سوگواری یک نهاد انسانی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۲۶: | ||
2. حوادث تلخ و شیرینی برای رهبران دینی همه ملل و پیروان ادیان مختلف به ثبت رسیده است که به منظور بزرگداشت آن رویدادها در روزهای معینی از سال، مراسم خاصی برگزار میگردد. | 2. حوادث تلخ و شیرینی برای رهبران دینی همه ملل و پیروان ادیان مختلف به ثبت رسیده است که به منظور بزرگداشت آن رویدادها در روزهای معینی از سال، مراسم خاصی برگزار میگردد. | ||
در مذهب تشیع ده روز اول ماه محرم (از ماههای سال قمری) بیستم و بیست و هشتم صفر از جمله روزهای مشخصی است که مراسم سوگواری عمومی برگزار میشود. | در مذهب تشیع ده روز اول [[محرم و دستهگردانی|ماه محرم]] (از ماههای سال قمری) بیستم و بیست و هشتم صفر از جمله روزهای مشخصی است که مراسم سوگواری عمومی برگزار میشود. | ||
۳. حوادث طبیعی و غیر طبیعی که منجر به درگذشت شخصیتهای ملی، میهنی و | ۳. حوادث طبیعی و غیر طبیعی که منجر به درگذشت شخصیتهای ملی، میهنی و | ||
نسخهٔ ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۲۵
مراسم سوگواری وکارکردهای آن
بررسی علمی آداب و رسوم متضمن تحلیل روشنی در باب چگونگی پیدایش و شکل گرفتن آن و درک اهمیت و ضرورت آن در زندگی انسان است.
راه پرداختن به این امر، تحقیق درباره آداب و سنن و شعائر مذهبی است، یعنی آن دسته از اعمالی که کارشان حفظ انسجام و قداست بخشیدن به حوادث و پدیدههای زندگی انسان است مانند تولد، بلوغ، ازدواج، طلاق و مرگ.
آداب و رسوم، سنتها و اعتقادات از این طریق به شیوه زندگی انسان معنا و جهت میدهند. سنتها و رسوم فرد را با سایر اعضاء خانواده، طایفه و قبیله پیوند میدهد و ارتباط او را با مقولات و عوامل مادی و معنوی جامعه حفظ میکند. ریشه اصلی و مؤثر در برقراری این ارتباط پیوند و همبستگی عاطفی است که بین فرد و گروههای مختلف اجتماعی به وجود آمده و به تبع آن استمرار و دوام فرد و جامعه را ممکن میسازد. آداب و رسوم و سنن مختلف اجتماعی و مشارکت فرد در جریان اجرای آن تأثیر عاطفی را مضاعف میسازد. بنابراین، هیچ آیین و رسوم مذهبی، اجتماعی و فرهنگی را نمیتوان یافت که ریشه عمیقی در عواطف اجتماعی انسان نداشته باشد.
اجرای مراسم و سنن اجتماعی متضمن ایجاد ضوابط و مقررات خاص است که شناخت و تحلیل علمی این مراسم و سنن با نظامات، ضوابط و دستگاههای وابسته به آن، ملازمه
۱۸
سوگواریهای مدهبی در ایران
دارد. به سخن دیگر، تحلیل مراسم مذهبی و اجتماعی بویژه سوگواری به منزله نگریستن به نظامات یا دستگاههایی است که محتوا، شکل، وظایف و کارکردهای مختلف آنها را نشان میدهد.
بدینسان هر رسم یا آیین سازمان یافته مذهبی و اجتماعی باید از ادوات و ابزارهای خاص خود، که به وسیله آنها میتواند از عهده تبیین خود برآید، برخوردار باشد. لازم است نظامی از ارزشها، ابزارها، هنجارها و احکام وجود داشته باشد تا از طریق آن اسطورهها و سنتها مورد پشتیبانی قرار گیرند. وجود هنجارهای اخلاقی و اعتقادی مشترک، وابستگان و معتقدان به یک آیین و رسم خاص را به یکدیگر پیوند میدهد و به انسجام و پیوستگی جمعی میانجامد که فرآیند آن اجرای مناسک بر اساس مبانی و اصولی است که آن بنیادهای عقیدتی، مذهبی و اجتماعی را به وجود آورده است.
