پرش به محتوا

تعزیه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « '''تعزیه''' تعزیه از ریشه عزا به معنی شیون کردن، زاری کردن و سوگواری گرفته شده است. تعزیه به معنی عزا دارای، سوگواری و عرض تسلیت آمده است که با سوگواری و عزاداری در دهه محرم، ماه صفر و سایر سوگواری‌های مذهبی به تجلیل و پاسداری از شهادت امام حس...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:


تعزیه از ریشه عزا به معنی شیون کردن، زاری کردن و سوگواری گرفته شده است. تعزیه به معنی عزا دارای، سوگواری و عرض تسلیت آمده است که با سوگواری و عزاداری در دهه محرم، ماه صفر و سایر سوگواری‌های مذهبی به تجلیل و پاسداری از شهادت [[امام حسین بن علی(ع)|امام حسین (ع)]] و سایر شهدای کربلا می‌پردازد. شرط حتمی تعزیه بر خلاف معنی لغوی آن غم انگیز بودن نیست؛ گاهی خنده‌آور و شادی‌بخش می‌باشد. در عرف عام، تعزیه نوعی نمایش منظوم است که حوادث عاشورا، شهادت شهدای کربلا و نیز مصائب بازماندگان آن را یادآوری می‌کند.


'''تعزیه'''
گفته می‌شود که در آغاز هدف تعزیه نمایش مصائب و چگونگی شهادت [[امام حسین بن علی(ع)|امام حسین (ع)]] و یاران او بوده ولی در نتیجه تکامل آن بتدریج نمایشهای شادی بخش به آن افزوده شده است. فرهنگ فارسی معین معنی لغوی تعزیه را چنین آورده است: <blockquote>«تعزیه به معنای عزاداری کردن، بر پاداشتن مجلس عزا برای حسین بن علی (ع) مخصوصاً نمایش دادن وقایع کربلا و حوادثی که بر سر بعضی از ائمه آمده...»<ref>محمد معین، فرهنگ فارسی، ج ۷، ص ۱۱۰۰.</ref>. </blockquote>تعزیه یا شبیه نمایشی منظوم است که توسط عده‌ای از اهل فن و با موسیقی، که بعضی مصائب اهل بیت را مصور می‌سازد، برگزار می‌شود «تعزیه سنتی مرسوم و نمایشی آیینی - مذهبی است که اصولاً در فقدان بزرگان دین و مذهب و سالگرد و ارتحال اولیاء الله (ص) و ائمه اطهار بویژه در ایام محرم و برای تجلیل از واقعه سرنوشت ساز عاشورای حسینی (ع) طی مراسمی با شکوه در مساجد و تکایا و بقاع متبرکه و در جوار مرقد آنان برگزار می‌گردد و در واقع ضامن تشکل و تجمع واقعی مسلمانان بویژه شیعیان در جهت دفاع از حقانیت اسلام و مظلومیت ائمه معصومین تلقی می‌گردد».^{۱}  
 
تعزیه از ریشه عزا به معنی شیون کردن، زاری کردن و سوگواری گرفته شده است.
 
تعزیه به معنی عزا دارای، سوگواری و عرض تسلیت آمده است که با سوگواری و عزاداری در دهه محرم، ماه صفر و سایر سوگواری‌های مذهبی به تجلیل و پاسداری از شهادت امام حسین (ع) و سایر شهدای کربلا می‌پردازد.
 
شرط حتمی تعزیه بر خلاف معنی لغوی آن غم انگیز بودن نیست؛ گاهی خنده‌آور و شادی‌بخش می‌باشد. در عرف عام، تعزیه نوعی نمایش منظوم است که حوادث عاشورا، شهادت شهدای کربلا و نیز مصائب بازماندگان آن را یادآوری می‌کند.
 
گفته می‌شود که در آغاز هدف تعزیه نمایش مصائب و چگونگی شهادت امام حسین (ع) و یاران او بوده ولی در نتیجه تکامل آن بتدریج نمایشهای شادی بخش به آن افزوده شده است.  
 
فرهنگ فارسی معین معنی لغوی تعزیه را چنین آورده است:  
 
«تعزیه به معنای عزاداری کردن، بر پاداشتن مجلس عزا برای حسین بن علی (ع) مخصوصاً نمایش دادن وقایع کربلا و حوادثی که بر سر بعضی از ائمه آمده...».'
 
1. محمد معین، فرهنگ فارسی، ج ۷، ص ۱۱۰۰.  
 
 
 
۱۵۲
 
سوگواریهای مدهبی در ایران
 
تعزیه یا شبیه نمایشی منظوم است که توسط عده‌ای از اهل فن و با موسیقی، که بعضی مصائب اهل بیت را مصور می‌سازد، برگزار می‌شود «تعزیه سنتی مرسوم و نمایشی آیینی - مذهبی است که اصولاً در فقدان بزرگان دین و مذهب و سالگرد و ارتحال اولیاء الله (ص) و ائمه اطهار بویژه در ایام محرم و برای تجلیل از واقعه سرنوشت ساز عاشورای حسینی (ع) طی مراسمی با شکوه در مساجد و تکایا و بقاع متبرکه و در جوار مرقد آنان برگزار می‌گردد و در واقع ضامن تشکل و تجمع واقعی مسلمانان بویژه شیعیان در جهت دفاع از حقانیت اسلام و مظلومیت ائمه معصومین تلقی می‌گردد».^{۱}  


مرحوم دکتر محمد جعفر محجوب می‌نویسد: «تعزیه آیین نمایشی بازنمایی وقایع حزن انگیز کربلا است که دارای کسانی است که نقش قهرمانان آن حادثه را ایفاء می‌کنند» وی می‌افزاید:  
مرحوم دکتر محمد جعفر محجوب می‌نویسد: «تعزیه آیین نمایشی بازنمایی وقایع حزن انگیز کربلا است که دارای کسانی است که نقش قهرمانان آن حادثه را ایفاء می‌کنند» وی می‌افزاید:  
خط ۲۳۱: خط ۲۱۰:
در شهرهای بزرگ مثل تهران تعزیه جنبه‌های نیمه تئاتری و ساده خود را از دست داده و به صورت یک نمایش جدی درآمده است در این نمایش‌ها از ابزارها و وسایل مدرنی استفاده می‌شود که در اجرای نمایش‌ها کاربرد دارند.  
در شهرهای بزرگ مثل تهران تعزیه جنبه‌های نیمه تئاتری و ساده خود را از دست داده و به صورت یک نمایش جدی درآمده است در این نمایش‌ها از ابزارها و وسایل مدرنی استفاده می‌شود که در اجرای نمایش‌ها کاربرد دارند.  


تعزیه در سایرکشورها  
=== تعزیه در سایرکشورها ===
 
شباهت‌ها و اشتراکاتی که بین آیین‌ها و مراسم و مناسک مذهبی مسلمانان، بویژه شیعیان، با دین مسیح وجود دارد؛ عناصر مشترکی را در آیین‌های نمایشی مذهبی نشان می‌دهد. محققان و صاحب نظران این شباهتها را با توجه به زمینه‌های مشترک مذهبی شناسایی و معرفی نموده‌اند: «لاسی مجموعه اعمال پیرامون یاد کرد مرگ حسین (ع) را حتی در دیگر دوره‌های تاریخی - دینی یادآور می‌شود. او هشیارانه خاطر نشان می‌سازد که تعزیه و دیگر  
شباهت‌ها و اشتراکاتی که بین آیین‌ها و مراسم و مناسک مذهبی مسلمانان، بویژه شیعیان، با دین مسیح وجود دارد؛ عناصر مشترکی را در آیین‌های نمایشی مذهبی نشان می‌دهد. محققان و صاحب نظران این شباهتها را با توجه به زمینه‌های مشترک مذهبی شناسایی و معرفی نموده‌اند: «لاسی مجموعه اعمال پیرامون یاد کرد مرگ حسین (ع) را حتی در دیگر دوره‌های تاریخی - دینی یادآور می‌شود. او هشیارانه خاطر نشان می‌سازد که تعزیه و دیگر  


خط ۳۱۳: خط ۲۹۱:
به گفته متین آند یکی از اشکال هنر نمایشی ترکیه قصه خوانی است که توسط «مداح» یا «قصه خوان»، که داستانهایش اغلب عبارت از وقابع مصیبت آمیز کربلاست، اجرا می‌شود. شبیه این شکل از نمایش «مرثیه» یا «نوحه» و دیگر شکلهای ادبی هستند که واقعه غم انگیز کربلا را در خاطر زنده می‌کند...۱.  
به گفته متین آند یکی از اشکال هنر نمایشی ترکیه قصه خوانی است که توسط «مداح» یا «قصه خوان»، که داستانهایش اغلب عبارت از وقابع مصیبت آمیز کربلاست، اجرا می‌شود. شبیه این شکل از نمایش «مرثیه» یا «نوحه» و دیگر شکلهای ادبی هستند که واقعه غم انگیز کربلا را در خاطر زنده می‌کند...۱.  


کارکردهای تعزیه  
=== کارکردهای تعزیه ===
 
تعزیه از انباشتگی اعمال آیینی به وجود آمده است که از کیفیتی انسانی برخوردارند. هدف اصلی آن دستیابی به دانش و تکامل روحانی از طریق اظهار دلبستگی و عشق به اشخاص متدین و مقدسی است که تحت تأثیر حوادث خاص اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و... شهید شده‌اند.  
تعزیه از انباشتگی اعمال آیینی به وجود آمده است که از کیفیتی انسانی برخوردارند. هدف اصلی آن دستیابی به دانش و تکامل روحانی از طریق اظهار دلبستگی و عشق به اشخاص متدین و مقدسی است که تحت تأثیر حوادث خاص اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و... شهید شده‌اند.  


خط ۵۶۷: خط ۵۴۴:
۶. ایجاد وحدت عاطفی و روانی بین دو گروه شبیه خوانان و تماشاگران.  
۶. ایجاد وحدت عاطفی و روانی بین دو گروه شبیه خوانان و تماشاگران.  


عوامل سازنده تعزیه  
=== عوامل سازنده تعزیه ===
 
تعزیه یک عامل یا یک پدیده مجرد نیست بلکه مجموعه‌ای دلپذیر، شیرین و غنی است که از پیوند چند عامل ذوقی، عاطفی، اجتماعی، سیاسی و... به وجود آمده است. به این سبب می‌توان آن را از سایر پدیده‌های اجتماعی مجزا ساخت.  
تعزیه یک عامل یا یک پدیده مجرد نیست بلکه مجموعه‌ای دلپذیر، شیرین و غنی است که از پیوند چند عامل ذوقی، عاطفی، اجتماعی، سیاسی و... به وجود آمده است. به این سبب می‌توان آن را از سایر پدیده‌های اجتماعی مجزا ساخت.  


خط ۶۳۹: خط ۶۱۵:
تعزیه نمایش ستیزی است که بین ایرانیان و دشمنان خاندان علی (ع) و سرزمینشان اتفاق افتاده است این امر نه تنها در مبارزه با بیگانگان مؤثر می‌باشد بلکه در شکل‌گیری مبارزات داخلی علیه حکام ظالم و ضد مردمی مورد استفاده قرار گرفته است. صحنه‌های، مختلف تعزیه که در آن از استعدادها و توانایی‌های افراد برای انتقال پیام نافذ حوادث کربلا، استفاده می‌شود در تقویت روحیه ظلم ستیزی و اثرگذاری پر تماشاگران نقش عمده‌ای را ایفاء می‌کند که معرف جنبه‌های روانشناختی تعزیه است.  
تعزیه نمایش ستیزی است که بین ایرانیان و دشمنان خاندان علی (ع) و سرزمینشان اتفاق افتاده است این امر نه تنها در مبارزه با بیگانگان مؤثر می‌باشد بلکه در شکل‌گیری مبارزات داخلی علیه حکام ظالم و ضد مردمی مورد استفاده قرار گرفته است. صحنه‌های، مختلف تعزیه که در آن از استعدادها و توانایی‌های افراد برای انتقال پیام نافذ حوادث کربلا، استفاده می‌شود در تقویت روحیه ظلم ستیزی و اثرگذاری پر تماشاگران نقش عمده‌ای را ایفاء می‌کند که معرف جنبه‌های روانشناختی تعزیه است.  


ویژگی‌های تعزیه  
=== ویژگی‌های تعزیه ===
 
تعزیه تنها پدیده نشان دهنده یک حادثه یاروایت یک رخداد مذهبی نیست بلکه محور اصلی آن نمایش، ماجرای تسلیم و زندگی در برابر پایداری و مرگ است. جنگ خیر و شر یا حق و ناحق و پایمردی و ایستادگی برای اعتقاد به عدالت و ظلم ستبزی و آزادی انسان از هر  
تعزیه تنها پدیده نشان دهنده یک حادثه یاروایت یک رخداد مذهبی نیست بلکه محور اصلی آن نمایش، ماجرای تسلیم و زندگی در برابر پایداری و مرگ است. جنگ خیر و شر یا حق و ناحق و پایمردی و ایستادگی برای اعتقاد به عدالت و ظلم ستبزی و آزادی انسان از هر  


خط ۶۹۷: خط ۶۷۲:
۱۱. زبان تعزیه بسیار ساده و در عین حال تند و مایه‌دار است. مصلحت اندیشی در تعزیه جایگاهی ندارد. صراحت و آزادگی و عریانی در مفاهیم و واژه‌ها نیز در متن و اشعار تعزیه وجود دارد. زبان تعزیه عاری از تکلف و پیچیدگی است از این روی به راحتی برای، همه مردم قابل فهم است و میزان ارتباط را افزایش می‌دهد. در زبان تعزیه گاه اصطلاحات سمبلیک و نمادین به کار برده می‌شود که فهم آن مشکل نیست مانند. «شاه نجف»، «شیر خدا»، «سقای کربلا»، «ضامن آهو» و... .  
۱۱. زبان تعزیه بسیار ساده و در عین حال تند و مایه‌دار است. مصلحت اندیشی در تعزیه جایگاهی ندارد. صراحت و آزادگی و عریانی در مفاهیم و واژه‌ها نیز در متن و اشعار تعزیه وجود دارد. زبان تعزیه عاری از تکلف و پیچیدگی است از این روی به راحتی برای، همه مردم قابل فهم است و میزان ارتباط را افزایش می‌دهد. در زبان تعزیه گاه اصطلاحات سمبلیک و نمادین به کار برده می‌شود که فهم آن مشکل نیست مانند. «شاه نجف»، «شیر خدا»، «سقای کربلا»، «ضامن آهو» و... .  


ویژگی‌های‌کارکنان تعزیه  
=== ویژگی‌های‌کارکنان تعزیه ===
 
محرک اصلی شبیه خوانان و کارکنان تعزیه در اصل ثواب و صداقت آنها در بزرگداشت خاطره واقعه کربلا و تبلیغ شعائر و ارزشهای مذهب تشیع است. بازیگران عموماً به صورت داوطلب برای اجرای نقشها به اساتید یا تعزیه گردانها معرفی می‌شوند یا مستقیماً مراجعه می‌نمایند. اگر چه ممکن است در پایان دوره تعزیه خوانی دستمزد یاصله‌ای به آنها داده شود ولی بیشتر آنها انتظار دریافت دستمزدی ندارند.  
محرک اصلی شبیه خوانان و کارکنان تعزیه در اصل ثواب و صداقت آنها در بزرگداشت خاطره واقعه کربلا و تبلیغ شعائر و ارزشهای مذهب تشیع است. بازیگران عموماً به صورت داوطلب برای اجرای نقشها به اساتید یا تعزیه گردانها معرفی می‌شوند یا مستقیماً مراجعه می‌نمایند. اگر چه ممکن است در پایان دوره تعزیه خوانی دستمزد یاصله‌ای به آنها داده شود ولی بیشتر آنها انتظار دریافت دستمزدی ندارند.  


خط ۷۴۱: خط ۷۱۵:
مخالف خوانها بدقیافه، چابک و پرتوان، قوی هیکل، ریش تراشیده و قد بلند و خشن جلوه می‌نمایند. به سخن دیگر مخالف خوانها هم از لحاظ صورت و هم لحاظ سیرت باید به نحوی انتخاب شوند تا موجبات نفرت مردم و تماشاگران را فراهم سازند.  
مخالف خوانها بدقیافه، چابک و پرتوان، قوی هیکل، ریش تراشیده و قد بلند و خشن جلوه می‌نمایند. به سخن دیگر مخالف خوانها هم از لحاظ صورت و هم لحاظ سیرت باید به نحوی انتخاب شوند تا موجبات نفرت مردم و تماشاگران را فراهم سازند.  


پوشاک شبیه خوانها  
=== پوشاک شبیه خوانها ===




خط ۷۵۹: خط ۷۳۳:
به زعم تعزیه گردانها مقصود از اجرای شبیه، سوگواری است نه صحنه سازی به این سبب عمدتاً سعی دارند تا شبیه سازان تعزیه با لباس ساده و معمولی به اجرای نقش بپردازند این امر در مورد زنان به طور اخص مورد توجه است. در چنین حالتی کسانی که نقش موافق خوان یا مخالف خوان را ایفاء می‌کنند با به کار بردن نمادی از شخصیت افراد مورد نظر مثل‌شال، سربند یا بازوبند سبز یا قرمز از یکدیگر متمایز می‌گردند.  
به زعم تعزیه گردانها مقصود از اجرای شبیه، سوگواری است نه صحنه سازی به این سبب عمدتاً سعی دارند تا شبیه سازان تعزیه با لباس ساده و معمولی به اجرای نقش بپردازند این امر در مورد زنان به طور اخص مورد توجه است. در چنین حالتی کسانی که نقش موافق خوان یا مخالف خوان را ایفاء می‌کنند با به کار بردن نمادی از شخصیت افراد مورد نظر مثل‌شال، سربند یا بازوبند سبز یا قرمز از یکدیگر متمایز می‌گردند.  


تعزیه نامه و مشخصات آن  
=== تعزیه نامه و مشخصات آن ===
 
نخستین قالب بیان تعزیه مرثیه بوده که از سده چهارم هجری قمری (دهم میلادی) به وسیله سرایندگان مرثیه که در قالب سوم شخص بوده به وجود آمده است مرثیه سرایان سرگذشت امام حسین (ع) را به صورت شعر روایت کرده بودند تا ضمن اینکه همدردی سوگواران را برمی‌انگیختند احساسات خویش را نمایان می‌ساختند. آنان ضمن زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره حسین (ع) شخصیت او را در ذهن پیروانش تا حد یک شخصیت اساطیری می‌ستودند. حسین (ع) قهرمانی مقدس و آشتی ناپذیر شد که پس از شهادت به مرز ارزشهای جاوید رسید.  
نخستین قالب بیان تعزیه مرثیه بوده که از سده چهارم هجری قمری (دهم میلادی) به وسیله سرایندگان مرثیه که در قالب سوم شخص بوده به وجود آمده است مرثیه سرایان سرگذشت امام حسین (ع) را به صورت شعر روایت کرده بودند تا ضمن اینکه همدردی سوگواران را برمی‌انگیختند احساسات خویش را نمایان می‌ساختند. آنان ضمن زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره حسین (ع) شخصیت او را در ذهن پیروانش تا حد یک شخصیت اساطیری می‌ستودند. حسین (ع) قهرمانی مقدس و آشتی ناپذیر شد که پس از شهادت به مرز ارزشهای جاوید رسید.  


خط ۸۲۹: خط ۸۰۲:
۳. ترکیبی از دو مقوله فوق، بیشتر تعزیه نامه‌ها از این ویژگی برخوردارند.  
۳. ترکیبی از دو مقوله فوق، بیشتر تعزیه نامه‌ها از این ویژگی برخوردارند.  


شیوه‌های نمایش تعزیه  
=== شیوه‌های نمایش تعزیه ===
 
تعزیه پدیده‌ای اجتماعی - تاریخی است که طی سالهای متمادی و براساس انگیزه‌های مذهبی، سیاسی، روانی، فرهنگی و اجتماعی تکوین یافته است؛ از این روی چون فرآیند تکرار و اتصال از نسلی به نسل دیگر است از ویژگیهای یک سنت اجتماعی برخوردار است. تعزیه از لحاظ هدف، موضوع، متن، حرکات و ابزارها یک هنر مردمی و عام است بنابراین از  
تعزیه پدیده‌ای اجتماعی - تاریخی است که طی سالهای متمادی و براساس انگیزه‌های مذهبی، سیاسی، روانی، فرهنگی و اجتماعی تکوین یافته است؛ از این روی چون فرآیند تکرار و اتصال از نسلی به نسل دیگر است از ویژگیهای یک سنت اجتماعی برخوردار است. تعزیه از لحاظ هدف، موضوع، متن، حرکات و ابزارها یک هنر مردمی و عام است بنابراین از  


خط ۹۲۱: خط ۸۹۳:
معرف روح امام باشد و هم نمایش دهنده کبوترهایی که خبر قتل امام را بردند. در لحظه محاصره امام، اهل بیت او از سکو می‌گریزند و ابن سعد و سپاهیانش در عرصه محیط بر سکو آنها را تعقیب می‌کنند. دو صحنه شهادت امام و اسیری زنان و کودکان همزمان اتفاق می‌افتد. ابن سعد و سپاهیانش در حالیکه خود گریه می‌کنند زنان و کودکان را شلاق می‌زنند با روی خاک کِشان کشان می‌برند، در این حال چند تنی هم که سرهای از قبل ساخته را بر نیزه کرده‌اند وارد می‌شوند. ناگهان معین البکاء بر روی سکو می‌رود، به اشاره دست او بازی و کمی بعد موج گریه‌ها قطع می‌شود: او دعایی می‌خواند و برای همه بخشایش طلب می‌کند و وعده می‌دهد که در آخرت امام شفاعت آنها را خواهد کرد، و احتمالاً به کنایه خلعت و انعامی هم طلب می‌کند و نام و نشان تعزیه فردا را می‌گوید و با صلواتی مجلس را ختم می‌کند.»^{۱}  
معرف روح امام باشد و هم نمایش دهنده کبوترهایی که خبر قتل امام را بردند. در لحظه محاصره امام، اهل بیت او از سکو می‌گریزند و ابن سعد و سپاهیانش در عرصه محیط بر سکو آنها را تعقیب می‌کنند. دو صحنه شهادت امام و اسیری زنان و کودکان همزمان اتفاق می‌افتد. ابن سعد و سپاهیانش در حالیکه خود گریه می‌کنند زنان و کودکان را شلاق می‌زنند با روی خاک کِشان کشان می‌برند، در این حال چند تنی هم که سرهای از قبل ساخته را بر نیزه کرده‌اند وارد می‌شوند. ناگهان معین البکاء بر روی سکو می‌رود، به اشاره دست او بازی و کمی بعد موج گریه‌ها قطع می‌شود: او دعایی می‌خواند و برای همه بخشایش طلب می‌کند و وعده می‌دهد که در آخرت امام شفاعت آنها را خواهد کرد، و احتمالاً به کنایه خلعت و انعامی هم طلب می‌کند و نام و نشان تعزیه فردا را می‌گوید و با صلواتی مجلس را ختم می‌کند.»^{۱}  


تقویم تعزیه در محرم  
=== تقویم تعزیه در محرم ===
 
با پیدایش و تکامل تعزیه تقویم خاصی برای اجرای آن در ایام محرم به وجود آمده است به نحوی که تقریباً از نخستین روزهای محرم تا سومین روز شهادت امام حسین (ع) همه روزه اجرای مراسم تعزیه صورت می‌گیرد. ترتیب اجرا به قرار زیر است:  
با پیدایش و تکامل تعزیه تقویم خاصی برای اجرای آن در ایام محرم به وجود آمده است به نحوی که تقریباً از نخستین روزهای محرم تا سومین روز شهادت امام حسین (ع) همه روزه اجرای مراسم تعزیه صورت می‌گیرد. ترتیب اجرا به قرار زیر است:  


خط ۹۴۹: خط ۹۲۰:
گستردگی قلمرو تعزیه مانند دسته گردانی سراسر پهنه ایران زمین اعم از شهر و روستا است. حتی در مناطق سنی نشین آیین‌های مربوط به سوگواری و تعزیه خوانی رایج است.  
گستردگی قلمرو تعزیه مانند دسته گردانی سراسر پهنه ایران زمین اعم از شهر و روستا است. حتی در مناطق سنی نشین آیین‌های مربوط به سوگواری و تعزیه خوانی رایج است.  


ابزارها و وسایل تعزیه  
=== ابزارها و وسایل تعزیه ===
 
ابزارهایی که در تعزیه مورد استفاده قرار می‌گیرند به لحاظ کاربردهای عینی، سمبلیک و زیبایی شناختی به موارد ذیل تقسیم می‌شوند:  
ابزارهایی که در تعزیه مورد استفاده قرار می‌گیرند به لحاظ کاربردهای عینی، سمبلیک و زیبایی شناختی به موارد ذیل تقسیم می‌شوند:  


خط ۹۷۳: خط ۹۴۳:
تصویر یک کلاه خود تزئین شده که مورد استفاده اشقیاء قرار می‌گیرد. پارک لاله - تهران ۱۳۷۲  
تصویر یک کلاه خود تزئین شده که مورد استفاده اشقیاء قرار می‌گیرد. پارک لاله - تهران ۱۳۷۲  


کارگردان تعزیه و ویژگی‌های آن  
=== کارگردان تعزیه و ویژگی‌های آن ===
 
کارگردان تعزیه به عناوین زیر نامیده می‌شود: معین البکا، شبیه گردان، تعزیه گردان، صحنه گردان، میرعزا، فهرست گردان، اوستا، میرزا، سردمدار و... .  
کارگردان تعزیه به عناوین زیر نامیده می‌شود: معین البکا، شبیه گردان، تعزیه گردان، صحنه گردان، میرعزا، فهرست گردان، اوستا، میرزا، سردمدار و... .  


خط ۱٬۰۱۷: خط ۹۸۶:
۱۰. آگاهی و تسلط کامل به چگونگی وقوع حادثه کربلا و تاریخ و اسطوره‌های ایرانی.  
۱۰. آگاهی و تسلط کامل به چگونگی وقوع حادثه کربلا و تاریخ و اسطوره‌های ایرانی.  


نمادها در تعزیه  
=== نمادها در تعزیه ===
 
صحنه آرایی مانند نور، دکور، پرده و... در تعزیه جایگاهی ندارد باید از طریق رمزها و نمادها به اساطیر عینیت بخشید. اشخاص اساطیری در تعزیه از خصوصیات اعتقادی و دینی برخوردارند از این روی رمزها و نهادها باید نشان دهنده ویژگیهای دینی - اسطوره‌ای آنها باشند. آنها از خصوصیات ما فوق انسان خاکی و با توانایی منبعث از قدرت خداوندی برخوردارند به این سبب چهره آنها در تعزیه آشکار نیست و عمدتاً چه در تصویر و چه به صورت عینی پوشیده و نورانی به نمایش در می‌آیند.  
صحنه آرایی مانند نور، دکور، پرده و... در تعزیه جایگاهی ندارد باید از طریق رمزها و نمادها به اساطیر عینیت بخشید. اشخاص اساطیری در تعزیه از خصوصیات اعتقادی و دینی برخوردارند از این روی رمزها و نهادها باید نشان دهنده ویژگیهای دینی - اسطوره‌ای آنها باشند. آنها از خصوصیات ما فوق انسان خاکی و با توانایی منبعث از قدرت خداوندی برخوردارند به این سبب چهره آنها در تعزیه آشکار نیست و عمدتاً چه در تصویر و چه به صورت عینی پوشیده و نورانی به نمایش در می‌آیند.  


خط ۱٬۰۳۷: خط ۱٬۰۰۵:
ابزار و وسایلی مانند دستمال، مشک آب، سرهای بریده بر روی نیزه یا چوبهای بلند، چادر، تخت و... هر یک نماد و رمز یکی از حالات و شرایط حادثه کربلاست که مفهوم آنها برای تماشاگران روشن است نقاط مختلف صحنه نمایش بر حسب حرکات بازیگران، ابزارها وسایل و نمادها و رمزهایی که به کار می‌برند؛ هر یک معرف شرایط و وضعیت خاصی از حوادث است به سخن دیگر محوطه نمایش تعزیه نشان دهنده یک فضای ذهنی و تصوری است که حرکات و گردش و جابجایی بازیگران معنا و مفهوم معینی را به نمایش می‌گذارد.  
ابزار و وسایلی مانند دستمال، مشک آب، سرهای بریده بر روی نیزه یا چوبهای بلند، چادر، تخت و... هر یک نماد و رمز یکی از حالات و شرایط حادثه کربلاست که مفهوم آنها برای تماشاگران روشن است نقاط مختلف صحنه نمایش بر حسب حرکات بازیگران، ابزارها وسایل و نمادها و رمزهایی که به کار می‌برند؛ هر یک معرف شرایط و وضعیت خاصی از حوادث است به سخن دیگر محوطه نمایش تعزیه نشان دهنده یک فضای ذهنی و تصوری است که حرکات و گردش و جابجایی بازیگران معنا و مفهوم معینی را به نمایش می‌گذارد.  


تعزیه و مردم  
=== تعزیه و مردم ===
 
از آغاز پیدایش تعزیه مردم ایران برای آن قداست خاصی قائل بوده‌اند به نحوی که این قداست و احترام در اجزاء و عناصر تشکیل دهنده آن ساری شده است. علی‌رغم نشیب و فرازهایی که در برگزاری آیین نمایشی تعزیه در طی تاریخ وجود داشته و پادشاهان و حکام گاه آن را ممنوع و زمانی آن را به خود اختصاص داده‌اند ولی مردم ایران در احداث حسینه‌ها و تکایایی که اختصاص به اجرای مراسم تعزیه دارد همت گماشته‌اند. به این سبب به همت معماران ماهر و مخلص و مردم مؤمن و پیرو خاندان علی (ع) با همکاری و همیاری یکدیگر بناهای با شکوهی را احداث کرده‌اند. آنها به مناسبت اعتبار و ارزشی که برای حسینیه‌ها و تکایای محل برگذاری آیین نمایشی تعزیه قائل‌اند منابع درآمدی را هم به منظور حفظ و نگهداری این اماکن اختصاص داده و اصطلاحاً «وقف» کرده‌اند. کلیه لوازم و ابزارهای تعزیه مانند علم، علامت، نیزه، شمشیر، لباس، کلاه خود، فرش و... به وسیله مردم ساخته یا خریداری شده و به حسینیه‌ها اهداء شده‌اند این اشیاء در اتاقی نگهداری می‌شوند که در مجاورت حسینیه قرار دارد و «بقعه» نامیده می‌شود.  
از آغاز پیدایش تعزیه مردم ایران برای آن قداست خاصی قائل بوده‌اند به نحوی که این قداست و احترام در اجزاء و عناصر تشکیل دهنده آن ساری شده است. علی‌رغم نشیب و فرازهایی که در برگزاری آیین نمایشی تعزیه در طی تاریخ وجود داشته و پادشاهان و حکام گاه آن را ممنوع و زمانی آن را به خود اختصاص داده‌اند ولی مردم ایران در احداث حسینه‌ها و تکایایی که اختصاص به اجرای مراسم تعزیه دارد همت گماشته‌اند. به این سبب به همت معماران ماهر و مخلص و مردم مؤمن و پیرو خاندان علی (ع) با همکاری و همیاری یکدیگر بناهای با شکوهی را احداث کرده‌اند. آنها به مناسبت اعتبار و ارزشی که برای حسینیه‌ها و تکایای محل برگذاری آیین نمایشی تعزیه قائل‌اند منابع درآمدی را هم به منظور حفظ و نگهداری این اماکن اختصاص داده و اصطلاحاً «وقف» کرده‌اند. کلیه لوازم و ابزارهای تعزیه مانند علم، علامت، نیزه، شمشیر، لباس، کلاه خود، فرش و... به وسیله مردم ساخته یا خریداری شده و به حسینیه‌ها اهداء شده‌اند این اشیاء در اتاقی نگهداری می‌شوند که در مجاورت حسینیه قرار دارد و «بقعه» نامیده می‌شود.  


خط ۱٬۰۶۵: خط ۱٬۰۳۲:
عملی ستمگرانه انجام می‌دهد او را به حارث (قاتل فرزندان مسلم) تشبیه می‌کنند.^{۱}  
عملی ستمگرانه انجام می‌دهد او را به حارث (قاتل فرزندان مسلم) تشبیه می‌کنند.^{۱}  


شخصیت‌ها در تعزیه  
=== شخصیت‌ها در تعزیه ===
 
تعزیه چون تقابل حق و باطل است شخصیت‌ها باید نمادی از حق و باطل باشند بنابر اعتقاد شیعیان، خاندان حضرت علی (ع) مبشر حق و خاندان بنی امیه نماد باطل و ظلم و بی‌عدالتی است بنابراین در تعزیه باید شخصیت‌های منتخب واجد صفات و شرایطی باشند که نشان دهنده این تضاد و مبارزه بین آنها باشد.  
تعزیه چون تقابل حق و باطل است شخصیت‌ها باید نمادی از حق و باطل باشند بنابر اعتقاد شیعیان، خاندان حضرت علی (ع) مبشر حق و خاندان بنی امیه نماد باطل و ظلم و بی‌عدالتی است بنابراین در تعزیه باید شخصیت‌های منتخب واجد صفات و شرایطی باشند که نشان دهنده این تضاد و مبارزه بین آنها باشد.  


خط ۱٬۲۳۱: خط ۱٬۱۹۷:
عمدتاً در اشعار و متن تعزیه تکیه بر تحقیر اشقیاء است گاهی این تحقیر و نفرین به حدی است که تعزیه حالت کمدی و فکاهی به خود می‌گیرد.  
عمدتاً در اشعار و متن تعزیه تکیه بر تحقیر اشقیاء است گاهی این تحقیر و نفرین به حدی است که تعزیه حالت کمدی و فکاهی به خود می‌گیرد.  


تعداد مجالس تعزیه  
=== تعداد مجالس تعزیه ===
 
به گفته صادق همایونی تعداد تعزیه‌های اصلی قریب یکصد مجلس است هر یک از تعزیه‌ها از جنبه‌های مختلف شعر، آواز، نکات مذهبی، جنبه‌های اجتماعی، سیاسی، صحنه آرایی، کارکردهای تاریخی، روانشناسی، هنری و... برخوردارند و نیاز به تجزیه و تحلیلی جامع و متناسب دارند.  
به گفته صادق همایونی تعداد تعزیه‌های اصلی قریب یکصد مجلس است هر یک از تعزیه‌ها از جنبه‌های مختلف شعر، آواز، نکات مذهبی، جنبه‌های اجتماعی، سیاسی، صحنه آرایی، کارکردهای تاریخی، روانشناسی، هنری و... برخوردارند و نیاز به تجزیه و تحلیلی جامع و متناسب دارند.  


خط ۱٬۲۸۵: خط ۱٬۲۵۰:
تعزیه وفات حضرت معصومه، تعزیه وفات حضرت زینب، تعزیه وفات حضرت رقیه، تعزیه وفات حضرت خدیجه همسر پیغمبر (ص)، تعزیه شهادت امام حسن، تعزیه وفات امام موسی کاظم، تعزیه ضربت خوردن حضرت علی (ع) تعزیه شهادت امام رضا، تعزیه وفات امام محمد باقر و... .'  
تعزیه وفات حضرت معصومه، تعزیه وفات حضرت زینب، تعزیه وفات حضرت رقیه، تعزیه وفات حضرت خدیجه همسر پیغمبر (ص)، تعزیه شهادت امام حسن، تعزیه وفات امام موسی کاظم، تعزیه ضربت خوردن حضرت علی (ع) تعزیه شهادت امام رضا، تعزیه وفات امام محمد باقر و... .'  


