، سفالگری و نساجی بوده است. طبق کشفیات «پرفسور کارستون. س.کون» در غار مسکونی «هوتو» در جنوب شرقی دریای خزر، کشاورزی و دامداری و ساخت ابزار و ادوات کشاورزی از جمله داسهای سنگی و ابزار شکار و نیز بافتن و رشتن پشم‌گوسفندان در حدود ۶۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در این مناطق رواج داشته است. همچنین بنابر نظر گیرشمن در عصر حجر میانه در کوهستانهای بختیاری (در استان لرستان فعلی) افرادی، می‌زیسته‌اندکه با سفالگری و بافندگی آشنایی داشته‌اند. طبق مدارک موجود، تمدن ایران قدمتی بیشتر از تمدنهای مصر، چین و هند داشته است. صنایع دستی ایرانیان نیز در طول تاریخ، همانند سایر مناطق، تحت تأثیر تحولات تاریخی و اجتماعی بشر، دچار دگرگونیهای فراوانی شده است. بر اساس مدارک کشف شده، ایرانیان صنعتگر در دورانهای مختلف همواره در صنعتگری پیشتاز و مبدع و مبتکر بوده‌اند و از امکانات طبیعی و زیست محیطی خود به نحو احسن استفاده کرده‌اند و شاید انعطاف‌پذیری این صنایع است که باعث حفظ و بقای آن در طول تاریخ شده است.

در عصر کنونی نیز فراوانی منابع مورد نیاز صنایع دستی، تجربه دیرینه ایرانیان در ساخت این صنایع و تنوع محصولات و جنبه‌های مصرفی فرآورده‌های ایرانی باعث شده است صنایع دستی نقش مؤثری در ایجاد درآمد و اشتغال داشته باشد و از نظر اقتصادی، فرهنگی و نیز هنری دارای اهمیت خاصی باشد. از نظر اقتصادی نیز با توجه به کاربر بودن صنایع دستی، اهمیت آن در تولید کالاهای مورد نیاز داخلی و صرفه‌جویی در سرمایه‌گذاریهای تولیدی کاملاً آشکار است. همچنین تکنولوژی به کارگرفته شده در تولید صنایع دستی از ورود تکنولوژیهای مدرن غربی جلوگیری می‌کند که تطابق چندانی با نیرو و امکانات موجود درکشور ندارد. در تولیدات صنایع دستی با تلفیق مناسب و با ثبات هنر و صنعت و به کارگیری ابزار بومی و نیز با اتّکا، به نیروی ذوق و ابتکار صنعتگران، امکان بالقوه‌ای برای افزایش درآمد آنها به وجود می‌آید. صنایع دستی می‌تواند ارزش افزوده قابل توجهی برای کشور ایجاد کند. همچنین با توجه به ارزان تمام شدن تولیدات صنایع دستی و تمایل خارجیان به خرید این‌کالاها، این فرآورده‌ها می‌توانند در بازارهای خارجی با کالاهای مشابه رقابت کنند. حال با توجه به اثرات مختلف توسعه صنایع دستی به معرفی صنایع دستی ایران و تاریخچه و وضعیت فعلی تولید آنها می‌پردازیم. قبل از همه به هنر - صنعت قالی‌بافی که سهم عمده‌ای، در صنایع دستی ایران _ هم از نظر اشتغال و هم از نظر تولید - دارد، می‌پردازیم.

قالی‌بافی

صنعت قالی‌بافی ایران صنعتی کاملاً مستقل است که ضمن رفع نیازهای مصرفی دارای، ارزش هنری نیز می‌باشد. دست‌اندرکاران تولید این فرآورده از مواد اولیه ارزان و فراوان، محصولات گران قیمت می‌سازند. این صنعت از گذشته‌های دور شهرتی درخور داشته و دارد.

بافت قالی ترکیبی از «هنر» و «صنعت» و بازتاب سرپنجه‌های هنرمندان و صنعتگران قالی‌باف است. به همین دلیل دارای ویژگیهایی است که از هیچ جهت به سایر فرآورده‌های هنری و صنعتی شبیه نیست. و باز به همین علت است که رشد ماشینیزم، علی رغم آنکه عرصه را بر بسیاری از فرآورده‌های دستی تنگ کرده، هنوز موفق به سلب هویت از قالی‌بافی نشده است و این صنعت کماکان توان آن را دارد تا حیرت هم عصران ماشین را برانگیزد و زبانها را به تحسین بگشاید. قالی ایران در واقع آینه تمام نمای افکار، احساسات، روحیات و خلق و خوی مردم باصفا و صمیمی و هنرمند ایران است.

از خصوصیات بارز و منحصر به فرد فرش دستباف ایرانی تقلیدی نبودن آن است حتی در مواردی که چند بافنده از روی یک نقشه قالی بافته‌اند یا حتی یک بافنده بر مبنای نقشه واحدی دو یا چند فرش بافته است باز هم اثری از تقلید نیست و در عوض آنچه در قالی‌های ایرانی، مشهود است حالات روحی بافنده است که از درون وی می‌جوشد.

کاوشهای باستان‌شناسان و مطالعات مورخین خبر از رواج صنعت قالی‌بافی در گذشته‌های، بسیار دور می‌دهد و قدمت آن را به اوایل دوران هخامنشیان می‌رساند. اعتقاد برخی کارشناسان


۵۸

اقتصاد

بر این است که قالی‌های ابتدایی از روی هم انداختن ساقه گیاهانی مانند نی بوجود می‌آمدند، در حقیقت نوعی «حصیر» بودند. کم‌کم در بافت فرش و زیرانداز با استفاده از پوست حیوانات و سپس با گره زدن پشم حیوانات به بافتِ حصیر، نوعی فرش تازه به دست آمد. به این ترتیب چادرنشینان ایلاتی علاوه بر کار اصلیشان، یعنی دامداری، در اوقات فراغت به رشتن و بافتن الیاف پشم و تهیه چادر و قالی با دوام و سبک می‌پرداختند.