پذیرش حادثه مرگ به عنوان یک واقعیت و اعتقاد به روح و در نتیجه پیدایش اندیشه و عمل تجلیل از نیاکان و بزرگان ارتباط عمده دین و شعائر دینی را با آداب و سنن اجتماعی نشان میدهد. زیرا کارکرد اساسی انسان در پدیده مرگ اعتقاد به جاودانگی انسان است که از تسلیم او در مقابل مرگ و تباهی جلوگیری مینماید. یکی از عمدهترین شیوههای این مبارزه اجرای مناسک و آداب سوگواری است که کارکرد اساسی آن از طریق تقدس بخشیدن به سنتها تحقق پیدا میکند.
برانیسلاو مالینفسکی رابطه دین و مراسم سوگواری را چنین بیان کرده است:
۱. اعتقاد به جاودانگی نتیجه کشف و شهود عمیق عاطفی است که به وسیله مذهب معیاربندی میشود و از آیین فلسفی سرچشمه نگرفته است. اعتقاد انسان به زندگانی پیوسته یکی از عالیترین هدایای مذهب است... .
۲. آداب سوگواری و رفتارهای مرسومی که بلافاصله پس از مرگ کسی در بین بازماندگانش خودنمایی میکند میتوان به عنوان الگویی از اعمال مذهبی در نظر گرفت در حالیکه اعتقاد به جاودانگی و پیوسته بودن زندگی به جهان عدم را میتوان به منزله نمونهای از اعمال ایمانی به شمار آورد... .
مذهب انسان را از تسلیم شدن در برابر مرگ و تباهی میرهاند و برای به انجام رساندن این مهم، صرفاً از مشاهداتی که در رؤیاها و در عوالم اشباح و تخیلات صورت میگیرد استفاده میکند... .
سوگواری یک نهاد انسانی
۱۹
به نظر وی: اعمال و آداب مذهبی که همراه با صرف غذا و اطعام انجام میگیرند شعائر مذهبی و نثار قربانی، انسان را با نسبت و یا نیروهای برکتدهنده وفور نعمات مادی مربوط میکند. این اعمال جنبه زیستشناسانه کار کرد مذهب را نشان میدهد که ضرورت اجرای کل آداب و مراسم سوگواری را مشخص میسازد.^{۱}
درک و فهم ارتباط بین دین و زندگی و مرگ انسان ضمن اینکه ریشه اصلی شعائر و مناسک اجتماعی و مذهبی را روشن میسازد؛ اهمیت بررسی علمی دین را نیز آشکار میکند. زیرا فرآیند این بررسی کشف ضرورتها والزامات اجتماعی است که مبنا و منشاء آنها در ارزشهای اعتقادی نهفته است.
یکی از راههای عمده این بررسی، تحقیق در شعائر دینی است. یعنی آن دسته از اعمال مذهبی که کارشان قداست بخشیدن به بحرانهای زندگی انسان مثل تولد، بلوغ، ازدواج، طلاق و مرگ است.
مالینفسکی در تأکید بیشتر به کارکردهای دینی سوگواری مینویسد:
، من میخواهم تأکید کنم که دین را حتی در یکی از تجلیات آن نمیتوان بدون دارا بودن ریشههای استوارش در عواطف بشری مشاهده نمود. مجدداً مشاهده میکنیم که نیروی معنوی این اعتقاد نه فقط شخصیت خود انسان را تمامیت میبخشد بلکه برای، انسجام تار و پود زندگی اجتماعی نیز ضرورت دارد. ما به خصوص از روی صورتی که این اعتقاد در پرستش نیاکان و در برقرار کردن رابطه با مردگان به خود میگیرد میتوانیم نفوذ و اهمیت معنوی و اجتماعی آن را به تصور آوریم.^{۲}
آنچه حادثه مرگ را در جوامع متفاوت با برگزاری مراسم و اجرای شعائر مذهبی همراه میسازد؛ تأکید جامعه بر اجتماعی نمودن مرگ است. به سخن دیگر مرگ یک فرد در خانواده، طایفه، قبیله و ... صرفاً یک حادثه فردی تلقی نمیشود بلکه بخاطر تأثیر عاطفی عمیقی که فقدان یک فرد در جامعه به جای میگذارد و افراد را از وجود یکی از اعضایش محروم میسازد، آشفتگی عمومی ایجاد میکند. این آشفتگی زمانی بیشتر است که شخص متوفی از شخصیتهای معتبر و نخبگان دینی، سیاسی، علمی و ... جامعه باشد. به سخن ۱. برانیسلاو مالینفسکی، همانکتاب، صص ۸۰۰-۷۹۹. ۲. همان، صص ۸۱۰-۸۱۱
۲۰
سوگواریهای مدهبی در ایران
دیگر حادثه محروم شدن جامعه از حضور فرد، مسیر عادی زندگی را از هم میگسلد و بنیانهای روحی جامعه را به لرزه در میآورد.
