هنر دوران آغازین اسلام در ایران: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
تاریخ هنر | تاریخ هنر | ||
قبه -گنبدی بر بالای اتاقی چهارگوش که از | قبه -گنبدی بر بالای اتاقی چهارگوش که از [[آتشکده|آتشکده]]<nowiki/>های ساسانی (چهارتاقیها) اقتباس شده بود؛ ۲. ایوان باز، با طاق ضربی ساده به سبک ایوان مداین؛ ۳. صحن باز با رواقهایی در اطراف آن که به سبک عربی مشهور است. اما هر سه گونه بزودی از میان رفتند و طی ۳ سدهی نخستین مساجد زیادی ساخته شد که در آنها از شیوههای معماری ساسانی و مناسب با نیازهای اسلامی، استفاده شده بود. از اینگونه مساجد آثار چندانی بر جا نمانده است؛ لیکن تاریخنویسان و جهانگردان توصیفهای زیادی از زیبایی، شکوه و آرایش چشمگیر آنها کردهاند. در ایران سدههای نخست اسلامی معماران چیرهدست زیادی بودند که میتوانستند سنتهای معماری ساسانی را در بناهای گوناگون جاری و عملی سازند. به همین دلیل، در دو سدهی نخست، از روشها، مصالح و سبکهای ساسانی استفاده شد، و حتی تا سدهی هفتم هجری نیز میشد بناهایی با شیوه و سبک ساسانی در تمام ایران مشاهده کرد که پیوسته الهامبخش ساختمان تازه و نو میشدند. لیکن کهنترین مسجد باقیمانده از سدههای نخستین یکی مسجد فهرج در نزدیکی یزد است، که بارها بازسازی شده و شکل آغازین خود را از دست داده است، و دیگری، مسجد «تاریخانه» یا تاریکخانهی دامغان است، که خوشبختانه تا اندازهی نسبتاً زیادی شکل نخستین خود را حفظ کرده است. | ||
تاریکخانهی دامغان در سدهی دوم هجری ساخته شده است. ساختمان اصلی آن، که طی اعصار ویرانیهایی را تحمّل کرده و بخشی از آن نیز دوبارهسازی شده است، آن اندازه دست نخورده باقی مانده است که کیفیت خود را نشان دهد. طرح اصلی آن شامل یک صحن بزرگ چهارگوش است که در گرداگردش رواقهایی با تاق ضربی روی پایههایگرد به بلندی ۵/۳ متر و قطر تقریبی ۲ متر، قرارگرفتهاند. این طرح با همهی سادگی، بسیارگیرا و شکوهمند است و شاید یکی از باشکوهترین بناهای آغازین اسلامی باشد. این ساختمان، که درعینحال مظهر عظمت و فروتنی است، کاملاً به سبک ساسانی و با مصالح همان زمان ساخته شده است. آجرچینیهای شعاعی، ابعاد آجرهای سرخ آن، و ستونها بسیار شبیه به طرح همان کاخهایی است که یک نمونهی آن در نزدیکی دامغان پیدا شده است. با این همه، در این مسجد نوآوریهایی نیز شده است؛ مثلاً تاقهای نسبتاً نوک تیز آن،که به گواهی تاریخ، نخستین تاقها از اینگونهاند. آنچه که در این بنا درخور توجه است این استکه بهرغم ماهیّت توانمند ساسانی آن، با نیازهای اسلامی، امت مسلمان کاملاً هماهنگ شده است. مسئلهی مهم این است که شکل بنا بیشتر از مصالح و | تاریکخانهی دامغان در سدهی دوم هجری ساخته شده است. ساختمان اصلی آن، که طی اعصار ویرانیهایی را تحمّل کرده و بخشی از آن نیز دوبارهسازی شده است، آن اندازه دست نخورده باقی مانده است که کیفیت خود را نشان دهد. طرح اصلی آن شامل یک صحن بزرگ چهارگوش است که در گرداگردش رواقهایی با تاق ضربی روی پایههایگرد به بلندی ۵/۳ متر و قطر تقریبی ۲ متر، قرارگرفتهاند. این طرح با همهی سادگی، بسیارگیرا و شکوهمند است و شاید یکی از باشکوهترین بناهای آغازین اسلامی باشد. این ساختمان، که درعینحال مظهر عظمت و فروتنی است، کاملاً به سبک ساسانی و با مصالح همان زمان ساخته شده است. آجرچینیهای شعاعی، ابعاد آجرهای سرخ آن، و ستونها بسیار شبیه به طرح همان کاخهایی است که یک نمونهی آن در نزدیکی دامغان پیدا شده است. با این همه، در این مسجد نوآوریهایی نیز شده است؛ مثلاً تاقهای نسبتاً نوک تیز آن،که به گواهی تاریخ، نخستین تاقها از اینگونهاند. آنچه که در این بنا درخور توجه است این استکه بهرغم ماهیّت توانمند ساسانی آن، با نیازهای اسلامی، امت مسلمان کاملاً هماهنگ شده است. مسئلهی مهم این است که شکل بنا بیشتر از مصالح و | ||
نسخهٔ ۲۴ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۱۱
هنر دوران آغازین اسلام در ایران
الف) معماری
ایستادن در برابر خداوند و سخن گفتن با او، ۵ بار در روز، اجتماع در «مسجد»، محلی که نهتنها عبادتگاه، بلکه مرکز همهی فعالیتهای یک جامعهی اسلامی است، سبب شد که بنای مساجد در ایران بسرعت پا بگیرد. این بناها در آغاز، بسیار ساده بودند و براساس فنون و مصالح ساختمانی و سبکهای محلی ساخته میشدند. مساجد آغازین ایرانی، نسبت به ساختمانهای ساسانی، چندان عظمت و ابهّتی نداشتند. متأسفانه هیچ نمونهای از این مساجد برجا نمانده است، لیکن تاریخنویسان آنها را بسیار وصف کردهاند؛ مثلاً، این مساجد غالباً ساختمانهایی بودهاند که در آنها، به جز نیایش پنجگانهی روزانه، به آموزش خواندن و نوشتن و تعلیم تا مدارج بالای علمی، از صرف و نحو و فلسفه و حکمت و حتی دانشهای غیردینی پرداخته میشد. علاوه بر آن، مسجد مرکز تجمع سیاسی -اجتماعی مردم نیز بود. اطلاعات سیاسی - نظامی و اجتماعی در مسجد در دسترس مردم گذارده میشد. امور مختلف همگانی نیز در مسجد حلوفصل میشد و اینچنین مسجد با زندگی مردم یک شهر درآمیخته بود؛ و به همین سبب درهای آن همیشه به روی مردم باز بود. هر مسجد، حداقل، یک کتابخانه، یک آب انبار، یک مدرسه، یک درمانگاه و حتی یک غذاخوری همگانی داشت. از اینرو، باید روزبهروز بر وسعت مسجدها افزوده شود. نخستین مسجدهای ایرانی، از سدهی اول هجری، ساختمانهای کاملی بودند که برای ساختن آنها هزینهی زیادی صرف میشد، و براساس سنت کهن ایران، در معماری آن تزیینات پرخرجی به کار میرفت. با این حال، مساجد نقشه و طرح ثابت نداشتند.
بهطورکلی، ۳ گونه مسجد در سدههای نخست اسلامی در ایران به وجود آمده بود: ۱. مسجد
۲۰۲
تاریخ هنر
قبه -گنبدی بر بالای اتاقی چهارگوش که از آتشکدههای ساسانی (چهارتاقیها) اقتباس شده بود؛ ۲. ایوان باز، با طاق ضربی ساده به سبک ایوان مداین؛ ۳. صحن باز با رواقهایی در اطراف آن که به سبک عربی مشهور است. اما هر سه گونه بزودی از میان رفتند و طی ۳ سدهی نخستین مساجد زیادی ساخته شد که در آنها از شیوههای معماری ساسانی و مناسب با نیازهای اسلامی، استفاده شده بود. از اینگونه مساجد آثار چندانی بر جا نمانده است؛ لیکن تاریخنویسان و جهانگردان توصیفهای زیادی از زیبایی، شکوه و آرایش چشمگیر آنها کردهاند. در ایران سدههای نخست اسلامی معماران چیرهدست زیادی بودند که میتوانستند سنتهای معماری ساسانی را در بناهای گوناگون جاری و عملی سازند. به همین دلیل، در دو سدهی نخست، از روشها، مصالح و سبکهای ساسانی استفاده شد، و حتی تا سدهی هفتم هجری نیز میشد بناهایی با شیوه و سبک ساسانی در تمام ایران مشاهده کرد که پیوسته الهامبخش ساختمان تازه و نو میشدند. لیکن کهنترین مسجد باقیمانده از سدههای نخستین یکی مسجد فهرج در نزدیکی یزد است، که بارها بازسازی شده و شکل آغازین خود را از دست داده است، و دیگری، مسجد «تاریخانه» یا تاریکخانهی دامغان است، که خوشبختانه تا اندازهی نسبتاً زیادی شکل نخستین خود را حفظ کرده است.
تاریکخانهی دامغان در سدهی دوم هجری ساخته شده است. ساختمان اصلی آن، که طی اعصار ویرانیهایی را تحمّل کرده و بخشی از آن نیز دوبارهسازی شده است، آن اندازه دست نخورده باقی مانده است که کیفیت خود را نشان دهد. طرح اصلی آن شامل یک صحن بزرگ چهارگوش است که در گرداگردش رواقهایی با تاق ضربی روی پایههایگرد به بلندی ۵/۳ متر و قطر تقریبی ۲ متر، قرارگرفتهاند. این طرح با همهی سادگی، بسیارگیرا و شکوهمند است و شاید یکی از باشکوهترین بناهای آغازین اسلامی باشد. این ساختمان، که درعینحال مظهر عظمت و فروتنی است، کاملاً به سبک ساسانی و با مصالح همان زمان ساخته شده است. آجرچینیهای شعاعی، ابعاد آجرهای سرخ آن، و ستونها بسیار شبیه به طرح همان کاخهایی است که یک نمونهی آن در نزدیکی دامغان پیدا شده است. با این همه، در این مسجد نوآوریهایی نیز شده است؛ مثلاً تاقهای نسبتاً نوک تیز آن،که به گواهی تاریخ، نخستین تاقها از اینگونهاند. آنچه که در این بنا درخور توجه است این استکه بهرغم ماهیّت توانمند ساسانی آن، با نیازهای اسلامی، امت مسلمان کاملاً هماهنگ شده است. مسئلهی مهم این است که شکل بنا بیشتر از مصالح و
هنر ایران پس از اسلام تا...