یک نمونه مجلس تعزیه  
=== یک نمونه مجلس تعزیه ===
 
همانگونه که اشاره شد بیش از یکصد تعزیه در زمینه حوادث و رخدادهای مختلف وجود دارد که در اماکنی به نام حسینه یا تکیه روباز یا مسقف به صورت ثابت یا در فضای باز و در حال حرکت، که به تعزیه سیار معروف است، ارائه می‌گردد.  
همانگونه که اشاره شد بیش از یکصد تعزیه در زمینه حوادث و رخدادهای مختلف وجود دارد که در اماکنی به نام حسینه یا تکیه روباز یا مسقف به صورت ثابت یا در فضای باز و در حال حرکت، که به تعزیه سیار معروف است، ارائه می‌گردد.  


در این قسمت چگونگی اجرای یک مجلس تعزیه ثابت و سیار مطابق آنچه امروزه در مناطق مختلف کشور اجراء می‌شوند آورده می‌شود.  
در این قسمت چگونگی اجرای یک مجلس تعزیه ثابت و سیار مطابق آنچه امروزه در مناطق مختلف کشور اجراء می‌شوند آورده می‌شود.  


تعزیه شهادت علی اکبر  
==== تعزیه شهادت علی اکبر ====
 
در این تعزیه علی اکبر فرزند جوان امام حسین (ع) از پدر اجازه می‌خواهد تا به جنگ علیه اشقیاء برود ضمن اینکه در این زمینه حوادثی اتفاق می‌افتد سرانجام علی اکبر به شهادت  
در این تعزیه علی اکبر فرزند جوان امام حسین (ع) از پدر اجازه می‌خواهد تا به جنگ علیه اشقیاء برود ضمن اینکه در این زمینه حوادثی اتفاق می‌افتد سرانجام علی اکبر به شهادت  


خط ۲٬۸۳۶: خط ۲٬۷۹۹:
۸ تکیه بر بنیاد خانواده و حرمت‌گذاشتن به یکدیگر ۹. مشاوره و گفتگو بین اعضاء خانواده و حتی دشمن و .  
۸ تکیه بر بنیاد خانواده و حرمت‌گذاشتن به یکدیگر ۹. مشاوره و گفتگو بین اعضاء خانواده و حتی دشمن و .  


تمام مجالس تعزیه نیز همانند تعزیه علی اکبر سرشار از پیامهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، روانی، سیاسی و... هستند که به ترتیب فوق قابل تحلیل و بررسی می‌باشند.  
تمام مجالس تعزیه نیز همانند تعزیه علی اکبر سرشار از پیامهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، روانی، سیاسی و... هستند که به ترتیب فوق قابل تحلیل و بررسی می‌باشند.
 
تعزیه سیار
 
در این شیوه تعزیه داستان کلی به چندین مجلس کوتاه تقسیم می‌شود، هر یک از مجالس به وسیله علم و کتل و چلچراغ و علامت از یکدیگر مجزا می‌شوند و میرمجلس بنا به مقتضیات و کیفیت خاص خود لوازم و ابزارهای لازم را مورد استفاده قرار می‌دهد. به سخن دیگر تفاوت ابزارها و وسائل مورد استفاده نشان دهنده صحنه‌های تعزیه است.
 
تماشاگران در جای خود و در مسیر حرکت تعزیه می‌نشینند و شاهد اجرای مجالس مختلف تعزیه می‌باشند. مجریان تعزیه وقتی روبروی یک جمعیت می‌رسند نقش خود زا ایفاء می‌کنند وقتی که حرکت می‌کنند و با گروه دیگری از تماشاگران مواجه می‌شوند همان صحنه را مجدداً تکرار می‌نمایند. بنابراین در طول مسیر هر صحنه ممکن است چندین بار تکرار شود. وقتی گروه اول به حرکت خود ادامه می‌دهد گروه دوم که به نمایش صحنه پیوسته دیگری می‌پردازد جای آنها را می‌گیرد. بازیگران یک واقعه را تعداد زیادی از افراد تشکیل می‌دهند که هریک باید به نقش خویش کاملاً مسلط باشند.
 
تعزیه سیار مانند فیلمهای سینمایی به سکانسها و پلانهای مختلفی تقسیم می‌شود که از پیوستن آنها به یکدیگر داستان کلی به دست می‌آید. به منظور نمایش کامل وقایع و افزایش اثرگذاری عوامل مختلفی بر صحنه‌ها اضافه می‌شوند. مانند حرکت دسته جمعی کودکان با لباس عربی، اسب و کتل، نقاره‌خانه، حیوانات مختلف مثل شتر، گوسفند و غیره.
 
 
 
انواع سوگواری و ساختار آن در ایران
 
۲۵۵
 
ترتیب و دسته‌بندی این عوامل به نحوی منظم و پیوسته با وقایع و صحنه‌ها ترتیب داده می‌شوند که هیچ یک زائد به نظر نمی‌رسند. آنچه سختی و مشکلات اجرای تعزیه سیار را توصیف می‌کند نیاز به ابزار و وسایل زیاد و افراد و مجریان است و این امر وقتی خودنمایی می‌کند که تعزیه گردان چندین واقعه را پشت سر هم به نمایش در می‌آورد.
 
مثلاً در روز نهم محرم که باید حوادث نه روز به نمایش در آید؛ مجالس، صحنه‌ها و وقایع متعدد و متنوع‌اند از این روی تعداد افراد، گروهها و وسایل و ابزارهای مورد نیاز تعزیه بسیار زیاد است. عمده‌ترین مسئله کارگردانی و مدیریت تعزیه است که تعزیه گردانهای، متعددی باید شاهد اجرای وقایع مختلف باشند و هر گروه مجری را هدایت و راهنمایی نمایند.
 
ابزارها و وسایل به وسیله مردم و کسانی که نذر کرده‌اند در تعزیه مشارکت کنند؛ تهیه می‌شود. زیرا بسیاری از ابزارها مثل لباس، پارچه‌های الوان، و... به وسیله مردم تأمین می‌گردد. بنابراین وسایل و ابزارهای تعزیه شامل دو بخش‌اند:
 
یک دسته ابزارهایی است که به طور ثابت تهیه شده و در انبارها نگهداری می‌شوند مانند نخل، خیمه (چادر)، طبل، دهل، شیپور، سنج، نی، قره نی، کلاه خود، نیزه، شمشیر، زره و ... دسته دیگر ابزارها و وسایل زینتی است که به وسیله مردم و به عنوان نذر در زمان اجرای تعزیه در اختیار تعزیه گردانها قرار می‌گیرند و پس از پایان تعزیه تحویل داده می‌شوند. برای آماده‌سازی ابزارها و وسایل و انتخاب شبیه خوانها تقریباً دو ماه قبل از محرم تعزیه‌گردانها اقدامات لازم را انجام می‌دهند. حتی چند روز به محرم مانده افراد به صورت گروهی و انفرادی تمرین می‌کنند. تعزیه گردانها به دقت وظایف و نقش افراد را بررسی و تذکرات لازم را برای اصلاح آنها می‌دهند.
 
ترتیب اجرای تعزیه سیار
 
تعزیه سیار از روز سوم ماه محرم آغاز می‌شود که ترتیب اجرای آن از این روز تا سومین روز شهادت امام حسین (ع) به قرار زیر است:
 
۱. روز سوم محرم: نمایش چگونگی رفتن مسلم بن عقیل به کوفه برای گرفتن بیعت از مردم و شهید شدن او و فرزندانش
 
 
 
۲۵۶
 
سوگواریهای مدهبی در ایران
 
۲. روز چهارم: ادامه جریان روز سوم و ورود امام حسین به کربلا ۳. روز پنجم: تکرار ماجراهای روز قبل و تعزیه حربن یزید ریاحی
 
۴. روز ششم: تکرار ماجراهای روزهای قبل به انضمام تعزیه آمدن شمر برای جلب نظر حضرت عباس
 
۵. روز هفتم: تکرار ماجراهای روزهای قبل به اضافه تعزیه حضرت قاسم و شهادت او ۶. روز هشتم: تکرار حوادث گذشته به اضافه تعزیه حضرت علی اکبر ۷. روز نهم: تکرار حوادث گذشته همراه با شهادت حضرت عباس
 
۸. روز دهم: از واقعه مسلم در کوفه تا شهادت امام حسین (ع) و آتش زدن خیمه‌های اهل بیت
 
۹. روز یازدهم: حمل نعش هفتاد و دو تن و مراسم شام غریبان
 
۱۰. روز دوازدهم: در این روز جریان اسارت اهل بیت امام حسین (ع) و حرکت سرهای، بریده بر نیزه‌ها، بزم یزید و خطابه حضرت زینب، حوادث خرابه‌های شام به نمایش درمی‌آید.
 
بر این اساس هر روز که تعزیه اجرا می‌شود مراسم روزهای قبل به طور خلاصه از مقابل تماشاگران می‌گذرد ولی واقعه اصلی مفصل‌تر اجرا می‌شود. بنابراین افرادی که برای اولین بار مثلاً در روز هفتم محرم شاهد اجرای تعزیه سیار هستند در جریان چگونگی وقوع حوادث پیشین قرار می‌گیرند.
 
نمایش سیار حوادث مربوط به کربلا به شکل اولیه و تکامل نیافته از دوره صفویه آغاز شده است. آنتونیو دو گووه‌آ (Antonio De Gouvea) کشیش اسپانیولی که در سال ۱۰۱۱ هجری در شیراز بوده چنین نگاشته است «... پیشاپیش دسته‌های عزادار شترانی دیده می‌شدند که بر پشت هر یک پارچه‌ای سبز رنگ افکنده و زنان و کودکانی را بر آنها سوار کرده بودند. سر و روی زنان و کودکان زخمی و تیر خورده بود و گریان و نالان به نظر می‌آمدند. سپس جمعی مردان مسلح گذشتند که با تفنگ بر هوا تیر می‌انداختند. بعداز آنها چند تابوت گذشت...».^{۱}
 
۱. صادق همایونی، همان‌کتاب، ص ۶۷ به نقل از: مایل بکتاش، تعزیه و فلسفه آن، صص ۱۷-۱۶، ۲۰.
 
 
 
انواع سوگواری و ساختار آن در ایران
 
۲۵۷
 
پیتر دلاواله جهانگرد ایتالیایی که در زمان شاه عباس اول در اصفهان بود، نوشته است: «... با فرا رسیدن روز دهم محرم یعنی روز قتل حسین (ع) از تمام اطراف و محلات اصفهان دسته‌های بزرگی به راه می‌افتند در حالیکه با خود بیرق و علم حمل می‌کنند و بر روی اسبهایی که همراه دسته‌هاست سلاحهای مختلف، عمامه‌های متعدد قرار دارد. علاوه بر این چندین شتر همراه دسته‌هاست که بر روی آن جعبه‌هایی حمل می‌شود که درون هر یک سه چهار بچه به علامت بچه‌های اسیر حسین شهید (ع) قرار دارند. علاوه بر اینها هر یک از دسته‌ها تابوتهایی حمل می‌کنند که دور تا دور آنها مخمل سیاه رنگی پیچیده شده و در درون آنها یک عمامه که احیاناً به رنگ سبز است و همچنین یک شمشیر قرار دارد...». شاردن که در سال ۱۶۶۷ در اصفهان بوده مشاهدات خود را چنین شرح می‌دهد: «در جلوی هر دسته بیست علم، بیرق، هلالی، پنجه‌های فلزی مزین به نقوش رمزی کنده کاری شده از محمّد (ص) و علی (ع)، سوار بر دسته‌های نیزه‌ای مانند، حرکت می‌کردند. این وسایل برای مسلمانان نمادهای مقدسی بود از غزوات صدر اسلام، که همان گونه که رومیان در جنگها شبیه ساخته شده عقابها را با خود حمل می‌کردند، سربازان، آنها را حمل می‌نمودند. حتی امروز نیز آنها این علم‌ها را حمل می‌کنند گرچه به هیچوجه آن اعتقادی را که در آن روزگاران گذشته به آنها داشتند، ندارند. علم‌ها هنگامی که به همراه دسته‌ها بیرون آورده می‌شوند از پارچه‌های سبز کمرنگ پوشیده گشته‌اند چنانکه شاید بخواهند بگویند که در حال حاضر بیم جنگ و درگیری در میان نیست. پس از اینها، چند اسب تربیت شده زیبا مجهز به جوشن و سلاح‌های بسیار گران‌قیمت حرکت می‌کنند که انواع سلاح‌های سرد و گرم نیز از زین و جوشن آنها آویزانند. این سلاح‌ها که از فولاد ساخته شده‌اند به همراه دیگر اسباب و لوازم، طلاکاری شده و با سنگهای قیمتی زینت یافته‌اند. متعاقب آنها نوازندگان و به دنبال آنها مردانی هستند که سنگ پرتاب می‌کنند و چهره بعضی از آنان را سیاه و بعضی دیگر را خون‌آلود کرده‌اند. سپس افرادی حرکت می‌کنند که سر تا پایشان خون آلود است. و چنین می‌نماید که به ضرب تیر و نیزه‌های بسیار مجروح گشته‌اند و بعداز آنها ارابه‌ها و اسباب و لوازمی که گویی برای تشییع جنازه مهیا شده‌اند، می‌آیند. کجاوه‌ها پشت سر آنها
 
۱. همان.
 
 
 
۲۵۸
 
سوکواریهای مدهبی در ایران
 
صف کشیده‌اند. این کجاوه‌ها با چادرهای سبز کمرنگ پوشیده گشته‌اند و با تکه پارچه‌های زربفت که هزاران زیور طلا بنا به ذوق و سلیقه کسانی که آنها را تدارک می‌دیدند از آنها آویزان است، زینت یافته‌اند. سپس تابوت‌ها حمل می‌شوند، تابوت‌ها را نیز از مخمل زرنگار رنگارنگ یا سیاه پوشانده‌اند عمامه‌هایی بر بالای تابوت‌ها گذاشته و سلاح‌های مختلفی به اطراف یا بالایشان متصل‌اند، پوشانده‌اند. آنها که این اقلام را حمل می‌کنند (آن هم با نوعی ادا و اطوار) راحت و آسان از میان دسته‌ها و جمعی که دورشان را گرفته‌اند تند حرکت می‌کنند. در پی آنها تخت بزرگی که نمایشگر تابوت امام حسین(ع) است و هشت مرد آن را بر دوش می‌کشند از راه می‌رسد.
 
حرکت قبر شش گوشه امام حسین در تعزیه سیار بیجار- ۱۳۷۴
 
بعضی از این تابوت‌ها شبیه تخت‌های روان سرپوشیده مزین و مجللی هستند که روی دو تا از آنها دو بچه به نشانه امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نشسته‌اند. بقیه نمایشگر جعبه اسلحه هستند که داخل و خارج آن از انواع سلاح‌ها نظیر تیروکمان، شمشیر و سپر و خنجر پوشیده
 
 
 
انواع سوگواری و ساختار آن در ایران
 
۲۵۹
 
است و در آن کودکی سراپا مسلح مهیای نبرد نشسته است. تمامی این تجهیزات به واسطه طلا و نقره به کار رفته در تزیین آنها، که به خرج و زیر نظر دقیق همه مردم فراهم می‌آید، به طرز باشکوهی می‌درخشد. در میان دیگر چیزها، عکس‌هایی از مقابر متبرکه به چشم می‌خورد، و مردی را نیز می‌بینیم که ملبس به جامه خونین غرق در تیر و سر و صورتش آغشته است به رگه‌های خون، که تداعی‌گر سرنوشت امام و شهیدان کربلاست. در اطراف این مراسم مردمی هستند که برای محفوظ ماندن از گرمای آفتاب شاخه درختهایی را با خود حمل می‌کنند. پس از عبور دسته مزبور، مردانی می‌آیند که آنها نیز غرق در خون بر اسب‌های خاک‌آلود و گل مال شده سوار هستند. اینان نیز نمونه‌هایی هستند ا ز سلحشوران و رزمندگان کربلا. پشت سر آنها انبوهی بطور نامنظم یا دسته‌هایی راه می‌پیمایند که شمارشان به دویست یا سیصد می‌رسد. و فریاد مهیب «یاحسین» شان بلند است. اینان نیز همواره مسلح هستند؛ اما اکثراً سلاحشان تنها چماق‌های کلفت است و به جای آهسته راه رفتن می‌دوند. هر از گاه نیز برای انجام تشریفات و پیدا کردن فرصت چسبیدن به ارابه‌ها می‌ایستند، سپس از جاهایشان جست می‌زنند و مثل نشئه‌های به وجد آمده به دور و اطراف می‌دوند و دوباره به جای اولشان بر می‌گردند. به جهت آنکه پیوسته با تمام توان نام امامان را فریاد می‌زنند، اغلب گیج می‌شوند و کنترلشان را از دست می‌دهند».
 
ملاحظات فوق نشان می‌دهد که پیدایش تعزیه سیار به صورت نمایش متحرک حوادث مربوط به شهادت امام حسین(ع) مقدم بر تعزیه ثابت بوده است. قابل ذکر است که نویسندگان و گردشگران ایرانی و خارجی این قبیل موارد را در اکثر نقاط ایران دیده و نگاشته‌اند.
 
امروزه نیز نمایش سیار وقایع دهه اول محرم، همراه با دسته‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی در مناطق مختلف کشور وجود دارد که اوج آن بیشتر در روزهای نهم تا سیزدهم محرم است. ساختار کلی و نحوه اجرای تعزیه سیار در استان مرکزی (اراک) مورد مطالعه و پژوهش قرار گرفته است اما چون در روز دهم محرم یا عاشورا کلیه حوادث و وقایع مربوط به شهادت امام حسین(ع) و یارانش به نمایش در می‌آید فقط به ذکر صحنه‌های نمایشی تعزیه سیار در روز عاشورا اکتفا می‌کنیم.
 
1. محمد جعفر محجوب، همان‌کتاب، صص ۱۹۰-۱۸۸.
 
 
 
۲۶۰
 
سوگواریهای مذهبی در ایران
 
نمایش رجزخوانی شمر در جنگ با امام حسین (ع) و خاندانش، در حالیکه دسته‌های سوگوار در حرکتند، صومعه‌سرا - ۱۳۷۴
 
تعزیه سیار در اراک در مقایسه با آنچه که شاردن در قرن هفدهم در مورد اصفهان نگاشته است سیر تکاملی این نوع تعزیه را نشان می‌دهد.
 
شروع مراسم
 
قبل از هرکس «بشیر»، که قاصد امام حسین در ماجرای کربلا بود، سوار بر اسب؛ پیش از ورود دسته تعزیه می‌آید، نامه‌ای که در دست دارد، خبر از ورود امام حسین(ع) و یارانش به کربلا می‌دهد. در تعزیه، همین قاصد با کنایه‌ای خیلی زیبا خبر آمدن دسته‌های تعزیه حسین(ع) را به تماشاگر می‌دهد و به وقوع فاجعه‌ای غم‌انگیز برای شیعیان حسین اشاره می‌کند. بعد نقاره‌خانه حاضر می‌شود. نقاره‌خانه مرکب است از چند شتر که غیر از جهاز خود، پارچه‌های الوان زیادی را نیز به آنها پوشانده‌اند. به چشم شترها سرمه می‌کشند و
 
 
 
انواع سوکواری و ساختار آن در ایران
 
۲۶۱
 
گونه‌های آنها را سرخ می‌کنند و صورت شتر را می‌آرایند. جواهرات بر سر و صورت آنها می‌آویزند. به طوری که تا پائین گردن شتر از زر و زیور پوشانده شده است. طاقه‌های مخمل سبز، زری‌ها و پارچه‌های ابریشمی گرانقیمت، زینت بخش شترها است و روی همین پارچه در محل نشستن طبال‌ها و سرنا زنها ترمه می‌اندازند.
 
زنگهای بزرگی بر گردن شترها آویزان است. طبالها لباس آبی یا خاکستری زری دوزی شده (شبیه افراد نقاره‌خانه مرقد مطهر حضرت رضا (ع)) می‌پوشند کلاه منگوله‌دار و زری دوزی بر سر می‌گذارند و اکثراً عینک دودی می‌زنند. اکثر مرشدهای زورخانه‌های شهر، این وظیفه را بر عهده دارند. روی شترها یک طبال و یک نوازنده سرنا می‌نشیند. روی شترها؛ طبال‌ها، طبل‌های بزرگ زورخانه گذاشته‌اند و با دو چوب، روی طبل می‌زنند. نوازندگان سرنا هم هر کدام یک سرنا در دست دارند. طبالها ریتم جنگی مخصوصی می‌نوازند و در فاصله، سرنا نوازها هم، آهنگ محزون دیگری همراه و یا جداگانه می‌نوازند. در حقیقت، نقاره‌خانه نوعی کوس و کرنای جنگ است و شروع جنگ را اعلام می‌دارد. پشت سر نقاره‌خانه، یک دسته حرکت می‌کند که شامل علم و بیرق‌های رنگارنگ است و در جلو دسته علامت معروف محله حمل می‌شود. این دسته با شکلی منظم در دو طرف محل گذر تعزیه حرکت می‌کند و نوحه‌خوان به نوحه‌سرایی می‌پردازد. نوع تعزیه خوانی این دسته، نوعی «کر» خوانی و آواز دسته جمعی بود که با انتخاب نوحه‌های بلند و جوابهای بلند دسته، هم‌آوازی دارد.
 
تعزیه با دستگاه «امام» آغاز می‌شود که تخت روانی است و یک صندلی به عنوان منبر روی آن گذاشته می‌شود و شبیه امام حسین(ع) روی صندلی با لباس معمولی یعنی عبا و عمامه سبز با شمشیری کج که روی زانو گذاشته و با دو دست آن را گرفته استقرار یافته است. اهل بیت امام روی ارابه دور امام می‌نشینند. مسلم هم در میان اهل بیت امام است. امام با مسلم در مکالمه است و جلو امام مقداری نامه به نشان نامه‌هایی که برای بیعت با امام نوشته شده است قرار دارد و امام مسلم را به نمایندگی از طرف خود برای بیعت گرفتن به کوفه می‌فرستد. مسلم نامه‌ای می‌گیرد و دست امام را می‌بوسد و خداحافظی می‌کند. و بعد دوری می‌زند و می‌رود به میان عده‌ای علم‌دار و پرچم‌دار و بیرق‌های بلند که برای حفظ فاصله میان دستگاه می‌آورند. دستگاه چند متر جلوتر رفته و دوباره می‌ایستد و به همین

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۰۱

تعزیه از ریشه عزا به معنی شیون کردن، زاری کردن و سوگواری گرفته شده است. تعزیه به معنی عزا دارای، سوگواری و عرض تسلیت آمده است که با سوگواری و عزاداری در دهه محرم، ماه صفر و سایر سوگواری‌های مذهبی به تجلیل و پاسداری از شهادت امام حسین (ع) و سایر شهدای کربلا می‌پردازد. شرط حتمی تعزیه بر خلاف معنی لغوی آن غم انگیز بودن نیست؛ گاهی خنده‌آور و شادی‌بخش می‌باشد. در عرف عام، تعزیه نوعی نمایش منظوم است که حوادث عاشورا، شهادت شهدای کربلا و نیز مصائب بازماندگان آن را یادآوری می‌کند.

گفته می‌شود که در آغاز هدف تعزیه نمایش مصائب و چگونگی شهادت امام حسین (ع) و یاران او بوده ولی در نتیجه تکامل آن بتدریج نمایشهای شادی بخش به آن افزوده شده است. فرهنگ فارسی معین معنی لغوی تعزیه را چنین آورده است:

«تعزیه به معنای عزاداری کردن، بر پاداشتن مجلس عزا برای حسین بن علی (ع) مخصوصاً نمایش دادن وقایع کربلا و حوادثی که بر سر بعضی از ائمه آمده...»[۱].

تعزیه یا شبیه نمایشی منظوم است که توسط عده‌ای از اهل فن و با موسیقی، که بعضی مصائب اهل بیت را مصور می‌سازد، برگزار می‌شود «تعزیه سنتی مرسوم و نمایشی آیینی - مذهبی است که اصولاً در فقدان بزرگان دین و مذهب و سالگرد و ارتحال اولیاء الله (ص) و ائمه اطهار بویژه در ایام محرم و برای تجلیل از واقعه سرنوشت ساز عاشورای حسینی (ع) طی مراسمی با شکوه در مساجد و تکایا و بقاع متبرکه و در جوار مرقد آنان برگزار می‌گردد و در واقع ضامن تشکل و تجمع واقعی مسلمانان بویژه شیعیان در جهت دفاع از حقانیت اسلام و مظلومیت ائمه معصومین تلقی می‌گردد».^{۱}

مرحوم دکتر محمد جعفر محجوب می‌نویسد: «تعزیه آیین نمایشی بازنمایی وقایع حزن انگیز کربلا است که دارای کسانی است که نقش قهرمانان آن حادثه را ایفاء می‌کنند» وی می‌افزاید:

تعزیه... در قالب و شکل امروزیش احتمالاً در اواخر دوره صفویه به وجود آمده است. از مجموع تمام سنن دیرین «نقالی» «روضه خوانی» «منقبت خوانی» مداحی و موسیقی صورت متشکل جدیدی پدید آمد که صحنه گردانهای مجرب آن را دستمایه کار خود کردند و تعزیه رونق یافت.

، با اینهمه برای اثبات اینکه تعزیه در عهد صفویه وجود داشته هیچ مدرک مستندی در موجود نیست.

بهرام بیضایی می‌نویسد: «شببه گردانی» یا «شبیه خوانی» یا «تعزیه» نمایشی بوده است که بر پایه قصه‌ها و روایت‌های مربوط به زندگی و مصائب خاندان پیامبر اسلام (ص) و به خصوص وقایع و فجایعی که در محرم سال ۶۱ هجری در کربلا برای امام حسین (ع) و خاندانش پیش آمد استوار است ولی به سرعت گسترش یافت و همه جنبه‌های داستانی و تفننی فرهنگ توده را شامل شد.^{۲}

جابر عناصری می‌نویسد: «معنی لغوی تعزیه با معنی اصطلاحی آن تفاوت دارد. همان‌طور که ذکر شد تعزیه در لغت به معنای سوگواری برای عزیزان از دست رفته است. لیکن در اصطلاح؛ تعزیه به نوعی نمایش مذهبی با آداب و رسوم و سنت‌هایی خاص اطلاق ۱. محمد جلیلیان، همان‌کتاب، ۱۳۶۹، صص ۹۵ و ۹۶. ۲. بهرام بیضایی، همان‌کتاب، ص ۱۱۶.


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۵۳

می‌شود و بر خلاف معنی لغوی آن غم انگیز بودن شرط حتمی آن نیست و ممکن است کاری شادی بخش نیز باشد، این نمایش در آغاز به منظور یادآوری مظلومیت شهیدان دین یا معصومیت چهره‌های اساطیری بر پا شده و نوع شادی افزای آن بعدها و در نتیجه تکامل این هنر بدان مزید گشته است. از این رو است که لفظ «شبیه» که مفهوم نمایش را می‌رساند از کلمه «تعزیه» که به نوعی تراژدی مذهبی و عزاداری اطلاق می‌گردد رساتر است».^{۱}

پیترچلکووسکی نیز می‌نویسد: «تعزیه ایران نمایشی آیینی است که قالب و مضمون آن از سنن مذهبی ریشه دار متأثر است. این نمایش اگر چه در ظاهر اسلامی است اما قویاً هنری ایرانی است که در اصل از میراث خاص سیاسی و فرهنگی خود ملهم است. ویژگی این نمایش آن است که نه تنها صراحت و انعطاف را با حقایق کلی در هم می‌آمیزد و با یگانه ساختن هنر عامه روستایی - شهری - تفنن درباری - هیچ مرزی میان قدرت ازلی و انسان ثروتمند و فقیر - خارق العاده و معمولی - تماشاگر و بازیگر باقی نمی‌گذارد، بلکه هر یک شریک و غنا بخش دیگری است».^{۲}

ریشه‌های تاریخی تعزیه در ایران

نمایش سنتی تعزیه ریشه در ساختارهای فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و تاریخی ایران دارد به این دلیل سوگنامه خوانی و نمایش مصائب بزرگان ملی و مذهبی در ایران سابقه‌ای دیرینه دارد به نحوی که حتی می‌توان آثار و نشانه‌های مهمی از این آیین نمایشی در ایران قبل از اسلام به دست آورد.

نمایش مذهبی به شیوه «نیایش‌های آیینی» در دوره پیش از اسلام در مراسم قربانی برای خدایان، مقدسین و حکام وجود داشته است. مردم آن روزگار برای جلب رضایت معبود خویش آیین‌های نمایشی توام با رقص، سرود و موسیقی اجرا می‌کردند که با تکرار در زمان طولانی در زمره میراث فرهنگی جامعه در آمده و نسل به نسل منتقل شده است.

به سخن دیگر تکرار آیین‌های نمایشی در هیأت‌ها، سوگواریها، قربانبها، مراسم عبادی و

۱. جابر عناصری، درآمدی بر نمایش و نیایش در ایران، تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی، ۱۳۶۶، مس ۱۲۳. ۲. پبتر چلکووسکی، همان‌کتاب، ص ۷.


۱۵۴

سوگواریهای مدهبی در ایران

... آنها را به صورت یک سنت اجتماعی در آورده است که فرآیند استمرار و تکرار آنها تبدیل شدن این آیین‌ها به نمایشهای مذهبی تحت عنوان «شبیه» یا «تعزیه» می‌باشد.

بنابراین، برای کشف زمینه‌های تاریخی و مذهبی تعزیه باید به مطالعه و بررسی اسناد و مدارک به جای مانده از دوره‌های قبل از اسلام بپردازیم. معتبرترین این اسناد تجزیه و تحلیل سرودهای «اوستایی»،«ملی» و «تاریخی» است که ما را به سوی مراسمی مانند «سوگ سیاووش» هدایت می‌کند. به سخن دیگر، اصل و منشأ آیین‌های نمایش در سوگواری را باید در مراسمی همانند کشته شدن قهرمانی مانند سیاوش در ایران قبل از اسلام جستجو کرد.^{۱} به گفته مایل بکتاش تعزیه یا شبیه حاصل تجاربی است که از فکر مذهبی نشأت گرفته و بتدریج دارای محتوای مذهبی می‌شود، حمایت اجتماع از طریق مشارکت مردم و همکاری افراد در ارائه آن در طول تاریخ به آن حیات بخشید.

واژگان «تعزیه» یا «تعزیت» و «مجلس تعزیه» به طور کلی در زمینه سنن اجتماعی، ادوار نخست اسلامی، به معنی سوگواری یا گردهم‌آیی برای سوگواری در مرگ افراد معمولی به کار برده نمی‌شد. بلکه برای مراسم سوگواری عاشورا به کار برده می‌شد که عبارت بود از همدردی «تعزیت» برای امام حسین (ع). این سوگواری‌ها نخست در منازل شخصی و بعدها در اماکن عمومی برگزار می‌شدند و سرانجام با پیدایش این تشریفات و ظهور «نمایشی کردن واقعه کربلا» مفهوم تازه خود را یافتند و معادل «نمایشی کردن» می‌باشد.

مراسم سوگواری عاشورا که در سال ۳۵۳ ه.ق. (۹۶۳ میلادی) به فرمان سلطان معزالدوله دیلمی معمول شد و نخستین مراسم سوگواری دسته جمعی محسوب می‌شود دو هدف داشته است:

۱. ارزشیابی دوباره از وقایع تاریخی سال ۶۱ ه.ق. (۶۸۰ میلادی) ۲. مبارزه سیاسی علیه حکمرانان بغداد. (کسب استقلال).

در مرحله نخست به برقراری آیین‌های یاد کردی (یادبود) پرداختند که همراه با مرثیه خوانی، زدن بر سر و صورت، به راه انداختن دسته‌های سوگواری در خیابان‌ها، امامزاده‌ها و محلات و بر افراشتن خیمه‌ها و گریستن در مجالس سوگواری بود.

۱. ر.ک. بخش دوم، فصل اول همین کتاب.


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۵۵

در مرحله دوم بخصوص در زمان معزالدوله خاندان بویه به نصب اعلامیه‌هایی بر سردر مساجد بغداد پرداختند که متضمن شعارهایی علیه معاویةابن ابوسفیان و ستمگران بود. بدین‌سان مخالفت سیاسی خود را با خلافت موجود رسماً اعلام و آغاز کردند.

به سخن دیگر هدف دوم برگزاری مراسم عزاداری انقلاب سیاسی علیه خلافت و سرنگونی او بود.^{۱} سوگواری برای امام حسین در عصر آل بویه سبب شد تا فاطمیان شیعه در مصر به آن تاسی جویند. به این دلیل شیعیان مصری دوره عاشورا را ایام ماتم و اندوه به حساب می‌آوردند و به اجرای آیین‌های سوگواری و نوحه خوانی پرداختند.

بررسی‌های تاریخی نشان داده است که از زمان دیلمیان تحت تأثیر هدفهای ذکر شده آیین‌های سوگواری همراه با سیاه پوشیدن، بستن بازار، بر افراشتن خیمه و آتش زدن آنها و نقل و نمایش مصائب حسین (ع) و خاندانش در ایران معمول گردیده و طی چند قرن و با توجه به شرایط تاریخی مرحله به مرحله سیر تدریجی تکامل خود را طی کرد، تا بدل به آیین‌های نمایشی دسته گردانی و تعزیه یا شبیه خوانی شده است.

با توجه به نحوه پیدایی، تکامل و اوج تعزیه می‌توان گفت که «... در ابتدای پیدایی این درام، قسمتی از دسته گردانی بدین طریق بود که دسته در سر چهار راه یا میدان توقف می‌کرد و گوشه‌ای را نمایش می‌داد این طریق نمایش مدت زیادی طول نکشید و با تکامل و ازدیاد گوشه‌ها شبیه خوانی از دسته گردانی جدا و تقریباً مستقل شده و از این زمان به بعد در میادین، حیاط مساجد، کاروانسراها، منازل اعیان و رجال و تکایای ثابت و مخصوص این نمایش در حالیکه روضه خوانی و دسته گردانی را به دنبال می‌کشید به زندگی و رشد خود ادامه داد...».۲

در این زمینه کنت گوبینو می‌نویسد: «تعزیه در واقع دنباله و شاخه‌های برومند تعزیه‌هایی است که ایرانیان در ایام عزاداری و سوگواری مذهبی سروده‌اند ولی به مرور ایام کم‌کم از نوحه سرایی جدایی گرفت و وارد مراحل استقلال گردیده و شکی نیست که طولی، نخواهد کشید که کاملاً استقلال خواهد یافت.

... تعزیه، ابتدا عبارت بود از اینکه یک تن از شهدای قدسی مرتبت ظاهر می‌گردید و به

۱. مایل بکتاش، همان‌کتاب، صص ۱۴۰-۱۳۸.

۲. صادق همایونی، همان‌کتاب، ص ۱۲۰ به نقل از عبدالله مستوفی، شرح زندگانی من.


۱۵۶

سوگواریهای مدهبی در ایران

زبان مرثیه خوانی مصائبی را که بر او وارد شده بود برای شیعیان علی (ع) حکایت می‌کرد و کم کم عده این مرثیه خوانان فزونی گرفتند که با هم به مصیبت خوانی می‌پرداختند ولی هنوز به جایی نرسیده بود که به صورت یک مجلس و پروژه تام و تمام در آمد...».' گوبینو تعزیه را حتی از تراژدی یونانی عالیتر معرفی نموده است.

بعد از تسلط خاندان آل بویه بر بغداد گام بلندی برای تقویت تعزیه برداشته شد و مراسم تعزیه و سوگواری در دهه اول محرم و بیستم صفر (اربعین حسینی) به صورت یکی از مهمترین آیین‌های دائمی درآمد. حمایتهای برخی از خلفای بنی عباس و علمای مذهب تشیع نیز از جمله عوامل رونق و تکامل این آیین بوده است.