به این ترتیب حادثه مرگ به مراتب فراتر از حذف یا فقدان یکی از اعضاء جامعه یا گروه اجتماعی است. زیرا این پدیده به طور موقت و تحت تأثیر غریزه صیانت نفس، انسجام و همبستگی گروه را تهدید میکند.
روی هم رفته، سوگواری و رفتار جاری را، که بلافاصله پس از مرگ کسی در بین بازماندگانش خودنمایی میکند، میتوان به عنوان الگویی از اعمال مذهبی مورد توجه قرار داد. رفتارهایی که در جوامع مختلف اعم از ابتدایی و متمدن در زمان مرگ افراد به ظهور میرسد؛ ضمن آنکه شباهتهای اعجابانگیزی با یکدیگر دارند پیچیدهتر از حد تصور به نظر میرسند.
عواملی که در جریان حادثه مرگ موجب پیدایی مراسم و آیینهای خاص میشوند، با آنکه برخی با یکدیگر متناقضاند، عبارتاند از: ۱. ترس از جسد بیجان متوفی ۲، ترس از شبح و روح متوفی ۳. عشق و علاقه به متوفی
۴. بیزاری از پیکر بیجان متوفی ۵. انزجار از مرگ و مبارزه با آن
عوامل فوق با آنکه از تجانس آشکاری برخوردار نیستند ولی انگیزههای مختلفی را برای ایجاد و اجرای مراسم خاص سوگواری به وجود میآورند. این مراسم به خودی خود در مراسم روحانی که در هنگام درگذشت زن یا مردی برگزار میشود، منعکس است. آنها به محافظت از جسد بیجان متوفی میپردازند؛ سپس شیوههای لازم برای کفن و دفن را پیشبینی میکنند، مراسم ختم برگزار میکنند، نزدیکترین بستگان متوفی از قبیل مادری که در سوگ پسر یا زنی که در سوگ شوهرش و ... نشسته همواره مقداری خوف و هراس آمیخته با عشق و علاقه دیندارانه از خود نشان میدهند ولی هرگز اتفاق نمیافتد که به ذکر عناصر منفی رفتار شخص متوفی در زمان حیاتش بپردازند.
روی هم رفته، در مراسم سوگواری هرگز معایب، نواقص و خطاهای متوفی ذکر نمیشود
سوگواری یک نهاد انسانی
۲۱
بلکه عمدتاً به بیان محاسن، نیکیها، خدمات، اعتقادات و ... وی پرداخته میشود.
اعضاء گروه یا جامعه برای انجام تشریفات خاصی به گروههای متعدد تقسیم میشوند و هر گروه به آمادهسازی مراسمی خاص میپردازد یکی برای تشریفات کفن و دفن، گروهی برای انتخاب محل مناسب برگزاری سوگواری، عدهای برای مراقبت از نزدیکان و بستگان متوفی و جمعی دیگر برای انجام فرایض مذهبی و ... گسیل میشوند.
بدین ترتیب، انجام مراسم سوگواری متضمن ایجاد یک نظام یا سازمان اجتماعی است که به طور همزمان و بر اساس فرهنگ و سنن پیشینیان و متناسب با نقش و منزلت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مذهبی شخص متوفی تشکیل میگردد.
در اکثر موارد عکسالعملهای بازماندگان به صورتهای زیر نمایان میگردد: ۱.گریه شدید و انفجاری ۲. خراشیدن سرو صورت 3. کندن موی سر
۴. مالیدن گل بر پیکر سوگواران ۵. سرهای نتراشیده یا ژولیده ۶. لباسهای نامتعارف یا ژنده
این اعمال نشان دهنده تألمات روحی شدید بازماندگان و افراد خانواده، قبیله و طایفه است که معمولاً پس از انجام مراسم کفن و دفن تغییر پیدا میکند. اکثر مراسم انجام شده افراد گروه را به سمت اجرای مراسم دیندارانه سوق میدهد که کارکرد آن حذف نابرابریها و هدایت جامعه به سمت افزایش همبستگی و انسجام اجتماعی است. تشریفاتی که به مناسبت مرگ اشخاص انجام میشود و رویدادهایی که اتفاق میافتد؛ در سراسر جهان از شباهت حیرتانگیزی برخوردارند که میتوان این تشریفات را به طریق زیر طبقهبندی نمود: ۱. پس از مرگ فرد نزدیکترین کسان و گاه تمامی اهل محل بر بالین وی گرد میآیند. ۲. مرگ که یک حادثه فردی و خصوصی است بدل به یک واقعه ایلی و همگانی میشود.
