|
|
| خط ۹۸: |
خط ۹۸: |
| خانواده | | خانواده |
|
| |
|
| پژوهندگان خارجی معتقدند که برای روشن شدن وضع اجتماعی و طبقاتی در ایران باید مطالعات گسترده و عمیقی صورت گیرد. ضمن آنکه باید دانست که وضعیت اقتصادی - اجتماعی و در پی آن خانواده در تمام وجوه و اشکال خود در نقاط مختلف ایران در آن زمان یکسان و همانند نبوده است و هر یک از نقاط ایران با توجه به وضعیت جغرافیایی، اقلیمی، نوع فعالیت اقتصادی و معیشتی و... ویژگیهای خود را داشته است که به تحقیقات جداگانهای نیاز دارند. | | پژوهندگان خارجی معتقدند که برای روشن شدن وضع اجتماعی و طبقاتی در ایران باید مطالعات گسترده و عمیقی صورت گیرد. ضمن آنکه باید دانست که وضعیت اقتصادی - اجتماعی و در پی آن خانواده در تمام وجوه و اشکال خود در نقاط مختلف ایران در آن زمان یکسان و همانند نبوده است و هر یک از نقاط ایران با توجه به وضعیت جغرافیایی، اقلیمی، نوع فعالیت اقتصادی و معیشتی و... ویژگیهای خود را داشته است که به تحقیقات جداگانهای نیاز دارند. |
| | |
| ۳. خانواده، ازدواج و خویشاوندی در حماسهها و اسطورههای ایرانی
| |
| | |
| کهنترین شکلِ اسطورهایِ خانواده در داستانِ مربوط به مشی و مشیانه، یا نخستین زوج بشر، یافت میشود. بنا به روایتِ بُنْدَهِشْ، پس از مرگِ کیومرث که نخستین انسان بود و پیش نمونه بشر، از نطفه بر زمین ریخته او، نخستین زوج بشر به شکلگیاهی به هم پیوسته روییدند؛ چنانکه امکانِ تشخیصِ هیچیک وجود نداشت. این دو، با هم درختی شده بودند که حاصلش نژادهایِ دهگونه بشر در قالب یک زن و یک مرد بود. بنا به این روایت، سرانجام، پس از آنکه این دو به هیئتِ انسان درآمدند، هرمزد، مسئولیتهایِشان را اینگونه بدانها آموخت:
| |
| | |
| «مردم اید، پدر و مادرِ جهانیاناید. شما را با برترین عقلِ سلیم آفریدم، جریانِ کارها را به عقلِ سلیم به انجام رسانید. اندیشه نیک اندیشید، گفتارِ نیک گویید، کردارِ نیک وَرزید، دیوان را مستایید».^{۱}
| |
| | |
| به نوشته بندهش، اهریمن که در نزدیکیِ آَنجا در کمین ایستاده بود تا مشی و مشیانه را از راهِ راست منحرفکند، بر اندیشه آنها تاخت و اینگونه بود که آن دو نخستین دروغ را بر زبان آورده و گفتند که اهریمن آفریدگار پدیدههایِ هستی است. از همین لحظه بود که نخستین زوج بشر در زندگی سرگردان شدند؛ و اینچنین بودکه قربانیِ آنان درخورِ ایزدان نبود و پرستشِ دیوان را پیشه کردند. و هرچند که به نوشیدنِ شیر پرداختند و با کندن چاه و گداختنِ آهن و ساختن افزارهایِ چوبی، با یکدیگر درکار سهیم شدند، امّا آن آرامش و پیشرفت و هماهنگی ناشی از این اعمالِ ۱. فرنبغ دادگی، همان، ص ۸۱.