۲۰۳
فنون آن، منشاء آغازین اثری نیرومند و عاطفی است که بخشی از آن از نیازهای عبادی و نیایشی، ناشی میگردد: مسجد نیازمند تشکیلات پیچیده و ویژهای نیست و با سادگی محض سازگار است. این معماری نه به سنگ اهمیت میدهد و نه به آجر و یا مهارت و تردستی استادکار. این، پیش از هر چیز، پژواک روح هنرمند و چکیده و عصارهی نیروهایی است که بر آن حاکمند و آن را رهبری میکنند. این حاکمیت نیروها روح اجتماعی و دینی است، در مسجد تاریکخانه، ایرانیّت و اسلامیّت با هم است و همین امر سبب شده است که علاوه بر عظمت و سنگینی، شاهانهی معماری ساسانی، روح فروتنی و افتادگی اسلامی در برابر خداوند را نیز در خود داشته باشد. با این حال، طرح و نقشهی مسجد، طرح مشهور به عربی است. دیوار سمت قبله که در آن محرابی تعبیه شده است سه ردیف رواقهای موازی با دیوار قبله و یک ردیف رواق،که دو ضلع جانبی تالار نماز یا شبستان و ضلع روبروی قبله یا، درواقع، ضلع شمالی مسجد را دربر میگیرد. در وسط حیاطی است باز، که وقتی تعداد نمازگزاران زیاد میشود، صفهای نماز در آنجا نیز تشکیل میگردد.
مسجد تاریکخانهی دامغان و مسجد جامع عتیق نایین و بسیاری از مساجد دیگر که در طول اعصار، حتی تا زمان زندیه، ساخته شدهاند، همه بنایی ایرانی، ولی با نقشهی عربی، هستند؛ و یا مانند مسجد یزد و اردستان و شوشتر تغییر شکل یافتهی آن هستند. در ری در سال ۱۳۱۴هش، اِ.اشمیت^{۱} پایههای مسجد بزرگی را که به امر خلیفهالمهدی ساخته شده بود، از زیر خاک بیرون آورد و در شوش، ر.گیرشمن^{۲}، در سال ۱۳۲۷ پایههای آجری ستونهای یک مسجد با طرح عربی را کشف کرد که رواق سمت راست و دهنهی محراب را نداشته است. مسجد جامع شوشتر به دستور خلیفهی عباسی در سدهی سوم هجری ساخته شد؛ ولی ساختمان آن ناتمام ماند تا در سالهای ۵۱۴ - ۴۹۷هش، در زمان خلیفه المسترشد، به پایان رسید. وضع کنونی آن با اصل آن کمی متفاوت است. طرح اصلی عبارت از یک تالار سنگی بزرگ مستطیل شکل بوده است که به شکل ۵ ردیفی از ستونهای حامل تشکیل میشده است. پهنایش ۱۳ فاصلهی ستون و ژرفایش ۸ فاصلهی ستون، با ستونهای چوبی و به موازات دیوار قبله بوده است، و امروز بیش از ۶ فاصلهی ستون نیست. یعنی ۲ فاصلهی نخست طرف حیاط از بین رفته است. این مسجد بر
2. R.Ghirshman
1. E.Schmidt
۲۰۴
تاریخ هنر
روی طرح و نقشهی اصلی بازسازی شده و سقف آن ازگنبدهای کوچک، بر ستونهای کلفت و آجری، است. منارهی زیبای آن در دوران سلطان اویس جلایری افراشته شده است. همهی این مسجدها طرح عربی ولی ساختمانی ایرانی و ساسانی دارند. با این همه، این گونه مسجدها بتدریج متروک شد. تنها مسجد جامع نایین از سدهی چهارم هجری و مسجد دماوند از پس از آن و مسجد وکیل در شیراز طرح عربی دارند و نمای آنها تلفیقی از معماری ساسانی ایواندار و تاقهای تیزهدار است. دستهی دوم از مسجدهای ایرانی براساس آتشکدههای ساسانی و چهارتاقیها با تغییراتی اساسی ساخته شدهاند.
ب) مساجد با معماری کاملاً ایرانی،
مساجد با طرح ایرانی، در آغاز ساده بود. بیشتر چهارتاقیهای ساسانی و آتشکدهها بودند که به مسجد تبدیل شدند؛ یعنی یک چهارتاقی که دهانهی سمت قبلهی آن را مسدود کرده و در آن محرابی تعبیه کرده بودند. فضای نیایش همگان نیز محیط وسیعی بود که حیاط این چهارتاقی محسوب میشد. مصلای یزد یکی از این نمونه مساجد است.(شکل ۱۰۵) این مساجد اغلب در
شکل ۱۰۵. نقشهی چهارطاقی و محوطه و حیاط و محراب مصلای بزد
هنر ایران پس از اسلام تا...
۲۰۵
زمینهای وسیع کنارهی شهرها ساخته میشدند، و هنوز هم در بخارا نمونههایی از آنها موجود
است. ایوان بزرگی در جهت قبله و زمین وسیعی پیوسته به آن و مردم در برابر این ایوان به نماز
میایستند. بنابراین، امری بسیار عادی است که ایرانیان پس ازگرویدن به اسلام، بناهای مذهبی پیشین خود را به مسجد مبدّل سازند.کهنترین نمونهای که از این گونه میشناسیم، مسجد چهارتاقی ایزد خواست در فارس است که تاکنون بر جا مانده و مسلماً این تنها نمونه نبوده است.(شکل ۱۰۶) مسجد ایزدخواست یک چهارتاقی است که دهانهی سمت قبله بسته شده و در آن محرابی کندهاند و منبری در کنار محراب و گنبدی بر فراز چهارتاقی قرار دادند. دو دیوار جانبی هم که از دیوار قبله باریکترند، دو دهانهی کناری، چهارتاقی را مسدود کردهاند و حیاط کوچکی، به اندازهی،
۸
د
۷
شکل ۱۰۶. مسجد ایزد خواست
تقریباً نیمی از چهارتاقی، جلو آن ساخته شده که یک ورودی بزرگ در دیوار روبروی قبله و یک ورودی کوچکتر در طرف چپ مسجد تعبیه شده است. استفاده از بناهای پیشین با تغییرات اندک و ایجاد مساجد به دست ایرانیها در خاور به صورت ایوانی، در باختر به شکل چهارتاقیهای گنبددار، در جنوب به شیوهی ایوان کرخه، یعنی دالانهای مسقف با تاق استوانهای باگنبدی در وسط آن، براساس سنتهای کهن معماری آن نواحی، ساخته شد. در نواحی مرکزی ایران تقلیدهایی از نمونههای مختلف این سه گونه دیده میشوند. مثلاً، در محمدیه در خاور اصفهان، دو مسجد به شکل دالان گنبددار وجود دارد.(شکل ۱۰۷)یک مسجد ایواندار نیز در نیریز فارس است.
شکل ۱۰۷. مسجد محمدیه اصفهان
گونهی چهارمی نیز دیرتر به وجود آمد که ترکیب ایوان و شبستانگنبددار است، که بیشباهت به
دژ ساسانی در فیروزآباد نیست، و مسجد جمعهی اردبیل (شکل ۱۰۸) از آن اقتباس شده است.
۲۰۶
تاریخ هنر
لیکن، مهمترین و بیشترین گونهی مساجد ایرانی چهارتاقی یا مسجد - کوشک و ایوانی میباشند.
الف.نقشه
ب.بخشی از ایوان ورودی،
شکل ۱۰۸. مسجد جامع اردستان
ج) مسجد -کوشک یا مسجد چهارتاقی
ج.کنبد
مساجد چهارتاقی براساس آتشکدههای دوران ساسانی بنا شدهاند. ترکیب آتشکدههای، دوران ساسانی چنین بود که سکویی بزرگ که بتواند جمع زیادی از مردم را در خود جا دهد برپا میکردند و در میان آن یک چهارتاقی میساختند که از چهار طرف باز بود و آتش زیر آن قرار میگرفت. پس از تشرف ایرانیان به دین حنیف اسلام، آنان، با اندک تغییر و جابجایی، همین عناصر ترکیب را در ساختمان مسجد مورد استفاده قرار دادند. یعنی سکو را نگه داشتند، ولی چهارتاقی را جابجا کرده و در کنار سکو بنا کردند، به طوریکه یکی از پهلوهای آن بتواند جهت قبله را نشان دهد و آن پهلو را مسدود کرده و در آن فرورفتگی برای ایجاد محراب تعبیه کردند. سکوی بزرگ هم تبدیل به حیاط مسجد شد. و هر زمان که نیاز به فضای بیشتری برای نمازگزاران بود، تالارهایی به نام شبستان در اطراف آن برپا مینمودند. هنوز هم در برخی از مساجد سکوی
هنر ایران پس از اسلام تا...
۲۰۷
سنتی آتشکدهها در وسط حیاط وجود دارد.