۳. برخی به تماشای پیکر بیجان شخص متوفی میپردازند. ۴. جمعی دیگر مقدمات روبرو شدن با واقعه را فراهم میسازند.
۲۲
سوگواریهای مدهبی در ایران
۶. عدهای به شستشوی جسد متوفی اقدام میکنند. (این امر امروزه به وسیله ستازمانهای
| ۵. عدهای به انجام فرایض دینی میپردازند |
| رسمی دولتی صورت میگیرد.) |
| ۷. سپس تدفین جسد انجام میپذیرد. |
| همراه است. |
| ۸ آغاز سوگواری |
| ۹. گریه و زاری که عمدتاً مبالغه آمیز است |
| موی سر تظاهر میکند. |
این مراسم با آیینهای فرعی از قبیل مسدود کردن و پوشاندن سوراخهای بدن شخص متوفی، بستن دست و پای شخص متوفی و بالاخره، به تماشای همگانی گذاردن جسد
۱۰. اجرای نمایش عملی تألمات روحی که به صورت خراشیدن سر و صورت و کندن
۱۱. نمایش همگانی سوگواری که نشانههای آن مالیدن گل به قسمتهایی از بدن، پوشیدن لباس مشکی یا سفید و ... سرهای نتراشیده یا ژولیده و لباسهای ژنده، استحمام نکردن و... ۱۲. دفن جسد در قبرهای روباز، غارها، قبرهای روبسته، رها کردن آن در بیابان، سوزاندن، رها کردن آن در قایق و سپردن آن به امواج و... ۱۳. احتراز از تماس با بدن مردگان
۱۴. در صورت تماس با بدن مرده باید به شستشوی بدن خود بپردازند.
عمومیت مراسم سوگواری
آیینها و مراسم سوگ و سوگواری به لحاظ طبیعت خاصی که دارند، در اکثر مناطق جهان، به انواع زیر تقسیم میشوند:
۱. آیینهای سوگ فردی و خانوادگی، ۲. آیینهای سوگ دینی و مذهبی
۲. آیینهای سوگ دینی و مذهبی
۳. آیینهای سوگ ملی، میهنی، حکومتی
۱. آیینهای مربوط به سوگ فردی و خانوادگی بیشتر جنبه خصوصی دارد و به لحاظ اصول و بنیادهای ارزشی و بر اساس اعتقادات دینی، مقتضیات اقتصادی - اجتماعی و نقش و منزلت افراد برگزار میگردد.
2. حوادث تلخ و شیرینی برای رهبران دینی همه ملل و پیروان ادیان مختلف به ثبت رسیده است که به منظور بزرگداشت آن رویدادها در روزهای معینی از سال، مراسم خاصی برگزار میگردد.
در مذهب تشیع ده روز اول ماه محرم (از ماههای سال قمری) بیستم و بیست و هشتم صفر از جمله روزهای مشخصی است که مراسم سوگواری عمومی برگزار میشود.
۳. حوادث طبیعی و غیر طبیعی که منجر به درگذشت شخصیتهای ملی، میهنی و
۲۴
سوگواریهای مدهبی در ایران
حکومتی شدهاند از جمله مواردی است که برای این افراد مراسم تجلیل و بزرگداشت برگزار میشود، این موارد جنبه عمومی و همگانی پیدا میکنند.
در مراسم و آیینهایی که به مناسبت سوگهای دینی، مذهبی و ملی - میهنی برگزار میشود؛ عموماً بعضی روزها تعطیل رسمی و عمومی اعلام میشود که نشان دهنده اعتبار، اهمیت و نقش قهرمانان مورد نظر است.
کلیه مراسم و آیینهای سوگ، که نزد اقوام و ملل به مناسبتهای خاص اعم از خانوادگی، دینی و ملی برگزار میشوند، در حد قابل ملاحظهای از جوامع ابتدایی تا پیشرفته به یکدیگر شباهت دارند.