| |
| | |
| | |
| | |
| بررسی منابع و مآخذ
| |
| | |
| ۱۹
| |
| | |
| پسندیده از دیدگاهِ دینِ زرتشتی حاصل نیامد و نتیجه این کارها جز خشونت و شرارت نبود. به هر روی، اعمالِ آنها، دیوانِ اهریمن را چنان نیرومند کرد که به مدتِ پنجاه سال، میل به همآغوشی را از ایشان برگرفتند تا آنکه سرانجام در پایانِ این مدت از سترونی به در آمده و از همآغوشیِ اوّلشانِ کودکانی یافتند که از شدّتِ شیرین بودنِ فرزند داشتن، آنها را خوردند. هرمزد که وضع را این گونه دید، شیرینیِ فرزندان را از ایشان گرفت و شیرینیِ پرورشِ فرزندان را در ذهنشان نهاد. این روایت، در فرجام، نشان میدهد که مشی و مشیانه، بازایشِ نیاکانِ همه نژادهایِ بشر، وظیفه خود را به انجام رساندند.۱
| |
| | |
| آرتور کریستنسن، بر این عقیده است که در اسطوره مشی و مشیانه، دو دیدگاهِ متضاد با هم برخورد کردهاند: آموزههایِ غیر زرتشتی و غیر ایرانی درباره نخستین زوجی که حاملگناه و فساد هستند، و آموزههایِ زرتشتی در موردِ نخستین آدمیانی که پایهگذارانِ کار مفید و تمدن و پیشرفت میباشند.۲ بهرغم او، فکرِ تأثیرگذاریِ گناه بر نحوه تولیدِمثل به تحسین بنمایه تعلّق دارد و اتمام دوره پنجاه ساله سترونی به بُنمایه زرتشتی که در آن به جنبه مثبتِ تولیدِمثل توجه بسیار شده است.^{۳} ماریژان موله نیز خویشکاریِ اصلی مشی و مشیانه را وصلت به قصدِ تحقق تداوم نوع بشر دانسته است^{۴} و سرانجام باید، از هینلز یاد کرد. او به درستی میگوید که در این اسطوره میتوان برخی از مشخصترین تعلیماتِ دینِ زرتشتی را تشخیص داد: دورنمایی از جهان و ازکار و از تولیدمثل.۵ میدانیم که در آموزههایِ زرتشتی، تجرد نه تنها به هیچ روی تقوی محسوب نمیشود، بلکه برعکس عملی است مذموم؛ چرا که «آفرینشِ خوبِ» هرمزد را از افزایش باز میدارد و درنتیجه، موجب غفلتِ از یکی از اساسیترین وظایفِ دینی هر مرد و زن میشود. چنانکه در این اسطوره میبینیم، پس از آنکه رسوایی مشی و مشیانه با ستایشِ دیوان ۱. همان، صص ۸۳-۸۱.
| |
| | |
| ۲. آرِتور کریستنسن، نمونههای نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانهای ایران، ترجمه احمد تفضلی و ژاله آموزگار، ج ۱، تهران: نشر نو، ۱۳۶۳، ص ۸۰. 3. همان.
| |
| | |
| ۴. م. موله، ایران باستان، ترجمه ژاله آموزگار، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۵۶، ص ۱۰۳.
| |
| | |
| ۵، جان هینلز، شناخت اساطیر ایران، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: کتابسرای بابل / نشر چشمه، ۱۳۷۱، ص ۹۴.
| |
| | |
| | |
| | |
| ۲۰
| |
| | |
| خانواده
| |
| | |
| به اوج خود میرسد، به مدتِ پنجاه سال از فرزندزایی محروم میمانند. و حتی هنگامی که پس از به دنیا آمدنِ نخستین فرزندانشان، آنها را میخورند، این هرمزد است که برایِ افزایشِ نوع بشر، این شیرینی را از فرزندان میگیرد و آنها را متوجه پرورششان میکند.
| |
| | |
| توجه به گوشههایی از اسطوره زندگانی زرتشت نیز از چند و چونِ خانواده و ازدواج در اسطورههایِ ایرانی خبر میدهد، بنا به روایتِ کتابِ هفتم دینکرد، میدانیمکه مادرِ زرتشت به نام دغدو با پوروشَسْب، پسرِ پیتر تیرسب پیوندِ زناشویی میبندد^{۱} و از آنجا که هردو آنها به خاندانِ سپتمان تعلق داشتهاند، چنین مینماید که این ازدواج درواقع پیوندی درون خاندانی و به شیوه درون همسرگزینی بوده است. در فصل هجدهم گزیدههای، زادسپرم هم با اشاره به شیوه همسرگزینی زرتشت، درواقع نسبت به آمیختن نژاد فرد با زنی سزاوارِ این نژاد تأکید شده است،^{۲} که این میتواند بر توجه به شیوه درون همسرگزینی اشاره داشته باشد.