با توجه به کشفیات باستان‌شناسان در سالهای اخیر این عقیده رواج یافته است که قدمت قالی بافته شده به شکل کنونی آن به پانصد سال قبل از میلاد مسیح می‌رسد. قالیچه معروف «پازیریک» که پرفسور رودنکو، به طور اتفاقی، در منطقه‌ای به همین نام در مرز مغولستان کشف کرد، هم‌اکنون زینت بخش یکی از سالنهای موزه هرمیتاژ لنینگراد است. بنابر نظر وی این فرش به دوره هخامنشیان تعلق دارد. اندازه‌های این قالیچه ۸۳/۲۷۱ متر است و نمونه دقیقی از روی آن تهیه شده است. تصاویر مخلوقات بالدار افسانه‌ای، یک گوزن زرد خالدار ایرانی و مردی سوار بر اسب به طور مکرر در حاشیه این قالیچه بافته شده است. وجودگوزن خالدار زرد در این قالیچه که یکی از حیوانات مخصوص نواحی ساحلی دریای خزر است، نشانگر این حقیقت است که این قالیچه بافته دست هنرمندان ایرانی است.

صنعت قالی‌بافی در طول تاریخ راه ترقی پیمود و به درجه‌ای از کمال رسید که هنرمندان قالی‌باف ایرانی شاهکارهای بی‌نظیری خلق کردند. معروف است که ایوان مدائن با فرش زرباف و جواهر نشانی معروف به فرش چهار فصل بهارستان، مفروش گردیده بود. به گفته ابو جعفر محمد طبری صاحب تاریخ معروف طبری، یک قالی بسیار عالی ایرانی به طول ۴۵۰ قدم و عرض ۹۰ قدم موسوم به «بهار خسرو» -که به اعتقاد پرفسور لَرد مارتین‌کانوی انگلیسی مربوط به دوره ساسانی بوده و برای خسرو اول بافته شده بود - در قصر تیسفون (طاق کسری) وجود داشته است. در حال حاضر هم بسیاری از فرشهای معروف و تاریخی ایران، در موزه‌های معروف ایران و دیگر کشورهای جهان نگهداری می‌شوند، از جمله شاهکارهای هنری دنیا به حساب می‌آیند. فرش اردبیل که در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن موجود است از لحاظ طرح و بافت یکی از معروفترین و با ارزشترین فرشهای جهان به شمار می‌رود. تار و پود این فرش از


صنعت

۵۹

ابریشم است و در سال ۱۵۳۹ میلادی بافته شده است. فرش موسوم به شکارگاه^{۱} در موزه هنر و صنعت اتریش نگهداری می‌شود. همچنین فرش معروفی که در موزه پرزیدنتس ورشو نگهداری می‌شود در سال ۱۶۰۱ میلادی به سفارش ذیگموند واذا پادشاه لهستان در کاشان بافته شده است.

صنعت قالی‌بافی از هنگام ورود اسلام به ایران، بر خلاف فراز و نشیب این برهه از تاریخ، در مناطق مختلف کشور کماکان رواج داشته است. به طوری که طبق نوشته‌های تاریخی، در قرن سوم هجری از بزرگترین مراکز بافت قالی و زیلو به شمار می‌آمده است. همچنین در نقاط دیگر کشور از جمله سیستان، خراسان و بخارا نیز این صنعت رواج داشته است و قالی‌های این مناطق مورد استقبال قرارگرفته‌اند. این روند همچنان ادامه داشت تا اینکه هنر- صنعت قالی‌بافی در آغاز دوره صفویان به اوج عظمت و درخشش خود رسید. چندین کارگاه بزرگ قالی‌بافی در تبریز، قزوین و سایر شهرهای ایران ایجاد شد و شاه تهماسب صفوی -که خود مردی هنرمند بود _ از این اقدامات حمایت کرد و حتی معروف است که چندین طرح اصیل را که امروزه نیز بنای کار تعداد زیادی از طراحان قالی است به وجود آورد.

۰

در این دوره تجارت قالی به صورت شغلی رایج درآمد و صادرات آن به کشورهای همجوار و سپس اروپا شروع شد. در نوشته‌های جهانگردانی مانند تاورنیه، شاردن و سایر کسانی که در زمان صفویه به ایران _ به ویژه اصفهان - سفر کرده‌اند به دفعات به کارگاه‌های مستقل قالی‌بافی و رنگرزی و فعالیت مداوم آنها اشاره کرده‌اند که حاکی از این واقعیت است که قالی‌بافی در آن دوره تفننی نبوده و کاری کاملاً تولیدی به شمار می‌رفته است. از این دوره قالی‌های متعدد و .

زیبایی در دست است که هر یک از شاهکارهای صنعتگران و هنرمندان ایران به شمار می‌رود. این قالی‌ها عموماً از ابریشم بافته شده‌اند و در طرح و نقشه آنها نهایت استادی و ظرافت به کار رفته است. متأسفانه در اواخر دوره صفویه این «هنر - صنعت» ارزشمند رو به ضعف‌گذاشت و با تسلط افاغنه بر ایران، قالی‌بافان کاملاً پراکنده شدند.

اما در دوران قاجاریه، صادرات قالی دوباره رونق پیدا کرد. در اوایل قرن سیزدهم هجری، تجارت فرش ایران و صدور آن به کشورهای اروپایی رونق یافت و به همین علت برای جلب

1. (Hunting Ground).


۶۰

اقتصاد

مشتری بیشتر، تغییراتی در رنگ، نقشه و ابعاد قالی ایرانی به وجود آمد. در این زمان برخی بازرگانان خارجی مستقیماً اقدام به تهیه فرش ایرانی و صدور آن به اروپا و امریکا می‌نمودند که این کار انها به برخی دخالتهای بی جا انجامید و به همین دلیل دولت وقت برای جلوگیری از این امر و به منظور حفظ اصالت فرش ایرانی و ارتقاء این صنعت و نیز افزایش صادرات آن سازمانی به نام «شرکت سهامی فرش ایران» دایر کرد که از سال ۱۳۱۴ تاکنون مشغول به کار است. علاوه بر این شرکت دولتی، شرکتهای بزرگ خصوصی دیگری نیز در این کار سرمایه‌گذاری‌کرده‌اند. این صنعت هم‌اکنون در شهرها و روستاهای سراسر کشور ایجاد اشتغال کرده است.