از نمونههای مسجد بر مبنای چهارتاقی، میتوان مسجد جمعه در اردستان و نطنز، مسجد جمعهی ساوه (شکل ۱۰۹ و ۱۱۰) و قم، مصلای طورق، مصلای مشهد،(شکل ۱۱۱ و ۱۱۲) مسجد جامع گلپایگان، مسجد برسیان، (شکل ۱۱۳ و ۱۱۴) مسجد جمعه در بروجرد و در اصفهان، مدرسهی حیدریهی قزوین،(شکل ۱۱۵) و مسجد جامعرضاییه را نام برد،(شکل ۱۱۶) که همهی آنها در نیمهی باختری ایران قرار دارند. بدونتردید، این مسجدهاگلدسته هم داشتهاند، یا بعدا به آنها افزوده شدهاند. مثلاً، گلدستهی مسجد اردستان مدتها پس از ساختمان مسجد به آن افزوده شده است.گلدستهی مسجد جمعهی ساوه هم همینطور است، و یا اینکه خراب شده و بعداً آن را بازسازی کردهاند. کهنترین مسجد از این گونه، مسجد جامع زواره است. (شکل ۱۱۷) نمونههایی را هم میشناسیم که چهارتاقی آن متکی به دیوار قبله نیست، و از آن جدا میباشد؛ مانند مصلای طورق و مصلای مشهد و بسیاری از مساجد خراسان شمالی یا ترکستان. در اغلب این مساجد گلدستهها روی دیوار مسجد و یا در برابر آن ساخته شدهاند، درحالی که در مسجد گلپایگان و مسجد برسیان گلدستهها جزو چهارتاقی و در امتداد جرزها ساخته شدهاند. در مسجد گلپایگان گلدسته روی پایههای جنوب باختری و در برسیان در پشت ساختمان قرار دارد.
این مسجدها در زمانهای مختلف ساخته شدهاند و در برخی از آنها، فاصلهی زمانی میان بنای چهارتاقی و متعلقات مسجد بسیار زیاد است؛ مثل مسجدگلپایگان و مدرسهی حیدریهی قزوین که چهارتاقیهای آنها بسیار کهن است، ولی شبستانها و یا اتاقهای اطراف حیاط در زمان قاجاریه ساخته شدهاند. در مسجد جمعهی اصفهان این فاصله زمانی بسیار کم است. در مصلایکهن یزد چهارتاقی در وسط حیاط است؛ یعنی وضع آتشکدهای خود را نگه داشته است، و از چهار طرف هم باز است و به همین دلیل محراب ندارد. البته این مصلا استثنایی است، ولیکن شاهد خوبی بر استفادهی مسلمانان از بناهای مذهبی کهن برای مسجد میباشد. شاخصهی اصلی این مساجد گنبد روی چهارتاقی است.
ساختمانهای دیگری هم هستند که براساس چهارتاقی ساخته شدهاند؛ مانند حرمهای مطهر امامزادگان یا مقبرهی بعضی از شاهان و بزرگان که در مبحث مقبرهها از آنها سخن خواهد رفت.
۲۰۸
تاریخ هنر
شکل ۱۰۹. مسجد جامع نطنز
شکل ۱۱۰. مسجد جمعهی ساوه
شکل ۱۱۱. مصلای تورق
و
3
R
««
۰۶
ه ه
۰۰
n «
۰۰
و
3
۰۶ ۰۰ ۰۰
«« ه ه n «
R
شکل.۱۱۳. مسجد جمعه گلپایگان
شکل ۱۱۲. مصلای مشهد
شکل ۱۱۴. مسجد جامع برسیان
هنر ایران پس از اسلام تا...
۲۰۹
نممهل بیا
الف. نقشه
شکل ۱۱۵. مسجد حیدریه قزوین
شکل ۱۱۶. مسجد جامع زواره
د) مسجدهای ایوانی،
ب. تزئینات ستون
۰
۱۰
۱۰۰۰۰
۰۰۰.
۰4
شکل ۱۱۷. مسجد جامع رضائیه
همچنان که در فصل اشکانیان گفته شد، ایوان پدیدهی معماری خاور ایران است و اشکانیان
آن را به باختر ایران، آشور، هترا و تیسفون بردند. ایوانها شاید در آغاز رفهای بزرگی بودهاند، و یا در حد یک اتاق، ولیکن بتدریج گسترش یافته و عنصر اصلی معماری اشکانی و سپس
۲۱۰
تاریخ هنر
ساسانی شدند. با اینکه ایوان در باختر ایران، در آثار معماری اشکانی و ساسانی بسیار استفاده میشده است، در دوران اسلامی مسجدهای ایوانی در این بخش از خاک ایرانکمتر ساخته شده و تنها نمونهی ایوانی که از بخش باختری ایران موجود است، مسجد جامع نیریز در نزدیکی، شیراز و در جنوب ایران، میباشد. آندره گدار دلیل این عدم استقبال از مسجدهای ایوانی در باختر ایران را روحیهی به هم پیوستگی میداند که در هنر ایران وجود داشته است؛ و نیز معتقد است که هنوز در طی سدههای متمادی اشکانی و ساسانی، ایوان در بناهای عمومی باختری جا نیفتاده بود و ویژهی کاخها بوده است. مسجد نیریز هم که در سال ۱ - ۳۳۰ه ش (۳۴۰ه) ساخته شده است، و طرح آن همان طرح و نقشهی مسجدهای چهارتاقی است؛ منتها به جای چهارتاقی، آن ایوانی به سمت دیوار قبله بنا شده و از آن پس بخشهای دیگر به آن افزوده شده است. آندره گدار بازماندههای چند مسجد ایوانی از سدهی چهارم هجری را در بامیان از زیر خاک بیرون آورده است. این شهر را در سال ۲ - ۶۰۱ه ش (۶۱۸ه)چنگیز مغول ویران کرد. این مسجدها شامل ایوان و حیاطی بودهاند که در جلو ایوان و با دیوارهای کوتاه قرار داشته است. اندازهی یکی از این ایوانها، ۳ متر پهنا و ۶ متر ژرفا بوده است، که درحقیقت یک محراب بزرگ و یا یک اتاق است که اطراف آن باز است. بعدها این ایوانها گسترش یافته و وسیعتر شدند، بهطوریکه ابعاد ایوان مسجد زوزن به ۵۰/۱۳متر پهنا و ۹/۳۷متر ژرفا میرسند. این مسجد از ۲ ایوان روبروی هم و حیاطی ترکیب شده است که در سمت باختری و خاوری آن ساختمانهای فرعی متعددی بنا شدهاند. نمونهی دیگر از این مساجد ایوانی، مسجد فرومد، سبزوار و نیشابور است. شاخص مسجدهای ایران خاوری به جایگنبد، ایوان بزرگ و باشکوهی است که از دور نمایاننده مسجدها، بقاع متبرکه، مقابر، و مصلاها در خراسان، طیبات، (شکل ۱۱۸) تربتجام،
طورق و جاهای دیگرند. (شکل ۱۱۹) مساجد چهار ایوانی هم، که به تقلید از مدارس چهار
شکل ۱۱۸. مقبره در طیبات (تایب آباد؟)
شکل ۱۱۹. مقبرهی باباقاسم در اصفهان
هنر ایران پس از اسلام تا...
۲۱۱
ایوانی ساخته شده، و شاخص بارز معماری مذهبی ایرانی شده است، گسترش و تحولِ همین مساجد ایوانی است.
از نوع سوم مساجد، یعنی نوع دالانی، فقط ۲ نمونه میشناسیم که در نزدیکی نایین، در استان اصفهان، قرار دارند و از سدهی چهارم هجری یا تاریخ متأخرتر، سدهی پنجم هجری، میباشند. یک نمونهی دیگر نیز وجود دارد که مشهور به مسجد کوهپاست و در میان راه اصفهان به نایین است؛ لیکن تغییرات زیادی در دوران مغولان در آن داده شده، به طوری که اصالت دالانی آن از میان رفته است. لذا میتوان این گونه مسجد را ویژهی مرکز ایران دانست.
این مسجدها براساس ساختمان ایوان کرخه، که در زمان ساسانیان بنا شده بود، ساخته شدهاند؛ یعنی دالانی مسقف هستند که در وسط آن استوانهای پوشیده از گنبدی قرار دارد. نمازگزاران در جلو این دالان میایستادند و نماز میگزاردند.
ه) مسجدهای چهار ایوانی و مدرسهها با حیاط مرکزی
بیشتر خاورشناسانی که بر آثار ایرانی جستجو و پژوهش کردهاند، برآنند که مبداء و زمان مسجدهای چهار ایوانی در دوران سلجوقیان و در ایران بوده است. پیش از آنکه آندره گدار فرانسوی بتواند این موضوع را با دلایل کافی به اثبات رساند، مبداء مساجد چهار ایوانی را مدرسههای چهار ایوانی میدانستند و بر سرزمین خاستگاه اینگونه معماری، میان سوریه و مصر اختلافنظرهای فراوان وجود داشت.ک.ا.سی.کراسول^{۱} انگلیسی در سال ۱۳۰۱هش (۱۹۲۲م) در گزارشی که به چاپ رسید اعلام کرد و مدعی شد که فرض پیشنهادی فان برشم^{۲} در باب سوری بودن مبداء مدارس چهار ایوانی نادرست است، و مبداء این گونه بناها را مصری خواند و زمان آن را سدهی هفتم هجری اعلام کرد. زیرا، نخستین مدرسهی چهار ایوانی مصر به نام ناصریه در سال ۶۸۴هش (۷۰۳ه) به پایان رسید، در صورتیکه اولین مدرسهی چهار ایوانی مصری، ظهیریه، در سال ۶۴۴هش (۶۶۲ه) تمام شده بود و در ماه صفر همان سال مورد بهرهبرداری قرار گرفته بود.