وقتی کسی میمیرد پیوندهای اجتماعی که او را با بازماندگانش مرتبط میکند عمیقاً دگرگون میشود. این پیوندها به محض درگذشت متوفی به کلی از بین نمیروند زیرا دوستان، بستگان و پیروانش هنوز هم نسبت به او همان عواطفی را احساس میکنند که در زنده بودنش داشتهاند؛ این احساس به صورت منبعی از تألمات عمیق روحی ظاهر میگردد. ابراز عواطف کماکان به صورت گریه و زاری و بر سر زدن و تغییر حالت و ... خودنمایی، میکند. قابل ذکر است که اجرای مراسمی که به موجب آن عواطف و علائق پیروان و بازماندگان شخص متوفی نمایش داده میشود به لحاظ اجتماعی و عمومی بودن آن امری اجباری است و نوعی تکلیف تلقی میشود.
علیرغم حادثهای که برای شخص متوفی رخ داده و ارتباط و همبستگی او را با جامعه قطع کرده دوستان، بازماندگان و پیروان هنوز نسبت به او همان عواطفی را احساس میکنند که وسیله پیوندشان با وی در زمان حیات بوده است. همین عواطف است که در هنگام اجرای مراسم سوگ و گریستن و ... به تجسم در میآید. بنا برنظر رادکلیف براون مردمشناس انگلیسی:
«... جسد مرده را قبل از دفن شدن به همان شیوهای که در مورد بدن یک رقصنده عمل میشود میآرایند این رسم را میتوان به عنوان وسیلهای در نظر گرفت که خویشان و دوستان متوفی به کمک آن احترامشان را نسبت به وی یعنی احساسی را که در مورد ارزش او دارند ابراز میکنند».^{۱}
۱. رادکلیف براون، مبانی و رشد جامعهشناسی (جزیرهنشینان آندامان)، ترجمه حسین پویان، تهران: چاپخش،
سوگواری یک نهاد انسانی
۲۵
اشاره رادکلیف براون ناظر بر احترامی است که شخص متوفی در زمان حیاتش از آن برخوردار بوده؛ بنابراین فردیکه اینک ارتباطش با جامعه و خانوادهاش قطع شده است باید با همان آیینهایی که در زمان حیاتش مورد احترام قرار میگرفت، اکنون مورد تکریم و تعظیم قرار گیرد.
مثلاً چون افراد معتبر در زمان حیات بدن خود را رنگ میکنند و مورد احترام جامعه قرار میگیرند؛ بنابراین پیکر بیجان متوفی را به همان منوال رنگ میکنند تا نسبت به وی ادای احترام شده باشد. این امر وقتی برای مرد یا زنی که در زمان حیاتش از نقش و منزلت دینی و اجتماعی بالایی برخوردار بودهاست انجام میشود از دقت و اهمیت بیشتری برخوردار است.
سرخپوستان برای تشییع، تدفین و یا سوزاندن جسد مردگان خود آداب و رسوم خاصی داشتند؛ وقتی کسی میمرد دیگران با هدایا و تحفههایی به کاهنان رجوع میکردند تا مراسم تشییع را بر پا دارند.
«... آنها معتقد بودند که ارواح به استقبال مرده میآیند و چه بسا ممکن است در تن زندهها حلول کنند و آنها را ایذاء نمایند به همین دلیل ادعیه و اذکاری به وسیله کاهنان در مدح و ستایش مردگان و ارواح خوانده میشد.»'
در ایران بعد از اسلام، طبق سنن اسلامی پس از کسب اجازه از وصی شخص متوفی نماز میت برگزار میشود و سپس به خاک سپرده میشود. بعد دعای تلقین خوانده میشود و مردم فاتحه میخوانند و قبر را میپوشانند و آبی بر آن میپاشند و حاضرین به خانه بر میگردند.
در صدر اسلام، سوگواری متداول نبود ولی بعدها در بین طبقات ممتاز و متوسط اجتماع سخت معمول گردید.
هنگامی که عالم بزرگی از جهان رخت میبست شاگردان در سوگ او دوات و قلم خود را و منبری که وی در بالای آن درس میگفت میشکستند.
۱۳۹۴، ص ۸۴۶
۱. هاشم رضی، همانکتاب، ص ۶۰۱.
۲۶
سوگواریهای مدهبی در ایران
در مرگ امامالحرمین جوینی که در سال ۴۷۸ ه.ق. اتفاق افتاد همین کار را کردند و چهارصد نفر از شاگردان او یکسال را بدون قلم و دوات و وسایل نوشتن گذراندند.^{۱} افراط در این امور موجب اظهار نظرهایی از سوی پیشوایان دینی، مذهبی و سیاسی، گردید، مثلاً یحیی برمکی مینویسد: مراسم تعزیت و تهنیت نباید بیش از سه روز باشد زبرا بیش از سه روز سبب تازه کردن مصیبت است و تهنیت پس از سه روز سبب کاستن دوستی میشود.