| |
| | |
| در حماسههایِ ایرانی، که حکیم طوس با تلاشِ سیساله خود به نظمشان آراسته، خانواده به عنوانِ پایدارترین و تواناترین تشکیلاتِ تمدنِ ایرانِ باستان معرفی شده است. خانواده در این حماسهها بهطورکلّی از پدر، مادر، دختران، پسران، غلامان و کنیزان تشکیل شده است. با مطالعه روایتهایِ حماسی، آشکار میشود که در تشکیلاتِ خانواده، زن چه پیش از ازدواج و چه پس از آن نقش و مقامی والا دارد. و البته این رأیی است برخلافِ نظرِ تئودور نولدکه آنجا که میگوید: «زنها در شاهنامه مقام مهمی را حائز نیستند».۳
| |
| | |
| این بدانمعنا نیستکه ما نقشِ زنان را در سراسرِ شاهنامه یک شکل و همسان بدانیم.^{۴} چه، با بررسیِ فحوایِ روایتِ حماسیِ شاهنامه در مییابیم که مقام زن در ارتباط با هریک ازگونههایِ گوناگونِ زناشویی و تشکیل خانواده، دستخوشِ تغییر میگردد.^{۵} ازدواجهایِ یاد شده در شاهنامه ۱. ژاله آموزگار و احمد تفضلی، اسطوره زندگیِ زردشت، بابل:کتابسرای بابل، ۱۳۷۰، صص ۶۱ - ۶۲.
| |
| | |
| ۲. محمدنقی راشد محصل، مترجم، گزیدههای زادسپرم، تهران: مرسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۶،
| |
| | |
| ص ۳۰.
| |
| | |
| ۳. تئودور نولدکه، حماسه ملی ابران، ترجمه بزرگ علوی، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۲۷، ص ۱۰۳.
| |
| | |
| ۴. این نکتهای است که خجستهکیا هم بدان تأکید کرده است. ر.ک. به: خجسته کیا، سخنان سزاوارِ زنان در شاهنامه پهلوانی، تهران: نشر فاخته، ۱۳۷۱، ص ۱. ۵. وهاب ولی، همان، ص ۱۷۵.
| |
| | |
| | |
| | |
| بررسی منابع و مآخذ
| |
| | |
| ۲۱
| |
| | |
| بیشتر از نوع ازدواجهایِ برون طایفهای و به شیوه برون همسرگزینی به شمار میآیند. ویژگیهایِ عام اینگونه ازدواجها عبارتند از: سفرِ مرد، مخالفتِ خانواده دختر با خواستگار، و گاهی، ماندنِ داماد در خاندانِ عروس.۱ عاملِ مشترک در تمام این ازدواجها نیز از یک خانواده نبودنِ عروس و داماد است. بنا به قولِ شاهنامه، بیشترِ زنانِ نامآوری که با ایرانیان ازدواج میکنند، خارجی و بیگانهاند؛ چنانکه همسرِ پسرانِ فریدون یمنیاند، رودابه کابلی است، فرنگیس و منیژه و جریره و تهمینه و مادر سیاوش تورانیاند، کتایون زنِ گشتاسپ رومی است، و سودابه، مایه بدنامی زنان در شاهنامه، دختر پادشاهِ هاماوران است. دکتر وهاب ولی، با اشاره به برخی ازدواجهایِ شاهنامه که در آنها شوهر بلافاصله پس از ازدواج، زن را ترک کرده و به سرزمینِ خویش بازمیگردد، چنین نتیجه گرفته است:
| |
| | |
| «اکثر این داستانها در میانِ اقوامی به وجود آمده است که قاعدهشان بر زن گرفتن از خارج قبیله خود استوار بوده است، و در شرف انتقال از حالِ حکومتِ خاندانِ مادری (= مادرسالاری) به حالِ حکومتِ پدری (= پدرسالاری) بوده است».۲
| |
| | |
| گونههایِ مختلفِ ازدواج در شاهنامه را میتوان از دو منظر بررسی کرد؛ از دیدگاهِ جامعهشناسی خانواده و ازدواج، و از دیدگاهِ حماسهشناسی تطبیقی.
| |
| | |
| ۱. از نظرِ جامعهشناسیِ خانواده و ازدواج، وجه غالبِ ازدواج در شاهنامه، بر شیوه برونْ همسرگزینی توسطِ پهلوانانِ ایرانی و درونْ همسرگزینی توسطِ زنان ایرانی استوار است. بنابر آنچه از شاهنامه برمیآید، زنانِ ایرانی ازدواج با غیرِ ایرانی را برایِ خود عیبِ بزرگی میدانستهاند و بعید نیست که این نکته واکنشی بوده باشد نسبت به ازدواج دخترانِ ایرانی و یونانیان در عصرِ سلوکی. شرطِ اصلیِ انتخابِ همسر، رضا و رغبتِ دختر اعلام شده، امّا رضایتِ پدر نیز لازم بوده است.^{۳} از داستانهایِ شاهنامه، برمیآید که نظام خویشاوندی بر پدرسویی بودن گرایش داشته و ۱. نمونه ازدواج سیاوش و فرنگیس. ۲. وهاب ولی، همان، ص ۱۷۶.