مرغوبیت و ارزش هنری قالی به چند عامل مهم از جمله رنگ آمیزی و هماهنگی رنگهای، ان، نقشه و نظم موزون نقشه‌ها و زمینه و بافت قالی بستگی دارد. از میان معروفترین نقشهای، قالی ایرانی می‌توان به نقشهای اسلیمی، طرح خرطوم فیلی، ترنجی، شاه عباسی، بته جقه‌ای و طرح گلها و شکوفه‌ها اشاره کرد. به این سبب،کارشناسان خارجی فرشهای ایرانی را به بوستانی پر ازگل و گیاه و حیوانات و پرندگان مختلف تشبیه می‌کنند. به طورکلی دو نوع فرش شهری و ایلیاتی (عشایری) در ایران تهیه می‌شود. فرشهای شهری اغلب در شهرهایی نظیر کاشان، کرمان، مشهد، تبریز، اراک، همدان، اصفهان، یزد و تهران بافته می‌شوند و بافت فرشهای ایلیاتی مانند ترکمنی، بلوچی، قشقایی، بختیاری و سیستانی در میان ایلات و عشایر کشور، که در نقاط مختلف پراکنده‌اند، رایج است. البته اصول قالی‌بافی در تمام نقاط کشور یکسان است ولی آنچه تفاوت دارد طرز رنگ آمیزی، انتخاب نقشه، طرحهای ظاهری و نیز استحکام آن است. اکنون به طور خلاصه به ویژگی و محل بافت قالی‌های مناطق مختلف کشور می‌پردازیم. آذربایجان

استان آذربایجان و بخصوص شهر تاریخی تبریز یکی از مراکز مهم قالی‌بافی در ایران است که تلاش و کوشش هنرمندان و بازرگانان این خطه از کشورمان نقش بسزایی در احیاء و بقاء هنر قالی‌بافی داشته است. در این استان تعداد زیادی در این صنعت -هنر اشتغال دارند و دارهای قالی در سراسر استان و بویژه در شهر تبریز و حومه آن متمرکز است.

از و یژگیهای قالی‌های آذربایجان این است که گره آنها ترکی باف و دو پوده است و خامه بیشتر آنها از پشم محلی و دست ریس تأمین می‌شود. پشم این مناطق از پشم سایر نواحی ایران زبرتر است اما خامه مصرفی در کارگاه‌های بزرگ از کارخانه‌های پشم ریسی تهران و تبریز تهیه


صنعت

۶۱

می‌شود. تعداد گره‌های زده شده در کارگاه‌های تبریز بستگی به مرغوبیت و نوع قالی دارد ولی، معمولاً بین ۵ تا ۱۰ گره در هر سانتیمتر متغیر است. در تبریز تعدادکمی قالی و قالیچه ابریشمی، نیز به صورت کارهای صرفاً تزئینی و سفارش خصوصی بافته می‌شود.

قالی‌بافان آذربایجانی از ماهرترین و مسلط‌ترین قالی‌بافان ایران هستند. بیشتر طرحهای قالی تبریز کاملاً سنتی هستند. قالی‌های تبریز- به جز تعداد معدودی قالی‌های نفیس- دارای رنگهای، تند می‌باشند که علاقه‌مندانی در داخل و خارج از کشور بخصوص کشورهای همجوار و شیخ نشینهای خلیج فارس دارد. در شهرهای دیگر استان آذربایجان نیزکم و بیش قالی‌بافی رایج است و در بیشتر این شهرها و روستاهای آنها قالی‌های سنتی حفظ شده و از رنگ‌های طبیعی و پشمهای دست ریس استفاده می‌شود. خراسان

قدمت این هنر و فن در استان خراسان به قبل از حمله اعراب به ایران می‌رسد. مشهد، که مرکز استان خراسان و یکی از شهرهای زیارتی و توریستی است، در زمان صفویه یکی از مراکز مهم قالی‌بافی خراسان بزرگ و ایران بشمار می‌رفت و از آن دوره قالی‌های بسیار نفیسی در موزه‌های جهان موجود است. در طراحی و بافت این قالی‌ها نهایت ظرافت و استادی به کار رفته است. مجموعه فرشهای موجود در موزه آستان قدس رضوی یکی از کاملترین مجموعه‌های فرش جهان است. به سبب آنکه مشهد یکی از شهرهای زیارتی و سیاحتی است، یکی از بازارهای بزرگ داد و ستد فرش نیز محسوب می‌شود.

از و یژگیهای فرش خراسان این است که گره فرشها، ترکی باف و فارسی باف است و علت آن مهاجرت برخی اهالی آذربایجان به مشهد است. پشم قالی‌های مشهد نیز در خود استان خراسان تهیه می‌شود. زیرا شمال خراسان از مراکز عمده دامداری ایران بوده و هست. پشمهای خراسانی، نرمتر از پشمهای آذربایجانی است. بیشتر گره‌های خراسانی جفتی و فارسی باف است که به دلیل نرم بودن پشم به کار رفته قالی‌های خراسان معمولاً کم دوام‌تر از فرشهای تبریزی هستند. علاوه بر مشهد در شهرهای دیگر از جمله قائنات، کاشمر، توس و نیشابور نیز قالی‌بافی رواج دارد. قالی‌های قائنات از دیرباز معروف بوده و حتی عقیده بر این است که طرح معروف «هراتی» ابتدا در روستاهای قائنات (گناباد) به وجود آمده است.