در زمان حکومت مغولان چه به سبب فقدان سختگیریهای مذهبی از جانب حکومت و چه به سبب کم رونق شدن مساجد، افراد محله‌های مختلف به ساختن تکیه‌هایی در محلات مختلف پرداختند که محل خاص برگزاری آیین‌های سوگواری دهه اول محرم و سایر روزهای سوگواری بود.

مادام کارلا سرنا می‌نویسد:

«تاریخ برگزاری مراسم نمایشهای مذهبی در حدود یک قرن و نیم قبل از دوران به سلطنت رسیدن سلسله صفوی که نسبشان از طریق حضرت فاطمه به پیامبر می‌رسد آغاز می‌گردد، پادشاهان این سلسله برای کسب افتخار بیشتر به خود عنوان «کلب آستان علی» داده بودند.

از این تاریخ به بعد «تعزیه»ها رفته رفته گسترش بیشتری یافتند. در آغاز تنها به خواندن نوحه و دعا و ذکر مصیبت امامان اکتفا می‌کردند ولی کم کم نمایش شهیدان باب شد و با افزودن صحنه‌های ابتکاری در همه جا رایج گردید.»^{۲}

به نظر وی با آنکه برخی از روحانیون موافق نبودند که افراد عادی در نقش اعضای خاندان معصومین نقش بازی کنند؛ ولی استقبال مردم از تعزیه یا نمایش‌های آیین مذهبی، فوق العاده بوده است. او می‌نویسد: به صحنه آوردن نمایشهای حزن آور در ایران سابقه طولانی دارد. نهایت آنکه این نمایشها نوعی اثر ادبی است که صرفاً جنبه مذهبی دارد و ا. همان، ص ۲۰۳.

۲. کارلا سرنا، آدم‌ها و آئین‌ها در ایران، ترجمه علی اصغر سعیدی، ص ۱۷۳.


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۵۷

نمایشهای قرون وسطی را به خاطر می‌آورد. همچنین شبیه نمایش‌هایی است که در همین ایام (زمان نوشتن سفرنامه) در برخی از ایالات جنوبی فرانسه و نزدیک ناپل، به خصوص در پروت (در باویر)، بر صحنه می‌آورند و مردم کشورهای مختلف اروپا برای تماشای آن هجوم می‌برند.^{۱}

در نخستین سالهای قرن شانزدهم میلادی زمانی که صفویان حکومت ایران را به دست گرفتند مذهب تشیع مذهب رسمی ایرانیان شد و از آن برای یک پارچه کردن کشور به خصوص در برابر عثمانیها و ازبکها، که هر دو پیرو مذهب تسنن بودند، استفاده کردند. آنها از مراسم محرم حمایت کردند؛ به نحوی که برگزاری آیین‌های سوگواری به عنوان عملی اعتقادی و میهن پرستانه محسوب گردید.

دوره صفویه و ادوار بعد از آن، عصر گسترش ارتباطات اقتصادی و سیاسی ایران با کشورهای اروپایی است. دکتر محمد جعفر محجوب می‌نویسد: «به نظر می‌رسد که سنت صحنه پردازی و باز آفرینی وقایع کربلا طی دوره‌ای که مورد نظر است (سده‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی) در سالهای قبل از انقلاب کبیر فرانسه از اروپا به ایران آمده. از قرار معلوم مردم شمال ایران که معتقدانی کم تعصب بودند این نمایش‌ها را در اماکن گمنام و نامعلوم اجرا می‌کردند که نتایج کار بسیار عالی بود. مردم با اشتیاق آنها را پذیرا شدند و مؤمنان اشک بسیار می‌ریختند. رفته رفته این نمایشها از صحنه‌های بسیار ساده به صحنه‌های بزرگتر، پیچیده‌تر و مجلل‌تر رفت. با اینهمه تعزیه به رونقی که سزاوارش بود نرسیده بود.

،. تعزیه و آیینهای سوگواری هنگامی رونق می‌یافت که توجه حکومت را جلب می‌کرد در آن‌صورت تسهیلات بیشتری برای نمایش آن فراهم می‌آورد.

... آنچه توده‌ها را به پذیرش مشتاقانه همه این موضوعات بر می‌انگیخت یعنی عاملی که واقعاً بیش از هر عامل دیگر در انتشار تعزیه و پذیرش آن از سوی مردم بزرگترین تأثیر را داشت، اعتماد، عشق غیرت‌مندانه، و ارادت پایدار عوام به امامان و اعضای خاندان پیامبر بالاخص شهیدان کربلا بود در حقیقت، مردم منتظر اخگری بودند که باروت احساسات و عواطف آنها را منفجر سازد».^{۲} ۱. همان، ص ۸۸

2. محمد جعفر محجوب، تعزیه هنر بومی پیشرو ایران (تأثیر تئاتر اروپایی در تعزیه ایران)، تهران: انتشارات


۱۵۸

سوگواریهای مدهبی در ایران

صفویان نخستین کسانی بودند که به دست اندرکاران امکان دادند تا هنر شبیه‌سازی را وسعت بخشند و آن را گسترش دهند (علی‌رغم مخالفت برخی از روحانیون). آنها شاعران مدیحه سرا را از دربار خود راندند و ارزشهای مذهبی شیعه را که زمینه‌های آن از قرون پیشین اکمابیش فراهم شده بود؛ مورد توجه شاعران و راویان و واعظان قراردادند. به این سبب زمینه برای رشد و تکامل سنت‌هایی مثل نقالی، روضه خوانی، فضائل خوانی، مناقب خوانی و موسیقی فراهم گردید که فرآیند آن پیدایی همایشهای مذهبی «شبیه خوانی» یا «تعزیه خوانی» بود و موضوع اصلی آنها شرح، نقل و نمایش واقعه کربلا بود. داستانهای مربوط به واقعه کربلا عمدتاً از کتاب روضة الشهدا اقتباس می‌شد که از اوایل قرن شانزدهم در بین شیعیان رواج یافته بود.

در دوره صفویه، مراسم سوگواری به سبب پشتوانه دولتی که داشت جنبه رسمی و تشریفاتی به خود گرفت و دسته‌های سینه‌زنی و روضه خوانی در کوی و برزن به راه می‌افتادند و با خود ابزارها و علامتهابی مانند کتل، علم، طبل و نعش حمل می‌کردند.^{۱} پیدایی این مراسم ریشه در زمینه‌های منطقی و تاریخی دارد که متضمن ظهور تعزیه سیار یا نمایش مذهبی متحرک با لوازم و ابزارهای مخصوص به خود است. شاردن که در زمان صفویه از ایران دیدن کرده نمونه‌ای از این دسته‌های نمایشی را به شرح زیر ذکر کرده است.

«در جلوی هر دسته بیست علم، بیرق، هلالی، پنجه‌های فلزی مزین به نقوش رمزی کنده کاری شده از محمد (ص) و علی (ع)، سوار بر دسته‌های نیزه‌ای مانند، حرکت می‌کردند. این وسایل برای مسلمانان نمادهای مقدسی بود از غزوات صدر اسلام، همان گونه که سربازان رومی در جنگها شبیه ساخته شده عقابها را با خودحمل می‌کردند، حتی امروز نیز آنها این علم‌ها را حمل می‌کنند گرچه به هیچوجه اعتقاد روزگاران گذشته را نسبت به آنها ندارند. علم‌ها هنگامی که به همراه دسته‌ها بیرون آورده می‌شوند از پارچه‌های سبز کمرنگ پوشیده گشته‌اند چنانکه شاید این امر را تداعی کنند که در حال حاضر بیم جنگ و درگیری در میان نیست. پس از اینها چند اسب تربیت شده زیبا مجهز به جوشن و سلاح‌های بسیار علمی - فرهنگی، ۱۳۶۷، ص ۱۹۵.

۱. بهرام بیضایی، همان‌کتاب، ص ۱۲۶.


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۵۹

گران‌قیمت حرکت می‌کنند. که انواع سلاح‌های سرد و گرم نیز از زین و جوشن آنها آویزان‌اند. این سلاحها که از فولاد ساخته شده‌اند به همراه دیگر اسباب و لوازم، طلا کاری شده و با سنگهای قیمتی زینت یافته‌اند. متعاقب آنها نوازندگان و بدنبال آنها مردانی هستند که سنگ پرتاب می‌کنند و چهره بعضی از آنها را سیاه و بعضی دیگر را خون‌آلود کرده‌اند سپس افرادی حرکت می‌کنند که سرتاپایشان خون‌آلود است و چنین می‌نماید که به ضرب تیر و نیزه‌های، بسیار مجروح گشته‌اند و بعد از آنها ارابه‌ها و اسباب و لوازمی که گویی برای تشییع جنازه مهیا شده‌اند، می‌آیند. کجاوه‌ها پشت سر آنها صف کشیده‌اند. این کجاوه‌ها با چادرهای سبز کمرنگ پوشیده گشته‌اند و با تکه پارچه‌های زربفت، که هزاران زیور طلا بنا به ذوق و سلیقه کسانی که آنها را تدارک می‌دیدند از آنها آویزان است، زینت یافته‌اند. سپس تابوتها حمل می‌شوند، تابوتها را نیز از مخمل زرنگار رنگارنگ یا سیاه به همراه عمامه‌هایی که بر بالای تابوت‌ها گذاشته‌اند و سلاح‌های مختلفی که به اطراف یا بالایشان متصل‌اند پوشانده‌اند و آنها که این اقلام را حمل می‌کنند (آن‌هم با نوعی ادا و اطوار) راحت و سریع از میان دسته‌ها و جمعی که دورشان را گرفته‌اند حرکت می‌کنند. در پی آنها تخت بزرگی که نمایشگر تابوت امام حسین (ع) است و هشت مرد آن را بر دوش می‌کشند از راه می‌رسد. بعضی از این تابوتها شبیه تختهای روان سرپوشیده و مجللی هستند که روی دو تا از آنها دو بچه به نشانه امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نشسته‌اند... .

در میان دیگر چیزها عکس‌هایی از مقابر متبرکه به چشم می‌خورد و مردمی را نیز می‌بینیم که ملبس به جامه خونین غرق در تیر و سروصورتش آغشته به رگه‌های خون هستند که تداعی‌گر سرنوشت امام و شهیدان کربلا است... .»۱

بعد از دوره صفویه، حکومت نادرشاه افشار رسید و تعزیه و آیین‌های نمایشی سوگواری از رونق افتادند زیرا نادرشاه ضمن اینکه پیرو مذهب تسنن بود، به توسعه روابط با حکومت عثمانی علاقه‌مند بوده است. از این روی سیاست وی در زمینه جلوگیری از اجرای مراسم سوگواری و تعزیه (شبیه خوانی) امام حسین (ع) و خاندانش موفق بوده است.

نصرالله فلسفی به نقل از یک نسخه خطی منتشر نشده آغاز اجرای مراسم نمایش 1. محمد جعفر محجوب، تأثیر تئاتر اروپایی و نفوذ روش‌های نمایشی آن در تعزیه، برگرفته‌اند از محمد رضوانی به نقل از سیاختامه ژان شاردن. [چلکوفسکی، همان‌کتاب، ص ۱۸۹ تا ۱۹۰]


۱۶۰

سوگواریهای مدهبی در ایران

مذهبی را به دوره زندیه مربوط می‌داند به عقیده وی یک سفیر فرنگی گزارشی درباره نمایشهای مذهبی مسیحیان به کریم خان می‌دهد، این گزارش مورد توجه وی قرار می‌گیرد و به اقتباس از این نمایشها مشتاق می‌شود و می‌خواهد تا بر اساس آنها صحنه‌هایی برای نمایش واقعه کربلا «شبیه‌سازی» ساخته شود؛ بدین ترتیب مجالس تعزیه یا نمایشهای، مذهبی رونق می‌یابند.

روابط بین ایران و روسیه در زمان سلطنت فتحعلیشاه موجب آشنایی سران حکومت ایران با نمایشهای روسیه می‌شود. آنها پس از بازگشت به ایران بر تنظیم نمایشهای مذهبی و تعزیه تأکید کردند.

مرحوم سید محمد محیط طباطبایی نوشته است: «... هنوز مدرک معتبری به دست نیاورده‌ایم که در آن نشانی از وجود تعزیه خوانی پیش از روزگار قاجاریه دیده شود... در تذکره ملک المریخ که به روزگار فتحعلیشاه تدوین شده در ذیل احوال یکی از شعرای، مازندران او را تعزیه‌گو می‌خوانده‌اند. این اولین جایی است که ذکری از آن روزگار دیدم...».^{۱} مسافرت‌ها و مشاهدتهای ناصرالدین شاه قاجار در سفرهای اروپا و آشنایی و تماشای تئاترهای اروپایی در پیشرفت کار تعزیه و شبیه خوانی تأثیر داشته است. هنگامی که وی برای نخستین بار به اروپا رفت و تئاترهای اروپایی را دید پس از بازگشت به ایران (۱۲۹۰ ه .ق.) دستور احداث تکیه دولت را صادر کرد که بزرگترین شبیه خوانی‌ها با حضور میهمانان داخلی و خارجی در آن بر پا می‌گردید.

عبدالله مستوفی در کتاب زندگانی من (ج ۱) آورده است!

«ناصرالدین شاه که از همه چیز وسیله تفریح می‌تراشید در این کار هم سعی فراوان به خرج داد و شبیه خوانی را وسیله اظهار تجمل و نمایش شکوه و جلال سلطنتش کرد و آن را به مقام بزرگی رساند. شاهزاده‌ها و رجال هم به شاه تأسی می‌کردند و آنها هم تعزیه خوانی راه می‌انداختند. کم‌کم تکیه‌های سر محل هم که سابقاً تعزیه عامیانه می‌خواندند از حیث نسخه و تجمل به بزرگان تأسی جستند و هر یک به فراخور توانایی اهل محل بیش و کم تجمل و شکوه را در این عزاداری وارد کردند.

۱. فصل نامه هنر، ش ۳، زمستان ۱۳۶۱ و بهار ۱۳۶۲، ص ۱۵۹.


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۶۱

در دهه اول محرم روی هم رفته دویست الی سیصد از این مجالس تعزیه در خانه‌های اعیان و تکیه‌های محلی در شهر تهران دایر بود. همین که اعیانیت در تعزیه وارد شد نسخه‌های تعزیه هم اصلاح شد.»'

از آنجا که تعزیه نامه‌ها به شعر عامیانه سروده شده بود و غالباً سست، مهمل و مغلوط بود؛ امیر کبیر صدر اعظم ناصرالدین شاه میرزا نصرالله اصفهانی را که از شعرای بنام عصر خویش بود مأمور کرد تا دوازده مجلس تعزیه بسازد به نحوی که خواص و عوام از آن بهره‌مند گردند.

توجه پادشاهان قاجار به احیاء و توسعه تعزیه سبب گرایش شعرا به سرودن اشعار و تعزیه نامه‌های متعددی در این عصر شد به طریقی که برخی از شعرا به منظور جلب توجه پادشاهان فرهنگ و سلیقه آنها را در مجالس شبیه خوانی مورد توجه قرار می‌دادند. تأثیر منفی این نفوذ موجب شد مجالس تعزیه و سوگواری تحریف شود که امیرکبیر از گسترش بی رویه آن جلوگیری کرد.

پیتر چلکوسکی که تعزیه را به عنوان هنر بومی پیشرو ایران مورد تحلیل و بررسی قرار داده می‌نویسد:

«... از حیث جنبه هنری در این دوره... فعالیت ادبی در حال افزایش بود و ابتکار بزرگی برای صحنه به کار رفتِ دیالوگها بیشتر بیان دراماتیک داشتند و مونولوگها در حال کم شدن بودند. مؤلفین از وظایف دراماتیک و نیروهای نمایش آگاه شدند.

تعزیه فقط در دهه اول محرم اجرا نمی‌شد بلکه تا اواخر ماه بعدی صفر نیز توسعه یافته بود.

نوشتن نمایشنامه برای روز مرگ یا روز تولد هر فرد مقدس یا یک پیغمبر بهانه‌ای برای توسعه دادن نمایش دراماتیک به دیگر ماه‌ها بود و سپس تقاضای مردم برای به صحنه درآوردن تعزیه به عنوان سپاسگزاری بعد از نتیجه خوش یک مسافرت به بهانه برگشتن از زیارت یا قبول شدن نذر؛ دسته بازیگران تعزیه را وادار می‌کرد که در تمام مدت سال این درام را بازی‌کنند.»^{۲}

1. عبدالله مستوفی، همان‌کتاب، ج ۱، چ ۲، ص ۲۸۸. ۲. پیتر چلکوفسکی، همان‌کتاب، ص ۱۱.


۱۶۲

سوگواریهای مدهبی در ایران

انقلاب مشروطیت و افزایش تماس با غرب بر جریان تعزیه اثر منفی گذاشت به نحوی که در زمان سلطنت خاندان پهلوی، سوگواری و تعزیه مورد بی مهری قرار گرفت و حتی در زمان رضا شاه از اجرای این قبیل مراسم ممانعت می‌شد ولی از آنجا که آیین‌های مختلف سوگواری امام حسین (ع) و خاندانش در طی بیش از سیزده قرن بتدریج به فرهنگ تبدیل شده بود سختگیریهای حکومتی هرگز مانع از اجرای مراسم سوگواری نشد.

نمایش یک مجلس تعزیه که شخصیت‌های مخالف رو در روی یکدیگر به گفتگو مشغول‌اند.

اجرای نمایشهای مذهبی (تعزیه) پس از انقلاب اسلامی، که در سال ۱۳۵۷ ه.ش. به وقوع پیوست، مورد عنایت خاص مردم و کارگزاران حکومتی قرار گرفته است به نحوی که هر سال در ایام محرم گروه‌های مختلف در پارکها و میادین مختلف و حسینیه‌ها به اجرای، نمایش تعزیه می‌پردازند. سازمانهایی مانند سازمان تبلیغات اسلامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و... بر نحوه اجرای این قبیل مراسم نظارت داشته راهنمایی‌ها و امکانات لازم را در اختیار مجریان تعزیه گردانان و هیأت‌های سوگواری قرار می‌دهد.


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۶۳

بررسی تاریخی پیدایی تعزیه نشان می‌دهد بر عکس آنچه که بعضی تصور می‌کنند تعزیه یک پدیده ساده فرهنگی نیست که در مقطع تاریخی خاص به وجود آمده باشد بلکه تدریجاً و پس از طی سده‌های مختلف تحت تأثیر شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، هنری و فلسفی جامعه پدید آمده به نحوی که بتواند بخشی از نیازهای روانی رفتاری مردم را برآورده سازد.

کارکرد تعزیه در ادوار مختلف وقتی تکامل یافته است که به صورت یک هنر منسجم با ابزارها و شرایط خاص خود در آمده باشد؛ زیرا هنر در حالات و شرایط گوناگون سیاسی و اجتماعی حتی در عصر اختناق هم می‌تواند پیام خود را به گوش مردم و دولتمردان برساند. تعزیه به عنوان یک پدیده دینی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ابتدا بین عوام، اعم از روستائیان و شهرنشینان ریشه گرفته و بتدریج به سطوح بالای جامعه رسوخ کرده و سرانجام نظر نخبگان جامعه را به خود جلب کرده است.

ظهور و پیدایی تعزیه در همه نقاط کشور یکسان نبوده است ولی امروزه در اکثر مناطق روستایی و شهری اعم از شهرهای بزرگ و کوچک چه به صورت سنتی و چه بر اساس شیوه‌های مدرن اجرا می‌شود و خوشبختانه شکل مذهبی خود را با کارکردهای مربوطه حفظ کرده است.

در شهرهای بزرگ مثل تهران تعزیه جنبه‌های نیمه تئاتری و ساده خود را از دست داده و به صورت یک نمایش جدی درآمده است در این نمایش‌ها از ابزارها و وسایل مدرنی استفاده می‌شود که در اجرای نمایش‌ها کاربرد دارند.

تعزیه در سایرکشورها

شباهت‌ها و اشتراکاتی که بین آیین‌ها و مراسم و مناسک مذهبی مسلمانان، بویژه شیعیان، با دین مسیح وجود دارد؛ عناصر مشترکی را در آیین‌های نمایشی مذهبی نشان می‌دهد. محققان و صاحب نظران این شباهتها را با توجه به زمینه‌های مشترک مذهبی شناسایی و معرفی نموده‌اند: «لاسی مجموعه اعمال پیرامون یاد کرد مرگ حسین (ع) را حتی در دیگر دوره‌های تاریخی - دینی یادآور می‌شود. او هشیارانه خاطر نشان می‌سازد که تعزیه و دیگر


۱۶۴

سوگواریهای مدهبی در ایران

اعمال محرم شبیه آیین‌های یادبود مرگ حضرت مسیح (ع) دیونیزوس، اوزیریس و چند شخصیت دیگر در سنن هند و اروپایی و سامی هستند.»

انریکوفول کین یونی در مقاله «ملاحظاتی چند در مقایسه بین مراسم تعزیه ایرانی و «نمایش مصائب و آلام مسیح» در سده‌های میانه مسیحی در مغرب زمین» چنین می‌نویسد: «در نیمه سده دهم تا سده دوازدهم میلادی در فرانسه و ایتالیا غریزه نمایشی به نیت خیر در کلیساها و دیرها راه یافت و پیش رفت. اعمال دینی به مناسبت ولادت مسیح و شهادت او غنی‌تر شد و صورت نمایشی یافت. وقایعی که با اعمال دینی به خاطرها یادآوری می‌شد دیگر به سرودن بسنده نکرد و به نمایش روی آورد. افراد مورد بحث در یادها زنده شدند و در شخصیتها تجسم یافتند. مقارن و همزمان با این کار اصول بر روی صحنه آوردن تعریف و منظم می‌گردد.

کمی بعد با افزایش تعداد کسانی که در نمایش شرکت می‌کنند زبانهای محلی و عامیانه فرانسوی، ایتالیایی، آلمانی خود را تحمیل می‌کنند. آنگاه دیگر به نمایش یک سلسله منظره‌ها در درون کلیساها و در برابر چشمان مؤمنانی که به نمایشگران تبدیل شده‌اند قناعت نمی‌شود و کارگردانانی متقی محلهایی را هم که وقایع در آنها رخ داده تجسم می‌بخشند این واقعیت در تاریخ نمایش مغرب زمین از بیشترین اهمیت برخوردار است، زیرا که در عین حال یک روحیه تازه غیر مذهبی، حتی سیاسی بر نمایشهای مذهبی گذر کرده است.

دیگر کشیشان برای اجرای نقشها کافی نیستند. افزارمندان، دانشجویان، افراد طبقه متوسط و نجیب زادگان همه با تیمار رایج ساختن فرموده‌های منجی وارد معرکه می‌شوند آنگاه نمایشها برای تجلیل مکانهای مقدس و نمایش معجزه‌ها و نشان دادن اجراهایی که بر زایران عتبات مقدس می‌گذرد نیز به کار می‌افتند و گاهی هم به تجدید حیات افسانه‌های، میراث ادبی عامه، که بسیار بر مسیحیت سبق دارد، می‌پردازند و در این زمینه همچون جمع وسیعی از نویسندگان نمایشنامه‌ها عمل می‌کنند که سر نخ هدایت کنندگان شهادت و رنج و مشقت مسیح است. این وضع به نظر من اولین شباهت جالب توجه با تعزیه را نمایان می‌سازد.

۱. ویلیام اُ - بیمن، ابعاد فرهنگی قراردادهای نمایشی در تعزیه، به نقل از: Ivar, Lassy .The Muharram Mysteries ... P.P. 283-84 ؛ [پیترچلکووسکی، همان‌کتاب، ص ۵۵].


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۶۵

.. نمایش مصائب و آلام مسیح، چنان که یاد آور شده‌ایم، اندک اندک پرستشگاه را ترک

می‌گوید تا در زی رواق یا در میدان نمایان شود.. ۰.

، در اینجاست که پی بردن به شباهتهایی که نمایش مصائب و آلام مسیح را به مکان‌های، نمایشی تعزیه مربوط می‌سازد اهمیت دارد.^{۱}

ادوارد براون می‌نویسد: «تنها نمایش بومی [در ایران ]که می‌توان نام برد همان تعزیه ایام محرم است و حتی مسلم نیست که در تعزیه هم اثری از تاترهای اروپایی وارد نشده باشد...»^{۲} به نظر وی، از بعضی وقایعی که در این تاریخ داخل شده معلوم می‌گردد که شیعیان ایران بدون اراده در برخی اعتقادات با مسیحیان شباهت دارند از آن جمله اعتقاد به شفاعت است که شهادت امام حسین (ع) را مثل عیسی برای طلب بخشایش گناه و شفاعت کردن در روز قیامت ضروری می‌دانند^{۲} تعزیه نمود ذوق و نیاز مردم ایران است چنانکه نمایش‌هایی نظیر آن با اندکی تفاوت در بعضی از کشورهای اروپایی وجود دارد مانند نمایش‌های دینی، میستر Misters یا نمایش‌های اخلاقی مرالیته Moralites که در قرون وسطی رواج داشته است.

در هندوستان بخشندگان ثروتمندی مانند پادشاه آوده ولکنو مبالغ قابل توجهی به عتبات کربلا و نجف هبه می‌کردند^{۲} در هند و به خصوص در لکنو مناره‌های مجللی بر پا می‌شوند که از حیث عالی بودن تزیینات و معماری ساختمان دست کمی از تکیه دولت ندارند و واقعه کربلا با تنوعهای مختلف محلی در آنها یادآوری و بازگوبی می‌شود همراه با مراسم بسیار پاکیزه‌ای که با قربانیهای بزرگ و هزینه‌های هنگفت برای ساختن علم و تابوت با برگزاری تعزیه ملازمت دارد، سنتی که به زمان امیر تیمور می‌رسد و برای سازمان دادن دسته‌ها بسیاری از اجزای نمایشی قدیمی و منظره‌های زنده را حفظ کرده است.^{۵}

سید حسین علی جعفری می‌نویسد: مراسم «تعزیه داری» نخستین بار به وسبله تیمورلنگ در هند معمول شد. امپراتوران تیموری این رسم را با جدیت رواج دادند و

۱. ر. ک. پیتروچلکووسکی، همان‌کتاب، صص ۱۸۴_۱۷۷.

۲. ادوارد براون، تاریخ ادبیات ایران، ترجمه رشید یاسمی، تهران: انتشارات ابن سینا، ۱۳۴۵، ص ۳۷۲. 3. همان، ص ۱۶۲.

4. H. Elegak, Religion and State in Iran. 1785-1906, PP, 237-238.

۵. ژان کالمار، همان‌کتاب، ص ۱۷۰، به نقل از: .N.J. Hollister


۱۶۶

سوگواریهای مدهبی در ایران

بتدریج موردپسند توده‌ها واقع شد و تظاهرات یا دسته روی، با تحریک شور و شوق عظیم مذهبی به صورت واقعه‌ای تماشایی درآمد.

از آنجا که «تعزیه» هند شبیه قبر امام حسین (ع) در کربلا است مورد احترام مسلمانان و غیر مسلمانان است امروزه تعزیه در هند به صورت هنری زیبا در آمده است ولی تعزیه‌ها از نظر طرح و اندازه در مناطق مختلف با یکدیگر یکسان نیستند، مراسم تعزیه در لکنو، حیدرآباد، کلکته، دهلی و... با یکدیگر متفاوت‌اند.

. مراسم «روضه خوانی» و «نوحه خوانی» (نقل نمایشی زندگی، کرده‌ها، رنجها، و محنت‌ها و مرگ شهدای شیعه و نوحه‌خوانی‌ها) از ایران به هند راه یافته‌اند. ابتدا به زبان فارسی نوحه‌خوانی می‌شد و حتی امروزه نیز نوشته‌های موجود به این زبان شیرین بخش مهمی از خطابه‌های مذهبی را تشکیل می‌دهد.

... از اولین روز محرم همه عزاخانه‌ها را به طرز خاصی با «علم»ها «تعزیه» و «ضریح» می‌آرایند. مجالس عزا در امام باره‌های بزرگ بر پا می‌شوند.^{۱}

میشل مزاوی در مقاله‌ای تحت عنوان تشیع و مراسم عاشورا در لبنان می‌نویسد:

.. اما راجع به خود تعزیه که این عمل در خلال سده‌های نوزدهم و بیستم از ایران به جنوب ...»

لبنان در مرکز آن در شهرک کوهستانی نبطیه وارد شده است.»

وی علت ورود این آیین نمایشی مذهبی را به جنوب لبنان محرومیت از حقوق اجتماعی ناشی از سیاستهای خشن حکومتهای عثمانی می‌داند. به سخن دیگر مردم محروم جبل عامل از استفاده سیاسی (کارکرد) از تعزیه و اجرای مراسم عاشورا بهره برده‌اند. به نحوی که امروزه حسین (ع) را مظهر فلسطین و یزید را مظهر صهیونیزم می‌دانند.

روی هم رفته تعزیه در کشورهایی رواج دارد که پیرو مذهب تشیع هستند به این سبب در هیچ یک از کشورهای سنی مذهب آیین نمایش مذهبی تعزیه که متضمن عینیت چگونگی شهادت امام حسین(ع) و خاندانش باشد، وجود ندارد. به این علت نمایش تعزیه و تظاهرات دسته جمعی سوگواری در میان آن دسته از ترکهای آذربایجان و قفقاز وجود دارد که پیرو مذهب تشیع می‌باشند.

۱. ر.ک. سید حسین علی جعفری، تعزیه هنر پیشرو ایران (تعزیه در هند)، ترجمه داود حاتمی، تهران: انتشارات علمی - فرهنگی، ۱۳۶۷، صص ۳۲۲-۳۱۵.


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۶۷

-

به گفته متین آند یکی از اشکال هنر نمایشی ترکیه قصه خوانی است که توسط «مداح» یا «قصه خوان»، که داستانهایش اغلب عبارت از وقابع مصیبت آمیز کربلاست، اجرا می‌شود. شبیه این شکل از نمایش «مرثیه» یا «نوحه» و دیگر شکلهای ادبی هستند که واقعه غم انگیز کربلا را در خاطر زنده می‌کند...۱.

کارکردهای تعزیه

تعزیه از انباشتگی اعمال آیینی به وجود آمده است که از کیفیتی انسانی برخوردارند. هدف اصلی آن دستیابی به دانش و تکامل روحانی از طریق اظهار دلبستگی و عشق به اشخاص متدین و مقدسی است که تحت تأثیر حوادث خاص اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و... شهید شده‌اند.

آیین سوگواری که به طرق توصیفی (هنر روایتی) و یا نمایشی (شبیه - تعزیه) برای امام حسین (ع) برگزار می‌شود در حقیقت عبارت است از سرزنش، نکوهش، لعن و نفرین بر ظالمان و تاکید بر حقانیت مظلومان نسبت به ظالمان. به سخن دیگر آیین‌های روایتی و شبیه سازی، نمایشی از عدل و انسانیت است. تعزیه (شبیه خوانی) برای اینکه بتواند به تقویت مبانی ایمانی پیروان امام حسین (ع) از طریق وحدت بخشیدن به وقایع حادثه کربلا بپردازد باید از طریق نمایش حوادث دلخراش واقعه کربلا به طرزی مؤثر بر درون افراد نفوذ کند تا علاوه بر اینکه بر مذاق تماشاگران و حاضران در صحنه خوش‌آیند باشد، موجبات انگیزش هیجانات عاطفی و مذهبی آنها را فراهم سازد.

تعزیه با شعائر دینی، اجتماعی، سیاسی، روانی، هنری و... ارتباط فراوان دارد از این روی با پیوند و انسجام آنها، که از عناصر نمادینی تشکیل شده‌اند، با روشهای از پیش تعیین شده، افراد و جامعه را منقلب می‌نماید. معمولاً این روشها شامل خنداندن، متأثر کردن، ترغیب نمودن، بالا بردن حساسیتها، ایجاد فکر برتر نسبت به ظالمان و... می‌باشند.

اینکه تعزیه با بسیاری از جنبه‌های زندگی روزانه هم مادی و هم معنوی همانندی دارد به این سبب است که می‌گوئیم تعزیه در کلیه فرهنگها از جایگاهی برخوردار است که معنویت

۱. ر.ک. متین آند، همان‌کتاب، صص ۳۳۹-۳۳۸.


۱۶۸

سوگواریهای مدهبی در ایران

و مادیت را در خود دارد به سخن دیگر و به گفته مایل بکتاش «نمایش مزبور حمایتی مشروط از مفهوم اختیار به عنوان (امر بین الامرین) بود که خواستار اختیار و آزادی انسان بود» و یا تعزیه وسیله یا ابزاری است برای کشف عوامل مادی و معنوی که در آن وجود دارد.

کارکرد اعتقادی تعزیه

تعزیه از طریق نمایش، واکنشهای درون پالایی را بر می‌انگیزد که فرآیند آن استحکام بخشیدن به مبانی عقیدتی و مذهبی تماشاگران و مجریان نمایش است.

این هنر روایتی و نمایشی از نظر مراسم و شعائر به تماشاگر این فرصت را می‌دهد تا تعهد خود را نسبت به امری عقیدتی که جزء لاینفک زندگی او محسوب می‌شود تجدید و تحکیم نماید. این امر عقیدتی تنها بعد مذهبی ندارد بلکه ابعاد سیاسی و اجتماعی، هنری و روانشناختی و... را شامل می‌شود.

سرگذشت خاندان آل علی (ع) با حوادثی که برای ایران بزرگ در طی تاریخ اتفاق افتاده است یکسان است، این سرزمین همیشه مورد هجوم اقوام گوناگون قرار داشته است ولی ایرانیها با برخورداری از وحدت فکری داخلی سنن یک فرهنگ بی‌همتا را تا امروز حفظ کرده‌اند. عمده‌ترین عامل ایجاد این وحدت و یگانگی تکیه و تعهد نسبت به شعائر و مراسم مذهبی (تشیع) بوده است.

در تعزیه ایرانی همه جا از تشیع و حقانیت علی (ع) و اولادش سخن به میان آمده است. اسلام بویژه تشیع، اذهان تعزیه گویان و تعزیه خوانان ایرانی را به خود مشغول داشته است. از اعیاد مذهبی مانند عید غدیر، بعثت پیامبر اسلام (ص) تا غصب خلافت حضرت علی (ع)، شهادت او و فرزندانش در برپایی و عرضه حوادث تاریخ مذهبی تشیع به صورت روایتی و نمایشی به تصویرکشیده می‌شود.

در متن تعزیه اسطوره‌های غنی مذهبی از زندگی حضرت آدم (ع) گرفته تا حضرت پیغمبر (ص) به صورتهای‌گوناگون مطرح شده است. طرح اسطوره‌ها گاه به صورت ایماء و اشاره و گاه مستقیم صورت می‌گیرد. همچنین قصص قرآن الهام بخش اشعار و حوادث تعزیه می‌باشند که نشانه کارکرد تعزیه در ترویج و اشاعه مبانی مذهبی است.

تعزیه یکی از عوامل آموزش سمعی و بصری اصول مذهبی و اخلاقی است و در این هنر


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۶۹

نمایشی به نحوی ملموس و زنده تاریخ مذهب و اصول مربوط به آن مطرح شده و واقعیت‌ها به صورت عینی در معرض دید افراد و تماشاگران قرار می‌گیرند. کسی که کافر است به جهنم می‌رود و کسانی که پیرو مذهب و اصول آن هستند و مروج حق و عدالت بوده‌اند پاداش عمل خیر خود را خواهند دید.

تعزیه از حوادث تاریخی مایه می‌گیرد و با توجه به ذات انکارناپذیر آن که مبارزه علیه ظلم و بیداد است به اوج می‌رسد به حدی که بدل به اسطوره شده و در اعماق وجود شیعیان نفوذ می‌کند.