| |
| | |
| ۳. نمونه ازدواج زال و رودابه. البته این امر بدان معنا نیست که در شاهنامه به ازدواجهای سیاسی برنمیخوریم. برایِ مثال میتوان به ازدواج پسرانِ فریدون با دخترانِ شاهِ یمن اشاره کرد. محمّد مختاری، از جمله محققانِ ایرانی، کوشیده است تا شیوه «برون همسری» در پیوندِ زال و رودابه را در ارتباط با آبینِ پرستشِ خدایانِ مادری
| |
| | |
| | |
| | |
| ۲۲
| |
| | |
| خانواده
| |
| | |
| حتی در مواردی با چند خواهرزنی نیز روبرو میشویم. برایِ مثال، فریدون پس از پیروزی بر ضحاک، زنانِ او را -که دخترانِ جمشید بودند - به دست میآورد و با آنها ازدواج میکند؛ که این ازدواج او با دو خواهر، سه پسر ثمر میدهد: سلم و تور پسرانِ شهرناز، و ایرج پسر ارنواز. خانوادههایِ شاهنامه، عموماً به شکل «خانواده گسترده» یافت میشوند و اگر با اندکی مسامحه، سفرهایِ نظامی مردانِ شاهنامه را شکلِ ابتدایی مسافرتهایِ جوانانِ امروزی برایِ کار به نقاط دور از خانه بدانیم، میتوانیم از وجودِ نوعی «خانواده ستاکی» نیز در شاهنامه یاد کنیم. ۲. از منظرِ حماسهشناسی تطبیقی، آیینهایِ زناشویی در شاهنامه را با شیوههایِ گوناگونِ زناشویی در سنّتِ دینی هندی میتوان برسنجید. در یک طبقهبندیِ کلّی، میتوان آیینهایِ زناشویی مرد و زن در طبقاتِ اجتماعی موجود در هند را به هشت دسته تقسیم کرد: الف) شیوه برهما،^{۱} که در آن پدرِ دختر پس از دریافت پیشکشی شامل پوشاک و زیور، به انتخاب خود دخترش را رسماً به شوهر میدهد؛ ب) شیوه دائیوا،^{۲} که در اَن، پدرِ دختر، درحینِ مراسم قربانی، او را رسماً به مردِ قربانیدهنده شوهر میدهد؛ پ) شیوه اَرشا،^{۳} که در آن پدرِ دختر طی مراسمی دینی و در ازایِ دریافتِ یک یا دو جفتگاو، او را رسماً به شوهر میدهد؛ ت) شیوه پراجاپاتیا،^{۴} که در آن پدرِ دختر، با گفتنِ جمله «شما هر دو پیوندِ زناشویی رسمی با یکدیگر میبندید» به دختر و پسر، دختر را رسماً شوهر میدهد؛ ث) شیوه آسورا،۵ که در آن خواستگار به اختیارِ خود و به اندازه وسعش، مالی در ازایِ زناشویی به دختر یا خانوادهاش میپردازد؛ ج) شیوه گندهرب،^{۶} که در آن دختر و پسر به خواست و اختیارِ خود و با هدفِ جفت شدن برخاسته از
| |
| | |
| در نزدِ اقوام ساکن در ابران در دوره پیش از رسیدنِ آریاییان بدین سرزمین بررسی کند. ر.ک. به: محمّد مختاری، اسطوره زال (تبلورِ تضاد و وحدت در حماسه ملّی)، نهران: آگه، ۱۳۶۹، صص ۱۶۱-۱۵۸.
| |
| | |
| 1. brahma. 2. daiva. 3. arsa.
| |
| | |
| 4. prajapatya. 5. asura.
| |
| | |
| 6. gandharva.