کاشان

این شهر در زمان صفویه یکی از مراکز مهم نساجی ایران و حتی جهان بوده است. به طوری که مخمل دوزی آن شهرتی عالمگیر داشته و اکنون نیز در موزه‌های داخل و خارج از کشور نمونه‌هایی از این پارچه‌ها و قالی‌هایی، که در زمان صفویه بافته شده‌اند، یافت می‌شود. همان گونه که ذکر شد قالی‌بافی در دوره صفویه رواج داشت چنانکه مارکوپولو، جهانگرد معروف ونیزی، در سمرنامه خود علاوه بر مخمل دوزی کاشان از قالی‌های خوش نقش این شهر نیز یاد کرده است. در زیر قالی معروف «اردبیل» نام «مقصود کاشانی» به چشم می‌خورد و معروف است که وی از دست شاه تهماسب صفوی‌گریخته و در مقبره شیخ صفی‌الدین اردبیلی متحصن شده و در همانجا این شاهکار کم نظیر را شروع کرده و به انجام رسانده است.

قالی‌بافی کاشان پس از سلسله صفویه دچار دگرگونی شد تا اینکه با ورود ماشین‌های پارچه بافی حرفه قالی‌بافی مجدداً در این شهر رونق‌گرفت. در این شهر تاریخی تعداد زیادی دار قالی برپاست و افراد زیادی در این حرفه مشغول به کارند. پشم‌های مورد نیاز قالی‌بافان کاشان بیشتر از تهران، خراسان و آذربایجان تأمین می‌شود و خامه مصرفی آنها نیز کلاً کارخانه‌ای و دارای، رنگ‌های نباتی و شیمیایی است. در سالهای اخیر تعداد زیادی‌کارخانه‌های فرش ماشینی نیز در این شهر دایر شده که مصرف کنندگان زیادی نیز دارد. همدان

قالی‌بافی در استان همدان سابقه‌ای بس طولانی دارد و تخصص و گرایش بیشتر قالی‌بافان همدانی در بافت قالیچه و کناره است. بخش «درگزین» نزدیک رُزّن مهمترین منطقه قالی‌بافی استان همدان به شمار می‌رود. تولیدات این منطقه از نظر کیفیت و کمیت نسبت به سایر مناطق استان برتر است.

قالی‌بافان این منطقه هنوز اصالت قالی‌های خود راحفظ کرده و از رنگهای طبیعی و نباتی و نیز پشمهای دست ریس استفاده می‌کنند. به همین دلیل قالیچه‌های بافت این ناحیه از رنگ و جلای خاص و طرح و نقشه مرغوبتری نسبت به سایر جاها برخوردارند. رنگ زمینه فرشهای این منطقه آبی، سبز و سرخ است‌که ناشی از مصرف نیل و روناس است. از دیگر مراکز قالی‌بافی استان همدان می‌توان از کبود آهنگ و روستاهای اطراف آن مثل فامنین، دستگرد و خان آباد نام برد. تولیدات این مناطق بیشتر دارای زمینه شتری یا قرمز رنگ و معمولاً دارای تُرنجهایی تیره


صنعت

۶۳

رنگ در وسط است. در سایر بخشهای استان همدان از جمله مهربان، تویسرکان و خمسه نیز قالیچه‌های زمخت و ساده با نقش ترنج بافته می‌شود به دلیل آنکه قالی‌بافان از رنگ‌های شیمیایی و کلاف تافته کارخانه‌ای استفاده می‌کنند، فرش این منطقه مرغوبیت فرشهای سایر نقاط این استان را ندارد. یزد و اصفهان

از جمله استانهای با سابقه در تولید قالی و قالیچه استانهای یزد و اصفهان هستند که قالی‌های آنها بیشتر شبیه قالی‌های‌کرمان است ولی از لحاظ رنگ بهتر از آنها می‌باشند. از آنجا اکه در بافت قالی‌های یزدی - به ویژه نقش هراتی آن - از رنگ‌های نباتی و گاه شیمیایی استفاده

فرش اصفهان

۶۴

اقتصاد

می‌شود، رنگ آنها ثابت‌تر از قالی‌های کرمان است. تنوع رنگ در قالی‌های بافت اصفهان بسیار محدود است. در روستاهای آن هنوز از رنگ‌های گیاهی و معدنی استفاده می‌شود. در روستاهای شهر کرد و چهار محال بختیاری نوعی قالی با طرحهای شکسته هندسی بافته می‌شود که عموماً ترکی باف هستند.

استانهای کرمان، مرکزی و تهران در سده‌های اخیر _ بویژه در صد سال اخیر _ در قالی‌بافی پیشرفت قابل توجهی داشته‌اند و قالی را به طور حرفه‌ای و تخصصی تولید می‌کنند. کرمان

قالی‌های استان کرمان، که در اوایل قرن بیستم میلادی یکی از معروفترین مراکز قالی‌بافی جهان بود، طرحها و رنگ‌های بسیار زیبا و استثنایی دارد به ندرت رنگ و طرح دو قالی شبیه یکدیگر است. قالی‌بافان کرمانی درگذشته بیشتر از رنگهای‌گیاهی و طبیعی استفاده می‌کردند در حال حاضر علی‌رغم اینکه مصرف رنگهای نباتی کم شده است اما هنوز رنگ قالی‌ها در برابر نور و شستشو تقریباً ثابت است. پشم مصرفی کرمان از خود منطقه و مقداری نیز از کرمانشاه و خراسان تأمین می‌شود. در کرمان به استثنای منطقه سیرجان و حومه آن که ایلات و عشایر سکونت دارند، دارهای قالی عموماً عمودی است. طرحهای معروف قالی کرمان عبارتند از: شاه عباسی، افشان، ترنجی، خوشه، برگ فرنگی،درختی، شکارگاه، قاب قرآنی، چهره بافی و...گره رایج در کرمان، فارسی باف است. مرکزی

علی رغم اینکه بیش از یک قرن از سابقه قالی‌بافی در استان مرکزی و بویژه شهر اراک نمی‌گذرد. این استان یکی از چهار مرکز بزرگ قالی‌بافی ایران به شمار می‌رود. این هنر - صنعت در اراک از زمان قاجاریه شروع به رشد کرد و سریعتر از دیگر کشورها ترقی کرد. رشد سریع کارگاه‌های قالی‌بافی و رنگرزی در اراک از زمان تأسیس کارگاه‌های رنگرزی توسط شرکت انگلیسی «زیگلر» شروع شد و این رشد تا زمان بحران بزرگ اقتصادی در اروپا و امریکا ادامه یافت که به تعطیلی شرکتهای مزبور انجامید؛ این بحران به شدت بر صنعت بافت قالی و صدور آن _ بخصوص در اراک - تأثیر گذاشت. سرانجام با همت و سرمایه‌گذاری افراد بوم‌ی، این صنعت رونق گذشته خود را بازیافت.