کارکرد سیاسی تعزیه

تعزیه ریشه در حوادث تاریخی دارد از این روی یک آیین نمایشی تکوینی و تکاملی است به سخن دیگر، تعزیه خلق الساعه نیست بلکه متأثر از شرایط گوناگون تاریخی، مذهبی و سیاسی می‌باشد؛ به این سبب گفته می‌شود که پیدایی تعزیه به محیطی خاص تعلق دارد، محیطی مذهبی که جنبه‌های ملی به خود گرفته باشد از این روی مایه اصلی آن مذهب تشیع است که معتقدان به آن در ایران زمین به سر می‌برند.

در طی تاریخ، حوادثی بر طبقه ضعیف و ناتوان جامعه وارد شده است و از طریق قدرتمندان، زمین‌داران و حکام تحت ستم قرار گرفته‌اند؛ آنان تحت تأثیر القائات قدرتمندان وضع موجود را منبعث از سرنوشت و مقدرات خویش می‌دانستند. آنها باید ابزاری را برای ابراز وجود و اعتراض در مقابل وضع موجود به دست می‌آوردند؛ حرکت نظامی و مبارزه مسلحانه برای مردم فقیر امکان پذیر نبود. بنابراین آنها از طریق رسوم و آداب مذهبی و در پناه مذهب توانستند به انتقاد و اعتراض از مظالم وارد بر خویش دست یازند. پس بزید ستمگر و حسین (ع) و بزرگواریهایش به عنوان نمادهای ظلم و عدالت در جامعه مطرح شدند و شرح حوادث و مصائبی که بر امام حسین (ع) و یارانش وارد آمده بود؛ به صورت وسیله و ابزاری برای ذکر مصائب و تلخی‌های زندگی روزمره مردم تحت ستم مورد استفاده قرار گرفت.

مردم در این جریان از نفرین، لعن، ناله، مبارزه، گریه، عدالتخواهی، شهادت، مردانگی و... سخن می‌گفتند و اولیاء و اشقیاء را به صفت‌هایی که متصف بودند؛ مطرح می‌کردند.


۱۷۰

سوگواریهای مدهبی در ایران

تعزیه و سوگواری خاندان علی (ع) و فرزندانش ابزاری برای تجلی رنجها، گریه‌ها و ظلمهای متعددی شد که در طی تاریخ بر مردم فقیر و ناتوان جامعه وارد شده بود زیرا در تعزیه میان فساد حکومتی و تخطئه آن، تشبیه یزید با حکمرانان زمان و نفی ستمگری و بی عدالتی همراه با برانگیختن احساسات مردم در قالب بیان حوادث مذهبی امکان می‌یابد و امکان مقایسه و تطبیق را فراهم ساخته و حکمرانان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

نمایش خشونت اشقیاء نسبت به اولیاء در یکی از مجالس تعزیه فرهنگسرای خاوران ۱۳۷۲

تعزیه و سوگواری در هر حالتی می‌تواند زمینه را برای حرکت‌های آینده مردم علیه جباران و زورگویان فراهم سازد به این سبب است که گاه حکمرانان در قالب حرکت ظاهراً مردمی در اجرای آیین‌ها و مناسک مذهبی با مردم همراهی می‌کنند و پس از مدتی محتوای حقیقی آن را حذف و آن را به یک رسم سرگرم کننده تبدیل می‌کنند به سخن دیگر دخالت


انواع سوکواری و ساختار آن در ایران

۱۷۱

حکمرانان وحدت روح و فلسفه تعزیه و سوگواری را تضعیف کرده و آن را بدل به یک آیین دولتی می‌کند.

«... در ابتدای دوره قاجاریه تعزیه به دلیل حمایت شاهان و نیز طبقه جدید مرفه و بازرگانان و سیاسیون دامنه‌دارتر شد این پشتیبانی تنها یک حمایت خالص از نمایش نبود بلکه نیز وسیله‌ای برای به دست آوردن وجاهت ملی بود... . در دوره قاجاریه طبقه مادون چون پدیده‌ای مذهبی و طبقه مرفه همانند تفنن و تجمل از آن حمایت می‌کردند تا در دوره ناصرالدین شاه به اوج توسعه و شکوه خود رسیده است.»

استفاده ابزاری از تعزیه و سوگواری حسین (ع) و اولادش موجب رقابت و هم چشمی، بین اشراف گردید به نحوی که هر یک از آنها در تزئین هر چه بیشتر طاقنمای خود می‌کوشیدند و آثار و عتیقه‌های گوناگونی، که هر کدام را از یک گوشه دنیا آورده بودند، به در و دیوار طاقنمای خود می‌آویختند تا شأن خود را به دیگران یادآوری‌کنند.^{۱} روی هم رفته می‌توان کارکردهای سیاسی تعزیه را چنین خلاصه کرد: ۱. تقابل نیروهای متضاد از لحاظ مادی و معنوی 2. کشمکش بین نیروهای خیر و شر یا ایمان و کفر

۳. قیام علیه حکومت‌های غیر مردمی و وابسته و دست نشانده ۴. ایستادگی در مقابل ظلم حکومت‌ها.

کارکرد آموزشی و پرورشی تعزیه

تعزیه دارای دو کارکرد آموزشی و پرورشی است.

در بخش آموزش دو گروه تعزیه‌خوان و تماشاگر مورد توجه قرار می‌گیرند. تعزیه خوانان چون باید بر نسخه‌ها یا اشعار و کلام تعزیه مسلط باشند؛ قوت حافظه در حفظ مطالب مربوط به نقش فرد اهمیت خاصی دارد، همچنین روخوانی نسخه‌ها، مطالعه منابع و اسنادی که معلومات آنها را در مورد حوادث تعزیه افزایش دهد (اعم از اولیاء و اشقیاء) از جمله مهارتهایی است که آنها در نتیجه تمرین و اجرای نقش به دست می‌آورند. علاوه بر اینها

۱. ر. ک. بهرام بیضایی، همان‌کتاب، صص ۱۳۳-۱۲۳.


۱۷۲

سوگواریهای مدهبی در ایران

آشنایی با فن بیان و شیوه‌های ادای‌کلام در حالات و شرایط مختلف، تقلید صحیح حرکات، آشنایی با نواها و دستگاه‌های موسیقی، مناسب خوانی و رجزخوانی، آگاهی از جنگ افزارها و انواع لباسها و استفاده از آنها در شرایط خاص از جمله مهارتهایی است که شبیه خوانان باید از آنها برخوردار باشند. کسب این آگاهی‌ها و مهارت‌ها از جمله کارکردهای آموزش فردی تعزیه است.

تماشاگران و شرکت کنندگان در تعزیه مستقیماً و بدون واسطه شاهد وقوع حوادث تاریخی و مذهبی مختلف قرار می‌گیرند از این روی به عنوان یک ابزار عمده آموزشی، سمعی و بصری آشنایی لازم را نسبت به شرایط تاریخی جامعه و خصوصیات خیر و شر افراد پیدا خواهند کرد. بنابراین الگوپذیری از طریق ارتباط مستقیم با حوادث برای آنها امکان‌پذیر می‌گردد.

در بخش پرورشی تعزیه، جوانان و تماشاگران با صفات نیک و بد افراد، بی عدالتی و ظلم و... مستقیماً آشنا می‌شوند و با استناد به الگوهای مذهبی و ملی رفتار و کردار خود را تنظیم و تصحیح می‌کنند.

انتخاب شخصیت‌ها برای اجرای شبیه اولیاء متضمن خوش نامی، تقوا، تدین، عدل و مردمی بودن افراد است؛ افرادی که در این زمینه ایفاء نقش می‌کنند در جریان زندگی عادی خود مکلف به رعایت اصولی هستند که در شخصیت‌های واقعی اولیاء وجود داشته است. در این زمینه حتی کسی که نقش اشقیاء مثل شمر را ایفاء می‌کند در اشعار و کلام خود از اینکه چنین نقشی به آنها واگذار شده اظهار شرمندگی می‌نماید و در حین اجرای نقش اشک می‌ریزد. و گاه با تأثر شعر زیر را می‌خواند: نه من شمرم ایا یاران شبیه اوست می‌خوانم

خدا لعنت کند شمر و سنان و خولی کافر

عمده‌ترین کارکرد پرورشی تعزیه نزاکت اخلاقی، سلامت روانی و پرهیز از محرمات و اشتهار به فتوت و شهامت است. چنانچه شبیه خوانی به عللی از این صفات دور افتاده باشد از اجرای نقشهای مربوطه معاف می‌شود که نوعی تحقیر و تخفیف شخصیتی محسوب می‌گردد.

کارکردهای هنری تعزیه


انواع سوکواری و ساختار آن در ایران

۱۷۳

تعزیه حرکات نمایشی است که با هیچ نمایش دیگری قابل قیاس نیست و این از طبیعت و مختصات آن ناشی می‌شود. تعزیه انعکاسی از نیازهای روانی، سیاسی، تاریخی، فرهنگی و... جامعه است از این روی ترکیبی از عناصر تشکیل دهنده مادی و معنوی است که مردم متدین با آن آشنا هستند و آن را به عنوان یکی از عناصر یا ترکیبهای فرهنگی عمده قومی ملی و مذهبی خویش قلمداد می‌کنند.

اجرای چنین مجموعه پیچیده‌ای متضمن استفاده از عوامل و ابرازهای متعدد و متنوعی است که با یکدیگر ارتباط فونکسیونل داشته باشند به این سبب و بنابر نظر محققان و متخصصان هنرهای نمایشی تحقق کارکردهای متعدد و متنوع تعزیه متضمن کارکردهای سنجیده و منسجم هنری آن است.

عناصری که در این کارکرد نقش دارند، نقل و روایت، حرکات موزون و مناسب، لباس، ابزارهای رزمی، رنگها، نقاشی، شعر، موسیقی، اشک، ناله، فغان، فریاد، سکوت و... است. تعزیه جنبه‌ای از هنر روایتی است که به موجب آن حوادثی را که برای مقدسین رخ داده است دوباره زنده می‌کند ولی نباید تصور کرد که تعزیه فقط محدود به هنر روایتی است. تعزیه بر بازیگران و تماشاگران در هنر زنده نیز تأثیر می‌گذارد. تکرار و بازگو کردن دوباره واقعه کربلا قسمتی از ادبیات، نقاشی، شعر و موسیقی ما را تشکیل داده است.

در صدر اسلام بویژه در دوره بنی‌امیه، گروهی از نقاشان ایرانی درصدد برآمدند تا به سبک نقاشی دیرینه ایرانی که ملهم از مکتب مانی بود؛ از نقاشی برای تبلیغ ایدئولوژی اسلام بهره‌گیری نمایند از این روی به ترسیم تابلوهایی از چهره پیامبر (ص) و معصومین مورد اعتقاد شیعیان پرداختند. بعد از واقعه کربلا بازسازی خیالی حوادث مربوط به آن و نمایش مبارزه قهرمانانه امام حسین (ع) با اشقیاء مورد توجه نقاشان قرار گرفت که همراه با نقالی و ذکر مصیبت بود بدین ترتیب کاربرد نقاشی در نمایش حوادث و رخدادهای کربلا و ذکر مصیبت به عنوان مهمترین ابزار نمایشی در تعزیه و سوگواری میزان تاثیر گذاری این هنر نمایشی را مضاعف ساخت.

هنر نقالی و شکل دیگر آن که هنر پرده خوانی نامیده می‌شود از فرایندهای تکاملی نقاشی است که در زنده کردن حوادث و افزایش تأثیر آن بر تماشاگران و مخاطبان افزوده است. پرده خوانی ضمن اینکه زمینه مناسبی را برای ابراز مهارت فنی هنرمندان فراهم


۱۷۴

سوگواریهای مدهبی در ایران

می‌سازد در عین حال یکی از اسبابهای ضروری هنر تعزیه یا شبیه گردانی محسوب می‌شود. به سخن دیگر هنر شبیه خوانی را می‌توان از فرآیندهای تکاملی هنرهای نقاشی، نقالی و پرده گردانی دانست زیرا سرانجام آن نمایش و بازسازی دوباره وقایع کربلا به صورت زنده است.

میزان تأثیر گذاری هنر زنده و بازسازی مجدد حوادث کربلا بدان سبب است که عامه مردم وقایع کربلا را به رأی العین می‌بینند و در خاطره آنها تثبیت می‌شود.

کارکرد رنگ در نمایش نقش و منزلت شخصیتهای تعزیه پارک لاله - تهران ۱۳۷۲

رنگ در مجالس تعزیه مفهوم خاص خود را دارد. تضاد و تقابل رنگ‌ها شیوه سوگواری و انواع مختلف آن را نشان می‌دهد. رنگها نماد سیه رویی، تیره بختی، شقاوت، مهر و ظلم اند.

رنگ‌های سفید، سربی، سیاه و سبز مورد استفاده موافق خوانان قرار می‌گیرند.


انواع سوکواری و ساختار آن در ایران

۱۷۵

رنگ سفید نمادی از آرامش، صلح و صفا و بی نیازی است، رنگ سبز نشان دهنده ثبات شخصیت، صفات نیک اخلاقی، اراده، پشتکار، استقامت، طراوت و بخشندگی است. رنگ سیاه نمایش مرگ و نفی همه چیز است. در بین لوازم و پوشاکی که شبیه خوانان مورد استفاده قرار می‌دهند کفن به رنگ سفید و نماد مرگ قریب الوقوع است. مفهوم رنگ قرمز مقابل رنگ سبز است که نمایش ناپاکی، شقاوت و سنگدلی است.

کاربرد انواع رنگ‌ها در تعزیه با توجه به مفاهیم آنها معرف خصوصیات شخصیتی فردی است که آن را به کار برده است. در بین افرادی که در تعزیه حضور دارند افرادی دیده می‌شوند که در پیوستن به امام حسین (ع) دچار تردید و دو دلی بوده‌اند از این روی از رنگ زرد استفاده می‌کنند (مثل حر).

حضور برخی شخصیت‌های ناشناخته در تعزیه موجب استفاده از ماسک، صورتک، نقاب و مجسمه‌های نیم تنه می‌شود که نمادی از شخصیت‌های مقدس و مورد احترام و یا پرندگان است.

شعر یکی دیگر از عناصر عمده تعزیه است که ترکیبی از هنر روایتی و نمایشی است؛ در آغاز، شعر در تعزیه عامیانه فاقد قافیه و سبک بود ولی به تدریج از اوزان عروضی و صناعات ادبی بهره گرفت. عمدتاً شعر تعزیه مرثیه است که تألمات روحی و مصائب نمایش را بازگو می‌کند. زبان شعری تعزیه اکثراً ساده و روان است. و بدان سبب است که نه تنها تعزیه مورد استقبال عوام قرار گرفته است بلکه اکثر تعزیه خوانان کم سواد بوده‌اند به این سبب نسخه‌های تعزیه را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد:

یکی آنهایی که به وسیله افراد باسواد و آشنا به صناعات ادبی ساخته و تألیف شده‌اند که در آن صورت از نظم و ترتیب درستی برخوردارند، ابیات و قطعات مناسبی انتخاب شده‌اند، اوزان و بحرها با موارد و حالات و حرکات و گاه با موسیقی گفتار هماهنگ و متناسب هستند.

دسته دیگر اشعار و نسخه‌هایی که به وسلیه افراد ناآشنا به اوزان و صناعات ادبی ساخته و تألیف گردیده‌اند از این روی ساده، عامیانه، سست و گاهی مبتذل هستند.

موسیقی سنتی ایرانی - بر خلاف موسیقی غربی که از طریق نت نویسی به نسلهای آینده منتقل شده - سینه به سینه به نسل کنونی منتقل شده است که در جریان این امر تعزیه و


۱۷۶

سوکواریهای مدهبی در ایران

سوگواری نقش عمده‌ای را به عهده داشته‌اند. موسیقی تعزیه از دو جهت قابل بررسی است یکی موسیقی آوازی و دیگری ابزار و وسایل موسیقی، موسیقی آوازی با شعر تعزیه توأم است و هر یک از شبیه خوانان (موافق یا مخالف خوانان) مایه و دستگاه موسیقی خاص خود را دارند. موافق‌خوانان باید از صدایی گرم، لطیف و دلنشین برخوردار باشند و طرز خواندن آنها باید به شیوه‌ای باشد که با قوانین و مهارتهای موسیقی ایرانی مطابقت داشته باشد.

مخالف خوانان که مورد لعن و نفرین قرار می‌گیرند باید موسیقی خاصی داشته باشند تا شقاوت و جسارت آنها را بیشتر نشان دهد و مظلومیت و بی گناهی موافق خوانان را مسجل سازد. آنها با صدایی بلند، پرخاشجو و با آهنگ اشتلم به رجزخوانی می‌پردازند و شقاوت و خشونت خود را به نمایش می‌گذارند.

ابزارها و وسایل موسیقی در تعزیه نقش کمکی دارند و برای مضاعف ساختن تأثیر مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرند. در صحنه‌های مختلف تعزیه از ابزارهای متفاوتی استفاده می‌شود مثلاً در صحنه‌ها و وقایع حزن آور از نی، قره‌نی و شیپور استفاده می‌شود. طبل در قطعیت دادن و پیش بینی وقایع کاربرد دارد.

روی هم رفته ابزارهای موسیقی که در تعزیه مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارت‌اند از: شیپور، نی، قره نی، طبل، دهل، کرنا و سنج.

برای هر یک از موافق خوانان به نسبت شأن و منزلت آنها آهنگ خاصی نواخته می‌شود مثلاً برای حضرت عباس موسیقی حماسی، برای علی اکبر و قاسم «چهارگاه» «سه گاه» و «اصفهان» نواخته می‌شود.

برای امام حسین (ع) آهنگهای سنگینی که میزان حزن آوری آن زیاد و امید و آرامش را القاء می‌کند نواخته می‌شود. در موقع اجرای نقش شبیه خوانان وقتی صحنه نبرد تن به تن بین موافقان و مخالفان به نمایش در می‌آید سنج نقش عمده‌ای را به عهده دارد زیرا صدای سنج برخورد شمشیرها را القاء می‌کند.

شادروان روح الله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران چنین آورده است:

«در تعزیه موسیقی از راه آواز، نقش بزرگی بر عهده داشت زیرا خواننده خوش آواز بهتر می‌توانست در دل تماشاچیان و عزاداران رخنه کند. بنابراین جوانهایی که صدایی گرم و


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۷۷

خوش آهنگ داشتند برای نقشهای تعزیه انتخاب می‌شدند و مدتی نزد تعزیه خوانهای استادی که دستگاه موسیقی ایرانی را می‌دانستند بودند و از ردیف و گوشه‌های آوازها به خوبی اطلاع داشته و طرز خواندن صحیح را مشق و تمرین می‌کردند تا بتوانند اشعار را به ترتیب درست و مناسب ادا کنند. به همین جهت خوانندگانی از مکتب تعزیه در آمدند که در فن آواز خوانی به مقام هنرمندی رسیدند.»

استاد ابوالحسن صبا، موسیقی‌دان برجسته ایرانی، می‌نویسد: «تاکنون تعزیه بوده که موسیقی ما را حفظ کرده است...

موسیقی یکی از ارکان تعزیه است که نقش عمده‌ای در برپایی، تشکیل و روند و ضرب و آهنگ نمایش دارد و به بازیگران در ادای صحیح و زیبای نمایش کمک می‌رساند... .» کارکرد روانی تعزیه

ارتباط و پیوستگی حوادث و رخدادهای کربلا با مبانی اعتقادات درونی شبیه خوانان و تماشاگران هیجانات و تأثرات عاطفی را در پی دارد که فرایند آن عکس العمل همه افراد و گروه‌های مجری و حاضران در مراسم است این عکس العمل‌ها به صورت ناله، گریستن، فریاد، لعن و نفرین، دست بر سر و صورت زدن و ابراز انزجار و تنفر نسبت به اشقیاء است. با آنکه مجریان و حضار در مجلس تعزیه از چگونگی حوادث و سرانجام آن آگاهی کامل دارند ولی آنچنان از لحاظ روانی جذب نحوه اجرای تعزیه می‌شوند که گاه از خود بی خود شده و عکس العملهای شدید عاطفی نشان می‌دهند. این جذبه و شیفتگی موجبات آرامش روحی و تهذیب روانی نیز می‌گردد زیرا ضمن تحسین از شجاعت و روحیه تسلیم ناپذیری اولیاء در مقابل اشقیاء رفتار و خصوصیات آنها به عنوان الگوهای مطلوب اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی و سیاسی گزینش شده و روحیه ظلم ستیزی و عدالتخواهی را در افراد تقویت می‌کند علاوه بر این بسیاری از زنان و مردان شرکت کننده در مراسم تعزیه حوادث و رخدادهای نامطلوب زندگی خود را با آنچه که برای امام حسین (ع) و خاندانش اتفاق افتاده مقایسه و مشابهت‌های آنها را درک می‌کنند، در نتیجه زمینه روانی برای تسلی خاطر آنها فراهم می‌گردد به سخن دیگر مقایسه رنجهای افراد با مصیبت‌های وارده بر اولاد علی (ع) از شدت اندوه و رنج آنها می‌کاهد.

تعزیه نیازهای روانی - رفتاری انسان را در فضای محدود کربلا و حوادث مربوط به آن به


۱۷۸

سوکواریهآی مدهبی در ایران

صورت مقدس بیان می‌نماید. حضار و تماشاگران خود را در غمها، شادیها، شکستها، ناکامیها و موفقیتها شریک می‌دانند و با پذیرش آنها از فراغت و آسودگی خاطر برخوردار می‌گردند.

اکسب الگوهای رفتاری اولیاء و تقدیس آنها فرد را از دنیای محدود تصورات و تخیلات آزار دهنده خویش فارغ می‌سازد و او را به سوی آزادی و آزادگی و رهایی از قید و بندهای دنیای مادی هدایت می‌کند فرآیند این جریان حرکت به سوی فروپاشی مبانی خود خواهی و خودکامگی و نیل به انسانیت انسان است.

نمایش چگونگی تأثیر روانی تعزیه بر تماشاگران فرهنگسرای خاوران - تهران ۱۳۷۲

انواع سمبل‌ها و نمادهایی که در تعزیه مورد استفاده قرار می‌گیرند با آنکه به سبب محدودیت مکانی در فضایی محدود و به سرعت نمایش داده می‌شوند ولی تماشاگران را به پهنه تاریخ و حوادثی که در سده اول هجری قمری رخ داده است می‌کشانند میزان اثرپذیری،


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۷۹

اجرا به حدی است که فرد خود را در صحنه احساس می‌کند و از اینکه توانایی مقابله با اشقیاء را نداشته و زمان را از دست داده است رنج می‌برد و آرزو می‌کند که ایکاش در زمان و قوع حادثه حضور داشت و از خاندان علی (ع) حمایت می‌کرد.

رنگها، لباسها، اشعار، صدای طبل، سنج، نی و... هر یک نماد یکی از صحنه‌های تعزیه است که هیجانات عاطفی و روانی حاضران و مجریان صحنه‌ها را در پی دارد.

در زمینه ارتباط روانی - عاطفی تعزیه و ایجاد انگیزشهای عاطفی در شبیه خوانها و تماشاگران استاد فقیه دکتر محمد جعفر محجوب در مقاله «تأثیر تئاتر اروپایی در تعزیه ایران» می‌نویسد:

«... مشارکت در تعزیه ثواب دارد مع هذا کمتر کسانی داوطلب ایفای نقش‌های اشقیاء بودند. در این زمینه داستان شیرینی بر سر زبان‌هاست:

در دربند قفقاز هیچکس راضی نبود که در نقش شمر ظاهر گردد. تعزیه گردانها سرانجام پس از جستجوی بسیار عمله‌ای روسی را پیدا کردند که کمی فارسی می‌دانست و در ازای مبلغی حاضر به ایفای نقش قاتل امام حسین (ع) شد. تعزیه گردانها با در نظر گرفتن وضع کارگر روس تا آنجا که ممکن بود نقش شمر را کوتاه کردند، در واقع او می‌بایست لباس شمر بر تن کند و کنار تغاری که نشانه رود فرات است بنشیند و نگذارد کسی به آب نزدیک شود. وقتی نوبت به بازی او رسید عمله لباس شمر بر تن کرد و شلاق به دست کنار تغار ایستاد. کودکان و یاران امام حسین (ع) یک به یک سعی کردند به آب دسترسی حاصل کنند که عمله ،

،.. شخصی که شبیه امام حسین (ع) را بازی می‌کرد

با مواظبت تمام آنان را دور نگهداشت...

پیرمرد محترمی بود. هنگامی که وی به آب نزدیک شد تعزیه گردان با کمال تعجب دید که عمله به رغم فرامین نقش خود به هیچوجه سعی‌ای برای جلوگیری وی از دسترسی به آب نمی‌کند بلکه در عوض به او می‌گوید که بدون ترس و دلواپسی از آب بنوشد. تعزیه گردان به او تشر زد که نگذارد پیرمرد به آب نزدیک شود ولی عمله موقرانه پاسخ داد «بگذار بخورد پیرمرد است.»

این واقعه باعث شگفت و حیرت حاضران نبود و باعث خنده نیز نشد بلکه بر عکس محرکی قوی برای بیشتر و جدی‌گریستن بود. تماشاگران با هق هق گریه می‌گفتند «ببین شمر چقدر لئیم و بد ذات است، نه به اطفال رحم کرد و نه به امام حسین که نوه پیامبر بود، اما


۱۸۰

سوگواریهای مدهبی در ایران

مردک لامذهب روسی به محض اینکه ریش سفید آن شبیه خوان را دید به او رحم آورد و اجازه داد که عطش خود را فرو بنشاند».^{۱}

همه نیازهای بشری اعم از عشق، محبت، خوراک، پوشاک، لوازم زندگی، سیر و سفر و جنگ و ... در تعزیه وجود دارد. قهرمانانش به ساده‌ترین شکل زندگی می‌کنند و به ساده‌ترین روش نیاز، احساس، شوق و ترس خود را ابراز می‌دارند و چه بساکه تعزیه‌ها از این راه نقبی شگرف به درون جامعه می‌زنند و با مردم محروم ارتباطی منطقی و لطیف و پر از همدردی و دلچسب و در عین حال استوار برقرار می‌نمایند.

ارتباطی که تعزیه با نیازها و آرمانهای تماشاگران برقرار می‌سازد زمینه بسیار مهم و با ارزشی را برای مشارکت دو جانبه شبیه خوانان و مردم فراهم می‌آورد به نحوی که همسرایی و مشارکت آنها را در حوادث و رخدادها به صورت یک مجموعه واحد که از وحدت عرفانی و روانی برخوردارند در می‌آورد.

روی هم رفته کارکردهای روانی تعزیه را می‌توان اینچنین خلاصه کرد: ۱. شریک شدن در غم و شادیهای دیگران ۲. نیل به یک فراغت ذهنی ۳. نفی زشتیها و بدیها

۴. الگوپذیری از رفتار و خصوصیات اولیاء

۵. درک مفهوم علائم و نشانه‌هایی که در تعزیه به کار می‌روند

۶. ایجاد وحدت عاطفی و روانی بین دو گروه شبیه خوانان و تماشاگران.

عوامل سازنده تعزیه

تعزیه یک عامل یا یک پدیده مجرد نیست بلکه مجموعه‌ای دلپذیر، شیرین و غنی است که از پیوند چند عامل ذوقی، عاطفی، اجتماعی، سیاسی و... به وجود آمده است. به این سبب می‌توان آن را از سایر پدیده‌های اجتماعی مجزا ساخت.

پدیده پیچیده تعزیه برای تحقق کارکردهایش باید عناصر و ابزارهای مختلف مادی و معنوی

۱. محمد جعفر محجوب، همان‌کتاب، ص 199.


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۸۱

را به کار گیرد تا ضمن اینکه از انسجام و پیوستگی لازم به عنوان یک کل برخوردار می‌شود نیل به هدفها و کارکردهایش امکان پذیر گردد. عوامل عمده سازنده تعزیه عبارت‌اند از: ۱. شعر

مبنای گفتگوهای تعزیه شعر است. به سخن دیگر متن تعزیه شعر است که از سبکهای مختلفی که با خصوصیات شخصیت اولیاء و اشقیاء هماهنگی دارد برخوردار است. ۲. نقالی

نقالی هنری است که طی آن نقال شعر یا داستانی را با همه وجود و با استفاده از همه استعدادها، اعضاء و اندام خود برای گروهی از افراد نقل و روایت می‌کند.

نقالان از هوشی سرشار، کلامی نافذ، توانایی در تغییر حالات، صدایی خوش، بینشی اجتماعی و... برخوردارند.

نقالی در ایران سابقه طولانی دارد. فردوسی از نقالان به نام «دهقان» یاد کرده است. نقالان در قهوه‌خانه‌ها به ذکر حوادثی که در شاهنامه آمده است می‌پردازند و مردم ساعتها به تماشا و شنیدن حرکات، اصوات و روایات آنها گوش می‌دهند. ۳. سخنوری

هنر سخنوری برای گفتگو با خصم و محکوم ساختن او کاربرد دارد. تعزیه هنر نمایشی، گفتگو است که محاوره و گفتگوی بین دو فرد اعم از دوست و دشمن متن اصلی آن را تشکیل می‌دهد. شبیه خوانان باید از هنر سخنوری به نحو مطلوبی برخوردار باشند تا در گفتگو و محاوره بتوانند پیام تعزیه را به درستی به تماشاگران منتقل نمایند. ۴. موسیقی

موسیقی چه به صورت مخالف یا موافق خوانی نقش عمده‌ای را در تعزیه ایفا می‌کند. هر یک از افراد و شخصیت‌های تعزیه از شعر و آهنگ خاصی استفاده می‌کنند.

عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من می‌نویسد: «... هر موالف خوان در تعزیه آوازها و مایه‌های موسیقی مخصوص به خود را باید حفظ می‌کرد. امام خوانها آوازهای خود را بیشتر در مایه‌های متین مثل پنج گاه، رهاوی و نوا می‌خواندند. حضرت عباس چهارگاه می‌خواند، حر عراق می‌خواند... .

... در سؤال و جواب رعایت تناسب آوازها با یکدیگر شده مثلاً اگر امام یا عباس در


۱۸۲

سوگواریهای مدهبی در ایران

سؤالی و جوابی، امام شور می‌خواند عباس هم باید جواب او را در مایه شور بدهد...». به طور کلی موسیقی در تعزیه نقشهای زیر را ایفا می‌کند:

۱. پز کننده خلاء است. ۲. به اصوات شکوه و اقتدار می‌بخشد. ۳. معرف موقعیت‌ها و صحنه‌ها است. ۴. هماهنگ کننده است ۵. تشدید کننده آثار روانی، اجتماعی، سیاسی و اعتقادی است ۶. حالت القاء کننده دارد. ۷. مجسم کننده صحنه‌های شکست، پیروزی، غم و شادی است. ۵. سوگواری

تعزیه با آنکه جنبه نمایشی حیرت انگیزی دارد ولی جنبه‌های سوگواری خود را که عبارت است از حفظ و بزرگداشت شهادت بزرگان دین، حفظ کرده است. به این سبب دوستداران خاندان علی (ع) به شدت تحت تأثیر این مراسم قرار می‌گیرند و عکس العملهای متفاوتی از خود نشان می‌دهند. ر پرده‌داری

مراد از پرده‌داری شمایل گردانی است که منظور از آن نمایش تصاویر بزرگان دین و ترسیم حوادث و اتفاقاتی است که در دوران زندگی آنها رخ داده است. پرده داران ابتدا پرده نقاشی را با پارچه سفیدی می‌پوشانند و ضمن اینکه به شرح و روایت حوادث می‌پردازند کم کم پارچه سفید را بنا بر مقتضای داستان کنار می‌زنند تا همان حادثه معین در تصویر دیده شود.

تصاویر پرده‌ها بر حسب شکل و منزلت افراد ترسیم می‌شود. قیافه اشقیاء بد، کریه و ناهنجار و چهره اولیاء در هاله‌ای از نور قرار می‌گیرد. ۷. اشیاء

دو دسته از اشیاء در تعزیه مورد استفاده قرار می‌گیرند. یک‌دسته اشیاء عینی مانند شمشیر، سپر، کلاه خود، سنج، اسب، کرنا، خنجر، مشک آب، زره و نیزه.

دسته دوم اشیاء تزیینی و سمبلیک مانند حجله قاسم، کبوترهای تیرخورده، علم، کتل، نعش، تشت آب (سمبل رودخانه فرات) و... .

انگیزه اساسی استفاده از اشیاء فوق پیوندی است که بین آنها و حوادث و مصائب کربلا

1. عبدالله مستوفی، همان‌کتاب، ج 1، ص 289.


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۸۳

برقرار می‌کند تا بدینوسیله عظمت و اهمیت فاجعه را به تماشاگران القاء نماید. ۸ فقدان فاصله با تماشاکر

چه در تعزیه‌های میدانی (ثابت) و چه در تعزیه‌های سیار صحنه‌ها در میان مردم اجرا می‌شوند و هیچگونه فاصله‌ای وجود ندارد. همه شبیه خوانان در صحنه حضور دارند و هر کس به نوبت به صحنه می‌آید و نقش خود را ایفاء می‌کند مهمترین مطلب آن است که تماشاگران شبیه خوانان را به خوبی می‌شناسند حتی با خصوصیات شخصیتی، اجتماعی - اقتصادی آنها آشنابی کامل دارند. ۹. ایمان و اخلاص

تعزیه پیام‌آور اعتقاد، ایمان، ظلم ستیزی، تهذیب اخلاق و... است بنابراین کسانی که در جامعه معروف به فساد، فسق و فجور، تبهکاری و عمدتاً نابهنجاری‌های رفتاری می‌باشند؛ در تعزیه جایگاهی ندارند. به سخن دیگر شبیه خوانان باید واجد تمام صفات پسندیده و حمیده باشند.

۱۰. مسائل سیاسی -اجتماعی و روانشناختی

تعزیه نمایش ستیزی است که بین ایرانیان و دشمنان خاندان علی (ع) و سرزمینشان اتفاق افتاده است این امر نه تنها در مبارزه با بیگانگان مؤثر می‌باشد بلکه در شکل‌گیری مبارزات داخلی علیه حکام ظالم و ضد مردمی مورد استفاده قرار گرفته است. صحنه‌های، مختلف تعزیه که در آن از استعدادها و توانایی‌های افراد برای انتقال پیام نافذ حوادث کربلا، استفاده می‌شود در تقویت روحیه ظلم ستیزی و اثرگذاری پر تماشاگران نقش عمده‌ای را ایفاء می‌کند که معرف جنبه‌های روانشناختی تعزیه است.

ویژگی‌های تعزیه

تعزیه تنها پدیده نشان دهنده یک حادثه یاروایت یک رخداد مذهبی نیست بلکه محور اصلی آن نمایش، ماجرای تسلیم و زندگی در برابر پایداری و مرگ است. جنگ خیر و شر یا حق و ناحق و پایمردی و ایستادگی برای اعتقاد به عدالت و ظلم ستبزی و آزادی انسان از هر

۱. ر.ک. صادق همایونی، همان‌کتاب، صص ۱۵۹-۱۴۹.


۱۸۴

سوگواریهای مدهبی در ایران

قید و بندی است.

قهرمانان تعزیه نشان می‌دهند که نابودی و مرگ را بر تسلیم پذیری در مقابل ظالمان و غاصبان ترجبح می‌دهند.

تعزیه در سنت نمایشی از جایگاه خاصی برخوردار است که می‌توان ویژگی‌های آن را به ترتیب زیر طبقه بندی کرد:

۱. تعزیه یک سنت نمایشی است که موجودیتی زنده و خاص دارد از این روی از قابلیت انعطاف و اصلاح پذیری برخوردار است مثلاً در نمایش‌های امروزی متن‌های تعزیه مورد جرح و تعدیل، بازنویسی و اصلاح قرار می‌گیرند بنابراین هم قبل از اجرا و هم ضمن آن متن‌هایی به آن اضافه می‌شود به سخن دیگر سلسله وقایع نمایشی در قالبی واحد و منسجم می‌تواند کم یا زیاد شود.