چون صاحبعباد مرد همه مردم مقابل جنازهاش به زمین افتادند و زمین را بوسیدند، جامههای خود را دریدند و به صورت خود سیلی زدند.^{۲}
ابن بطوطه درباره مرگ فرزند اتابک افراسباب (از اتابکان لرستان) مینویسد: «همه میگریستند یا تظاهر به گریستن میکردند. مردم لباس خود را وارونه به تن کرده بودند و هر یک خرقه با پلاس پارهای سیاه بر سر نهاده و این جامه را تا چهل روز بر تن دارند ... پس از پایان چله سلطان برای هر یک، یک دست تمام جامه میفرستد».^{۳}
تاورنیه در مورد مراسم سوگواری در ایران مینویسد: «وقتی که شوهر میمیرد - زنش سر را برهنه و گیسوان را پریشان میکند ... تمام اقوام و دوستان در خانه میت جمع میشوند و در کناری حلقه زده منتظر حرکت جنازه میشوند. اما زنها برای همچشمی و رقابت با یکدیگر ... به سر و صورت خود میزنند و داد و فریاد میکنند ...
. موقع حمل جنازه اگر مرده از محترمین باشد تمام اسبهای خودش را زین میکنند و یدک میکنند و از دیگران اسبهای یدک به عاریت میگیرند. دستار شخص متوفی بر روی یک اسب، شمشیرش روی اسب دیگر، تیر و کمان و زرهش را بر روی اسب دیگر و همین طور سایر اشیاء وی را که حکایت از موقعیت و منزلت وی دارد».^{۴}
در کلیه مراسم و آیینهای مربوط به سوگ و سوگواری آنچه از اهمیت ویژه برخوردار
1. همان، ص ۳۵۱ به نقل از ابن خلکان ج ۱، ص ۳۱۳. ۲. همان، به نقل ازنجمالادبا، ج ۶، ص ۲۴۴ به بعد. 3. همان، ص ۳۵۱.
۴. تاورنیه، سفرنامه، ص ۳۵۴.
سوگواری یک نهاد انسانی
۲۷
است عبارت از رعایت اصول و مبانی مذهبی، نقش و منزلت اجتماعی، دینی شخص متوفی، توجه و تأکید بر محاسن، خدمات و اندیشههای او و بالاخره تبلیغ برای استمرار حیات اجتماعی و تقویت همبستگی و انسجام جامعه است.
پیتر چلکووسکی مینویسد: «با بررسی اجمالی در زندگی اجتماعی جوامع مختلف این واقعیت آشکار میشود که موجد و منشاء درامهای هیجانانگیز در زندگی آنان شعائر و مراسم دینی بوده است.»
به گمان وی مراسم و آیینهای سوگ جنبه تراژدی داشتهاند و قسمت اصلی درام را تشکیل میدهند و این امر از مراسم و تشریفاتی که برای بزرگداشت قهرمانان ملی یا مذهبی و در موقع دفن و تشییع جنازه انجام میشده نشأت گرفتهاند.
در بیشتر کشورهای جهان مراسم سوگ و سوگواری با نمایشهایی توأم با تصنیف، ترانه، حماسه خوانی و ... همراه بوده است که در حقیقت نموداری از خلجان روحی و نیازهای روحی مردم بوده که با توجه به شرایط و اوضاع و احوال ویژه خود به نحو خاصی ظهور میکرده است.^{۱}
درام کلاسیک یونان کهن نتیجه جشنهایی است که در حدود ۵۰۰ قبل از میلاد برای بزرگداشت دیونیس (Dionysus) (خداوند شراب و تاک) برپا میشده است.
نمایش میستر (Mister) که به معنی مناسک و مراسم سری مذهبی است؛ شامل تشریفاتی است که شرکت در آن خاص اعضاء و پیروان آیین است. کسانی که دهانشان برای، بازگو کردن آن مراسم بسته باشد و راز آن را برای افرادی که اهل راز نیستند، فاش نسازند. این کلمه در مورد مناسک مذهبی که سالی یکبار در شهر الوزیس در نزدیکی شهر آتن در انتظار الهه باروری زمین به صورت سری انجام میشد به کار میرفت همچنین در دوره قرون وسطی به نمایشنامههای مذهبی اطلاق میشد که به خاطر تهذیب اخلاق و تجسم دادن به داستانهای انجیل اجرا میشدند.