این پژوهشگران، تمام کوشش خود را برای شناختن هنر اسلامی به کشورهای عربی محدود
2.Van Berchem
1. K.A.C.Croswell
۲۱۲
تاریخ هنر
کرده بودند و از معماری اسلامی ایران آگاهی چندانی نداشتند؛ حتی نگاهی هم بر معماری، اسلامی میانْ دورود نیفکنده بودند. در سال ۱۹۳۵، آندر گدار فرانسوی در خوار گرد خراسان بازماندهی مدرسهای را از زیر خاک بیرون آورد که چهار ایوانی بود و به نام خواجه نظامالملک ساخته شده بود و به دلایل کافی تاریخ ساخت آن مقارن ۴۶۷هش (۴۸۰ه) تعیین گردید. (شکل ۱۲۰) این مدرسه، یکی از بیشمار مدارس نظامیه است که در سدهی، پنجم هجری بنا شده است. لازم است پیش از پرداختن به اصل این مسجد - مدرسهها و مدرسهها و مسجدها، که به مثابهی مساجد ویژهی ایرانی،
,"
،
ز
شکل ۱۲۰. مدرسه خوارگرد نظامیه
شناخته شدهاند و حاصل پیوستگی و تداوم هنر ایرانی از یک هزاره پیش از آنند، مختصری در باب ساختمانهای چهار ایوانی سخن بگوییم.
ایوان، نه به شکل آنچه که در زمان اشکانیان در هترا و در آشور آشکار شد، بلکه به صورت یک فضای باز مسقف که بر ستونها استوار است و در جلو در ورودی ساختمان بنا میشود، اواخر هزارهی دوم پیش از هجرت در آپادانای داریوش، نخست در شوش و سپس در تختجمشید، آشکار شده است؛ و این تصویری از ایوان در ایران باختری و جنوبی است. سقف بسیار بلند آپادانا (حدود ۲۰ - ۱۸ متر) نمیتوانست تاقی یا گنبدی باشد، هرچند که پیش از آن تاق در ایران باختری، جنوبی (ایلام) و سومر شناخته شده و بسیار رایج بوده است. در خاور ایران، از پیش از اشکانیان، نمونههای ایواندار بر جا نمانده است؛ ولیکن امکان اینکه ایوان بدون مقدمه، از ابتکارات اشکانیان باشد نیز قابلقبول نیست، زیرا آنها در زمان هخامنشیان و حتی سلوکیان چادرنشینهای مرزدار ایران بودند. بنابراین باید پذیرفتکه در همان زمان هخامنشیان و حداقل، در اواخر دوران آنها، در ایران خاوری و خراسان ساختمانهای ایوانی وجود داشته است، اما ممکن است که پهنا، ژرفا و بلندای آنها بسیار کمتر از آنچه که در هترا و آشور اشکانی آشکار شده است بوده باشد.
در دوران ساسانیان و از اواخر اشکانیان (کاخ اردشیر در فیروزآباد)، ایوانهای بلند به مثابهی
هنر ایران پس از اسلام تا...
۲۱۳
پیشتاق ورودی رواج کامل داشته است، نمونهی بلندتر و فراختر از آن ایوان مداین در تیسفون است که شاپور اول بنا کرد، ولیکن به نام خسرو اول (در عربیکسری) مشهور شده است. تاریخ پادشاهی شاپور اول «نقطهی عطفی» است برای بررسی ساختمانهای چهار ایوانی؛ زیرا نخستین بنای چهار ایوانی در زمان او در شهر بیشاپور یا «شاپور» در فارس ساخته شد. رومن گیرشمن، بخش اعظم یک حیاط چهار ایوانی را از زیر خاک بیرون آورد که حیاط آن به تالار گنبدداری تبدیل شده بود. او میگوید: «پهنای تالار از یک در تا در روبرو ۳۷ متر است. اما بخشی را که دیوارهای مجاور درهای ورودی اشغال کردهاند از هر طرف ۵۰/۷ متر است، به طوریکه پهنای داخلی تالار را به ۲۲ متر کاهش میدهد و احتمالاً این قسمت باگنبدی پوشیده شده و چهار قسمت تنگتر به شکل اتاق مسقف شده بودند.»، برحسب معمول، این چهار قسمت تنگ، یعنی ایوانها، میبایستی سقف استوانهای داشته باشند. اما آندرهگدارگنبد با قطر ۲۲ متر از آن زمان را نپذیرفته است. و دلایل او اندازههای معمولی قطر گنبدهای دیگر در دوران ساسانیان است. چنانکه قطر گنبد چهارتاقی فیروزآباد ۱۰/۱۶ و در چهارتاقی مجرد قصرشیرین ۱۵/۱۶ متر و قطر گنبدکاخ فیروزآباد ۵۰/۱۳ و درکاخ سروستان ۸۰/۱۲ متر است. اما توجه به اندازههای ایوان مداین (پهنای داخلی ۶۵/۲۵، و ژرفا ۹۰/۴۲ متر و ارتفاع قریب به ۶۸ متر تا بالای تاق) در نظر آندره گدار تردید ایجاد کرده و نظرگیرشمن را در مورد گنبد و چهار ایوان کاخ بیشاپور تایید میکند. از سوی دیگر، اندازههایگنبدهای چهارتاقیها و کاخهای ساسانی با اندک تقریبی در دوران اسلامی ایران، بویژه در دوران سلجوقی که زمان تجدید حیات معماری اصیل ایرانی است، ثابت مانده است. زیرا بزرگترین گنبد دوران سلجوقی،گنبد مسجد جمعه (جامع) قزوین است که قطرش ۲۰/۱۵ متر میباشد.
از سدههای نخستین اسلام، عملاً بنایی ایواندار به نام مسجد یا مدرسه دیده نشده است، لیکن مسجد جامع کهنهی نایین، که تالار و محراب آن بر مبنای چهارتاقی است، در ضلع شمالی حیاط ایوانی دارد که از سدهی سوم هجری است. این ایوان (که هماکنون مرمت و بازسازی شده است) ارتفاع زیادی از سطح زمین دارد و مانند ایوانهای دیگر که همسطح و یا حداقل بر سکوی کوتاهی، مانند بیشتر ایوانهای موجود، بنا شده، نیست. روبروی این ایوان و بر نمای شبستان نیز نخستین تاق به صورت قرینه کمی از سقف شبستان بلندتر میباشد، لیکن حالت ایوانی ندارد.
۲۱۴
تاریخ هنر
اگر ایوان در مدارس و مساجد ایرانی از سدهی پنجم هجری آشکار شده است، لیکن در کاخهای پیش از آن دوران، به طور حتم، وجود داشته است و دلیل آن و یرانهی کاخی است که دانیل شلومبرگر' در «لشگری بازار» افغانستان کشف کرده است. این کاخ چهار ایوانی است و از عهد محمود غزنوی (۴۰۹ - ۳۷۷هش) یعنی سدهی چهارم شمسی است. و چون اساس ایوان از خراسان بزرگ است، شاید بتوان چنین تصوری از کاخهای سامانیان نیز داشت. پژوهشی که گدار در مدرسهی نظامیه خرگرد در خراسان کرده است نشان میدهد که در چهار طرف یک حیاط مرکزی چهار ایوان بوده است که یک ایوان طرف قبله بزرگتر از دیگران بوده و پهنای پایههای دو ایوان جانبی نشان میدهد که آنها از ایوان قبله کوچکتر و از ایوان روبروی ایوان قبله بزرگتر بودهاند. ایوان روبروی قبله کوچکترین است و حالت دالان ورودی را داشته است.
مدرسهی خرگرد (خوارگرد) نخستین مدرسهی چهار ایوانی نظامیه نیست. نخستین مدرسهی چهار ایوانی را زمان نظامالملک، به نام نظامیهی بغداد، در سنهی ۵-۴۴۴هش (۴۵۷ه) برای یکی از فقهای مشهور آن زمان در بغداد به نام «شیرازی» تأسیس کرد. چند سال بعد مدرسهی دیگری در نیشابور، با همان طرح برای فقیهی دیگر،«جوینی»، ساخت و پس از آن در شهرهای بصره، اصفهان، بلخ، خوارگرد، هرات، طوس، موصل و جاهای دیگر نیز مدارس نظامیه ساخته شدهاند. دامنهی ساختمان اینگونه مدارس سپس به سوریه، فلسطین در دوران «نورالدین» از اتابکان سنی مذهب سوریه و فلسطین، و در پی آن، به دست صلاحالدین ایوبی به مصر کشیده شد. وقتی ساختمان مدرسه به مصر رسید طرح آنکاملاً تثبیت شده بود. یک حیاط چهارگوش با ۴ ایوان دوبهدو قرینه - ولیکن با اندازههای متفاوت که در پشت آنها تأسیسات مدرسه، که محل سکونت طلبهها بوده است، بنا گردید. و چون در مصر فرق چهارگانهی تسنن قدرت بیشتری دارند میتوان پذیرفتکه هر ایوان و بخشهای جانبی آن به یکی از مذاهب تعلق داشته است، ولیکن این نظریه برای ایران، و بویژه خراسان، درست نیست؛ زیرا مردم خراسان عموماً شیعی مذهب بودند و دعوت مأمون از امام علی بن موسی الرضا(ع) برای رفتن به خراسان هم به همین مناسبت و برای آرامکردن شیعیان بود. بنابراین قابل قبول نیست که بگوییم در مدارس نظامیه نیز هر ایوان به یک مذهب تعلق داشته است. از سوی دیگر در این مدارس
1. Daniel Schlumberger
هنر ایران پس از اسلام تا...
