پرش به محتوا

انواع خانواده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Setayesh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Setayesh (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۶۰: خط ۶۰:


== مآخذ ==
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
فرخجسته، هوشنگ ( 1382). کتاب ایران: خانواده. [https://iranology-e.ir/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%B1 تهران]: [https://www.icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی]، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی- بین المللی.
== نویسنده مقاله ==
هوشنگ فرخجسته
[[رده:خانواده]]

نسخهٔ ‏۸ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۳۴

ساختار و عده افرادِ خانواده با توجه به شرایطِ خاصِّ جوامع مختلف، شکل‌هایِ گوناگونی به خود می‌پذیرد. بدین‌لحاظ، در یک تقسیم‌بندیِ کلّی، می‌توان گونه‌هایِ زیر را در جوامع تشخیص داد:[۱]

خانواده زیستی:[۲] به خانواده‌ای اطلاق می‌شود که از مشروعیّتِ اجتماعی برخوردار است، امّا پدر و مادر صرفا به صورتِ والد و والده ایفایِ نقش می‌کنند و به صِرفِ داشتن رابطه زیستی با فرزندانشان، فاقدِ توان یا قصدِ حضانت از آنها هستند. در این خانواده، هرچند که فرزندان از خون و تبارِ پدر و مادرند، امّا آن دو برای اجتماعی کردنِ آنها هیچ اقدامی نمی‌کنند و در این خصوص احساس مسئولیت نمی‌کنند.[۳]

خانوادة مرکب:[۴] گروهی اجتماعی، شامل دو یا چند خانواده هسته‌ای است که در یک خانه زندگی کنند؛ مانندِ یک خانواده چند زنی.[۵]

خانواده زن و شوهری:خانواده‌ای است که در آن بر روابطِ زن و شوهر تاکید می‌شود نه بر روابطِ میانِ خویشان به معنایِ گسترده کلمه. برخی این نوع خانواده را با خانواده هسته‌ای مترادف می‌دانند. در خانواده زن و شوهری، استقلالِ طرفین بستگی دارد به فاصله مکانی آنها از خانه والدینِ زن یا شوهر و گذرانِ زندگی در خانه‌ای مستقل.[۶]

خانواده گسترده:[۷] به خانواده‌ای اطلاق می‌شود که در درونِ آن، چند نسل با یکدیگر زندگی می‌کنند.گسترشِ چنین خانواده‌ای به شکلِ عمودی با ورودِ عروس به خانه مرد و به طور افقی با افزوده شدنِ اقربا صورت می‌پذیرد. این نوع خانواده به طورِگسترده در جوامع بنیادگرفته بر اقتصادِ کشاورزی وجود دارد و عموما فاقدِ قدرتِ تحرکِ جغرافیایی است. به نظرِ برخی جامعه‌شناسان «خانواده گسترده در جوامع یا بخش‌هایی از جامعه رواج دارد که با دشواری‌های اقتصادی روبرویند. در چنین جوامعی، اعضایِ خانواده برایِ ادامه حیات ناچارند که با یکدیگرکارکنند و به همدیگر یاری رسانند و از منابع اقتصادی و غذایی خانواده مشترکا استفاده‌کنند».[۸] خانواده گسترده به دو صورتِ «مادر - تباری» و «پدر - تباری» یافت می‌شود. خانواده «مادر - تباری»، خانواده گسترده‌ای است که از مادر و دختران و پسران و فرزندانِ دختران تشکیل شده است؛ پدر در امورِ خانواده دخالتی ندارد و برادرِ مادر رئیسِ خانواده به شمار می‌آید. خانواده «پدر - تباری» نیز خانواده گسترده‌ای است مرکب از پدر و پسران و دختران و فرزندان پسران،که مادر در آن اهمیتی ندارد. از مشخصاتِ خانواده «مادر - تباری» ان است که به اقتضایِ خویشاوندیِ یک سویه، معمولا نام فرزندان از نام مادرگرفته می‌شود. جامعه‌شناسان به این فرایند «مادر - نامی» گویند. در خانواده «پدر - تباری» نیز نام فرزندان از نام پدر برمی‌آید که آن را «پدر - نامی» خوانند. خانواده‌هایِ گسترده، به اقتضایِ خویشاوندیِ یک سویه موجود، در محلِ اقامتِ مادر یا پدر سکونت می‌کنند. در صورتِ استقرارِ خانواده در موطنِ مادر، با پدیده «مادر - بومی» روبرو هستیم و اگر خانواده در اقامتگاهِ پدر سکونت‌گزیند، خانواده «پدر - بومی» به شمار می‌رود. معمولا خانواده‌هایِ «پدر - تباری» همیشه «پدر - بومی» هستند، امّا خانواده‌هایِ «مادر - تباری» گاهی «مادر - بومی» و گاهی «پدر - بومی» هستند. آگ برن و نیم‌کُف از تحقیقی یاد کرده‌اند که درباره ۲۵۰ جامعه ابتدایی زنده و مرده انجام پذیرفته و نشان داده شده است که ۱۴۶ جامعه از این ۲۵۰ جامعه، «پدر - بومی» و بقیه «مادر - بومی» بوده‌اند.[۹] با توسعه جوامع و تغییرِ شیوه‌هایِ تولید، پیوندهایِ خانواده گسترده نیز بیش از پیش سست‌تر شده است. جامعه‌شناسان درباره علّتِ ایر رخداد، سه دلیلِ زیر را ذکر کرده‌اند:

  1. نیاز فرد به تحرکِ جغرافیایی در یک جامعه شهری؛
  2. جایگزینیِ‌گروه‌هایِ رسمی به جایِ گروه‌هایِ نَسَبیِ سنّتی در کمک به افراد برایِ حلِّ مسائلشان؛
  3. امکانِ دستیابی افراد به منزلتِ دلخواهشان باکار و تلاشِ خود و کم شدنِ وابستگیِ افراد به خانواده برایِ تعیینِ پایگاه اجتماعیشان.[۱۰]

خانواده پیوسته:[۱۱] این خانواده که نمونه خاص آن در هند مشاهده شده است،[۱۲] براساسِ اصولِ زیر تکوین یافته است:

  1. کوشش در راه عدم تجزّیِ دارایی‌هایِ خانه، به ویژه زمین؛ می‌دانیم که در صورتِ تقسیم زمینِ‌کشاورزی، در خلالِ به ارث رفتن در چند نسل، این زمین از حیّزِ انتفاع ساقط خواهد شد و پاسخگویِ نیازهایِ یک خانواده نخواهد بود. افزون بر این، با قطعه‌قطعه شدنِ زمینِ کشاورزی، استفاده از وسایلِ گران‌قیمتِ صنعتی در آنها مقرون به صرفه نخواهد بود. پس در خانواده پیوسته، که فرزندان به‌رغم جدا بودن از یکدیگر باز هم عضرِ خانواده محسوب می‌شوند، از چند قطعه شدنِ زمین کشاورزی جلوگیری می‌شود
  2. کوشش در راه تقویتِ مردسالاری؛ چنان که در هند نیز تا سال ۱۹۵۶ م فقط فرزندانِ ذکور می‌توانستند وارثِ اموال باشند؛[۱۳]
  3. کوشش در راه پیرانسالاری؛ از آنجا که در خانواده پیوسته، سنِ افراد منشاء قدرت و احترام آنها به شمار می‌رود، خودبه‌خود پیرترین فردِ خانواده در راس قرار می‌گیرد.

خانواده مادر مرکز:[۱۴] این خانواده که در برابرِ خانواده پدر مرکز[۱۵]قرار دارد، خانواده‌ای است که در آن زن اهمیّتِ بیشتری دارد و نظرش در اتخاذِ تصمیماتِ مهم، در امورِ اساسیِ مربوط به خانه، صائب است.

خانواده پدر مرکز: خانواده‌ای است که در آن مرد از اهمیّتِ والاتری برخوردار است و اتخاذِ تصمیماتٍ مهم با اوست.

خانواده فرزند مرکز: خانواده‌ای است که فرزندان در آن ارزشی محوری دارند و این به‌رغم تعدادِ اندکِ آنها، هزینه‌هایِ بالای پرورش و عدم کارِ اقتصادی‌شان در خانه است.

باید توجه داشت که در سه نظام فرزند مرکزی، مادر مرکزی و پدر مرکزی، هرم قدرت در خانواده عمودی نیست و این از جمله تفاوت‌هایِ این خانواده با خانواده «پدرسری» یا «مادرسری» است. در سه نظام یاد شده، برخلافِ خانواده‌هایِ «پدرسری» و «مادرسری»، تصمیماتِ اتخاذ شده بدونِ چون‌وچرا پذیرفته نمی‌شوند و منزلت یا وضع فرد انتسابی نیست. و این بدان معنی است که د به صرفِ مرد یا زن بودنش ارزش‌گذار به حساب نمی‌آید، بلکه این کارایی اوست که شان و زلت و جایگاهش را در خانواده مشخص می‌کند.