نمایش میراکل (Miracle) به معنی معجزه است و مراد از آن نمایشهای مذهبی است که
۱. ر.ک. پیتر چلکووسکی، نمایش دینی به سوی نمایش ملی، ص ۳.
۲۸
سوگواریهای مدهبی در ایران
به بیان کرامات و معجزات حضرت مسیح و مریم و سایر قدیسان در قرون وسطی میپرداخت. در پایان قرن یازدهم میلادی، این نمایشنامههای منظوم به نثر نوشته شدند و ترانههای مذهبی به آنها افزوده شد. نوع دیگر نمایشها، مورالیته (Moralite) یا نمایشهای اخلاقی است که شخصیتهای آن استعاری بودند مانند فرشتگان. این نمایشها یا به دعا کردن و ستایش احکام الهی میپرداخت و یا به تقبیح و تشویق اعمال بد و خوب انسان اختصاص داشتند.^{۱}
۱. صادق همایونی، تعزیه در ایران، شیراز: نوید، ۱۳۶۸، صص ۵۲-۴۹.
کارکردهای مراسم سوگواری
پیوند مراسم سوگواری با مذهب و تبدیل مراسم به نوعی نمایش مذهبی، که منشاء درامهای هیجانانگیز در جوامع گوناگون بوده است، زمینه را برای تجلی کارکردهای مختلف اجتماعی، روانی و ... فراهم میسازد.
اجرای مراسم سوگواری تألماتی را که در تشییع جنازه نشان داده میشود و اعمالی که در سوگواری ظاهر میشود، عواطف کسانی را که از وجود تازه گذشته محروم شدهاند و زیان مصیبتی را که برای کل اعضاء جامعه و یا گروه و خانواده پیش آمده است تعیین میکند. مهمترین کارکرد این اعمال تشدید احساسات فطری بازماندگان و روبرو شدن با یک رویداد اجتماعی به عنوان یک واقعیت طبیعی است.
بدینسان مراسم سوگ، سوگواری، نمایشات مذهبی، شیونها و گریستنها و بر سر و صورت خود زدن و ... موجب میشود تا جامعه و بازماندگان متوفی فرصت و توانایی لازم را برای تحمل مصیبت وارده پیدا کنند. اعمال و مناسک مذهبی و ارتباط مراسم سوگواری با آن مناسک و تقدس بخشیدن به آن واقعه را به عنوان مشیت پروردگار تبیین و بنیانهای روحی جامعه را که متزلزل شدهاند بازسازی میکند.
مالینفسکی مینویسد: «تشریفات مقدماتی ... وظایف خود را به صورت تقدس بخشیدن به سنت انجام میدهند. آداب مذهبی همراه با صرف غذا و اطعام و امثال آن انجام .
۳۰
سوگواریهای مدهبی در ایران
میگیرند و همچنین سایر شعائر دینی و نثار قربانی، انسان را با مشیت پروردگار و با نیروی برکت دهنده و وفور نعمات مربوط میکند.
... مرگ یک مرد یا یک زن در یک گروه که از تعداد محدودی از افراد تشکیل شده است حادثهای نیست که اهمیت ناچیزی داشته باشد. نزدیکترین بستگان و دوستان کسی که فوت میکند تا اعماق زندگی عاطفی خویش دچار آشفتگی میشوند.
... کل واقعه مسیر عادی زندگی را از هم میگسلد و بنیان روحی جامعه را به لرزه در میآورد.»^{۱}
بررسی رسوم و مراحل اجرای آن در شرایط و مقتضیات گوناگون شرایطی را به وجود میآورد که طی آن روابط اجتماعی که دستخوش گسیختگی شده بودند در آستانه ترمیم قرار گیرند. به سخن دیگر، آداب و رسوم مربوطه به عنوان رفتار و رسومی که موجبات اتصال و پیوستگی اجتماعی را فراهم میسازند مورد استفاده واقع میشوند.
کارکرد اتصالدهنده رسوم از آنجا محقق میشود که در طول دوره سوگواری ارتباط بازماندگان متوفی با زندگی عادی دستخوش گسیختگی میشود.
به دلیل پیوندهایی که کماکان بازماندگان را به متوفی مربوط میکند بنا به مرسوم آنها را خارج از جامعه قرار میدهند و پیوندهایی که وحدتشان را با گروه برقرار میساخت موقتاً به سستی میگراید.