در اراک سه نوع قالی به نامهای «ساروقی»، «مشک آباد» و «محال» بافته می‌شود. قالی ساروق


صنعت

۶۵

نسبت به دو قالی دیگر از مرغوبیت بیشتری برخوردار است. قالی‌های «مشک آباد» خیلی درشت باف است ( ۱۵ چینی درگره) و تار و پود آن از نخ پنبه‌ای دست ریس و خامه آن پشمهای دباغی خریداری شده از تهران و اصفهان می‌باشد. قالی‌های «محال» علی رغم آنکه شباهتهایی به قالی‌های «مشک آباد» دارند اما ریز بافت‌تر می‌باشند، پشم مصرفی آن مرغوب‌تر، رنگ‌هایش زنده‌تر، نقش‌هایش متنوع‌تر و پُرزهایش تا حدودی بلندتر است.

بافت قالی‌های ساروق ریز و متراکم است و برای تار و پودهای نازک آن از نخ پنبه‌ای ماشینی، و برای پودهای ضخیمش از نخ کلفت دست ریس استفاده می‌شود، زمینه این قالی‌ها اغلب‌گلی رنگ است و نقش سرتاسری‌گل و برگ دارد و پرزهایش ۱۲ میلیمتری است. نقش قالیچه‌های ساروق بیشتر ترنجی و دارای حاشیه‌های بسیار زیباست.گره قالیچه ساروق فارسی و جنس پشم آن بسیار مرغوب می‌باشد و در آن بیشتر از رنگهای نباتی استفاده می‌شود.

مراکز اصلی قالی‌بافی در استان مرکزی عبارتند از: اراک، محلات، خوانسار و کمره که بهترین قالی‌های خارج از شهر اراک به روستاهای لیلی‌هان - ساروق و بخش کمره اختصاص دارد. تهران

اهمیت تهران در صنعت قالی‌بافی از زمان قاجاریه آغاز شد. تعداد کارگاه‌های قالی‌بافی در

آموزش قالی‌بافی در فرهنگسرای قیطریه تهران


۶۶

اقتصاد

این شهر اندک ولی از نظر کیفیت و کمیت تولیدات درخور توجه است. قالی‌های بافت تهران بیشتر جنبه هنری و تزئینی دارد. این شهر به دلیل برخورداری از چند کارخانه ریسندگی پشم وکارخانجات پشم شویی، ریسندگی و رنگرزی در صنعت فرش ایران جایگاه خاصی دارد. طرح قالی‌های بافته شده، به افرادی بستگی دارد که از شهرهای مختلف به این شهر مهاجرت کرده‌اند به طوری که در یک کارگاه ممکن است از قالیچه‌های ترکمنی تا قالی‌های طرح کرمان و تبریز بافته شود.

همان طور که قبلاً ذکر شد یک گروه عمده قالی‌های ایرانی عبارت است از قالی‌های ایلیاتی و عشایری که انواع مختلفی دارند، سه گروه معروف آنها عبارتند از: قالی و قالیچه ترکمن، قالی‌های ایل قشقایی (استان فارس) و قالی‌های بلوچی و سیستانی (مربوط به استان سیستان و بلوچستان). ترکمن

ترکمن‌های ایران در شهرهای حاشیه جنوب شرقی دریای خزر پراکنده‌اند و کار قالی‌بافی و قالیچه بافی در بین سه ایل اصلی آنان یعنی آتابای،، جعفربای و تکه -که مهاجران ترکمنستان هستند - رواج دارد. آنها قالی‌بافی را از دیرباز در کنار کشاورزی و دامداری فرا گرفته بودند. قالی‌بافی در ایلات ترکمن کارِ زنان و دختران هنرمند ایل است که گاه با دقت و ظرافت در کار خود شاهکارهایی بی‌نظیر خلق می‌کنند.

بهترین قالی‌های ترکمن را ایلِ «تکه» می‌بافند که تعداد آنها نیز محدود است و حداکثر به ۵۰۰ تخته در سال می‌رسد.گره قالی‌های ترکمن به طورکلی ترکی باف و یک پوده است و خامه آن دست ریس می‌باشد. طرحهای قالی‌های ترکمن اکثراً شکسته و هندسی است و شبیه طرحهای بخارا و سمرقند است. طرحهای معروفی که تراکمه با آن قالی‌های خود را زینت می‌دهند عبارتند از: مادی‌گل، تکه گل، افغانی (توسط ایل تکه) و درناب گل، قفسه گل، آق‌یق - طرح متداول در ایل آتابای-و آینه‌گل -که مخصوص ایل جعفربای است - رنگهای مصرفی آنها در گذشته رنگهای طبیعی از قبیل قرمز دانه و روناس بوده‌که شفافیت و رنگ مخصوص قرمز آن بهترین معرف کار قالی‌بافان ترکمن بوده است. ولی امروزه، متأسفانه، کم و بیش از رنگ‌های، شیمیایی استفاده می‌شود.