۲۱۵
محل سکونت دانشجویان علوم دینی در اطراف حیاط و در دو طرف ایوانها بود و مانند مدرسهی سلطان حسن در مصر در پشت ایوانها و ساختمان جنبی و متعلقات مدرسه نبود. مدارس ایوانی دیگری هم پس از سلجوقیان ساخته شدند که طرحشان چلیپایی (چهار ایوان دوبدو قرینه) نبود. مدرسهی مستنصریهی بغداد (۶۱۳هش) ۶ ایوان بدون رعایت قرینهسازی دارد که در اضلاع حیاطی به ابعاد ۲۶ *۶۳متر ساخته شده است؛ در حالی که حیاط مدارسِ چهار ایوانی، چهارگوش با اضلاع برابر یا تقریباً نزدیک به مربع میباشد. مدرسهی دوم، مدرسهی صالحیهی مصر (۶۲۱هش) است که دو جفت ایوان دارد که با دالانی از یکدیگر جدا شدهاند. به علاوه،گرد آمدن مذاهب چهارگانهی تسنن در یک مدرسه، حتی در مصر هم، به تاریخی بسیار دیرتر مربوط میشود (سدهی هشتم هجری، یعنی اواخر سدهی هفتم هجری شمسی).
از طرح نظامیههای دیگر چیزی نمیدانیم؛ مگر نظامیهی اصفهان که آن هم چهار ایوانی بوده و در سال ۵۰۱هش به دست اسماعیلیه، به دلیل دشمنیای که با نظامالملک داشتند، به آتش کشیده شد. ابناثیر جزری مورخ عرب (ایرانی عرب زبان به روایتی)، در باب مسجد جمعه (جامع) اصفهان مینویسد که این جامع مرکب از حیاط وسیعی بوده که در جنوب آن ساختمان گنبدداری وجود داشته و نام نظامالملک برکتبهی آن نوشته شده بود و سوختنی نبود! در آن زمان در اطراف این حیاط صومعهها (خانقاهها)، مهمانخانهها، کتابخانه و متعلقات مسجد قدیمی، عباسی بوده که مورخ دیگر، المفروضی، درکتابی که در ۱۰ -۴۰۹هش (۴۲۱ه) در باب اصفهان و تاریخ آن نوشته است، آنها را شرح کرده، و بنابرآن، آنچه دستخوش حریق شده متعلقات مسجد بوده است.
از کتیبهای که به خط کوفی و بر روی یکی از درهاست و بخشی از آن هنوز قابل خواندن است، استنباط میشود که در همان سال آتشسوزی شد و بلافاصله پس از آن مسجد و متعلقات آن بازسازی شدند و تغییر شکل مسجد از حالت «عباسی» بودن به حالت چهارتاقی در همان زمان بود. میتوان پذیرفت که همان موقع شکل آن به صورت چهار ایوانی و مسجد - مدرسه تغییر کرده است. دلایل این نظریه آن است که اولاّ حیاط آن به سبک و شیوهی سلجوقی است، دوم اینکه فاصلهی زمانی بین تزیین در، یعنی حدود سال ۵۰۱هش، و تزیین ایوان خاوری اَنقدر کم است که میتوان آنها را همزمان دانست (شکل ۱۲۱).
۲۱۶
تاریخ هنر
شکل ۱۲۱. نقشهی مسجد جامع (جمعه) اصفهان
بنابراین در سال ۵۰۱هش، که در اصفهان این مسجد چهار ایوانی شد، لزوماً نمونههای چهار ایوانی، شاید کوچکتر، وجود داشته که به احتمال بسیار زیاد ساختمان نظامیه بوده است. در این مسجد نمای ایوان خاوری از زمان تجدید ساختمان تا این طرف (زمان ما) دست نخورده مانده، یعنی کاملاً سلجوقی است. نمای ایوان جنوبی هم سلجوقی است، لیکن در زمان اوزن حسن بر آن میناکاری شده است. ایوانهای شمالی و باختری، بعدها تعمیر و بازسازی شدند؛ ولی نماهای اتاقهای میان ایوانها در اطراف حیاط نیز سلجوقی است.
رونق و رواج مسجد - مدرسههای چهار ایوانی، به دلیل ویژگیهای دوگانه از یک معماری ملی و کاملاً ایرانی، یعنی استفاده از چهارتاقی و حیاط چهارگوش با چهار ایوان، و نیز کاربرد دوگانهی آن، مسجد بودن و مدرسه بودن در یک مجموعهی جداییناپذیر، سبب شد که با سرعت وصفناپذیری در جاهای دیگر ایران از آن تقلید شود. درست پس از پانزده سال که از آتشسوزی مسجد جمعهی اصفهان گذشته، مسجد چهار ایوانی زواره در سال ۵۱۵هش (۵۵۳۰) ساخته شد و پس از آن نیز در شهرستانهای دیگر ایران باختری و جنوبی مساجد مشابه آن بنا گردید که مسجد جامع اردستان نمونهی آن است.
در خراسان، که خاستگاه ایوان است، نوعی دیگر از مسجد رواج داشت که مسجد دو ایوانی، است. ایوان اصلی به سمت قبله و ایوان دوم در ضلع شمالی، یعنی خلاف قبله قرار گرفته است. مسجد زوزن، فرومد و غیره نمونهی آن هستند. مسجد - مدرسههای چهار ایوانی کمی به کندی
هنر ایران پس از اسلام تا...
۲۱۷
وارد خاور ایران شدند، و فاصلهی تقریباً سه سده اختلاف زمانی با مساجد ایران باختری و جنوبی دارند. کهنترین نمونهی این مسجدها یکی مسجد بیبی خانم در سمرقند است، که مسجد - مدرسهای چهار ایوانی است و تاریخ آن ۷۷۷ و ۷۸۴ه ش است، و دیگری مسجد گوهرشاد است که کهنترین مسجد - مدرسهای است که در تمام خراسان سراغ داریم و تاریخ ساختمان آن ۷۹۷هش (۸۲۱ه) است. اوج رونق مسجد - مدرسههای چهار ایوانی در خراسان و فرامرزهای آن (ترکستان) در دوران تیموری است. به گواه تاریخ، تیمور پس از ورود به شیراز ۲۰۰ نفر از معماران و آذینکاران و هنرمندان شیراز را اسیر کرده و به سمرقند برد تا اصول معماری و هنر آن عصر شیراز را در آنجا با عظمتی بیشتر اجراکنند. حتی مقبرهی امیر تیمور نیز معماری اصفهانی داشت که در عصر خود تیمور بنا شد.
مسجد - مدرسهها و کاروانسراهای خراسان، در سدههای گذشته، تغییر چندانی نکردند و با مدرسهی نظامیهی خوارگرد تفاوتی ندارند. تنها باید این نکته را یادآور شد که در مدرسهها وقتی محور اصلی، محور قبله باشد، ایوان سمت قبله را بزرگتر میسازند و آنجا حالت مسجد پیدا کرده و در بسیاری موارد محراب هم پیدا میکند، و یک ایوان دیگر هم به ورودی مدرسه اختصاص داده میشود. تنها در دوران قاجاریه است که ورودی مسجد - مدرسهها از داخل ایوان نیست؛ بلکه از دالانی است که پشت یکی از ایوانها، به استثنای ایوان قبله، ایجاد شده و از دو طرف ایوان به حیاط راه پیدا میکند، که معمولاً از یک طرف وارد شده و از سوی دیگر بیرون میروند. در نتیجه، ایوان قبله کاربرد عبادی پیداکرده و بزرگتر، پهنتر و ژرفتر از دیگر ایوانها ساخته میشود. اما هنگامیکه مدرسه و مسجد یکی نباشند و با هم یک مجموعه را نسازند، هر چهار ایوان برابرند؛ مانند مدرسهی تیموری خوارگرد و مدرسه و مسجد شاه سلطان حسین در اصفهان.(شکل ۱۲۲ و ۱۲۳)
شکل، ۱۲۲ و ۱۲۳
۲۱۸
تاریخ هنر
البته اینگونه مدرسهها،که غایت معماری مذهبی ایران است، تنها نمونهی مدرسه نیست. مدرسههای دیگری نیز هستند که حیاطی چهارگوش با اتاقهایی در اطراف آن دارند و بدون ایوانند؛ و حتی مدرسههایی که با خانههای معمولی چندان تفاوتی ندارند. گونهای دیگر از ساختمان مذهبی در خراسان و در فرامرزهای آن وجود دارد که از یک تالار چهارگوش گنبددار کم ارتفاع با ایوانی بسیار بلند تشکیل شدهاند و بیشتر برای مقبرهها در نظر گرفته شدهاند. مسجد مولانا زینالدین در طیبات و مسجد قالی در تربتجام یا مسجد مصلی در طورق از اینگونهاند. چند نمونه از این گونه ساختمانها هستند که تغییراتی اساسی یافتهاند؛ ازجمله مقبرهی سلطان محمد خدابنده، الجایتو، در سلطانیه، امامزاده «دوازده امام» در یزد و مسجد علویان در همدان. در این ساختمانها گنبدها مرتفعترند و بر دیگر قسمتهای بنا مسلط میباشند. میتوان این ساختمانها را ادامهی نسل چهارتاقیها دانست. مقبرهی سلطان محمد خدابنده و یژگی دیگری، نیز دارد:گنبد آن، نخستینگنبد دو پوستهی جهان است.(شکل ۱۲۴ و ۱۲۵)
شکل۱۲۴.مقبرهیخدابنده
شکل ۱۲۵. سلطانیه - مقبرهی اولجاتیو
باید ساختمان کاروانسراها یا رباط ها را نیز، هرچند که جنبههای مذهبی چندانی ندارند، در شمار گونهی معماری مسجد - مدرسه آورد. این ساختمانها، درعین چهار ایوانی بودن، از تنوع بیشتری برخوردارند. برخی از آنها، مانند مسجد در اطراف حیاط چهارگوش مرکزی، چهار ایوان دوبهدو متقارن و برابر دارند و در فاصلهی ایوانها ردیفی از اتاقها در یک طبقه و گاهی نیز در دو
هنر ایران پس از اسلام تا...