| |
| | |
| | |
| بررسی منابع و مآخذ
| |
| | |
| ۲۳
| |
| | |
| کامِ^{۱} هر دو سو، با یکدیگر پیمانِ زناشویی میبندند؛ چ) شیوه راکشاسا،^{۲} که در آن، مرد پس از زخمی ساختن یا کشتنِ رقبا و دستبرد زدن، به زورِ دخترِ درحالِ فریاد و گریه را از خانهاش میرباید؛ ح) شیوه پائیشاکا،^{۳} که در آن مرد پنهانی با زنی خفته یا بیهوش یا دیوانه نزدیکی میکند، این شیوه پستترین و گناهآلودهترین شکلِ پیوندِ زن و مرد محسوب میشود.۴ لازم به ذکر است که در شیوه «گندهرب»، همسران باید از طبقهای همپایه باشند. «در این شیوه، زن و مرد براساسِ عشق یا خواستنِ متقابل به یکدیگر میرسند، و پنهانی - یعنی بدونِ حضورِ شاهدان و بدونِ دخالتِ پدرِ دختر و فارغ از هرگونه مراسم سنتی یا خواندنِ اوراد - در خلوت با یکدیگر پیوند میسازند».۵
| |
| | |
| در حماسه هندیِ مهابهارت، میخوانیم که شکنتلا به شیوه «گندهرب» همسرِ راجهای به نام دوشنیت میشود،۶ و پدرِ او با این ازدواج پنهانی مخالفتی نمیکند. در شاهنامه نیز، زناشویی رستم و تهمینه به همین شیوه است:
| |
| | |
| «دختر شاه سمنگان رستم را میخواهد و پنهانی به خوابگاه پهلوان میرود و بدون دخالتِ پدر یا موبد در خلوت با مردِ دلخواهِ خود پیوند میبندد».۷
| |
| | |
| ذکر این نکته ضروری است که شیوه زناشویی یاد شده به طبقه جنگاوران اختصاص دارد و در روایتِ شاهنامه نیز رستم و تهمینه هردو دودمانی پهلوانی دارند؛ چرا که شاه سمنگان، به علّتِ محلّی بودنش، خویشکاریِ روحانی ندارد و بنابراین به طبقه جنگاوران تعلّق مییابد. گونه دیگرِ زناشویی به شیوه پهلوانی، سایاموارا^ یا گزینش به اختیارِ خود نام دارد که در آن .
| |
| | |
| 1. kama.
| |
| | |
| 2. raksasa. 3. paisaca.
| |
| | |
| ۴. برایِ توضیح بیشتر در اینباره ر.ک. به:
| |
| | |
| George Dumezil, Mariage indo - Europeeens, Paris, 1979, p.p. 23 - 33.
| |
| | |
| ۵، خجسته کیا، همان، ص ۲۲۲.
| |
| | |
| ۶. میرغیاثالدین علی قزوینی (نقیبخان)، همان، ج ۱، صص ۶۸-۶۳. ۷، خجسته کیا، همان، ص ۲۲۳.
| |
| | |
| 8. sayamvara.
| |
| | |
| | |
| ۲۴
| |
| | |
| خانواده
| |
| | |
| زن یا مرد در گزینشِ همسر، اَزادیِ تام داشته و نیازی به برگزاری مراسم دینی و دخالتِ پدر دختر در جریانِ شویگزینی نیست. در مهابهارت زناشوییکُنتی و پاند به این شیوه است.۱ در شاهنامه نیز زناشویی کتایون و گشتاسپ به همین شیوه برگزار شده است.
| |
| | |
| شیوه هشتم زناشویی، یعنی «پائیشاکا» نیز در شاهنامه جایی برایِ طرح نیافته است و حتی یک نمونه نیز نمیتوان برایِ آن یافت. علّتِ این امر، چنانکه خانم کیا به درستی اظهار داشته: «از آن روی نیست که این رسم به طبقات پستتر جامعه ربط دارد و شاهنامه کارنامه بزرگان است. در شاهنامه چنین صحنههایی نیامده است، زیرا این کتابی است اخلاقی و کردار فرومایگان در ادب و اخلاقیِ شاهنامه نمیگنجد».^{۲}
| |
| | |
| 1. میرغیاثالدین علی قزوینی (نقیبخان)، همان، ص ۱۱۹. ۲. خجسته کیا، همان، ص ۲۲۴.
| |
۲. خانواده در ایران باستان
تحقیقات و مطالعات نشان میدهد که مجموعه زندگی خانوادگی به عوامل اقتصادی و اجتماعی وابسته است و در خانواده مؤثر واقع میشود و نیز از آن تأثیر میپذیرد. ساخت و کارکردهای خانواده دقیقاً به موقعیت نانآور خانواده در فرایند تولید، نوع و میزان درآمد خانواده، شرایط خاص مصرفی که در مناسبات تولیدی شکل میگیرد، رفتارهای مربوط به اوقات فراغت و غیره وابسته است. عوامل اجتماعی به ویژه طبقات واقشار اجتماعی نه تنها بر ساختار درونی نهاد یا گروه و نیز خانواده تأثیر میگذارند، بلکه به نوبه خود سازنده و موجد ساختارها نیز هستند. بنابراین، باید گفت که ساختارهای خانواده نیز با توجه به تعلقات و وابستگیهای طبقاتی یا قشری متنوع است و تا حد زیادی زاییده موقعیت نانآور خانواده در مناسبات تولیدی جامعه است.