خانواده راه‌یابی:[۱۶] خانواده‌ای است که شخص از آن برمی‌خیزد. نام دیگر این نوع خانواده، «خانواده خاستگاه» است.

خانواده فرزندزایی:[۱۷]خانواده‌ای است که خودِ فرد با ازدواج بنا می‌کند.

خانواده ناقص:[۱۸]خانواده‌ای است که فقط با یکی از والدین (پدر یا مادر) ادامه حیات می‌دهد. این نوع خانواده عموما به دو شکل «پدرسری» و «مادرسری» یافت می‌شود:

«پدرسری»: نوعی از خانواده ناقص است‌که در آن یک مرد حکومت می‌کند و بدین‌سان نه تنها در خانه حاکمیت دارد، بلکه انتقالِ میراث و اقتدارِ او بر اموال نیز محرز است و به‌طورِکلی تفویضِ اقتدارِ در خانه از هر جهت به رئیسِ مرد باز می‌گردد.

«مادرسری»: نوعی از خانواده ناقص است که در آن زنان بر امور تسلط دارند و نسب، میراث و جانشین از طریقِ مادر مشخص می‌شود؛ ازدواج شکل مادر - بومی دارد و تسلط بر فرزندان توسطِ مادر یا اقوام او صورت می‌پذیرد.[۱۹]

خانواده پدر - مادری:[۲۰]خانواده‌ای است که دورانِ پایانی حیاتش را می‌گذراند و از جهاتی مشابه با اوّلین چرخه خانواده است. به هنگام ازدواج دو فرد با یکدیگر، در نخستین دورانِ خانواده، آنها فاقد فرزند هستند. با به دنیا آمدنِ فرزندان، مرحله دوّم تکوین خانواده تجلّی عینی می‌یابد. در جوامع جدید، با بسط تحرکِ جغرافیایی و نیز به دلیلِ نو مکان بودنِ خانواده‌هایِ نوپا، فرزندان خانه پدر و مادر را ترک می‌کنند و به این ترتیب والدین به دورانِ تنهاییِ نخست باز می‌گردند. چنین خانواده‌ای را در اصطلاح «پدر - مادری» می‌نامند. با این حال، هرچند که در ظاهر به نظر می‌رسد خانواده به مرحله نخستینِ خود بازگشته است، امّا در عمل چنین نیست؛ چرا که شبکه روابطِ خانواده دگرگونی عمیقی یافته است، سنٍ زوجین بالاتر از پنجاه‌سال است و اقتضایِ نحوه گذرانِ حیات را به صورتی دیگر دارند.[۲۱]

خانواده ستاکی:[۲۲]مفهومی است که نخستین بار توسط لوپله [۲۳]مطرح شد. در این نوع خانواده، همان‌طور که از نامش بر می‌آید،[۲۴]دوریِ اعضاء خانواده مترادفِ ترک خانواده از جانبِ آنها نیست. در جوامع جدید، با توجه به دگرگونی‌هایِ ساختی، جوانان به شهرها یا مناطقِ دوردست می‌روند تا به کار مشغول شوند، امّا همواره در همه لحظاتِ حساس در خانه حضور می‌یابند. بر این اساس، مشخص است که آنها دوریِ جغرافیایی و بُعدِ مسافت را به منزله قطع علایقِ متقابل تلقّی نمی‌کنند و درحقیقت به‌رغم دوری، عضوِ ساکنِ در خانه محسوب می‌شوند. در خانواده ستاکی، هرم قدرت افقی است و پیوندها عاطفی. لوپله، این خانواده را بهترین نوع خانواده می‌داند.[۲۵]

خانواده هسته‌ای:[۲۶]خانواده‌ای است کوچک، متشکل از زن و شوهر و فرزندانشان. برخی این خانواده را با خانواده «زن و شوهری» مترادف دانسته‌اند؛[۲۷]درحالی که به‌زعم عده‌ای از جامعه‌شناسان، خانواده «زن و شوهری» فاقدِ فرزند به شمار می‌آید. دکتر باقر ساروخانی، مشخصاتِ اصلی این خانواده را به قرارِ زیر برشمرده است:[۲۸]