صنعت

۶۷

فارس و ایل قشقایی

قالی‌بافی در استان فارس بیشتر در بین ایلات قشقایی خمسه و ممسنی و یا مردم روستایی این استان رواج دارد. بهترین قالیچه‌های فارس‌کار ترکان قشقایی است که در خارج از کشور هم از شهرت بسزایی برخوردار است. این قالی‌ها و قالیچه‌ها کار زنان و دختران ایل است که عمدتاً برای مصرف خانواده و یا جهیزیه عروس بافته می‌شود. تار و پود این قالی‌ها عمدتاً از پشم است که در فارس تهیه می‌شود و از انواع مرغوب پشم به شمار می‌رود. قالی‌های قشقایی ترکی باف و دو پوده است، نقش آنها اکثراً شکسته و هندسی (تکراری) بوده و صرفنظر از شفافیت رنگ‌ها شبیه کارهای ترکمن است. تیره ایل عرب و باصری از ایلات خمسه هم قالیچه‌هایی با طرحهای، متنوع و فارسی باف می‌بافند. سیستان و بلوچستان

قالیچه‌های بلوچی علی رغم نامشان بیشتر توسط کوچ‌نشینان اطراف تربت حیدریه، کاشمر، سرخس و تربت جام در استان خراسان بافته می‌شود. البته در سیستان هم تا حدودی بافت قالیچه رواج دارد که به آن اشاره خواهد شد. این گروه کوچ‌نشینان نیز بلوچ‌هایی هستند که در زمان نادرشاه افشار به خراسان کوچانده شده‌اند. قالیچه‌های بلوچی همانند تولیدات عشایر دیگر روی دارهای افقی بافته می‌شوند،گره آنها فارسی باف است و یک پود دارند و معمولا نیز به دلیل استفاده از رنگ‌های سرخ تیره، لاجوردی و سیاه؛ تیره می‌نمایند. بافت این قالیچه‌ها در انحصار چند طایفه و قبیله از جمله: بهلولی، بایزیدی و جان میرزایی است و علی‌رغم فقدان مرغوبیت، مشتریان زیادی در شهرهای سیستان و خراسان دارد. بایدگفت فرشها (یا به طور کلی زیراندازهای) سیستان از نظر تاریخی به سه نوع عمده تقسیم می‌شود:

الف) نوع تاریخی یا کهن که تا آغاز قرن چهاردهم هجری (بیستم میلادی) بافته می‌شده است.

ب) نوع میانه که از حدود قرن سیزدهم هجری (نوزدهم میلادی) بافته می‌شده و هنوز هم بافته می‌شود.

ج) نوع جدید که هم‌اکنون بافته می‌شود.

در مورد نوع کهن، جز اسناد مکتوب شواهد عینی دیگری در دست نیست. درکتب تاریخی هم در چند جای معدود به این نوع فرش اشاره شده و آن را از بهترین فرشهای ایرانی دانسته‌اند.


۶۸

اقتصاد

مثلاً از قالی طبری و ازگلیم آن در ردیف بافته‌های مهم سخن رفته است. متأسفانه هیچ اطلاعی درباره جزئیات جنس و فنون و نقش و اندازه این قالی‌ها در دست نیست.

نمونه‌های اندک باقی‌مانده از قالی اصیل سیستان متعلق به اواخر قرن سیزدهم هجری (قرن نوزدهم میلادی) می‌باشند. پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که فرشهای سیستان از فرشهای، بلوچی جدا بوده و ریشه در فرهنگ قومی سیستانیان (سکاها) دارند.

گلیم بانی

بافت‌گلیم - به عنوان ابتدایی‌ترین زیرانداز بشر - سابقه‌ای بس طولانی دارد و طبق شواهد موجود گلیم‌های اولیه طرحهایی بسیار ساده داشتند. این احتمال وجود دارد که ایرانیان بافت گلیم‌های ساده را از چینیان آموخته باشند ولی تفاوت گلیمهای دستباف ایرانی و چینی در این است که گلیمهای ایرانی پودنما و چینی‌ها تارنما بوده‌اند. هنرمندان ایرانی در تکمیل این هنر نقش بسزایی داشته‌اند تا جائیکه توانسته‌اند آن را به عنوان محصولی هنری و مصرفی حتی به بازارهای خارجی روانه کنند.

بافت گلیم از قالی آسانتر است. این هنر منحصر به روستانشینان، به ویژه عشایر ایرانی، می‌باشد و بر حسب گروه‌های مختلف تولید کننده و شیوه‌های متفاوت بافت در مناطق مختلف، به انواع گوناگون تقسیم می‌شود. البته این تفاوتها به روش نخ‌ریسی، رنگ‌های به کار رفته و یا طرحهای ویژه و بعضاً روشهای خاص بافت محدود می‌شود.گلیم بافی به طور گسترده در گوشه و کنار ایران رواج دارد و نقشها و رنگ‌های آن نیز در هر یک از مناطق مختص بافندگان آن دیار است. چنان که به راحتی می‌توان جایگاه تولید یک گلیم را از روی نقشه و رنگ آن تشخیص داد.

این هنر - صنعت مانند بسیاری دیگر از صنایع دستی روستایی و عشایری بیشتر به زنان و دختران اختصاص دارد. در واقع این هنرمندان بی‌نام و نشان هستند که با هنر و ذوق لطیف خویش‌گاه شاهکارهایی اعجاب انگیز می‌آفرینند. یکی از تفاوتهای عمده گلیم با قالی این است که قالی بر اساس نقشه بافته می‌شود در حالیکه نقوش‌گلیم برخاسته از خلاقیت ذهنی و حالات روحی و درونی بافنده آن است. به همین جهت گاهی مشاهده می‌شود که یک نقشِ خاص در چند جای‌گلیم با چند رنگ مختلف یا با ابعاد متفاوت بافته شده است که البته این موضوع بر


صنعت

۶۹

ارزش مادی و معنوی گلیم می‌افزاید.

فمه

در حال حاضر در نقاط مختلف ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب،گلیم بافی بین روستاییان و عشایر رواج دارد ولی در دشت مغان، اهر و مشکین شهر در شمال غربی کشورگلیم بافی از مشاغل اصلی ساکنان به شمار می‌رود. مثلاً رنگ گلیم‌های ایل قشقایی (استان فارس) عمدتاً بسیار روشن و متأثر از رنگ‌های طبیعی است و نقش‌های هندسی متنوعی برای تزئین آنها به کار می‌رود.