آثار نظری و تئوریک موجود بر دو دیدگاه تکیه میکنند: دیدگاه نخست خانواده را به عنوان یک نهاد بررسی میکند و دیدگاه دومین خانواده را به عنوانگروه یا یک خرده نظام مورد بررسی قرار میدهد.
نهادهای اجتماعی ابزار پیوند زندگی اجتماعی هستند. نهادها ترتیبات اساسی و پایه زندگی، را که انسانها در کنش متقابل با یکدیگر پیدا میکنند و از طریق آنها تداوم نسلها ممکن میشود، فراهم میکنند. نهادهای اقتصادی جنبههای معتدد فعالیتهای اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهند؛ فعالیتهای اجتماعی و سایر نهادها نیز متقابلاً بر نهادهای اقتصادی تأثیر میگذارند و در مجموع اوضاع اجتماعی و اقتصادی را در یک جامعه معین تدارک میبینند و نیز سیر تحولات مادی و معنوی بعدی را مساعد میسازند. به طور کلی میتوان گفت که بین نظام اقتصادی - اجتماعی هر جامعه با وجوه و نظامهای دیگر اجتماعی پیوستگی، همبستگی و تعامل وجود دارد.
۱۴
خانواده
با توجه به اینکه بررسی تاریخی و جامعه شناختی خانواده به طور عام بر مناسبات اقتصادی -اجتماعی و تأثیر آن بر تمام جنبهها و وجوه خانواده - با عنایت به اوضاع و احوال، موقعیتها و زمانها و وضعیتها - متکی است. باید دانست که تغییر این مناسبات (اقتصادی. اجتماعی) نیز به تحول و تغییر خانواده در شکل و ماهیت، ساختار و عملکرد آن میانجامد. دانشمندان بسیاری برآنند که مطالعه خانواده و تحولات آن نمیتواند از کلیت اجتماعی و اقتصادی یک جامعه جدا باشد و بنابراین ضروری است که همواره خانواده را در ارتباط با اوضاع اقتصادی - اجتماعی و تاریخی مورد بررسی قرار دهیم.
با توجه به مقدمه کوتاه فوق، خانواده را در ایران قبل از اسلام در چارچوب و قلمرو اوضاع و احوال اقتصادی - اجتماعی به شیوهای نه چندان مطوّل مورد دقت قرار میدهیم.
در جوامع سنتی با بافت قبیلهای و عشیرهای، بیشتر خانوادهها، واحدهای تولیدی نیز به شمار میروند. در هر حال جامعه ایران نیز در دوران مزبور به فعالیتهایکشاورزی، دامداری یا صنایع دستی یا ترکیبی از برخی فعالیتهای یادآوری شده اشتغال داشته است. تحولات و تغییرات پیچیدهای به موازات تحولات اقتصادی و اجتماعی در طول تاریخ مورد نظر رخ داده است. منشأ این تغییرات به روشنی و وضوح معلوم نیست، اما چند عامل را میتوان به عنوان عوامل مهم بر شمرد: تحولات اقتصادی و تغییر انواع فعالیتهای اقتصادی نظیر: میوهچینی، باغداری، شکار، ماهیگیری، دامداری،کشاورزی، صنعت و... و به تبع این تحولات خانوادهها نیز از شکلهایکلانی، قبیلهای، ایلی، عشیرهای، دودمانی، تباری و گسترده عبور کردند و در حال حاضر به خانواده هستهای رسیدهاند.
فعالیتهای عمده اقتصادی در ایران قبل از اسلام بر پایه دامداری،کشاورزی و صنایع دستی استوار بوده که فراز و نشیبهایی را در دورههای مختلف این ایام شاهد بوده است.
نکته با اهمیت در مورد کشاورزی ایران این است که به سبب خشکی آب و هوا و اقلیم برّی، این سرزمین به ویژه در آن ایام، مردم ایران را به مبارزه همیشگی با طبیعت سخت جان و سختگیر محیط خویش مجبور میکرد. برای جبران کم آبی، ناگزیر به حفر قناتها و کاریزها مبادرت میکردند. این مبارزه دائمی با طبیعت نامهربان، بی شک مردم آن روزگار را مردمی سختکوش و قانع بار آورده بود.