۲. در تعزیه وقوع حوادث بر اساس ترتیب بسیار دقیقی که بین آنها وجود دارد صورت می‌گیرد، هر حادثه‌ای که مطرح می‌شود ضمن اینکه با گذشته مرتبط است حوادث آینده را نیز یادآور می‌شود. مثلاً در شهادت امام حسین (ع) یک یک نزدیکان و یاران او به میدان می‌روند و شهید می‌شوند و سرانجام امام حسین شهید می‌شود و مصائب دیگری که بر خاندان و بازماندگان آن حضرت وارد می‌شود با رعایت ترتیب و پیوستگی در حوادث ذکر می‌گردد.

۳. متن تعزیه سراسر از شعر و ادبیات با نواهای مختلف تشکیل شده است.

۴. ارتباط بین تماشاگر و شبیه خوان در تعزیه بسیار پیوسته و بی نظیر است. این ارتباط به حدی است که حتی بازیگران مخالف خوان در حین اجرای نقش با تماشاگران همدردی، همدلی و حتی همسرایی می‌کنند.

تعزیه زبان حال و درد دل توده مردمی است که تحت ستم اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی و... قرار گرفته‌اند تماشاگران با ابراز احساسات و بروز هیجانات عاطفی با بازیگران مشارکت می‌کنند.

۵. بیان و نمایش صریح اندوه تماشاگران به نوعی ریشه در اندوه، الم و تجربیات شخصی افراد نیز دارد به سخن دیگر تماشاگر تشویق می‌شود تا بر گناهان و مشکلات خود بگرید و آنها را با مصائبی که بر حسین (ع) و یارانش وارد آمده است مقایسه کند و عظمت


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۸۵

حادثه کربلا را بیشتر درک کند.

۶. بازیگران و تماشاگران از ساختار متمایز اقتصادی - اجتماعی برخوردار نیستند. هر کس از هر گروه و طبقه اجتماعی به طور طبیعی می‌تواند در مراسم حضور یابد یا به اجرای، نقش بپردازد. به سخن دیگر آنچه موجبات وحدت و انسجام افراد را فراهم کرده به هیچ طبقه یا نقش اجتماعی خاصی تعلق ندارد. تنها عنصری که موجبات تمایز بین شبیه خوانان را از سایر افراد فراهم می‌کند وضع ظاهر یا پوشاک آنهاست که معرف خصوصیات شخصیتی و اعتقادی افرادی است که در حادثه کربلا حضور داشته‌اند مثلاً برای اینکه دشمنان امام حسین (ع) مشخص گردند طرفداران یزید با لباسهای قرمز، عینک دودی، چکمه و... که نشان دهنده افراد شریر است در مراسم حضور می‌یابند.

۷. در اجرای تعزیه گذشته، حال و آینده به طور همزمان جریان می‌یابد. روشن بودن سرنوشت قهرمانان در برابر بیننده، تسلسل حوادثی که از پیش تعیین شده‌اند مفهوم زمان و مکان را در تعزیه حذف می‌کنند. قهرمانان علی‌رغم آگاهی از سرنوشت خویش به تلاش و مبارزه می‌پردازند ولی سرانجام به سرنوشتی که خود از آن نیز با خبر هستند یعنی شهادت و اسارت و... دست می‌یابند.

۸، تعزیه یک عمل مذهبی و هنری است که میان مؤمنان بر اساس پیمان نانوشته‌ای که همان اعتقادات مشترک است به وجود آمده است. وسیله‌ای است مؤثر برای تبلیغات در مذهب تشیع. مبارزه، نفرین و بدگویی از دشمنان خاندان علی (ع) و غاصبان حکومت و تلاش برای اثبات حقانیت این خاندان که در متن، هدف و عمل تعزیه نهفته است. بنابراین علاوه بر اینکه در مصائب و سوگ خاندان علی (ع) کاربرد دارد در جشنها و اعیادی که به استمرار حکومت خاندان علی (ع) مربوط می‌شود حضور فعال دارد.

۹. تعزیه با اسطوره‌های مذهبی، تاریخی و فرهنگی نیز پیوند دارد. اسطوره‌های غنی از حضرت آدم تا حضرت رسول (ص) در تعزیه وجود دارند که گاه به صورت ایما و اشاره و گاه به صراحت مطرح می‌گردند. از قصص قرآن در پرداخت اشعار و حوادث و شبیه سازی‌ها استفاده می‌شود. علاوه بر قصص قرآن از لحاظ بافت شعری، استعارات، کنایات، مضامین و برخورد با حوادث اساطیری با آنچه که در شاهنامه فردوسی و... به آنها اشاره شده ارتباط دارد به این علت گاهی به قهرمانان تاریخی و مبارزات میهنی آنها در ایران اشاره می‌شود.


۱۸۶

سوگواریهای مدهبی در ایران

منشاء این امر را باید در وابستگی ایرانیان به فرهنگ قومی و ملی آنها دانست.

۱۰. سرایندگان تعزیه از صفت آزاد اندیشی برخوردارند یعنی آنها از همه امکانات تعزیه بهره می‌گیرند. اشیاء می‌توانند حرف بزنند، حرکت کنند، عکس العمل نشان دهند، الهام بخش و گاه پیام آور باشند و حتی گاه دارای قدرت خلاقه شوند. جانوران و نباتات می‌توانند صاحب احساس شوند، ایمان بیاورند و حتی به یاری مظلوم بشتابند.

۱۱. زبان تعزیه بسیار ساده و در عین حال تند و مایه‌دار است. مصلحت اندیشی در تعزیه جایگاهی ندارد. صراحت و آزادگی و عریانی در مفاهیم و واژه‌ها نیز در متن و اشعار تعزیه وجود دارد. زبان تعزیه عاری از تکلف و پیچیدگی است از این روی به راحتی برای، همه مردم قابل فهم است و میزان ارتباط را افزایش می‌دهد. در زبان تعزیه گاه اصطلاحات سمبلیک و نمادین به کار برده می‌شود که فهم آن مشکل نیست مانند. «شاه نجف»، «شیر خدا»، «سقای کربلا»، «ضامن آهو» و... .

ویژگی‌های‌کارکنان تعزیه

محرک اصلی شبیه خوانان و کارکنان تعزیه در اصل ثواب و صداقت آنها در بزرگداشت خاطره واقعه کربلا و تبلیغ شعائر و ارزشهای مذهب تشیع است. بازیگران عموماً به صورت داوطلب برای اجرای نقشها به اساتید یا تعزیه گردانها معرفی می‌شوند یا مستقیماً مراجعه می‌نمایند. اگر چه ممکن است در پایان دوره تعزیه خوانی دستمزد یاصله‌ای به آنها داده شود ولی بیشتر آنها انتظار دریافت دستمزدی ندارند.

در عصر رواج تعزیه که تکیه‌های متعددی در شهرها و روستاها دایر شده بود و مجالس متعددی از تعزیه به اجرا در می‌آمد بازیگران و شبیه خوانان متعددی مورد نیاز بودند از این روی به تدریج شبیه‌خوانی علاوه بر اینکه جنبه مذهبی داشت به صورت یک حرفه موقت در آمد بنابراین، برخی از بازیگران در دو ماه محرم و صفر شغل خود را رها می‌کردند و از شهری به شهری دیگر یا از روستایی به روستای دیگر می‌رفتند و در قبال دریافت دستمزد، که ممکن بود به صورت نقدی یا جنسی باشد، به شبیه خوانی مشغول می‌شدند.

گوبینو می‌نویسد: «در عصر ناصرالدین شاه یک جوان حدود پانزده ساله خوش صوت در دهه اول محرم بین دویست و پنجاه تا سیصد تومان درآمد داشت. چنین بازیگری ممکن


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۸۷

بود روزی دو سه جا شبیه خوانی کند و برای جلب او رقابت هم بشود. او وضع مرفه و استر و نوکر شخصی داشته باشد...».

تعزیه گردانان برای شناسایی افراد خوش سیما و خوش صدا که ضمناً از سایر خصوصیات یک بازیگر تعزیه برخوردار باشند به مناطق مختلف سفر می‌کردند و برای مدتی معین که معمولاً به دو ماهه محرم و صفر محدود می‌شد آنها را به خدمت خویش می‌گرفتند مستوفی می‌نویسد: «میرزا محمدنقی تعزیه گردان که برای نمایشهای دربار بهترین بازیگران را گرد می‌آورد در هر جای کشور شخص با استعدادی را سراغ می‌کرد به سروقت او می‌رفت و به وعده و وعید و تطمیع و تهدید او را برای کار حاضر می‌کرد.

بعضی از شبیه خوانان شاه شناس هم می‌شدند و مستمری و مقرری دیوانی هم برای آنها برقرار می‌شد یا مالیات آب و ملک آنها به تخفیف مقرر می‌گشته است...».2

افراد و شبیه خوانهایی که نقشهای مختلفی را در تعزیه ایفاء می‌کنند باید از لحاظ تیپولوژی جسمانی، رفتاری و شخصیتی با شبیه خود هم سطح باشند مثلاً شبیه امام باید خوش صورت و ریشی باندازه یک قبضه داشته و اندامی متوسط داشته باشد. شبیه حضرت عباس بلند قامت، شانه پهن، سینه فراخ و میان باریک است. چون در تعزیه چهره آرایی وجود ندارد و ناگزیر باید تصویر آنها با نقشی که بازی می‌کنند متناسب باشد.

مخالف خوانها یا اشقیاء باید با رفتاری سبک‌سر و لوده داشته باشند تا نسبت به بازیگران نقش دیگر مضحک و مسخره جلوه کنند. مثلاً بازیگری که شبیه شمر را بازی می‌کند ممکن است نه با کلام یا ادا بلکه با تقلید و نهایت بیرحمی و رفتار ظالمانه تماشاگران را تحت تأثیر عمیق قرار دهد. برای بدنام کردن اشقیاء تعزیه گردانها صحنه‌ها و اعمالی را می‌آفرینند که با خصوصیات رفتاری و مخالف خوانی آنها متناسب باشد مثلاً شمر و ابن سعد را در صحنه جنگ در حال شراب‌خواری و عیاشی نشان می‌دهند.

تعزیه نویسان و تعزیه گردانها از این عمل خویش هدفهای زیر را تعقیب می‌کنند: ۱. تاکید بر جنبه‌های حماسی و نمایشی تعزیه ۲. مجازات اجتماعی اشقیاء

۱. بهرام بیضایی، همان‌کتاب، ص ۱۵۶.

۲. همان، صص ۱۵۱ و ۱۵۲ به نقل از عبدالله مستوفی، شرح زندگانی من، ج ۱.


۱۸۸

سوگواریهای مذهبی در ایران

۳. قهرمانانه‌تر کردن عملیات اولیاء

چون بر اساس اعتقادات مذهبی شرکت زنان در نمایش‌ها ممنوع است از این روی شبیه خوانانی برای اجرای نقش زنان و دختران انتخاب می‌شوند که از صوت زیر و شبیه صوت زنان برخوردار باشند. این شبیه خوانها مردها یا کودکانی هستند که جامه سیاه بلند تا پشت پا می‌پوشند و چار قد و رو بند سیاه بر سر می‌کنند مانند «زینب خوان».

نمایش پوشاک مجلل و تزئین شده اشقیاء در تعزیه پارک لاله - تهران ۱۳۷۲

مخالف خوانها بدقیافه، چابک و پرتوان، قوی هیکل، ریش تراشیده و قد بلند و خشن جلوه می‌نمایند. به سخن دیگر مخالف خوانها هم از لحاظ صورت و هم لحاظ سیرت باید به نحوی انتخاب شوند تا موجبات نفرت مردم و تماشاگران را فراهم سازند.

پوشاک شبیه خوانها

انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۸۹

پوشاک شبیه خوانها باید با نقش و چهره آنها متناسب باشد. بنابراین، ارائه یک طبقه‌بندی کلی برای آنها ممکن نیست زیرا هر شبیه خوانی در لباسی که مخصوص او است ظاهر می‌شود. برخی از شبیه خوانها به لحاظ خصوصیات شخصیتی نقشی که ایفاء می‌کنند در انتخاب نوع و رنگ پوشاک از محدودیتهای خاصی برخوردارند.

لباس امام، عبا، قبای سبز رنگ، شلوار مشکی، عمامه سبز یا مشکی و نعلین است. لباس جنگجویان اعم از موافق یا مخالف خوان قبا، شلوار و چکمه است با این تفاوت که رنگ لباس موافق خوانها مشکی یا قهوه‌ای و رنگ لباس اشقیاء یا مخالف خوانان قرمز انتخاب می‌شود.

لباس زنان شامل پیراهن عربی بلند مشکی، روبند مشکی مشبک و دستمال مشکی است که به دور سر می‌بندند.

لباس امراء و وزراء شامل قبا و شلوار از جنس پارچه‌های گران‌قیمت مخمل و ترمه است که رنگ آن معمولاً قهوه‌ای است.

به زعم تعزیه گردانها مقصود از اجرای شبیه، سوگواری است نه صحنه سازی به این سبب عمدتاً سعی دارند تا شبیه سازان تعزیه با لباس ساده و معمولی به اجرای نقش بپردازند این امر در مورد زنان به طور اخص مورد توجه است. در چنین حالتی کسانی که نقش موافق خوان یا مخالف خوان را ایفاء می‌کنند با به کار بردن نمادی از شخصیت افراد مورد نظر مثل‌شال، سربند یا بازوبند سبز یا قرمز از یکدیگر متمایز می‌گردند.

تعزیه نامه و مشخصات آن

نخستین قالب بیان تعزیه مرثیه بوده که از سده چهارم هجری قمری (دهم میلادی) به وسیله سرایندگان مرثیه که در قالب سوم شخص بوده به وجود آمده است مرثیه سرایان سرگذشت امام حسین (ع) را به صورت شعر روایت کرده بودند تا ضمن اینکه همدردی سوگواران را برمی‌انگیختند احساسات خویش را نمایان می‌ساختند. آنان ضمن زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره حسین (ع) شخصیت او را در ذهن پیروانش تا حد یک شخصیت اساطیری می‌ستودند. حسین (ع) قهرمانی مقدس و آشتی ناپذیر شد که پس از شهادت به مرز ارزشهای جاوید رسید.

نمایش سنتی تعزیه که در حد فاصل قرن یازدهم تا سیزدهم شمسی عمومیت بیشتری


۱۹۰

سوگواریهای مدهبی در ایران

یافت هم بر ادبیات فارسی و هم ادبیات عرب - آنهایی که پیرو مذهب تشیع هستند - تأثیر گذاشته است.

تصویر یک نمونه از نسخه یا متن تعزیه

متون تعزیه سینه به سینه و نسل به نسل نقل شده است از این روی در هر اجرا متنی، متفاوت خلق شده اما این امر موجب نشده است تا احادیث و اخبار مربوط به چگونگی شهادت امام حسین (ع) و خاندانش تغییر پیدا کند. ذات روایات و عبارات همچنان موجودیت خود را حفظ کرده و ادامه یافته است. آنها همچنان مفاهیم نمادین قربانی و مرگ را ارائه می‌دهند.

تمامی نسخ تعزیه به شعر است، که از صناعات ادبی برخوردارند، زبان شعر تعزیه ساده و روان است زیرا اکثر بازیگران، در گذشته بی سواد یا کم سواد بودند. بنابراین اگر اشعار و نسخ قدیمی تعزیه بدون رعایت اوزان عروضی و صناعات ادبی تنظیم شده‌اند ناشی از آن است که سرایندگان آنها از اطلاعات لازم در زمینه شعر و ادبیات برخوردار نبوده‌اند به سخن دیگر تعزیه در آغاز چون نمایشی عامیانه بوده و از زبان و اصطلاحات کوچه بازار استفاده


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۹۱

می‌کرده از این روی اشعار آن سست و بی مایه بوده است.

شعر و متن تعزیه به صورت محاوره و پرسش و پاسخ و گاه به صورت روایت یک جادثه تاریخی سروده شده‌است که امروزه از قواعد عروضی و صناعات ادبی برخودار است. کسانی که به سرودن و تنظیم تعزیه نامه‌ها اقدام کرده‌اند خصوصیات زیر را در آن رعایت کرده‌اند:

۱. آگاهی اشقیاء از منفی بودن نقش خود و معصومیت خاندان پیامبر (ص) ۲. امام و همراهان از عاقبت کار خویش آگاه‌اند

۳. در تعزیه نامه‌ها دو چهره قهرمان و ضد قهرمان رودرروی یکدیگر قرار می‌گیرند ۴. تماشاچیان تعزیه از واقعه و نتایج آن آگاهی دارند ۵. اغلب اشعار بدون قافیه و وزن و عامیانه و مردمی است ۶. تعزیه نامه‌ها عمدتاً حماسی و اساطیری هستند

۷. خصوصیات اشقیاء و اولیاء از پیش تعیین شده است.

از لحاظ تألیف و تصنیف تعزیه نامه‌ها را می‌توان به دو گروه زیر تقسیم کرد.

۱. تعزیه نامه‌هایی که به وسیله چند شاعر سروده شده‌اند. حتی گاهی یک نسخه یا مجلس تعزیه را چند شاعر سروده‌اند یا تعزیه گردان آن را تغییر داده است. اینگونه تعزیه نامه‌ها دارای ابیات و قطعاتی پست، بلند و ناهموار هستند و از یک دستی و انسجام ادبی و نمایشی لازم برخوردار نیستند. گاهی این قبیل تعزیه نامه‌ها به وسیله تعزیه گردانان استاد تنظیم و تصحیح شده‌اند که در آن صورت نظم و ترتیب درستی دارند. ولی برخی دیگر آشفته، مغلوط و ناقص‌اند. حتی در ذکر روایات تاریخی آنها اشتباهاتی دیده می‌شود. ۲. گروه دوم تعزیه نامه‌هایی هستند که به وسیله شاعر معلومی تألیف و تصنیف شده‌اند. این نسخه‌ها عمدتاً از یکدستی و همواری لازم برای بیان سنجیده و نافذ وقایع برخوردارند.

برخی از صاحب نظران معتقدند که اینگونه تعزیه نامه‌ها بیشتر به گوشه‌ها و برخی از تعزیه‌های فرعی پرداخته‌اند و کاربرد نمایشی لازم را ندارند.^{۱}

تعزیه‌نامه‌ها از لحاظ ترسیم و نمایش موضوع و حادثه به سه دسته زیر تقسیم می‌شوند:

۱. ر.ک فصلنامه تئاتر، وبژه پژوهش‌های تئاتری، ش ۱۶، زمستان ۱۳۷۰، صص ۹۸-۹۷.


۱۹۲

سوگواریهای مدهبی در ایران

۱. واقعه: تعزیه‌نامه‌هایی هستند که مصائب و شهادت افراد اساطیری و مذهبی و خصوصاً ماجراهای مربوط به کربلا و خاندان سیدالشهدا را نشان می‌دهند.

۲. پیش واقعه: تعزیه نامه‌های تفننی هستند که از نظر داستان مستقل نیستند زیرا همیشه باید به نمایش یک «واقعه» منجر شوند.

ویلمس می‌نویسد: «شاید تعزیه‌خوانی جالب‌ترین نمایشی باشد که تاکنون اجرا شده است. بدین علت که داستانهایی چون آدم و حوا، هابیل و قابیل، شهادت اسحق، هاجر و اسماعیل پیش واقعه حلقه‌های زنجیری هستند که به اوج اعلا یعنی شهادت امام حسین و

۱«. ...

یاران و خانواده‌اش منتهی می‌شوند..

۳. گوشه: تعزیه نامه‌های تفننی و فکاهی است که افراد آن اغلب اشخاص اساطیری اسلامی هستند.

تعزیه‌ها یک دوره اساطیر از هبوط آدم تا برپا شدن محشر را در بر می‌گیرند آخرین مجلس صحرای محشر است که پیامبران به فکر نجات خود و قوم خویش هستند در حالیکه خاندان محمد (ص) در اندیشه شفاعت همه گناهکاران و مردم دنیا هستند که سرانجام همه گناهکاران دنیا به بهای خون‌های کربلا نجات می‌یابند.

روی هم رفته زمینه‌های تعزیه نامه‌ها منبعث از سه مقوله زیر می‌باشند: ۱. زمینه داستانی، که تاریخی است و همان واقعه است. ۲. زمینه‌های افسانه‌ای محض، که همان پیش واقعه است.

۳. ترکیبی از دو مقوله فوق، بیشتر تعزیه نامه‌ها از این ویژگی برخوردارند.

شیوه‌های نمایش تعزیه

تعزیه پدیده‌ای اجتماعی - تاریخی است که طی سالهای متمادی و براساس انگیزه‌های مذهبی، سیاسی، روانی، فرهنگی و اجتماعی تکوین یافته است؛ از این روی چون فرآیند تکرار و اتصال از نسلی به نسل دیگر است از ویژگیهای یک سنت اجتماعی برخوردار است. تعزیه از لحاظ هدف، موضوع، متن، حرکات و ابزارها یک هنر مردمی و عام است بنابراین از

۱. صادق همایونی، همان‌کتاب، ص ۲۰۵.


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۹۳

آنچه هنر اشرافی نامیده می‌شود فاصله دارد و با شیوه‌های نمایشی معمول در دیگر کشورهای جهان متفاوت است انگیزه‌های عبادت، شفاعت، آخرت، تجلیل از بزرگان دین و ترویج شعائر مذهبی، تعزیه و عناصر تشکیل دهنده آن را از قداست خاصی برخوردار کرده است.

تعزیه و سوگواری در مصائب امام حسین (ع) به عنوان یک نمایش سنتی که ریشه در تاریخ و مبانی اعتقادی درونی مردم دارد یکی از مهمترین عوامل انتقال دهنده فرهنگ و به تبع آن شعائر مذهبی از نسلی به نسل دیگر است زیرا در جریان نمایش و روایت حوادث کربلا به تحلیل شرایط تاریخی و روابط بین ظالم و مظلوم، حق و باطل، خیر و شر، عدالتخواهی و مردم ستیزی و... می‌پردازد. به این سبب تعزیه سنت و نمایشی است که از کارکردهای معتبری برخوردار و در نوع خود بی‌نظیر است.

در تعزیه پرده و دکور نقشی ندارد و حوادث آن از واقعه دشت کربلاگرفته تا حادثه شام و اسارت خاندان حسین (ع) همه با نظم و ترتیب پشت سر هم آورده می‌شوند. اگر نمایش در تکیه باشد همه حوادث بر روی سکوی وسط تکیه اجرا می‌شود و چنانچه نمایش در میادین و فضای باز اجرا گردد همه حوادث بر روی تختی که وسط میدان قرار گرفته نمایش داده می‌شود. بدون آنکه دکور آن تغییر پیدا کند.

هر تعزیه نامه کامل را یک «مجلس» یا «دستگاه» می‌گویند. اشخاص، شبیه نام دارند. شبیه خوانهایی که حرف و کلام داشته باشند نسخه خوان و آنهایی که متن یا شعری نداشته باشند «نعش» یا «سیاهی لشگر» می‌گویند.

بر صفحه‌ای از هر تعزیه نامه فهرست نسخه خوانان و اسباب و لوازم مجلس نوشته شده است تا ترتیب و گواهی نسخه خوانان و استفاده از ابزارهای مخصوص هر یک مشخص شود. اصطلاح نسخه در تعزیه برای دو مورد به کار برده می‌شود:

۱. کاغذ بلند طومار مانندی به عرض ده سانتیمتر و طول متناسب با متن که آن را به صورت لوله استوانه‌ای در می‌آورند و هر یک از نسخه خوانان (تعزیه خوانان) یکی از آنها را در اختیار دارد.

۲. به تمام نسخه‌های یک تعزیه اطلاق می‌شود.

تعزیه گردان که به اصطلاح همان کارگردان است یک نسخه اصلی از تعزیه را در دست


۱۹۴

سوگواریهای مدهبی در ایران

دارد که آن را سرنسخه یا فهرست می‌گویند وی با استفاده از همین نسخه اصلی شبیه خوانان را به ترتیب با علامت دست و اشاره به اجرای نقش دعوت می‌کند. برای آگاه شدن تعزیه خوانان از شروع و پایان هر صحنه کارگردان به طبّال اشاره می‌کند تا با صدای طبل آغاز و پایان صحنه‌ها را معلوم کند.

نظر به اینکه در آیین‌های نمایشی تعزیه، شبیه خوانان بالنسبه ثابت هستند و چندین سال به اجرای نقشهای خویش پرداخته‌اند و از مهارت لازم در نسخه خوانی و نمایش حرکات سنجیده و متناسب برخوردار شده‌اند از این روی تعزیه گردان در اداره صحنه‌ها با مشگل خاصی مواجه نمی‌شوند. آنها زمان و نحوه خواندن، زمان نواختن طبل و ورود به صحنه جنگ و... را خوب می‌دانند و بیشتر اوقات نیازی به استفاده از نسخه ندارند.

تعزیه نمایش جنگ و محاوره بین دو گروه اولیاء (خاندان پیامبر (ص)) و اشقیاء (فرماندهان و سربازان حکومتی) است بنابراین باید نسخه خوانان برای نمایش خصوصیات اعتقادی و شخصیتی دو گروه فوق از مهارت لازم برخوردار باشند که عمدتاً اشقیاء خوانان و اولیاء خوانان واجد همین صفت می‌باشند.

وقتی تعزیه خوانی در آستانه شروع است دو نفر از تعزیه خوانان بر بالای دیوار یا سکوی بلند یا غرفه‌ای خارج از صحنه تعزیه قرار می‌گیرند و شروع به نوحه خوانی می‌کنند، بقیه تعزیه خوانان در وسط صحنه ایستاده‌اند و در حالیکه سرشان را به هم نزدیک می‌کنند به طور دسته جمعی نوحه می‌خوانند و به آنها پاسخ می‌دهند. این نوحه‌ها را که در واقع پیامی برای برگزاری تعزیه است «نوحه اول» می‌گویند.

با صدای طبل، سنج یا قره‌نی اجرای تعزیه آغاز می‌شود و مناقب خوانی به صورت همسرایی یا همنوایی به عنوان پیش درآمد «پرولوگ» اجرا می‌شود تا فضای مناسب روحانی و اعتقادی لازم را برای شروع تعزیه و جلب توجه تماشاگران به وجود آورد. پس از آن اجرای تعزیه آغاز می‌گردد.

تعزیه بر روی سکویی که در وسط تکیه ساخته شده یا تختی که در وسط میدان قرار دارد و به عنوان صحنه تلقی می‌گردد اجرا می‌شود پرده و دکور در صحنه وجود ندارد و علائم و نشانه‌ها به صورت سمبولیک مورد استفاده قرار می‌گیرند مثلاً با استفاده از چند شاخه نخل یا مشک آب و... نخلستانها و رود فرات و... را نشان می‌دهند. تماشاگران نیز که خود با متن


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۹۵

تعزیه آشنایی دارند و از چگونگی حوادث و عاقبت آن مطلع می‌باشند و از معنی و مفهوم این علائم آگاهی دارند از این روی اثرات و کارکردهای لازم را القاء می‌کنند.

، در هنگام اجرای تعزیه خاندان امام عمدتاً بر روی سکو یا تخت نشسته‌اند (اولیاء) ولی لشگریان و اشقیاء خوانان در اطراف سکو یا تخت حرکت می‌کنند و نقش خود را ایفاء می‌نمایند مفهوم این نحوه استقرار این است که حسین (ع) و خاندانش در محاصره اشقیاء قرار دارند و حتی اگر یکی از افرادی که بر روی سکو یا تخت ایستاده است محل خود را ترک کند مثل آن است که به جبهه جنگ رفته باشد از این روی در گوشه‌ای از صحنه محاوره و رجزخوانی؛ سرانجام نبرد تن به تن به نمایش گذاشته می‌شود. البته نبرد تن به تن فقط به صورت حرکت و رقص پادر اطراف صحنه و روبروی یکدیگر است که گاه به صورت کوبیدن شمشیر بر سرهای یکدیگر نمایانده می‌شود.

جریان کامل اجرای یک مجلس تعزیه را بهرام بیضایی در کتاب نمایش در ایران با توجه به زوایای فرهنگی، هنری، نمایشی دینی و روانی آن چنین آورده است:

«بازی هنوز شروع نشده، سکو خالی است. هیچ پرده‌ای تماشاگر را از صحنه جدا نمی‌کند. هیچگونه زمینه نقشی یا صحنه‌آرایی خاصی برای بازی وجود ندارد. آنچه که هست جزء تزیینات موقوفی ساختمان تکیه است: یعنی علم و کتل‌های سیاه و سبزی که چند جا پایه‌هاشان در زمین فرو شده است شمایل‌ها و بیرق‌ها و آویزهای دیگری که با رنگهای تبره و تلخ از در و دیوار غرفه‌ها آویخته است و نشانه‌هایی چون پنجه و عماری که با تداعی خاطراتی به ذهن تماشاگر احساسات او را تحت تأثیر قرار می‌دهد همه اینها یک فضای کلی، و پر مهابت برای نمایش ایجاد می‌کند. روی سکو یک طرف مقداری کاه خرد شده ریخته‌اند و طرف دیگر حداقل یک مسند از قبیل چهار پایه یا سریر و نظایر آن هست که بعدها می‌فهمیم تنها شخص امام حسین یا قهرمان تعزیه روی آن می‌نشیند و این دلیل اهمیت او است. مقدمات شروع می‌شود. ناگهان دسته موسیقی آهنگ اندوه آوری را سر می‌کند. سپس همه شبیه‌های تعزیه روز که پیشاپیش آنها معین البکاء قرار گرفته در یک صف و با نظم و حزن عمیق وارد تکیه می‌شوند و با کندی یکی دوبار دور سکو می‌گردند و نوحه‌ای را به طور دسته جمعی می‌خوانند (این کار «پیشخوانی» نام دارد) و سپس همگی در حالیکه معین البکاء از آنها جدا می‌شود از صحن تکیه خارج می‌شوند. معین البکاء روی سکو


۱۹۶

سوگواریهای مدهبی در ایران

می‌رود، حمدی می‌گوید و دعایی به «بانی» (یعنی به تهیه کننده) مجلس و تماشاگران و غیره می‌کند و بعد خلاصه‌ای از داستان تعزیه روز را با تفسیر مختصر و نفرین کوتاهی نسبت به غاصبان همراه می‌کند (این کار «حدیث کردن» نام دارد) در این حال شبیه خوانانی که باید کار را آغاز کنند دوباره وارد شده‌اند و در موضع‌های خود قرار گرفته‌اند، ولی هیمنه و جاذبه کلام معین البکاء به حدی است که کسی متوجه ورود آنها نشده است. پس از آخرین دعا به اشاره چوبدست معین البکا دسته موسیقی شروع به نواختن آهنگ پر شور و کوتاهی می‌کند و با توقف این آهنگ نسخه خوانها تعزیه را شروع می‌کنند. نسخه خوانها عنوانهای خاصی دارند. از جمله «زن خوان» جوانی است که با صدای زیر نقش زن را بازی می‌کند و «بچنه خوان» طبعاً پسر و گاهی دختر بچه‌ای که یکی از کودکان اولیاء را نشان می‌دهد. ولی تقسیم بندی کلی تر و مهمتر مایه تاریخی دارد آنها که جزء یاران امام هستند به «موالف خوان» یا «مظلوم خوان» و آنها که دشمنانش را ایفاء می‌کنند به «مخالف خوان» و کلاً به «اشقیاء» معروف‌اند. این عنوانهای مطلق، معرف شخصیت و ذات این شبیه‌هاست. عنوانهای جزئی‌تری هم هست چون «امام خوان» یا «شمر خوان» و غیره... که همیشه به یاد بازیگر می‌آورد که مثلاً «شمر خوان» است نه «شمر» و «مخالف خوان» است نه «مخالف» و دارد بازی می‌کند. به هر حال این نمایش طی سالها مقداری قرار و سنت و یک گونه سبک بازی خاص به دست آورد. جای خاندان امام روی سکواست و جای لشکریان مخالف عرصه محیط بر سکو. خاندان امام هیچگاه سکو را ترک نمی‌کنند چون در محاصره‌اند، وقتی هم که روی سکوکاری ندارند در گوشه‌ای بی حرکت می‌مانند و تماشاگر حضور آنها را فراموش می‌کند. وقتی یک موالف خوان سکو را ترک می‌کند می‌دانیم که دارد می‌رود بجنگد یا بمیرد. در این نمایش احتیاجات صحنه‌ای ابعاد طبیعی را تغییر می‌دهد: گاه چند مجلس که از هم دورند، در طول و حتی به موازات هم - یکی روی سکو و دیگری روی عرصه محیط بر سکو بازی می‌شود و مجلس بعدی بی فاصله در طاق‌نمای روبروی سکو می‌گذرد. گذشت زمان یا فصل‌های مابین یا طی راه طولانی با یک یا چند دور گردش به گرد سکونشان داده می‌شود و اگر یک شبیه از شهری به شهر دیگر رفت کافی است که ضمن شعر آنجا را به نام تازه‌اش بخواند. از طرفی یک تشت یا دو استکانی آب و چند ساقه گیاه نشان دهنده دجله و نخلستان است و از طرف دیگر اسباب مجلس مانند شمشیر و سپر و نیزه و تسبیح و چنته و


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۹۷

غیره همه طبیعی و واقعی است. بازیگران موالف باید آواز خوش و رسا داشته باشند تا بتوانند لااقل مایه‌های سنتی نقش خود را خوب بخوانند ولی اشقیاء نمی‌خوانند و فقط محکم و بی‌پروا فریاد موزون بر می‌آورند. با وجود حس و حتی ایمان کامل و کافی بازیگر کل بازیها و نمایش از واقع نمایی و طبیعی گرایی دور است. تاکید و غلو در حرکات - چه برای نشان دادن معصومیت معصومان و چه برای معرفی شقاوت اشقیاء - مایه اصلی کار بازیگران بوده و هست ولی این افراط زننده نیست چه هماهنگی در مجموع بازیها و زیبایی و نرمی حرکات از یک سو و مایه حماسی نمایش از طرف دیگر آن را قابل قبول می‌سازد. هر نسخه خوان اشعار خود را می‌داند و با اینهمه نسخه دستنویسی از سهم محاوره‌ایش را در دست دارد اگر جایی تردید کرد یا ماند آن را با کمال وقار بالا می‌گیرد و از رو می‌خواند. معین البکاء نیز نسخه‌های نقش تمام شبیه خوانها را همراه دارد که به شکل یک دسته یک رطلی، کاغذ مرتب کرده و به جلوی شال خود جا داده است. این کار محض احتیاط است که اگر یکی از شبیه خوانها نسخه خود را گم کند، عوضش حاضر باشد، گاهی هم متن دستش است و اگر لازم شد آهسته به آنها می‌گوید. سبک بازی و حرکات (چون لگد به زمین زدن و کف دستها را به هم کوبیدن) و تاکیدهای کلام بیشتر از نقالی می‌آید. اما قرارها: کاه بر سر ریختن و با دست روی ران کوبیدن نشانه عزاداری بر مرگ عزیزان است و مثلا در مقدمه صحنه های «شهادت خوانی» دست بردن زنان به طرف کاه به تماشاگر خبر می‌دهد که بزودی مصیبتی اتفاق می‌افتد. هنگامی که یک سردار مخالف خوان به تنهایی از سپاه جرار خود صحبت می‌کند، با گشودن هر چه بیشتر دستها از هم و ایستادن بر پنجه یک پا و به نعره گفتن کلمات چنین سپاهی را تصویر می‌کند. هنگامی که در صحنه روشن تکیه از شب ظلمانی سخن می‌رود در آغاز با حرکات کورمال و پاورچین خود شب را به تماشاگر القاء می‌کنند و پس از آن تدریجاً به بازی آزاد می‌پردازند. برای نمایش جست و جو یا گم بودن در بیابان یا آزرده بودن از آفتاب یک دست را بر پیشانی حایل آفتابی که نیست می‌کنند و لحظه‌ای با تکیه بر پنجه پا سرک می‌کشند. یکی از حماسی‌ترین قرارهای بازی صحنه‌های «رجز خوانی» است هنگامی که یک مخالف و یک موالف از طرفین سکو دلاوریها و اصل و نسب خود را به رخ یکدیگر می‌کشند (بازمانده شاهنامه خوان؟) و در این حال با حفظ همان فاصله هر چند یکبار دور سکو می‌گردند. جنگها و شهادت‌ها همه در عرصه محیط بر سکو که جای اسب