۲۱۹
طبقه دارند. در بعضی، مانند رباطکریم، اتاقها مستقیماً به حیاط باز میشوند. در برخی دیگر، مانند رباط شرف، (شکل ۱۲۶ و ۱۲۷) در جلو اتاقها راهرویی رواق مانند قرار گرفته که مانع تابش آفتاب به درون اتاقها میشود. در مدرسه و کاروانسرای شاه سلطان حسین در اصفهان، که
شکل ۱۲۶. رباط کریم
شکل ۱۲۷.رباط شرف
۲ ساختمان جداگانهی به هم پیوستهاند، در مدرسه ایوان قبله یا جنوبی، به تالار گنبددار یا نمازخانه منتهی میگردد و در دو طرف آن تالار فرعی ستوندار و یا شبستان و تأسیسات دفتری و آبریزگاه تعبیه شده است. اتاقها در ۲ طبقه هستند و هرکدام پستویی نیز دارند و از پشت با راهرو یی به هم راه دارند. هر اتاقی در جلو دریکه به حیاط باز میشود ایوانک یا ایوانچهای دارد. اتاقهای کاروانسرا بدون پستو هستند. کاروانسرا در قسمت شرقی خود حیاطی باریک و مستطیلی دراز دارد که درواقع اسطبل کاروانسراست. مدرسه و کاروانسرا با یک فضای کوچه مانند بنبست به هم راه مییابند. هرکدام از اتاقهای مدرسه و یا کاروانسرا در این کوچه نیز دری دارند. یک طرف این کوچه به بازاری باز میشود که در ضلع شمالی پشت مدرسه و کاروانسرا ساخته شده است، و در وسط حیاط هر سه قسمت (مدرسه، کاروانسرا و اسطبل) نهر آبی جریان دارد. علاوه بر آن، حیاط مدرسه ۴ باغچهی قرینه دارد؛ ولی کاروانسرا، که حتی بزرگتر است باغچه ندارد. اکنون کاروانسرا به مسافرخانهی بزرگی به نام مسافرخانهی عباسی تغییر نام داده و نوسازی شده است و باغچههایی نیز در آن ساختهاند.
یک طرح دیگر کاروانسرا در ایران مرکزی، در سر راه اصفهان به شیراز، وجود دارد که ۸ ضلعی است و در اطراف آن علاوه بر ۴ ایوان متقارن روبرویی، دو ردیف اتاق دیده میشود که ردیف جلویی به حیاط باز میشود و ردیف پشتی به دالانی باز میشود که میان این دو ردیف
۲۲۰
تاریخ هنر
قرار گرفته است. این کاروانسراها در ده بید، امینآباد و خوان خوره ساخته شدهاند و احتمالا معمار آنها یک نفر بوده است. (شکل ۱۲۸ و ۱۲۹) از کاروانسرای ده بید اثری بر جا نمانده است،
لیکن طرح و نقشهی آن توسط تکسیه' (یا تگزیه) برداشته شده است که سیرو^{۲} در کتاب خود،
کاروانسراهای ایران آن را چاپ کرده است. رباط ها یا کاروانسراهای کنار جادهها و راههای ارتباطی در گوشههای، خود برجهای دیدهبانی نیز داشتهاند. نقشهیکاروانسرای رباطکریم، که تقریباً
شکل۱۲۸.کاروانسرایدهبید شکل ۱۲۹.کاروانسرایامینآباد چهارگوش است، در گوشههای خود یک تالار چهارگوش گنبددار با گنبدی پهن دارد. در خورنق، در سر راه یزد به نواحی خاوری آن، نیز همین طرح به اجرا درآمده است. تاریخ ساختمان رباط شرف سال ۴۹۴هش (۵۰۸ ه) و رباطکریم، اواخر سدهی ششم هجری است. در برخی از کاروانسراهای نواحی سردسیر و کوهستانی، حیاط میانی سرپوشیده است و وسعت کاروانسرا به تناسب محل کمتر است. در کاروانسراهای بزرگ، روی ایوانی که مدخل آن را تشکیل میدهد،گنبدی نیز ساخته شده است. ولی در کاروانسراهای مناطق کوهستانی و سرپوشیده ایوان وجود ندارد. از این نوع کاروانسرا در سر راه دماوند به آمل، در میان راه امامزاده هاشم و پلور (در ارتفاع ۳۰۰۰متری) ۴ نمونه را میتوان مشاهده کرد.
و) مقبرهها و «گنبد»ها
برپا داشتن مقبرهها یا ساختمانهای یادبود برای شخصیتهای مذهبی و سیاسی از کهنترین ایام در ایران رواج داشته است. این سنتی است که در میان همهی ملتها وجود داشته و به صورتهای مختلف برگزار میشد. ولیکن شاهان معمولاً آرامگاههای خود را در زمان حیات خویش برپا میکردند؛ درحالی که آرامگاههای مذهبی پس از حیات شخص موردنظر و به دست مردم ساختهمیشد،درحقیقت اینبرای بزرگداشت جاهومقام روحانیوالهی آنشخص بودهاست.
2. Siroux
1. Texier
هنر ایران پس از اسلام تا...
۲۲۱
نخستین مقبره یا آرامگاهی که پس از پیروزی اسلام و پذیرش آن به دست ایرانیان ساخته شد، آرامگاه امیراسماعیل سامانی است که به روال سنّتهای گذشتهی ایرانیان کمی پیش از مرگش و در زمان حیاتش در سال ۲۸۶هش در بخارا برپا گردید. (شکل ۱۳۲-۱۳۰) این بنا یکی از زیباترین و اصیلترین بناهای ایرانی است که براساس چهارتاقی ساخته شده و درواقع یک چهارتاقی است که اطراف آن بسته است و به شکل یک فضای محدود درآمده و پس از آنهم در خراسان شمالی یا ماوراء النهر و حتی در هند تقلید شده است.
شکل ۱۳۰
شکل ۱۳۱
شکل ۱۳۲-۱۳۰. مقبرهی امیر اسماعیل در بخارا این ساختمان حالت مکعبی دارد و هر ضلع آن حدود ۱۰ متر میباشد. یک گنبد نیمکرهای آن را میپوشاند و ۴ گنبد کوچک، به شیوهی ساسانی، در چهار گوشهی آن ساخته شده است. در زیر رخ - بام این بنا یک راهروی روباز وجود دارد که از هر طرف بنا ۱۰ پنجره با تاق ایرانی، مشابه تاق پیشتاق ورودی، دارد و در هر لچک این تاقهای کوچک دایرهای به شکل نیمکره دیده میشود که انسان را به یاد دایرهی خورشیدی در لچک آرامگاهشاهان
شکل ۱۳۲
۲۲۰
تاریخ هنر
قرار گرفته است. این کاروانسراها در ده بید، امینآباد و خوان خوره ساخته شدهاند و احتمالاً معمار آنها یک نفر بوده است. (شکل ۱۲۸ و ۱۲۹) از کاروانسرای ده بید اثری بر جا نمانده است،
لیکن طرح و نقشهی آن توسط تکسیه' (یا تگزیه) برداشته شده استکه سیرو^{۲} درکتاب خود،
کاروانسراهای ایران آن را چاپ کرده است. رباط ها یا کاروانسراهای کنار جادهها و راههای ارتباطی در گوشههای، خود برجهای دیدهبانی نیز داشتهاند. نقشهیکاروانسرای رباطکریم، که تقریباً
شکل۱۲۸.کاروانسرایدهبید شکل ۱۲۹.کاروانسرایامینآباد چهارگوش است، درگوشههای خود یک تالار چهارگوش گنبددار با گنبدی پهن دارد. در خورنق، در سر راه یزد به نواحی خاوری آن، نیز همین طرح به اجرا درآمده است. تاریخ ساختمان رباط شرف سال ۴۹۴هش (۵۰۸ ه) و رباطکریم، اواخر سدهی ششم هجری است. در برخی از کاروانسراهای نواحی سردسیر و کوهستانی، حیاط میانی سرپوشیده است و وسعت کاروانسرا به تناسب محل کمتر است. در کاروانسراهای بزرگ، روی ایوانیکه مدخل آن را تشکیل میدهد،گنبدی نیز ساخته شده است، ولی در کاروانسراهای مناطق کوهستانی و سرپوشیده ایوان وجود ندارد. از این نوع کاروانسرا در سر راه دماوند به آمل، در میان راه امامزاده هاشم و پلور (در ارتفاع ۳۰۰۰متری) ۴ نمونه را میتوان مشاهده کرد.
و) مقبرهها و «گنبد»ها
برپا داشتن مقبرهها یا ساختمانهای یادبود برای شخصیتهای مذهبی و سیاسی از کهنترین ایام در ایران رواج داشته است. این سنتی است که در میان همهی ملتها وجود داشته و به صورتهای مختلف برگزار میشد. ولیکن شاهان معمولاً آرامگاههای خود را در زمان حیات خویش برپا میکردند؛ درحالی که آرامگاههای مذهبی پس از حیات شخص موردنظر و به دست مردم ساختهمیشد،درحقیقت اینبرای بزرگداشت جاهومقام روحانیوالهی آنشخص بودهاست.
2. Siroux
1. Texier
هنر ایران پس از اسلام تا...
۲۲۱
نخستین مقبره یا آرامگاهی که پس از پیروزی اسلام و پذیرش آن به دست ایرانیان ساخته شد، آرامگاه امیراسماعیل سامانی است که به روال سنّتهای گذشتهی ایرانیان کمی پیش از مرگش و در زمان حیاتش در سال ۲۸۶هش در بخارا برپا گردید. (شکل ۱۳۲-۱۳۰) این بنا یکی، از زیباترین و اصیلترین بناهای ایرانی است که براساس چهارتاقی ساخته شده و درواقع یک چهارتاقی است که اطراف آن بسته است و به شکل یک فضای محدود درآمده و پس از آنهم در خراسان شمالی یا ماوراء النهر و حتی در هند تقلید شده است.