بررسی منابع و مآخذ
۱۵
مسعود رضوی درکتاب تربیت ایرانیان در شاهنشاهی دوران پیش از اسلام مینویسد: «... شکار کردن با جنگ افزارهای ناقص قدیمی از قبیل تیر و کمان، زوبین، فلاخن و... از جمله موجبات مهمی است که در ایجاد روحیه پایداری و پایمردی و جنبندگی و کوشش و حتی جنگاوری و رزمجویی تأثیر فراوان داشته است.»
وی در جای دیگر مینویسد: «ایران شناسان متفق القولند که ایران یکی از کهنترین کانونهای زراعتی جهان است...کشاورزی که پایه و اساس زندگی اقتصادی عهد باستان به شمار میرفت در دوران هخامنشیان اهمیت به سزایی داشت... این سنت نیکو در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز معمول و متداول بود...»^{۲}
شواهد بیشماری وجود دارد که نشان میدهد خانواده در نظر ایرانیان مقدسترین نهاد اجتماعی بوده است. شاید اصطلاحاتی از قبیل روشن نگه داشتن اجاق خانوادگی که معطوف به داشتن فرزند صالح است، مأخوذ از رسم نگه داشتن آتش خانوادگی و جلوگیری از خاموشی و افسرده شدن آن باشد...۳
ویل دورانت نوشته است: «فرزند داشتن نیز مانند زناشویی از اسباب بزرگی و آبرومندی بود. پسران برای پدران خود سود اقتصادی داشتند و در جنگها به کار شاهنشاه میخوردند.»^{۴}
، خانواده بر سنت پدرشاهی استوار بود و زن و دختر با مرد و پسر مقام و حقوق برابر . ...»
نداشتند.
.. همچنان که از نقوش ایران باستان بر میآید، و جود تبعیض بین دو جنس و دوری زنان
از فعالیتها و کوششهای اجتماعی را تأیید میکند... خانواده از تولد پسر سخت شادمان میشد، زیرا پسر هم نفع اقتصادی داشت و هم مظهر قدرت خانواده بود که میتوانست در سپاه پادشاه خدمت کند، ولی دختر برای خانواده خود سودی نداشت. «پدران از خدا مسئلت نمیکردند که دختر به ایشان بدهد و فرشتگان دختران را از نعمتهای خداوند به شمار نمیآورند.»۵ ۱. مسعود رضوی، تربیت ایرانیان در شاهنشاهی دوران پیش از اسلام، تهران: مدرسه عالی پاریس، ص ۱۴. 2. همان، صص ۷۱-۷۲.
۳. همان، صص ۲۲۴-۲۲۳.
۴. آرتورکریستین سن، همان، ص ۷۳۴. ۵. ویل دورانت، همان، ص ۵۵۲.
۱۶
خانواده
به علت طبیعت خشن و ناهموار و تفرّق واحهها در مناطق دشوار و سخت و پراکندگی جمعیت و تراکم اندک آن در نواحی شرقی و مرکزی ایران، با وجود توسعه بیش از پیش خانواده در جوامع روستایی، قرنها پیشرفت و تکامل شهرنشینی به تأخیر افتاد. تنها در موارد استثنایی، منطقه جنوبغربی دشت سوزیانا (شوش) بود... از مزایای مشابه دشت متمتع بود.۱
در سرزمین پارسها رشد زندگی روستایی و دامداری و وضع مناسبات تولیدی و تمدن در سطح مادیها نبود. مهمترین فعالیتهای اقتصادی چرانیدن گلههای بزرگ گوسفند و بز در درههای کوهستانها و نگهداری گلههایگاو بود. مراکز مبادلات جوامع روستایی، در هر یک از بخشهای ایران، با سیر ترقی و پیشرفت نیروهای مولده و تکامل روابط تولیدی به نوبت یکی پس از دیگری منجر به جوامع شهری و مراکز قدرت اقتصادی شدند.