در پایان دوره سوگواری بازماندگان و اطرافیان متوفی بار دیگر وارد جامعه میشوند و مجدداً جای خود را در زندگی اجتماعی اشغال میکنند. پس میتوان گفت که مرسومات اعمالی هستند که هدف آنها برقراری ارتباط مجدد با آن قسمت از روابط اجتماعی است که دچار وقفه بودند.
میتوان گفت مراسم عبادی و مرسومات وابسته به آن که در مراسم سوگواری متجلی میگردند عوامل نمادین و منظم شدهای هستند که احساسات خاصی را بیان میکنند. به سخن دیگر زندگی منظم اجتماعی و احیاء و استمرار روابط اجتماعی منوط به توافق اعضاء جامعه در زمینه اشتراک در بروز احساسات، باورها، هنجارها و اعتقادات عمومی است.
۱. برانیسلاو مالینفسکی، همانکتاب، صص ۸۰۰ و ۸۰۱
سوگواری یک نهاد انسانی
۳۱
تحقق این امر زمینه را برای انتقال رسوم، باورها و مشترکات به نسلهای بعد فراهم میسازد. بنابراین اجرای مراسم و مناسک سوگواری، مذهبی و ... ضمن انتقال فرهنگ به نسل جدید سرعت در جامعهپذیری را مضاعف میکند.
به نظر رادکلیف براون کارکردهای عمدهای که از مطالعه رسوم سوگواری شناخته شدهاند به قرار زیر است:
۱. هر یک از آداب و رسومی که به جا آورده میشوند تبیینی از حالت عاطفی ذهن است که دو یا تعداد بیشتری از مردم در آن سهیماند مثل گریستن که نشان دهنده احساسات همبستگی است.
۲. رسوم و اعمال اجرا شده به احساس تعهد و الزام با آنها همبستگی دارد. به سخن دیگر رعایت وظایف و تکالیفی است که اشخاص باید در فرصتهای معین آن رابهجای آورند. 3. هر یک از اعمال و رسوم با در نظر گرفتن قوانین بنیادی تنظیم کننده زندگی عاطفی موجودات بشری تبیین میشوند. از این روی باید آنها را به عنوان یک واقعیت پذیرفت. مثلاً گریستن مفری برای هیجانات عاطفی است، بغل کردن افراد بیان چگونگی دلبستگی افراد به یکدیگر است.
۴. هر یک از رسومی که به کار برده میشوند تعداد بیشتری از احساسات اجتماعی را در ذهن شرکت کنندگان تداعی یا دگرگون میکنند مثلاً گریستن در سوگواری نوعی واکنش دفاعی یا حاکی از عواطف محبتآمیز در مواقعی است که احساس همبستگی بر اثر وقفه اجتماعی یا گسیختگی مورد تهدید قرار گرفته است.^{۱}
مطالعه و بررسی آیینی به نام «چمر» که در بین عشایر غرب کشور و مردم لرستان معمول است و برگرفته از ریشههای اعتقادی، ملی و قومی است، کارکردهای اساسی، اجتماعی، دینی، ملی، فرهنگی و ... دارد.
«... مجموعهای تلفیقی از پدیدههای سنتی و مذهبی را به شیوهای تصویری در قالب حرکاتی متقارن، موزون، متعادل و همآهنگ به منظور بیان رسالتی انسانی، اخلاقی و ارزشی در هم میآمیزد تا بدینسان ضامن حفظ، بقاء و تداوم ارزشهای والای انسانی و
۱. رادکلیف براون، همانکتاب، ج ۲، ص ۸۳۶
۳۲
سوگواریهای مدهبی در ایران
خداپسندانه و ترویج و گسترش صلح، دوستی، جوانمردی، شجاعت، دفاع، مقابله، مقاومت و مبارزه انسانها در برابر ظلم و ستم و ناملایمات و زورگویان گردد و با تکریم و تجلیل نمودن از فقدان شخصیتها و انسانهای مصلح و خداجو و دلاور و رشید و متهور و مورد احترام اقشار مردم ندای اتحاد و وحدت و برابری وعدالت را سر میدهند ...».^{۱}
به این سبب است که دورکیم جامعهشناس فرانسوی در اهمیت شعائر و آداب و رسوم اجتماعی و اعتقادی میگوید:
شعائر و مراسم دینی وحدت اجتماعی را تقویت میکند و جوانان را با هنجارهای رفتاری قبیله آشنا میسازند.
1. علیمحمد خلیلیان، همانکتاب، ص ۹۱.