۱۹۸

سوکواریهای مدهبی در ایران

تازی نیز هست - اتفاق می‌افتد مگر شهادت شخص امام که روی سکو می‌گذرد. در جنگها گشتن دور سکو و کوس بستن و سپس حمله کردنها یک حالت نیمه رقصی دارد به طور وضوح دیده می‌شود که نمی‌جنگند بلکه جنگ را یادآوری می‌کنند. شبیه‌ها به میزان طبل و سنج از روبرو به هم حمله می‌کنند و از کنار هم می‌گذرند و هنوز چند قدم نگذشته باز می‌گردند و باز روبرِو می‌شوند (اما این حمله نیست، یک نوع آهسته بر پنجه دویدن نرم و میزان شده است) و بعد سرگام معین شمشیرها را نه به یکدیگر و بلکه به سپرهای یکدیگر می‌کوبند و فریاد می‌کشند. تعزیه گردان همیشه در محیط بازی است، شاید یکی دوبار بین نمایش به اشاره دست او بازی معلق می‌ماند و او به کوتاهی با مردم حرف می‌زند: آنها را به نکته‌ای حساس توجه می‌دهد یا همدردی و یا عبرت آنها را طلب می‌کند و دوباره به اشاره دستش بازی از همانجا ادامه می‌یابد. وقتی کسی به آخرین جنگش می‌رود تعزیه گردان به او کفن می‌پوشاند: یا خنجر را می‌کشد و بدستش می‌دهد، یا رکاب را نگه می‌دارد تا سوار شود، یا کاه بر سر بازماندگان می‌ریزد و اینها تماشاگر را از تخیل بیرون نمی‌آورد. مجروح شدن چنین است که شبیه کفن پوش حین جنگ و گریز از تکیه خارج می‌شود و دیگران در پی او لحظه‌ای بعد که در همان حال باز می‌گردد کفن چاک چاک و پاره و خون آلودی به تن دارد. یکی از قراردادهای بازی تعزیه این قرینه پر سابقه ادبی است که شبیه زخمی - که ضربات بسیار خورده - سوار بر اسب به تاخت از محوطه تکیه خارج می‌شود و چند نفر هم به دنبالش، لحظه‌ای بعد اسب او بی سوار با تیرهایی که بر بدنش نقش شده باز می‌گردد. بازگشتن اسب بی سوار از قدیم در ادبیات فارسی نشان دهنده مرگ سوار است. گاه مرگ یک شبیه با خارج شدن او در حال فرار در حالیکه قاتل به دنبال او است نشان داده می‌شود و گاه نسخه خوان که در صحن تکیه شهید شد چند لحظه بعد به طوری که جلب توجه نکند بر می‌خیزد و آهسته بیرون می‌خزد و شاید دوباره در لباس یکی از افراد سپاه مخالف باز گردد. در لحظه شهادت امام که گفتیم روی سکو صورت می‌گیرد بنا بر سنت ده سپاهی مخالف حلقه محاصره امام را تنگتر می‌کنند و ناگهان بر او می‌ریزند و در همانحال می‌مانند تا عمل قتل از چشم تماشاگران پنهان بماند. سپس «شمر خوان» در حالیکه خودش هم به صدای بلند گریه می‌کند و از مردم هم می‌خواهد که گریه کنند به میان می‌رود و امام را شهید می‌کند. در همان لحظه از آنجا که امام هست و دیده نمی‌شود کبوتری به فضا پرواز می‌دهند که هم


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۱۹۹

معرف روح امام باشد و هم نمایش دهنده کبوترهایی که خبر قتل امام را بردند. در لحظه محاصره امام، اهل بیت او از سکو می‌گریزند و ابن سعد و سپاهیانش در عرصه محیط بر سکو آنها را تعقیب می‌کنند. دو صحنه شهادت امام و اسیری زنان و کودکان همزمان اتفاق می‌افتد. ابن سعد و سپاهیانش در حالیکه خود گریه می‌کنند زنان و کودکان را شلاق می‌زنند با روی خاک کِشان کشان می‌برند، در این حال چند تنی هم که سرهای از قبل ساخته را بر نیزه کرده‌اند وارد می‌شوند. ناگهان معین البکاء بر روی سکو می‌رود، به اشاره دست او بازی و کمی بعد موج گریه‌ها قطع می‌شود: او دعایی می‌خواند و برای همه بخشایش طلب می‌کند و وعده می‌دهد که در آخرت امام شفاعت آنها را خواهد کرد، و احتمالاً به کنایه خلعت و انعامی هم طلب می‌کند و نام و نشان تعزیه فردا را می‌گوید و با صلواتی مجلس را ختم می‌کند.»^{۱}

تقویم تعزیه در محرم

با پیدایش و تکامل تعزیه تقویم خاصی برای اجرای آن در ایام محرم به وجود آمده است به نحوی که تقریباً از نخستین روزهای محرم تا سومین روز شهادت امام حسین (ع) همه روزه اجرای مراسم تعزیه صورت می‌گیرد. ترتیب اجرا به قرار زیر است:

روز اول محرم: تعزیه وفات حضرت ابراهیم روز دوم محرم: یکی از تعزیه‌های فاطمه صغری روز سوم محرم: تعزیه شهادت مسلم روز چهارم محرم: تعزیه دو طفل مسلم روز پنجم محرم: تعزیه حجة الوداع روز ششم محرم: تعزیه حر

روز هفتم محرم: تعزیه حضرت عباس

روز هشتم محرم: تعزیه دو طفل زینب و غلام ترک

۱. بهرام بیضایی، همان‌کتاب، صص ۱۴۹-۱۴۴. .


۲۰۰

سوگواریهای مدهبی در ایران

.

روز نهم محرم: تعزیه شهادت حضرت علی اکبر

روز دهم محرم: تعزیه شهادت حضرت امام حسین (ع) روز بازدهم محرم: تعزیه ورود اهل بیت به شام روز دوازدهم محرم: تعزیه ورود اهل بیت به کوفه روز سیزدهم محرم: تعزیه پشیمانی یزید و قیام مختار.

در سایر روزها به مناسبتهای مختلف و بنا به تقاضای صاحبان مجالس تعزیه‌های فوق یا برخی دیگر از تعزیه‌ها به اجرا در می‌آیند علاوه بر ماه محرم و صفر در ماه‌های دیگر سال مثل ماه مبارک رمضان و بویژه در ایام ضربت خوردن حضرت علی (ع) تعزیه خوانی انجام می‌گیرد.

گستردگی قلمرو تعزیه مانند دسته گردانی سراسر پهنه ایران زمین اعم از شهر و روستا است. حتی در مناطق سنی نشین آیین‌های مربوط به سوگواری و تعزیه خوانی رایج است.

ابزارها و وسایل تعزیه

ابزارهایی که در تعزیه مورد استفاده قرار می‌گیرند به لحاظ کاربردهای عینی، سمبلیک و زیبایی شناختی به موارد ذیل تقسیم می‌شوند:

۱. وسایلی که جنبه عینی دارند و جزء لاینفک تعزیه محسوب می‌شوند. تعزیه خوانها به منظور اجرای صحیح و جاذب کارشان از آنها استفاده می‌کنند مانند کلاه خود، سپر، شمشیر، پرچم، چکمه، خنجر، لباس و.

۲. وسایلی که جنبه کمکی دارند و بیشتر به منظور اثر گذاری بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند مانند طبل، سنج، شیپور... .

۳. وسایلی که جنبه اشرافی و تشریفاتی دارند و شکوه و عظمت صحنه‌ها را نشان می‌دهند مانند گهواره، تابوت، حجله، مجلس یزید و... .

۴. وسایلی که جنبه القاء کننده دارند و با به کار بردن آنها می‌توان تماشاگران را در جریان حوادث قرارداد مانند استفاده از شاخه‌ای از نخل به منظور نمایش نخلستان یا استفاده از یک ظرف بزرگ آب به منظور نمایش رود فرات و... .

فهرست مهمترین ابزارهایی که در تعزیه مورداستفاده قرار می‌گیرند به قرار زیر است:


انواع سوکواری و ساختار آن در ایران

۲۰۱

اسب، آئینه، انگشتری عقیق و فیروزه، آهو، باد بزن، دستمال سر، بالش، تخت جوبی، پارچه ترمه، تسبیح، تشت آب، تبروکمان، زره، سپر، جانماز، چماق، چکمه، خشت، خنجر، خیمه، زنجیر، شتر، دست بریده (گچی یا چوبی)، شمشیر، صندلی، عصا، قبای بلند مردانه، قرآن کریم، گرز، کبوتر، کفن، شیر (معمولاً از پوست خشک شده آن که پر شده از کاه است استفاده می‌شود)، علم، کلاه خود، گلاب پاش، گوسفند، مشک آب، کاغذ و پاکت و قلم (برای ارسال نامه)، کاه و خاکستر (وقتی اسرا به کوفه یا به شام می‌رسند به علامت عزا کاه بر سر آنها می‌ریزند) مقنعه و لباس زنان حرم، نقاره، دهل، طبل، نیزه، نعش و... .

تصویر یک کلاه خود تزئین شده که مورد استفاده اشقیاء قرار می‌گیرد. پارک لاله - تهران ۱۳۷۲

کارگردان تعزیه و ویژگی‌های آن

کارگردان تعزیه به عناوین زیر نامیده می‌شود: معین البکا، شبیه گردان، تعزیه گردان، صحنه گردان، میرعزا، فهرست گردان، اوستا، میرزا، سردمدار و... .

کارگردان تعزیه رهبر یا ناظری است که کار بزرگ نمایش دسته جمعی تعزیه را چه به


۰

۲۰۲

سوگواریهای مدهبی در ایران

صورت ثابت (میدانی) و چه به صورت سیار (اجرای صحنه‌ها در حال حرکت و به طور پیوسته) هماهنگ و تنظیم می‌نماید. وی باید مرتباً بین بازیگران حرکت کند و با تذکرات لازم نمایش را رهبری نماید. کارگردان با اشاره دست با عصا دستورهای لازم را به شبیه، گروه موسیقی و... می‌دهد و با دستورهای او نمایش تعزیه با توجه به ترتیب حوادث به اجرا در می‌آید.

کارگردان با معین البکا برای سهولت و دقت بیشتر در انجام وظیفه، فرد واجد شرایطی را به عنوان معاون، دستیار یا ناظم البکا برای خود انتخاب می‌کند و از وی می‌خواهد که نظم میدان تعزیه را به عهده گیرد.

خصوصیات و شرایط کارگردان تعزیه را می‌توان به ترتیب زیر بیان کرد: ۱. آشنایی با متون مناسب تعزیه نامه‌ها و توانایی در اصلاح و تنظیم آنها ۲. نظارت بر درست خوانی و روخوانی شبیه خوانان

۳. برگزاری مجالس آزمون برای انتخاب شبیه خوانانی که از لحاظ صوتی و کارآیی برای اجرای نقش‌های مختلف مناسب باشند

۴. انتخاب شبیه خوانان از مرحله «بچه خوانی» «نوجوان خوانی» «جوان خوانی» تا «شهادت خوانی» «اشقیاء خوانی» «زن خوانی» و...

۵. آگاهی در انتخاب رنگهای سمبلیک برای لباسها، اشیاء، ابزارها و... به منظور تطابق آنها با حوادث تعزیه و ساختار آن

۶. نظارت و کنترل بر تمرین شبیه خوانها و آگاهی از میزان توانایی‌ها و مهارتهای آنان در اجرای نقش

۷، نظارت و کنترل بر شبیه خوانان و حرکت میدانی آنان در میدان گیری، اسلحه پوشی، تقابل لفظی، کلامی و... و گوشزد کردن اشکالات آنها

۸ تسلط بر کلام برای انتقال از مفهومی به مفهوم دیگر در اجرای نمایشهای مذهبی مانند آگاه بودن از ظرایف نوحه خوانی و کاربرد مطالبی در قالب نظم و نثر به منظور افزودن بر اشتیاق تماشاگران

۹. آشنایی با موسیقی اصیل ایرانی و موسیقی تعزیه، وقتی کارگردان دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی را بشناسد از شبیه خوانان می‌خواهد تا با آموزش و آگاهی از آنها جذبه و شور و


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۲۰۳

حال لازم را در تعزیه به وجود آورند

۱۰. آگاهی و تسلط کامل به چگونگی وقوع حادثه کربلا و تاریخ و اسطوره‌های ایرانی.

نمادها در تعزیه

صحنه آرایی مانند نور، دکور، پرده و... در تعزیه جایگاهی ندارد باید از طریق رمزها و نمادها به اساطیر عینیت بخشید. اشخاص اساطیری در تعزیه از خصوصیات اعتقادی و دینی برخوردارند از این روی رمزها و نهادها باید نشان دهنده ویژگیهای دینی - اسطوره‌ای آنها باشند. آنها از خصوصیات ما فوق انسان خاکی و با توانایی منبعث از قدرت خداوندی برخوردارند به این سبب چهره آنها در تعزیه آشکار نیست و عمدتاً چه در تصویر و چه به صورت عینی پوشیده و نورانی به نمایش در می‌آیند.

آنچه در تعزیه به تماشاگران و علاقه‌مندان منتقل و القاء می‌گردد قدرت رمزها و نمادها است نه اعمال و افعال بازیگران مثلاً وقتی در صحنه‌ای از تعزیه آیین مرگ جسمانی مقدسین مطرح می‌شود؛ کسی که نقش امام را بازی می‌کند کفن می‌پوشد و به صحنه می‌آید، کفن نماد شهادت است از این روی آنچه را کارکرد شهادت می‌نامیم به شیوه‌ای مناسب به تماشاگران القاء می‌شود. به این ترتیب کفن به عنوان یک علامت تصویری - دیداری همراه با وجود قطرات قرمز رنگ که نماد خون و القاء کننده صحنه جنگ و ضربت خوردن است به سهولت پیام خویش را به تماشاگران که خود از نتایج حوادث آگاهی دارند منتقل می‌کند. کاربرد رمزها و نمادها بیان کننده یکی از ویژگی‌های تعزیه یعنی تقدم معنا بر عمل است. پس از اینکه رمزها و نشانه‌ها در جریان نمایش استقرار می‌یابند آنوقت کلام و عمل ذهن بیننده متبادر می‌گردد.

سینه زنی رهبر و کارگردان تعزیه که به تدریج موجب همنوایی با تماشاگران می‌گردد احساسات مذهبی آنها را برمی‌انگیزد و جمعیت کثیری را با چگونگی نمایش و وقوع حادثه همراه می‌سازد.

رنگ سبز در مقابل رنگ قرمز نشان دهنده پاکی و حقانیت در مقابل شقاوت و ناپاکی است. ریختن کاه و خاک بر سر نشانه اندوه و حزن است و این نیز در فرهنگ عامه مردم ایران چه در محاوره و چه به صورت فردی به معنی رنج، ناکامی و حزن است. کوبیدن دستها به یکدیگر یا برران نشانه خشم و غضب است که معمولاً به وسلیه اشقیاء به نمایش گذاشته


۲۰۴

سوگواریهای مدهبی در ایران

می‌شود.

ابزار و وسایلی مانند دستمال، مشک آب، سرهای بریده بر روی نیزه یا چوبهای بلند، چادر، تخت و... هر یک نماد و رمز یکی از حالات و شرایط حادثه کربلاست که مفهوم آنها برای تماشاگران روشن است نقاط مختلف صحنه نمایش بر حسب حرکات بازیگران، ابزارها وسایل و نمادها و رمزهایی که به کار می‌برند؛ هر یک معرف شرایط و وضعیت خاصی از حوادث است به سخن دیگر محوطه نمایش تعزیه نشان دهنده یک فضای ذهنی و تصوری است که حرکات و گردش و جابجایی بازیگران معنا و مفهوم معینی را به نمایش می‌گذارد.

تعزیه و مردم

از آغاز پیدایش تعزیه مردم ایران برای آن قداست خاصی قائل بوده‌اند به نحوی که این قداست و احترام در اجزاء و عناصر تشکیل دهنده آن ساری شده است. علی‌رغم نشیب و فرازهایی که در برگزاری آیین نمایشی تعزیه در طی تاریخ وجود داشته و پادشاهان و حکام گاه آن را ممنوع و زمانی آن را به خود اختصاص داده‌اند ولی مردم ایران در احداث حسینه‌ها و تکایایی که اختصاص به اجرای مراسم تعزیه دارد همت گماشته‌اند. به این سبب به همت معماران ماهر و مخلص و مردم مؤمن و پیرو خاندان علی (ع) با همکاری و همیاری یکدیگر بناهای با شکوهی را احداث کرده‌اند. آنها به مناسبت اعتبار و ارزشی که برای حسینیه‌ها و تکایای محل برگذاری آیین نمایشی تعزیه قائل‌اند منابع درآمدی را هم به منظور حفظ و نگهداری این اماکن اختصاص داده و اصطلاحاً «وقف» کرده‌اند. کلیه لوازم و ابزارهای تعزیه مانند علم، علامت، نیزه، شمشیر، لباس، کلاه خود، فرش و... به وسیله مردم ساخته یا خریداری شده و به حسینیه‌ها اهداء شده‌اند این اشیاء در اتاقی نگهداری می‌شوند که در مجاورت حسینیه قرار دارد و «بقعه» نامیده می‌شود.

نظر به اینکه ماه‌های قمری دارای گردش سالیانه هستند و آیین‌های عزاداری و تعزیه در فصول مختلف سال تغییر می‌کند حسینیه‌های محل برگزاری تعزیه غالباً شامل دو مجموعه روباز و سرپوشیده است که به اقتضای فصل از آنها استفاده می‌شود.

با آنکه آیین‌های سوگواری و تعزیه یک آیین و رسم مردمی است و فرودست و زیردست نمی‌شناسد ولی متأسفانه جایگاه استقرار تماشاچیان در تعزیه بر حسب نقش و منزلت


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۲۰۵

اجتماعی افراد طبقه بندی شده است مثلاً مناطقی که از معماری و تزئینات بهتری برخوردار است جایگاه نشستن مالکان، خانها و عمدتاً طبقه متنفذ جامعه است. مناطقی دیگر مثل کف حسینیه و یا پشت بام جایگاه استقرار مردم عادی است.

کلیه اشیاء و ابزارهایی که در تعزیه مورد استفاده قرار می‌گیرند مورد احترام مردم‌اند و حتی به قصد تشفی به آنها نزدیک می‌شوند آنها را لمس می‌کنند، حتی از آبی که در تشت به عنوان نماد رود فرات ریخته شده با اخلاص کامل می‌نوشند و برای تبرک به بیماران می‌دهند. کفنی که شهادت خوان بر تن کرده مبارک است و پس از تعزیه مردم به طرف شبیه که کفن را بر تن کرده هجوم می‌آورند تا آن را پاره کرده و تکه‌ای از آن را برای تبرک نزد خود نگهدارند. مردم به محل و تابوتی که در تعزیه یا آیین‌های دیگر سوگواری حمل می‌شود پارچه‌های الوان و گران‌قیمت آویزان می‌کنند و به عنوان یک شیء مقدس از آن یاد می‌کنند. هدف مردم از شرکت در فعالیتهای تعزیه اجر بردن، شفا، شفاعت گناهان و ثواب است، مردم که به طرق دیداری و شنیداری شاهد اجرای نمایش حوادث کربلا و... هستند در زمان‌های لازم با تعزیه خوانان همگام و همنوا می‌شوند و از طریق همسرایی اثرات روانی آن را مضاعف می‌کنند در چنین حالتی است که شمر تحت تأثیر فضای معنوی تعزیه قرار می‌گیرد فریادش را بلندتر می‌کند و شهادت خوانها مظلومانه‌تر و غم انگیزتر می‌خوانند. فرآیند این کنش متقابل مهیج‌تر شدن صحنه‌ها و افزایش اندوه و ماتم مجریان و تماشاگران است تا جائی که فریاد کودکان «العطش، العطش» و «هل من ناصر ینصرنی» شهادت خوانان، فریاد و شعار همگان می‌شود به نحوی که شبیه خوانان و تماشاگران از یک وحدت و همدلی برخوردار می‌شوند و قابل تفکیک نیستند.

عبارات، اشعار و اصطلاحاتی که در تعزیه به کار برده می‌شوند در فرهنگ عمومی مردم حضور یافته‌اند مثلاً وقتی کسی را به قساوت متهم می‌کنند او را شمر می‌نامند، چون به دستور یزید آب را بر خانواده امام حسین (ع) بستند کسی که فرد یا افرادی را از نعمتی محروم کند او را «یزید» می‌نامند، وقتی کسی عبوس و ترشرو باشد به « ابن ملجم» قاتل حضرت علی (ع) تشبیه می‌شود. وقتی کسی بدون ترس و به طور ناگهانی به مجلسی وارد می‌شود و


۲۰۶

سوگواریهای مدهبی در ایران

عملی ستمگرانه انجام می‌دهد او را به حارث (قاتل فرزندان مسلم) تشبیه می‌کنند.^{۱}

شخصیت‌ها در تعزیه

تعزیه چون تقابل حق و باطل است شخصیت‌ها باید نمادی از حق و باطل باشند بنابر اعتقاد شیعیان، خاندان حضرت علی (ع) مبشر حق و خاندان بنی امیه نماد باطل و ظلم و بی‌عدالتی است بنابراین در تعزیه باید شخصیت‌های منتخب واجد صفات و شرایطی باشند که نشان دهنده این تضاد و مبارزه بین آنها باشد.

شخصیت‌ها در تعزیه به وسیله چند عامل شناخته می‌شوند: نوع حدیث، روایت و پیامی که می‌خوانند و از طریق آن هدف و انگیزه کار خوبی را بیان می‌کنند. گاهی افراد دیگر شخصیت‌های مذهبی را مورد خطاب قرار می‌دهند و طی خطابه‌ای به توصیف و تشریح آنها می‌پردازند. القاب و صفاتی که به این شخصیت‌ها نسبت داده می‌شود معرف آنهاست. موسیقی صدای شخصی که در نقش شخصیت معینی بازی می‌کند، نوع حرکات، رنگ لباس و رفتار وی در صحنه‌های گوناگون تعزیه در نمایش نقش اصلی دخالت دارد.

انتخاب شخصیت‌ها باید با شخصیت اصلی داستان مطابقت داشته باشد از این روی شبیه گردانها یا معین البکا بابد به طور کامل با خصوصیات شخصیتی، خانوادگی، اعتقادی و... اولیاء و اشقیاء آشنایی داشته باشند.

شخصیت‌ها در تعزیه نمادی از اولیاء و اشقیاء هستند که به اختصار نمادهای عمده هر یک را معرفی می‌کنیم:

اولیاء

۱. حضرت رسول (ص)

پیامبر اسلام (ص) سرور عالمیان، برگزیده انبیاء و فروغ ابدی و چشمه پر فیض حکمت و معنویت است نهضت عظیمی که این پیامبر عظیم الشأن مبشر آن بود در مسیر اعتقاد و ایمان مذهبی تجلی یافته است که ضامن سعادت جهانیان است.

حقیقت دوستی، عشق به خدای واحد و اشتیاق به اجرای احکام الهی محرک و انگیزه

۱. ر.ک. صادق همایونی، همان‌کتاب، صص ۲۸۰-۲۷۴.


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۲۰۷

.

اصلیش بوده است. آن وجود مقدس عصاره آفرینش و اسوه فضائل و ارزشهاست از این روی در معرفی سیمای ارزشمند وی باید به طریقی عمل کرد که نشان دهنده شأن، نقش و منزلت والای ایشان باشد.

در اشعار و سوگنامه‌ها پیامبر با عبارات و الفاظی چون: احسن البر، فخر زمان، فخر زمین و زمان، محیط عزّ و علا، سپهر شرف، شهریار اوادنی و احمد مختار خطاب می‌شود. ۲. فاطمه زهرا (س)

حضرت صدیقه طاهره دخت گرامی حضرت پیامبر (ص) است. او اسوه زنان عالم و تجلی عصمت، عفت و تقواست ایشان در شبیه‌نامه‌ها اینگونه توصیف می‌شوند:

خیرةالنساء، سیدةالنساء، یتیم خسته دل مصطفی، بضعه رسول خدا، شفیعه روز جزا، نور چشم رسول، نور دیده ثقلین، نهال بوستان هل اتی، گل گلزار رسول، گل ریاض نبی، چراغ اهل بیت مصطفی، نهال گلشن دین، نوگل بستان دین. 3. حضرت علی (ع)

نخستین فروغ امامت و جانشین بر حق پیامبر (ص) است. عمر سراسر پر افتخارش مظهر راستی، عدالت، درستی، تقوا و خدمت به اسلام است. در این راه همه نوع رنج و مشقت را پذیرا شد و لحظه‌ای از ایثار و فداکاری باز نایستاد و سرانجام در این راه شهید شد. در اشعار سوگنامه‌ها القاب و صفاتی به شرح زیر برای حضرت علی (ع) قائل شده‌اند: کاتب وحی و خانه تنزیل، خازن گنج و نامه تأویل، نوگل باغ عز و تمکین، رکن ایمان، ساقی کوثر، شافع صف محشر، شه ابرار، شاه کشور تجرید، ولی الله و...

بخشی از القاب حضرت علی مربوط به رشادت‌های ایشان در میدان نبرد است مانند: شکننده خیبر، شهسوار بدر و حنین، شیر خدا، شه لافتی، صاحب ذوالفقار، خواجه قنبر. ۳. امام حسین (ع)

امام حسین (ع) فرزند حضرت علی (ع) و پیشوای سوم شیعیان است. او اسوه پایداری در مقابل ستم و حمایت از حق است. انگیزه اصلی پیدایی تعزیه به تصویر کشبدن حوادث کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش بوده است. اهمیت این حادثه از نظر آفرینندگان تعزیه به حدی است که هر حادثه دیگری غیر از حادثه کربلا را به عنوان پیش واقعه بیان می‌کنند و سپس به شیوه گریز زدن از کربلا و صحنه‌های دلخراش آن سخن می‌گویند. در اشعار و شبیه نامه‌ها حضرت امام حسین در حالات و شرایط مختلفی توصیف می‌شوند:


۲۰۸

سوگواریهای مدهبی در ایران

۱.گوشواره عرش خدا، پیشوای جن و بشر، امام مشرق و مغرب، گوهر عالم افروز، زهره روشن جبین، نخل گلشن دین، شکوفه چمن باغ حضرت یاسین، ستوده ثقلین، یگانه اوتاد، نور دیده کونین، بدر آسمان جلال، کلید رحمت گنج خدا، گزیده سبحان، خسرو اقلیم وفا، شهریار شهریاران، زیب عرش‌سبحان، شاه‌خوبان، خسرو نامی، منبع علم الیقین، شهنشه دارین، شاه زمان و...

۲. کلمات و عباراتی که توصیف کننده ارتباط امام حسین (ع) با حضرت پیغمبر(ص) است مانند:

عزیز رسول، زینت آغوش رسول، سبط پیغمبر، سرور سینه خیرالنساء - جگرگوشه رسول خدا، گلبن باغ محمد، شمع شبستان احمد، نور چشم پیغمبر، عزیز نبی و... . ۳. مفاهیم و کلماتی نشان از غریبی و مظلومیت امام حسین دارند مانند:

شهید جفا، شاه بی خیل و حشم، شه تشنه لب، ستم رسیده دشت کربلا، تشنه جگر، سلطان بی مددکار، سلطان کم لشکر، شه گلگون، سوار تشنه لبان، شاه شهیدان، سلطان غریبان، غریب وادی کربلا و...

با آنکه برخی از مفاهیم و واژه‌های فوق در حد شأن و منزلت امام نیست ولی می‌توان مفاهیم و مضامینی را یافت که با مفاهیم و ارزشهای اعتقاد اسلامی سنخیت داشته باشند. ۵. حضرت زینب (س)

حضرت زینب خواهر امام حسین (ع) است که رسالتی سنگین‌تر از رسالت برادرش به عهده گرفته بود زیرا ایشان بعد از شهادت برادر و یارانش مبارزه سنگینی را علیه یزید و اطرافیانش آغاز کرد.

القابی که در توصیف حضرت زینب در اشعار و سوگنامه‌ها به کار برده شده به قرار زیر است:

اختر آسمان عفت، بحر کان عصمت، خجسته سیر، ستمگر فلک دون‌نواز، ستمدیده، بلادیده محنت کش روزگار، اسیر محن، غریب بیابان کربلا، زینب زار، خواهر مضطر حسین، دل افسرده، خاتون دل خون. بسیاری از القاب فوق که در اشعار و سوگنامه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند عمدتاً در جهت برانگیختن احساسات تماشاگران و پیروان خاندان علی (ع) است به این علت گاهی الفاظ و عباراتی در توصیف شخصیت قهرمانان کربلا به کار برده


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۲۰۹

می‌شوند که با شأن و منزلت آنها سازگار نیست ولی برای برانگیختن احساسات مردم مؤثر است. مانند:

مسلمانان مرا زینب نگویید

و حضرت ابوالفضل (ع)

مرا محنت‌کش دوران بگویید

حضرت عباس فرزند حضرت علی (ع) و برادر امام حسین (ع) است وی در نمایش شبیه خوانی جوان رشیدی است که رستم صفت همچون قهرمانان شاهنامه به سپاه دشمن می‌تازد.

حضرت عباس در تعزیه و سوگنامه‌ها با عناوین زیر توصیف می‌شود: یل دلاور، میر صف‌شکن، میر غضنفر، سقای تشنه کام، سقای یتیمان، علمدار شهنشه مدینه، علمدار حسین، غلام شاه دین، ماه مدینه و... . ۷. حضرت علی اکبر (ع)

حضرت علی اکبر فرزند امام حسین (ع) است که گفته می‌شود از لحاظ خلق و خری شبیه‌ترین فرد به پیامبر (ص) بوده است. تحت تعلیم و تربیت جدش حضرت علی (ع) و عمویش امام حسن (ع) از شرافت، زهد و وارستگی خاندان خود برخوردار شد جوانی شجاع، سخی و مهمان نواز بود. چون ایشان از شهدای جوان حادثه کربلاست؛ خصوصیات شخصیتی وی در فرهنگ عمومی مردم ایران تأثیر قابل ملاحظه‌ای به جای گذاشته است. ۸، حضرت قاسم (ع)

حضرت قاسم فرزند امام حسن (ع) است که گفته‌اند در حادثه کربلا هنوز به سن بلوغ نرسیده بود. برخی از مقتل نویسان آورده‌اند که قاسم در روز عاشورا چهارده ساله بود.

برخی از تعزیه نامه نویسان نوشته‌اند که امام حسن (ع) علاقه‌مند بوده است که فرزندش قاسم با دختر امام حسین به نام فاطمه ازدواج کند از این روی این امر را در وصیت نامه خود ذکر می‌کند؛ امام حسین نیز علاقه‌مند بود که خواهش برادر را عملی سازد.

با آنکه سند معتبری در تأیید این امر وجود ندارد ولی شبیه‌نامه نویسان مجلسی به نام عروسی قاسم نگاشته‌اند و تماشاگران را در ماتم ناکامی وی شریک و غمگین می‌سازند. نمایش حجله قاسم در تعزیه بیان این حادثه است. ۹. مسلم بن عقیل (ع)

۰


۲۱۰

سوگواریهای مدهبی در ایران

مسلم بن عقیل در مکتب عمویش حضرت علی (ع) و دو فرزند بزرگوارش یعنی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) تربیت شده شجاعت و دلیری خارق العاده او از عمده‌ترین صفات او به شمار می‌رود. دشمنانش او را به شیر صف شکن توصیف کرده‌اند مسلم به عنوان نماینده امام حسین به کوفه می‌رود تا از صحت دعوت کوفیان از امام حسین با خبر شود. وی سرانجام در کوفه به شهادت می‌رسد. ۱۰. حضرت سجاد (ع)

حضرت سجاد (ع) فرزند امام حسین و چهارمین پیشوای شیعیان است وی در جمع اسرای، کربلا به شام رفت و با سخنان پر شورش در بیداری افکار جامعه کوشید و یزید را سخت پریشان کرد به نحوی که گفته می‌شود از ادامه سخنرانی او جلوگیری کردند.

برخی او را فردی مریض، رنجور و افسرده خوانده‌اند به این سبب در اشعار و سوگنامه‌ها با مفاهیم زیر توصیف شده است: غم کشیده بیمار، تب کشیده افکار، عابد بیمار، عابد غم پرور، دل افگار، مبتلای درد و غم، زار و بیمار، محزون و نالان، بسته به زنجیر کین، دل افسرده و...

مضامین دیگری که جنبه‌های مثبت شخصیت ایشان را نشان می‌دهند به قرار زیراند: خضر چشمه عین الحیوة، شهنشه ملک دلجویی، مولای خوبان، سید ساجدین، نکو بنیاد، امام کشور دین، گوهر دریای خوبان، فخر امم و... .

با آنکه شخصیت‌های مذکور در تمام حوادث کربلا حضور داشته‌اند و به اعتقاد شیعیان هرگز در مقابل دشمن رفتاری منفعلانه نشان نداده و برای دفاع از عقیده و ارزشهای اعتقادی و دینی خویش جان فدا کرده‌اند ولی شبیه نامه نویسان برای برانگیختن احساسات مردم و احیاناً ایجاد تحرک و جنبش علیه ظلم حکام زمان خویش به توصیف مظلومیت و ناتوانی آنها پرداخته‌اند به این سبب برخی از سوگنامه‌ها جعلی و اهانت آمیز تلقی شده‌اند و صاحب نظران علوم دینی خواندن این قبیل اشعار را ممنوع کرده‌اند. ۱۱. حر

حربن یزید ریاحی از دلاوران عرب و از بزرگان اهل کوفه بود. هنگامی که امام حسین با اصحاب خود به سوی کوفه حرکت کرد وی با هزار نفر سوار از طرف عبیدالله ابن زیاد مامور شد تا آن حضرت را نزد ابن زیاد ببرد حر در نزدیکی کربلا مأموریت خود را ابلاغ کرد و آن


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۲۱۱

حضرت از رفتن به نزد ابن زیاد امتناع کرد. حر مانع از حرکت امام حسین به کوفه شد اما سرانجام در روز عاشورا از کرده خود پشیمان شد و به یاران امام حسین (ع) پیوست و با سپاهیان یزید جنگید تا کشته شد.

اشقیاء

اشقیاء جمع شقی و به معنی بدبختان، تیره روزان و تبه روزان است.^{۱}

از لحاظ خصوصیات شخصیتی در سوگنامه‌ها و تعزیه نامه‌ها اشقیاء کسانی هستند که علاوه بر شقاوت و بیرحمی دین به دنیا فروخته‌اند و به آخرت نمی‌اندیشند از این روی افرادی نابکار، دنیا پرست، فاقد اخلاق اسلامی و برخوردار از صفات رذیله‌اند.

مهمترین شخصیت‌هایی که با این ویژگی‌ها در سوگنامه‌ها و اشعار تعزیه حضور دارند عبارت‌اند از: ۱. یزید

یزید دومین خلیفه اموی و پسر معاویه است. وی پس از آنکه جانشین پدر شد امام حسین(ع) و دو تن دیگر از سران عرب با وی مخالفت کردند.