  1. محدودیتِ ابعاد خانواده از نظرِ اسلاف؛ خانواده هسته‌ای معمولا از والدین یا اقوام زوجها جدا زندگی می‌کند؛
  2. محدودیتِ خانواده از نظرِ تعدادِ فرزندان؛ خانواده هسته‌ای به حسبِ معمول با تعدادِ اندکی از فرزندان تشکیل می‌شود و در برخی موارد به جهتِ کمیِ زادوولد می‌بینیم که در جایگزینی نسل دچارِ اشکال می‌شود؛
  3. افقی بودنِ هرم قدرت؛ در خانواده هسته‌ای، عموما تصمیماتِ اساسیِ خانه از طریقِ گفت‌وگو و تبادلِ‌نظر اتخاذ می‌شود. جامعه‌شناسانی مانندِ پارسونز، چنین خانواده‌ای را به همین دلیل بسیار عقلانی می‌دانند. چرا که در جریانِ گفت‌وگویِ خانواده، همواره با حاکم بودنِ عقل و منطق، حقِ تصمیم‌گیری در اتخاذِ تصمیمات اساسی با آن فرد خواهد بود که دارایِ منطقِ قوی‌تری است؛[۲۹]
  4. نومکانی: خانواده هسته‌ای معمولا در محلی جدا از والدین یا اقوام زوجها تشکیل می‌شود و همین امر در افقی شدنِ هرم قدرت موثر است.

با این حال، هرچند که خانواده هسته‌ای به دلیل برخورداری از امکان بالای تحرک جغرافیایی از سازگاری بیشتری با جامعه جدیدِ صنعتی برخوردار است، امّا، جدایی جوانان از پیران و تنها گذاردنِ آنها در این نظام،گاهی موجب اعتراضاتی نیز شده است.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. این تقسیم‌بندی نه تنها در موردِ جوامع مختلف، بلکه درباره گونه‌هایِ مختلفِ خانواده در یک جامعه، در طولِ دوره مشخصی از حیاتِ اجتماعیِ آن نیز صادق است.
  2. Biological Family
  3. باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، صص 137-136.
  4. Composite Family
  5. یک خانواده گسترده نیز در شرایطی معیّن، می‌تواند به این نام خوانده شود.
  6. باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، ص 137.
  7. Conjugal Family
  8. بروس کوئن، در آمدی به جامعه‌شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: نشر فرهنگ معاصر، ۱۳۷۱، ص 137.
  9. آگ برن و نیم کوف، زمینه جامعه‌شناسی، ترجمه و اقتباس امیرحسین آربان‌پور، تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۳، ص ۴۰۵.
  10. بروس کوئن، در آمدی به جامعه‌شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: نشر فرهنگ معاصر، ۱۳۷۱، ص 130.
  11. Joint Family
  12. از این جهت، بدان خانواده هندی نیز اطلاق می‌شود.
  13. نی.بی. باتومور، جامعه‌شناسی، ترجمه سیّدحسن منصور و سیّدحسین حسینیِ کلجاهی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۰، ص ۱۹۵.
  14. Matricentric Family.
  15. Patricentric Family
  16. Family of Orientation.
  17. Family of Procreation
  18. Single Parent Family
  19. Radcliffe Brown, A.R; Structure and Function of in Primitive Society, London, 1952, p. 22.
  20. Parental Family
  21. باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، ص 141.
  22. Stem Family
  23. Le Plae
  24. ستاک از نظرِ لغوی، ساقه درخت را در ذهن متبادر می‌سازد.
  25. هانری مندراس، مبانی جامعه‌شناسی، ترجمه باقر پرهام، تهران: امیرکبیر ۱۳۶۹، ص ۲۴۴.
  26. Nuclear Family
  27. بروس کوئن، در آمدی به جامعه‌شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: نشر فرهنگ معاصر، ۱۳۷۱، ص ۱۲۷.
  28. باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، ص 128.
  29. آندره میشل، جامعه‌شناسی خانواده و ازدواج، ترجمه فرنگیس اردلان، تهران: دانشکده علوم اجتماعی و تعاون، ۱۳۵۴، ص ۱۱۵.

منبع اصلی

فرخجسته، هوشنگ ( 1382). کتاب ایران: خانواده. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی- بین المللی.

نویسنده مقاله

هوشنگ فرخجسته