شکل ۱۳۱
شکل ۱۳۲-۱۳۰. مقبرهی امیر اسماعیل در بخارا این ساختمان حالت مکعبی دارد و هر ضلع آن حدود ۱۰ متر میباشد. یک گنبد نیمکرهای آن را میپوشاند و ۴ گنبد کوچک، به شیوهی ساسانی، در چهار گوشهی آن ساخته شده است. در زیر رخ - بام این بنا یک راهروی روباز وجود دارد که از هر طرف بنا ۱۰ پنجره با تاق ایرانی، مشابه تاق پیشتاق ورودی، دارد و در هر لچک این تاقهای کوچک دایرهای به شکل نیمکره دیده میشود که انسان را به یاد دایرهی خورشیدی در لچک آرامگاهشاهان
شکل ۱۳۰
شکل ۱۳۲
۲۲۲
تاریخ هنر
هخامنشی میاندازد. در دو لچک ورودی نمادهای هندسی مهر و ناهید نشان داده شده است. تزیینات این بنا «آذینگری آجری» و بسیار متنوع است. این تزیینات بعدها الهامبخش هنرمندان مسلمان و ایرانی شد. چهار گوشهی بنا را ستونهای عظیم تقویت شدهای تشکیل میدهند و دیوارها کمی از پایین به بالا شیبدار ساخته شدهاند تا در برابر آفات ویرانگر زمان مقاوم باشد. اندازههای زیبا و متناسب دقیقاً محاسبه شده در همهی اجزای آن و نسبتهای هماهنگش، با اینکه بنا زیاد بزرگ و عظیم نیست، آن را در شمار شاهکارهای هنر معماری ایرانی آورده است. از بناهای آرامگاهی که پس از آرامگاه امیراسماعیل سامانی و با تغییرات اندکی از آن تقلید شده میتوان نزدیکترین آن را به زمان این ساختمان، مقبرهی جلالالدین حسینی، واقع در اوسگن در ناحیهی کرگند، نام برد، که حدود ۲۵۰ سال پس از ساختمان آرامگاه امیراسماعیل، یعنی در سال ۵۳۱هش بنا شده است. سپس مقبرهی سلطان سنجر در مرو است که به همان شیوه و در سنهی ۵۳۶ه ساخته شده. در اینجا گنبد کمی مرتفعتر و بلندتر است. مقبرهی هوشنگ شاه در مندو، در هند، که در سال ۱۴ - ۸۰۹هش ساخته شده دقیقاً تقلیدی از آرامگاه امیراسماعیل است، لیکن اندازه و تناسب آن بسیار بزرگتر و برتر است.
در ایران مرکزی و خاوری یا شمالی متأسفانه آرامگاهها مکعبی شکل ساخته نشد؛ لیکن کهنترین ساختمان آرامگاهی که در ایران مرکزی و شمالی ساخته شده، برجی است چند ضلعی که در ناحیهیگرگان در پای کوههای البرز خاوری به نام گنبد قابوس با ارتفاع ۵۱ متر از بالای ازارهی وسیع آن، و ۱۰ متر در زیرزمین. این برج، که بدنهای استوانهای و گنبدی مخروطی دارد، ده یال عمودی از سطح سکوی (ازارهبندی شده) تا زیر حلقهی پایینگنبد دارد که حالت پشیند استوانهی مرکزی است، و درعینحال به آن زیبایی و استقامت ویژهای میدهد. قائدهی پایینی آن استوانه کمی از قائدهی بالایی آن بزرگتر است و این شیب بسیار ملایمی را به سوی بالا ایجاد میکند، که در مقاومت بنا تأثیر فراوان دارد.
آرامگاه قابوس بن وشمگیر از آجرهای سرخ،که هماکنون رنگ قلع و طلا را به خودگرفته، در سال ۴۹۱ه ش افراشته شده است و بجز دو کتیبه، یکی در بالا و دیگری در ربع پایینی آن، آذین دیگری ندارد.گنبد آن از داخل آبی رنگ است و با آجرچینی درست شده است. برخی از آنها را به شکل و یژهای قالب زدهاند تا دقیقاً با شیب مخروط گنبد به سوی دیوارهها همخوانی داشته باشد. از میان حدود ۵۰ برج آرامگاهی ساخته شده در ایران، این بنا کهنترین، مرتفعترین و
هنر ایران پس از اسلام تا...
۲۲۳
باشکوهترین آنهاست. ساختمان برجهای آرامگاهی با یالهای منشوری تا برج بیستون، در سدهی هشتم هجری ادامه داشته و در آنها، به فراخور زمان و مکان، تغییراتی داده شده است. مثلاً در جارکوگان، در رادکان خاوری، در سدهی ۷۹ - ۶۵۹ه ش، و در کاشمر، در سدهی هشتم هجری، ستونهای گرد به تناوب جای خود را به یالهای منشوری دادهاند که هر دو آذینهای زیادی دارند. گونهای دیگر نیز با ستونهای جفتی به وجود آمد که از رباط ملک، و با برج جارکوگان، آغاز شد و تا هند هم از آن تقلید کردند، و در قطب منار دهلی دوباره پدیدار شد. چندتایی از این برجها ۸ پهلو است، که کهنترین آنها گنبد علی در ابرقو و به سال ۴۱۵هش است. در سدهی هشتم هجری در قم و در امامزاده جعفر اصفهان (به سال ۷۲۰هش) برجهایی از اینگونه ساخته شده (که البته بلندی برج قابوس را ندارند) و از آن پس نیز ادامه یافته است. برخی از این برجها گرد هستند، مانند برج آرامگاهی پیر علمدار در دامغان که به سال ۴۰۰هش ساخته شده، و برج لاجیم در مازندران، به سال ۴۰۱هش، و اینگونه برجها تا سدهی نهم هجری ادامه داشته است. برخی از این برجها نیز مربعی شکل هستند، مانند گنبد سرخ در مراغه از سدهی چهارم - پنجم هجری، یا بقعهی شاهزاده محمد در مازندران از سدهی نهم هجری، این برجها، علاوه بر تنوعی که در طرح و نقشه دارند، از لحاظ پیسازی هم متنوعترند. برخی از آنها اصولاً پیسازی ندارند و پی برخی دیگر به صورت سکوی کوتاه چهارگوش، هشتگوش و یا گرد است. برخی از این برجها در بالاگنبدی تخممرغی دارند یا دارای رخ بامها (قرنیزها)ی برآمده و گنبدی خیمه شکل یا چند وجهیاند. ارتفاع اغلب این برجها از ۱۰ متر تجاوز نمیکند؛ لیکن برخی دیگر، مانند منارساربان در اصفهان، از سدهی چهارم - پنجم هجری، به حدود ۵۰ متر میرسد.
شکل آرامگاهها، بتدریج، از حالت برج بودن بیرون آمد و به حالت ساختماهای چند پهلوی کوتاه با گنبدی مخروطی شکل و یا نیمکروی، بر پایهای ۸ ضلعی، وگاه ۱۶ ضلعی درآمد؛ مانند بقعهی امامزاده علاء الدین در جام که میتوان آن را بخوبی در شکل و اندازههای چهارتاقیها دانست، و یا بقعهی امامزاده محمد در ساری،که در آنگنبد نیز، هرچند در ابتدا ۱۶ وجهی است، ولی بعد به طور محسوسی مخروطی میشود. این ساختمانها حامل و نمایانگر سبک و سیاق و ویژگیهای زمان خود میباشند و در برخی از آنها نبوغ صادقانهی معماران محلی را میتوان مشاهده کرد. مثلاً،گنبد علی در ابرقو از سال ۴۳۵هش از قلوه سنگهای زمخت، ولیکن بسیار مرتب، چیده شده درست شده است و انتهای دیوارها به یک پیش آمدگی مقرنس دراز ختم
۲۲۴
تاریخ هنر
میشود و بر فراز آن گنبد نیم کروی با نوک تیز قرار دارد. برجهای دیگر از آجر است. از سدهی پنجم به بعد نمای آجر تراش خورده رواج پیدا میکند و برجستگیهایی که در آنها طرحهای هندسی متنوع به کار رفته است آذین بنا را تشکیل میدهند. از اواخر سدهی پنجم و آغاز ششم هجریشمسی سطح برجها را کتیبههای قاب مانند کاملاً تو رفته و شبکهای از آجرهای برجسته با طرحهای مینایی رنگی نمای بنا را غنی کرده و نه تنها از اعتبار بنا نمیکاهد بلکه به همراه آجر لعابدار آبی رنگ با نوشتههای بزرگکوفی بر اعتبار بنا میافزاید، مانند آرامگاه مؤمنه خاتون در نخجوان، در ارمنستان. از سدهی نهم به بعد مقرنسهای آجری بالای برجها جای خود را به کاشی، میدهند.
برجهای کهن مراغه، مانند گنبد سرخ، شاهکارهای آجری نیرومندی بهشمار میآیند. این برج، که حالت مکعبی دارد و بر هر ضلع بیرونی آن ۲ تاق نمای بلند با نوک تیزهدار است، با ۲ پنجرهی کوچک که در بالای آنها تعبیه شده، و با آجرکاری زیبا آذین شده است. و سقف آن را گنبدی نیمکروی، که بر پایهای هشت ضلعی استوار شده، میپوشاند. ستونهای سنگین در چهار گوشهی آن و شکل عمومی بنا، ما را به یاد آرامگاه امیراسماعیل سامانی در بخارا میاندازد. تاریخ بنای اینگنبد ۵۲۶هش است. تاریخ بنایگنبد کبود سال ۵۷۵هش است. هر جبههی این گنبد، تاق نمای نوک تیزی دارد که با قابی از کاشی آبی رنگ محصور شده و یک رخ بام نوک تیز و حاشیهای از کتیبهی سفید بر زمینهی آبی غنا و ویژگی خاصی به آن بخشیده است. این ترکیب با شیوه با شکل حجم و ستونهای کلفت، که قابها را نگه داشتهاند، از سستی برکنار مانده است. در برجهای دیگر مراغه کاشیکاریهای سفید و آبی با رنگ سرخ آجرها تضاد خوبی یافتهاند.