بههروسیعنایهی‌وفتم'

گلیم، استان کرمان


۷۰

اقتصاد

همچنین در استان آذربایجان شرقی بافت نوعی مخصوص ازگلیم رایج است که به آن «وَرنی» می‌گویند. بافت این گلیم بسیار ریز و ظریف است و تصویر حیوانات و پرندگان مختلف به‌صورت طرح‌های هندسی ساده در آنها به کار می‌رود. بافت این نوع گلیم در انحصار ایل «إِل‌سَوَن» است.

صنایع فلزکاری دستی

قدمت استفاده از فلز در ایران به اندازه قدمت کشف و استفاده از آن در جهان است. از آن زمان تاکنون، در ایران انواع وسایل مصرفی و حتی زینتی با استفاده از مس، برنج، مفرغ، آهن، طلا و نقره ساخته شده است. هنر- صنعت فلزکاری در این سیر تاریخی همواره رو به تکامل بوده و هنرمندان ایرانی آن را به اوج کمال و ظرافت رسانده‌اند. در حال حاضر هم مصنوعات فلزی دست‌ساز در جای جای این خطه هنرپرور نظیر اصفهان، شیراز، زنجان، کرمان، گنبد کاووس وتهران با استفاده از فلزات مختلف و به صورتهای‌گوناگون مصرفی، هنری و تزئینی ساخته می‌شوند. رشته‌های مختلفی از جمله قلمزنی مس و برنج، میناکاری، ملیله کاری، طلا کوبی، فولاد، چاقو سازی و جواهر سازی از گذشته‌های دور از میان صنایع فلزی سنتی ایران باقی مانده‌اند که در شهرهای یاد شده رواج دارد. همان طور که گفته شد این هنر- صنعت در طول تاریخ، فراز و نشیب بسیاری به خود دیده ولی همواره رو به تکامل بوده است. در گوشه و کنار ایران آثار فلزی زیادی مربوط به دورانهای مختلف یافت شده که حاکی از رواج فلز و فلزکاری در زمانهای دور بوده است. از جمله می‌توان به کشف مصنوعات مسی در شوش و مصنوعات مفرغی در ناحیه حسنلو واقع در آذربایجان (شمال غربی ایران) و نیز فلزات کنده‌کاری شده در منطقه سرخ‌دم لرستان اشاره‌کرد. عصر هخامنشیان دوره شکوفایی فلزکاری در زمینه ریخته‌گری، چکش‌کاری، مرصع کاری و قلمزنی بود، که هنوز هم رمز و راز کارهای فنی‌و هنری مردم آن زمان کشف نشده است. از جمله آثار این دوره می‌توان به نمونه‌های فلزکاری موجود در مجموعه گنج جیحون در موزه بریتانیا و نیز یک جفت دسته ظرف که از مفرغ به شکل بز کوهی ساخته شده و در موزه لوور پاریس و موزه دولتی برلین قرار دارند اشاره کرد. در دوره ساسانیان ساخت ظروف از فلزات گرانبها رواج یافت. یکی از نمونه‌های فلز کاری این عهد ظرف طلایی بسیار زیبا، معروف به «جام خسرو» است که در خزانه کلیسایی در فرانسه


صنعت

۷۱

موجود است و کاسه دیگری که در خزانه یک معبد ژاپنی نگاهداری می‌شود.

پس از ورود اسلام به ایران و ممنوعیت استفاده از ظروف طلا و نقره، برنز جانشین طلا و نقره شد و ساخت ظروف از این فلز رواج یافت. در دوره سلجوقیان مینا کاری بر روی برنز به عالیترین درجات هنری رسید. ساخت اشیاء مختلف از برنز به صورت ریخته‌گری، جواهر سازی، و مرصع کاری در این دوره رواج یافت. برجسته‌ترین اثر هنری در این زمینه یک کتری برنز

قلمزنی روی فلز

مرصع است که در موزه آرمیتاژ (هرمیتاژ) لنینگراد نگهداری می‌شود و نام سازنده و محل ساخت روی آن حک شده است. همچنین مجموعه‌ای از ابریقهای حکاکی شده و مرصع در موزه‌های معروف جهان از جمله لوور، پتیل و متروپولیتن نیویورک موجود است که ظاهراً ساخته هنرمندان فلزکار خراسانی است.

این هنر - صنعت که پس از حمله مغولان رو به انحطاط گذاشته بود مجدداً در عهد صفویه


۷۲

اقتصاد

احیا شد و در این دوره کار روی فولاد نیز رواج یافت و تغییراتی هم در نقش‌ها و طرحهای آن ظاهر شد. آثار ارزشمندی از این دوره در موزه‌های مختلف جهان موجود است. از جمله کاسه‌ای، مسین که در موزه متروپولیتن وجود دارد و دارای نقش‌های برجسته‌ای از اشکال گیاهان است. و نیز کاسه دیگری که دارای تاریخ ساخت ۱۰۱۰ هجری قمری بوده و در همان محل نگهداری می‌شود.

این هنر در دوره قاجاریه آنچنان که انتظار می‌رفت توفیق زیادی نیافت و طی سالهای جنگ دوم جهانی در معرض نابودیِ مطلق قرار گرفت ولی توسط افرادی دلسوز و هنرمند که بازمانده هنرمندان و صنعتگران قدیم بودند تا حدودی احیاء شد و رشته‌های مهم آن دوباره رواج یافت که شرح آن‌گذشت. از جمله رشته‌های مهم فلز کاری می‌توان به ملیله کاری‌که در واقع ترکیبی از هنر و حوصله و ظرافت است و نیز قلمزنی روی مس و برنج و حکاکی اشاره کرد که در نقاط مختلف ایران رواج دارند. ولی اصفهان، این شهر هنرپرور و مهد هنرمندان با ذوق، قلب تپنده این صنایع به شمار می‌رود.

صنایع مستظرفه دستی ایران

در میان هنرها و صنایع دستی ایران، دست سازهایی وجود دارند که در آنها ظرافت و دقت بیشتری نسبت به سایر صنایع به کار می‌رود. از آن میان می‌توان از خاتم‌کاری، منبت‌کاری (کنده‌کاری روی چوب)، معرق‌سازی و ظریف‌کاری روی چوب، میناکاری و سفالگری (فخاری) نام برد.