امام حسین (ع) مسلم بن عقیل پسر عمّ خود را به کوفه فرستاد، یزید عبیدالله بن زیاد والی بصره را مأمور دفع مسلم کرد و سرانجام والی بصره او را شهید کرد و عمربن سعد ابی وقاص را مأمور جنگ با امام حسین کرد که در دهم محرم سال ۶۱ هجری امام حسین (ع) و هفتاد و دو تن از یارانش به شهادت رسیدند. ۲. شمر

شمربن ذی‌الجوشن از روسای یکی از قبایل عرب و مردی جنگجو بود در واقعه کربلا علیه امام حسین و یارانش جنگید و آنها را شهید کرد، عبیدالله بن زیاد والی بصره شمر را همراه با سر بریده امام حسین (ع) به شام نزد یزید فرستاد. وی در قساوت و بیرحمی شهره خاص و عام بود به نحوی که خصوصیات رفتاری وی در فرهنگ عمومی مردم ایران اثر گذاشته و افراد قسی و بیرحم را به شمر تشبیه می‌کنند. ۳. ابن سعد

۱. محمد معین، همان‌کتاب، ج 1، ص ۲۸۴.


۲۱۲

سوگواریهای مدهبی در ایران

عمربن سعدابی وقاص در سال ۶۱ هجری به امر عبیدالله ابن زیاد والی بصره با چهار هزار سوار از کوفه به کربلا رفت و به دستیاری شمربن ذی الجوشن با امام حسین (ع) و یارانش جنگید و آنها را شهید کرد.گفته می‌شود که وی امر داد تا بر اجساد شهدا اسب بتازند. ۴. عبیدالله ابن زیاد

عبیدالله ابن زیاد در سال ۵۴ هجری به دستور معاویه حکمران خراسان شد. سپس در سال ۶۱ هجری از طرف یزید مأمور جنگ با امام حسین (ع) گردید. وی مسلم بن عقیل را در کوفه کشت بعد سپاهی به سرکردگی عمربن سعدابی وقاص به جنگ امام حسین(ع) فرستاد و آن حضرت و اصحابش را به شهادت رساند.

اشقیاء در تعزیه در جبهه باطل قرار دارند آنها مخالف خوان نیز نامیده می‌شوند و از مشخصه‌های زیر برخوردارند: رنگ لباس که معمولاً قرمز یا زرد است، موسیقی، صدا، چگونگی نواختن طبل، حرکات بدن و طرز راه رفتن.

ترسیم چهره و نمایش ویژگیهای شخصیتی اشقیاء در تعزیه کار موفقی بوده است زیرا آنها در ضمن حالات عصبی و انجام حرکاتی که حکایت از خشونت و جنایت دارد به طرز جالبی مشتاقان و تماشاگران را متأثر می‌سازند. آنها برای اینکه به تماشاگران بفهمانند که ما شبیه شمر یا یزید و... هستیم ضمن اجرای نقش خود گاهی گریه می‌کنند و با اشعار معینی حضار را از این مطلب آگاه می‌سازند مثلاً وقتی شمر در صحنه حاضر می‌شود و با پوشیدن زره خود را آماده رزم می‌کند چنین می‌خواند: خدا لعنت کند در هر دو عالم شمر ملعون را

شبیه شمر می‌باشم نمایم این زره در بر

به سخن دیگر فقط اولیاء یا موافق خوانها نیستند که اشقیاء را ستمگر خطاب می‌کنند بلکه در بین کسانی که نقش اشقیاء را بازی می‌کنند حالت لعن و ناسزاگویی دیده می‌شود. حتی در بسیاری موارد اشقیاء ابتدا به ستایش اولیاء می‌پردازند سپس به خواندن اشعار خاص رزمی یا متن تعزیه اقدام می‌کنند.

در تعزیه اشقیاء با مضامین زیر توصیف می‌شوند:

ستم کردار، بی‌حیا، بدآیین، ملحد گمراه، رو سیاه بد نهاد، شقاوت شعار، غدّار، بداختر، بدنهاد، بد نژاد، بدسرشت، بد گهر، کافر شریر، خصم اولاد پیغمبر، دشمن ایمان، رو سیاه


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۲۱۳

زشت، جفاکار، دشمن دین خدا، هرزه گو، زشت خود پرست، لعین بدکردار، بی حیای بی دین، عدوی الهی، رو سیاه لعین، شقی انفاس، ملعون نادان، زاده زانی، اهل زنا، سگ کافر، سگ نادان، سگ بی دین و... .

عمدتاً در اشعار و متن تعزیه تکیه بر تحقیر اشقیاء است گاهی این تحقیر و نفرین به حدی است که تعزیه حالت کمدی و فکاهی به خود می‌گیرد.

تعداد مجالس تعزیه

به گفته صادق همایونی تعداد تعزیه‌های اصلی قریب یکصد مجلس است هر یک از تعزیه‌ها از جنبه‌های مختلف شعر، آواز، نکات مذهبی، جنبه‌های اجتماعی، سیاسی، صحنه آرایی، کارکردهای تاریخی، روانشناسی، هنری و... برخوردارند و نیاز به تجزیه و تحلیلی جامع و متناسب دارند.

آن دسته از تعزیه‌هایی که ارتباط مستقیم با خاندان حضرت پیغمبر (ص) و حادثه کربلا و سایر معصومین دارند به قرار زیرند:

۱. تعزیه بنی اسد: شامل ماجرای دفن اجساد شهدا در دشت کربلا به دست قوم بنی اسد است.

۲. تعزیه پشیمان شدن یزید: این تعزیه شامل ماجرای خواب دیدن یزید است. وی روز محشر را خواب می‌بیند و از سرنوشت شوم خود آگاه می‌شود وی از فرط وحشت از خواب بیدار می‌شود، از اینکه باعث شهادت امام حسین (ع) شده است اظهار پشیمانی می‌کند. سپس حضرت زینب را می‌طلبد و از او عذر خواهی می‌کند.

۳. تعزیه تولد امام حسین(ع): امام حسین (ع) چند لحظه بعد از تولد در کنار مادرش می‌خوابد، ناگهان مادرش بیدار می‌شود و او را در کنار خود نمی‌بیند، ضمن ناآرامی و اضطراب پدرش حضرت پیغمبر (ص) به او بشارت می‌دهد که حسین در عرش الهی است و جبرئیل او را به آسمان برد. در این تعزیه ماجرای به آسمان بردن حسین (ع) و بیان شرح حال و سرنوشت وی از زبان پیغمبر (ص) نمایش داده می‌شود.

۴. تعزیه شهادت حضرت عباس: حضرت عباس علمدار سپاه امام حسین (ع) برادرش بوده است. در این تعزیه چگونگی محاصره خاندان امام حسین (ع) به وسلیه اشقیاء، بستن آب بر


۲۱۴

سوگواریهای مدهبی در ایران

آنها بویژه اطفال و افراد خردسال و رشادت حضرت عباس برای شکستن محاصره و دستیابی به آب نمایش داده می‌شود. در جریان نمایش این واقعه قطع شدن دستهای حضرت عباس، به دهان گرفتن شمشیر و مشک آب و... تا شهادت نمایش داده می‌شود.

۵. تعزیه حر: حر از سرداران یزید است و اولین کسی است که از سوی عمر سعد وارد جنگ با امام حسین می‌شود وی پس از روبرو شدن با امام حسین و اجرای گفت و شنودهای مختلف تحت تأثیر کلام امام حسین (ع) قرار می‌گیرد از او عذر خواهی می‌کند و به صف طرفداران ایشان می‌پیوندد. تعزیه حرکلیه حوادث مربوط به این امر را به نمایش می‌گذارد.

ر تعزیه خروج مختار: مختار از سرداران یزید است زمانی که وی در جریان ظلم یزید نسبت به خاندان امام حسین (ع) قرار می‌گیرد علیه طرفداران یزید و کسانی که قاتل امام حسین (ع) و یارانش بوده‌اند قیام می‌کند و انتقام خون شهیدان را می‌گیرد. تعزیه مختار شامل نمایش این حادثه است.

۷. تعزیه شهادت امام حسین: این تعزیه شامل نمایش نحوه شهادت امام حسین (ع) در روز عاشوراست. این تعزیه از کاملترین و شورانگیزترین تعزیه‌هاست.

۸ تعزیه شهادت قاسم: قاسم پسر امام حسن (ع) است که تحت سرپرستی امام حسین قرار دارد. گفته می‌شود که امام حسن (ع) وصیت می‌کند که قاسم با دختر امام حسین (ع) ازدواج کند. کلیه جریان به حجله رفتن قاسم در روز عاشورا و شهادت او در این تعزیه به نمایش گذاشته می‌شود.

۹. تعزیه شهادت مسلم: مسلم از پیشاهنگان کاروان کربلا است. در تعزیه مسلم چگونگی به دار آویختن وی و شهادتش در کوفه نمایش داده می‌شود.

۱۰. تعزیه دو طفل مسلم: این تعزیه شامل سرگردانی دو فرزند مسلم بعد از شهادت پدر در کوفه است. آنها در نخلستانها پیدا می‌شوند و به دست حارث به شهادت می‌رسند. رشادت این دو طفل در هنگام شهادت، به طوری که هر یک می‌خواهند زودتر از دیگری کشته شوند، سخت رقت آور و تأثیر گذار است.

۱۱. تعزیه حضرت علی اکبر: در این تعزیه ماجرای جانگداز شهادت علی اکبر پسر جوان امام حسین نشان داده می‌شود.

۱۲. تعزیه مهلت خواستن در شب عاشورا: فرستادگان یزید از امام حسین خواستند که یا با یزید


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۲۱۵

بیعت کند یا آنکه آماده جنگ گردد. این تعزیه شامل چگونگی مهلت خواهی امام حسین برای اخذ تصمیم در شب عاشورا است.

۱۳. تعزیه ورود به شام: بعد از به شهادت رسیدن امام حسین (ع) و یارانش، خانواده او به عنوان اسیر جنگی دستگیر و روانه شام شدند تا به دربار یزید بروند. این تعزیه شامل نمایش ماجرای به اسارت بردن خاندان حسین (ع) و ورود آنها به شام است.

۱۴. تعزیه هفتاد و دو تن: این تعزیه شامل نمایش چگونگی شهادت هفتاد و دو تن یاران امام حسین در روز عاشوراست. آنها یکی پس از دیگری به میدان جنگ می‌روند و پس از جنگ به شهادت می‌رسند.

علاوه بر موارد فوق تعزیه‌های دیگری در زمینه حوادث زندگی اولاد و وابستگان پیغمبر اسلام (ص) و سایر مقدسین وجود دارد که فهرست آنها عبارت است از:

تعزیه وفات حضرت معصومه، تعزیه وفات حضرت زینب، تعزیه وفات حضرت رقیه، تعزیه وفات حضرت خدیجه همسر پیغمبر (ص)، تعزیه شهادت امام حسن، تعزیه وفات امام موسی کاظم، تعزیه ضربت خوردن حضرت علی (ع) تعزیه شهادت امام رضا، تعزیه وفات امام محمد باقر و... .'

یک نمونه مجلس تعزیه

همانگونه که اشاره شد بیش از یکصد تعزیه در زمینه حوادث و رخدادهای مختلف وجود دارد که در اماکنی به نام حسینه یا تکیه روباز یا مسقف به صورت ثابت یا در فضای باز و در حال حرکت، که به تعزیه سیار معروف است، ارائه می‌گردد.

در این قسمت چگونگی اجرای یک مجلس تعزیه ثابت و سیار مطابق آنچه امروزه در مناطق مختلف کشور اجراء می‌شوند آورده می‌شود.

تعزیه شهادت علی اکبر

در این تعزیه علی اکبر فرزند جوان امام حسین (ع) از پدر اجازه می‌خواهد تا به جنگ علیه اشقیاء برود ضمن اینکه در این زمینه حوادثی اتفاق می‌افتد سرانجام علی اکبر به شهادت

۱. ر. ک. صادق همایونی، همان‌کتاب، صص ۳۳۵-۲۹۹.


۲۱۶

سوگواریهای مدهبی در ایران

می‌رسد و پیکر وی به خیمه‌گاه آورده می‌شود.

نمایش تعزیه در روز عاشورا و حمله اشقیاء به امام حسین و یارانش تویسرکان ۱۳۷۴

صحنه تعزیه

در گوشه‌ای از محلی که برای تعزیه خوانی در نظر گرفته شده است چند صندلی یا نیمکت مفروش گذاشته شده است روی یکی از صندلیها یا گوشه نیمکت، امام حسین (ع) با عمامه سبز، عبای مشکی و شال سبز نشسته و در کنار او خواهرش حضرت زینب در حالیکه لباس عربی و نقابی مشکی بر صورت دارد و فقط چشمهایش پیدا است قرار گرفته است. کمی آن طرف‌تر سکینه، که نقش آن را معمولاً پسر بچه دوازده تا هیجده ساله‌ای ایفاء می‌کند، نشسته است. وی نقابی به صورت گذاشته و چارقد سبز به سر بسته و قبای عربی پوشیده است. در گوشه دیگر اتاقی قرار دارد که در حکم خیمه گاه است. در این اتاق حضرت علی اکبر و مادرش حضور دارند. لباس آنها مانند لباس امام حسین و حضرت زینب است.

در وسط میدان سکویی است که با چند قالی یا قالیچه پوشیده شده است. این سکو به


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۲۱۷

عنوان میدان جنگ مورد استفاده قرار می‌گیرد. در کنار این سکو چند اسب ایستاده که همگی، با پارچه‌های رنگارنگ زینت داده شده‌اند. در گوشه دیگر میدان مجلس ابن سعد قرار دارد. وی روی صندلی یا نیمکتی که مفروش شده نشسته است. در کنار ابن سعد و شمر چند نفر دیده می‌شوند که لشگریان او را تشکیل می‌دهند. زمینه لباسشان نیز قرمز است. طبال و نقاره‌چی طبل جنگ می‌زنند. محل استقرار طبالان بالای بام و مشرف به میدان تعزیه است. تماشاگران در اطراف میدان، زنان در یک طرف و مردان در طرف دیگر، نشسته‌اند.

۰

.


۲۱۸

متن تعزیه

سوگواریهای مدهبی در ایران

امام حسین: (با اشاره دست، ساز زن و نقاره‌چی را به سکوت وا می‌دارد و در حالیکه نسخه تعزیه‌خوانی مختص خود را مقابل صورت گرفته در حال نشسته با آهنگی محزون شروع به خواندن می‌کند.)

باز از چه تیره چهره خورشید انور است در ماتم که، دیده کروبیان‌تر است؟ گل از چه چاک کرده گریبان صبر را؟ بلبل به پای گل به فغان از چه رو در است؟ جنت سیاه پوش شده همچو زلف حور طوبی، چرا خمیده و کوثر در آذر است؟

زینب (ع) «در حالیکه از جا برمی‌خیزد و قدم می‌زند»: ای چرخ تیره از ستمت عرش داور است بنگر حسین را زچه با ناله اندر است خود می‌کنی نظاره حسین جان گزیده باد غلطان به خاک و خون، تن عباس سرور است بر فرق فرقدان ننهی پا تو، از غرور از تشنگی حسین، مرا دل در آذر است

ای چرخ تیره از ستمت عرش داور است بنگر حسین را زچه با ناله اندر است خود می‌کنی نظاره حسین جان گزیده باد غلطان به خاک و خون، تن عباس سرور است بر فرق فرقدان ننهی پا تو، از غرور از تشنگی حسین، مرا دل در آذر است

امام حسین: «در حالیکه از جا بر می‌خیزد و برابر خواهرش می‌ایستد»: خواهرا، در روز محنت چون تو هستی یاورم زحمتی دارم به تو، ای یادگار مادرم زحمت ای خواهر بکش اندر زمان واپسین ام لیلای جگر خون را بیار اندر برم

زینب (اَهسته اهسته به طرف خیمه (اتاق) که‌ام لیلا در آن است راه می‌افتد و دستهایش را با حسرت و تأسف تکان می‌دهد):

آه صبرم شد برون از دل بشد هوش از سرم ام لیلا، از برای چیست؟ خواهد سرورم


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۲۱۹

ای عروس فاطمه، ای ام لیلای غریب در کجایی؟ کرده احضارت امام محشرم

(در این هنگام ساززن ساز می‌زند و نقاره‌چی طبل می‌نوازد و ام لیلا خود را برای بیرون

آمدن آماده می‌کند، همین که‌ام لیلا بیرون آمد ساز و نقاره خاموش می‌شود.) ام لیلا (در حالیکه به طرف مجلس امام می‌رود، دستهایش را تکان می‌دهد): ای خدا، آمد صدای عندلیب داغدار زار می‌نالد، مگر آمد خزان در نوبهار می‌کند با چشم گریان ام لیلا را خبر آنکه از دستان او دارد هزاران داستان ای زنان بی پسر بهر خدا یاری کنید کز غم اکبر شود آخر، دو چشمم اشکبار

.

(زینب و ام لیلا به هم می‌رسند و تماشاگران، بخصوص زنها در این موقع زار می‌گریند.) زینب:

ام لیلا از چمن آرای این خرم بهار حکم شد تا عندلیب آید برون از لاله‌زار کرده احضارت شه بطحاء امام محترم باشد او چشم انتظارت با دو چشم اشکبار

(زینب و ام لیلا هر دو به نزد امام می‌روند، زینب روی یکی از صندلیها می‌نشیند و ام‌لیلا برابر امام می‌ایستد.) ام‌لیلا:

سلام ای شهریار کشور جان سلام ای پادشاه کل ایمان چرا گریان به هر جانب کنی رو؟ چرا بنهاده‌ای سر را به زانو؟ غریبان سر به زانو می‌گذارند غریبان اشک تر از دیده بارند


سوگواریهای مدهبی در ایران

۲۲۰
من ای آقا غریب این دیارم
بباید سر به زانویم گذارم
امام حسین «در حال نشسته»:
علیک ای محرم خلوت سرایم
انبس و همدم درد و بلایم
به زانویم گذارم من از این سر
که هستم بی‌کس و بی‌یار و یاور
نمی‌بینی که گلزارم خزان شد
تهی از بلبلم این گلستان شد؟
گرای لیلا نگریم پس چه سازم؟
بسان شمع، دایم در گدازم
ام لیلا «قدم زنان»:
به قربان تو و بی‌یاری تو
فکند آتش به جانم زاری تو
. بلی دانم که بی‌گل گشته باغت
شنیدم آنکه می‌زد طعنه داغت
به غیر از گریه و افغان و زاری
نمی‌آید زدستم هیچ کاری
امام حسین:
عروس برج عصمت ام لیلا
همای برج عفت ام لیلا
مکن افغان و زاری، چیست مقصود
نگردد زخم دل از گریه بهبود
بگو با من به فردای قیامت

چه احسان می‌کنی در حق امت؟


۲۲۱ انواع سوگواری و ساختار آن در ایران
ام لیلا:
یا حسین از بهر امت دیده را تر می‌کنم
عرض من بشنو چه در فردای محشر می‌کنم

نوجوانی دارم و صد آرزو دارم به دل دیده قدرش چقدر از دیده گوهر می‌کنم می‌کنم او را به قربان عزاداران تو شیعیان را من خلاص از قید آذر می‌کنم من زنی هستم به این بخشش

گر این بخشش کم است
نیستم چیز دگر، ورنه فزونتر می‌کنم
امام حسین:
مرحبا لیلا که فخر از روز محشر می‌کنی

خدمت شایسته بر زهرای اطهر می‌کنی چون نمودی نوجوانت را فدای شیعیان گوئیا یاری تو با جدم پیمبر می‌کنی حال می‌گویم که آسان نیست مرگ نوجوان نوجوانم را کفن از چیست در بر می‌کنی گر کفن پوشش کنم دیگر نگویی یا حسین نوجوانم را کفن از چیست در بر می‌کنی ام لیلا:

اگر چون عود سوزان داغ ازین ماتم جگر دارم چه سایه بر تو ای آقا به سر دارم به سر دارم جوان خویش را کردم فدای شیعیان تو ولیکن یک توقع ای امام بحر و بردارم نسازی منعم از گریه برای آنکه می‌دانی غریبم، بی‌کسم، پیرم، حسین جان یک پسر دارم


سوگواریهای مدهبی در ایران ۲۲۲
امام حسین:
چه می‌دانی که من بی‌اکبرم شامم سحر دارم
من ای لیلا جوانم را زجانم دوستتر دارم
پدر کی می‌تواند مرگ فرزند جوان بیند
خصوصاً من که هفتاد و دو داغ اندر جگر دارم
برو لیلا صبوری پیشه کن در ماتم اکبر
تو یک جا در نظر داری و من صد جا نظر دارم
طلب کن در حضورم خواهر ای زینب، جوانم را
که بر او حسرت شادی و من خونین جگر دارم
زینب «در حالیکه به طرف خیمه‌ای که علی‌اکبر درآن است به راه می‌افتد»:
ای نوگل بستان حیدر
وی نور بصر، علی اکبر
بابت بسویت پیام داده
او منتظر تو ایستاده

علی اکبر «قدم ورچین به سوی مجلس امام به راه می‌افتد و با دست اشاره به میدان می‌کند»:

ای زمین کربلا، ای خصم آل بوتراب
ای که شستی روی اولاد علی از خون ناب
با که کردی ای سپهر کینه‌جو اینگونه ظلم
تشنه بابایم حسین و در کنارش نهر آب
فریاد از غریبی و بی‌یاری حسین
وز ناله‌های دمبدم و زاری حسین
امام حسین «در حالیکه به علی اکبر می‌نگرد و به طرفش می‌آید»:
آه می‌آید علی اکبر ولی گریان چرا
تر زآب دیدگانش صفحه دامان چرا؟
همچو بلبل ناله دارد آن گل باغ بهشت
سرو بستانم نمی‌دانم بود پژمان چرا؟


.

۲۲۳

انواع سوگواری و ساختار آن در ایران
علی اکبر «با احترام در برابر پدرش می‌ایستد»:
السلام ای شرح متن کاف وها و عین و صاد
السلام ای گل نچیده از گلستان مراد

بینمت گردیده‌ای عازم به سوی رزمگاه الحذر ای شهریار از قوم زشت نابکار کی به آقا می‌سزد زحمت به وقتی باشدش جان فدا همچون علی‌اکبر، غلام خانه‌زاد امام حسین: «روی نیمکت یا صندلی می‌نشیند» السلام ای نوگل بستان و نور چشم من ای فدای قد و بالایت هزاران جان من آفرین ای نور چشمم آفرینت صد هزار مرحبا بر مادر نیکو لقایت کت بزاد علی اکبر «با التماس»:

ای پدر جان هوس رفتن میدان دارم سر و جان باختن اندر ره جانان دارم شوق دیدار عزیزان و رفیقان دارم سر در این کار نهم تا که به تن جان دارم دلم از غصه ایام به تنگ آمده است شیشه طاقتم از غصه به سنگ آمده است امام حسین:

مرو ای سرو روانم که دلم پر خون است مادر پیر تو لیلا زغمت مجنون است حالت عمه غمخوار تو دیگرگون است خواهر زار تو از غصه دلش پرخون است مادر و عمه و خواهر زغمت بی‌تابند هر سه در بوته هجران تو اندر تابند


۲۲۴
علی اکبر: «قدم زنان و گلایه‌آمیز»:
ای وای بر احوال کسی کز نظر افتد
ماتم زده طفلی که زچشم پدر افتد
دیگر به چه کار آیدم این اسپر و شمشیر
گفتم که مگر روز جدل کارگر افتد
بی‌اسلحه اکنون به سوی جنگ روانم
تا نام من از عرصه ایام برافتد
امام حسین: «شکوه کنان و دردمندانه»:
آرزو داشتم از مهر کنم دامادت
زغم و غصه ایام کنم آزادت
در شب عیش کنم جان پدر دلشادت
صبح دامادیت آیم به مبارک بادت
گل نشکفته من زود چرا پژمردی؟
همره خود به لحد حسرت شادی بردی؟
علی اکبر:
می‌روم تا که کنم یاریت از راه وفا
اندرین دشت بلا، جان کنمت من به فدا
جان بابا تو حلالم بکن از بهر خدا
که روم جانب میدان بر آن قوم دغا
زندگی بهر من امروز به من دشوار است
بی تو یک لحظه چنانم به جهان دشوار است
(در این زمان علی اکبر از پدر فاصله می‌گیرد که عازم میدان شود.)
امام حسین: ساعتی صبر کن ای راحت جان من زار
علی اکبر: نیست دیگر به دلم جان پدر صبر و قرار
امام حسین: نیست ای جان پدر وقت سفر رفتن تو
علی اکبر: وقت بگذشت پدر، دست من و دامن تو

.


۲۲۵ انواع سوگواری و ساختار آن در ایران
امام حسین: این بلایی که تو گویی به من ارزانی
علی اکبر: آری آقا، به بلا هست بلا گردانی
امام حسین: آرزو داشتم از دل که تو دلشاد شوی
علی اکبر: عشرت آن است که من کشته تو دلشاد شوی
امام حسین: مادرت خواست حنای تو ببندد به جهان
علی اکبر: گو ببندد به کفش خون من تازه جوان
امام حسین: مادرت خواست لباس تو بپوشاند آه
علی اکبر: گو تدارک کند از مردن من رخت سیاه
امام حسین: مادرت داشت هوس این قد موزون بیند

علی اکبر: بدن بی‌سرم ای غمزده در خون بیند

(در این هنگام علی اکبر (ع) پدر را راضی می‌بیند، در حالیکه آهنگ صدایش عوض می‌شود، خطاب به اهل بیت):

شکر که از فضل حق، کام دلم شد روا در ره امت شوم، کشته زتیغ جفا اهل حریم حسین، نوبت اکبر رسید جمله حلالم کنید از ره مهر و وفا

زینب «که پس از احضار برادرزاده، به اتاقی موسوم به خیمه‌گاه رفته بود به سوی برادرزاده می‌آید»:

زینب:

زینت آغوش من، آه علی اکبرم سرو قباپوش من، آه علی اکبرم عمه محزون تو، باد به قربان تر نور دو چشمان من، آه علی اکبرم

علی اکبر «در برابر زینب قرار می‌گیرد و با لحنی سوزناک»: زمانه تنگ بر اولاد بوتراب گرفت عذار سبزخطان جای بر تراب گرفت


سوگواریهای مدهبی در ایران

۲۲۶
بداد دامنم از کف، دلم زجان سیر است
حلال کن تو مرا عمه، غم شباب گرفت
ستاده گردن کج، باب زارم ای عمه
کز عکس نور رخش بهره آفتاب گرفت
(علی اکبر عازم میدان می‌شود)
زینب:
علی اکبر فدایت عمه زار
زمانی عمه جان پایت نگه‌دار
(سپس زینب به طرف امام به راه می‌افتد)
زینب: برادر اکبرت عزم جدال کوفیان دارد
امام حسین: بلی خواهر، به دل میل و هوای حوریان دارد
زینب: برادر جان نظر بر عارض یوسف مثالش کن
امام حسین: برو خواهر به جان من، زجان و دل حلالش کن

زینب: برادر جان، نظر بردارم ا ز روی چو ماه او امام حسین: برو خواهر بکش سرمه به چشمان سیاه او زینب: برادر جان ندارم تاب هجران علی اکبر امام حسین: چه سازم بر سرش افتاده شوق روی پیغمبر

زینب: «در حالیکه ناراحت است از اینکه نتوانسته به وسیله امام، علی اکبر را از رفتن به میدان باز دارد، قدم زنان و شکوه‌کنان»:

خداوندا چه سازد زینب بیچاره گریان مرا بر تن بود (بادا)! هزاران درد بیدرمان بیا ای ام لیلا یک دمی از خیمه گه بیرون نظر کن اکبر خود را که عازم گشته بر میدان

ام لیلا: «هراسان از خیمه بیرون آمده و رو به روی علی اکبر می‌ایستد»: آه ای تازه جوان یوسف گل پیرهنم گل نشکفته من اکبر شیرین سخنم

.


۲۲۷

انواع سوگواری و ساختار آن در ایران
تو مرو از برم ای غنچه نازک بدنم
تو روی جانب میدان و رود جان زتنم
گر روی جانب میدان تو ایا نیک صفات

من هم آیم، سر بی‌مقنعه مادر به قفات علی اکبر:

علی اکبر:

آه‌ای مادر محنت‌کش و غم پرور من بنشین لحظه‌ای از راه وفا در بر من دمی از مهر بنه بر سر زانو سر من سیر بنگر به سر و زلف و رخ انور من پدرم بی‌کس و بی‌یار و مدد کار شده روز بر چشم من اینک چو شب تار شده نیلی از ضرب طپانچه تو مگردان رو را چهره مخراش، پریشان منما گیسو را

(در سراسر گفتگو و مکالمه علی اکبر و ام‌لیلا در جهت مخالف هم رفت و آمد می‌کنند) ام لیلا:

پای مهد تو چه شبها که به روز آوردم طفل بودی و تو را، تازه جوانی کردم هیجده سال تو را از دل و جان پروردم هان منه درد جدایی به دل پردردم نوجوانی تو، من غمزده مادر پیرم گر روی جانب میدان زغمت می‌میرم علی اکبر:

بازگو با من ایا مادر فرخنده سیر خود ده انصاف که در روز جزا، ای مادر جده‌ام فاطمه پرسد اگر از تو که مگر بود لیلا، علی اکبر، زحسینم بهتر؟!


چه جوابش دهی و عذر چه خواهی آورد
پیش جدم تو خجالت زده‌ام خواهی کرد
ام لیلا:
علی اکبر بده عرض مرا گوش
محبت‌های من کردی فراموش
فراموشی نه رسم دوستانست
نه در خورد عزیز مهربانست
علی اکبر فراموشم نمودی
زغصه زار و مدهوشم نمودی
محبت‌های بی‌پایان کجا رفت؟
حقوق مادری برگو، کجا رفت؟
مگر من بد کنیزی بر تو بودم؟
تو را خدمت به جان و دل نمودم
سر گهواره‌ات شبها نخفتم
برایت جان مادر، لای گفتم
که شاید مادرا در روز پیری
تو دست مادر پیرت بگیری
نه مادر، هر که نخلی می‌نشاند
کند تربیتش تا می‌تواند
رطب آرد، خورد، شیرین کند کام
مکن زهرم به جان، مادر در ایام
خبر داری که روز نوبهار است
خبر داری که صحرا لاله‌زار است
خبرداری درختان خنده کرده
خبر داری که گلها غنچه کرده
کنون می‌خواستم با دیده بوسی
نمایم بهرت ای مادر عروسی
مراد من نشد حاصل، فدایت
فلک کرد از من دلخون جدایت
ندارم شکوه‌ای من از خدایم!
شکایت دارم از کرب و بلایم
تو را کرب و بلا از من جدا کرد
مرا با غصه و غم مبتلا کرد
علی اکبر:
الا، ای مادر محزون مضطر
زمانی گوش ده بر عرض اکبر
تو کردی شرح حال خود سراسر
بده گوشی دمی بر عرض اکبر
تو فرمودی که نوروز و بهار است
بلی، دانم که صحرا لاله‌زار است
تو فرمودی که گلها غنچه کرده
بلی، دانم درختان خنده کرده
خبرداری که عباس عمویم
بشد صد پاره اندر پیش رویم؟
توقع دارم ای محزون مضطر
تو خود پوشی کفن بر جسم اکبر
بگردانی تو بر دور حسینم
کنی قربان شاه عالمینم
حیف زود از برم ای سرو روان رفتی تو!
کام نادیده از این دار جهان رفتی تو!
من شدم پیر، دریغا که جوان رفتی تو!
چشم بستی زجهان، سوی جنان رفتی تو!


۰

سوگواریهای مدهبی در ایران،

۲۳۰
علی اکبر: الا، ای مادر محزون و افگار
ام لیلا: بلی ای نوجوان ماه رخسار
علی اکبر: مگر مادر ز اکبر دل گرانی؟
ام لیلا: بلی، با من عجب نامهربانی
علی اکبر: محبت‌های بی‌پایان کجا رفت؟

ام لیلا: حقوق مادری برگو کجا رفت؟

علی اکبر: بیا در کنج خلوت از محبت
ام لیلا: چه منظورت بود از کنج خلوت؟
علی اکبر: دگر یک مطلبی دارم به دوران

ام لیلا: بگو تو مطلبت، ای راحت جان علی اکبر: بکن شرطی که بر بابم نگویی ام لیلا: نمی‌گویم، اگر با من بگویی علی اکبر: نسازی نزد بابم شرمسارم ام لیلا: بگو ای نوجوان گلعذارم علی اکبر: سلام از من رسان دختر عمویم ام لیلا: کبابم ساختی ای نیک خویم علی اکبر: خوشا روزی که بر من نامزد بود ام لیلا: امان از این کلامت رفتم از خود علی اکبر: چو بیرون آمدیم ما از مدینه ام لیلا: ندیدی تو مگر این بی‌قرینه علی اکبر: بگفت از کربلا زودی بیایی ام لیلا: چرا ای جان مادر بی‌وفایی علی اکبر: چه سازم من اجل مهلت ندادم ام لیلا: امان زین حرف تو از پا فتادم علی اکبر: یک توقع دارم ای مادرکنی شیرت حلال


۲۳۱

انواع سوکواری و ساختار آن در ایران
ام لیلا: شیر من بادا حلالت، ای غزال پر ملال
علی اکبر: گر وطن رفتی سلامم بر رفیقانم رسان
ام لیلا: گر اجل مهلت دهد چشم ای ضیاء دیدگان

علی اکبر: بر سر قبرم بیا مادر فراموشم مکن ام لیلا: از خجالت مردم ای غمدیده مدهوشم مکن علی اکبر: جان مادر می‌روم، اما جدایی زود بود ام لیلا: می‌کنم ای جان مادر، از فراقت رود، رود علی اکبر: اکبر تو رفت، رومادر، سیه بر سر نما ام لیلا: می‌روی مادر تو فکری بر من مضطر نما علی اکبر: رو کنم در جنگ تا آرم دمار از کوفیان ام لیلا: می‌زنم بر سر، زهجران تو با آه و فغان علی اکبر: رفتم ای مادر خداوند جهان یار تو باد ام لیلا: انیس کلبه احزان من علی اکبر چنین این دل مسوزانم علی اکبر دگر به خیمه رجوعی ندارم ای مادر نشینم از غم دل، تا کمر به خاکستر سیاه بر سر خود می‌کنم به دیده تر زنم به سینه و سر، از غمت، علی اکبر گل تازه بر بادم ای رود، رود جوانمرگ ناشادم ای رود، رود ای کرب و بلا خانه خرابم کردی مهمانی ظلم بی‌حسابم کردی ای کرب و بلا دلم به اکبر خوش بود بردی پسرم را و کبابم کردی!

(در این هنگام ام لیلا بر زمین زانو می‌زند و بیهوش می‌افتد.)