از سدهی نهم به بعد ساختمانهای آرامگاهی دیگری رواج مییابد که خاص امامزادههای بزرگ و معروف است. این ساختمانها بیشباهت به کاخهای ساسانی نیست. تالار مرکزی،که با ایوانی به حیاط باز میشود، و مقبره،که در میان تالار مرکزی قرارگرفته است، باگنبدی بیضوی - کروی پوشیده میشودکه اغلب دو پوشه هستند و تالار از ۳ طرف به رواقهای مستطیلی متصل میگردد؛ مانند ساختمان قدیم بقعه و بارگاه حضرت علی بن موسی الرضا، بقعهی حضرت معصومه در قم، و شاه چراغ سید امیراحمد و سید میرمحمد و سید علاء الدین حسین و علی بن
هنر ایران پس از اسلام تا...
۲۲۵
حمزه در شیراز، و بقعهی حمزة ابن موسی الکاظم و حضرت عبدالعظیم حسنی در ری. این بقاع متبرکه، که گنبدهای پوشیده شده از آجرهای زرپوش و یا کاشی با نقشهای هندسی و اسلیمی دارند، از داخل نیز با آذینهای کاشیکاری و آیینهکاریهای زیبا پوشیده شدهاند. اما این آذینها عموماً از سدههای دهم و یازدهم و دوازدهم هجری شمسی به بعد میباشند.
بناهای دیگریکه درخور ذکرند، برجهای یادبود و منارهها هستند که تنوع بسیار زیادی دارند. مانند منارهی جام در افغانستان، که آن را سلطان علاء الدین غوری، به یادگاری یکی از جنگهای، پیروزش، ساخته است. تاریخ این مناره سال ۵۲۸هش است و بلندی آن ۱۸ متر است، و سه طبقه با اندازههای کاملاً متناسب و سنجیده دارد که بر بالای طبقهی سوم آن اتاق دیدهبانی کوچکی تعبیه شده است. هر طبقه قرنیزی از مقرنس دارد و تمام سطح بنا از قابهای دایرهای، مستطیلی و بیضویکشیده، که در درون آنهاگچبریهای گودی شده و با کتیبههایی با خط کوفی از هم جدا شدهاند، آذین شده است.کتیبهی زیبای این برج سورهی مریم میباشد که شامل ۹۷۳ کلمه است. وضع مناره کامل است، لیکن به نظر میآید که مقرنسهای پایانی هر طبقه به سکویی ختم میشده که فرو ریختهاند و اثری از آنها نیست. این مناره در دامنهی کوهی بر فراز صخرهای افراشته شده و بر هامون مسلط میباشد.
در سراسر مازندران و در میان درههای کوههای البرز، تعداد زیادی برج همراه با مساجدی کوچک پراکنده شدهاندکه بسیار ساده بوده و همین سادگی روستایی، جاذبهی ویژهای به آنها داده است. بهترین این بناها از سده نهم هجری به بعد است. در ایران مرکزی و جنوبی نیز تعداد زیادی برجهای کوچک کله قندی و مخروطی یا هرمی شکل وجود دارند که از تعداد زیادی قابهایکوژ بر یکدیگر قرار گرفته ترکیب شدهاند که به نوک مخروط یا هرم بنا ختم میشوند. زمان دقیق این ساختمانها معلوم نیست ولیکن باید از سده یازدهم هجری به بعد باشد.
از هنر دوران غزنویان در ایران غربی و آل بویه در ایران مرکزی و جنوبی آثار زیادی بر جای نمانده است.غزنویان نیز، همانند سامانیان و آل بویه، به معماری و علم و هنر و ادبیات اهمیت زیادی میدادند. دربار آنان مرکز تجمع دانشمندان، شاعران و هنرمندان بود. در واقع میتوان گفت که رستاخیز فرهنگی و ملی ایران منحصر به صفاریان و سامانیان نبود، درعهد صفاریان آغاز شد و سامانیان به گسترش آن اقدام کردند، غزنویان و آل بویه در دو سوی مختلف و به ترتیب سیاسی و مذهبی اقدامهای چشمگیری نمودند و در دوران سلجوقیان به صورت یک
۲۲۶
تاریخ هنر
باززایش ادبی و هنری فراگیر از مرزهای ایران فراگذشت و به دیگر قلمروهای اسلامی، حتی تا آفریقا نیز نفوذکرد.
از دوران با عظمت محمود و مسعود غزنوی تنها ویرانههای لشکری بازار برجا مانده است که در محدودهای به وسعت چهارده کیلومتر مربع (۷۷۲ کیلومتر) ساخته شده و در حقیقت یک شهر بزرگ و جدید بوده است. لشکری بازار از یک میدان بزرگ مرکزی، یک کاخ وسیع به وسعت دوازده هزار و هشتصد متر مربع (۱۶۰*۸۰ متر)، یک حیاط مرکزی وسیع و چندین حیاط فرعی، یک تالار پذیرایی به تقلید از آپادانای تخت جمشید و کاخ فیروز آباد است، یک مسجد،بازار و تعداد زیادی خانههای شخصی بزرگان درباری و باغها و کوشکها و نهرها و چشمهسارها، تشکیل شده است وهمه اینها یک مجموعه را میسازد که براساس یک محور طراحی شده ونشان میدهد که نقشه شهرسازی آن پیش از آغاز بهکار تهیه شده بوده است. نکته شایان توجه این است که دراین مجموعه اکثر خانهها و واحدهای ساختمانی به شیوه مساجد چهار ایوانی، با چهار ورودی شبیه ایوانهای نسبتاً کوچکتر ساخته شدهاند. تزئینات گوناگون این مجموعه شامل گچبریها و نقاشیهای دیواری به شیوهی ساسانی است که امروزه صدمههای زیادی دیدهاند. ساختمانهای مسکونی با ۴ ورودی در نیمهی دوم سدهی چهارم هجری و آغاز سدهی پنجم در لشکری بازار نشان بارز دیگری بر این است که پیش از اینکه مساجد و مدرسههای چهار ایوانی همگانی شود و از مرزهای ایران نیز فراگذرد، در ایران خاوری کاملاً رواج داشته است. از زمان محمود و مسعود غزنوی فقط ۲ برج باقی مانده که به اهمیت برج قابوس نیست، ولیکن تزیینات فراوان و زیبا دارد. آنچه که بهتر حفظ شده است بقعهی آرامگاهی، ارسلان جاذب در سنگبست است با ساختمانی برپا شده بر سکویی چهارگوش و براساس چهارتاقیهای ساسانی با گنبدهای نیمکروی با یک مناره،که احتمالاً منارهی دیگری نیز داشته است؛ زیرا این منارهی پابرجا، در زاویهی ساختمان افراشته شده و سطح آن آجرکاری است و انتهای آن به مقرنسهایکوچکی، پیش از برپایی اتاق بالایی، پایان میگیرد. بقعه، ۴ ورودی با تاقهای شکسته و نوک تیز ایرانی دارد و مکعب تالار با حذفگوشهها با قوسهایگوشوارهها، گنبد نیم کروی را، که بلندتر ازگنبد آرامگاه امیراسماعیل است، برپا داشتهاند.(شکل ۱۳۳)
ایران پس از اسلام تا...
۲۲۷
شکل ۱۳۳. بقعه و منار ارسلان جاذب در سنگبست
از دوران مسعود غزنوی جز یک برج آرامگاهی چیزی نمانده است؛ هرچند که تاریخ گواه بر آن است که او نیز تأسیساتی مانند لشکری بازار برای خود بنا کرده بود.
از آلبویه نیز، به جز بخشی از مسجد جمعه (جامع) اصفهان و بقعهی دوازده امام یزد، چیزی برپا نیست. معماری بقعهی دوازده امام یزد، که در سال ۴۱۵هش بنا شده است درآمدی است بر معماری با عظمت دوران سلجوقیان. در این ساختمان، مسئلهی قرار دادن گنبد بر روی چهارگوش، بهتر از بناهای دیگری که از آنها سخن رفته کاملاً حل شده است.گنبد کمی کوتاه است، ولی گوشههای مکعب بنا اینجا با زیبایی و اصول فنی بهتری مکعب را به چند پهلو تبدیل کردهاند.گوشوارههای سه پر آرامگاه امیراسماعیل کمی خشن ولی محکم هستند. در اسنگبست این قسمتها بلندتر و ضعیفتر شدهاند، ولی در بقعهی دوازده امام از راهحلی دیگر استفاده شده که بسیار درخور توجه است. داخل هر گوشه از سه قاب قوسی شکل تشکیل گردیده که با یک نیمگنبد نسبتاً گود تقویت شده و به دو قاب کم گود ربع گنبدی متصل شده است. همهی اینها در طرف بیرون و به سوی بالا با هم یکی شده و گنبد را نگهداشتهاند. این راهحل ساده و گستاخانه و نیرومند است و همین راهحل است که در دوران سلجوقیانکامل شده و مبنایگنبدهای اسلامی ایران میگردد.
۲۲۸
,
تاریخ هنر
در دوران آلبویه مساجد و کتابخانههای فراوانی برپا شده بود که اکنون آثاری از آنها نیست و تهاجم مغول همهی آنها را از میان برده است. تاریخ گواه بر آن است که کتابخانهی بزرگ عضدالدوله در شیراز ۳۶۰ اتاق داشته که هریک به شکلی و با آذینی متفاوت و سبک متفاوتی بوده است. و دیگر بنای بیمارستانهاست که استخری نیز از آنها، و بویژه از بیمارستان فیروزآباد، سخن گفته است.