خاتم‌کاری

خاتم‌کاری ارزشمندترینِ صنعت ظریفه دستی ایران به شمار می‌رود.گرچه پیشینه این صنعت به درستی روشن نیست ولی بازمانده‌های این هنر ظریف و زیبا حاکی از رواج و رونق کامل آن در عهد صفویه است. غربیها ایران را سرزمین «قالی و خاتم» می‌شناسند. در مورد تاریخچه پیدایش این صنعت زیبا و شگفت انگیز روایتهای مختلفی وجود دارد. از جمله مرحوم استاد محمد گلریز خاتم‌که از برجستگان هنر خاتم‌کاری در قرن اخیر به شمار می‌رود به نقل از پدر چنین‌گفته است: «صنعت خاتم‌کاری به شکل‌کنونی، قبل از صفویه و در عهد ایلخانان مغول و به دنبال پیدایش رابطه مستقیم بین ایران و چین، از این کشور به ایران راه یافته است. شیوه


صنعت

۷۳

خاتم‌کاری چینی عبارت بوده ازکنار هم قرار دادن مثلث‌های بزرگ چوبی به رنگ سیاه و سفید و ایجاد طرحهای مختلف که عمدتاً مربع شکل یا حداکثر شش ضلعی بوده‌اند. اما هنرمندان با ذوق ایران این هنر را ارتقاء بخشیده و طرحهای متنوع سه ضلعی، پنج ضلعی، هشت، ده و حتی دوازده ضلعی را نیز به کارگرفتند. علاوه بر رنگهای سفید و سیاه، رنگهای قرمز، سبز، آبی و زرد را نیز به کار بردند و به این هنر بیش از پیش ظرافت بخشیدند. در واقع این هنر- صنعت زیبا از انتظام اندیشه‌های هنرمندانه و لطیف سازندگان بی‌نام و نشانی است که در طول تاریخ به آن رونق و کمال بخشیده‌اند.

ظاهراً نوعی خاتم‌کاری قبل از ظهور اسلام در ایران رواج داشته که در آن از چوبهای یک رنگ استفاده می‌کردند، آنها را به صورت مکعب‌هایی به اضلاع چهار میلیمتر می‌بریدند و با طرحهای، گوناگون کنار هم میخکوب می‌کرده‌اند. از نمونه‌های تاریخی این هنر می‌توان از درها و صندوق‌های خاتم موجود در مقابر و اماکن متبرکه از آن جمله مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی- از مشاهیر صفویه ایران - نام برد. و نیز از منبر چوبی مسجدی در اصفهان یاد کرد که با اشکال

خاتم‌کاری شیراز


۷۴

اقتصاد

هندسی و اجزای نقره‌ای تزئین شده و احتمالاً متعلق به اوایل سده ۱۸ میلادی است. همچنین درهای چوب گردو که با استخوان و چوبهای مختلف روکش شده؛ توسط هنرمندی به نام حبیب‌الله در سال ۱۵۹۱ میلادی (۹۹۱ه. ق) ساخته شده است که اکنون در موزه دولتی برلین است. در ساخت خاتم از چوبهای آبنوس، شمشاد و نیز استخوان، عاج و فلزاتی از جمله برنج، طلا، مس و نقره استفاده می‌شود که آنها را به صورت قطعات کوچک و منظمی بریده و روی سطحی که قبلاً ساخته‌اند، می‌چسبانند. معمولاً روی رحل قرآن، صندوقچه‌های کوچک، جعبه‌های آرایش و گاهی هم بر حسب سفارش روی اشیاء بزرگتری مثل میز و صندلی خاتم‌سازی می‌شود همچون میز خاتم‌کاری نفیسی که با سبک و نقش جدیدی ساخته شده و در نمایشگاه بروکسل با ارزش‌ترین جایزه هنری را کسب نمود.

در حال حاضر، خاتم‌کاری در شهرهای شیراز، اصفهان، تهران و چند شهر دیگر انجام می‌شود که شیراز و اصفهان از مراکز اصلی این هنر - صنعت به شمار می‌روند. منبت کاری

منبت‌کاری، هنرکنده‌کاری و برجسته کاری روی چوب بر اساس نقشه‌ای دقیق است. پیشینه تاریخی این هنر به درستی مشخص نیست ولی آنچه آشکار است اینکه تاریخ این هنر از تاریخ مصرف چوب در ایران جدا نیست. ما در این رشته هنرمندان و صاحب نامان بسیاری داشته و داریم. نقرشی که روی چوب حک می‌شود بیانگر آداب و رسوم، روحیات، خلقیات و حتی گرایشهای اعتقادی و فلسفی حکاکان آن است. بنابر نظر مورخان و باستان‌شناسان معروف و بر اساس اسناد تاریخی معتبر پیداست که مصرف چوب در ایران در عصر حجر نیز مرسوم بوده و به مرور این کاربرد توسعه پیداکرده و در زمینه‌های مختلفی از جمله ساخت خانه‌های مسکونی، سلاح، وسایل کشاورزی و... مورد استفاده قرار می‌گرفته است. از جمله این کشفیات لوحه‌ای است متعلق به ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد در «شوش» و نیز قطعه چوبی در یکی از مقبره‌های متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش در اطراف شهرستان فسا (در استان فارس). براساس این کشفیات، استفاده از چوب برای ساخت ابزار مختلف از دیر باز در ایران رواج داشته و در ادوار مختلف تاریخی نیز کاربردهای خاصی پیدا کرده است. مثلاً روشها و شیوه‌های صنعت چوب عهد ساسانیان، پس از ورود اسلام به ایران برای ساختن در و پنجره اماکن مذهبی و مساجد مسلمانان استفاده می‌شد و هنرمندان ایرانی در این زمینه نیز شاهکارهایی بی بدیل خلق کردند. از آن