۲۳۲

سوگواریهای مدهبی در ایران

علی اکبر: «در حالیکه خودش را بالای سر مادر می‌رساند، خطاب به اهل بیت»:
آئید اهل بیت، که لیلا زپا فتاد
لیلا به یاد مردن این بینوا فتاد
مادر زجای خیز، به قربانی سرت
بنگر به چشم خویش کفن کرده اکبرت
ای باب تاجدار به چشمان پرگهر
یکدم نظاره‌کن تو به لیلای خون جگر
با آهنگی محزون):
الهی چرا نخل من بی‌ثمر شد
نهال امیدم زغم بارور شد؟
محرم، چرا شد به من عید قربان
سیه بخت من از چه در این سفر شد؟

(اهل بیت دور ام لیلا حلقه می‌زنند، چند دقیقه بعد، ام لیلا راست می‌شود و می‌نشیند و

ام لیلا:

جوانی که در سالها پروریدم چرا قابل تیر بیدادگر شد؟ شهنشاه بطحا، فدای تو گردم دلت راضی آخر، به مرگ پسر شد؟ امام حسین «در حالیکه بالای سر ام لیلا ایستاده»: بیا ام لیلا تو خاکی به سر کن دم رفتن است و وداع پسر کن روان شد علی اکبرم سوی میدان بیا و حلالش تو شیر سحر کن برای رفاه گنه کار امت مرا سرخ رو نزد خیرالبشر کن من از بهر جانان طمع زو بریدم تو هم ای ستمدیده قطع نظر کن


۲۳۳

انواع سوگواری و ساختار آن در ایران
ام لیلا:
ایا محترم شهریار رشیدم
مطیع خداوندگار مجیدم

گرفتم که دل کندی از نوجوانم چه سازم که دعوت برایش نچیدم نمودم یکی نامزد از برایش لباس عروسی به قدش بریدم کنون حرف قربانیست و شهادت که از پا فتد نخل باغ امیدم بیا تا امانت سپارم به دستت خیانت نکردم، به جان پروریدم امام حسین:

اگر نخل امید من بی‌ثمر شد نه جرم قضا و گناه قدر شد مرا از ازل فطرت ای ام لیلا چنین عهد با خالق دادگر شد کدر شد مرا، چون ره قادسیه به امداد من مرغ بی‌بال و پر شد تو هم شو رضا بر قضای الهی، که از قدرت شاهد لم یزل شد

ام لیلا «در حالیکه از جا بر می‌خیزد و رو به روی زینب می‌ایستد»: خداوندا، زدستم اکبر تازه جوانم رفت خداوندا عزیزی از کف محزون جانم رفت بیا ای عمه اکبر بچین اسباب عشرت را که اینک از بر من اکبر شیرین زبانم رفت


سوگواریهای مدهبی در ایران

.

۲۳۴

امام حسین «خطاب به‌ام لیلا و علی اکبر»:
مکن تو شکوه ابا مادر علی اکبر
بزن تو شانه به زلف پسر به دیده تر
برو وداع تو بنما علی اکبر من
مکن تو ناله و افغان، ایا حمیده پسر

سکینه «در حالیکه یک سینی که در آن گلاب‌پاش و پارچه‌ای سفید و بازوبند و شانه و حنا می‌باشد، در دست گرفته، به طرف اهل بیت به راه می‌افتد»: به سر دارم خدایا دیده تر سکینه غنچه عیش برادر

(در این هنگام علی اکبر دو زانو روی زمین می‌نشیند و زنان دورش حلقه می‌زنند، یکی سرش را شانه می‌کند و دیگری گلاب به سر و زلفش می‌پاشد): ام لیلا(سرود):

جان مادر، جان مادر، من فدای کاکلت جان من بادا فدای عارض چون سنبلت سکینه(سرود):

جان عمه، جان عمه، من به قربان سرت می‌زنم شانه در این دم، گیسوان عنبرت زینب(سرود):

زینب(سرود):

جان خواهر، جان خواهر، من فدای کاکلت من فدای کاکل همچون گل چون سنبلت

(آنگاه پارچه سفیدی را که از وسط سوراخ است به گردنش می‌اندازند و بالای سرش نشسته و می‌خوانند): ام لیلا:

بخواب ای نور دیده شاد و خرم که بر بالای تو خلعت ببرم در آرم سوزنی از نوک مژگان


۲۳۵

انواع سوکواری و ساختار آن در ایران
کشم من ریسمان از رشته جان
به قد نوجوانی سر و قامت
ببرم خلعت روز قیامت
خوشا روزی که بودیم در مدینه
بریدم رخت شادی با سکینه

مگوییدم دل لیلا چه سنگ است چه سازم بر حسینم کار تنگ است برو، باد صبا اندر مدینه

به صغرا ده خبر از مرز سینه
بگو صغرا کجایی بافسوسی
علی اکبر بپا کرده عروسی
ندانم کی دعا در حق من کرد

نصیب نوجوان من کفن کرد برو جانا، خدا پشت و پناهت دعای سینه ریشان زاد راهت

ابن سعد «از گوشه دیگر مجلس برجا می‌ایستد و خطاب به امام حسین»: ای چشم شفاعت به تو ابنای زمان را وی روی تظلم به تو اوضاع جهان را بگذار جهان یکسره در عالم پیری بفرست سوی معرکه فرزند جوان را یا خود بخرام و برسان بر گلوی خویش از آب دم خنجر من آب روان را

علی اکبر «خلعت سفید پوشیده و رو به روی پدر ایستاده»: شه نینوا که گردون - خدمی است در رکیبت سر و جان من فدای دل زار و غم نصیبت به کجا شدند جدو - پدر بزرگوارت


سوگواریهای مدهبی در ایران ۲۳۶
که نظر کنند و این دم - سفر بلا عزیمت
ز ره محبت ای شه - ده اجازتم به میدان
بده اذن تا فشانم، سر خویش در رکیبت
امام حسین: «رو به علی اکبر»
تو مگو چنین سخن‌ها - به فدای سرو قدت
عوض نفس رود دود - دل از لب لبیبت
دل و جان مستمندان - بگداخت انیس دل
ز بیان جانگدازت - سخنان دل فریبت
تو سوار شو که گیرم - من بی‌نوا رکابت
زقفای تو بگویم - من اذانی از عقیبت

(امام حسین رکاب اسب را می‌گیرد، علی اکبر سوار می‌شود، از سوی دیگر میدان شمر آماده سوار شدن است، بعداز سوار شدن علی اکبر، امام رو به قبله می‌ایستد و زنها در

کنارش):
امام حسین: الله اکبر، الله اکبر
همه جواب بگویند
امام حسین: اشهد ان لااله الاالله
همه جواب بگویند

.

امام حسین: اشهد ان محمد رسول‌الله
همه جواب بگویند
امام حسین: اشهد ان امیرالمؤمنین علی ولی‌الله
همه جواب بگویند
امام حسین: اشهد ان امیرالمؤمنین علی حجت‌الله
همه جواب بگویند
ام لیلا:
الله اکبر ایندم، اکبر رود به میدان
او را محافظت کن، یا رب به حق قرآن


.

۲۳۷ انواع سوگواری و ساختار آن در ایران
یا رب دهم شهادت بر بی‌نیازی تو
ما را امید باشد بر چاره‌سازی تو
فریاد یا محمد از ظلم و جور اعدا
از شر دشمن او را یا رب بشو نگهبان
سرّ خدا، کجایی، در دشت کربلایی
اکبر رود به میدان، این جور اشقیا بین
امام حسین:
برو بابا خدا پشت و پناهت
دعای سینه ریشان زاد راهت
ام لیلا «خطاب به علی اکبر و اسب آن حضرت»
عنان بازکش ای علی اکبرم
شد از رفتنت خاک غم بر سرم
به رفتن چرا باشی اندر شتاب
شوی کشته آخر مکن اضطراب
به دل داشتم آرزو بی‌شمار
شب عیش بندم به دستت نگار
به جای لباس عروسی به تن
چگونه ببینم که پوشی کفن؟
کفن بر تن ام لیلا رواست
کفن بر تن نازک تو چراست؟

علی اکبر «در حالیکه آن را نوازش می‌کند و به سر و پیشانیش دست می‌کشد»:

(به اسب علی اکبر):
بیا ای عقاب، از برای خدا
نگهدار می‌شو جوان مرا
. زنم بوسه بر کاکل و یال تو
خدا یاور و یار اقبال تو


سوگواریهای مدهبی در ایران

۲۳۸
به خاک قدومت گذارم سرم
به دستت سپارم علی اکبرم
چه دیدی به میدان که در وقت جنگ
به اکبر شد از چارسو کار تنگ
بکن حفظ او را زشمشیر تیز
ز میدان تو تا می‌توانی گریز
اگر اکبرم رفت و نامد دگر
کنم از فغان گوش افلاک کر
(به علی اکبر):
بشو یکدم ای نور چشمان من
پیاده ازین اسب و ای جان من

نشین بر زمین ای علی اکبرم

به زانوی خود گیر، یکدم سرم
علی اکبر (در حالیکه سوار است):
اگر بار گران بودیم و رفتیم
اگر نامهربان بودیم و رفتیم
شما در خانمان خود بمانید
که ما بی‌خانمان بودیم و رفتیم
برو مادر خدا پشت و پناهت

ام لیلا:

دعای سینه ریشان زاد راهت
الهی نوجوانان بد نبینند
گل عشرت به ناکامی نچینند

علی اکبر (رو به میدان):

ای جماعت این حسینی کاین چنین امروز خوار است نوگل گلزار پیغمبر، عزیز کردگار است


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۲۳۹

خادم راه حق و مخدوم خاص جبرئیل است زیب دوش احمد و عرش برین را گوشوار است اکرم الضیف از پیمبر نیست ای بیرحم امت؟ همچو او امروز مهمان شما در این دیار است

(علی اکبر وارد میدان می‌شود و با اسب دور سکوی وسط میدان می‌تازد شمر از سوی دیگر به صدا می‌آید.) شمر:

ای همه کوفیان و شامیان به صف جدال آمده یک جوان

نور ز رویش تتق کشیده برآسمان
این کلمات را بکنید ورد زبان:

بلغ‌العلی بکماله کشف‌الدجی بجماله حسنت جمیع خصاله صلو علیه و آله

احسن الله تبارک و تعالی - زکدامین افق این ماه برامد - شب یلدا به سرامد - زافق مظهر حق جلوه‌گر آمد - نه خور است این - نه مه است این - زمه و مهر به است این -که ندارد مه رخشنده چنین خال و خط و زلف دلاویز - به گفتن فرح‌انگیز لب لعل شکر ریز -که شد رایت کفار - از آن خوار و نگونسار - هژبران عزاق و عرب از صولت او گشته گریزان - همه افتان - همه خیزان -که شبیه است به پیغمبر ما، احمد مختار «صلوات دسته جمعی مردم و تعزیه خوانان» «اللهم صلی علی محمد و آل محمد» زهی دیده غافل - تاج حقیقت به سرش - جامه سندس به برش - تیغ علی بر کمرش -نیست به جز حیدر اژدر در وضیغم شکن و بت شکن خرمن اشرار - یا ابن سعد، این دفعه پیغمبر به میدان آمده. ابن سعد: نیست پیغمبر ولی شبه پیمبر آمده شمر: کیست شبه مصطفی ای رو سیاه عالمین ابن سعد: شبه پیغمبر علی اکبر گل باغ حسین


۲۴۰

سوگواریهای مدهبی در ایران

شمر: یا ابن سعد این نوجوان حیف است گردد چاک چاک ابن سعد: چاره نبود زانکه از سلطان شامم هست باک شمر: مادرش می‌میرد ای ظالم زداغ این جوان ابن سعد: راست می‌گویی چه سازم کار افتاده گران شمر: چون به دست خود کفن برگردن اکبر نمود؟ ابن سعد: اندر آن صحرا دگر یار و معین بهرش نبود شمر: چون حسین دل برکند زین نوجوان تازه چنگ؟ ابن سعد: کار گردیده است ای ظالم بر آن مظلوم تنگ شمر: در جواب مصطفی گویی چه در حشر ای پلید؟ ابن سعد: رفته کار از دست دیگر این خط و مهر یزید شمر: چیست مضمونش، زبان حال برگو از وفا ابن سعد: حکم کرده ظلم بی‌حد کن به دشت کربلا شمر: چیست تکلیف من ای میر سپه در کارزار؟ ابن سعد: داغ اکبر را به روی سینه بابش گذار

شمر: «در حالیکه سواره رو به طرف میدان می‌آید و نقاره‌چی و ساززن طبل جنگ می‌نوازند»:

نداریم باور کلام تو را قرین باد با ننگ نام تورا روم تا ببینم من این نوجوان که باشد، ز که باشد او را نشان (خطاب به علی اکبر):

ایا نوجوان سرو باغ که‌ای؟ نهال برومند باغ که‌ای؟ مهی؟ اختری؟ از کدامین سپهر؟ که بر دوش و دامن کشیدت به مهر؟ پدر بهر خواندن چه دادت لقب؟


۲۴۱ انواع سوگواری و ساختار آن در ایران
چه نسبت تو را با امیر عرب؟
علی اکبر «در حالیکه سواره روبروی شمر ایستاده»:
منم اختر برج حبل‌المتین
منم گوهر درج علم‌الیقین
منم قوه بازوی حیدری
که دارم نیت شوکت و سروری
شبیه گل روی پیغمبرم
زنسل حسین، من علی اکبرم
شمر: «فریاد کنان خطاب به لشگریان خود»:
عجب عجب به حسین کار گشته یاران تنگ
«در این حال شمر و علی اکبر با شمشیر به یکدیگر حمله و با سپر دفاع می‌کنند.»
که نوجوان خودش را روانه کرده به جنگ
خطاب من به شما ای گروه بی‌پروا
ز راه کینه بگیرید دور اکبر را
«از خیمه شخصی که لباس عربی به تن دارد، به طرف مجلس ابن سعد راه می‌افتد، گویی
از راه رسیده»:
عرب:
الها این چه آشوب و چه غوغاست
سواد لشگری از دور پیداست
روم اندر میان این سیه چال
که شاید مطلع گردم زاحوال
ابن سعد «خطاب به عرب»:
الا یا ایهاالاعراب، حاشانی لمسئولک
واطلبی تسلیمونی کلمونی لمطلوبک، لمبلویک'

۱. مفهوم نشد.


سوگواریهای مدهبی در ایران

۲۴۲
عراق و شامی و کوفی، سپاهی ملحد کافر
محب آل بوسفیان و خصم آل پیغمبر
به این خیل سپه مأمور از نزد یزیدم من
در این صحرا، بنای جنگ ما داریم با دشمن
عرب «در حالیکه روبه روی ابن سعد ایستاده»:
ای مرد، دمی بگبر آرام
ابن سعد: منظور تو چیست اندر ایام؟
عرب: کن واهمه از عذاب داور
ابن سعد: خوفی نبود مرا ز محشر
عرب: ای مرد، از این جوان تو بگذر
ابن سعد: این لحظه زکین ببرمش سر
عرب «از ابن سعد جدا شده و به طرف علی اکبر می‌آید»:
ای تازه جوان تو چهره بنما
علی اکبر: بین دور مرا گرفته لشگر
عرب: ای طفل بکش تو دست از جنگ
علی اکبر: دشمن بنموده عرصه را تنگ
عرب: تو از چه قبیله هستی ای جان؟
علی اکبر: از هاشمیم به حق قرآن
عرب: نام تو چه باشد اندر ایام؟
علی اکبر: ناممم علی اکبر حسین است

عرب: (علی اکبر را می‌شناسد و نامه‌ای را که از مدینه آورده به علی اکبر می‌دهد.) که آه آه شود کور دیده من زار ترا غریب نبینم میان این کفار شوم تصدق جان تو، ای علی اکبر من از مدینه رسول توام ایا سرور کتابتی ز برای تو خواهرت صغری


۲۴۳ انواع سوگواری و ساختار آن در ایران
نوشته به صد آه و ناله و غوغا
علی اکبر «همانطور که سوار است نامه را می‌خواند و بعد»:
دریغ از حالت صغرای بیمار
دریغ از آن علیل بی‌مددکار
چنین صغرا نوشته: کای برادر
چرا قطع نظر کردی ز خواهر؟
بیا بنگر که صغرا در چه حالیست؟
به روی دیده‌اش جای تو خالیست
بکن خدمت به شاه بی‌قرینه
نوازش کن تو خواهر بر سکینه
زهجرت جان خواهر بیقرار است
بیا کاندر رهت چشم انتظار است
ای عرب رو به خیمه‌گاه جلال
که رسم من هم ایندم از دنبال

(عرب به طرف مجلس امام به راه می‌افتد و ابن سعد از جا بر می‌خیزد و فریاد می‌زند):

ابن سعد: بگیرید ای لشگر شیر گیر
شما دور این نوجوان دلیر
عرب: (روبروی امام حسین قرار می‌گیرد)
السلام ای شه سپهر و سما
امام حسین: و علیک ای جوان خوش سیما

عرب: جان به قربانت ای امام امم امام حسین: کیستی از کجا رسی ایندم؟ عرب: قاصدم از مدینه حرمین امام حسین: گو تو مطلب به آه و شیون و شین عرب: من ز صغرا کتابتی دارم امام حسین: آه از آن علیل تب دارم

.


.

سوگواریهای مدهبی در ایران

۲۴۴
عرب: منتظر هستم ای امام عباد
امام حسین: بر قدوم که‌ای نکو بنیاد؟
عرب: از برای جوان علی اکبر
امام حسین: به کجا دیدی ای نکو بنیاد؟
عرب: در میان سپاه خون آلود
امام حسین: تو چه کردی به او زگفت و شنود؟
عرب: گفت: رو سوی خیمه، می‌آیم
امام حسین: ای عرب رو به خیمه‌گاه جلال
که علی اکبرم رسد الحال

علی اکبر «سواره، در حالیکه گردن کج کرده» به طرف امام می‌آید: یا ابتا، یا ابتا، هل الی

شربة من ماء تسقینی. بابا، بابا، از تشنگی مردم به فریادم برس.
امام حسین «در حالیکه علی اکبر از اسب پیاده می‌شود و امام حسین انگشتری از دستش
بیرون آورده و در دهان او گذاشته:»
بیا که در دهنت خاتم رسول مجید
گذارم ای چمن آرای عرصه توحید
علی اکبر «عرب را به حضور می‌طلبد، عرب و علی اکبر رودر روی یکدیگر قرار
می‌گیرند:»
بیا ای قاصد محزون مضطر
عرب: شوم قربانت ای خورشید خاور
علی اکبر: بگو با من تو از احوال صغرا
عرب: نصیب کس نگردد حال صغرا
علی اکبر: یقین آن دل غمین بیمار باشد
عرب: بلی دل خسته و تب‌دار باشد
علی اکبر: چه می‌گفتا به آن افسرده حالی؟
عرب: همی گفتا برادر جات خالی
علی اکبر: کجا دیدی تو او را با غم و آه؟
۲۴۵ انواع سوکواری و ساختار آن در ایران
۰
عرب: نشسته چون غریبان بر سر راه
علی اکبر: چه می‌گفت او دگر از بینوایی؟
عرب: همی گفتا علی اکبر کجایی
علی اکبر: بلی از هجر یاران دل فگار است
عرب: کنون بر مقدمت چشم انتظار است
علی اکبر: دگر بر گو تو ای محزون دلگیر
عرب: ز دختر عم خود یکدم خبرگیر
علی اکبر: بگو از حالت آن زار نالان
عرب: بد او اندر حرم خوشحال و خندان
علی اکبر: فرحناک از چه بود آن زار مضطر؟
عرب: بگفتا نامزد هستم به اکبر
علی اکبر: امیدش قطع شد از جور گردون
عرب: بود چشم انتظارت ای جگر خون
علی اکبر: نشین یک لحظه‌ای با آه و غوغا
نویسم من جواب خط صغرا
سکینه: به سردارم خدایا دیده تر
نچیدم غنچه عیش برادر

(عرب در گوشه‌ای می‌نشیند، علی اکبر با سکینه گفتگو می‌کند.) علی اکبر: مرا یک مطلبی باشد به دوران سکینه: چه باشد مطلبت ای راحت جان؟ علی اکبر: زبعد من تسلی ده به بابم سکینه: به چشم ای نور چشم دل کبابم

. علی اکبر: بگو تو از زبانم با رفیقان

سکینه: کبابم ساختی ای راحت جان

علی اکبر: بگو هر که رود در سیر بستان
سکینه: خدا گردد ترا، جانا نگهبان


.

علی اکبر: غرض خواهر حلالم کن حلالم سکینه: بدان از بهر تو دل پرملالم علی اکبر: به دل یک آرزویی هست خواهر سکینه: چه باشد آرزویت ای نکوفر علی اکبر: بدان خواهر دلم یاد وطن کرد سکینه: ندانم در وطن کی یاد من کرد علی اکبر: به یادم آمده صغرای محزون سکینه: چه باشد مطلبت ای زار دلخون؟ علی اکبر: نویسم نامه‌ای ایندم برایش سکینه: به قربان دل بی‌اقربایش علی اکبر: قلمدانی بیاور جان خواهر سکینه: بگیر از من قلمدان ای برادر علی اکبر «در حالیکه نامه می‌نویسد می‌خواند.»:

الا که می‌برد خبر به شهر من، دیار من که صف کشیده سر به سر عدوی بیشمارمن

سکینه: نویس ای برادرم زقول من به خواهرم که شد سیاه بر سرم زداغ یک برادرم

علی اکبر: نوشته‌ام که از عطش کبوتران نموده غش سمن جوان ماه وش، نشسته در کنار من

سکینه: نویس از غم بلا، امام امان زکربلا

که شد سیاه بر سرم زداغ یک برادرم

علی اکبر: نوشته‌ام سکینه جان، شود تنم به خون طپان

تو شرح نامه را بخوان، دعا رسان به یار من

سکینه: بگو شهید کینه شد، سیه به سر سکینه شد

هجوم اهل کینه شد، خزان شده بهاد من

علی اکبر «در حالیکه نامه را به عرب می‌دهد»:


عرب این نامه را بر در مدینه بده بر دست صغرای حزینه

عرب: بده از کاکلت ای جان جانان
برم سوغات من از بهر صغرا
علی اکبر: بگیر این کاکل و خون گلویم
بده بر خواهر و دختر عمویم
عرب (آهسته آهسته از علی اکبر دور می‌شود):
خداحافظ جان تو ای خجسته لقا
روم به سوی مدینه به ناله و غوغا

علی اکبر «سواره دوباره عازم میدان می‌شود و ساززن و نقاره‌چی طبل جنگ را می‌نوازد»: یا صاحب ذوالفقار، حیدر مددی ای شیر خدا، ساقی کوثر مددی

«جنگ ...»

(علی اکبر و شمر مدتی دور میدان با شمشیر و سپر جنگیده‌اند و علی اکبر در وسط میدان از اسب پیاده می‌شود و روی زمین می‌افتد، توانایی حرکت ندارد، شمر بالای سرش ایستاده و خنجری در دست دارد.)

علی اکبر: مکش ظالم که عمر من تمام است شمر: در عالم زندگی بر تو حرام است علی اکبر: مکش نوباوه پیغمبرت را شمر: به مرگت می‌نشانم مادرت را علی اکبر: بکن صبری که بابم بر سر آید شمر: ندارم صبر گر پیغمبر آید علی اکبر: بکن شرمی ز زهرا و پیمبر شمر: سرت سازم جدا از نیش خنجر علی اکبر: دلم پر آتش است آخر ثوابی شمر: بگو بابت رساند بر تو آبی


سوگواریهای مدهبی در ایران

۲۴۸
علی اکبر: یا ابتا، یا ابتا، یا غریب ارض کربلا
بابا ادرکنی، به فریادم برس
امام حسین: ناله اکبر گلویم را ببست
خواهرا زینب بیا پشتم شکست
جان خواهر ذوالجناحم را بیار
تا روم بر سوی دشت کارزار
زینب «در حالیکه عنان اسبی را گرفته و از گوشه میدان به طرف امام حسین می‌آید»:
بیا بگیر برادر تو ذوالجناحت را
برو سراغ علی اکبر نکو سیما

امام حسین سوار می‌شود و به طرف میدان می‌رود، از علی اکبر فاصله می‌گیرد از فرط اندوه و انقلاب درون و اینکه چشمهایش دید خود را از دست داده: علی اکبر: ای پدر زودی بیا اندر برم امام حسین: در کجایی ای علیِ اکبرم؟ علی اکبر: کن نظر بابا به سوی قتلگاه امام حسین: نیستی پیدا، کنم هر سو نگاه علی اکبر: دل بریدی تو ز فرزند جوان امام حسین: کردمت بابا فدای شیعیان علی اکبر: ای پدر جان شمر می‌برد سرم امام حسین: در کجایی نور چشمان ترم علی اکبر: شمر می‌خواهد که تا رأسم برد امام حسین: چشم بابایت غبار آورده است علی اکبر: گر خلاصم می‌کنی زین ره شتاب امام حسین: دفعه دیگر مرا برگو جواب

«امام به علی اکبر نزدیک می‌شود، شمر که از کار خود فارغ است تا امام را می‌بیند فرار می‌کند، امام از اسب پیاده شده، بالای سر علی اکبر می‌نشیند و سر خونین او را در دامن می‌گیرد»:


۲۴۹

انواع سوکواری و ساختار آن در ایران
بیا بابا ببندم چشمهایت
کشم بر سوی قبله دست و پایت
الهی نوجوانان بد نبینند
گل حسرت به ناکامی نچینند

امام علی اکبر را به روی اسب می‌اندازد و خود عنان اسب را می‌گیرد و از میدان خارج می‌شود:

علی جان، علی جان، علی جان، علی جان، علی جان بیا زینب که اکبر کشته گردید جوان من به خون آغشته گردید زینب:

بیا ای ام لیلای پریشان بکن از بهر اکبر دیده گریان بیامد اکبر از میدان دشمن کنی از دیدن او دیده روشن

نقاره‌چی و ساززن آهنگ عزا می‌نوازند، جسد علی اکبر روی اسب است، در حالیکه دست‌هایش در یک طرف زین و پاهایش در طرف دیگر آویزان است، حوله‌ای که لکه‌های خون رویش است، به روی علی اکبر انداخته‌اند امام حسین عنان اسب را می‌کشد، ام لیلا و سکینه از پشت سر نوحه‌سرایی می‌کنند و همگی در اطراف سکو گردش کرده مجلس هم کم‌کم از هم پاشیده می‌شود، تماشاچیان هم به جنب و جوش و ناله و فریاد می‌افتند. ام لیلا (با نعش علی اکبر):

علی رود، علی رود، علی رود، علی رود، علی رود، زینب (با نعش علی اکبر):

اکبر نادیده مرادم، جوانم، علی رود، علی رود، بی تو دگر زنده نمانم، علی رود، علی رود


۲۵۰

سوگواریهای مدهبی در ایران

سوگواری حضرت علی اکبر و نمادهای جشن و سرورکه به منظور تأثیرگذاری بر تماشاگران به نمایش گذاشته شده است - ساروق، اراک ۱۳۷۵

۱. تحلیل و تفسیر تعزیه علی اکبر

علی اکبر (ع) فرزند جوان امام حسین (ع) است که گفته می‌شود در حادثه کربلا حدود ۱۸ سال داشت؛ از جمله کسانی است که به جنگ با اشقیاء شتافته و شهید شده است.

جوانی، آرزوها، شباهت وی به پیغمبر (ع) [او را شبه پیغمبر می‌گویند هم از لحاظ خصال و هم از لحاظ سیما] و ... چگونگی این واقعه را به یکی از سوزناکترین حوادث کربلا بدل ساخته به این سبب تعزیه علی اکبر (ع) و همچنین تعزیه قاسم (ع) از پرطرفدارترین تعزیه‌ها بشمار می‌آیند.

شبیه امام حسین (ع) در شروع تعزیه به عنوان پیش واقعه از دگرگونی زمان و چگونگی


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۲۵۱

وقوع یک حادثه تلخ خبر می‌دهد. او معصومی است که از مقدرات خویش آگاه است و توانایی پیش‌بینی حوادث را دارد.

می‌گوید: جنت سیاه پوش شده همچو زلف حور

طوبی چرا خمیده و کوثر در آذر است

زینب خواهر امام (ع) از پیام و شکوه برادر آگاه می‌شود و او هم همچون برادر از روزگار و ستمی که بر خاندان حسین (ع) وارد شده و می‌شود، شکوه می‌کند.

حسین (ع) از غم غربت، بی‌کسی، نامردمی و ... از خواهرش می‌خواهد که با او همدردی، و غمخواری‌کند.

در فرهنگ ایرانیان سنت همدردی و غمخواری خواهر نسبت به برادر وجود دارد. در فرهنگ ایران زمین خواهر علاقه بسیاری به برادر دارد، او را حامی و پشتیبان خود می‌داند از این روی جزء مهمترین افرادی است که در درد و رنج به دلجویی و غمخواری با برادر می‌پردازد.

امام حسین (ع) از خواهر غمخوارش می‌خواهد تا مادر علی اکبر (ام لیلا) را که در خیمه به سر می‌برد نزد او بخواند تا از رنجی که بر او وارد خواهد شد آگاه شود.

گفتگوی بین امام (ع)، خواهر و همسرش متضمن شرح بی‌کسی و بی‌یاوری در مقابل اشقیاء است. امام از همسرش، به عنوان انیس و همدم درد و بلایش، می‌خواهد که چاره‌جویی کند، از این روی از او می‌پرسد در روز محشر چه رفتاری با امت خویش خواهی داشت؟ چه پاسخی در مقابل اینهمه رنج و عذاب داری؟

پاسخ ام لیلا بسیار جالب است. او می‌گوید نخست برای امتم گریه می‌کنم سپس فرزندم علی اکبر (ع) را در راه آنها فدا می‌سازم.

پیام مادر علی اکبر تأکیدی بر استمرار رسالت پیامبر (ص) و ارزشهای اسلامی است. او علی‌رغم عواطف و عشق مادری، جوانی فرزند، آرزوهایی که برای فرزند جوانش در سر می‌پرورد بر حقوق امت و اندیشه اعتقادی خویش تکیه می‌کند از امام (ع) می‌خواهد که فقط او را از گریه کردن منع نکند. به این سبب امام به او می‌گوید: «زخم دل با گریه بهبود نمی‌یابد».

حسین (ع) ضمن قدردانی از شجاعت و بزرگواری همسرش به شرح و وصف رنج ناشی از سوگ پسر می‌پردازد و همنوایی با همسرش را آغاز می‌کند.


۲۵۲

سوگواریهای مدهبی در ایران

علی اکبر از خیمه احضار می‌شود. وی پس از روبرو شدن با پدر آمادگی خود را برای جنگ با اشقیاء اعلام می‌کند. اما پدر، مادر و عمه (زینب) طی یک گفتگوی پرشور سعی بر این دارند که علی اکبر را از این کار منع کنند. در نتیجه به ذکر خاطرات و پیامی که از نامزدش رسیده اسّت می‌پردازد. علی اکبر تسلیم هیچ یک از این پیامها و وسوسه‌ها نمی‌شود و بر عزم خویش پافشاری می‌کند. پس پدر به او می‌گوید: آفرین ای نور چشمم، آفرینت صد هزار

مرحبا بر مادر نیکو لقایت کت بزاد

علی اکبر در پاسخ پدر و گفتارهای بازدارنده او می‌گوید:

می‌روم تا کنم یاریت از راه وفا

اندرین دشت بلا جان کنمت من به فدا

تسلیم پدر و مادر علی‌اکبر به سادگی امکان‌پذیر نیست از این روی باز هم گفتگوها و اصرار آنها ادامه می‌یابد تا سرانجام رضایت پدر و مادر برای جنگ در راه خدا جلب می‌شود:

شکر که از فضل حق، کام دلم شد روا

در ره امت شوم کشته زتیغ جفا

در این پیام علی اکبر (ع) خواست خداوند و اراده او را در جلب رضایت پدر مورد توجه قرار داده و از خداوند سپاسگزار است که مقدر کرده است تا در راه امت با اشقیاء، بجنگد و با افتخار کشته شود.

باز هم گفتگوی مادر و پسر با ذکر خاطرات، آرزوها، ادای احترام به مادر و پدر و حلالیت طلبیدن از آنها و ... ادامه می‌یابد؛ در چنین شرایطی ابن سعد که از سران اشقیاء است وارد میدان می‌شود و خطاب به امام حسین (ع) از او می‌خواهد تا فرزندش را به میدان بفرستد: ابن سعد می‌گوید: ... بفرست سوی معرکه فرزند جوان را.

در این زمان پرشورترین گفتگو بین پدر، پسر و مادر انجام می‌گیرد که با ورود شمر به صحنه که همراه با تعریف و تقدیر و ستایش از علی اکبر (ع) است تعزیه جلوه‌ای تازه می‌یابد. شمر می‌گوید:

ای همه کوفیان و شامیان

به صف جدال آمده یک جوان

وی ادامه می‌دهد: (بحر طویل) ... زافق مظهر حق جلوه‌گر آمد، نه خور است این، نه مه است این، زمه و مهر به است این، ... این دفعه پیغمبر به میدان آمده (کنایه از شباهت علی اکبر با پیغمبر (ص) است).

قبل از حضور علی اکبر در صحنه جنگ بین ابن سعد و شمر گفتگویی صورت می‌گیرد که متضمن بی‌علاقگی و بی‌انگیزه بودن آنها برای جنگ با علی اکبر (ع) است ولی ابن سعد


انواع سوگواری و ساختار آن در ایران

۲۵۳

شمر را بنا به دستوری که از جانب یزید صادر شده، به اجرای این امر ترغیب می‌کند: قسمتی از این گفتگو چنین است:

شمر: یا ابن سعد این نوجوان حیف است گردد چاک چاک ابن سعد: چاره نبود زانکه از سلطان شامم هست باک

شمر: در جواب مصطفی گویی چه در حشر ای پلید ابن سعد: رفته کار از دست دیگر، این خط و مهر یزید

بنابر عقیده شیعیان عشق و محبت خاندان علی (ع) در دل همه مسلمانان وجود دارد حتی شمر و دیگران هم که مأمور قتل اولاد علی (ع) بوده‌اند آنچه را که انجام داده‌اند به سبب مأموریت نظامی و سیاسی‌شان بوده است نه به جهت اعتقاد درونی. بدین جهت در تعزیه شبیه شمر، ابن سعد و غیره علی رغم آنکه مأمور جنگ و قتل اولاد و یاران امام حسین (ع) هستند ولی اکراه خود را - ضمن تقدیر و ستایش از مقام و منزلت آنان - نشان می‌دهند. پیام عمده این اندیشه آن است که سخن حق باید گفته شود حتی اگر از زبان دشمن باشد. گفتگویی که از یک طرف بین شمر و علی اکبر و از طرف دیگر علی اکبر با پدر و عمه‌اش (زینب)، تا مرحله شهادت علی اکبر، صورت می‌گیرد نشان دهنده تقابل و تضاد بین عالیترین صفات انسانی و شیطانی است.

شهامت، صداقت، پاکی، تقوا، ایمان، فداکاری، عاطفه و ... رو در روی شهادت، دنیاپرستی، ظلم، سیاهی، تباهی، خشونت و ... قرار می‌گیرند به سخن دیگر مجموعه گفتگوها نمایش جدال تضادهاست به نحوی که نیکی با بدی، روشنایی با تاریکی، انسان با شیطان، شجاعت با شقاوت و ... در ستیزند.

نتیجه آنکه کلیه کارکردهای اعتقادی، سیاسی، روانی، آموزشی، پرورشی، هنری و ... در مجموعه تعزیه علی اکبر (ع) برابر آنچه که در قسمتهای مختلف این پژوهش آمده است عینیت می‌یابند.

عناصر عمده تشکیل دهنده این تعزیه عبارت‌انداز:

۱. امام حسین (ع) به عنوان رهبر نهضت عاشورا، محور اصلی حوادث است؛

۲. شجاعت و شهامت همسر او «ام لیلا» که بخاطر هدف بزرگتری فرزند را به فتلگاه می‌فرستد


۲۵۴

.

سوگواریهای مدهبی در ایران

۳. باور و اعتقاد راسخ افراد مبتنی بر اینکه پذیرش و پیروی از دین خدا مقدم بر پیروی از عواطف و احساسات است

۴. حضور سنن و آداب و رسوم ایرانی

۵. تقبیح از ظالم و ستمگر و رودررویی با ارزشهای والای انسانی ۶. بی‌کسی و تنهایی در مقابل همدلی و یاری رساندن به یکدیگر ۷. ادب و تواضع در مقابل دیگران

۸ تکیه بر بنیاد خانواده و حرمت‌گذاشتن به یکدیگر ۹. مشاوره و گفتگو بین اعضاء خانواده و حتی دشمن و .

تمام مجالس تعزیه نیز همانند تعزیه علی اکبر سرشار از پیامهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، روانی، سیاسی و... هستند که به ترتیب فوق قابل تحلیل و بررسی می‌باشند.

  1. محمد معین، فرهنگ فارسی، ج ۷، ص ۱۱۰۰.