تحقیقات نشان میدهند که خانواده هسته مرکزی تشکیلات اجتماعی آریایی بود که ریاست آن را پدر خانواده بر عهده داشت... پس از خانواده، عشیره یا گوترا^{۲} قرار داشت.۳
مرتضی راوندی در تاریخ اجتماعی ایران مینویسد: «با آنکه زنان بیش از نیمی از جمعیت آن روز ایران را تشکیل میدادند، اطلاعات کافی از فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی و حدود قدرت و اختیارات آنها نداریم.»^{۴}
در مذهب زرتشت دوشیزگان و پسران مجرد به ازدواج و تشکیل خانواده ترغیب شدهاند، بنا به مندرجات اوستا: «مردی که زن دارد بر آنکه چنین نیست فضیلت دارد، و مردی که خانوادهای را سرپرستی میکند بر آنکه خانواده ندارد فضیلت دارد.»۵
اوضاع اجتماعی و اقتصادی دودمانهای سلطنتی در قبل از اسلام کم و بیش و با تفاوت نه چندان فاحش مشابه بوده است: جامعه طبقاتی؛ با بافت قبیلهای و عشیرهای، پدرشاهی، تفاوت
۱، غلامرضا انصافپور، تاریخ زندگی اقتصادی روستاییان و طبقات اجتماعی ایران از دوران ماقبل تاریخ تا پایان ساسانیان، [بیجا]، نشر اندیشه، ص ۱۳۲. ۳. مرتضی راوندی، همان، ج ۱، ص ۴۴۱. ۴. همان، ص ۴۷۱. ۵. همان، ص ۴۷۵.
2. Gotrat
بررسی منابع و مآخذ
۱۷
فاحش بین زنان و مردان، بردگی (متفاوت با آنچه در امپراتوری روم وجود داشت)، رواج قدرگرایی و خرافات و در نهایت در پایان هر سلسله، علایم انقراض و شکست با رواج دروغ، فساد، پیروی از هوی و هوسهای حیوانی، پایمال شدن آرمانهای متعالی انسانی، افول وحشتناک وجدان اجتماعی، تشدید اختلافات طبقاتی، ظلم.
...هر فرد زرتشتی دعا میکرد که اهورامزدا فرزندی بدو عنایت کند که وظیفه خویش را نسبت به خانواده و شهر و پادشاه دادگر انجام دهد...۱ رسم تربیت فرزند در خانواده چنان بود که کودکان تا پنج سالگی نزد پدران خود نمیرفتند، بلکه در نزد زنان میماندند تا اگر بمیرند پدران اندوهگین نشوند. فرهنگ ایران باستان اهمیت مادر یا جانشین مادر را در پرورش فرزند به خوبی شناخته است.^{۲} بین زن و مرد و حقوق و مقام آنها در خانواده تفاوت بسیار وجود داشت و این تبعیض در خانوادههای طبقات پایین نسبتاً کمتر و در طبقات بالا بیشتر بود.^{۳}
براساس مدارک و تحقیقات باستان شناسی زن و مرد روستایی در این دوران با هم روی زمین کار میکردند. مدارک نشان میدهند که روی زمینها و در کارهای ساختمانی نه فقط زنان و مردان روستایی بلکه کودکان (دختر و پسر) نیز کار میکردند.^{۴}
بعضی از محققان معتقدند که دین مردم نیز جنبه طبقاتی پیدا کرده بود. ریچارد فرای مینویسد: آتشکدهها که زیارتگاههای مردم ساده ایرانی آن زمان بود مانند سایر مقررات ساسانیان تابع سیستم کاست طبقاتی بود. در آن زمان بزرگترین آتشکدهها که کعبه سهگانه سه طبقه از مردم ایران بود، معروف هستند به «آذر فرنبغ» و «آذرگشنسب» و «آذربرزین». آتشکده نخستین و دومین مخصوص دو طبقه روحانیان و اشراف و سران ارتش و سومی برای روستاییان و مردم عادی.۵
در کل میتوان گفت که حدود و قیود طبقاتی از عهد کهن تا ظهور اسلام در ایران برقرار بود.
۱. مسعود رضوی، همان، ص ۲۲۵. 2. همان، ص ۲۲۵. ۳.، همان، ص ۲۲۷. ۴. همان، ص ۱۸۶.
۵. ریچارد فرای، همان، صص ۳۸۰-۳۷۹
۱۸
خانواده
پژوهندگان خارجی معتقدند که برای روشن شدن وضع اجتماعی و طبقاتی در ایران باید مطالعات گسترده و عمیقی صورت گیرد. ضمن آنکه باید دانست که وضعیت اقتصادی - اجتماعی و در پی آن خانواده در تمام وجوه و اشکال خود در نقاط مختلف ایران در آن زمان یکسان و همانند نبوده است و هر یک از نقاط ایران با توجه به وضعیت جغرافیایی، اقلیمی، نوع فعالیت اقتصادی و معیشتی و... ویژگیهای خود را داشته است که به تحقیقات جداگانهای نیاز دارند.